userinfo close

  ,

تصاویر متحرک


motion_picture

تاسیس: 12 آبان 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: سوسن آلالیما - معاونان
>>> فضایی برای فعالیت علاقمندان به سینما و ادبیات جهان <<<
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
1612
9879
90/12/24 (10:44)
122
1269
90/8/17 (12:40)
202
1994
90/3/5 (19:29)
527
4103
90/2/28 (10:49)
37
303
90/2/11 (22:05)
83
1127
90/1/17 (20:49)
15
213
89/12/29 (15:52)
1012
7196
89/12/24 (16:44)
45
447
89/12/12 (21:31)
54
438
89/12/8 (08:41)
147
1341
89/11/29 (00:30)
14
112
89/11/27 (13:29)
77
1198
89/11/26 (19:37)
26
407
89/11/21 (13:49)
517
5448
89/11/5 (23:37)
98
711
89/10/13 (16:26)
6
80
89/10/8 (20:18)
14
178
89/10/8 (14:35)
65
607
89/9/30 (17:09)
11
90
89/9/28 (22:29)

عنوان بحث :: این بحث را 7 نفر دنبال می کنند.

 م ن , hermes27
م ن - 13:45 1389/10/1

»> نـوشتن و نقـد داستـان کــوتاه (نقد داستان...)*

 

دوستان داستان نویس و علاقمندان به داستان کوتاه!

سعی داریم با همکاری شما عزیزان برنامه ای بریزیم و نوشته هامونو بذاریم تا بقیه نظر بدن و اشکالاتمون برطرف بشه.  من پتانسیل این کلوب رو قبلا دیدم واسه نوشتن داستان کوتاه، می تونیم توی این فضایی که به هیچ عنوان خوب پرداخت نمی شه روی مسئله داستان کوتاه، نمونه باشیم.

 

برنامه های پیش رو:

 

بحثی برای آموزش و نقد و بررسی داستان کوتاه.

نقد داستان کوتاه هفتگی از اعضای کلوب،

نقد داستان کوتاه ماهانه خارجی،

آشنایی و بررسی زندگی و آثار نویسندگان برجسته ایران و جهان.

معرفی آثار تازه چاپ شده از نویسندگان داخلی و خارجی.

برگزاری مسابقات داستان نویسی.

و ...

 

 

داستان این هفته برای نقد : ""

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برای مطالعه داستان به لینک زیر مراجعه شود!

 

 

منتظر نظراتتون هستیم

 

برای مطلع شدن از اخبار جدید ادبی و تغییرات بحث داستان نویسی، گزینه "دنبال می کنم" را از گزینه های پایین فعال کنید

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
سینا فتحی یونسی , sinametal
سینا فتحی یونسی - 13:13 1389/11/15
77
نه من بیشتر یه مصرف کننده احمقم. البته داستان کوتاهای زیادی گفتم تو مغزم. بیشتر از یک ساعت حتی. ولی وقتی خواستم بنویسمش احساس نفرت شدیدی نسبت به کیبورد بهم دست داده.
سینا فتحی یونسی , sinametal
سینا فتحی یونسی - 10:45 1389/11/15
76
البته منم قبول دارم که چیز خیلی خوبی نیست. بعداز خوندن اون آیتم بود که اومدم اینجا دیدم بسی سوت و کور شده گفتم بزارم که یه کم گرم شه بحث دوباره.

خودت چیزی ننوشتی بزاری؟
سینا فتحی یونسی , sinametal
سینا فتحی یونسی - 21:57 1389/11/14
75
علیرضا روشن شاعره. یه کتابشم فک کنم چاپ شده باشه تو فرانسه. تو گودر فالوش میکنم. یه سرچ ازش تو اینترنت بزنید.

 من از همون جهشه خوشم اومد.
ا ا , hametaled
ا ا - 02:04 1389/11/14
74
به نظر من خیلی مسخره بود. و سطحی. 
سینا فتحی یونسی , sinametal
سینا فتحی یونسی - 23:55 1389/11/13
73
مرد حمام بود. زن آشپزخانه بود. کودک مدرسه بود. از حمام صدای آب که به تشت بریزد می‌آمد. از آشپزخانه صدای آب که به سینک بریزد می‌آمد. زن گفت:
- ساعت شد دوازده ... بجنب
بچه ساعت دوازده از مدرسه تعطیل می‌شد. زن گوش تیز کرده بود جواب مرد را بشنود. نشنید. شیر آب را بست. از حمام صدای آب که به تشت بریزد، بلندتر ‌‌آمد. زن گفت:
- مگه با تو نیستم؟
صدای آب می‌آمد. زن به برنج‌ها که قاطی غل‌غل آب می‌جوشیدند نگاه کرد. گفت:
- مسعود؟!
صدای آب نیامد. مرد شیر را بسته بود. خانه سکوت شد. از بیرون صدای ماشین آمد. زن گفت:
- مسعود!
پاسخی نیامد. زن رفت دم حمام. دستش به دستگیره‌ی در، باز نکرد. گفت:
- مگه کری؟
پاسخی نیامد. زن دستگیره را مشت کرد و پایین داد. در ِ حمام قفل بود. زن جیغ کشید:
- مسعود ... مسعود...
مرد جواب نداد. زن گوش به در چسباند و دقیق شد. باز از بیرون صدای ماشین آمد. زن اه اه کرد. زن به ساعت نگاه کرد. پنج دقیقه مانده بود دوازده بشود. زن گفت:
- بچه دیر بشه می‌ترسه ... مسعود ... مسعود
مرد جواب نداد. حمام سکوت بود. خانه سکوت بود. زن گفت:
- می‌رم دنبال ایلیا. سر بزن برنج شفته ن‌شه. آبکشش کن من برگردم
مرد جواب نداد. زن با کف دست کوبید روی در حمام. گفت:
- خیلی گهی
مرد جواب نداد. زن دامن ِ بلند تن داشت. شلوار نپوشید. مانتو تن کرد. شال روی سر انداخت. لب‌هاش بی‌رنگ و پوست پوست بود. پریود بود. صورتش لکه‌لکه جای جوش بود. به در ِ بسته‌ی حمام نگاه کرد و رفت سمت ِ در ِ راهرو. پا توی کفش کرد و ایستاد. مکث کرد. و بیرون رفت. در را بست. خانه سکوت بود و از بیرون صدای ِ دور شونده‌ی ِ برخورد پاشنه‌ی ِ کفش‌‌های ِ زن با سنگ ِ پله‌ها می‌آمد.
مرد، لخت، از حمام بیرون آمد. رفت آشپزخانه.ِ قابلمه‌ی برنج را میان آبکش که توی سینک بود وارونه کرد. برنج‌ها را آب کشید. توی قابلمه ریخت. پیاله‌ای روغن‌ روش خالی کرد. قابلمه را گذاشت سر اجاق. شعله را کم کرد. از بیرون صدای ِ‌ بچه آمد. با مادرش حرف می‌زد. مرد برگشت حمام. و در را بست. قفل کرد. زن داخل آمد. کودک داخل آمد. زن رفت آشپزخانه. قابلمه را سر ِ اجاق دید. زن به بچه گفت:
- برو دستتاتو بشور مامان. لباساتم عوض کن
بچه گفت:
- چشب
و گفت:
- مامانی بابا کجاس؟
زن وقتی شال از سر برداشت که می‌رفت توی اتاق. مانتو در اتاق از تن کند. و برگشت آشپزخانه. روغن توی تابه ریخت. زیرش را روشن کرد. گفت:
- حموم
بچه اتاق بود. بچه از اتاق گفت:
- مامانی بچه چطوری درست می‌شه؟
زن گفت:
- امروز دیکته داشتی ... دفترتو بیار نشون بده ببینم
و خطاب به مرد گفت:
- نمی‌خوای بیای بیرون؟ بچه‌رم آوردم. دیگه مرگت چیه؟
مرد بیرون آمد. لخت بود. لخت ِ لخت. بچه زد زیر خنده. گفت:
- مامان! بابایی‌رو
مرد آلتش را در مشت گرفت و به بچه نشان داد. گفت:
- با این دنیا میاد
بچه بلندتر خندید. لای ِ خنده گفت:
- مامان! بابایی رو
مرد گفت:
- باباها اینو می‌کنن لای پای مامانا بچه به دنیا میاد
زن از آشپزخانه بیرون آمد. مرد را که دید جیغ کشید. مرد رفت سمت ِ زن. زن پس‌پسکی رفت. مرد گفت:
- الان نشونت می‌دم بابا
مرد مچ دست ِ زن را گرفت. کشیدش سمت ِ خودش. زن فحش داد:
- کثافت ... کثافت
بچه نگران شد. گفت:
- مامانو اذیت نکن بابایی
مرد گفت:
- مامانا خوششون میاد. از درد خوششون میاد
زن جیغ کشید. باز. مرد دهان ِ زن را گرفت و او را هل داد روی کاناپه. گفت:
- نگاه کن. این‌طوری ...
مرد یک دستش روی دهان زن، لیفه‌ی‌ دامن زن را گرفت. گفت:
- بیا جلو بهتر ببینی بابا
زن کبود شده بود. نفس نمی‌توانست بکشد. رگ‌های پیشانی‌اش ورم کرده بود. بچه گریه کرد. مرد گفت:
- گریه نکن ایلیا. مامانی خوشش میاد
بچه رفت آشپزخانه. گریان رفت. مرد لای پای ِ زن را به زور باز کرد. زن راه نمی‌داد. مرد دستش را از روی دهان زن برداشت. زن بلند بلند جیغ می‌زد. همسایه‌ها را صدا کرد. مرد آرام گفت:
- فکر می‌کنن داریم دعوا می‌کنیم. هر چی دلت می‌خواد جیغ بزن
مرد پای زن را گشود و شورتش را کنار داد و آرام‌تر گفت:
- مال ِ مامان سوراخ داره. بیا ببین بابایی. مال بابا باید بره تو این سوراخ
زن فرصت کرد و صورت مرد را چنگ کشید. دو دستی. پوست ِ صورت ِ مرد از پیشانی تا روی پلک‌ها و گونه‌ها، زیر ناخن‌های بلند زن لوله شد. مرد خندید و گفت:
- چرا چنگ می‌گیری؟ مگه دارم تجاوز می‌کنم؟
و فرو کرد. زن گریه کرد، بلند بلند. مرد فرو کرد و درآورد و فرو کرد. زن ناله می‌کرد و اشک می‌ریخت. از جای ناخن‌های ِ زن روی صورت ِ مرد خون جوشید. نقطه نقطه، و جاری شد. بچه با تابه‌ی ِ روغن ِ داغ از آشپزخانه بیرون آمد. روغن را وارونه کرد روی کمر ِ مرد. مرد نالید و بلند شد. خط ِ روغن لای ِ باسنش رفته بود. بچه گریه می‌کرد. مرد فریاد زد. رفت سمت ِ‌ بچه. بچه خپ کرد گوشه‌ی دیوار. مرد صورتش را مشت کرد و آرام گفت:
- چرا منو سوزوندی بابا؟ من که کاری نکردم!؟
بچه ته‌مانده‌ی روغن را با تابه ول داد طرف مرد. مرد جا خالی داد. تابه خورد به ویترین. مرد گفت:
- گریه نکن بابایی ...
زن ناغافل با لگد زد به کمرِ مرد. مرد به زن نگاه کرد. گفت:
- من می‌خواستم جواب سوالشو بدم
گفت و رفت سمت ِ در ِ راهرو. در را باز کرد و رفت به راهرو و در را بست. زن دوید و در را قفل کرد و برگشت سمت ِ کودک. سر ِ بچه را بغل گرفت و به صدای ِ مرد که لخت و عریان دور می‌شد گوش سپرد:
- لک لک دروغه. کلاغ دروغه. چرا نمی‌شه راست گفت؟
صدای ِ مرد دور شد و دیگر نیامد. خانه سکوت شد و در سکوت صدای ِ تیک تیک ثانیه‌شمار ِ ساعت دیواری آمد.

علیرضا روشن
سینا فتحی یونسی , sinametal
سینا فتحی یونسی - 21:42 1389/11/11
72
میشه ماله خودمون نباشه؟ 
مانا ن , mana_n
مانا ن - 11:47 1389/11/2
71

من فکر کردم منظورم از لذت چیه؟........خوب  نمیدونم  این مفهوم یه جورایی معمولا به دو طرف نیاز داره تا عادلانه باشه  (کاری ندارم به اینکه معمولا بیشتر لذتهای اطرافمون خیلی سادیستی وار یک طرفه هستند)

ببین  فکر می کنم میلاد م  درست متوجه شده  بود همه چیزو خیلی زیاد شخصی می کنی   (ما همه به اندازه کافی درگیر مبارزه های  شخصی  تو دنیای واقعی هستیم  که بهتره دیگه اینجا از خیرش بگذریم)مثلا من نقد تو رو نقد نکردم نظر خودمو گفتم

حالا حتی اگر با مفاهیم تو در تضاد بود چرا  باید ازش دفاع کنی  یا به متنت ایمان نداری یا به خواننده ؟  دریدا  می گه متن بافت پایان ناپذیری از معناهای ناتمامه پس به ما (خواننده هات ) امکان   لذت کشف معنای درونی (که واحد و ثابت  هم نیست)  متنتو بده ( این همون لذت دو طرفه است )  و همینه که  مای خواننده رو با توی نویسنده در یه سطح قرار میده  تو از آسمون به زمین می آیی   دیگه حس میکنی نگران نویسنده های جوان نیستی چون حتی اگر در وجود حقیقت واحد شک نکردی فهمیدی راههای رسیدن به حقیقت فراوانند

پ.ن  یه چیزی .. تعریفو تمجید الکی تو کارم نیست من داستان حامدو (که اسمشم تازه یاد گرفتم ) واقعا دوست داشتم و  راستش اصلا برام مهم نیست که ممکنه بزنه  به جاده خاکی  مسیر عوض می کنه یا هر چی ... من فقط و فقط  و فقط خواننده بودم 

مانا ن , mana_n
مانا ن - 10:46 1389/10/30
70

اتفاقا محمد جواد تو پست قبلیش به نکته ایی اشاره کرد که منو یاد  بچگیم انداخت که پسر همسایمون برام می خوند دخترا موشن....پسرا شیرن ........(من یار کمکیش تو بازی 21 بودم و بدون من بیش تر وقتا می باخت ......و این شعر برام یه جورای  یاداوره ابراز  محبت و درخواست کمکه) پس با هاش حال کردم

----------------------

اصلا عادت ندارم که این طوری بنویسم

ولی فکر می کنم این بحث زمانی خوب پیش می ره  که بخوایم ازش لذت ببریم   و یه کمی هم شنونده  صرف بودن رو تمرین  کنیم

ا ا , hametaled
ا ا - 04:25 1389/10/30
69
من پست آخرم رو حذف کردم. با ادامه بحث هم موافقم.
مرتضی  , irooni
مرتضی - 20:08 1389/10/28
68
این بحث که خیلی فعال بود، چی شد پس همه رفتن؟ داشتیم یاد میگرفتیم
میلاد م , miladsar
میلاد م - 03:48 1389/10/27
67
اول انسجام رو تعریف کنید و دلایل وجود نداشتن انسجام رو به صورت واضح نشون بدید ، بعد در مورد عدم انسجام صحبت خواهیم کرد .
میلاد م , miladsar
میلاد م - 03:53 1389/10/26
66
از دوستانی که زحمت کشیدند و متن رو خوندن و نظر دادند تشکر میکنم

من حرف خاصی ندارم.


الهه  , elahe___
الهه - 00:02 1389/10/25
65

سلام دوستان..

 

البته من در جایگاهی نیستم که داستان نقد کنم...ولی میخواستم نظرمو بگم... داستان "دخترک" اصلا جالب نبود...نوع نگارشش بد نبود...ولی اصلا موضوعش جالب نبود...یه جورایی در انتهای متن خواننده احساس رضایت نمیکرد از اینکه وقت گذاشته و داستانو خونده...(ببخشید که من انقدر صریح گفتم)

 

موفق باشید...

سینا فتحی یونسی , sinametal
سینا فتحی یونسی - 15:24 1389/10/24
64
خوب بود. 4.5 از 10
ا ا , hametaled
ا ا - 01:27 1389/10/20
63
نقل قول از : سوسن آلالیما

بچه ها با محمدجواد درست صحبت کنیدا... اون کارش خیلی درسته، خیلی هم وارده.


خوب چرا اینو زودتر نگفتی؟ یه لیست از اعضای کاردرست کلوب به ما بدین مواظب حرف زدنمون باشیم!
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.