userinfo close

  ,

تصاویر متحرک


motion_picture

تاسیس: 12 آبان 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: سوسن آلالیما - معاونان
>>> فضایی برای فعالیت علاقمندان به سینما و ادبیات جهان <<<
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
1612
9879
90/12/24 (10:44)
122
1269
90/8/17 (12:40)
202
1994
90/3/5 (19:29)
527
4103
90/2/28 (10:49)
37
303
90/2/11 (22:05)
83
1127
90/1/17 (20:49)
15
213
89/12/29 (15:52)
1012
7196
89/12/24 (16:44)
45
447
89/12/12 (21:31)
54
438
89/12/8 (08:41)
147
1341
89/11/29 (00:30)
14
112
89/11/27 (13:29)
77
1198
89/11/26 (19:37)
26
407
89/11/21 (13:49)
517
5448
89/11/5 (23:37)
98
711
89/10/13 (16:26)
6
80
89/10/8 (20:18)
14
178
89/10/8 (14:35)
65
607
89/9/30 (17:09)
11
90
89/9/28 (22:29)

عنوان بحث :: این بحث را 7 نفر دنبال می کنند.

ا ا , hametaled
ا ا - 17:22 1387/05/24

......حالا فعلا همینا : سوال جواب ؛ مانا ن

 

6259.gif

 

 

دلیل انتخاب این اسم برای این بحث:

- فروز:اسمش تاپیک جدید میمونه ؟
-مدیر خیلی محترم کلوب:اسم پیشنهاد بدین اما جون من نه توش "صندلی" داشته باشه نه "چایی" نه "داغ" نه "دایی" نه "لاغر" سربازی سربازی سرسره بازی سر سربازی را شکست.
-سوسن:چند عدد اسم پیشنهادی:مربای شیرین  _  نفس عمیق  _  fair play _ فندک جادوئی  _  پشت پرده مه  _  سیگار اضافه  _  آزادی مشروط _  motiontown_  free shop_   دیو و دلبر  _  آرزوهای بزرگ  _  کوهستان جادو  _  فریاد با صدا  _  ماشین غران=فرشته پران  _برکه  _  عملیات پرش بلند  _  مسواک بی خمیر  _  غارهای فراموشی  _  کمربند جبار  _  رویای نیمه شب کلوب  _  مسیر سبز و......حالا فعلا همینا
-مدیر خیلی محترم کلوب:.......حالا فعلا همینا.اسم انتخاب شد. بهترین اسمی که تو لیست بود همین بود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
درباره تاپیک:

خوب...مثلا یکی بیاد بیست تا از فیلم های مورد علاقش رو اسم ببره...بعد ملت نفری بیست تا سوال ازش بپرسن...
ها؟ ... چی شد؟ ...

interview.gif

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پست 1 تا 27 : سوال و  جواب سینمایی! با سوشیانت اَستوَتَ اِرَتَ

پست 38 تا 77 : سوال و جواب سینمایی! با علیرضا حافظی

پست 108 تا 138 : سوال و جواب سینمایی! با سوسن اِلفارران

پست 146 تا 190 : سوال و جواب سینمایی! با سامان مظاهری

پست 191 تا 226 : سوال و جواب سینمایی! با pǝɯɐɥ نام خانوادگی

پست 231 تا 267 : سوال و جواب سینمایی! با ع.ع

پست 269 تا 306: سوال و جواب سینمایی! با علیرضا الف

پست 307 تا 343: سوال و جواب سینمایی! با عزیز

پست  354 تا441: سوال و جواب سینمایی! با دکتر میلاد

پست  453 تا459: سوال و جواب سینمایی! با فروز

پست  459 472: سوال و جواب سینمایی! با علی غرقی

پست 472 تا كنون:‌ سوال جواب آزاد

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
مانا ن , mana_n
مانا ن - 09:52 1389/12/23
1012

مخمد حذف عضویت زده

از کجا می دونم؟ تو یه کلوب دیگه  دیدمش یکی از دوستاش حذف عضویت زده بود   و اونم داشت کار اونو تایید می کرد

راستش بهش گفتم حذف کردن و ترک کردن خیلی تصمیم شجاعانه ایه امیدوارم اگه یه روز تصمیم واقعی به رفتن گرفتی مثل اون طرف بتونی بی حرف اضافه این کار رو بکنی( کی گفته من پسره رو تشویق کردم حذف عضویت بزنه  اصلا این طوری نیست فقط فکر کنم یه اپسیلون ناراحتش کردم)

حالا که نیست می گم باید بهش می گفتم محمد جان پسر خوب  تو بیست سالته   بیست سالگی مثل وایسادن روی قله کوهه ازش لذت ببر   این تریپه داغون تنهای خفن سیگاریه نیچه ایی کورت کویینی رو  ول  کن  بابا  

علیرضا حافظی , pleiades
علیرضا حافظی - 09:18 1389/12/22
1011
نقل قول از : آرش آ

ببخشید چی شد یهویی ؟ اومدم سوال بزارم مثلا !! 
موافقم
محمد میم , shellman_lost
محمد میم - 22:02 1389/12/20
1010
چرا از هر کی می پرسی نظرت در مورد  دوستی و معرفت و اعتماد چیه! بیشتریا می گن آدما بی معرفتن، نمی شه بهشون اعتماد کرد و آدما نمی فهمن دوستی چیه؟ همه به بقیه ربط می دن و بقیه رو آدما خطاب می کنن و خودشو جدا می دونن!

من نگفتم بی معرفت ان . من گفتم بهشون نمیشه اعتماد کرد . و با این قضیه هم کنار اومدم . من با دیگران کاری ندارم ، کسی که اعتمادم رو جلب کنه برام ارزش بیشتری داره و قاعدتا تاثیر گذاریش برای من بیشتره .
محمد میم , shellman_lost
محمد میم - 20:50 1389/12/19
1009
> اگه تبعیدت کنن، دوست داری کجا تبعید بشی؟ یه روستای دور افتاده . نمیدونم کجا رو بگم . کاش میشد آدم رو برای تبعید ببرن استوکهلم . ولی روستای دور افتاده نیستش .:D

> بزرگترین درگیری درونی که نتونستی با خودت حل کنی چی بوده؟ اینکه آدم های اطرافم خیالی هستن یا تاثیر گذارن یا واقعین . اینکه اگر من از چیزی خوشم میاد لزوما اون چیز وجود داره یا نداره . اینکه اساسا داریم شر و ور میگیم یا نه .

> از چه چیزی بیشترین لذت رو می بری؟ فیلم دیدن . آهنگ خوب دووم متال هم خیلی لذت عجیبی داره .

>  توی برنامه روزانت چه چیزی عذابت می ده؟ اینکه برنامه بریزم درس بخونم ولی بهش عمل نمیکنم . بعضی وقتها اینکه وقتی چند تا کار با هم تداخل پیدا میکنه عذاب آوره برام .

> زندگی کدوم یکی از مشاهیر رو می پسندی؟ چجوری بوده؟ توی زندگی مشاهیر دوست ندارم فضولی کنم . باز الان بگم کرت کوبین میگن کشتی خودتو . ولی زندگی رو هیچ جوری باهاش کنار نیومد . آروم نگرفت .

> دوست داشتی چه کاری رو انجام بدی اما شرایطتت باعث شد نتونی انجامش بدی؟ چرا؟ اینکه کسی که دوستش دارم رو باز هم ببینم که نشد و فراموش شد .

> آیا دوست خوبی برای دوستانت و عضو خوبی برای خانوادت هستی؟ اون چیزی که خودت درک کردی رو بگو (با معیارهای اونها) . دوستام زیاد در مورد من چیزی نمیگن . یه ذره تنبل ام اینو معمولا میگن بهم . خواهرم میگه من تو زندگی اش خیلی تاثیر داشتم و میگه از داشتن همچین فردی خوشحاله . من هنوز ویژگی مثبت خودم رو کشف نکردم . خانواده هم معمولا منو دوست دارن و یه ذره میگن بی قاعده و بی برنامه هستی . پدرم دوست داشت من یکم بیشتر به زندگی میچسبیدم و اینا . ( هیچ وقت هیشکی رو نمیشه راضی نگه داشت . ) . دوست خوب زیاد دارم سعی کردم دوست خوبی براشون باشم . دیگه در حد توانم .

> می خوام یه چیزی که توی زندگی بهت ثابت شده رو بهم بگی، منظورم یه حقیقتیه که بهش رسیدی و بارها برات تکرار شده و برات قابل لمسه در مورد آدما و در کل دنیا! بهم ثابت شده که هیچ چیز ثابت نیست و امکان تغییر همه چی هست . بهم ثابت شده که به کسی نمیشه اعتماد کرد . بهم ثابت شده تا وقتی کار دنیا باهات تموم نشده باشه نمیتونی ازش دست بکشی . و خیلی چیزای دیگه . و بهم ثابت شده شاید من هم واقعی نباشم .

> هدفت از زندگی کردن چیه؟ به اون دنیا هم اعتقاد داری؟ اگه آره چجوریه به نظرت اون دنیا؟ اگه نه، چرا؟  فیلم ، کتاب ، هنر بهانه هایی برای تحمل بیشتر زندگی هستند . تا وقتی فیلم ندیده هست ما هم هستیم . زندگی از اول بوده و نمیتونی بگی که با مرگ چیزی تغییر میکنه . تازه تو نمیتونی ثابت کنی که اصلا میمیری . اصلا نمیتونی ثابت کنی که زنده ای . شاید بیان چوب تو آستینمون کنن بعد مرگ ولی زیاد مهم نیس . من میگم وقتی زنده بودم توانم همین بود . شماها هم نمیتونین ثابت کنین اگر جای من بودین این کارارو نمیکردین .

> چه چیزی برات چندش آوره؟ آدم پر حرف . راننده نیسان . موتور سوار . کشوری که توش زندگی میکنیم . آدم های بی فکر . تف کردن تو خیابون . داشتن رییس جمهوری خنگ تر از چی بگم . خیلی خنگ .  اینا دیدنشون هم چندش آوره .

محمد میم , shellman_lost
محمد میم - 20:32 1389/12/19
1008

> چه تفاوتهایی بین داستانهای ایرانی و غربی حس می کنی؟ فیلم و ایرانی و غربی چی؟ چه سوال خوبی . برای من داستان ایرانی قابل فهم تره چون توی فضا قرار دارم و شاید بتونم با نویسنده همذات پنداری کنم . نویسنده ، نویسنده است . دوست داره کتاب هاش فروش بره و بین همه شون این مشترکه . به هر حال تفاوت در فضا سازی به شدت مشهوده .

فیلم هم که دیگه فیلم فرهادی رو دیدی ؟ جدایی نادر رو ؟ این یک فیلم خوب است در وهله ی اول . این یک فیلم ایرانی بسیار خوب است در وهله ی دوم . گرفتی که ؟

‍>  تا حالا همسر مورد علاقه آیندتو واسه خودت تصویر کردی؟ چطوریه؟ ظاهر و ویژگی های شخصیتی! آره ، معمولا اونایی که دوست دارم یه ویژگی از همسر آینده مو توشون دیدم که علاقه پیدا کردم . ظاهر : موهای مشکی و صورتی آرام ، چشمانی مرموز . ویژگی شخصیتی هم که شبیه سوال ع ح هستش . کسی که بتونی باهاش Match بشی عالیه . خیلی خوبه ولی نمیدونم همچین چیزی وجود داره یا نداره .

> در مورد بهترین رمانهایی که خوندی یکم حرف بزن! بهترین و بدترین! دلیلشم بگو. ایران : گیله مرد بزرگ علوی ، از اولین رمان هایی که وقتی میخوندم مو به تنم سیخ میشد و حسابی آشفته میکرد منو . خیلی خوب بود . خارج ایران : فرانی و زویی سلینجر . خیلی گفتارش شبیه گفتار روز مره خودم با اطرافیان بود و خیلی قابل لمس بود . - پزشک دهکده کافکا . فضا سازی معرکه . بعد کتاب برو خود زنی کن . روانی شو . - مسخ کافکا.

> تا حالا شده یه شخصیت خاص توی ذهنت خلق کنی و بهش فکر کنی؟ برامون توضیح بده! بلی ، خیلی زیاد . زیاد نمیتونم شخصیت های زن حلق کنم و وقتی خلقشون میکنم زیاد دووم ندارن . شخصیت آخری که دوستش داشتم مردیه که خیلی کم حرف میزنه و پالتوی بلند مشکی میپوشه و هیچ کس اطلاعات دقیقی در مورد نداره . خب جای کار زیاد داره و باید بیشتر روش فکر کنم .

> معمولا آدما رو چطوری می شناسی؟ بیشتر واسه شناخت روی چه مسئله ای حساسی که بفهمی؟ معمولا آدم ها رو نمیشناسم . شناخت یه چیز نسبیه . بیشتر رو این حساسم که بار اول یکی رو میبینم حسابی حرف بزنیم و بعدش تصمیم بگیرم . روی این مساله که وقتی حرف میزنه ، حرف خودشو بزنه و به این فکر نکنه که من خوشم میاد یا نمیاد . من اگه از کسی بار اول خوشم نیاد پا میشم میرم . فاشیست بودن و جزم اندیش بودن شون خیلی برام مهمه .

محمد میم , shellman_lost
محمد میم - 20:18 1389/12/19
1007

اولا سلام به همگی. سلام .

نظرت در مورد من چیه؟ خیلی معمولی و عادی و نمیدونم چیز خاصی الان یادم نیست .

به نظرت چرا اصرار داشتم روی صندلی داغ بشینم باید از گزینه ها انتخاب کنی .

کسی هست اینجا که می خوام توجهشو جلب کنم

کسی هست  اینجا که رابطم باهاش بهم خورده  می خواستم دلشو بسوزونم

من  موجود معصومی هستم که فقط می خواستم تو فعال کردن این کلوب نقشی داشته باشم

دو مورد اول رو که من از کجا بدونم . اما اگر جواب خودم رو میخوای اینه که اون لحظه احساس کردی بشینی رو صندلی .

اعتراف می کنم که تو جواب دادن به تعدادی از سوالا صادق نبودم به نظرت چرا؟ مثل علیرضا با بلند نظری جواب نده .  خب علیرضا ح توضیح داد . ببین خیلی طبیعیه که تو جوابا صادق نبودی ، اما آدم باید با خودش صادق باشه و صندلی داغ برای خود شناسیه ، دیگران که آدم رو بدون صندلی داغ هم قضاوت میکنن . بعدش هم اینکه شاید احساس خطر کردی و راحت نبودی با جو اینجا و اینا .

 

یه سوال خیلی بدجنسانه  و موذیانه   نیچه و شوپنهاور چه اشتراکی با هم دارن؟ نیچه شاگرد استاد بوده . به نظرم من نظراتشون هم یه خورده شبیه به همه . ایران تو هر کتاب فروشی برین کتاب از نیچه امکان وجودش هست اما امکان وجود کتابی حتی در مورد شوپنهاور هم نیست .

دوست دختر داری؟ اگه داری اینا رو اولویت بندی کن ا ساعت صحبت روشنفکرانه تو کافی شاپ  سکس   لب دنس  با هم ناهار خورشته قیمه بخورید

نه دیگه برا خیلی وقت پیش بود . متاسفانه یا خوشبختانه من زیاد با دخترا راحت نیستم و یکی رو که پیدا کردم که یه ذره بتونم راحت باشم و تازه بتونم نزدیک تر بشم همه چی بهم خورد . الان فهمیدم بابا به هیچ کس نمیشه اعتماد کرد . دیگه اون چیزایی هم که نوشتی یه خاطره کوتاه مدته که یادت میاد بعدا و به سادگی از کنارشون میگذری .

محمد میم , shellman_lost
محمد میم - 20:10 1389/12/19
1006
سوالات زرد ( یه توضیحی بدم . سوالای خیلی خوبیه حیف من جواب خیلی هاشونو نمیدونم . حیف )
غذای مورد علاقه؟ همه چی دوست دارم . از بادمجون بدم میاد . پیتزا دوست دارم ، دیزی هم دوست دارم . بستگی داره مود م چه جوری باشه به چه سمتی گرایش داشته باشم . این اواخر هم احساس میکنم یکم گوشت خوردن یه کار مسخره و ابلهانست .
ماشین مورد علاقه؟ لامبورگینی گالاردو . فراری انزو .
خصوصیات زن ایده آل؟ اخلاق خوب که نداریم ولی میگم اخلاقی که با اخلاق من سازگار باشه . دهن بین نباشه ، پر حرف نباشه و اینا . احساس فیلسوف بودن هم نکنه . از تظاهر هم بدم میاد . اینا تو زنی نباشه ، اون زن ( از نظر من ) ایده آله .
خونه مورد علاقت رو توصیف کن . تو ذهنم یه خونه هست . یه ساختمون چند طبقه که پارکینگش کل طبقه ی اول رو بگیره . طبقات بعدی هم ورودی ها ساختمونه . از اون طرف هم منتهی به دریا یا دریاچه باشه . خونه ی یک طبقه و دور از شهر رو هم دوست دارم . که با دوچرخه از خونه راه بیافتم و به کارام برسم .
چه مدل رستورانی رو بیشتر ترجیخ میدی؟ بستگی داره . بستگی به نوع غذاش ، اما هر جوری بود فقط شلوغ و پر رفت آمد نباشه که سر درد میگیره آدم موقع غذا خوردن .
آشپزیت چطوره؟ زیاد بلد نیستم متاسفانه . ولی قاعدتا باید یاد بگیرم که خیلی مهمه .
برای درست کردن بیف استرگانف چند تا ظرف کثیف میکنی؟ والا درست نکردم ولی اگر بخوام درست کنم سه چار تا ظرف بیشتر کثیف نمیکنم .
قراره بری مسافرت ...کجا میری؟ خارج ایران که الان احساس میکنم دوست دارم بارسلونا رو ببینم . ایران هم کردستان رفتم خیلی آب و هواش به من میسازه دوست دارم اونجارو . مردم جالب و فهمیده تری نسبت به تهران دارند .
چرا اینقدر بنای تاریخی تو ایران داریم که همشون یه ربطی به سلیمان دارند؟ والا راستیتش دقیق نمیدونم اما فکر میکنم به خاطر اینکه یهودی داخل ایران زیاد داریم . زیاد نمیدونم .
چرا ما میگیم حضرت سلیمان اما یهودیا میگن شاه سلیمان؟ خب برای اینکه برای ما پیامبر محسوب میشه. و در اصلش هم سلیمان ، شاه بوده و اکثر پیامبران چوپان بودند . و سلیمان در بین شون متفاوت بوده .
شباهت نوح با جم؟ نمدونم والا .
شده تا حالا برا اولین بار بری یه جا  و بعد پیش خودت بگی اینجا چه قدر آشناست؟توجیحت چی بوده؟ توجیحم اینه که انسان در سه بعد زندگی میکنه و تازه گی زمان رو کشف کرده و زمان بعد چهار حساب میشه . اما مشخص شده که حداقل 10 داریم که نه تا اصلی هستند ، منظور از اصلی اینکه که قابل اندازه گیری هستند ، اما زمان بعد آخره که یک طرفه ست و قابل شناسایی و شناخت نیست ، انسان باید بدونه که وقتی از این حالت خارج شد ، توانایی تجربه کردن حالت و بعد های دیگه رو داره . من هم فکر میکنم آشنا بودن یک منطقه به خاطر کشف کردن اون منطقه توسط فرد بوده . فرد وقتی در اون حالت قرار نداشته اون منطقه رو دیده . زیاد امکان نداره که ازین ابعاد خارج بشیم متاسفانه .
کالی کی بود؟ نمیشناسم .
ادبیات کهن هند رو چطور توصیف میکنی؟ اصلا چیزی از اون مدل خوندی؟اگه خوندی چیا؟ نه نخوندم ، اطلاع زیادی هم ندارم . خوشحال میشم چیزی به دانش نداشته ام اضافه بشه .
کتاب بیگانه ای در دهکده رو خوندی؟ نظرت در موردش چی بوده؟ نه نخوندم
در این رباعی منظور از ناله چنگ چیست؟ خیلی شعر دل خوش کنی هستش و لذت بردم . وقتی بتونی با ناله چنگ می بخوری ، ینی همه چیز سر جاشه و بی خیالی در اوج خودش قرار داره . که بسیار هم زیبا و دلچسبه . زیاد درک نکردم در همین حد متوجه شدم .

ایـام  زمـانه  از  کسی  دارد  ننگ

کــو  در غـم  ایـام  نـشیند  دلتـنگ

می خور تو در آبگینه با ناله چنگ

ز آن پیش که  آبگینه  آید بر سنگ

هدف کلی کارگردان از ساختن فیلم طعم گیلاس چی بوده؟ والا باید عرض شود که با کمال تاسف این فیلم رو هنوز پیدا نکردم . من بعد از کلوز آپ از کیارستمی خوشم اومد و به دنبالش خانه دوست کجاست هم خیلی لطیف بود . نگاه کیارستمی با نگاه اکثر کارگردان ها فرق داره و این یکی از تفاوت هاشه . که مثبت هم هست .

آیا کیارستمی به دنبال مینی مالیست در سینماست؟ هدف اصلی کارگردان رو نمیدونم ، اما احساس میکنم میخواد بگه از یه چیز معمولی هم فیلم ساخت و در عین حال لذت برد . خیلی ها اومدن این حرکت رو پیش بگیرند ولی موفق نشدند . مثلا یارو میره فقط از یه درخت تصویر برداری میکنه میاد میگه فیلم . خب تفاوت داره دیگه .

منظور از آدمهایی با شنل بلند به آسمان رفته در کلیپ دویژن بل پینک فلوید چیست؟ اینم ندیدم

چرا در ایران نمیتوان فیلم ترسناک ساخت؟ چون مانور دادن روی این مدیوم در ایران محدوده . خانم محترم از خواب پا میشه کابوس میبینه تا مانتو و روسری هم همراهشه . این از لطماتش نیست . دیگه اینکه ایرانی ها خیلی اعتقاد به ماورا ندارن ( کارگردان هاشون ) و توی داستان نویسی شکست میخورن . اما به نظرم همه ی مشکل از فیلم نامه اس ، و اگر کسی با یه فیلم نامه خوب ترسناک بیاد جلو قطعا مخالب جذب میکنه .

.

.

.فعلا همینا

علیرضا حافظی , pleiades
علیرضا حافظی - 09:42 1389/12/19
1005
سوالات زرد
غذای مورد علاقه؟
ماشین مورد علاقه؟
خصوصیات زن ایده آل؟
خونه مورد علاقت رو توصیف کن
چه مدل رستورانی رو بیشتر ترجیخ میدی؟
آشپزیت چطوره؟
برای درست کردن بیف استرگانف چند تا ظرف کثیف میکنی؟
قراره بری مسافرت ...کجا میری؟
چرا اینقدر بنای تاریخی تو ایران داریم که همشون یه ربطی به سلیمان دارند؟
چرا ما میگیم حضرت سلیمان اما یهودیا میگن شاه سلیمان؟
شباهت نوح با جم؟
شده تا حالا برا اولین بار بری یه جا  و بعد پیش خودت بگی اینجا چه قدر آشناست؟توجیحت چی بوده؟
کالی کی بود؟
ادبیات کهن هند رو چطور توصیف میکنی؟ اصلا چیزی از اون مدل خوندی؟اگه خوندی چیا؟
کتاب بیگانه ای در دهکده رو خوندی؟ نظرت در موردش چی بوده؟
در این رباعی منظور از ناله چنگ چیست؟

ایـام  زمـانه  از  کسی  دارد  ننگ

کــو  در غـم  ایـام  نـشیند  دلتـنگ

می خور تو در آبگینه با ناله چنگ

ز آن پیش که  آبگینه  آید بر سنگ

هدف کلی کارگردان از ساختن فیلم طعم گیلاس چی بوده؟

آیا کیارستمی به دنبال مینی مالیست در سینماست؟

منظور از آدمهایی با شنل بلند به آسمان رفته در کلیپ دویژن بل پینک فلوید چیست؟

چرا در ایران نمیتوان فیلم ترسناک ساخت؟

.

.

.فعلا همینا


محمد میم , shellman_lost
محمد میم - 20:20 1389/12/18
1004

دو سال قراره توی یه اتاق بدون پنجره حبس باشی، غیر از وسایل ارتباطی دو تا چیزی که با خودت برمی داری چیه؟ برق و شارژ و اینا هم نیست! خودکار و کاغذ . میتونم اون چیزایی که تو ذهنمه و تا به حال فرصت نشده بنویسم ، بنویسم . البته باید خیلی کاغذ ببرم چون احتمال تموم شدنش هست.

لذت بخشترین صحنه قتلی که تا حالا دیدی رو توصیف کن! یه سکانس هست توی حروم زاده های بی آبروی تارانتینو ، داخل یه کافه همه همدیگه رو میکشن و وقتی اون سرباز آلمانی زنده میمونه ، اون زن میاد میکشتش با جلب کردن اعتماد اون مرد . ولی خیلی سکانس ردیفی بود ، اولین نفر اسلحه رو زیر میز روی پاش قرار داده بود و آماده ی شلیک بود که یهو شروع شد همه زدند همدیگه رو ترکوندند . فکر میکنم هشت نفر کشته شدند .

یا مثلا توی کیل بیل ، اون خانم خشن شرقی ، وقتی در مورد پدر مادرش سوال کردن بسیار بر افروخته شد و گردن یارو رو زد خیلی کیف کردم .

توی پدر خوانده یک ، مایکل میره تو کافه و در عین آرامش درونی دو تا گلوله تو سر هر کدوم شلیک میکنه . خیلی خوب بود .

توی فیلم نجات سرباز رایان سکانس های قتل خوبی داره . فیلم های جنگ جهانی سکانس قتل خوب زیاد دارن .

برای کشته شدن، از بین گیوتین و غرق شدن کدومو انتخاب می کنی؟ غرق شدن . با آب خیلی راحت ترم .

اگه می تونستی خودتو دوباره خلق کنی و یه سری از صفات و اخلاقیاتت رو حذف کنی و یا چیزایی رو بهش اضافه کنی، چیکارا می کردی؟ شاید آروم بودنم رو حذف میکردم . شاید خجالتی بودنم رو هم حذف میکردم . چیز خاصی فکر نمیکنم اضافه بکنم .

از نظر ظاهری فک می کنی بیشتر شبیه به کدوم یکی از هنرمندا هستی؟ تیپ و قیافه منظورته ؟ شاید مایکل آکرفلد از گروه opeth , شاید به وکالیست و نوازنده گروه Empyrium

محمد میم , shellman_lost
محمد میم - 20:11 1389/12/18
1003

1- کسی که بیشترین تاثیر رو توی زندگیت گذاشته کی بوده؟ در کودکی نوجوانی و ... و چه تاثیراتی؟ نمیدونم ، فکر میکنم دوستام خیلی برام تاثیر گذار بودند . خواننده ها ، نوازنده ها هم همین تاثیر رو برام داشتن . نمیتونم بگم چه طوری فقط خیلی اثر داشتن . دوستی دارم که شیوه ی نوشتنش ناخود اگاه روی ما و دوستانم تاثیر گذاشت .

2- اگه بخوای یکی از مشاهیر گذشته رو زنده کنی و بتونی باهاش حرف بزنی، دوست داری کی باشه؟ یک پاراگراف در مورد سوالا و حرفایی که می خوای بهش بزنی بگو! کرت کوبین . شاید هم نیچه یا شاید هم شوپنهاور . مورد اول با دو مورد بعدی هیچ سنخیتی نداره و شدیدا دوست دارم ببینمیش . اگر میشد دوست داشتم لیدی گاگا رو بدم ، کرت کوبین رو پس بگیرم خیلی خوشحال میشدم . یه نفر قبلا این سوالو ازم پرسیده بود . در باره نیچه بگم که دوست دارم باهاش حرف بزنم ، حرف زدن که خیلی چیز بدی نیست . چار کلوم نیشینیم باهم خلوت میکنیم یه سیگاری میکشیم یا یه چیز دیگه . ببین بعضی وقتها تو یه نفر رو انقدر دوست داری که فقط دوست داری ببینیش ، شاید که وضع یه ذره عادی شد بتونی باهاش حرف بزنی ، من هم همین جورم اول باید یخ ام باز بشه بعد گرم بگیرم و با هم صحبت کنیم .

3- دخترت رو در آینده به یکی مثل خودت و با شرایط خودت می دی؟ چرا؟ آره میدم ، اما این من نیستم که برای دخترم تصمیم بگیرم خودش باید تصمیم بگیره ببینه میتونه با یکی مثل من باشه یا نه ؟ . خب چرا که نه ؟ اگر شرایط خیلی سنتی تر بود و تصمیم من مهم بود فکر کنم خود الانم رو برای دخترم تایید میکردم که بگم آدم بدی نیست و اینا.

4- اگه در آینده بازیگر شدی، دوست داری نقش مقابلت کی باشه؟  اگر بازی ام خیلی خوب شد دوست دارم بدون کلام فقط بازی بدن داشته باشم ولی خب تصورش مشکله . اگر هم دوست داشتم نقشی رو بازی کنم که یکی جلوم باشه دوست دارم تو ایران : دوست دارم با حسن معجونی و پیمان معادی هم بازی بشم ، تو خانم ها هم لیلی رشیدی یا لیلا حاتمی . خارج ایران هم فکر میکنم بتونم با کوین اسپیسی هم بازی بشم ، شاید هم نیکول کیدمن .

5- کدوم کشور رو برای زندگی دوست داری؟ سوئد . اما یه کشور هست که رفتنم بهش قطعیه و اون هم اماراته به خاطر کارم . انگلیس هزینه زندگی خیلی زیاده و من نمیتونم تحملش کنم ، فرانسه هم خوبه ولی قبلش باید فرانسوی یاد بگیرم که هزینه تحصیلم کمتر بشه . همینا رو دوست دارم فعلا .

6- تا به حال سعی کردی رمان یا داستان بنویسی؟ چجور تجربه ایه؟ داستان کوتاه که داشتم ولی به نظرم زیاد موفق نیست ، دارم روی یه فیلم نامه کوتاه کار میکنم که کار من نیست ولی احتمال ساخته شدنش هست . اگه یه وقت بیکاری خوب گیر بیارم یه فیلم نامه تو ذهنم هست پیاده اش میکنم . تجربه دوست داشتنی  و سخت و دهن سرویس کن . احتمال داره مصرف سیگارت خیلی بره بالا .

7- اسم رمان زندگیتو چی می ذاری؟ در امتداد افق ، یا شاید هم  روی سفید ماه .

8- وقتی حرف از هنر و هنرمند میاد، اولین شخصیت هنری که جلوی چشمت میاد کیه؟ خیلی خیلی سوال گسترده ایه ، یه ذره دقیق تر بگو تو کدوم شاخه . مثلا توی فیلم ، میتونم بگم فرهادی یا کیارستمی . خارج فیلم لیلی گلستان . یا خیلی های دیگه که اسمشون الان خاطرم نیست .

9- تفاوت شعر و داستان / و شاعر و داستان نویس چیه؟ خیلی تفاوت هست . شعر یه منبع الهام درونی میخواد ، به همون اندازه که ذوق و قریحه داخلش تاثیر داره ، فن بیان هم داخلش تاثیر داره . شاعر ها محبوبیت بیشتری دارن نسبت به داستان نویس ها ( به نظر من ) . شاعر زندگیش شعره ، ینی از روی شکم سیری یا شکم گرسنگی شعر نمیگه و خیلی مقام بالایی داره . شعر هم باید به دل آدم بشینه وگرنه شعر نیست .


داستان نویس مسیری رو که شاعر طی میکنه طی نمیکنه . شاعر باید کل تخیلشو به کار بگیره وقتی شعر آغاز شد دیگه تو نوشتنش مشکلی نیست ، اما داستان نویس اول باید ایده بزاره وسط ، بعد نقطه اوج تعیین کنه بعد پایان بندی بزاره و ... خلاصه که دهنش توی مسیر نوشتن داستان سرویس میشه .

 

محمد میم , shellman_lost
محمد میم - 20:01 1389/12/16
1002
سلام.. سلام
1- خودتو کامل معرفی کن . من محمد م بیست ساله ، دارای زندگی معمولی ، دانشجوی رشته ی مهندسی نفت . هستم . به موزیک ، فیلم ، کتاب های خاص علاقه دارم .
2- علایقت چیاست؟ علایق که باید شروع کنم : گاهی وقتها دوست دارم سیگار بگیرم و از سیگار کشیدنم لذت ببرم . دوست دارم همون جور که از سیگارم لذت میبرم قطع اش کنم تا دفعه بعدی . که لذت اش حروم نشه . از طعم مارلبرو قرمز و طعم وینیستون لایت و طعم اولترا لایت لذت میبرم . به تنهایی فکر کردن و فیلم دیدن هم علاقه خاصی دارم . در مورد کتاب علاقه دارم که یه قرار بزارم قبل از اون قرار یه کتاب بخونم و توی اون قرار با دوستم در مورد کتاب حرف بزنم . علایق دیگه هم دوست دارم بین مردم راه برم و بین شون حرف بزنم . علاقه به سوال پرسیدن هم در من یافت شده . علاقه ندارم با موبایل و تلفن حرف بزنم و علاقه دارم چشم در چشم صحبت کنم . علاقه به داستان نویسی هم دارم ولی یه خورده مشکل دارم . از آنارشیست بازی و تفکرات تخریبی چپی هم لذت میبرم ولی همچین علاقه هایی ندارم . علاقه به برف بازی و قدم زدن در هوای بسیار بارانی هم در خودم یافت کردم . به بازی کردن و شنا کردن هم علاقه خاصی دارم . ( علاقه وافر به کرت کوبین فراموش نشود )
3- در مورد چه چیزی احساس میکنی حرفب برای گفتن داری؟ نمیدونم ، بیشتر فکر میکنم حرف هستش که حرف میاره و بستگی داره موضوع چی باشه . اما در مورد فیلم ها حرف زدن رو دوس دارم .
4- اوقات فراغت چه کارا میکنی؟ قدیم ها ( ینی قدیم تر ها ) سریع میرفتم سراغ فیلم ، اما الان بیشتر کتاب هستش و سریال ( همون بلیچ ) که دارم ادامه اش میدم . کارای دانشگاه زیاده و من تصمیم دارم در تعطیلات عید حسابی فیلم بارون کنم خودم رو . موزیک گوش کردن اسمش تفریح نیست چون اگه تو ماشین باشم که قاعدتا موزیک پخش میشه و ازش لذت میبرم  ، اگر هم که پیاده باشم که قاعدتا هدفون تو گوشمه و دارم به سمت مقصد حرکت میکنم .
5- یه روز از زندگیتو تعریف کن صبح ساعت شیش ساعت میزنگه و من با سختی و کش قوس پا میشم خودمو زنده میکنم یه چیز میریزم در بدن میروم به سمت کلاس . کلاس خوب گوش میکنم ، منتظر آنتراک میشم ، میرم بیرون اگر سیگار داشته باشم میکشم اگر حالم خوب نباشه میرم بوفه یه صبحونه دوباره میزنم و فکر میکنم . کلاس دوباره شروع میشه و من همین جور به فکر کردن ادامه میدم . کلاس تموم میشه میریم بیرون ، نفس تازه میکنیم و بعد حرکت به سمت منزل ، در منزل کارهای عقب افتاده رو انجام میدم و به فکر چند ساعت بعد هستم که دوباره باید برم سر کلاس . کارامو میکنم راه میافتم پیاده تو خیابون ، تو کیفم پر باتری و آدامسه ، هدفون سالم هم باید داشته باشم ، اگرهوا سرد باشه از یه عایق حرارتی خوب هم استفاده میکنم . کلاس عصر بهتره چون تعداد کمتره و دوستام رو همه میشناسم. میزنیم تو سر کله هم ، بحث میکنیم و میریم آش و لاش به سمت منزل . در راه امکان داره چیزهای متفاوتی اتفاق بیافته ...
6- چرا تو این کلوب عضو شدی؟ اعتقاد دارم از وقت باید نهایت استفاده رو کرد. این کلوب  درسته اعضای خیلی فعالی نداره ، اما افرادی هستن که دانش زیادی دارن . از اطلاعات اونا استفاده میکنم بدون اینکه خودشون بفهمن یا شاید هم خودشون بفهمن . چه اشکالی داره ؟:D
7- یه داستان خنده دار از خودت بگو . راستش نمیدونم چی بگم و چیز خاصی به ذهنم نرسید . ولی چرا یه چیزی اومد . نمیدونم خنده دار هست یا نه ولی برا من خیلی جالب بود . روزی در حال رانندگی بودم ، از کوچه های تنگ و باریک ولنجک عبور میکردم ، تو یه کوچه دیدم ییهو یکی داره پارک میکنه . کوچه بزرگی هم برد نسبتا . من منتظر بودم تا اون پارک کنه ، اومد اومد عقب زد به ماشین . چراغ من شکست و گلگیر ماشینش  هم تو رفت . خانم از ماشین پیاده شد و من هم پیاده شدم ، من کاملا ساکت بودم و اوشون داشتن کلی داد میزدن . یه لحظه دیدم نمیشه چیزی گفت نشستم و رفتم و کلی خندیدم . نمیدونم چرا . از اینکه سر یه مساله به این کوچیکی عصبانی شده خنده ام گرفته بود شاید . ولی خیلی جالب بود.
8- یه داستان غم انگیز بگو . سوال سختیه . نمیدونم باید روش بیشتر فکر کنم . 
9- فیلم و کارگردان مورد علاقتم بگی که دیگه خیلی آقایی . فیلم که خیلی زیاده ولی فیلم های کوروسوا و گدار رو خیلی دوس دارم . ماجرای آنتونیونی رو هم خیلی دوست داشتم . اگر بخوام اسم بگم خیلی میشه ولی مری و مکس در این دهه به نظرم شاهکار بزرگی بود .
10- خدا هست؟ چرا؟ چه جالب . دیروز داشتم با یکی یه بحثی مشابه رو انجام میدادم . اون نظر منو پرسید ، من گفتم یه مثال بزن ، میتونیم بررسی کنیم ببینیم خدا هست یا نیست . اگر دوست داریم آدم های خوبی باشیم خدا هست . اگر دوست داریم متفاوت باشیم اون یه بحث دیگه اس.


فعلا همینا .
آزرمیدخت        , azarmi
آزرمیدخت - 12:31 1389/12/16
1001
نقل قول از : محمدجواد هِرمِس

اما به چند دلیل، یکی دیگه رو انتخاب کن. یکی اینکه من قدیمی نیستم و کسی باهام آشنایی نداره، در نتیجه وقتی با کسی آشنایی نداری، علاقه ای هم نداری در موردش چیزی بدونی حالا جدا از اینکه چندان محبوبیتی توی این کلوب ندارم و همینطور درگیریهای لفظی ناخواسته.


حالا که محمد م نشسته ولی بعد که پا شد محمد جواد رو بنشونید باهاش کار داریم!

محبوبیت؟ محبوبیت کیلویی چنده؟ واسه آشنایی هم غصه نخور آشنا میشیم
علیرضا حافظی , pleiades
علیرضا حافظی - 11:53 1389/12/16
1000
سلام
1- خودتو کامل معرفی کن
2- علایقت چیاست؟
3- در مورد چه چیزی احساس میکنی حرفب برای گفتن داری؟
4- اوقات فراغت چه کارا میکنی؟
5- یه روز از زندگیتو تعریف کن
6- چرا تو این کلوب عضو شدی؟
7- یه داستان خنده دار از خودت بگو
8- یه داستان غم انگیز بگو
9- فیلم و کارگردان مورد علاقتم بگی که دیگه خیلی آقایی
10- خدا هست؟ چرا؟


فعلا همینا
محمد میم , shellman_lost
محمد میم - 00:06 1389/12/16
999
نقل قول از : محمدجواد هِرمِس

محمد م 
ای بابا . صندلی داغ خطرناکه . ولی خب اگه سوالی بود من هستم . تا جایی که بتونم جواب میدم
علیرضا حافظی , pleiades
علیرضا حافظی - 08:02 1389/12/14
998
نقل قول از : محمدجواد هِرمِس

نقل قول از : علیرضا حافظی

محمد جواد هرمس. سیت داون پلیز
علیرضا جان  ممنونم از انتخابت

اما به چند دلیل، یکی دیگه رو انتخاب کن. یکی اینکه من قدیمی نیستم و کسی باهام آشنایی نداره، در نتیجه وقتی با کسی آشنایی نداری، علاقه ای هم نداری در موردش چیزی بدونی حالا جدا از اینکه چندان محبوبیتی توی این کلوب ندارم و همینطور درگیریهای لفظی ناخواسته.

فکر می نم آرش یا میلاد یا هم محمد م باشه بهتره.
خودت هر کدوم رو میخواهی بنشون
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.