userinfo close

  ,

فریدون مشیری


moshiri_fereydoon

تاسیس: 10 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: دریا صباحی - معاونان
لطفآ از نوشتن متن انگلیسی خودداری کنید!!! تمامی بحث ها و مقالات با تأیید مدیریت صورت خواهد گرفت.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
663
3857
91/3/4 (12:54)
484
9246
91/3/4 (13:03)
50
861
91/3/3 (22:58)
204
1134
91/3/3 (22:57)
56
262
91/2/8 (01:23)
86
1405
91/1/31 (21:54)
14
230
90/12/23 (23:11)
240
2835
90/12/1 (18:02)
8
109
90/11/27 (23:08)
4
48
90/10/27 (11:23)
108
2260
90/10/16 (09:27)
3
80
90/10/14 (23:39)
1461
10829
90/8/17 (20:56)
163
2314
90/5/24 (19:21)
0
8
90/4/26 (14:55)
1
22
90/3/25 (19:03)
9
101
90/2/27 (15:55)
3
26
90/2/21 (01:01)
4
73
89/6/2 (02:31)
1
22
89/5/31 (02:01)

عنوان بحث

دریا صباحی , khatere431
دریا صباحی - 18:13 1389/05/9

جواب کوچه

بی تو طوفان زدهء دشت جنونم سیل افتاده به جونم
تو چه سان می گذری غافل از اندوه درونم؟؟
بی من از كوچه گذر كردی و رفتی?
بی من از شهر سفر كردی و رفتی؟
مگر نگفتی حذر از عشق ندانم؟
سفر از پیش تو هرگز نتوانم؟
بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم!!
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
صمیم     , samim_m
صمیم - 02:31 1389/06/2
4

 

شاعر از کوچه ی مهتاب گذشت

لیک شعری نسرود

نه که معشوق نداشت

سال ها بود که دگر

.

.

.

کوچه مهتاب خیابان شده بود...

"برگرفته از یک دوست"

 

صمیم     , samim_m
صمیم - 02:26 1389/05/31
3

 

تو به آسانی سر خوردن اشکی رفتی

من ولی  سخت با درد دلی وا ماندم

تو دگر خاطره ای حتی محو یادت نیست

من ولی خاطره ی آن شب ، هر شب  خواندم

تو ز یادت بردی کوچه و من را ای یار

من ولی با کوچه ی خاطره ها جا ماندم

شبی از کوچه گذر کردم و ناگه دیدم

با غریبه ای نشته ای و دل سوزاندم...

 

صمیم

 

 

 

دریا صباحی , khatere431
دریا صباحی - 18:15 1389/05/9
2
بی تو طوفان زده ی دشت جنونم

صید افتاده به خونم

تو چه سان می گذری غافل از اندوه درونم؟

بی من از كوچه گذر كردی و رفتی

بی من از شهر سفر كردی و رفتی

قطره ای اشك درخشید به چشمان سیاهم

تا خم كوچه به دنبال تو لغزید نگاهم

تو ندیدی

نگهت هیچ نیافتاد به راهی كه گذشتی

چون در خانه ببستم‏ ‏‏‏،

دگر از پای نشستم ،

گوییا زلزله آمد ،

گوییا خانه فرو ریخت سر من

بی تو من در همه ی شهر غریبم

بی تو كس نشنود

از این دل بشكسته صدایی

بر نخیزد دگر از مرغك پر بسته نوایی

تو همه بود و نبوی

تو همه شعر و سرودی

چه گریزی ز بر من؟

كه ز كویت نگریزم

گر بمیرم ز غم دل ،

به تو هرگز نستیزم

من و یك لحظه جدایی ؟

نتوانم ، نتوانم

بی تو من زنده نمانم .
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.