userinfo close

  ,

مسافر


mosaferclub

تاسیس: 30 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: جلیل محمدی - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
1
89/11/19 (17:16)
0
2
89/3/15 (15:27)
0
7
88/10/16 (19:25)
4
13
88/7/8 (10:55)
3
11
88/2/5 (01:29)
19
26
88/2/5 (01:13)
1
8
87/12/26 (16:51)
0
1
87/8/16 (01:29)
0
4
86/10/20 (20:48)
0
1
86/4/8 (21:29)
3
27
86/2/13 (02:20)
2
7
86/1/6 (17:30)
22
47
85/12/24 (21:09)
0
14
85/12/22 (20:34)
1
10
85/12/22 (00:13)
2
7
85/12/21 (17:26)
3
20
85/12/21 (01:55)
8
19
85/12/21 (01:51)
11
17
85/12/21 (01:49)
0
8
85/6/6 (10:51)

عنوان بحث

سعید مسافر , kooch
سعید مسافر - 22:45 1384/02/17

فریاد مسافر

من پر از فریادم فریاد بلند
فریاد من از جنس غم است
ولی افسوس هم رنگ سكوت است این فریاد
روزگاری است می زیم اما
مشتری فریاد ندیدم اینجا
همه خاموش بی حرف و بی صدا
من پر از فریادم فریاد بلند
فریادی كه همیشه می میرد اینجا
اینجا پر از فریاد من است
رنگ بی رنگ سكوت از هر طرف
گرفته فریاد مرا در آغوش
می فشارد هنجره را من پر از فریادم
هر كجا هست نشان از آن بی نشانی
مرغ دلم آنجاست پی یك نشانی
هنجره ام می زند تصنیف
این نوای دل است
او می دمد در نی
این فریاد دل است
بس كه فریاد كشیدم اینجا
باران می شناسد فریادم را
من پر از فریادم فریاد بلند
كس نمی شنود فریادم را
فریادم هم رنگ سكوت است
هم عرض صدایم سازم
هم رنگ نوایم نایم
با این همه بانگ و خروش
باز هم خاموشم
من پر از فریادم فریاد بلند
من این همه غم را با كه كنم تقسیم
این همه نیست این كم را چه كنم
من پر از فریاد غمم.
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
نیما  , 1secend
نیما - 01:13 1388/02/5
19

من تا حالا مسافری ندیدم که فریاد بزنه،آخه مسافر فریادش رو با قدمهاش روی جاده میزنه.واسه همینه که با هر قدمش دل آدم به لرزه میفته.  

مریم جون , ma_crazy18
مریم جون - 16:54 1387/12/26
18

جاده اسم منو فریاد می زنه

میگه امروز روز دل بریدنه

نادیا آزادی , paizehgharib
نادیا آزادی - 11:57 1384/07/10
17
دل هیچکی مثل من
غربت اینجا رو نداره
دیگه حرفای علاقه
همه مردن تو دلم
مثل گنجشکای بی لونه و بی جای محله
دیگه هیجا تو درختا جای من نیست که برم
با تو بودن خیلی وقته که گذشته
بی تو بودن مثل مهر سرنوشته
دیگه اسم تو رو هی زمزمه کردن
واسه من نه تو میشه نه فرقی داره
بارونه از سر شب همش میباره
تو گوشم داد میزنه همش میناله
دیگه هیچکی مثل من
غربت اینجارو نداره
زندگی ارزش این همه اشکا رو نداره

دل هیچکی مثل من
غربت اینجا رو نداره
دیگه حرفای علاقه
همه مردن تو دلم
مثل گنجشکای بی لونه و بی جای محله
دیگه هیجا تو درختا جای من نیست که برم
با تو بودن خیلی وقته که گذشته
بی تو بودن مثل مهر سرنوشته
دیگه اسم تو رو هی زمزمه کردن
واسه من نه تو میشه نه فرقی داره
بارونه از سر شب همش میباره
تو گوشم داد میزنه همش میناله
دیگه هیچکی مثل من
غربت اینجارو نداره
زندگی ارزش این همه اشکا رو نداره
دل هیچکی مثل من
غربت اینجا رو نداره
نداره


نادیا آزادی , paizehgharib
نادیا آزادی - 11:57 1384/07/10
16
غصه نخور دل دیوونه آسمون ابری نمیمونه آخرین شبو سپیده پر از نورو عشق و امیدِ آخرین شبو سپیده پر از نورو عشق و امیدِ غصه نخور دل دیوونه از خود گذ شتیم و به عشق تو رو كردیم واسه رفتن به خونه به غربت هم خو كردیم آرزو ها مون رو به دست فردا دادیم به غیره حاكم عشق به هیچ كی باج ندادیم اگه خورشیدِ ما پشتِ یك شبِ شیشه ای گم شده جادوی شرقی اون چشات مر حمه درد منه خاطره های قشنگت مثل قاب عكس بامن است با ابن قلبِ شكسته هزار تا حرف میزند غصه نخور دل دیوونه دنیا این جوری نمیمونه غربت ما دیگه سر میرسه به آخر میرسه میریم به خونه غربت ما دیگه سر میرسه به آخر میرسه میریم به خونه غصه نخور دل دیوونه اگه من مثل یك تك ماهی اسیر این موجها شدی دنبال هم گشتیموعاقبت پیدا شدیم دستاتو توی دستام بیا بزار هم نفس اندیشه گن به فردا اوج بگیرد این قفس غصه نخور دل دیوونه آسمون ابری نمیمونه آخرین شبو سپیده پر از نورو عشق و امیدِ آخرین شبو سپیده پر از نورو عشق و امیدِ غصه نخور دل دیوونه دنیا این جوری نمیمونه غربت ما دیگه سر میرسه به آخر میرسه میریم به خونه غربت ما دیگه سر میرسه به آخر میرسه میریم به خونه غصه نخور دل دیوونه آسمون ابری نمیمونه آخرین شبو سپیده پر از نورو عشق و امیدِ آخرین شبو سپیده پر از نورو عشق و امیدِ غصه نخور دل دیوونه


نادیا آزادی , paizehgharib
نادیا آزادی - 11:55 1384/07/10
15
دل هیچکی مثل من
غربت اینجا رو نداره
دیگه حرفای علاقه
همه مردن تو دلم
مثل گنجشکای بی لونه و بی جای محله
دیگه هیجا تو درختا جای من نیست که برم
با تو بودن خیلی وقته که گذشته
بی تو بودن مثل مهر سرنوشته
دیگه اسم تو رو هی زمزمه کردن
واسه من نه تو میشه نه فرقی داره
بارونه از سر شب همش میباره
تو گوشم داد میزنه همش میناله
دیگه هیچکی مثل من
غربت اینجارو نداره
زندگی ارزش این همه اشکا رو نداره

دل هیچکی مثل من
غربت اینجا رو نداره
دیگه حرفای علاقه
همه مردن تو دلم
مثل گنجشکای بی لونه و بی جای محله
دیگه هیجا تو درختا جای من نیست که برم
با تو بودن خیلی وقته که گذشته
بی تو بودن مثل مهر سرنوشته
دیگه اسم تو رو هی زمزمه کردن
واسه من نه تو میشه نه فرقی داره
بارونه از سر شب همش میباره
تو گوشم داد میزنه همش میناله
دیگه هیچکی مثل من
غربت اینجارو نداره
زندگی ارزش این همه اشکا رو نداره
دل هیچکی مثل من
غربت اینجا رو نداره
نداره

نادیا آزادی , paizehgharib
نادیا آزادی - 11:54 1384/07/10
14
توی این هجوم پاییز تو نگات همه بهاره
انگاری خورشیدم اینجا پای چشات طرح میذاره
یک کویر خسته ام که خواب اشکاتو می بینم
خنده کن تا جون بگیرم تو بهار نازنینم
تو که دریا پیش چشمات بیقرار و بی غروره
با تو از یه آسمونم،ولی فردا خیلی دوره
آسمون ابریه اینجا اما بارونی نمیاد
هنوزم برای گریه غربت چشاتو میخواد

بغض شب که دیدنی نیست
درد من که خوندنی نیست
اما فردا که بیایی
دیگه غصه موندنی نیست
چقده سخته رهایی
وقتی زنجیر نگاتم
چه قشنگه جون سپردن
وقتی افتاده به پاتم
وقت بیداریه چشمات
وفقت جون دادن یلداست
دستتو بذار تو دستام
که دلم پر از تمناست
وقت بیداریه چشمات
وفقت جون دادن یلداست
دستتو بذار تو دستام
که دلم پر از تمناست
نادیا آزادی , paizehgharib
نادیا آزادی - 11:54 1384/07/10
13
ماه بالای سر آبادی است،
اهل آبادی در خواب
روی این مهتابی، خشت غربت را می بویم
باغ همسایه چراغش روشن،
من چراغم خاموش
ماه تابیده به بشقاب خیار، به لب کوزه آب

غوک ها می خوانند
مرغ حق هم گاهی

کوه نزدیک من است: پشت افراها، سنجدها
و بیابان پیداست
سنگ ها پیدا نیست، گلچه ها پیدا نیست
سایه هایی از دور، مثل تنهایی آب، مثل آواز خداست

نیمه شب باید باشد
دب اکبر آن است: دو وجب بالاتر از بام
آسمان آبی نیست، روز آبی بود

یاد من باشد فردا، بروم باغ حسن گوجه و قیسی بخرم
یاد من باشد فردا لب سلخ، طرحی از بزها بردارم
طرحی از جاروها، سایه هاشان در آب
یاد من باشد، هرچه پروانه که می افتد در آب، زود از آب درآرم
یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد
یاد من باشد فردا لب جوی، حوله ام را هم با چوبه بشویم
یاد من باشد تنها هستم

ماه بالای سر تنهایی است

نادیا آزادی , paizehgharib
نادیا آزادی - 11:53 1384/07/10
12
ستاره زد، ستاره زد، اما شبم روشن نشد
تنم به عریونی رسید، خرقه لباس تن نشد


خاک عزیز خونه رو سپردم به دست باد
خاک غریب غربتم برام مث وطن نشد


با یه گریز بی صدا، رد شدم از مرز سکوت
اما تو غربت صدا، صدا صدای من نشد


ستاره زد، ستاره زد، اما شبم روشن نشد
تنم به عریونی رسید، خرقه لباس تن نشد

خاک عزیز خونه رو سپردم به دست باد
خاک غریب غربتم برام مث وطن نشد
-----------------

عمریه فریاد می زنم، کنج سکوت خونگی
جایی که راحت میتونی، هر چی دلت میخواد بگی


اما چه فایده ای داره، کســی صدامو نشنید
کسی رو ساز بی صدا، گریه ی دستامو ندید

....................

ستاره زد، ستاره زد، اما شبم روشن نشد
تنم به عریونی رسید، خرقه لباس تن نشد


خاک عزیز خونه رو سپردم به دست باد
خاک غریب غربتم برام مث وطن نشد


ستاره زد، ستاره زد، اما شبم روشن نشد
تنم به عریونی رسید، خرقه لباس تن نشد


ستاره زد، ستاره زد، اما شبم روشن نشد
تنم به عریونی رسید، خرقه لباس تن نشد

نادیا آزادی , paizehgharib
نادیا آزادی - 11:52 1384/07/10
11
دلها خسته از برق بیداد دیگه بیزار زین خوار و زار

از فراق مهر و ایثار از وفور بی مرهم درد

شده انسان بی تفاوت در هراس و درد یاران

توی چشمها برق تزویر توی قلبها رنج و کینه



****



غباری از غم تو آسمون صدای ناله رو هر ایوون

گونه های سرخ نه ازخوشیست از سیلی سرد بی کسیست



****



روی لبها حرف که خام است حرف یاری دیگه مرده است

روی پیشونی نقش پول بست طمع و حرص منال بست

آنکه داراست, اهل بیت است اهل اون قوم قریش است

قیمت بودن تلاش موندن سرکوب خواسته های تن


نادیا آزادی , paizehgharib
نادیا آزادی - 11:50 1384/07/10
10
وقتی رفت حاشیه درختامون طلایی بود
ماه تو آسمون بود و قحطی روشنایی بود
وقتی رفت غبار نشست رو رویاهای اطلسی
دیگه هیچکسی نشد عاشق چشمای کسی
وقتی رفت دریا دیگه به ماهیا نگاه نکرد
ماه دیگه در نیومد . ستاره ادعا نکرد
وقتی رفت . حاشیه درختامون طلایی بود
ماه تو آسمون بود و قحطی روشنایی بود
وقتی رفت لونه هیچ پرنده ای چراغ نداشت
واسه درد دل . دلم هیچکسی رو سراغ نداشت
وقتی رفت پرنده های کوچه بی دونه شدن
عابرا . رفتنشو دیدن و دیوونه شدن
وقتی رفت . حاشیه درختامون طلایی بود
ماه تو آسمون بود و قحطی روشنایی بود
وقتی رفت یه قطره اشک از شهر چشماش جاری بود
همونو ازش گرفتم آخه یادگاری بود
وقتی رفت ...


نادیا آزادی , paizehgharib
نادیا آزادی - 11:49 1384/07/10
9
وطنم زنده بمونی وطنم
وطنم تنها نمونی وطنم

کی میشه فراموشت کرد
با غم و غصّه هم آغوشت کرد

تا که خون در رگ ما جاری است
نام ایران به خدا باقی است

حرف ما بر لب ما ، صوت جمیع است
وطنم یار تو مولای علی

وطنم تاج بزرگونِ خراسونت هست
قالی کرمونو کاشی صفاهونت است

بوی گل توی نارنجستون شیرازت هست
تو دل ها خاطره ی رستم دستونت است

وطنم نام تو باقی می مونه
مثل کارون تو جاری می مونه

وطنم نام تو باقی می مونه
مثل کارون تو جاری می مونه

کی میگه میشه فراموشت کرد
با غم و غصّه هم آغوشت کرد

تا که خون در رگ ما جاری است
نام ایران به خدا باقی است

حرف ما بر لب ما ، صوت جمیع است
وطنم یار تو مولای علی

نادیا آزادی , paizehgharib
نادیا آزادی - 11:48 1384/07/10
8
من و تومثل دواقلیم
جدادردوسوی كره سرگردانیم
من وتو مثل دوسیاره
دورگاهی پیداوگهی پنهانیم
من وتوفاصلمون خیلی زیاده وطنم
بین مانامه رسون ابر و باده وطنم
من وتو فاصلمون خیلی زیاده وطنم
بین ما نامه رسون ابر وباده وطنم
توهمون كوه بلندی كه اگه بادوطوفان بشه برجامی مونی
تو دلت مثل دل شیرمی مونه
تو مثل پهنةدریامی مونی
تویی اون گوهر یكدونه من كه دل آزرده زدنیاشده ای
من تنها چه كنم تا نبینم كه تو انقدرتك وتنها شده ای
من وتو فاصلمون خیلی زیاده وطنم
بین ما نامه رسون ابر وباده وطنم
من وتو فاصلمون خیلی زیاده وطنم
بین ما نامه رسون ابر وباده وطنم
من وتو فاصلمون خیلی زیاده وطنم
بین ما نامه رسون ابر وباده وطنم


نادیا آزادی , paizehgharib
نادیا آزادی - 11:48 1384/07/10
7
هموطن بیا كه با هم یكی باشیم
دشمن دیرینه را از هم بپاشیم
گر كه او فرهنگ و دوستی نبیند
دمی آتش زند عالم و آدم
كه میهن را چو خواهی سربلند و زیبا
رهی نیست جز رهایی از جداییها
اگه یكرنگ و یكدل یار یكدیگر
بسازیم این وطن را از محبت
گر كه غافل شویم از خاك میهن
به غارت می رود هر چه كه باشد
بیا تا قدر یكدیگر بدانیم
دشمنی را ، كینه را با هم برانیم

نادیا آزادی , paizehgharib
نادیا آزادی - 11:46 1384/07/10
6
خاکم به سر ز غصه
به سر خاک اگر کنم
خاک وطن که رفت
چه خاکی چه خاکی به سر کنم
افسوس کلاه نیست وطن
تا از سرم برداشتند
فکر کلاهی دگر کنم
مرد آن بود که این کلاهش بر سر است و من
نامردم ارکه بی کلاه آنی به سر کنم
من آن نیم که یکسره تدبیر مملکت
تسلیم هرزگرد قضا و قدر کنم
زیر و ز برق اگر نکنی خاک خسم را
بی تقصیر روی تو زیر و زبرق کنند
جاییست آرزویم اگر من به آن رسم
از روی ناش لشگر دشمن گذر کنم
بد هرچه میکنی بکن ای دشمن قبیلی
من نیز اگر قوی شدم از تو بتر کنم
من آن نیم که به مرگ طبیعی شوم هلاک
این کاسه خون به بستر راهت هدر کنم
عشقت نه سرسریست که از سر بدر شود
مهرت نه عارضیست که جای دگر کنم
عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم
با شیر اندرون شد و با جان بدر کنم





نادیا آزادی , paizehgharib
نادیا آزادی - 11:45 1384/07/10
5
توی تنهایی غربت
جایی که با سختی اینجا کردم عادت
واسه خاک و کوه و دشتم
واسه اونچه با دلم به جا گذاشتم
وطن ای عزیزترینم دل من تنگه برات
گریه من غریب یه جور آهنگه برات
بغض پنهان شده در من
بغضی که گلومو داره می فشاره
امشب از روزنه چشمام
بارون اشکای من می خواد بباره
وطن ای عزیزترینم دل من تنگه برات
گریه من غریب یه جور آهنگه برات
حق نبود که این روزا تو رو تنها بذارم
خود من اینجا باشم دلمو جا بذارم
اما من هر جا باشم ریشه ام وجود توست
دل من عاشق تو ، بر لبم سرود توست
می دونی که من تنم تو جونمی
وقتی نبضم می زنه که خونمی
تو همون دلیل بودن منی
من دلی عاشق و تو درمونمی
وطن ای عزیزترینم دل من تنگه برات
گریه من غریب یه جور آهنگه برات
شب بارانی و کوه و دشت تو
عاشق بوی گلها و خشت تو
لحظه لحظه ، لحظه ها رو می شمرم
تا بشم فدای سرنوشت تو
تا بشم فدای سرنوشت تو
شب بارانی و کوه و دشت تو
عاشق بوی گلها و خشت تو
لحظه لحظه ، لحظه ها رو می شمرم
تا بشم فدای سرنوشت تو
تا بشم فدای سرنوشت تو
وطن ای عزیزترینم دل من تنگه برات
گریه من غریب یه جور آهنگه برات
وطن ای عزیزترینم دل من تنگه برات
گریه من غریب یه جور آهنگه برات

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.