| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
35
|
51
|
91/2/28 (22:24)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/12/6 (14:37)
|
|
||
|
|
39
|
128
|
90/11/30 (16:26)
|
|
||
|
|
1
|
6
|
90/11/28 (08:48)
|
|
||
|
|
1
|
5
|
90/11/28 (08:46)
|
|
||
|
|
10
|
44
|
90/10/21 (12:41)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
90/9/15 (20:44)
|
|
||
|
|
1
|
3
|
90/9/15 (20:32)
|
|
||
|
|
35
|
58
|
90/9/6 (18:39)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/8/6 (21:03)
|
|
||
|
|
34
|
58
|
90/5/1 (23:58)
|
|
||
|
|
25
|
76
|
90/3/10 (20:13)
|
|
||
|
|
1
|
10
|
90/2/16 (03:36)
|
|
||
|
|
7
|
27
|
90/1/22 (20:21)
|
|
||
|
|
5
|
32
|
89/10/27 (03:02)
|
|
||
|
|
0
|
11
|
89/4/2 (15:14)
|
|
||
|
|
0
|
21
|
89/3/4 (18:34)
|
|
||
|
|
2
|
13
|
89/2/15 (15:31)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
88/12/14 (18:33)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
88/9/25 (19:51)
|
|
بعضی معتقدند که «گریدی» سفیر آمریکا در ایران، نخستین کسی است که فکر ملی شدن نفت را در ایران عنوان کرد. او که همزمان با آغاز زمامداری رزمآرا به تهران آمد، گفته بود: «وقتی من به ایران رفتم، هنوز اندیشه ملی شدن نفت مطرح نبود.»
سیاستمداران آمریکایی در این مرحله معتقد بودند که ارتباط شرکت نفت انگلیس و ایران یک ارتباط استثماری بود و آنها مقامات ایرانی را به پشتیبانی آمریکا در مقابله با شرکت نفت امیدوار میکردند. حتی گفته میشود که «تورنبرگ» چند بار با رزمآرا دیدار داشت و طرح ملی شدن نفت را به او پیشنهاد کرد ولی رزمآرا نپذیرفت چون اجرای چنین طرحی را نه عملی میدانست و نه به مصلحت ایران تشخیص میداد و میخواست کار نفت را با خود انگلیس تمام کند.
بعدها مصدق به طور صریحتری در مصاحبه با خبرنگار آمریکایی، به نقش آمریکا در ملی شدن نفت اعتراف کرده و گفت: «ما از ملت آمریکا و مساعدتهای معنوی آمریکا که در پیشرفت ایرانیان به سوی این هدف مقدس و در این مبارزه ملی بسیار ذیقیمت و گرانبها بوده است، بسیار متشکریم.»
خبرآنلاین شنبه 23 بهمن 1389شبکه ایران- گروه تاریخ: عجایب تاریخ فراوان است و هر چشم بینایی بسیار عجایب در این عرصه رؤیت می کند ولی برخی عجایب موجب شگفتی فراوان است. از میان آن ها می توان به این مطلب اشاره کرد که چگونه عده ای با پشتکار فراوان و نسلاً بعد نسل به وسیله بمباران گسترده اطلاعاتی و تبلیغاتی سعی در دفن برخی حقایق و قصد عرضه دروغ هایی در لباس حقیقت دارند و در این میان بعضاً توانسته اند حقایق مسلمی را نیز در نظر عده ای، قلب کنند.
به عنوان نمونه می توان به تلاش فراوانی اشاره کرد که عده ای در باب ارائه تصویری خاص از آیت الله کاشانی دارند. به اذعان صاحب نظران نقش آیت الله کاشانی چه در مبارزه با استعمار انگلیس در عراق چه در مبارزه با استبداد داخلی و چه در مبارزات درخشان نهضت ملی قابل کتمان نیست، ولی برخی افراد نه تنها هیچ اشاره ای به این نقش نمی کنند بلکه با اعتماد به نفسی کاذب و با ژستی علمی به تهمت زدن های مکرر به آیت الله کاشانی می پردازند، تهمت هایی از قبیل اینکه ایشان خصوصیات اخلاقی زشتی داشته است یا ایشان بوده است که باعث شکست نهضت ملی شده است یا حتی فراتر از این ها، کودتای 28 مرداد به سفارش ایشان رخ داده است. «یریدون ان یطفئوا نور الله بافواههم و یأبی الله الّا ان یتم نوره و لو کره الکافرون»
نامه آیت الله کاشانی به مصدق: سند مظلومیت آیت الله کاشانی
اما
خیل اسناد به جا مانده روشن کننده حقیقت است. از جمله این اسناد نامه ای
است که آیت الله کاشانی در روز 27 مرداد (یک روز قبل از به اصطلاح کودتای
28 مرداد) به دکتر مصدق نوشته و در آن مسائلی را متذکر شده است. این نامه
در وقتی نوشته شده که ایشان در اوج فشارها از جانب طرفداران دکتر مصدق قرار
داشتند و به قول شهید با بصیرت سید حسن آیت: «کِی[این نامه نوشته شده]؟ 27
مرداد، وقتی که خانه کاشانی را قبلاً مصدق دستور سنگ باران داده، بچه هایش
را گرفته، بدترین فحش ها را توی روزنامه ها به او داده، در تهران سر سگ
عمامه گذاشته اند و گردانده اند و گفته اند [این] آیت الله کاشانی [است].»
(درس هایی از تاریخ سیاسی ایران، نوشته سید حسن آیت ص 323)
در این نامه
آیت الله کاشانی به موارد مهمی اشاره کردند، من جمله به قصد و روش مصدق که
می خواست برای وجیه الملّه ماندن و اهدافی دیگر ملت را تنها بگذارد و نهضت
را به فنا بدهد و آنکه کارهای مصدق، خود زمینه ساز کودتای اصطلاحی بوده و
مورد بالا را تأیید می کند. در این سند مهم تاریخی، هم بصیرت آیت الله
کاشانی جلوه کرده، هم اخلاص ایشان و هم بزرگواری شان:
«حضرتنخستوزیر معظّم،جنابآقایدکتر مصدق،داماقباله
عرض
می شود گرچهامکانیبرایعرایضم نماندهاستولیصلاحدینو
ملتبرایاینخادماسلامبالاتر از احساساتشخصیاست و علی رغم غرض ورزی ها
و بوق و کرنای تبلیغات شما، خودتانبهتر از هر کسیمیدانید کههمّو
غمّمدر نگهداریدولتجنابعالیاستکهخودتانبهبقایآنمتمایلنیستید.
از
تجربیاترویکار آمدنقوامو لجبازی هایاخیر بر
منمسلماستکهمیخواهند [اشاره به عناصر پشت پرده خط دهنده به مصدق]
مانند سیامتیر کذائییک بار دیگر ملترا تنها گذاشتهو قهرمانانهبروید.
حرفاینجانبرا
درخصوصاصرارمدر عدماجرایرفراندم [راجع به انحلال مجلس هفدهم] نشنیدید
و مرا لکهحیضکردید، خانهامرا سنگبارانو یارانو فرزندانمرا
زندانیفرمودید و مجلسرا کهترسداشتید شما را ببَرد بستید. حالا
نهمجلسیهستو نهتکیهگاهیبرایملتگذاشتهاید.
زاهدیرا کهمنبا
زحمتدر مجلستحتنظر و قابلکنترلنگهداشتهبودمبا
لطایفالحیلخارجکردید و حالا همانطور کهواضحبوده درصدد بهاصطلاحکودتا
است.
اگر نقشهشما نیستکهمانند سیامتیرعقبنشینیکنید و بهظاهر
قهرمان زمانبمانید و اگر حدس و نظر من صحیح نیست که همانطور که در آخرین
ملاقاتم در دزاشیب به شما گفتم و به هندرسون [سفیر آمریکا] هم گوشزد کردم
کهآمریکا ما را در گرفتننفتاز انگلیسیها کمککرد و حالا بهصورتملیو
دنیاپسندیمیخواهد بهدستجنابعالیاینثروترا بهچنگآورد و اگر
واقعاًبا دیپلماسینمیخواهید کنار بروید ایننامهمنسندیدر
تاریخملتایران خواهد بودکهمنشما را، با وجود همهبدیهایخصوصی
تاننسبتبهخودم،از وقوعحتمییککودتا [به] وسیلهزاهدی، کهمطابقبا
نقشهخود شماست،آگاهکردمکهفردا جایهیچگونهعذر موجهینباشد.
اگر
به راستیدر اینفکر اشتباهمیکنم، با اظهار تمایلشما، سید مصطفی [فرزند
آیت الله کاشانی]و ناصر خانقشقاییرا برایمذاکره، خدمتمیفرستم. خدا به
همه ما رحم بفرماید.ایام به کام باد. سیدابوالقاسمکاشانی»
(به نقل از درس هایی از تاریخ سیاسی ایران، نوشته سید حسن آیت، صفحات323 تا 325)
جواب مصدق به آیت الله کاشانی
البته
دکتر مصدق در جواب این نامه به صورت ناخودآگاه مهر تأییدی زد بر صحت حدس
های آیت الله کاشانی و دیگر موارد طرح شده در نامه. دکتر مصدق در جواب آیت
الله کاشانی نوشت:
«مرقومه حضرت آقا [به] وسیله آقا حسن آقا سالمی زیارت شد. این جانب مستظهر به پشتیبانی ملت ایران هستم. والسلام.دکتر محمد مصدق.»
(به نقل از درس هایی از تاریخ سیاسی ایران، نوشته سید حسن آیت، صفحه 325)
اما
روز بعد معلوم شد که پشتیبانی ملت از شخص او تا چه حد بوده است و اکنون
بعد از گذشت 48 سال از وفات آیت الله کاشانی دیگر وقت آن رسیده است که غبار
مظلومیت از چهره این روحانی شریف پاک شود و صبح حقیقت بدمد: «الیس الصبح
بقریب».
شبکه ایران- گروه تاریخ: عجایب تاریخ فراوان است و هر چشم بینایی بسیار عجایب در این عرصه رؤیت می کند ولی برخی عجایب موجب شگفتی فراوان است. از میان آن ها می توان به این مطلب اشاره کرد که چگونه عده ای با پشتکار فراوان و نسلاً بعد نسل به وسیله بمباران گسترده اطلاعاتی و تبلیغاتی سعی در دفن برخی حقایق و قصد عرضه دروغ هایی در لباس حقیقت دارند و در این میان بعضاً توانسته اند حقایق مسلمی را نیز در نظر عده ای، قلب کنند.
به عنوان نمونه می توان به تلاش فراوانی اشاره کرد که عده ای در باب ارائه تصویری خاص از آیت الله کاشانی دارند. به اذعان صاحب نظران نقش آیت الله کاشانی چه در مبارزه با استعمار انگلیس در عراق چه در مبارزه با استبداد داخلی و چه در مبارزات درخشان نهضت ملی قابل کتمان نیست، ولی برخی افراد نه تنها هیچ اشاره ای به این نقش نمی کنند بلکه با اعتماد به نفسی کاذب و با ژستی علمی به تهمت زدن های مکرر به آیت الله کاشانی می پردازند، تهمت هایی از قبیل اینکه ایشان خصوصیات اخلاقی زشتی داشته است یا ایشان بوده است که باعث شکست نهضت ملی شده است یا حتی فراتر از این ها، کودتای 28 مرداد به سفارش ایشان رخ داده است. «یریدون ان یطفئوا نور الله بافواههم و یأبی الله الّا ان یتم نوره و لو کره الکافرون»
نامه آیت الله کاشانی به مصدق: سند مظلومیت آیت الله کاشانی
اما
خیل اسناد به جا مانده روشن کننده حقیقت است. از جمله این اسناد نامه ای
است که آیت الله کاشانی در روز 27 مرداد (یک روز قبل از به اصطلاح کودتای
28 مرداد) به دکتر مصدق نوشته و در آن مسائلی را متذکر شده است. این نامه
در وقتی نوشته شده که ایشان در اوج فشارها از جانب طرفداران دکتر مصدق قرار
داشتند و به قول شهید با بصیرت سید حسن آیت: «کِی[این نامه نوشته شده]؟ 27
مرداد، وقتی که خانه کاشانی را قبلاً مصدق دستور سنگ باران داده، بچه هایش
را گرفته، بدترین فحش ها را توی روزنامه ها به او داده، در تهران سر سگ
عمامه گذاشته اند و گردانده اند و گفته اند [این] آیت الله کاشانی [است].»
(درس هایی از تاریخ سیاسی ایران، نوشته سید حسن آیت ص 323)
در این نامه
آیت الله کاشانی به موارد مهمی اشاره کردند، من جمله به قصد و روش مصدق که
می خواست برای وجیه الملّه ماندن و اهدافی دیگر ملت را تنها بگذارد و نهضت
را به فنا بدهد و آنکه کارهای مصدق، خود زمینه ساز کودتای اصطلاحی بوده و
مورد بالا را تأیید می کند. در این سند مهم تاریخی، هم بصیرت آیت الله
کاشانی جلوه کرده، هم اخلاص ایشان و هم بزرگواری شان:
«حضرتنخستوزیر معظّم،جنابآقایدکتر مصدق،داماقباله
عرض
می شود گرچهامکانیبرایعرایضم نماندهاستولیصلاحدینو
ملتبرایاینخادماسلامبالاتر از احساساتشخصیاست و علی رغم غرض ورزی ها
و بوق و کرنای تبلیغات شما، خودتانبهتر از هر کسیمیدانید کههمّو
غمّمدر نگهداریدولتجنابعالیاستکهخودتانبهبقایآنمتمایلنیستید.
از
تجربیاترویکار آمدنقوامو لجبازی هایاخیر بر
منمسلماستکهمیخواهند [اشاره به عناصر پشت پرده خط دهنده به مصدق]
مانند سیامتیر کذائییک بار دیگر ملترا تنها گذاشتهو قهرمانانهبروید.
حرفاینجانبرا
درخصوصاصرارمدر عدماجرایرفراندم [راجع به انحلال مجلس هفدهم] نشنیدید
و مرا لکهحیضکردید، خانهامرا سنگبارانو یارانو فرزندانمرا
زندانیفرمودید و مجلسرا کهترسداشتید شما را ببَرد بستید. حالا
نهمجلسیهستو نهتکیهگاهیبرایملتگذاشتهاید.
زاهدیرا کهمنبا
زحمتدر مجلستحتنظر و قابلکنترلنگهداشتهبودمبا
لطایفالحیلخارجکردید و حالا همانطور کهواضحبوده درصدد بهاصطلاحکودتا
است.
اگر نقشهشما نیستکهمانند سیامتیرعقبنشینیکنید و بهظاهر
قهرمان زمانبمانید و اگر حدس و نظر من صحیح نیست که همانطور که در آخرین
ملاقاتم در دزاشیب به شما گفتم و به هندرسون [سفیر آمریکا] هم گوشزد کردم
کهآمریکا ما را در گرفتننفتاز انگلیسیها کمککرد و حالا بهصورتملیو
دنیاپسندیمیخواهد بهدستجنابعالیاینثروترا بهچنگآورد و اگر
واقعاًبا دیپلماسینمیخواهید کنار بروید ایننامهمنسندیدر
تاریخملتایران خواهد بودکهمنشما را، با وجود همهبدیهایخصوصی
تاننسبتبهخودم،از وقوعحتمییککودتا [به] وسیلهزاهدی، کهمطابقبا
نقشهخود شماست،آگاهکردمکهفردا جایهیچگونهعذر موجهینباشد.
اگر
به راستیدر اینفکر اشتباهمیکنم، با اظهار تمایلشما، سید مصطفی [فرزند
آیت الله کاشانی]و ناصر خانقشقاییرا برایمذاکره، خدمتمیفرستم. خدا به
همه ما رحم بفرماید.ایام به کام باد. سیدابوالقاسمکاشانی»
(به نقل از درس هایی از تاریخ سیاسی ایران، نوشته سید حسن آیت، صفحات323 تا 325)
جواب مصدق به آیت الله کاشانی
البته
دکتر مصدق در جواب این نامه به صورت ناخودآگاه مهر تأییدی زد بر صحت حدس
های آیت الله کاشانی و دیگر موارد طرح شده در نامه. دکتر مصدق در جواب آیت
الله کاشانی نوشت:
«مرقومه حضرت آقا [به] وسیله آقا حسن آقا سالمی زیارت شد. این جانب مستظهر به پشتیبانی ملت ایران هستم. والسلام.دکتر محمد مصدق.»
(به نقل از درس هایی از تاریخ سیاسی ایران، نوشته سید حسن آیت، صفحه 325)
اما
روز بعد معلوم شد که پشتیبانی ملت از شخص او تا چه حد بوده است و اکنون
بعد از گذشت 48 سال از وفات آیت الله کاشانی دیگر وقت آن رسیده است که غبار
مظلومیت از چهره این روحانی شریف پاک شود و صبح حقیقت بدمد: «الیس الصبح
بقریب».
محمدعلی صدر شیرازی
یکی از سؤال برانگیزترین اقدامات سیاسی مصدق این بود که وقتی اسناد خیانت سرتیپ دفتری به وی ارائه میشود، بیاعتنا به آن، در یک روز مانده به کودتای 28 مرداد، حکم ریاست شهربانی را به نام وی صادر میکند! فرزند مصدق در این رابطه مینویسد: «سرتیپ دفتری، در کودتای 25 و 28 مرداد با سرلشکر زاهدی ودیگر کودتاچیان ارتباط و همکاری داشت»
سرنوشت نهضت عظیم ملی کردن صنعت نفت، که در آغاز موجی از امید برای رهایی از چنگال استعمار و پس از آن استبداد را در دل ایرانیان ایجاد نموده بود، مصداقی واضح از برای تاثیر بریدن از اقارب دلسوز و پیوند با اطرافیان سود جو می باشد.
مصدق در این بعد در سه عرصه به خطا گام بر می دارد:
مصدق محافظهکارانه عوامل و ایادی گذشته را بر سر کار میگمارد. چهل درصد وزرای کابینه، دقیقا از میان کابینهی مستعفی و وابسته حسین علاء انتخاب شدند. مسئولیت دادن به برخی مهرههایی که به اذعان ملّیون جاسوسهای نشاندار انگلیس بودند نیز بر ابهامات و البته نومیدی مردم و دوستان مصدق افزوده و موجبات اختلاف درونی در جبههی ملّی را فراهم آورد.
الطاف این خائن نوازی مصدق شامل قوام، سفاک حادثه سی تیر که دستش به خون مردمی که به دعوت آیة الله کاشانی آلوده بود نیز گردید!
با پیروزی قیام 30 تیر، خواست ملت این بود که مسببین جنایات 30 تیر، مورد مجازات قرار گیرند که مجلس نیز قوام را عامل کشتار شناخت واز او سبب مالکیت کرد. دهها هزار نفر از مردم تهران نیز در تظاهرات خواستار محاکمه وی شدند. امّا مصدق در اقدامیسؤال برانگیز، قوام را تحت عنایت و الطاف خود قرار داد و دکتر فاطمیرا مأمور حمایت از وی کرد! و به دستگاه دادگستری از پیگیری جنایات وی منع شد.
«بر من مسلّم است که میخواهید مانند سی ام تیر کذایی یک بار دیگر ملت را تنها گذاشته و قهرمانه بروید... زاهدی را که من با زحمت تحت نظر و قابل کنترل نگه داشته بودم، با لطائف الحیل خارج کردید و حالا همانطور که واضح بوده، در صدد به اصطلاح کودتاست ... این نامه من سندی در تاریخ ملت ایران خواهد بود که من شما را با وجود همه بدیهای خصوصیتان نسبت به خودم، از وقوع حتمی یک کودتا به وسیله زاهدی که مطابق با نقشهی خود شماست، آگاه کردم. اگر به راستی در این فکر اشتباه میکنم، با اظهار تمایل شما، سید مصطفی و ناصر خان قشقایی را برای مذاکره خدمت میفرستم.»[iii]
اینچنین است که آیت ا... کاشانی کابینه مصدق را شامل "اشخاص خائن و بدسابقه"[v] میداند و این رفتار مصدق را عامل جدایی خود از او معرفی می کند.
انتصاب نزدیک به بیست نفر از اعضای خانواده مصدق به پستهای مختلف، آنهم در حالیکه برخی از آنان به اعتراف خود مصدق جاسوس مسلم انگلستان بودند گواه این امر است.[vi] در این میان رفتار مصدق در قبال داماد و برادر داماد خود نمودی خاص داشته است.
یکی از سؤال برانگیزترین اقدامات سیاسی مصدق این بود که وقتی اسناد خیانت سرتیپ دفتری به وی ارائه میشود، بیاعتنا به آن، در یک روز مانده به کودتای 28 مرداد،[ix] حکم ریاست شهربانی را به نام وی صادر میکند!فرزند مصدق در این رابطه مینویسد:
کوتاه سخن آنکه در واکاوی سرنوشت نهضت عظیم ملی کردن صنعت نفت بیش و پیش از آنکه ضربه نهایی آمریکا مدنظر قرارگیرد، بایستی به عواملی توجه نمود که دولت برامده از مردم را از سویی از حمایت نخبگان صدیق و از سویی از پشتیبانی مردم تهی نمود.