| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
35
|
51
|
91/2/28 (22:24)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/12/6 (14:37)
|
|
||
|
|
39
|
128
|
90/11/30 (16:26)
|
|
||
|
|
1
|
6
|
90/11/28 (08:48)
|
|
||
|
|
1
|
5
|
90/11/28 (08:46)
|
|
||
|
|
10
|
44
|
90/10/21 (12:41)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
90/9/15 (20:44)
|
|
||
|
|
1
|
3
|
90/9/15 (20:32)
|
|
||
|
|
35
|
58
|
90/9/6 (18:39)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/8/6 (21:03)
|
|
||
|
|
34
|
58
|
90/5/1 (23:58)
|
|
||
|
|
25
|
76
|
90/3/10 (20:13)
|
|
||
|
|
1
|
10
|
90/2/16 (03:36)
|
|
||
|
|
7
|
27
|
90/1/22 (20:21)
|
|
||
|
|
5
|
32
|
89/10/27 (03:02)
|
|
||
|
|
0
|
11
|
89/4/2 (15:14)
|
|
||
|
|
0
|
21
|
89/3/4 (18:34)
|
|
||
|
|
2
|
13
|
89/2/15 (15:31)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
88/12/14 (18:33)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
88/9/25 (19:51)
|
|
Tuesday, May 31, 2011


به گزارش نوروز، جبهه مشارکت اسلامی با صدور بیانیه ای با درخواست از
زندانیان سیاسی برای پایان دادن به اعتصاب غذای خود آورده است: اعتصاب غذای
زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر موجی از نگرانی را در نزد خانواده ها و
همه نخبگان کشور ایجاد کرده است ولی از سوی مسئولان قضایی مورد توجه قرار
نگرفته و چون همیشه هیچ گوش شنوایی در اجابت خواسته های قانونی و حداقلی
انها وجود ندارد.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
این
روزها خبرهای ناگواری از وضعیت سلامت و نقض حقوق اولیه و بدیهی زندانیان
بی گتاه سیاسی در زندان رجایی شهر به گوش می رسد که متاسفانه در هیاهوی جنگ
قدرت درون حاکمیت کم رنگ شده است،هرچند در این جنگ قدرت ،ناخواسته حقانیت
جنبش سبز و همه ادعاهای این حرکت مردمی در بیان ابعاد کودتا بیش از بیش
روشن می شود.
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر موجی از نگرانی را در نزد
خانواده ها و همه نخبگان کشور ایجاد کرده است ولی از سوی مسئولان قضایی
مورد توجه قرار نگرفته و چون همیشه هیچ گوش شنوایی در اجابت خواسته های
قانونی و حداقلی انها وجود ندارد.
جبهه مشارکت ایران اسلامی ازاین انسانهای آزاد و والا که بیگناه در بند ظلم
گرفتار شده اند مصرانه می خواهد که به اعتصاب غذای خود پایان دهند و در
عین حال از همه حق جویان و ظلم ستیزان می خواهد که برای حمایت از این
عزیزان پیام مظلومیت آنها را بازتاب دهند و همت خود را برای بازنمایی جنبش
سبز در روزهای در پیش روی خرداد بکار بندند. روزهای خاطرانگیز22 الی 25
خرداد 88 که نمایش حضور و مشارکت فعال و میلیونی سبز اندیشان برای استفاده
از حق تعیین سرنوشتشان بود که نادیده گرفته شد اما اینروزها همچنان می
تواند سرنوشت ساز باشد .
ما همچنین از همه مجامع داخلی و بین المللی می خواهیم که به هر نحو ممکن
اعتراض خود را به نقض مکرر حقوق اولیه شهروندان ایران و بخصوص زندانیان بی
دفاع ابراز دارند و از هر وسیله ممکن برای پایان دادن به این وضعیت اسف بار
در زندان ها استفاده نمایند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی
08/03/1390
۱۵ تن از خانواده های زندانیان سیاسی ایثارگر در سالروز آزادی خرمشهر با تبریک این پیروزی در بیانیه ای گفته اند: امروز در سی و سومین سال پیروزی انقلاب اسلامی و با گذشت ۲۳ سال از پایان جنگ تحمیلی، ما در کنار هزاران زن و مرد رنجدیده میهن اسلامی، باز هم چشم به راه عزیزانمان هستیم.
این خانواده ها با بیان اینکه به باور ما، زندانیان سیاسی مدافعان حقوق ملت، پاسداران میراث شهیدان، ایثارگران دفاع مقدس و همسنگران امروز آنان هستند تاکید گرده اند: قریب به دو سال است که عزیزانمان به جرم ایستادگی در برابر انحراف از آرمانهای ملی و ارزشهای اسلامی به زندان جور افتاده اند. امروز ما این عزیزانمان را در سنگری نو برای دفاع از حقوق مردم و ارزشهای اصیل انقلاب می بینیم.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
به نام خدا
ملت شریف ایران
ایثارگران عزیز دفاع مقدس
جانبازان، آزادگان و رزمندگان بزرگوار
خانواده های معظم شهدا و ایثارگران
سوم خرداد سالروز آزادی خرمشهر بر شما مبارک باد.
سوم خرداد عصاره، نماد و مظهر همیشگی دفاع ملت ایران در برابر تجاوز است.
روز دفاع از مرزهای ایران عزیز و پایمردی در برابر همه دشمنیها و کج اندیشیها نسبت به این مرز و بوم و مردم شریف و غیور آن.
سوم خرداد روز پیروزی پرافتخار نسلی است که پس از دو قرن شکستهای پی در پی تحمیل شده به این سرزمین و به رغم عزم همه ابرقدرتها و بدخواهان علیه ایران، با جان و خون و هستی و همت خود از مرزهای کشور دفاع کرد و متجاوزان را برای همیشه از تجاوزشان پشیمان کرد.
سوم خرداد روز اقتدار و وحدت ملی است؛ روز پیروزی اتحاد و یکپارچگی و اراده یک ملت. ملتی که با انقلاب خود شالوده استقرار نظامی مبتنی بر دمکراسی سازگار با دین و عدالت و کرامت انسانها را پایه ریزی نمود.
۲۹ سال پیش در چنین روزی هم مردان و زنان ایران زمین پیروزی شگرف و باشکوه فرزندان خود را جشن گرفته و ما در کنار دیگر خانواده هایی که عزیزی در جبهه جنگ داشتند با چشمانی اشکبار و با شوق و شعف پیروزی بر دشمن متجاوز، چشم در راه عزیزانمان داشتیم؛ عزیزانی که عاقبت برخی به خیل شهیدان پیوسته و برخی با تنی مجروح و جسمی رنجور به خانه بازگشتند.
ما بازماندگان نسل انقلاب و جنگ هستیم. نسلی که با پوست و گوشت و استخوان خود زشتیهای استبداد شاهنشاهی را درک کرده بود و دل در گرو استقرار یک دموکراسی متعهد به دفاع از حقوق و کرامت و شرافت انسان در راه انقلاب اسلامی گام برداشته بود. انقلابی که با آرمان استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی و با تکیه بر حقوق مسلم مردم و اسلام رحمانی به پیروزی رسید و مردم شریف کشور برای تحقق همین آرمانها در مقابل دشمنان جنایتکار با اهداء عزیزترین سرمایه های خود از وجب به وجب خاک میهن حراست کردند تا فردایی بهتر را برای کشور رقم بزنند و ایرانی آزاد و سربلند و فارغ از هر گونه استبداد و ظلم و ستم را شاهد باشند.
امروز در سی و سومین سال پیروزی انقلاب اسلامی و با گذشت ۲۳ سال از پایان جنگ تحمیلی، ما در کنار هزاران زن و مرد رنجدیده میهن اسلامی، باز هم چشم به راه عزیزانمان هستیم.
قریب به دو سال است که عزیزانمان به جرم ایستادگی در برابر انحراف از آرمانهای ملی و ارزشهای اسلامی به زندان جور افتاده اند. امروز ما این عزیزانمان را در سنگری نو برای دفاع از حقوق مردم و ارزشهای اصیل انقلاب می بینیم.
به باور ما، زندانیان سیاسی مدافعان حقوق ملت، پاسداران میراث شهیدان، ایثارگران دفاع مقدس و همسنگران امروز آنان هستند.
بی تردید مصائب دیروز، مایه افتخار همه ایثارگران و خانواده های آنان است و کسی خواهان برخورداری از امتیازی فراقانونی بابت آن نیست بلکه خواسته دیروز و مطالبه امروز همانا استقلال، سربلندی و عزت ایران و ایرانی بوده است؛ امری که جز از طریق حاکمیت قانون و بهره مندی همه ایرانیان از تمامی حقوق و آزادیهای قانونی و مشروعشان حاصل نمی شود.
در عین حال با تأسف فراوان باید گفت که:
جمهوری اسلامی با هشت سال دفاع قهرمانانه فرزندان ملت و خون دل خانواده های آنان می توانست با پاسداری از منزلت، کرامت، آزادی و حریت و حیثیت شهروندان به الگویی برای کشورهای منطقه و کشورهای اسلامی بدل شود، اما امروز به نظامی تبدیل شده که این ارزشها در آن هر روز قربانی و پایمال امیال و جاه طلبی های جریانهایی منحرف از آرمان والای انقلاب می شود که حاضرند حتی رزمندگان و خانواده های ایثارگران را نیز برای خواسته های خود قربانی کنند و با این اعمال، جمهوری اسلامی که در ابتدا توجه همه ملتهای تحت ستم و استبداد را به خود جلب کرده بود امروز چهره ای به خود گرفته که آزادیخواهان و استبداد ستیزان منطقه قبل از هر چیز هر گونه ارتباط و تعلق خاطری نسبت به آن را انکار می کنند.
آیا این همان چیزی است که شهدا، ایثارگران و خانواده هایشان در پی آن بودند؟
آیا این آرمان انقلاب اسلامی ما است؟
ما چشم به راه عزیزان پر افتخار دربندمان و سایر زندانیان مظلوم هستیم؛ آنان که در این شرایط حساس، بار دیگر در دفاع از عزت و کرامت انسانها و دفاع از هویت رحمانی، دمکراتیک، آزادیخواه، خداگرا و عدالتجوی این انقلاب در زندان به سر می برند؛ با همان عهد دیرین، عهدی که با خدای خود، ملت ایران، شهدا و ایثارگران بسته بودند.
ما چشم به راه عزیزان رنج کشیده خود و سایر زندانیان سیاسی مظلوم می باشیم و به تغییر شرایط به سوی اصلاح امور و بازگشت جمهوری اسلامی ایران به مسیر اصلی و اولیه خود در جهت تحقق آرمانهای دمکراتیک و آزادیخواهانه ملت ایران امید واثق داریم.
امروز بسیاری از مسائل به قیمت هزینه های بسیار سنگین برای کشور شفاف تر از گذشته شده است و بی تردید به رغم همه تحریفات و تبلیغات دروغین و جعلیات جریان تمامیت خواه، حق و حقیقت هر روز بیش از پیش جلوه گر خواهد شد.
به امید آن روز که از مسیر این فداکاریها و روشنگریها امکان اصلاح و بازسازی نظام در چارچوب آرمانهای انقلاب و امام و میراث شهیدان فراهم گردد.
والسلام
جمعی از خانواده های شهدا و ایثارگران
که عزیزانشان در زندانها به سر می برند:
۱ ـ حسن اسدی زید آبادی / فرزند شهید و برادر رزمنده و جانباز
۲ ـ جواد امام / رزمنده و جانباز که تقریباً تمام سالهای جنگ در جبهه بوده است
۳ ـ عمادالدین باقی / رزمنده و برادر جانباز
۴ ـ محسن امین زاده / جانشین ستاد تبلیغات جنگ، برادر سه رزمنده دفاع مقدس که یکی از آنها جانباز ۷۰% است و مادرش در دوران جنگ عضو افتخاری فعال بنیاد شهید و ستاد امور جنگزدگان خراسان بوده است.
۵ ـ محمد داوری / رزمنده و جانباز
۶ ـ عبدالله رمضان زاده / رزمنده و جانباز
۷ ـ عیسی سحرخیز / رزمنده و برادر شهید
۸ ـ داود سلیمانی / رزمنده و برادر شهید
۹ ـ پرویز شهپر / رزمنده و جانباز
۱۰ ـ فیض الله عرب سرخی / رزمنده و برادر دو شهید
۱۱ ـ ابوالفضل قدیانی / رزمنده و برادر دو رزمنده
۱۲ ـ مهدی کریمیان اقبال / رزمنده
۱۳ ـ محمدرضا مقیسه / رزمنده و جانباز
۱۴ ـ عبدالله مؤمنی / برادر شهید (او با همسر برادر شهیدش ازدواج کرده است) و برادر دو رزمنده دیگر
۱۵ ـ محسن میردامادی / مسئول ستاد جنگ دانشگاهها و استاندار خوزستان در دوران جنگ و برادر جانباز
بیانیه جبهه ملی ایران- آمریکا و اروپادرباره یورش وحشیانه ارتش عراق به"اردوگاه اشرف"
هموطنان آزاده،
جبهه ملی ایران، بعنوان یک سازمان سیاسی ایرانی که همواره از حقوق انسانی
و دموکراتیک ایرانیان دفاع کرده و برای احقاق آن مبارزه نموده است، وظیفه انسانی و ملی خود
میداند که حمله نیروهای ارتش عراق به اردوگاه اشرف و کشتار بیش از 30 نفر از
ساکنین آنجا را شدیدا محکوم نماید.
ساکنین این قرارگاه که از سال ٢٠٠٣ خلع سلاح شده وبه عنوان جمعی غیرنظامی و
پناهنده طبق کنوانسیون های ژنو تحت حمایت کمیساریات عالی امور پناهندگان سازمان
ملل قرار گرفته اند، تاکنون برای چندمین بار مورد حمله نظامی قرار گرفته و
کشته میدهند.
مسئولیت این جنایت نخست بعهده حکومت عراق میباشد که به هر بهانه ای، برای
خوشرقصی و رضایتِ رژیم جمهوری اسلامی، دست به چنین جنایتی میزند. اما رهبری
مجاهدین نیز در این فاجعه بی مسُولیت نیست. سران این فرقه که از دیرباز با
سیاستهای ضد ایرانی و ضد انسانی خود جمعی از هموطنان ما را شستشوی مغزی - سیاسی
داده و هنوز هم از آنها به انواع گوناگون سوء استفاده ابزاری میکنند، باوجود
آگاهی به وضعیت خطرناک اردوگاه اشرف و ارتباطات تنگاتنگ با محافظه کاران
آمریکایی در دو سال گذشته گامی در جهت خروج اعضای خود از عراق برنداشته و
اقدامی جدی در امر حفاظت از این اردوگاه انجام نداده اند.
ما نیک میدانیم که اکثریت بزرگی از ساکنین اردوگاه اشرف خود را زندانی
سازمان"خود" میدانند و اگر فرصت مناسبی در اختیارشان بود، عراق را به مقصد
ایران و یا اروپا ترک میکردند. ما از دولت عراق و مراجع بین المللی میخواهیم
که نخست هرچه زودتر کمکهای لازم پزشکی به زخمی شدگان رویداد ١٩ فروردین برسانند
و سپس امکانات لازم برای خروج از عراق در اختیار این افراد قرار دهند.
جبهه ملی ایران این ضایعه را به خانواده های کشته شدگان تسلیت میگوید.
جبهه ملی ایران- اروپا و آمریکا
٢٢ فروردین ١٣٩٠
بیانیه کمیسیون و شاخه زنان جبهه مشارکت ایران در محکومیت بازداشت و برخورد های امنیتی با جوانان سبز و اصلاح طلب
در پی برخوردهای اخیرامنیتی با جوانان سبز و اصلاح طلب عضو جبهه مشارکت و بازداشت تعدادی از آنها کمیسیون و شاخه زنان جبهه مشارکت ایران اسلامی با صدور بیانیه ای به محکومیت این برخورد ها پرداخت . متن این بیانیه به شرح زیر است :
بسم الله الرحمن الرحیم
بار دیگر آنان که باید حافظ امنیت مادی و معنوی و
نگاه بان سرمایه های اجتماعی جامعه باشند، آدرس را اشتباه گرفته وبه سراغ
گروهی از فرزندان دلسوز و سلامتی رفتند که دغدغه سرنوشت و آینده کشورشان را
دارند. گویی نظام امنیتی ما از همه خطرات و آسیب های موجود و پیش رو
خاطرجمعی یافته که همّ خویش را مصروف هدف قرار دادن جوانان پاکی نموده است
که مسائل شخصی و رفاهی خود را فراموش کرده دل در گرو آبادانی کشورشان
دارند. هفته گذشته باز هم تنی چند از جوانان اصلاح طلب و برخی اعضای جوان
جبهه مشارکت ایران اسلامی برای ادای پاره ای توضیحات توسط دستگاه امنیتی
فراخوانده شدند اما در کمال ناباوری بازداشت و روانه زندان شدند . متأسفانه
این گونه برخوردها که با احضار تعدادی دیگر از جوانان و تفتیش منازلشان
ادامه دارد، نشان از استمرار بی تدبیری و توهم و نابخردی ها در مدیریت کشور
و عدم هیچ گونه عزمی برای به آرامش و صلاح آوردن جامعه است. در حالی که
همه عالمان دین استنباطشان از آیات و روایات این است و مر قوانین جاری نیز
این چنین است که تا جرم متهمی احراز نشده باشد قاضی حق داوری در مورد اورا
ندارد و تا حکمی داده نشده حق زندانی کردن متهم ، آن هم در سلول انفرادی ،
برای مأمورین امنیتی و اطلاعاتی و دیگر نهادهای موازی وجود ندارد، بهترین و
پاک ترین جوانان کشورمان را از کاشانه هایشان دور و از زندگی و درس و
شغلشان بازمی دارند و فاجعه آمیزتر آن که فرزندان خردسال این عزیزان باید
دوری از پدر و مادر را در رنج و عسرتی جانکاه تحمل کنند و خانواده هایشان
در معرض مزاحمت های گاه و بی گاه قرار گیرند. به راستی یک کودک دو ساله یا
هفت ساله چگونه باید این همه درد را در دل کوچکش تاب بیاورد و اطرافیان
چگونه می توانند جای مادر یا پدر را برای او پر کنند؟ این چه بلایی است که
به جان امنیت خانواده ها و کاشانه های سلامت و آرام این عزیزان افتاده است و
براستی چه فرد یا نهادی باید نقطه پایانی بر این گونه رفتارهای نادرست و
غیرشرعی و خلاف قانون در کشور اسلامیمان بنهد؟
کمیسیون و شاخه زنان جبهه
مشارکت ایران اسلامی با اظهار تأسف شدید از در گیر کردن بیش از پیش
خانواده ها در اقدامات شبهه ناک نظام اطلاعاتی و امنیتی و فاصله گرفتن
سیستم قضائی از استقلال پیش بینی شده در قانون اساسی، امیدوار است در اسرع
وقت این جوانان به خانه هایشان بازگردند و بیش از این بذر کینه و نفرت در
دل کودکان و دیگر اعضای خانواده های آنان پاشیده نشود که خشنودی خدا در
خشنودی خلق اوست.
فسبحان الذی بیده ملکوت کل شیء و الیه ترجعون
کمیسیون و شاخه زنان جبهه مشارکت ایران اسلامی
5/10/1389
در بیاینه مجمع مدرسین و محققین آمده است: نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی می دانند كه برخوردهای غیر قانونی و اذیت آزار و توهین نسبت به كسانی كه به عنوان متهم سیاسی بازداشت شده اند كم نبوده است و متاسفانه این روند همچنان ادامه دارد .همانگونه كه مستحضر هستید بنیان اسلام و تعالیم قرآن ، عدالت ، عزت و كرامت آدمیان است و در شریعت اسلام هیچكس نباید به خاطر آئین و اندیشه مورد اهانت و از حقوق شهروندی محروم گردد. آیات و روایات زیادی گواه براین مطلب است. بلكه از وظایفی كه اسلام بر دوش هر مسلمان گذشته است امر به معروف و نهی از منكر بویژه در برابر حاكمان است."
به گزارش وبسایت مجمع مدرسین و محققین ،نامه مجمع به نمایندگان مجلس شورای اسلامی پیرامون اعتصاب غذای برخی از زندانیان سیاسی به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
لا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَنْ ظُلِمَ وَ كانَ اللَّهُ سَمِیعاً عَلِیماً (نساء/148)
نمایند گان محترم مجلس شورای اسلامی و اعضای هیئت ریئسه محترم مجلس شورای اسلامی
با سلام
ضمن گرامی داشت ایام عاشورای حسینی و یاد آوری ظلم ستیزی سالار شهیدان حسین بن علی (ع) ،
براساس گزارشها ونامه های رسیده برخی ازخانواده های زندانیان سیاسی زندان اوین بعضی از زندانیان جهت اعتراض به جریان رسیدگی اتهامات خویش و برخوردهای غیر قانونی وتحقیرآمیز اقدام به اعتصاب غذا نموده اند و طبق خبرهای واصله حال بعضی از آنان از جمله جناب آقای محمد نوری زاد وخیم گزارش شده است. خانواده های آنان برای تظلم خواهی و اظهار همدردی و داد خواهی و دفاع از زندانیان خود روز عاشورا در كنار زندان اوین تجمع كرده وبه خواندن زیارت عاشورا پرداختند در هنگام قرائت زیارت عاشورا مامورین به عده ای از آنها با تحقیر و توهین بازداشت ، و پس از ساعتی آزاد كرده اند .
نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی می دانند كه برخوردهای غیر قانونی و اذیت آزار و توهین نسبت به كسانی كه به عنوان متهم سیاسی بازداشت شده اند كم نبوده است و متاسفانه این روند همچنان ادامه دارد .همانگونه كه مستحضر هستید بنیان اسلام و تعالیم قرآن ، عدالت ، عزت و كرامت آدمیان است و در شریعت اسلام هیچكس نباید به خاطر آئین و اندیشه مورد اهانت و از حقوق شهروندی محروم گردد. آیات و روایات زیادی گواه براین مطلب است. بلكه از وظایفی كه اسلام بر دوش هر مسلمان گذشته است امر به معروف و نهی از منكر بویژه در برابر حاكمان است. و در اصل 8 قانون اساسی به صراحت این حق را بیان كرده است .
مضافا بعضی از اقدامات فوق الذکرخانواده های زندانیان را نیز نگران می کند و از نظر روحی و روانی موجب آزار و اذیت آنان می شود.
نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی بنابر سوگندی خورده اند كه پاسدار قانون اساسی باشند
و براساس قانون اساسی مجلس شورای اسلامی كه ناظر بر همه قواست و بنابر فرموده امام (ره) در راس امور است ، انتظار می رود تحقیق در این امر مهم را از كار های اولیه خود قرار دهد، چنانچه حقوق زندانیان و خانواده های آنان تضییع شده است اقدام عاجل مبذول دارند.
زیبنده نظام جمهوری اسلامی نیست كه فرزندان این انقلاب كه همواره در برابر دشمنان اصلی این نظام با قلم و یا با قدم خود مبارزه می كرده اند و غالب آنها سالها در جبهه های جنگ حضور داشته اند و بیشتر از آنان از خانواده محترم شهدا هستند ، به خاطر انتقاد از وضع موجود كه از حقوق اساسی آنان است ، در زندانها در حال اعتصاب غذا بسر برند .
این تاریخ و ایام زود خواهد گذشت، قضاوت آیندگان و تاریخ عملكرد ما را رقم خواهد زد
مجمع مدرسین و محققین خوزه علمیه قم
http://www.rahesabz.net/story/29442/
جرس: در آستانه یکم آذر ماه و سالگرد شهادت داریوش و پروانه فروهر، رهبران حزب ملت ایران در جریان قتل های زنجیره ای، جبهه ملی ایران (شاخه خارج از کشور)، با صدور بیانیه ای، یاد آنان را گرامی داشت.
داریوش و پروانه فروهر، در شامگاه اول آذر ماه ٧٧، توسط ماموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، بوسیله ضربات متعدد کارد، جان باختند.
به گزارش تارنمای ایران آزاد، در این بیانیۀ که به مناسبت دوازدهمین سالگرد
قتل های سیاسی صادر شده آمده است: داریوش و پروانه فروهر، ستارگان قرنی
تلاش در آسمان مبارزات رهائی بخش مردم ایران را دژخیمان جمهوری اسلامی با
ضربات کارد بیرحمانه و وحشیانه، در یکم آذر ٧٧ از پای در آوردند. حاکمان
دیکتاتور، بزعم خود دو مخالف و مقاوم سرسخت را نابود ساختند. ولی چهره
صمیمی و مبارز این دو قهرمان آزادیخواه همواره الهام بخش مردم قدرشناس
ایران در فضای مبارزه باقی ماند و سردمداران جنایتکار حکومت هرگز نتوانستند
نام فروهرها را از خاطره مبارزاتی مردم بزدایند.
این بیانیه افزوده است: قتلهای سیاسی زنجیره ای که در طول آن بهترین
فرزندان این آب و خاک بخون کشیده شدند، فاجعه ای بود که در تاریخ سیاسی
اجتماعی ایران کم نظیر است. تنها حکومتی که سی سال نامردمی در این آب و خاک
روا داشته است میتواند قادر بانجام اینگونه جنایات باشد. حکومتی که رهبر
خشک مغزش در تابستان ۶٧ بالغ بر سه هزار تن از جوانان ما را در حالیکه اسیر
زندانهای او بودند به سلاخان سپرد.
خاطره مبارزات قهرمانانه پروانه و داریوش فروهر در ذهن تاریخی مردم ایران
باقی میماند و نام ایشان همواره بر جریده تاریخ مبارزات آزادیبخش مردم
ایران ثبت و پایدار خواهد ماند. ما همراه مبارزین راه آزادی ایران عهد خویش
در برچیدن سیطره سیاه و شوم جمهوری اسلامی را از یاد نخواهیم برد و تا
بپایان بردن این راه دور با رنج بسیار با مردم شریف ایران همراه و همقدم
خواهیم ماند!
گفتنی است با گذشت سال ها از قتل های زنجیره ای، موضوع این پرونده به
سرانجام نرسید و متهمان این قتل ها، به محکمه عادلانه معرفی نشدند و آمران و
عاملان اصلی نیز، در حاشیه امنیت باقی ماندند.
این درحالیست که برگزاری مراسم بزرگداشت قربانیان این قتل ها، همچون داریوش
و پروانه فروهر، محمد مختاری، محمدجعفر پوینده و ...، هر سال با ممنوعیت و
تهدید مقامات و نهادهای امنیتی روبرو می گردد.
جرس:جبهه مشارکت ایران اسلامی اقدامات آزادی کش در توقیف روزنامه « اعتماد » و لغو پروانه هفته نامه های « ایراندخت » و « سینا » را محکوم کرده و به همه قوا و نهادهای حاکم هشدار داد که سرانجام این مسیر به ناکجا آباد است.
هیات نظارت برمطبوعات که در برگیرنده نمایندگان سه قوه و مدیریت حوزه علمیه قم است و درواقع نوع نگرش و نگاه حاکم را بازتاب می دهد، در ادامه برخورد های سخت گیرانه، تنگ نظرانه و سلیقه ای خود با فعالیت های مطبوعاتی و رسانه ای بار دیگر به توقیف روزنامه « اعتماد » و لغو امتیاز هفته نامه های « ایراندخت » و « سینا » حکم داد تا فضای سانسور و محدودیت و خفقان خبری را بیش از پیش کرده و دامنه آن را تنگ تر کنند.
این اقدام هیات نظارت در مغایرت کامل با اصولی چند از قانون اساسی جمهوری اسلامی ( بند 7 اصل سوم و اصل های 9 ، 24 و 168 ) قرار دارد و حتی دلایل ارائه شده از سوی این هیات در استناد به بندهایی از قانون مطبوعات هرگز نمی تواند این اقدام را از لحاظ حقوقی توجیه نماید و همه اهل نظر و مطبوعات نیت پنهان و علت واقعی چنین اقدامی را بخوبی در می یابند چرا که تیغ نظارت حذفی این هیات از زمان روی کارآمدن دولت احمدی نژاد در سال 84 و به ویژه پس از رخداد کودتای انتخاباتی 22 خرداد همواره متوجه مطبوعاتی بوده است که رویکرد انتقادی به دولت و شخص رئیس دولت داشته اند.
یادآوری اینکه یکی از اهداف بنیادین انقلاب اسلامی در برابر رژیم استبدادی و دیکتاتوری پهلوی تحقق « آزادی » و از جمله «آزادی مطبوعات » بوده است، لازم نیست و چه کسی است که آن را نداند اما ظاهرا اقتدارگرایان حاکم کنونی با ظاهری انقلابی و اسلامی مسیر بازگشت به همان شیوه های استبدادی و دیکتاتوری را می پیمایند و برای تحکیم حاکمیت خود در پی توقیف و تعطیلی مطبوعاتی هستند که آخرین نشان ها از حداقل آزادی های مطبوعاتی در کشور را بروز می دهند.
اگر این اقدام هیات نظارت بر مطبوعات را در کنار دیگر اقدامات حاکمیت در بستن مجاری اطلاع رسانی، بازداشت و زندانی کردن دهها روزنامه نگار و انحصار حکومتی صدا و سیما و خبرگزاریها قرار دهیم آیا معنایی جز استبداد می دهد؟ و آیا در رژیم های استبدادی بجر اینگونه عمل می شود؟ اما جای تامل و توجه اینجاست که اگر اینگونه اقدامات در روزگار پیشین اندک نتیجه ای می داد و چند صباحی بر عمر دولت های کودتایی و استبدادی می افزود در زمانه کنونی که پیشترفت فن آوری های ارتباطی همه حصارهای ساختگی را درهم ریخته است و اخبار بسرعت برق و باد در جهان مبادله می شود و تلاش برای بستن مجاری اطلاع رسانی بروی شهروندان از سوی حکومتها همچون آب در هاون کوبیدن است و فقط مهر بدنامی استبداد را بر دامن آنها حک می کند، اینگونه عمل کردن هیچگونه نتیجه ای جز روی آوری شهروندان به مجاری اطلاع رسانی خارج از حوزه ملی که سرانجام آن تهدید استقلال و امنیت ملی خواهد بود ندارد .آنهایی که فکر می کنند ایجاد اختناق و استبداد خبری و رسانه ای و مطبوعاتی به نفع نظام است جز تیشه بر ریشه های نظام نمی زنند . ریشه های نظام در آبشخور آزادی عمیق تر شده و میوه های شیرین تری ببار می آورند اما در آبشخور استبداد اگر خشک نشوند جز میوه تلخ ببار نمی آورند .
جبهه مشارکت ایران اسلامی از منظر پایبندی به اهداف بنیادین انقلاب اسلامی و دلسوزی برای نظام و پاسداری از قانون اساسی اینگونه اقدامات آزادی کش و ازجمله اقدام اخیر در توقیف روزنامه « اعتماد » و لغو پروانه هفته نامه های « ایراندخت » و « سینا » را محکوم کرده و به همه قوا و نهادهای حاکم هشدار می دهد که سرانجام این مسیر به ناکجا آباد است و حفظ و بقا و رشد دستاوردهای گرانسنگ انقلاب و نظام را در معرض تهدید تند باد حوادث و جریانات و اخباری قرار می دهد که فقط در فضای اخنتاق و استبداد تاثیرگذارند.
گمان ما بر این است که این نوع اقدامات خواست کسانیست که بحران زی هستند و خواستار آرامش و امنیت برای ملت و کشور نیستند و چه خوبست به آنها اجازه داده نشود که کل نظام را به آتش بحرانهای ساختگی خود بسوزند. تحلیل و بررسی درست و علمی حوادث و رخدادهای پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری به اندازه کافی می توانست در این باره مایه عبرت آموزی و در نتیجه، اصلاح امور باشد. بسیار روشن است که یکی از راهبردهای برون رفت از بحران جدی چندگانه ای که هم اکنون کشور با آن مواجه است باز کردن فضای کار مطبوعاتی و رسانه ای و آزادی مطبوعات و آزادی همه روزنامه نگاران زندانی و تامین امنیت شغلی و حرفه ای آنان است و هر راهی جز این به بیراهه رفتن است .
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
خبر تایید حکم اعدام برای محمدامین ولیان، دانشجوی 20 ساله دانشگاه دامغان، تنها به جرم شرکت در مراسم روز عاشورا و دفاع از خود در مقابل حمله وحشیانه نیروی انتظامی بلافاصله پس از انتشار فیلمی تکان دهنده از حمله این نیرو به کوی دانشگاه تهران، جامعه دانشگاهی و مدنی ایران را در بهت و حیرت فرو برد که دامنه قساوت و شناعت کودتاچیان تا به کجاست. صدور و تایید این حکم در کنار احکام گوناگون و فراوان حبس های طویل المدت برای اساتید و دانشجویان طی هشت ماه گذشته نشان از شدت بغض اقتداگرایان از دانشگاه و دانشگاهیان است.
نحوه برخورد حاکمیت با دانشجویان و اعتراضات مسالمت آمیز دانشگاه ها و بررسی آن طی چندین سال گذشته نشان از ترسی عمیق و درخور توجه از سوی اقتدارگرایان در این زمینه است. در همین چند ماه گذشته هنوز چند روز از انتخابات نگذشته که کوی دانشگاه تهران مورد حمله از پیش برنامه ریزی شده و ددمنشانه گارد ویژه نیروی انتظامی و نیروهای لباس شخصی قرار می گیرد و پس از ضرب و جرح دانشجویان آن ها را بازداشت می کنند. پس از آن در 18 تیر، سالروز فاجعه حمله اول بار به کوی دانشگاه، بدترین برخوردها با دانشجویان و افراد بازداشت شده در این روز می شود و بازداشت شدگان با دستور مستقیم مقامات عالیرتبه قضایی به بازداشتگاه کهریزک منتقل می شوند و پس از چند روز شکنجه چند نفر از بازداشت شدگان جان می سپارند.
بعد از آن نیز احضار گسترده دانشجویان به دادگاه ها، مراکز امنیتی، کمیته های انضباطی و در پی آن بازداشت و صدور احکام سنگین برای دانشجویان در دستور کار قرار می گیرد. این راه نیز عطش اقتدارگرایان را برای نسق کشی از دانشگاه برطرف نمی کند و حمله مغول وار به دانشگاه علم و صنعت و دانشگاه آزاد مشهد در دستور قرار می گیرد و این حمله با موج بعدی بازداشت گسترده دانشجویان تکمیل می شود. کار به این جا نیز ختم نمی شود و صدور و تایید حکم اعدام برای یک فعال دانشجویی صادر می شود.
فارغ از آن که این حکم ننگین تا چه میزان قابلیت اجرا داشته باشد، صدور و اعلام عمومی آن به نوعی هشدار اقتدارگرایان به دانشگاه و جامعه مدنی ایران است که آن ها برای حفظ اقتدار پوشالی خود تا هر آن جا که لازم باشد ایستاده اند و حتی از اعدام یک دانشجوی 20 ساله نیز ابا ندارند. همچنین این حرکت ممکن است جهت فراهم نمودن خوراک لازم جهت بازی نمایشنامه تقاضای عفو و بخششی که خبر آن پیش از این در رسانه ها منتشر شده نیز باشد.
البته جامعه دانشگاهی ایران در یک دهه گذشته سابقه دریافت حکم اعدام از اقتدارگرایان را دارد. صدور حکم اعدام برای جمعی از دانشجویان بازداشت شده در 18 تیر 78 و همچنین صدور حکم اعدام برای دکتر هاشم آقاجری از جمله این نمونه هاست. اما با ایستادگی و مقاومت جامعه مدنی و دانشگاهی ایران این احکام بی فرجام ماند و رودخانه زلال جنبش دانشجویی ایران با استواری به راه خود ادامه داد.
محمدامین ولیان، آخرین قربانی صدور این گونه احکام، در حالی به اعدام محکوم شده است که کلیه فعالیت های او در چارچوب قانون و به صورت کاملا مسالمت آمیز بوده است. شنیده ها حاکی از آن است که محمدامین ولیان با شانتاژ و فشار نیروهای بسیج دانشگاه دامغان توسط نیروی سپاه بازداشت و از بدو بازداشت تاکنون در بند 2-الف در بازداشت به سر می برد. این عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت در طول دوران بازداشت خود، حتی پس از تشکیل دادگاه و صدور حکم اعدام، از ملاقات با خانواده و وکیل خود محروم بوده است. با این وجود و در حالی که خانواده و وکیل وی از تشکیل دادگاه اطلاع نداشتند این دانشجو با شجاعت مثال زدنی از خود در مقابل ادعاهای واهی دادستانی به دفاع پرداخت.
به باور ما صدور حکم اعدام برای یک فعال دانشجویی شروع فصل جدیدی در برخوردها و سرکوب های پس از انتخابات ریاست جمهوری است. از این رو فعالین سیاسی اصلاح طلب و تحول خواه، خصوصا آقایان کروبی و موسوی، بایستی با تمرکز بر این موضوع و واکنش مناسب به این مسئله با این جسارت ورزی اقتدارگرایان پاسخ دهند. همچنین بر کلیه فعالین مدنی و حقوق بشری است که با جدیت مانع از حرکت های خطرناک بعدی حاکمیت در این راستا شوند. علاوه بر این از آن جا که حکم اعدام به استناد یک استفتاء مبهم صادر شده است انتظار می رود مراجع آزاده به دفاع از حقوق این دانشجو برخیزند و با مواضع شجاعانه خود مانع از ادامه این روند شوند.
دفتر تحکیم وحدت همچنین اعلام می کند که حرکات مذبوحانه این چنین مانع حرکت جنبش دانشجویی نخواهد شد و جنبش دانشجویی به مسیر پرافتخار خود ادامه خواهد داد. همچنین به اقتدارگرایان نیز به صورت جدی هشدار می دهیم که کلیه عواقب اجرای این حکم بر عهده ایشان است و آنان تاوان سنگینی در این خصوص خواهند پرداخت. دفتر تحکیم وحدت همچنین خواستار آزادی هر چه سریعتر محمدامین ولیان، 4 عضو در بند شورای مرکزی این اتحادیه، خانم بهاره هدایت و آقایان مهدی عربشاهی، میلاد اسدی و مرتضی سمیاری و سایر اعضای شورای عمومی این اتحادیه و دیگر دانشجویان و اساتید در بند است.
شورای تهران تحکیم وحدت: اجازه استیلای دیکتاتوری نظامی و دینی را بر این خاک گلگون نمی دهیم
دانشجویان خواب را از چشم اقتدارگرایان ربوده و همواره خار چشم استبد بوده اند
شبکه جنبش راه سبز(جرس): شورای تهران دفتر تحکیم وحدت با انتشار بیانیه ای ضمن محکومیت تداوم بازداشت شمار زیادی از اساتید و دانشجویان، که برخی از آن ها ماه هاست در بند و در شرایط بلاتکلیفی به سر می برند، خواستار آزادی هر چه سریعتر اصحاب دانشگاه از زندان و بازگشت آن ها به خانه خود، دانشگاه،شد. متن کامل بیانیه به این شرح است:
انتشار فیلمی جدید از حمله سبوعانه نیروی انتظامی با همراهی و پشتیبانی نیروهای لباس شخصی به دانشجویان بیگناه و بی پناه کوی دانشگاه تهران پرده غمبار دیگری بود از جنایات متعدد و متنوع اقتدارگریان طی ۸ماه پس از انتخابات ریاست جمهوری، پرده ای غمبار از مظلومیت دانشجویان و دانشگاهیان در این دیار. دیاری که دانشگاه و دانشگاهیانش هر روز بیشتر از روز قبل طعم تلخ سرکوب و تحقیر را می چشند. این فیلم که مشخص نیست بنا بر کدام مصلحت از پرده اقتدارگریان برون افتاده در دل تاریکی شب به روشنی نشان می دهد که چگونه گارد ویژه نیروی انتظامی با حمایت نیروهای لباس شخصی بر دانشجویان یورش می برد.
نیروهای نظامی آن چنان بر خوابگاه دانشجویان هجوم می برند و از فتح خود احساس سرور و شادمانی می کنند که گویا سد دشمن قسم خورده خود را شکسته اند و به قلعه اش راه یافته اند. با چنان قساوت و عداوتی بر سر و بدن دانشجویان می زنند که گاه این قساوت صدای نیروهای خودی حاضر در صحنه را هم درمی آورد. با چنان حقد وکینه ای دانشجویان مضروب را مجبور به خوابیدن بر زمین می کنند که اگر از کشته پشته ساختن برایشان دشوار است لااقل زنده ها نقش مردگان را برایشان بازی کنند تا بدین صورت عطش قساوت شان وعقده هایشان قدری تسکین یابد.
صورت مسئله، همانند حملات چندین بار گذشته به کوی دانشگاه تهران، کاملا روشن و آشکار است. نیروی انتظامی و نیروهای لباس شخصی، که امروز بر همگان مشخص است وابسته به کجا بوده و پشتیبانشان چه کسانی هستند، نه به صورت خودسرانه که مشخصا و آشکارا با دستورات صریح فرماندهی ارشد و طی برنامه ای از قبل چیده شده به دانشجویان بی پناه و بیگناه حمله می کنند. این بار نیز مانند دفعات پیش حمله به کوی دانشگاه در تقبیح ظاهری و محکومیت لفظی ریاکارانه شماری از اصحاب حاکمیت خلاصه شد. کمیته هایی جهت بررسی ماجرا و مجازات خاطیان تشکیل شد که مانند دفعات پیشین تاکنون هیچ گزارش و نتیجه ای از تحقیقات به عمل آمده اعلام نشده است. اصولا مشخص نیست تحقیقی صورت پذیرفته است یا نه.
در سالیان گذشته نیز دانشجویان در جای جای ایران به طور عموم، و دانشجویان ساکن در کوی دانشگاه تهران، به طور خاص، طعم چنین حملاتی را خصوصا در سال های ۷۸و ۸۲چشیده بودند. چرا که با وجود همه سرکوب ها همواره این دانشجویان بودند که در مقابل ظلم و استبداد قد علم کرده و خواب را از چشم اقتدارگرایان ربوده و همواره خار چشم استبداد بوده اند تنها تفاوت امروز و دیروز در این است که دیروز دانشجویان در جبهه آزادیخواهی و عدالت طلبی افراد کمتری را در کنار خود می دیدند اما امروز ملتی به پا خواسته است.
دیروز بهای بالا گرفتن پیراهن خونی همکلاسی چندین ماه شکنجه بود و در نهایت دریافت حکم اعدام. اما امروز به کلاس درس حمله می برند و استاد را از کلاس بیرون می کشند و بازداشت می کنند. پس از چند ماه یکی را روی تخت بیمارستان تحویل خانواده اش می دهند و یکی را از گفتگوی نیمه زنده خبری صداوسیما روانه منزل می کنند. دیگری را از بستر بیماری کشان کشان به بازداشتگاه می کشانند و با حالی زار و نزار ماه ها بدون هیچ گونه توجیهی در محبس نگاه می دارند تا این گونه گوی سبقت نامردمی از دست یکدیگر بربایند.
ماه ها چندین دانشجوی بیگناه را در زندان به بند کشیده اند و به اقسام تهمت های بی اساس متهم کرده اند و احکام رنگارنگ در محکومیت حق طلبی شان صادر کرده اند تا اگر در خاموش نمودن شعله اعتراضات مدنی مردم ناتوان می نمایند لااقل به وظیفه سرکوب خود تام و تمام و به نیکی عمل کرده باشند تا در منازعات درونی شان محکوم به کم کاری نشوند. روزی بر سر دانشجویی چادر می کشند و با شادمانی تصاویر غیرقابل باورش را منتشر می کنند، یکی را تنها به جرم این که فریاد برآورده که “تحصیل حق اوست” به تهمتی تهی به بیش از یک دهه حبس محکوم می کنند. حتی این همه را کافی نمی شمارند و برای زهر چشم گرفتن دانشجوی ۲۰ساله را عامل “جنگ با خدا” و “فساد در زمین” برمی شمرند و به کمتر از اعدام برای او راضی نمی شوند.
در همین راستا طی چند ماه، ۸عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، که اعضای آن طی چندین سال گذشته به خوبی با طعم زندان و حبس آشنایند، به بهانه های مختلف و گوناگون بارها و بارها بازداشت شده اند. تا اقتدارگرایان بدین روش به خیال خود شعله آزادیخواهی این تشکل دانشجویی را از سرچشمه خفه کنند. غافل از آن که سرچشمه جوشان دفتر تحکیم وحدت نه شورای مرکزی که دانشجویان پرشور و آزادیخواه عضو آن است و اعضای شورای مرکزی سمبل و نماد روشن این چشمه جوشان و شعله فروزان هستند. شعله ای که در ده سال گذشته در مقابل تمام فشارها و ترفندها سربلند به حق خواهی خود ادامه داده است و پس از این نیز همین گونه خواهد بود.
شورای تهران دفتر تحکیم وحدت ضمن محکومیت تداوم بازداشت شمار زیادی از اساتید و دانشجویان، که برخی از آن ها ماه هاست در بند و در شرایط بلاتکلیفی به سر می برند، خواستار آزادی هر چه سریعتر اصحاب دانشگاه از زندان و بازگشت آن ها به خانه خود، دانشگاه، است. انجمن های اسلامی عضو این شورا مصرا خواستار لغو احکام سنگین و بی پشتوانه حقوقی و قانونی صادره برای دانشجویان و اساتید طی چندین ماه گذشته، خصوصا صدور حکم ننگین اعدام برای یک دانشجوی بیگناه دانشگاه دامغان، می باشند.
شورای تهران دفتر تحکیم وحدت ضمن محکومیت مجدد حمله ددمنشانه نیروی انتظامی و نیروهای لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران و ضرب و شتم و بازداشت دانشجویان ساکن در کوی دانشگاه،خواستار شناسایی، معرفی به مردم و مجازات فرماندهان وآمران نیروهای حمله کننده به کوی دانشگاه بوده و تعلل بیش از این دستگاه های مسئول در این زمینه، خصوصا قوه قضاییه و کمیته پیگیری مجلس، را تنها به منزله تایید این قساوت ها و ددمنشی ها از سوی این نهادها و تلاش برای سرپوش گذاشتن چندین باره بر این گونه حرکات از سوی ایشان می داند.
در نهایت نسبت به تکرار سناریوی نخ نما و مهوع اعتراف گیری و صدور احکام سنگین برای اعضای دربند شورای مرکزی هشدار داده و تاکید میکنیم که این اعمال همانگونه که تاکنون بی اثر بوده از این پس نیز کوچکترین تاثیری در اراده خلل ناپذیر و مستحکم دانشجویان آزادیخواه و آزاده این مرز و بوم برای بسط عدالت ، دموکراسی و حقوق بشر نخواهد داشت و همچنان خواب آشفته مستبدان را آشفته تر خواهیم کرد و اجازه استیلای دیکتاتوری نظامی و دینی رابر این خاک گلگون نخواهیم داد.
شورای تهران دفتر تحکیم وحدت
هشتم اسفند ماه
مهدی کروبی در پیامی به ملت ایران در خصوص حوادث روز ۲۲بهمن بیانیه ای به شرح ذیل صادر نمود:
بسمعه تعالی
مردم بزرگ و آزاده ایران
از حضور فراگیر و گسترده شما به رغم فشارهای امنیتی و فضای بسته سیاسی حاکم در مراسم ۲۲ بهمن امسال عمیقا سپاسگزارم. امسال اگرچه مراسم ۲۲ بهمن با دعوت همه جناحهای سیاسی و شخصیتها و مراجع عظام، با امید گشایش روزنههایی به سوی حل بحران و مشکلات ملی انجام پذیرفت، اما متاسفانه جریان تمامیتخواه و خشونتطلب میکوشد با استفاده از صدا و سیما و رسانههای دولتی و شبهدولتی خود، با بیاخلاقی تمام و وارونهسازی واقعیت و پنهانکردن وحشیگریهای جانبی و فضای امنیتی حاکم بر این راهپیمایی، آنرا به نفع خود مصادره کند. جریان خشونتطلب میخواهد از این راهپیمایی که با حضور عظیم اصلاحطلبان و اصولگرایان امکان پذیر شد، برای پاککردن آثار ناشی از زندانیکردنها و جنایتها و شکنجهها و کشتارهای خیابانی بهره برد. میخواهد چادری از مغلطه و کژنمایی بر این جنایات و وحشیگریهای خود بکشد. راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال درحالی برگزار شد که نیرویهای نظامی و امنیتی، تهران را به یک پادگان تبدیل کردهبودند. آنها با هر حرکت و نشانهای از عدم موافقت با وضع موجود، بهشدت برخورد میکردند و آنرا خفه میکردند. طرفه آنکه، حتی یک تصویر از این همه لشگرکشی و پرتاب نارنجکهای اشکآور و ضرب و شتم شما مردم، در رسانههای داخلی نشان دادهنشد! گویا چشمانشان، با پردههایی از گمراهی پوشیده شده که گمان میکنند که توانستهاند بر خاطره جمعی مردم پرده فراموشی بکشند و با مصادره تمام و کمال این مراسم ملی و مذهبی و انقلابی به نفع خود، مستمسکی برای ادامه جریان «سلب حقوق حقه مردم» فراهم کنند. حال آنکه بدون دعوت جریانهای سیاسی و حضور مردمی، راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال، به راهپیمایی بیرمق یگانهای نظامی و امنیتی تبدیل میشد و امکان چنین بهرهبرداری تبلیغاتی برای ایشان فراهم نمیآمد.
همه ما میدانیم که حضور شما مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن، به یقین نه به دلیل علاقهتان به سیاستهای سرکوب و پرکردن زندانها که بهدلیل علایق ملی و عشقتان به ایران، انقلاب و امام بود. شما مردم خوب کشورمان در راهپیمایی سالگرد انقلاب اسلامی شرکت نکردید تا با کتکزدن مردم بیعت کنید. شما مردم مومن کشور ما بهتر از هرکسی میدانید که ریختن خون بیگناهان با مبانی دین و اخلاقتان سازگار نیست. مگر مولای ما علی (علیهالسلام) برای تقویت حکومت خود زندانهایش را پرمیکرد؟ شما مردم شهید داده کشورمان، راضی به سرپوش گذاشتن روی جنایات کهریزک و مجتمع سبحان و خوابگاههای دانشجویی و بیحرمتی به مراجع نیستید و حضور شما در راهپیمایی ۲۲ بهمن هم، تاییدی بر آن جنایات نبودهاست. با اینحال کسانی که حداکثر تلاش خود را برای مهندسی تظاهرات ۲۲ بهمن بهکار بردند و از سراسر کشور با صدها اتوبوس و قطار نیرو به تهران اعزام کردند، باید دلیل خالی ماندن میدان آزادی را به هنگام سخنرانی، علیرغم استفاده از این همه نیرو و بسیج نیروهای انتظامی و نظامی خود توضیح دهند. مگر میشود تصور کرد که مردمی چنین فهیم، دلیل حضور دههاهزار نفری نیروهای نظامی و انتظامی در خیابانها را ندانند؟ آیا فکر میکنند مردم فشار نیروهای انتظامی و لباسشخصیها با قمه و باتوم و گاز فلفل، برای جلوگیری از پیوستن خدمتگزاران نظام و ایران به خیل خروشانشان را نمیبینند؟ آیا تصور میکنند که مردم متوجه ترس و ضعف حاکمیت نشدهاند؟
مردم عزیز، حضور شما در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال قابل تحلیل نیست، مگر آنکه صفآراییهای دو گرایش عمده در این تظاهرات، مستقل از هم، نمایش داده و ارزیابی شود. ما با دوگرایش روبرو هستیم. یکی گرایشی است که از حق اجتماع و راهپیمایی مردم که در اصل ۲۷ قانون اساسی نیز بر آن تصریح شده، میهراسد و برایهمین روز راهپیمایی ملی، تهران را به پادگان تبدیل میکند. گرایشی که فقط حضور طرفداران خود را در راهپیمایی برمیتابد و ملت را مجموعهای از افراد طرفدار و تابع خود میداند و بقیه مردم را، حتی اگر اکثریت نیز باشند، خس و خاشاک میخواند. اما سوی دیگر، گرایشی است که شما را با همه تنوع و رنگارنگی اعتقادیتان، فارغ از ویژگیهای جنسیتی و قومیتی و فرهنگی و طبقاتی، به رسمیت میشناسد. گرایشی که مردم را نه صرفا به میدان آزادی، بلکه به نشستن سر سفره آزادی فرامیخواند. لذا برای ازمیان رفتن پردههای گمراهی از جلوی دیدگان جریان تمامیتخواه، براساس آموزههای مرادم امام خمینی(ره)، دو پیشنهاد دارم. پیشنهاد اولم این است که همانطور که حضرت امام در سال ۱۳۴۱ فرمود «حاکمیت یک میتینگ در یکی از میادین بزرگ تهران برگزار کند، به ما هم در بیابان و کویر قم اجازه متینگ بدهند»، میخواهم براساس حق مسلم مردم، طبق اصل ۲۷ قانون اساسی، مجوز بدهند که در میدانی از تهران راهپیمایی از طرف ما برگزار شود تا اقلیت و اکثریت مشخص شود. امنیتش را هم خودمان تامین میکنیم و تضمین میدهیم که این راهپیمایی با پرهیز از هرگونه شعار ساختارشکن برگزار شود؛ یک راهپیمایی آزاد، آنهم یکبار برای همیشه، تا وزن هر گرایش در جامعه ما، بیفشار و تهدید روشن شود.
اما پیشنهاد دوم: درحالیکه جریان تمامیتخواه میخواهد راهپیمایی ۲۲ بهمن را به رفراندومی برای تایید سیاستهای خشونتآمیز و ضدمردمی خود تبدیل کند، پیشنهاد میکنم که براساس اصل ۵۹ قانون اساسی، رفراندومی برای برونرفت از بحران برگزار شود تا به حاکمیت شورای نگهبان پایان دهد. دخالتهایی که بهنام نظارت استصوابی، حاکمیت مردم را نشانه گرفتهاست و حتی از نظارت استصوابی هم پا را فراتر گذاشتهاست. این دخالتهاست که مانع برگزاری یک انتخابات آزاد ریاستجمهوری و تشکیل یک مجلس خبرگان و شورای اسلامی مستقل میشود. این چگونه مجلس مستقلی است که نمایندگان ملتش، از ترس نظارت شورای نگهبان، مجبورند که هربار بیانیههایی برای محاکمه دلسوزان کشور تنظیم میشود، آنرا امضا کنند؟ کارنامه انتخابات دهم ریاست جمهوری نشان داد که این، تنها رفراندوم است که می تواند راهگشای ما برای عبور از این تنگناها باشد. در کنار حضور مجلسی مستقل است که اصول مربوط به منافع و حقوق اساسی ملت مانند آزادی رسانهها و مطبوعات، اصلاح شرایط برگزاری دادگاههای سیاسی و … هم تامین میشود. و نیز این گونه مجلسی، فارغ از سایه حاکمیت شورای نگهبان است که وزن نیروهای سیاسی در جامعه را روشن خواهد کرد، نه جوسازی و تمهیدات دولتی و هزینههای میلیاردی، چنانکه در ۲۲ بهمن امسال دیدیم.
والسلام
مهدی کروبی
سوم اسفند ۱۳۸۸
سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) در واکنش به موج جدید بازداشت و اعمال فشار به اعضای این سازمان و سایر احزاب منتقد و همچنین راهکارهای ارائه شده از سوی رهبران جنبش اصلاحی، بیانیه ای صادر کرد.
متن بیانیه به این شرح است
تبلیغات و دروغ پراکنی گسترده رسانه های حکومتی، بازداشت های گسترده و
برگزاری تجمعات دولتی با بکارگیری همه ترفندهای بسیج نیرو، همگی کوششی بی
حاصل در قلب واقعیات سرکوب خونین معترضان در عاشورای حسینی است که
نتوانسته پاسخی برای خون های به ناحق ریخته فراهم کند و علیرغم جنجال خبری
اقتدارگرایان، یکبار دیگر سناریویی یکسره کردن کار مخالفان و تثبیت دولت
نامشروع با شکست مواجه شده است.
از این رو بازداشت گسترده روزنامه نگاران، دانشجویان، فعالان سیاسی، مدافعان حقوق بشر و تداوم فشارها و رفتارهای غیرقانونی با بازداشت شدگان را می توان نوعی فرار به جلو جهت انحراف افکار عمومی از شکست فاحش حامیان دولت در بسیج نیروی مردمی و همچنین بازگرداندن روحیه به صفوف متشتت و در حال ریزش حامیان احمدی نژاد قلمداد کرد.
اینک هیاهوی بسیار این طیف در محارب خواندن بازداشت شدگان روز عاشورا و تاکید بر لزوم اعدام چندین نفر برای زهر چشم گرفتن از مردم معترض به شعبده انتخابات، جنبش اعتراضی مردم را در وضعیتی حساس قرار داده است که پیروی از خرد و پرهیز از افتادن در دام خشونت همراه با تشریک مساعی و وحدت و همگرایی عملی همه نیروهای حاضر در جبهه مخالفان دولت را بیش از پیش ضروری ساخته است.
در این شرایط سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) طی هفته های گذشته بار دیگر با موجی از برخوردهای امنیتی و قضایی نسبت به اعضاء و هواداران خود در سراسر کشور مواجه شده است :
1- تایید حکم ناعادلانه دکتر احمدی زیدآبادی، دبیرکل دربند سازمان مبنی بر شش سال زندان، پنج سال تبعید به گناباد و محرومیت مادامالعمر از هر گونه فعالیت و تحلیل حوادث، به صورت کتبی یا شفاهی که بی شک از نظر عدم وجاهت عقلی و حقوقی و همچنین تضاد با موازین حقوق بشر به عنوان سندی غیرقابل کتمان در پرونده سیاه قوه قضاییه و نهادهای امنیتی در جریان حوادث پس از انتخابات خواهد ماند.
2- محرومیت مجدد عبدالله مومنی، سخنگوی دربند سازمان در مرحله تجدیدنظرخواهی از حق اختیار وکیل با توسل به شیوه های غیرقانونی، بلاتکلیفی وی در زندان و نیز ممانعت از حقوق قانونی و استخدامی وی در جهت ایذا و آزار خانواده و بستگان ایشان.
3- بازداشت رشید اسماعیلی عضو شورای سیاستگذاری سازمان، در اصفهان و نگهداری وی علیرغم مشکلات جسمی و همچنین تداوم حبس مهرداد بزرگ، عضو کمیته سیاسی سازمان پس از گذشت قریب به 50 روز و پایان مراحل بازجویی از وی. همچنین بازداشت روزبه کریمی از اعضای کمیته حقوق بشر سازمان و همسرش فروغ میرزایی.
4- صدور حکم ناعادلانه شش سال حبس تعزیری برای سلمان سیما، از فعالان مبرز جنبش دانشجویی طی سالهای گذشته در دانشگاه آزاد و عضو سازمان دانش آموختگان ایران، در خصوص پرونده بازداشت وی در تابستان 87. همچنین تداوم حبس کوهزاد اسماعیلی از اعضای شورای مرکزی شعبه گیلان سازمان در زندان رشت.
5- ایذا و تهدید مداوم اعضای سازمان توسط نهادهای امنیتی و اعمال انواع محدودیت در بهرمندی آنها از حقوق اجتماعی و شهروندی شان ازجمله اخراج سمیرا صدری عضو شورای سیاستگذاری سازمان از آموزش و پرورش به دلیل فعالیت سیاسی.
نیز بازداشت گسترده و صدور احکام انضباطی در خصوص فعالان دانشجویی در دانشگاه های مختلف کشور از جمله پلی تکنیک تهران، فردوسی مشهد، علم و صنعت ایران، شیراز و ... در کنار هجمه همه جانبه به اعضای شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشگاه های سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) و بازداشت خانم بهاره هدایت و آقایان مهدی عربشاهی، مرتضی سمیاری و تداوم بازداشت آقای میلاد اسدی، که حکایت از کینه مرتجعان و حامیان استبداد نسبت به نهاد دانشگاه دارد نه تجربه جدیدی برای دستگاه های امنیتی است و نه زخمی تازه بر پیکر جنبش دانشجویی، بلکه سالها مقاومت و زایش هر روزه این جنبش در برابر ظلم و بیداد پاسخی همیشگی به اقتدارگرایان است که این بار نیز تیغ آنها کندتر از آن است که در برابر ایستادگی جنبش دانشجویی ایران دوام آورد.
با این وجود در شرایطی که بخش عمده فعالان سیاسی اصلاح طلب و تحول خواه در زندان به سر می برند و موج های متعدد بازداشت فعالان سیاسی در جریان حوادث پس از انتخابات، ضربات سهمناکی را به پیکره احزاب سیاسی منتقد وارد آورده است، اصحاب استبداد به این بگیر و ببندها راضی نشده و پروژه حذف و تعطیلی احزاب و گروه های منتقد را پیشه نهادهای امنیتی ساخته اند، در این راستا اعمال فشارهای غیرقانونی و غیرانسانی به یکی از پرسابقه ترین و متعهدترین احزاب سیاسی کشور نسبت به منافع ملی و حقوق شهروندان، یعنی «نهضت آزادی ایران» از طریق بازداشت گسترده اعضاء و بستگان آنها حرکتی کم سابقه است که به خوبی حکایت از فرصت طلبی جناحی تندرو و تمامیت خواه در جهت تسویه حساب با کلیه جریانات سیاسی منتقد با استفاده از شرایط بحرانی موجود و توسل به ابزارهای غیرسیاسی و غیرقانونی دارد.
اما این موج بی قانونی و قلع و قمع منتقدان در همه سطوح را گویی سر باز ایستادن نیست. كار آقایان به جایی رسیده است كه در مورد صلاحیت علمی مرجع مبرز و روشن اندیش، «آیت الله العظمی یوسف صانعی» نیز حكم قیم مأبانه صادر می كنند تا به خیال خویش از نفوذ این مرجع آزاده بكاهند، حال آنكه «سنگ بد گوهر اگر كاسه ى زرین شكند/ قیمت سنگ نیفزاید و زر كم نشود»، بلكه گوهرهای ناب در كوره حوادث تاریخی است كه خود رابرای مردمان نمایان می كنند و محبوب دل ایشان می شوند، چنانچه «فقیه عالیقدر» نیز تا آخرین لحظات عمر گرانبهایش اینگونه بود.
بر این اساس، سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) اعلام می کند که دفاع از دبیرکل، سخنگو و سایر اعضای بازداشت شده سازمان را وظیفه خود می داند و همچنان بر تعهد خویش مبنی بر دفاع از حقوق کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی تاکید می نماید.
بعلاوه این سازمان همراه با سایر گروه ها و احزاب اصلاح طلب و تحولخواه در کنار مردم صلح طلب و آزادی خواه ایران و رهبران جنبش اصلاحی آنان ایستاده است و ضمن محکوم نمودن حادثه تروریستی ناکام علیه «مهدی کروبی» در قزوین، تعقیب و محاکمه عوامل این ترور نافرجام را آزمونی مناسب در جهت سنجش ادعای مبلغان منع خودسری و خشونت می داند و همچنانکه پیش از این در بیانیه ای مشترک با دفتر تحکیم وحدت به عنوان عمده ترین تشکل دانشجویی کشور، تصریح کرده است حمایت این سازمان از جناب آقای مهدی کروبی، تنها محدود به دوره انتخابات نبوده و سازمان دانش آموختگان ایران در این ایام دشوار که ایشان در مقام دفاع از حقوق و آزادی ایرانیان و نیز اصلاح امور کشور متحمل انواع فشارها و تهدیدها شده اند با قاطعیت از ایشان حمایت کرده و راهکارهای پیشنهادی ایشان که فصول مشترکی نیز با پیشنهادات مهندس میرحسین موسوی دارد را مسیری برای خروج جامعه از بحران، احقاق حقوق ضایع شده ملت و تامین منافع ملی می داند.
امید آنکه با حفظ اتحاد در جبهه اصلاحات و همراهی همگامی مردم فرصتی تازه برای ارتقای دموکراسی توام با تامین حقوق و آزادی های بنیادین شهروندان و توسعه کشور در همه زمینه ها ایجاد گردد.
سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)
بیست و دوم دی ماه یکهزارو سیصدوهشتادوهشتائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی با انتشار بیانیه بازداشت های گسترده اخیر در ایران را محکوم کرد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر این ائتلاف در بیانیه خود خواستار آزادی تمامی بازداشت شدگان شده است. متن این بیانیه به شرح زیر است:
خدایا، با که میتوان گفت که در این مملکت، هر که محرومتر، به ایران و
فرهنگ ایران دلبستهتر و آنکه از نعمتهای ایران برخوردارتر، از این هر
دو گریزندهتر_ سید فخرالدین شادمان، «سیاستنامهی ایران»
در پی رخدادهای اخیر کشور، شاهد آن هستیم که موج دستگیریهای گسترده
معترضین و فعالان سیاسی در چند ماه گذشته همچنان تداوم داشته و پس از
حوادث عاشورای امسال نیزابعاد وسیع تری به خود گرفته است. در هفته ای که
گذشت، چندین نفر از فعالان سیاسی و اجتماعی کشور، بدون دلیل مشخصی از سوی
نهادهای اطلاعاتی و امنیتی بازداشت شده اند که در میان بازداشت شدگان،
طیفهای وسیع فکری و چهره های متعددی حضور دارند. در این موج بازداشتها،
نیروهای ملی نیز بی نصیب نماندهُ، و چندتن از فعالان ملی نیز بازداشت شده
اند. در این بین دو تن از اعضای هیئت موسس ائتلاف دانشجویان آزادیخواه
ملی، شاهین زینعلی (سخنگوی ائتلاف) و مهرداد رحیمی هم در شمار بازداشت
شدگان هستند. دوستان ما، بنابر ماهیت ائتلافی ائتلاف دانشجویان آزادیخواه
ملی که تلاش در ایجاد تفاهم و اتحاد میان گرایشهای مختلف نیروهای ملی
دارد، هریک با احزاب و انجمنهای دیگری نیز همکاری داشته اند. شاهین زینعلی
از اعضای حزب پان ایرانیست، و مهرداد رحیمی از هموندان کانون گزارشگران
حقوق بشر نیز می باشند.
علاوه بر دوستان ما، آقایان دکتر حسین موسویان، عیسی خان حاتمی و مهندس
حمیدرضا خادم هم از جبهه ملی ایران، مهندس حشمت الله طبرزدی از جبهه
دموکراتیک ایران و بیژن جانفشان از حزب پان ایرانیست، دیگر فعالان بازداشت
شده از نیروهای ملی در روزهای اخیر بوده اند که آقای بیژن جانفشان، پس از
۴ روز بازداشت از زندان آزاد شد.
همچنین لازم به یادآوریست که پیمان عارف، دیگر هموند جبهه ملی ایران،
از خردادماه سال جاری تاکنون در زندان به سر می برد. بدبختانه به نظر می
رسد که حاکمان کشور همچنان راه برون رفت از بحران اخیر را در نادیده گرفتن
و توهین و افترا به مخالفان می بینند و مبتنی بر این رویکرد همچنان به
بازداشتهای گسترده و بی مبنای مخالفان و معترضان ادامه می دهند.
شاهین زینعلی و مهرداد رحیمی، از دانشجویان کوشنده در راه پاسداری از
یکپارچگی ملی و میهنی ایران، و حقوق بنیادی و سلب ناشدنی ملت ایران بوده
اند. جوانانی چون این دو دوست ما در هر جای دیگری از گیتی که بودند، بی
تردید مورد تقدیر و تشویق حاکمانی که علی القاعده می بایست از علاقه مندان
به منافع ملت و کشورشان می بودند، واقع می شدند. اما افسوس که در این
روزان صد ره تیره تر از شب اهل غیرت روزیش درد است!
اکنون که چندین روز از بازداشت دوستانمان، شاهین زینعلی و مهرداد رحیمی می گذرد، ما و خانواده و دوستان این عزیزان، تاکنون از دلیل بازداشت و محل نگهداری و حال عمومی این دو عزیز اطلاعی نداریم و به این وسیله مراتب نگرانی خود را از وضعیت دوستانمان اعلام می داریم.
ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی، ضمن محکومیت دستگیری هموندان ائتلاف،
در وهله نخست خواهان بهره مندی همه دستگیرشدگان روزهای اخیر از حقوق
قانونی اشان بوده و در وهله بعد خواهان آزادی همه دستگیرشدگان وقایع اخیر،
ازجمله هموندان ائتلاف می باشیم.
نامه سرگشاده جمعی از روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان
جمعی از وبلاگ نویسان و روزنامه نگاران در نامه ای سرگشاده به آیت الله صادق لاریجانی ، نسبت به هتك حرمت كیوان مهرگان و عبد الرضا تاجیك توسط روزنامه كیهان اعتراض كردند .
متن این نامه به شرح زیر است :
ریاست محترم قوه قضاییه ، آیت الله صادق لاریجانی
با سلام و احترام و عرض تسلیت به مناسبت ایام سوگواری سید و سالار شهیدان حسین بن علی (ع)
همانطور که حتما مستحضر هستید طی هفته گذشته نیروهای امنیتی وزارت اطلاعات عده ای از فعالان عرصه سیاسی ، مطبوعاتی کشور از جمله آقایان عبد الرضا تاجیک و کیوان مهرگان را بازداشت کرده اند .
انعکاس اخبار این رویداد در رسانه های داخلی و علی الخصوص روزنامه دولتی کیهان به مدیر مسئولی حسین شریعتمداری بسیار بسیار تاسف بار و فراتر از حدودی است که قانون اساسی جمهوری اسلامی همگان را به رعایت آن دعوت کرده است .
لذا بر خود دانستیم بنابراصل هشتم قانون اساسی که دعوت به خیر ، امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه ای همگانی و متقابل معین کرده است نکاتی را اشاره کنیم .
در خبر روزنامه کیهان در تاریخ نهم دی ماه 1388 صفحه دوم آمده است کیوان مهرگان از گردانندگان روزنامه زنجیره ای اعتماد و رضا تاجیک دبیر سیاسی برخی روزنامه های توقیف شده از اعضای گروهک آمریکایی نهضت آزادی هستند . در ادامه این خبر رضا تاجیک را مدافع سینه چاک رژیم صهیونیستی و کیوان مهرگان را به همکاری با گروهک های تجزیه طلب در کردستان متهم کرده است .
در قرآن آیه هشتم سوره مائده آمده است " وَ لا یَجرِمَنُّكُم شَنَأنُ قَومٍ عَلی أَلَّا تَعدِلوا اعدِلُوا هُوَ أَقرَبُ لِلتَّقوَی " (دشمنی با گروهی (از مردم) به بیعدالتی وادارتان نكند ، عدالت ورزید ، كه به تقوی نزدیك تر است -) بسیار متاسف هستیم که روزنامه دولتی کیهان ، حرمت و حیثیت همکاران خود را در سایر مطبوعات قانونی کشور پایمال کرده و سرمایه های مطبوعاتی که در فضای پس از انقلاب رشد کرده اند را مدافع سینه چاک رژیم صهیونیستی و یا تجزییه طلب معرفی می کند .
در ماده یازدهم اعلامیه حقوق بشر به حق بی گناه محسوب شدن تا زمان اثبات جرم تاکید شده و در اصل سی و ششم سی و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز ، حکم به مجازات و اجراء آن را تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون تعیین کرده است و اصل را بر برائت دانسته وهیچ کس را از نظر قانون مجرم نمی شناسد ، مگر آنکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد ، حال چگونه است که روزنامه دولتی کیهان پیش از طی مراحل مقدماتی تحقیق ، کیوان مهرگان و عبد الرضا تاجیک را متهم و حکم به مجرمیت انان را صادر می کند .
طبق قانون ، قوه قضاییه پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسئول تحقق عدالت و احیای حقوق عامه و نظارت بر حسن اجرای قوانین است . پرسش ما جوانان از جناب عالی که ریاست این قوه را برعهده دارید این است که فضای افترا ، تهمت پراکنی و بازی با حیثیت و آبروی جوانان مان توسط روزنامه دولتی کیهان که مدیر مسئول آن توسط مقام رهبری منصوب می شود و از بودجه عمومی و بیت المال بهره می جوید چه زمانی پایان داده می شود ؟ چه زمانی حاشیه امن مدیر مسئول این نشریه قرار است به احساس خوف تبدیل شود ؟
اصل سی و نهم قانون اساسی هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر ، بازداشت ، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات معین کرده است لذا از شما ریاست محترم قوه قضاییه می خواهیم طبق این اصل و اصل بیستم که همه افراد ملت اعم از زن و مرد را تحت حمایت قانون قرار داده است و طبق ماده هفتم اعلامیه حقوق بشر که همگان را بدون تبعیض و به طور مساوی از حمایت قانون برخوردار کرده است نسبت به اعاده حیثیت و آبروی نام بردگان دستورات و اقدامات مقتضی را مبذول فرمایید .