| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
2
|
21
|
90/2/21 (13:13)
|
|
||
|
|
3
|
59
|
89/10/13 (14:04)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
89/2/2 (01:09)
|
|
||
|
|
0
|
11
|
88/10/14 (20:16)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
88/9/8 (14:19)
|
|
||
|
|
1
|
26
|
88/1/14 (19:08)
|
|
||
|
|
0
|
55
|
87/8/14 (02:18)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
87/4/27 (22:25)
|
|
||
|
|
0
|
46
|
86/2/24 (10:24)
|
|
||
|
|
0
|
28
|
86/1/27 (10:09)
|
|
||
|
|
0
|
25
|
85/12/9 (12:14)
|
|
||
|
|
0
|
122
|
85/12/9 (12:06)
|
|
||
|
|
6
|
110
|
85/11/22 (13:21)
|
|
||
|
|
1
|
16
|
85/11/15 (22:23)
|
|
||
|
|
0
|
13
|
85/10/30 (13:36)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
85/10/20 (05:15)
|
|
||
|
|
0
|
20
|
85/10/11 (10:06)
|
|
||
|
|
0
|
16
|
85/9/27 (16:12)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
85/9/20 (04:17)
|
|
||
|
|
2
|
27
|
85/9/15 (10:59)
|
|
| ||||
|
آیا مرتضی خان پدر گرافیك ایران است؟ ![]() «سال 48 یا 49 بود كه با پیشنهاد مرتضی، تغییر رشته دادم و از یك دانشجوی نقاشی، تبدیل به دانشجو و استاد گرافیك رشته تازهتاسیس دانشكده هنر شدم»؛
این جمله را محمد احصایی با یادآوری خاطراتش از مرتضی ممیز در حالی بیان میكند كه نم اشكی در چشمانش حلقه زده و گاهی میان حرفهایش در توصیف مرتضیخان سكوت میكند؛ سكوتی كه در پس آن، یادآوری خاطرههای شیرین و تلخ گذشته او و ارتباطش با مرتضیخان نهفته است. وقتی از احصایی میپرسم چرا فلان گرافیست نامآشنا، این اواخر رابطه خوبی با ممیز نداشته، كمی سكوت میكند و میگوید: «مرتضی اخلاق خاصی داشت و بسیار صریحاللهجه بود؛ به همین سبب گاه حرفهایی میزد كه حتی دوستان نزدیك را ناراحت میكرد، از جمله فرد مورد نظر كه از دوستان قدیمی اوست». هنوز چندماهی از مرگ ممیز نگذشته كه شبی برای گپزدن با احصایی به دفترش میروم. او شاید یكی از بهترین اشخاصی است كه میداند مرتضیخان را چرا پدر گرافیك ایران میدانند. وقتی میگوید كارهای مشتركی با ممیز انجام دادهاند كه گاه طراحی نشانه یا پوستر فیلم بوده (فیلم «كمالالملك») متوجه میشوم كه چرا ممیز را می شود «پدر گرافیك» ایران دانست. بیان دیدگاه احصایی در بیان زوایای شخصیتی مرتضیخان از منظر تكنیك گرافیك و شخصیتی، شاید یكی از شفافترین نقطهنظرها درباره او باشد.مرتضیخان را نه امروز و دیروز بلكه باید از خلال سالهایی به یاد آورد كه با كشیدن تابلوی «عروسی ونوس» به عنوان پایاننامه نقاشی، پای به عرصه حرفهای میگذارد؛ سالهایی كه به عنوان یك هنرمند پیشرو، چاقوهایی را در گلدان میكارد. یكی از دلایل نامیدن مرتضیخان با چنین لقبی، فعالیتهای بسیار زیاد او در تبیین راهكارهایی برای توضیح و توصیف گرافیك در نگاه فرهنگی مدیران دولتی بود. واستهای كه هیچگاه به سبب سهلانگاریام اجرا نشد. روز خاكسپاریاش در دامنه تپه قبرستان یكی از توابع كردان، ترجیح دادم میان آن سیل جمعیت سرگردان در نبود مرتضیخان، به جای خواندن فاتحه، از او و یادش طلب بخشش كنم برای حقی كه به گردن من داشت.مرتضیخان رفت؛ یك سال است كه رفته. خیلیهایی را كه آن روز در كردان دیدم، شاید دیگر یادی از او نكنند اما خاطرهاش حتی اگر در ذهنهایمان نباشد، در میان طرحهای او كه هر روز میبینیم، روبهرویمان قرار دارد. لازم به ذكر است برنامههایی به منظور بزرگداشت مرتضیخان در نظر گرفته شده است. نمایشگاهی از آثار طراحی نشانههای او به همراه اعضای انجمن طراحان گرافیك در نگارخانه ممیز از پنج آذرماه به نمایش درخواهد آمد. یاد و خاطرهاش گرامی. | ||||