لیست بحث ها| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
31
|
87/7/7 (20:25)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
87/7/6 (01:09)
|
|
||
|
|
7
|
13
|
87/6/14 (21:49)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
86/1/31 (14:54)
|
|
عنوان بحثراز و نیاز با آقا 4 دی 86 - 12:48 | |
با آقا راز و نیاز کن و اینجا بنویس
| |
پاسخ ها7 14 شهریور 1387 ساعت 21:49 | |
ارباب خوبم خسته از اینکه فکرت نیستم . خسته ام از اینکه زنده ام و ترا به به خوبی نشناختم . خسته ام از اینکه یکبار دیگر ماه رمضان امد و من بی حضور تو زنده ام . خسته ام از اینکه یکابر دیگر صدای غربت و تنهائی جدت در اسمان و زمین طنین انداز میشود و من به فکر مشکلا ت خویشم اربابم از این نامکردیها دلم گرفت . فاغث یا غیاث المستغیثین . |
6 4 شهریور 1387 ساعت 23:32 | |
سلام بر آخرین گل آل یاسین سلام بر بقیة الله؛ سلام بر تو ای عصارۀ تقوا و فضیلت؛ و سلام بر هنگام ظهور و حضورت...
پنجشنبهها به امید آمدنت، به انتظار جمعه مینشینیم و منتظریم تا بیایی و دنیامان را سرشار از رحمت و نورانیّت کنی.... منتظریم بیایی و به وعدههای پدرانت جامۀ عمل بپوشانی.... منتظریم بیایی تا انتقام دل خونین زینب (س) را از دشمنان خدا و پیامبرانش بستانی... میدانم که میدانی! عالم همه در انتظار تو هستند.... همه چشم به راه عدلت هستند؛ همه باور دارند خواهی آمد، هرچند انکارت کنند و به ظاهر، باورت نداشته باشند! میدانیم که روزی در همین نزدیکیها خواهی آمد.... و ما منتظرت هستیم؛ منتظر روزی در همین نزدیکیها.... (خرم آن روز كه آن دلبر جانان آید اماما، شرمندهایم از اینکه خانۀ دل را برای حکمرانی تو پاک نساختهایم و از کاروان عاشقان تو عقب ماندهایم. موعودا، بوجهلها بسیار شدهاند؛ بولهبها نیز بسیار شدهاند و نهیب کینههایشان سرکش است و سوزنده... توان دیدن هیچ زیبایی را ندارند. دوست دارند همه چیز را خاکستری ببینند. اما ما میدانیم که خواهی آمد و جهان را به نور خدادادیت منوّر خواهی کرد. میدانیم که شب هر چه هم طولانی شده باشد، آن صبح سپید موعود خواهد آمد.... |
5 4 شهریور 1387 ساعت 23:31 | |
صاحب گل و پرچم و افتخار
مژده می دهم به تمام چشم هایی که در ساحل اشک خانه کرده اند مژده می دهم به تمام دست هایی که پینه مشقت بسته اند مژده می دهم به تمام سینه هایی که سوز مظلومیت دارند مژده می دهم به تمام اسیرانی که خواب آزادی می بیند مژده باد بر مردمانی که بار مظلومیت انسان را بر شانه های سترگ صبرشان حمل می کنند کسی از افق های روشن انتظار خواهد آمد ! کسی از ماورای ادراک انسان ، از قله های غییب طلوع خواهد کرد. خورشیدی است در پشت ابرهای حجاب ، مردی از نسل گل و شمشیر ، مردی از حجاز مردی که سوار بر مرکب عدالت است و میزان حق از باطل . آرزوی چشم های خسته ، پشت های شکسته ، دست بهای بسته . در عصر آهن و عصیان ، کسی از راه خواهد رسید که تمام معادلات سیاسی را با برق تیغ عدالت بر هم می زند . ساکنان کاخ های سیاه و سفید را راهی دوزخ می کند و بر تن مستضعفان ، جامه شوکت می پوشاند مردی که انتقام تاریخ مظلومیت شیعه را خواهد گرفت ... در امتداد جاده های غیبت قدم می زند ، صاحب گل و پرچم و افتخار از راه می رسد ، از افق های روشن انتظار از کرانه تابناک وعده های الهی از حقیقت « اَنّ الارضَ یَرثها عبادی الصّالحون ؛ به درستی ، بندگان صالح من ، وارث زمین می شوند » . |
4 4 شهریور 1387 ساعت 23:29 | |
چه انتظار عجیبی! |
3 8 اسفند 1386 ساعت 22:47 | |
قطعهای گم شده از پر پرواز كم است یازده بار شمردیم یكی باز كم است این همه اب كه جاریست نه اقیانوس است عرق شرم زمین است كه سرباز كم است |
2 5 اسفند 1386 ساعت 20:59 | |
چه انتظار عجیبی! تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی! عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت.چه بی خیال نشستیم نه کوششی نه وفایی. فقط نشسته و گوییم خدا کند که بیایی..... |
1 27 بهمن 1386 ساعت 12:04 | |
ghorboon tanhayehat be har dari mizanam ke bebi namet ki mitoone komakam kone???? |













