نام کلوب :منتظران مهدی
نام انگلیسی : montazaranemahdi
تاسیس : 17 تیر 1384
187 عضو ، 86 بحث ، 20 آلبوم ، 13 مقاله ، 2 لینک

منتظران مهدی

__
عنوان بحث
حضرت مهدی و منتظران
21 مهر 86 - 00:50

دوستان هر حرف یا داستان و یا نکته ی جالبی درباره حضرت مهدی و منتظران ایشان

و وظایفی که تا ظهور ایشان بر گردن آنهاست  میدونید بیان کنید.

 

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
9
25 بهمن 1386 ساعت 13:34

 

شمارى از نشانه هاى حتمى و غیر حتمى : 2. خسف در بیداء
واژه ((خسف ))، به معناى فرو رفتن و پنهان شدن است (304) و ((بیداء))، نام سرزمینى است بین مكه و مدینه . ظاهرا منظور از ((خسف در بیداء)) آن است كه سفیانى ، با لشكرى عظیم ، به قصد جنگ با مهدى (ع ) عازم مكه مى شود، در بین مكه و مدینه و در محلى كه به سرزمین ((بیداء)) معروف است ، به گونه معجزه ، به امر خداوند، در دل زمین فرو مى روند.(305)
این حادثه ، در روایات بسیارى از عامه و خاصه ، به عنوان نشانه ظهور بیان شده در شمارى از آنها بر حتمى بودن آن نیز تاءكید شده (306) است . صاحب منتخب الاثر، پس از ذكر این نشانه تصریح مى كند كه روایات آن ، به حد تواتر مى رسد.(307) اینك ، دو نمونه از آن روایات :
على (ع ) در تفسیر آیه شریفه (( و لوترى اذفزعوا فلافوت و اخذمن كان قریب .(308) ))
(( قبیل قائمنا المهدى یخرج السفیانى .... و یاتى المدینه جیشه حتى اذا انتهى الى البیداء خسف الله . به (309) ))
در آستانه ظهور قائم ما، مهدى (ع ) خروج مى كند... سپاه وى ، به سوى مدینه حركت مى كند و چون به سرزمین بیداء مى رسند، خداوند آنها را در كام زمین فرو مى برد.
یا مى فرماید:
(( و یخرج رجل من اهل بیتى فى الحرم فیبلغ السفیانى ، فیبعث الیه جندا من جنده فیهزمهم فیسیر الیه السفیانى بمن معه ، حتى اذا
جاوزوا بیداء من الارض ، خسف بهم ، فلاینجوا منهم الا المخبر عنهم .))(310)
مردى از خاندان من ، در سرزمین حرم قیام مى كند، چون خبر ظهور وى به سفیانى مى رسد، وى ، سپاهى از لشكریان خود را براى جنگ ، به سوى او مى فرستد، ولى (سپاه مهدى ) آنان را شكست مى دهد، آنگاه خود سفیانى با لشكریان همراه ، به جنگ وى مى روند و چون از سرزمین بیداء مى گذرند، در زمین فرو مى روند و جز یك نفر، كه خبر آنان را مى آورد همگى هلاك مى شوند.
گر چه حادثه ((خسف )) در منطقه ((بیداء)) و در مورد لشكر سفیانى واقع مى شود، ولى در برخى روایات ، غیر از خسف در بیداء، از خسف در مشرق و خسف در مغرب نیز یاد شده است .))(311) و این نشانگر آن است كه در سایر نقاط زمین نیز، چنین حوادثى رخ مى دهد و به امر خداوند دشمنان مهدى (عج )، بدین وسیله نابود مى گردند.
شمارى از نشانه هاى حتمى و غیر حتمى : 3. خروج یمانى
سردارى از یمن قیام مى كند و مردم را به حق و عدل دعوت مى كند. این نشانه ، در منابع عامه نیست . ولى در مصادر شیعه ، روایات فراوان در این باره وجود دارد، به گونه اى كه برخى آنها را مستفیض دانسته اند.(312) و همان گونه كه قبلا اشاره كردیم ، خروج یمانى از نشانه هاى حتمى و متصل به ظهور است .
امام صادق (ع ) مى فرماید:
(( خروج الثلاثه ، الخراسانى و السفیانى و الیمانى فى سنه واحده فى شهر واحد، فى یوم واحد و لیس فیها رایه باءهدى من رایه الیمانى یهدى الى الحق .))(313)
قیام خراسانى و سفیانى و یمانى ، در یك سال و در یك ماه و یك روز خواهد بود و در این میان ، هیچ پرچمى به اندازه یمانى ، دعوت به حق و هدایت نمى كند.
و در روایت دیگرى مى خوانیم :
(( والیمانى من المحتوم ))(314)
در برخى روایات ، افزون بر قیام یمانى و خراسانى ، از قیام مصرى همزمان با قیام آنان ، خبر داده شده است .(315) گرچه تصریح نشده كه پرچمدار مصرى نیز، همچون یمانى و خراسانى دعوت به حق مى كند، ولى به نظر مى رسد كه وى نیز، همزمان با آنان ، در آن سوى دنیاى اسلام ، به حمایت از امام بر مى خیزد.
بنابراین ، خروج یمانى ، اجمالا از نشانه هاى حتمى ظهور است ، هر چند جزئیات و چگونگى قیام وى روشن نیست ، خروج خراسانى و مصرى نیز، گرچه در برخى روایات در كنار یمانى آمده اند، ولى حتمى بودن آنان مسلم نیست .
شمارى از نشانه هاى حتمى و غیر حتمى : 4.قتل نفس زكیه
نفس زكیه ، یعنى فرد بى گناه ، پاك ، كسى كه قتلى انجام نداده است و جرمى ندارد.
حضرت موسى در اعتراض به كار خضر مى فرماید:
(( اقتل نفسا زكیه بغیر نفس ))(316)
آیا جان پاكى را بى آن كه قتلى انجام داده باشد، مى كشى ؟
گویا در آستانه ظهور مهدى (عج )، درگیر ودار مبارزات زمینه ساز انقلاب مهدى (ع )، فردى پاكباخته و مخلص ، مخلصانه در راه امام (ع ) مى كوشد و مظلومانه به قتل مى رسد. فرد یاد شده ، از اولاد امام حسن مجتبى است كه در روایات ، گاهى از او به عنوان : ((نفس زكیه ))، ((سید حسنى )) یاد شده است .
قتل نفس زكیه ، چنانكه قبلا یاد كردیم از نشانه هاى حتمى و متصل به ظهور است . هر چند در منابع عامه ، نامى از آن برده نشده ، ولى در منابع شیعه ، روایات آن فراوان و بلكه متواتر است (317) از این روى ، در اصل تحقق چنین حادثه اى به عنوان علامت ظهور، شكى نیست ، هر چند جزئیات آن و نیز زمان و مكان تحقق آن و ویژگیهاى مقتول ، مشكل است .
برخى (318) احتمال داده اند كه مراد از نفس زكیه ، محمد بن عبدالله بن حسن ، معروف به نفس زكیه است كه در زمان امام صادق (ع ) در منطقه ((احجاز زیت )) در نزدیكى مدینه كشته شد.
این احتمال درست نیست ، به چند دلیل :
1. لازمه اش این است كه پیش از تولد مهدى (ع )، بلكه پیش از آن كه امامان (ع ) از آن خبر دهند، این نشانه رخ داده باشد.
2. در روایات تصریح شده كه نفس زكیه ، بین ركن و مقام كشته مى شود و حال آن كه محمد بن عبدالله بن حسن ، در منطقه ((احجار زیت )) در نزدیكى مدینه كشته شده است .
3. همان گونه كه پیش از این اشاره كردیم ، برابر روایات قتل نفس زكیه ، از نشانه هاى حتمى و متصل به ظهور است ، حال آن كه محمدبن عبدالله ، سالها پیش از تولد مهدى (ع ) به قتل رسیده است .
امام باقر(ع ) مى فرماید:
(( لیس بین قیام القائم (ع ) و قتل النفس الزكیه اكثر من خمس عشر لیله .(319) ))
بین ظهور مهدى (ع ) و كشته شدن نفس زكیه ، بیش از پانزده شبانه روز فاصله نیست .
محمد بن عبدالله بن حسن ، معروف به نفس زكیه ، در زمان امام صادق (ع ) و در سال 145 ه - .ق . به قتل رسیده و از آن هنگام تا به حال ، بیش از ده قرن مى گذرد و نمى تواند علامت متصل به ظهور باشد.
به نظر مى رسد، امورى چون همنامى وى و پدرش با پیامبر اكرم (ص ) و پدر گرامى ایشان ، شباهت ظاهرى ، بودن وى از خاندانى شریف و بزرگوار امام حسن مجتبى (ع )، وجود برخى نشانه ها، چون داشتن خالى سیاه بر روى كتف راست ، قیام وى در شرایط سخت و در اوج خشونت بنى امیه و از همه مهمتر، شیطنتها و تحریفهاى بنى عباس ، سبب گشته بود كه مردم به اشتباه بیفتند و گروهى او را مهدى تصور كنند.
علاوه بر این ، از برخى قرائن استفاده مى شود كه خود ((نفس زكیه )) و پدرش عبدالله محض ، كه شیخ بنى هاشم در آن عصر به شمار مى رفت و نیز برادرش ابراهیم ، به ایجاد و تقویت این شبهه در بین مردم دامن مى زدند و چنین وا مى نمودند كه گویا مهدى ایشان ، همان مهدى موعود است . آنان مى خواستند از این راه ، در رسیدن به قدرت و پیروزى انقلاب خویش و در هم شكستن بنى امیه كمك بگیرند. امام صادق (ع ) در همان هنگام ، آنان را از این كار بازداشت .(320)
شمارى از نشانه هاى حتمى و غیر حتمى : 5. صیحه آسمانى
منظور از صیحه آسمانى ، ظاهرا صدایى است كه در آستانه ظهور حضرت مهدى (ع ) از آسمان شنیده مى شود(321) و همه مردم ، آن را مى شنوند.
در روایات ، تعبیرهاى ((نداء)) و ((صوت )) نیز به كار رفته كه ظاهر آنها نشان مى دهد كه هر یك از آنها، نشانه جداگانه اى است كه پیش ‍ از ظهور واقع مى شود،(322) لكن به نظر مى رسد كه اینها تعبیرهاى گوناگون از یك حادثه و یا دست كم ، اشكال گوناگون یك حادثه باشند. مراد از همه آنها، همان بلند شدن صدایى در آسمان است ، ولى به اعتبار این كه صداى عظیم بیدارباشى است كه همه را متوجه خود مى كند و نیز موجب وحشت عمومى و ایجاد دلهره و اضطراب مى گردد، به آن صیحه ، فزعه ، صوت و ندا، كه هر یك بیانگر ویژگى از آن حادثه اند، اطلاق شده است .
این احتمال نیز وجود دارد كه آنها سه رخداد جداى از هم باشند كه در یك زمان رخ مى دهند، به این گونه كه ابتدا صدایى عظیم و هولناك به گوش جهانیان مى رسد كه همه را متوجه مى كند (صیحه ) و به دنبال آن ، صداى مهیب و هولناكى شنیده مى شود كه دلهاى مردم را به وحشت مى اندازد (فزعه ) و آن گاه از آسمان صدایى شنیده مى شود كه مردم را به سوى مهدى (ع ) فرا مى خواند (نداء).
روایاتى كه در مورد این نشانه ها از طریق شیعه و سنى رسیده فراوان هستند، بلكه متواتر.(323)
امام باقر(ع ) مى فرماید:
(( ... ینادى مناد من السماء باسم القائم (ع ) فیسمع من بالمشرق و من المغرب لایبقى راقد الا استیقظ و لاقائم الا قعدو و لاقاعد الاقام على رجلیه فزعا من ذلك الصوت ، فرحم الله من اعتبر بذلك الصوت فاجاب ، فان الصوت الاول هو صوت جبرئیل الروح الامین . ثم قال : یكون الصوت فى شهر رمضان فى لیله جمعه ، لیله ثلاث و عشرین ، فلاتشكوا فى ذلك ، واسمعوا و اطیعوا.
و فى آخر النهار صوت ابلیس ینادى الا ان فلانا مظلوما لیشك الناس و یفتنهم .)) (324)
ندا كننده اى از آسمان ، نام قائم را ندا مى كند. پس هر كه شرق و غرب است ، آن را مى شنود، از وحشت این صدا، خوابیده ها بیدار، ایستادگان نشسته و نشتگان بر دو پاى خویش مى ایستند. رحمت خدا بر كسى كه از این صدا عبرت گیرد و نداى وى را اجابت كند، زیرا صداى نخست ، صداى جبرئیل روح الاءمین است .
آن گاه ، مى فرماید: این صدا، در شب جمعه بیست و سوم ماه رمضان خواهد بود. در این هیچ شك نكنید و فرمان برید. در آخر روز، شیطان فریاد مى زند كه ((فلانى مظلومانه كشته شد)) تا مردم را بفریبد و به شك اندازد.
یا امام صادق (ع ) مى فرماید:
(( ینادى مناد من السماء اول النهار، یسمعه كل قوم بالسنتهم ، الا ان الحق فى على و شیعته ، ثم ینادى ابلیس لعنه الله فى آخر النهار من الارض ، الا ان الحق فى عثمان و شیعته ، فعند ذلك یرتاب المبطلون .))(325) ))
در ابتداى روز، گوینده اى در آسمان ندا مى دهد كه آگاه باشید كه حق با على و شیعیان اوست . پس از آن ، در پایان روز، شیطان كه لعنت خدا بر او باد، از روى زمین فریاد مى كند كه حق با عثمان و پیروان اوست ، پس در این هنگام ، باطل گرایان به شك مى افتند.
(( اذا نادى مناد من السماء ان الحق فى آل محمد(ص ) فعند ذلك یظهر المهدى على افواه الناس و یشربون حبه ، و لایكون لهم ذكر غیره .(326) ))
هرگاه گوینده اى از آسمان صدا بزند كه حق با اولاد محمد(ص ) است ، در آن هنگام ، ظهور مهدى (ع ) به سر زبانها مى افتد، به گونه اى كه غیر از او، یاد نمى كنند.
افزون بر اینها، روایات دیگرى نیز به همین مضمون (327) وجود دارد كه از مجموع آنها چند نكته را مى توان استفاده كرد:
1. ((صیحه ))، از نشانه هاى حتمى ظهور شمرده شده است و شیخ طوسى ، شیخ مفید، صدوق ، نعمانى و.... حتمى بودن آن اشاره كرده اند.(328)
2. این صدا از آسمان شنیده مى شود، به گونه اى كه همه مردم روى كره زمین ، در شرق و غرب ، آن را مى شنوند و به خود مى آیند.
3. محتواى این پیام آسمانى ، دعوت به حق و حمایت و بیعت با مهدى (ع ) است ، با تعبیرهاى : (( ان الحق لعلى و شیعته )) ، (( ان الحق فى آل محمد)) .
4. همزمان با شنیده شدن این صدا از آسمان و یا كمى پس از آن ، در روى زمین نیز صدایى شنیده مى شود. ندا دهنده شیطان است كه مردم را به گمراهى فرا مى خواند و تلاش مى كند با ایجاد تردید در مردم ، آنان را از حمایت مهدى (ع ) و اجابت دعوت آسمانى ، باز دارند.
5. جبرئیل ، مردم را به حق فرا مى خواند و شیطان و نیروهاى شیطانى و پیروان سفیانى به باطل . ظاهر شدن این نشانه ، همزمان با خروج سفیانى و صیحه آسمانى است .
6. در برخى روایات ، زمان آن ، شب جمعه 23 ماه رمضان معین شده است .
با توجه به این كه در روایات دیگرى ، خبر از ظهور حضرت در روز عاشورا، داده شده ، مى توان نتیجه گرفت كه واقع شدن نداى آسمانى ، در همان رمضان ، پیش از محرم است كه فاصله آن تا ظهور، 3 ماه و 17 روز بیشتر نخواهد بود. ناگفته نماند كه تعیین وقت مشخص براى ظهور، با ظاهر روایاتى كه به روشنى از تعیین هر گونه وقتى براى ظهور منع مى كند ناسازگار است .
افزون بر این ، اسناد بیشتر آنها ضعیف است ، از این روى بیشترین چیزى كه مى توان گفت آن است كه : صیحه و یا نداى آسمانى از نشانه هاى ظهور است .
اكنون باید دید كه صیحه آسمانى ، طبیعى خواهد بود، یا غیر طبیعى .
از ظاهر روایات ، با توجه به ویژگیهایى كه براى آن بیان شده ، فهمیده مى شود كه تحقق آن ، طبیعى نخواهد بود. خداوند، براى آن كه شروع این انقلاب جهانى را اعلان بكند و به همگان برساند كه انقلابى بزرگ در حال شكل گیرى است و حق بودن مهدى (عج ) را بنمایاند و به یاران و دوستان و علاقه مندان به چنین رستاخیزى خبر بدهد، تا به یارى وى بشتابند، صیحه آسمانى را معجزه آسا به گوش همگان مى رساند. اشكال هم ندارد و با قانون معجزه هم هماهنگ است .
شمارى از نشانه هاى حتمى و غیر حتمى : یادآورى چند نكته
1. گر چه پدیدار شدن نداى آسمانى ، به گونه معجزه ، مانعى ندارد، ولى تحقق آن به طور طبیعى هم ، امكان دارد و لزومى ندارد كه آن را پیچیده و حمل بر معجزه كنیم در عصر صدور این روایات ، پیش بینى چنین حوادثى ، فوق العاده ، عجیب و تحقق عادى آن غیر ممكن مى نموده ، ولى در جهان امروز، واقع شدن چنین پدیده اى امرى بسیار طبیعى و عادى است . با استفاده از ماهواره ها و ابزارهاى پیشرفته صوتى و تصویرى فرستنده هاى قوى و مدرن تلویزیونى ، رادیویى و وسایل و ابزار پیشرفته ترى كه امكان دارد در آینده به كار گرفته شود. به آسانى و همزمان ، مى توان فریاد حق را به گوش همه جهانیان رساند.
بر این اساس ، منظور از جبرئیل كه در برخى از روایات آمده سخن گوى حق به مراد از شیطان سخن گوى باطل است ، امروز، استكبار جهانى ، با استفاده از همین ابزار، در گمراهى مردم و ادامه سلطه خویش بهره مى برد و سرسختانه مردم را به حمایت از باطل دعوت مى كند.
این كه در روایات از دعوت به حق ، تعبیر به ((صداى آسمانى )) و از دعوت به باطل تعبیر به ((صداى زمینى )) شده است ، ظاهرا كنایه از بزرگى و عظمت و سیادت جبهه حق است ، در مقابل جبه باطل كه حقیر و پست و زمینى است . در هر صورت ، وقوع چنین پدیده اى ، در زمان ما، چه رسد به زمانهاى آینده ، امرى بسیار عادى و طبیعى است و نیازى به توجیه آن و حمل كردن آن بر معجزه نیست .
2. بر فرض كه پدیدار شدن این نشانه را به گونه معجزه بدانیم ، مسلم ، محدود به همان نداى حق و دعوت به حمایت از امام (ع ) است ، نه صداى شیطان ، كه مردم را به باطل فرا مى خواند، زیرا اگر صداى شیطان ، معجزه آسا، به گوش جهانیان برسد، با هدف اصلى معجزه ، كه اقامه حجت براى تاءیید و تقویت حق است ، سازگارى ندارد و امكان ندارد معجزه براى تقویت باطل صورت گیرد، این كه در برخى روایات آمده (( نداى به باطل )) براى ما ثابت نیست و دلیلى بر آن نداریم .
3. در برخى روایات ، سخن از ((نداء)) در كنار كعبه به میان آمده است ، از جمله ، امام صادق مى فرماید:
(( كانى بالقائم یوم عاشورا یوم السبت قائما بین الركن و المقام ، بین یدیه جبرئیل (ع ) ینادى البیعه لله ....)) (329)
گویا مى بینم كه حضرت قائم (عج )، در روز شنبه ، عاشورا، هنگام ظهر، بین ركن و مقام ، در كنار كعبه ایستاده است و در پیش او، جبرئیل صدا مى زند: بیعت براى خداست ....
گویا این ((نداء)) غیر از نداى آسمانى و صیحه است كه به عنوان نشانه ظهور بیان شده ، زیرا این ((نداء))، در زمین و پس از ظهور است و ((نداء)) در آسمان و در آغاز روز صورت مى گیرد ولى احتمال هم دارد كه همان صداى آسمانى كه به گوش همه جهانیان مى رسد، توسط سخن گوى حق ، جبرئیل از كنار كعبه بلند شود و با وسایل پیشرفته ، در همه جهان شنیده شود. و ((هنگام ظهر)) نیز منافاتى با روایات قبل ندارد، زیرا امكان دارد، در وقت هاى مختلف این دعوت تكرار شود.
شمارى از نشانه هاى حتمى و غیر حتمى : 6. خروج دجال
این نشانه ، در كتابهاى اهل سنت ، از نشانه بر پایى قیامت دانسته شده است ،(330) ولى ، در منابع روایى شیعه ، از نشانه هاى ظهور.(331) برابر آنچه پیش از این یادآور شدیم ، هیچ اشكالى ندارد كه رخدادهایى چون خروج دجال هم ، نشانه ظهور باشند و هم نشانه قیامت ، بدین معنى كه این رخداد پیش از ظهور و در دوره غیبت واقع گردد. به هر حال بر اساس ‍ آنچه از ظاهر اخبار استفاده مى شود، دجال فردى است كه در آخر الزمان و پیش از قیام مهدى (ع ) خروج مى كند و غیر عادى است و با انجام كارهاى شگفت انگیز
جمع زیادى از مردم را مى فریبد و سر انجام به دست عیسى مسیح (ع ) در
كنار دروازه ((لد)) در منطقه شام ، به هلاكت مى رسد.
آیا دجال داراى ویژگیها و صفات غیر عادى است ؟ آیا دجال شخص ‍ است ، یا جریان الحادى ؟
بر فرض كه دجال ، داراى چنان ویژگیهایى باشد، تحقق آن را چگونه مى توان تصور كرد: معجزه یا غیر معجزه ؟ اینها، پرسشهایى است كه در این بخش به بررسى آن مى پردازیم .
در مورد اصل دجال ، صرف نظر از ویژگیهاى او، چند احتمال وجود دارد:
الف . دجال ، نام شخص معینى نیست . هر كسى كه با ادعاهاى پوچ و بى اساس و با توسل به حیله گرى و نیرنگ ، در صدد فریب مردم باشد، دجال است ، بر این اساس ((دجال ))ها خواهند بود. این كه در روایات از ((دجال ))هاى فراوان سخن به میان آمده این احتمال را تقویت مى كند.
پیامبر اكرم (ص ) مى فرماید:
(( لاتقوم الساعه حتى یخرج المهدى من ولدى ، و لایخرج المهدى حتى یخرج ستون كذابا كلهم یقول انا نبى )).)) (332)
قیامت ، بر پا نمى شود، تا وقتى كه مهدى (ع ) از فرزندانم قیام كند و مهدى (ع ) قیام نمى كند، تا وقتى كه شصت دروغگو خروج كنند و هر كدام بگوید: من پیامبرم .
((دجال ))، از ریشه ((دجل )) به معناى دروغگوى حیله گر است . در روایات ، از این ((دجال ))ها و دروغگویان فراوان نام برده شده است . در برخى ، دوازده و در برخى سى ، شصت و هفتاد دجال آمده است .(333) از میان این ((دجال ))ها، فردى كه در دروغگویى و حیله گرى و مردم فریبى سر آمد همه دجالان و فتنه او از همه بزرگتر است ، نشانه ظهور مهدى (ع ) و یا بر پائى قیامت است . بر این اساس ، باید گفت : ما دو نوع داریم : یكى همان دجال حقیقى و واقعى است كه پس از همه ((دجال ))ها مى آید و دیگرى گروهى شیاد و دروغگویند كه دست به فریبكارى و تحمیق و گمراهى مردم مى زنند.
پیامبر اكرم (ص ) مى فرماید:
(( یكون قبل خروج الدجال نیف على سبعین دجالا(334) ))
پیش از خروج دجال ، بیش از هفتاد دجال خروج خواهد كرد.
یا مى فرماید:
(( ان بین یدى الساعه الدجال و بین ید الدجال كذابون ثلاثون او اكثر))(335) ))
پیشاپیش برپایى قیامت ، خروج دجال است و پیش از دجال ، سى دروغگو، یابیشتر، خواهند بود.
یا مى فرماید:
(( تكون امام الدجال ستون خداعه ...(336)
پیش از خروج دجال ، شصت نیرنگ خواهد بود.
با توجه به معناى لغوى دجال و نیز فراوانى آنان در روایات ، فرد خاصى منظور نیست ، بلكه هر آدم حقه باز دروغگویى كه با فریفتن مردم ، به فتنه انگیزى بپردازد، دجال است ، منتهى ممكن است یكى از آنان كه تبلور این صفات در وى ، از همه بیشتر است ، نشانه ظهور باشد.
در حقیقت داستان دجال ، بیانگر این واقعیت است كه در آستانه هر انقلابى ، افراد فریبكار و منافق ، كه معتقد به نظامهاى پوشالى گذشته و پاسدار سنتهاى و ضدارزشهایند، براى نگهداشتن فرهنگ و نظام جاهلى گذشته ، همه تلاش خود را به كار مى گیرند و با سوء استفاده از زمینه هاى فكرى و اجتماعى و احساسات مردم ، دست به تزویر و حیله گرى مى زنند، تا مردم را نسبت به اصالت و تحقق انقلاب و استوارى رهبران آن ، دلسرد و دو دل كنند و در نهایت با شیطنت ، آنان را به كژ راهه برند.
پس ، حركت مزورانه ((دجال ))ها، همواره بزرگترین خطرى است كه به ثمر رسیدن انقلاب را تهدید مى كند و تنها هوشیارى مردم و شناخت به موقع است كه مى تواند توطئه ها را خنثى كند.
در انقلاب جهانى حضرت مهدى (ع )، نیز، چنین خطرى پیش بینى شده است . چون انقلاب مهدى (ع )، از همه انقلابهاى تاریخ بزرگ تر و گسترده تر است ، خطر فریبكاران دجال صفت نیز، به مراتب بیشتر و گسترده تر است . در آستانه ظهور مهدى (ع ) و انقلاب بزرگ ، آنان همه تلاش خویش را به كار خواهند گرفت كه مردم را بفریبند و آنان را نسبت به نتیجه آن دلسرد و ناامید سازند و بالاخره ، از پیروزى حتمى آن جلوگیرى كنند.
امامان (ع )، از پیش ، این خطر را گوشزد كرده اند و پیدایش حركتهاى انحرافى را پیش بینى كرده اند، تا مردم با هوشیارى كامل ، به استقبال چنین حوادثى بروند و در دام شیادان گرفتار نشوند. این كه در روایت تاءكید شده است : ((هر پیامبرى ، امت خویش را از خطر دجال بر حذر داشته )) به خوبى نشان مى هد كه در برابر نهضت همه انبیا، ((دجال ))هایى خروج كرده اند و گاهى تا سر حد انحراف امتهاى آنان و تنها گذاشتن پیام آوران آسمانى ، پیش رفته اند، ولى در نهایت ، به خاك مذلت افتاده اند و با رسوایى تمام ، شكست خورده اند.
ب . احتمال دوم آن است كه فردى معین و مشخص ، به عنوان ((دجال )) در دوره غیبت ، با همان ویژگیهایى كه براى وى بیان شده ، خروج مى كند و مردم را به انحراف مى كشاند.
ظاهر بسیارى از روایات ، بیانگر این احتمال است ، ولى تقریبا هیچ كدام از این روایات ، سند معتبرى كه بشود بر آن اعتماد كرد، ندارند. مستند این نشانه ، در منابع شیعه ، دو روایت است كه شیخ صدوق ، آنها را در ((كمال الدین )) آورده است و سند هر دوى آنها ضعیف است و در محتواى آنها نیز ناهماهنگى و ضعفهاى فراوانى دیده مى شود، چنانكه شیخ صدوق ، بدان اشاره كرده است .
با توجه به روایات زیاد در منابع عامه ، اصل قضیه دجال ، بعید نیست صحیح باشد، ولى تعریف و توضیحاتى كه درباره اش گفته اند، نمى تواند درست باشد؛ زیرا خروج دجال ، با او اوصافى كه بدانها اشاره كردیم ، به صورت طبیعى ، تقریبا، غیر ممكن است و بیشتر، به افسانه شباهت دارد، تا واقعیت و به صورت معجزه نیز، با توجه به توضیحى كه پیش از این ، در مورد قانون معجزه آوردیم ، نمى تواند واقع شود، زیرا معجزه بودن چنین پدیده هایى مستقیما، در جهت تقویت و تاءیید باطل است و موجب انحراف بیشتر مردم مى گردد، مگر این كه بگوییم صدور معجزه از دجال ، به رسوایى وى منجر مى شود كه بعید است .
نكته در خور یادآورى این كه : اصل داستان ((دجال ))، در كتابهاى مقدس مسیحیان آمده است . در انجیل ، واژه ((دجال )) بارها به كار رفته و از كسانى كه منكر حضرت مسیح باشند، و یا ((پدر و پسر را)) انكار كنند، به عنوان دجال یاد شده است :
((دروغگو كیست ؟ جز آن كه مسیح بودن عیسى را انكار كند. آن دجال است كه پسر و پدر را انكار كند(337) .))
كلمه دجال ، در كتابهاى مقدس و منابع دینى مسیحیان ، به زبان انگلیسى انتى كریست (chris Anti) آمده است ، یعنى دروغگو و حیله گر.
بنابراین ، خروج دجال ، به این گونه كه بیان كردیم ، مشكل است ، مگر این كه بگوییم ، خروج دجال ، كنایه است .
ج . این احتمال نیز وجود دارد كه مراد از ((دجال ))، همان سفیانى باشد كه در كتابهاى عامه ، بیشتر به عنوان ((دجال )) و در كتابهاى خاصه به عنوان ((سفیانى )) آمده است (338) .
گرچه از بعضى جهات ، خروج دجال و سفیانى ، یكسانند و هر دو دعوت به باطل مى كنند و با توسل به حیله گرى و تزویر، مردم را مى فریبند، به مبارزه با جناح حق بر مى خیزند و سرانجام به هلاكت مى رسند و... ولى با دقت در روایات خروج سفیانى و روایات مربوط به خروج دجال ))، در مى یابیم كه بین این دو فرقهاى زیادى وجود دارد و اگر اصل خروج دجال را امرى مسلم بدانیم ، ناچار باید فردى غیر از سفیانى باشد. مثلا، دجال ، ادعاى ربوبیت مى كند و كافر است ، ولى دلیلى بر كفر سفیانى نداریم . فقط در روایتى اشاره شده كه وى ، صلیبى بر گردن دارد كه اگر درست باشد، مسیحى است ، ولى روایت از معصوم (ع ) نیست (339) و ارزشى ندارد.
افزون بر این ، در روایات آمده كه سفیانى ریاكارانه تظاهر به دیندارى و تقدس مى كند و مدام ذكر ((یا رب یا رب )) بر زبان وى جارى است .
خروج سفیانى ، همزمان است با قیام سردارانى از خراسان و یمن و مصر كه به حق و عدالت فرا مى خوانند و زمینه را براى انقلاب بزرگ مهدى ، مهیا مى سازند.
خروج سفیانى ، منطقه نسبتا محدودى را فرا مى گیرد، در حالى كه دجال ، به جز مكه و مدینه ، به همه جاى زمین مى رود و فتنه وى ، همه جا را مى گیرد. در شكل و قیافه هم ، با یكدیگر، فرق دارند. پس دجال نمى تواند، همان سفیانى باشد.
ه . دجال ، كنایه از كفر جهانى و سیطره فرهنگ مادى بر همه جهان است .
استكبار، با ظاهرى فریبنده ، مردم را، بویژه مسلمانان را مى فریبد و با قدرت مادى و صنعتى و فنى عظیمى كه در اختیار دارد، آنان را به شدت مرعوب خویش مى سازد، به گونه اى كه مسلمانان احساس خودباختگى مى كنند. قدرت مادى استكبار، بیش از آنچه كه هست در نظر آنان بزرگ جلوه مى كند، تا آن جا كه مى پندارند آب و نان آنها به دست اوست .
پیامبران امتهاى خویش را از فتنه دجال بیم داده اند، در حقیقت آنان را از افتادن به دام مادیت و ورطه حاكمیت طاغوت و استكبار جهانى برحذر داشته اند:
(( ما بعث الله نبیا الا و قد اءنذر قومه الدجال ...(340) .))
پس بعید نیست كه منظور از دجال ، با آن شرایط و اوصاف ، قدرتهاى بزرگ و اهریمنى باشند.
برخى از اهل نظر، این احتمال را تقویت كرده اند و همه ویژگیهایى كه براى دجال بیان شده با ویژگیهاى استكبار برابر دانسته اند. مثلا در اوصاف دجال گفته شده : ((كوهى از طعام و شهرى از آب به همراه دارد)) كنایه از امكانات عظیم و گسترده اى است كه استكبار در اختیار دارد.
گفته شده : دجال ، به همه جاى زمین سفر مى كند و... مى تواند اشاره به ابزار و وسایل پیچیده تبلیغاتى و مخابراتى و تجهیزات مدرن مبادله پیام ماهواره اى و نیز استفاده از ابزار پیشرفته حمل و نقل و هواپیماهاى مافوق صوت براى مسافرت از جایى ، به جاى دیگر باشد.
سیطره استكبار جهانى بر جهان سوم ، در واقع ، با استفاده از شگرد ویژه است : طرفدارى از حقوق بشر، صلح ، امنیت ، كمكهاى بشر دوستانه و....
استكبار، به معناى واقعى ، دجال است . استكبار خود را قیم ملتها مى داند و با تكیه به ثروت انبوه و قدرت عظیمى كه در اختیار دارد، در همه جاى زمین دخالت مى كند و همه را به زیر سلطه خویش مى آورد(341)
 

 

8
21 بهمن 1386 ساعت 00:02

چرا به هنگام شنیدن نام قائم (عج) بر می خیزیم؟

از امام صادق (ع) سوال شد که چرا به هنگام شنیدن نام قائم لازم است بر خیزیم ؟

فرمود:برای آن حضرت غیبت طولانی است و این لقب یاد آور دولت حق آن حضرت و ابراز تاسف بر غیبت

اوست .ولذا آن حضرت از شدت محبت و مرحمتی که به دوستانش دارد به هر کسی که حضرتش را با این  لقب

یاد کند نگاه محبت آمیز میکند.از تعجیل و تعظیم آن حضرت است که هر بنده ی خاضعی در مقابل صاحب عصر(عج)

خود هنگامی که مولای بزرگوارش به سوی او بنگرد از جای بر خیزد .پس باید بر خیزد و تعجیل در امر فرج مولایش

را از خداوند منان مسئلت بنماید.

7
18 آبان 1386 ساعت 00:29

با توجه به مجموع روایات، وظایف زیر در زمان غیبت استنباط مى‏شود:

الف: صبر

در روایتى امام رضا علیه‏السلام مى‏فرماید:

ما احسن الصبر و انتظار الفرج، اما سمعت قول الله تعالى «فارتقبوا انى معكم رقیب» و قوله عزوجل: «فانتظروا انى معكم من المنتظرین،(2) فعلیكم بالصبر، فانه انما یجیى‏ء الفرج على الیأس و قد كان الذین من قبلكم اصبر منكم.»چه قدر نیكو است صبر و انتظار فرج. آیا نشنیدى این سخن خداوند را كه: فارتقبوا اِنّى معكم رقیب. و این سخن او كه: فانتظروا اِنّى معكم من المنتظرین؛ «منتظر باشید من هم با شما در انتظارم.» همانا فرج پس از ناامیدى مى‏آید و كسانى كه قبل از شما بودند صبورتر از شما بودند. تعبیر «علیكم بالصبر» صراحت دارد، در این كه وظیفه شیعیان در عصر غیبت، صبر بر فراق است.

ب: انتظار

هر چند از روایت بالا وظیفه انتظار نیز به خوبى معلوم مى‏شود، ولى درباره انتظار باید گفت: پیامبر و ائمه اطهار با تأكید بسیار بر این امر پاى فشرده‏اند؛ در روایتى از پیامبر صلى‏ الله ‏علیه‏و ‏آله مى‏خوانیم كه فرمود: «افضل اعمال امتى انتظار الفرج» برترین اعمال امت من انتظار فرج است. على علیه‏السلام در پاسخ كسى كه از وىپرسید: «اى الاعمال احب الى اللّه عزوجل؟» فرمود: «انتظار الفرج» كدام عمل نزد خداوند محبوب‏تر است.             فرمود: انتظار فرج. در روایت دیگرى امام صادق علیه‏السلام مى‏فرماید:

«اقرب ما یكون العبد الى اللّه عزوجل و ارضى ما یكون عنه اذا افتقدوا حجة اللّه فلم یظهر لهم و حجب عنهم فلم یعلموا بمكانه... فعندها فلیتوقعوا الفرج صباحا و مساءً» نزدیك‏ترین حالت بنده به خداوند و راضى‏ترین چیز نزد او این است كه هرگاه حجت خدا از آن‏ها پنهان شود و برایشان ظاهر نشود و از آن‏ها پوشیده شود و مكانش را ندانند در این هنگام صبح و شام منتظر فرج او باشند.

پر واضح است كه انتظار بر دو قسم است:

انتظار می تواند منفی یا مثبت باشد .

در انتظار منفی ، منتظر بودن بیش‏تر به شكل منفى و همراه با سستى صورت مى‏گیرد، اما انتظار مثبت، پویا و همراه با علم و عمل است. مؤید این سخن، كلام امام سجّاد علیه‏السلام است كه مى‏فرماید:

«المنتظرون لظهوره افضل اهل كل زمان، لان اللّه تعالى ذكره، اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفة ما صارت به الغیبة عند هم بمنزلة المشاهدة، و جعلهم فى ذلك الزمان بمنزلة المجاهدین بین یدى رسول اللّه صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله بالسیف، اولئك المخصلون حقا، و شیعتنا صدقا، و الدعاة الى دین اللّه سرا و جهرا» منتظران ظهور او برترین اهل هر زمانند؛ زیرا خداوند متعال به آنها عقل و فهم و شناختى عطا فرموده است كه غیبت در نزد آنان به منزله مشاهده گردیده است. و آنان را در آن زمان به منزله مجاهدان با شمشیر در پیش روى رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله قرار داده است. آنان حقیقتا خالصند و شیعیان راستین و دعوت كنندگان به دین خدا در پنهان و آشكارند.

منتظر واقعى در بعد علمى، آن چنان معرفتى دارد كه غیبت براى او همانند مشاهده است؛ یعنى در شناخت امام زمان خود، شك و تردید ندارد و در بعد عملى آشكارا و نهان به دعوت و تبلیغ مشغول است.

اگر منتظر منفى دست بر دست مى‏گذارد و به بهانه این كه كارى از ما ساخته نیست و كارى براى زمینه سازى ظهور نمى‏كند، منتظر مثبت شب و روز بر علم و معرفت و عمل خود مى‏افزاید، خود را آماده ظهور مى‏نماید، و تلاش دارد تا خود را از سنخ منتظر كند.

چكیده سخن آن كه در انتظار مثبت ایمان به غیب، گرایش به عدالت، تنفر از ظلم، اعتراف به حق و دعوت به خیر و صلاح نهفته است.

ج: دعا

در برخى روایات عمده‏ترین وظیفه عصر غیبت را دعا دانسته‏اند؛ از جمله در توقیع اسحاق بن یعقوب كه به وسیله محمدبن عثمان دریافت شده است، فرمود: «و اكثروا الدعاء بتعجیل الفرج، فان ذلك فرجكم».

د: انقطاع

در روایتى از امام صادق علیه‏السلام مى‏خوانیم كه فرمود: «ان هذا الامر لایأتیكم الا بعد ایاس... همانا این امر - ظهور مهدى(عج)- نمى‏آید شما را مگر پس از ناامیدى». و در روایت دیگرى از امام رضا علیه‏السلام مى‏فرماید: «فانه انما یجیى‏ء الفرج على الیأس و قد كان الذین من قبلكم اصبر منكم». همانا فرج پس از ناامیدى مى‏آید و كسانى كه پیش از شما بودند صابرتر از شما بودند.

این بدان معنا است كه تا بشریت چشم امید به قدرت‏هاى غیر الهى داشته باشد، عطش عدالت مهدوى در او وجود ندارد و آن گونه كه بایسته و شایسته است، مهدى‏جو و مهدى‏خواه نخواهد بود.

6
17 آبان 1386 ساعت 23:33

امام صادق(ع):« مهدی،عدالت را،همچنان كه سرما و گرما وارد خانه می شود،وارد خانه های مردمان می كند و دادگری او همه جا را فرا می گیرد. »

گسترش عدالت در سراسر جهان و ریشه كنی بیداد از همه ی آبادیهای زمین،از نخستین برنامه های انقلاب امام مهدی(عج) می باشدو از هدفهای اصلی آن امام بزرگ و نجاتبخش است.این موضوع در بشارتها واحادیثی كه دریاره ی آن حضرت رسیده است خیلی روشن یاد شده است.در سخنان پیامبر بزرگوار اسلام و امامان معصوم كه درباره ی قیام امام دوازدهم آمده،دعوت به توحید و مبارزه باشرك و كفر به اندازه ی ایجاد عدالت و اجرای آن،مورد تاكید قرار نگرفته است.علت این موضوع شاید این باشد كه با آموزش های پیامبران گذشته و بویژه پیامبر ما و دین اسلام،همچنین رشد علم و آگاهی بشر،انسانها به خدای یكتا ایمان می آورند و اندیشه ی خدانشناسی شكست می خورد و هرنوع جامعه های انسانی دارای عقیده ی مذهبی و خدایی می گردند؛لیكن با این وصف در آتش ظلم،حقكشی و كینه توزی و روابط غیرانسانی می سوزند و با زندگی بی عدالت كه در حقیقت شكنجه و مرگ تدریجی است،دست به گریبانند.از این رو،نیاز عمده ی جامعه ی بشری برقراری عدالت و دادگری است و حاكمیت روابط انسانی بر جامعه.انسانها تشنه ی عدالتند و خواهان آیین و دینی كه این تشنگی را فروبنشاند و آتش بیدادگری را خاموش كند و عدالت واقعی را بوجود آورد كه همه ی مردم؛بزرگ و كوچك و ضعیف و قوی آن را آشكار ببینند.بنابراین،مشكل اصلی و نخستین آن نجات دهنده ی بزرگ انسان،مشكل خداباوری یا انكار خدانیست؛بلكه مشكل اصلی ظلم و ستم جهانسوز و همه جایی است كه بشریت را در كام خود فرو برده و در آتش خود سوزانده است و دین و عقیده و آزادی و خواب و خوراك و آسایش و همه چیز انسان را نابود ساخته است.به این جهت امام مهدی(عج) كه آخرین نجات دهنده ی انسانهاست پس از ظهور مبارك خویش،اصول عدالت و دادگری را در میان همه ی انسانها برقرار می سازد و همه ی مردم را از بدی و آزاررسانی و زشتی و محرومیت رهایی می بخشد.

5
21 مهر 1386 ساعت 01:09
شیعیان خاص ، مهدی ( ع ) را مشاهده کردند
در مدت 5 یا 4 سال آغاز عمر حضرت مهدی  که پدر بزرگوارش حیات داشت ،
شیعیان خاص به حضور حضرت مهدی ( ع ) می رسیدند .
از جمله چهل تن به محضر امام یازدهم رسیدند و از امام خواستند تا حجت و امام
بعد از خود را به آنها بنمایاند تا او را بشناسند ، و امام چنان کرد .
آنان پسری را دیدند که بیرون آمد ، همچون پاره ماه ، شبیه به پدر خویش . امام
عسکری فرمود : " پس از من ، این پسر امام شماست ، و خلیفه من است در میان شما ،
امر او را اطاعت کنید ، از گرد رهبری او پراکنده نگردید ، که هلاک می شوید و
دینتان تباه می گردد . این را هم بدانید که شما او را پس از امروز نخواهید دید ،
تا اینکه زمانی دراز بگذرد . بنابراین از نایب او ، عثمان بن سعید ، اطاعت
کنید " . و بدین گونه ، امام یازدهم ، ضمن تصریح به واقع شدن غیبت کبری ، امام
مهدی را به جماعت شیعیان معرفی فرمود ، و استمرار سلسله ولایت را اعلام داشت .
یکی  از متفکران و فیلسوفان قرن سوم هجری که به حضور امام رسیده است ، ابو سهل
نوبختی می باشد .
باری ، حضرت مهدی ( ع ) پنهان می زیست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری 
در روز هشتم ماه ربیع الاول سال 260هجری دیده از جهان فرو بست . در این روز بنا
به سنت اسلامی ، می بایست حضرت مهدی بر پیکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد ،
تا خلفای ستمگر عباسی جریان امامت را نتوانند تمام شده اعلام کنند ، و یا بد
خواهان آن را از مسیر اصلی منحرف کنند ، و وراثت معنوی  و رسالت اسلامی و ولایت
دینی را به دست دیگران سپارند . بدین سان ، مردم دیدند کودکی همچون خورشید تابان
با شکوه هر چه تمامتر از سرای امام بیرون آمد ، و جعفر کذاب عموی خود را که آماده
نماز گزاردن بر پیکر امام بود به کناری زد ، و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد .
4
21 مهر 1386 ساعت 01:07
طول عمر امام زمان ( ع )
درازی عمر امام ( ع ) با در نظر گرفتن عمرهای درازی که قرآن بدانها گواهی می دهد ،
و در کتابهای تاریخی نیز افراد معمر ( دارای عمر دراز ) زیاد بوده اند ، و در گذشته
و حال نیز چنین کسانی بوده و هستند ، عمر زیاد حضرت مهدی  ( ع ) به هیچ دلیلی محال
نیست ، بلکه از نظر عقلی و دید وسیع علمی و امکان واقع شدن بهیچ صورت بعید نیست .
از اینها گذشته اگر از نظر قدرت الهی ، بدان نظر کنیم ، امری ناممکن نیست .
در برابر قدرت خدا - که بر هر چیز تواناست - عمرهایی  مانند عمر حضرت نوح ( ع )
و عمر بیشتر از آن حضرت و یا کمتر از آن کاملا امکان دارد. برای خدای قدیر و حکیم ،
کوچک و بزرگ ، کم و بسیار ، همه و همه مساوی است . بنابراین حکمت کامل و بالغ
او ، تا هر موقع اقتضا کند بنده خود را در نهایت سلامت زنده نگاه می دارد .
پس طبق حکمت الهی ، امام دوازدهم ، مهدی موعود ( ع ) باید از انظار غایب باشد
و سالها زنده بماند و راز دار جهان و واسطه فیض برای جهانیان باشد تا هر وقت
خدا اراده کند ظاهر گردد ، و عالم را پس از آنکه از ظلم و جور پر شده ، از قسط
و عدل پر کند .
3
21 مهر 1386 ساعت 01:06

انتظار ظهور قائم ( ع )
بر خلاف آنان که پنداشته اند انتظار ظهور یعنی دست روی دست گذاشتن و از حرکتهای
اصلاحی جامعه کنار رفتن و فقط " گلیم " خود را از آب بیرون بردن ، و به جریانات
اسلام دینی و اجتماعی بی تفاوت ماندن ، هرگز چنین پنداری درست نیست ... بر عکس ،
انتظار یعنی در طلب عدالت و آزادگی و آزادی فعالیت کردن و در نپذیرفتن ظلم و
باطل و بردگی و ذلت و خواری ، مقاومت کردن و در برابر هر ناحقی و ستمی و ستمگری 
ایستادن است .
" مجاهدات خستگی ناپذیر و " فوران های خونین شیعه " در طول تاریخ ، گواه این است
که در مکتب ، هیچ سازشی و سستی راه ندارد . شیعه در حوزه " انتظار " یعنی ،
انتظار غلبه حق بر باطل ، و غلبه داد بر بیداد ، و غلبه علم بر جهل ، و غلبه تقوا
بر گناه ، همواره آمادگی خود را برای مشارکت در نهضتهای پاک و مقدس تجدید
می نماید ، و با یاد تاریخ سراسر خون و حماسه سربازان فداکار تشیع ، مشعل خونین
مبارزات عظیم را بر سر دست حمل می کند " .
اینکه به شیعه دستور داده اند که به عنوان " منتظر " همیشه سلاح خود را آماده داشته
باشد ، و با یاد کردن نام " قائم آل محمد ( ص ) " قیام کند ناشی از همین آمادگی 
است . ناشی  از همین قیام و اقدام است .
پایان این بحث را از نوشته زنده یاد آیه الله طالقانی  ، عالم مبارز اسلامی بهره
می بریم که می گوید :
" ... توجه دادن مردم به آینده درخشان و دولت حق و نوید دادن به اجرای کامل
عدالت اجتماعی ، و تاسیس حکومت اسلام و ظهور یک شخصیت خدا ساخته و بارز ، که
مؤسس و سرپرست آن حکومت و دولت است ، از تعالیم مؤسسین ادیان است ، و در
مکتب تشیع ، که مکتب حق اسلام و حافظ اصلی معنویات آن است ، جزء عقیده قرار
داده شده ... و پیروان خود را به انتظار چنین روزی  ترغیب نموده ، و حتی انتظار
ظهور را از عبادات دانسته اند ، تا مسلمانان حق پرست ، در اثر ظلم و تعدی 
زمامداران خودپرست و تسلط دولتهای باطل ، و تحولات اجتماعی و حکومت ملل ماده
پرست ، اعم از شرقی و غربی ، خود را نبازند و دل قوی دارند و جمعیت را آماده
کنند .
و همین عقیده است که هنوز مسلمانان را امیدوار و فعال نگاه داشته است ، این
همه فشار و مصیبت از آغاز حکومت دودمان دنائت و رذالت اموی ، تا جنگهای صلیبی 
و حمله مغول ، و اختناق و تعدیهای دولتهای استعماری  ، بر سر هر ملتی وارد می آمد ،
خاکسترش هم به باد فنا رفته بود . لیکن دینی که پیشوایان حق آن دستور می دهند که
چون اسم صریح " قائم " مؤسس دولت حقه اسلام برده می شود ، بپا بایستید و آمادگی 
خود را برای انجام تمام دستورات اعلام کنید ، و خود را همیشه نیرومند و مقتدر
نشان دهید ، هیچ وقت ، نخواهد مرد ... .

 

2
21 مهر 1386 ساعت 01:03
   چرا او قائم آل محمّد (علیهم السلام)  نامیده شد ؟!

ابوحمزه ثمالى مى گوید: از حضرت امام محمّد باقر(علیه السلام) پرسیدم : اى فرزند رسول خدا ! مگر شما ائمه ، همه قائم به حق نیستید ؟ فرمود : بلى ! . عرض كردم : پس چرا فقط امام زمان (علیه السلام)  قائم نامیده شده است؟

حضرت فرمود : هنگامى كه جدّم حسین بن على (علیهما السلام) به شهادت رسید ،  فرشتگان آسمان به درگاه خداوند متعال نالیدند و گریستند و عرض كردند : پروردگارا ! آیا كسى را كه برگزیده ترین خلق تو را به قتل رسانده است به حال خود وامى گذارى ؟ خداوند متعال به آنها وحى فرستاد : آرام گیرید ! به عزّت و جلالم سوگند ! از آنها انتقام خواهم كشید ، هرچند بعد از گذشت زمانى باشد. آنگاه پرده حجاب را كنار زده و فرزندان حسین (علیه السلام)  را كه وارثان امامت بودند ، به آنها نشان داد . ملائكه از دیدن این صحنه بسیار مسرور شدند.

یكى از آنها در حال قیام نماز مى خواند . حق تعالى فرمود : به وسیله این قائم از آنها انتقام خواهم گرفت . » ([1] [6] )

 

4         مهدى چه كسى است ؟!

جابر جُعفى مى گوید : من در خدمت امام محمّد باقر (علیه السلام)  بودم كه مردى به حضور ایشان شرفیاب شد و عرض كرد : خداوند شما را رحمت كند !  این پانصد درهم را كه زكات مال من است بگیرید و به مصرف برسانید .حضرت فرمود : خود آن را بردار و به همسایگانت و ایتام و مساكین و برادران مسلمانت بده كه ] وجوب سپردن زكات به امام [هنگامى است كه قائم ما قیام كند . و به مساوات تقسیم نماید و میان بندگان نیك و بد خداوند رحمان به عدل رفتار كند .

هر كه از او اطاعت كند خدا را اطاعت نموده ، و كسى كه از او سرپیچى كند از فرمان خدا سرپیچى نموده است . او «مهدى»  نامیده شده است ، زیرا به امر پنهانى هدایت شده است

1
21 مهر 1386 ساعت 00:55
نكات ذیل برگرفته از روایات و به عنوان وظایف شیعیان و منتظران واقعی حضرت (عج) خدمت شما عرضه می شود.  هشتاد مورد از وظایف منتظران :  1- دعا برای امام زمان عجل ا... تعالی فرجه الشریف تا به معرفت حضرتش نائل شویم ، ائمه هدی علیهم السلام نیز همواره بر این مهم تكیه داشته اند. امام صادق (ع) دعایی به " زراره " تعلیم كرده و می فرمایند : « .... اگر زمان غیبت را درك كردی چنین دعا كن : اللهم عرفنی حجتك فانك ان لم تعرفنی نفسك لم اعرف حجتك . اللهم عرفنی حجتك فانك ان لم تعرفنی حجتك ضللت عن دینی » همچنین دعاهای دیگری كه در كتب ادعیه و زیارات بدان اشاره شده ، خصوصاً دعای معروف « اللهم كن لولیك الحجه ابن الحسن ... » كه بحمدالله در بین جامعه شیعه بسیار معروف و مشهور است. 2- شناخت صفات و سیره امام علیه السلام : بدیهی است كه عاشق دلباخته و منتظر حقیقی امام باید بداند كه محبوبش از چه صفاتی برخوردار بوده و چه سیره و روشی را در زندگی و سایر شئون آن دارد . در این راستا ، مطالعه آیات و روایات فراوانی كه در ارتباط با وجود مقدس حضرت بقیه ا... الاعظم عجل ا... تعالی فرجه الشریف بیان شده ، بسیار سودمند است . 3- رعایت ادب در همه موارد : امامی كه واجب الاطاعه و حجت خدا بر تمامی اهل زمین است ، نامش محترم و یادش بسیار گرامی است . او پیشوای همه و چشم بینای خدا در بین مخلوقات اوست. روزی اهل زمین به یمن وجود اوست و هر كسی كه به مرتبه ای از مراتب كمال می رسد از پرتو عنایات حضرت حق است كه از مسیر امامت به ما رسیده است . 4- عشق و علاقه نسبت به حضرت : مرحوم سید عبدالكریم كفاش ، هفته ای یك مرتبه به محضر آن حضرت مشرف می شد. او در ری در جوار حضرت عبدالعظیم حسنی می زیست. در یكی از تشرفاتش ، حضرت از او می پرسند: سید عبدالكریم ! اگر ما را نبینی چه خواهد شد ؟ پاسخ می دهد : آقا حتماً می میرم . حضرت در پاسخ فرمودند : « اگر چنین نبودی ما را نمی دیدی» 5- علاقمند كردن دیگران به امام زمان عجل ا... تعالی فرجه الشریف : طبیعی است كه هر كس به چیزی علاقمند باشد در صدد تبلیغ و ترویج آن برآمده و آنرا به دیگران معرفی خواهد كرد، چه رسد به اینكه وجود مقدس خاتم الاوصیا عجل ا... تعای فرجه الشریف باشد . 6- انتظار فرج : امام صادق علیه السلام " بخشی از ویژگیهای ائمه علیهم السلام را عبارت از تقوی ، پاكدامنی و خیرخواهی ... و صبر در انتظار فرج دانسته است . در بسیاری از روایات ، پرفضیلت ترین اعمال ، انتظار فرج دانسته شده است.  در بسیاری از احادیث در باب انتظار فرج بیان شده كه هر گاه یكی از منتظران حضرت به رحمت الهی رفت ، چنانست كه در میان سپاه امام و یا در میان چادر ( خیمه ) حضرت به شهادت برسد. در بعضی از روایات تعبیر شده كه چنین شخصی مثل كسی است كه با رسول خدا (ص) در برابر كفر جهاد كرده باشد. 7- اظهار علاقه وافر برای ملاقات با آن حضرت . 8- ذكر فضائل و مناقب آن حضرت و شركت در مجالس امام شناسی . 9- صدقه برای سلامتی امام زمان عجل ا... تعالی فرجه الشریف . 10- بجا آوردن حج و عمره و زیارت مشاهد مشرفه به نیابت از امام : اعمالی كه به نیابت از امام زمان علیه السلام بجا آورده می شود در واقع هدیه ای از جانب عاشقان و شیفتگان به ایشان است . 11- استغاثه به وجود مقدس امام عجل ا... تعالی فرجه الشریف : در بعضی از روایات از آن بزرگوار به " غیاث المضطر المستكین " تعبیر شده است. توسل و استغاثه بر اهل البیت علیهم السلام ، سیره دائمی بزرگان و صلحا و علما شیعه بوده و حتی ائمه هدی علیهم السلام نیز به وجود مقدس ایشان توسل می جسته اند. مرحوم عاملی در روایتی نقل می كنند كه هنگامی ك