| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
4
|
17
|
87/3/1 (01:50)
|
|
||
|
|
2
|
9
|
86/11/16 (08:02)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
87/6/30 (02:26)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
87/5/26 (14:22)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
87/5/24 (15:39)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
87/5/13 (22:34)
|
|
||
|
|
20
|
102
|
86/11/16 (08:03)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
86/9/11 (13:58)
|
|
||
|
|
5
|
31
|
86/9/7 (19:57)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
86/9/4 (20:31)
|
|
عنوان بحثاو حاضر است، ما غایب! 28 آبان 86 - 08:09 | |
با سلام خدمت همه محبان مهدی، بگذارید کمی راز دل را بگویم. هر شب بر سر سجاده، با گریه در دل فریاد می زدم. پدرم! منتظریم، پس چرا تو نمی آیی؟ دل من تنهاست پدر!، حرف دل را نمی فهمند مردم پدر! پدرم! دل من غمگین است. روزگار گذشت، اما نیامد! گره در کارم افتاد، هر چه کردم باز نشد! گره کور بود و من نابینا! دستانم بسته بود و بی توان! شب قدر شد و قرآن به سر. با دل شکسته خود، در دلم باز فریاد زدم. پدرم! پدری کن که درمانده شدم. پدرم! اگر خطا کار بودم، تو ببخش، پدری کن در حقم، پدرم! دو سه روزی گذشت، گره کور من باز شد! گفتم پدرم، پدری کردی در حقم ممنون. تازه فهمیدم، دلربا بود، ولی دل نبود. عشق بود ولی عاشق نبود. مهدی حاضر بود، ولی مردم غایب! موفق و پیروز باشید یا علی | |
پاسخ هاترتیب پاسخ ها :
از اولین پاسخ
2 3 آذر 1386 ساعت 23:34 | |
گفتم شبی به مهدی اذن نگاه خواهم گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است؟ گفتا تو خود حجابی ور نه رخم عیان است قبلا هم گفتم که آقا خیلی وقته ظهور کرده منتظر سربازه نباید بگیم مهدی (عجل الله) باید گفت سرباز مخلص مهدی (عجل الله) |
1 29 آبان 1386 ساعت 13:37 | |
اری این چشم ها این قدر کناه دیدن این لب ها گناه گفتن .......................................................................... |











