userinfo close

  ,

علی مولا


molaaliclub

تاسیس: 30 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: فرشاد ب - معاونان
یا علی جمال چهره تو حجت موجه ما است لا فتی الا علی لا سیف الا ذولفقار
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
108
962
91/3/2 (10:51)
14
144
90/9/1 (08:48)
3
75
90/5/21 (21:12)
19
35
91/3/10 (19:37)
285
1092
91/2/30 (16:38)
156
619
91/2/17 (09:46)
191
1076
90/11/26 (23:32)
9
37
90/11/26 (23:08)
420
1459
90/8/27 (20:45)
26
159
90/8/25 (11:12)
8
61
90/8/16 (13:56)
48
518
90/8/1 (00:58)
29
184
90/7/23 (11:39)
79
282
90/5/30 (14:42)
6
34
90/4/25 (19:47)
19
136
90/4/16 (15:21)
2
35
90/4/14 (08:52)
91
208
90/4/2 (20:39)
59
629
90/3/25 (13:03)
7
30
89/9/3 (23:52)

عنوان بحث

کربلایی حسنا   , beynolharamein43
کربلایی حسنا - 12:51 1388/07/2

اثبات ولایت حضرت علی(علیه السلام) از طریق کتب اهل سنت

بسم الله الرحمن الرحیم



جوانان مسلمان اعم از شیعه و سنی در این عصر و عصرهای گذشته همواره به دنبال ریشه یابی علل بی تفاهمی مذاهب خود بوده اند. این دو گروه بر اساس اعتقادات خود هر کدام به دنبال یافتن راه حلی برای اثبات نظر خود بوده اند، به طوری که می بینیم دانشمندان هر دو مذهب برای رد استدلال های طرفین کتاب ها و مقالات زیادی تهیه کرده اند. مهمترین مسئله ای که می شود به عنوان مخالفت دو گروه با هم مطرح کرد مسئله ی ولایت و خلافت بعد از پیامبر(ص) می باشد. در این زمینه سعی کردم مطالب و تحقیقات خود را آغاز نموده و دلایل این تفاوت ها را بیابم.

با این وجود که بنده از مذهب شیعه پیروی می کنم سعی کرده ام که در این باب از تمام طرفین، چه شیعه و چه سنی، درخواست نمایم تا در این بحث و تحقیق شرکت کنند و در این باره سوال کنند و حتی در مواقعی که می توانند جواب یکدیگر را بدهند.

در این راستا تلاش کردم تا از طرف شیعیان برای اثبات ولایت امیرالمومنین، علی (ع) آن هم از طریق کتب و روایات اهل سنت تحقیقات خود را بنگارم و شما عزیزان از آن ها استفاده کنید و اگر در قسمتی دچار شک و شبهه شدید سوال نموده و از بنده و یا عزیزان دیگر جواب دریافت نمایید.

با امید این که این نوشته ها بتواند کمکی برای آخرت و دنیای ما شود از هم اکنون این بحث را با یک سوال آغاز می نمایم.

آیا همه ی اصحاب پیامبر(ص) همگی عادل هستند؟

اهل سنت بر این باورند که تمام اصحاب و مصاحبین پیامبر(ص) عادل بوده و چون ستارگان می درخشیدند. سوال اینجاست که اگر پیامبر(ص) چنین تاثیرگذار بوده اند پس چرا عموی ایشان، ابولهب، که مسلماً از یک همنشین و صحابی به پیامبر(ص) نزدیک بوده هرگز مسلمان نشد و از وجود مبارک حضرت تاثیری نپذیرفت؟

خداوند در قرآن می فرماید:« و از قرآن آنچه شفا و رحمت برای مومنان است نازل می کنیم و ستمگران را جز خسران و زیان نمی افزاید.»    سوره اسرا آیه 82

جایی که کلام خداوند بر همه تاثیر نمی گذارد و ظالمین را دچار خسران می کند چگونه انتظار می رود که مصاحبت با پیامبر(ص)، انسان را مومن واقعی بنماید؟ مگر پسر نوح پیامبر(ع) همنشین پدر نبود پس چرا کلام پیامبر عظیم الشانی چون نوح(ع) بر او تاثیر نگذاشت؟

پیامبر(ص) تنها نذیر و ترساننده بود.

برای جا افتادن موضوع از سه طریق قرآن، سنت و تاریخ وارد این بحث خواهیم شد و در مطلب بعدی راجع به اسناد قرآن صحبت خواهد شد. و ان شاالله به طور اجمال به این موضوع خواهیم پرداخت تا به اثبات این اصل مهم برسیم.

منتظر شما در این بحث هستم.

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
سارا مهلبون , shagayeg_
سارا مهلبون - 14:42 1390/05/30
79

از ذکر علی مدد گرفتیم

آن چیز که میشود گرفتیم

در بوته ی آزمایش عشق

از نمره ی بیست صد گرفتیم

دیدیم که رایت علی سبز

معجون هدایت علی سبز

درچمبر آسمان آبی

خورشید ولایت علی سبز

از باده ی حق سیاه مستیم

اما زحمایت علی سبز

شیرین شکایت علی زرد

فرهاد حکایت علی سبز

دستار شهادت علی سرخ

لبخند رضایت علی سبز

در نامه ی ما سیاه رویان

امضای عنایت علی سبز


یا علی در بند دنیا نیستم

بنده ی لبخند دنیا نیستم

بنده ی آنم که لطفش دائم است

با من و بی من به ذاتش قائم است

دائم الوصلیم اما بی خبر

در پی اصلیم اما بی خبر

گفت پیغمبر که ادخال سرور

فی قلوب المومنین اما به نور

نور یعنی اتشار روشنی

تا بساط ظلم را بر هم زنی

هر که از سر سرور آگاه شد

عشقبازان را چراغ راه شد

جاده ی حیرت بسی پرپیچ بود

لطف ساقی بود وباقی هیچ بود

مکه زیر سایه ی خناس بود

شیعه در بند بر العباس بود

حضرت صادق اگر ساقی نبود ی

ک نشان از شیعگی باقی نبود

فقه شمشیر امام صادق است

هر که بی شمشیر شد نالایق است

وای وی زقاب و قرب و های و هو

می دهد بر اهل تقوا آبرو

گر چه تعلیمات مردم واجب است

تزکیه قبل از تعلم واجب است

تربیت یعنی که خود را ساختن

بعد از آن بر دیگران پرداختن

یک مسلمان آن زمان کامل شود

که علوم وحی را عامل شود

نص قرآن مبین جز وحی نیست

آیه ای خالی زامر و نهی نیست

با چراغ وحی بنگر راه را

تا ببینی هر قدم الله را

گر مسلمانی سر تسلیم کو

سجده ای هم سنگ ابراهیم کو

ساقی سرمست ما دیوانه نیست

سرگذشت انبیاء افسانه نیست

آنچه در دستور کار انبیاست

جنگ با مکر و فریب اغنیاست

چیست در انجیل و تورات و زبور

آیه های نور و تسلیم وحضور

جمله ی ادیان زیک دین بیش نیست

جز الوهیت رهی در پیش نیست

خانقاه و مسجد ودیر و کنشت

هر که را دیدم به دل بت می سرشت

لیک در بتخانه دیدم بی عدد

هر صنم سرگرم ذکر یا صمد

یا صمد یعنی که ما را بشکنید

پیکر ما را در آتش افکنید

گر سبک گردیم در آتش چو دود

میتوان تا مبداء خود پر گشود

ای خدا ای مبداء و میعاد ما

دست بگشا بهر استمداد ما

ما اسیر دست قومی جاهلیم

گر چه از چوبیم و از سنگ وگلیم

ای هزاران شعله در تیغت نهان

خیز و ما را از منیت وا رهان

ای خدا ای مرجع کل امور

باز گردان ده شبم درتور نور

در شب اول وضو از خون کنم

خبس را از جان خود بیرون کنم

سر دهم تکبیر تکبیر جنون

گویمت انا علیک الراجعون

خانه ات آباد ویرانم مکن

عاقبت از گوشه گیرانم مکن

بنگر یک دم فراموشم کنی

از بیان صدق خاموشم کنی

ما قلمهاییم دردست ولی

کز لب ما میچکد ذکر علی

ذکر مولایم علی اعجاز کرد

عقده ها را از زبانم باز کرد

نام او سر حلقه ی ذکر من است

کز فروغ او زبانم روشن است

گر نباشد جذبه روشن نیستم

این که غوغا میکند من نیستم

من چو مجنونم که در لیلای خود

نیستم در هستی مولای خود

ذکر حق دل را تسلا می دهد

آه مجنون بوی لیلا می دهد

جان مجنون قصد لیلایی مکن

جان یوسف را زلیخایی مکن

 اَچوم زبون , hammod_s
اَچوم زبون - 21:41 1390/05/5
78
نقل قول از : متین مبین

نقل قول از : achom zaboon

الحمدلله،
برادر گرامی، شیعیان برای اثبات عقیده باطل خود نمی توانند حتی یک آیه
واضح و روشن را در اثبات عقیده خود بیاورند،........................

من این مطالب رو آوردم که بگم : اولا این عقاید مخصوص شیعه نیست و مخصوص به این زمان هم نیست ، دیگران در ایام دورتر هم به این عقاید بودند. که شاید به این راحتی نگید که این عقاید  جدیده و دین جدی آوردندو این ها همش سیاسیه و کا ر شیعه است و....

دوما من  عادت کردم که هر وقت جوابی در مورد حدیثی از برادران اهل سنت از شما نشنیدم ، بعد از اون تکذیب روایت رو از شما بشنوم و شما این عالم سنی مذهب ( فرق نمی کنه از کدوم فرقه سنت باشه ) و کتابش رو به راحتی از لیست خارج کنید . ( اگر این جوری ادامه بدید دیگه کتاب و عالمی براتون نمی مونه ها )

سوما  این که شما می گید  " حتی یک آیه واضح و روشن را در اثبات عقیده خود بیاورند،"  خیلی بچه گانه است .
یعنی شما اعتقاد دارید که هر حکمی اگر در قرآن است  قبوله و اگر نیست قبول نیست ؟؟؟!!!!
شما چه گونه مدل نماز خواندن و یا وضو گرفتن اهل سنت رو اثبات می کنید ؟؟   فقط یک آیه اون هم به صورت واضح بیارید که وضوی شما رو تایید کرده باشه  لطفا !!!!!!

کاش گفته بودید کدام یک از کتب و کدام از علما سنی و کدامیک صوفی هستن . البته اگر مایل به ادامه بحث هستید ؟

آیا شما  ابن حبان ،  ابن حجر العسقلانی، الخطیب البغدادی ، الخطیب الخوارزمی ، حاکم الحسكانی النیسابوری ، الحافظ شمس الدین الذهبی ، ابن كثیر  را صوفی می دانید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

البته هر طور خود مایلید ، هر چه را دوست دارید و خوشتان می آید قبول کنید  و هر چه خوش ندارید نپذیرید .

الحمدلله،

ابن حجر عسقلانی و ابن حجر هیتمی (یا مکی) هر کدام یکی از علمای اهل سنت هستند و با هم متفاوتند، البته هر دوی آنها جزو علمای شافعی مذهب می باشند.

 

1- اِبْن‌ حَجَر عَسْقَلانى‌، شهاب‌ الدین‌ ابوالفضل‌ احمد بن‌ على‌ بن‌ محمد بن‌ محمد بن‌ على‌ بن‌ احمد بن‌ محمود بن‌ احمد حجر عسقلانى‌ كِنانى‌ مصری‌ (22 شعبان‌ 773 - ذیقعدة 852ق‌/16 فوریة 1372 - ژانویة 1449م‌)، یكى‌ از علمای‌ بزرگ‌ حدیث‌ و فقه‌ شافعى‌. و از او به‌ «حافظ العصر» و «شیخ‌ الاسلام‌» و «امیر المؤمنین‌ در حدیث‌» یاد كرده‌اند.

بیش از یکصد و پنجاه تألیف داشته و از آن جمله است : "الاصابة فی تمییز الصحابه" و " فتح الباری فی شرح البخاری" .

یکی از خدمات بزرگ ایشان، تالیف کتاب " فتح الباری فی شرح صحیح البخاری" است که همانطور که از اسم کتاب پیداست، موضوع آن شرح و تفسیر احادیث کتاب بخاری است. این کتاب یکی از ماندگارترین و عالی ترین کتابهای اهل سنت است و در آن کتاب می توان به قدرک علمی و فهم و درایت ایشان پی برد.

برای آشنایی بیشتر با ایشان به مقاله ی " ابن حجر عسقلانی" از سایت دائرةالمعارف اسلامی مراجعه کنید.

 

2- ابن حجر هیتمی ؛ یا شهاب الدین أبی الفضلأحمد بن محمد بن علی بن حجر الهیتمی سعدی الانصاری (909 - 974 هـ .ق= 1504 - 1567 م) نیز یکی از فقهای شافعیه است، که اهل سرزمین مصر می باشد.

او در جامع الازهر قاهره فقه و اصول آموخت و قبل از بیست سالگی اجازه ٔ فتوی و تدریس گرفت. سه مرتبه بزیارت خانه رفت و آخرین بار در 940 در مکه ساکن گشت.

 و صاحب کتاب "تحفة المحتاج لشرح المنهاج" و کتاب "الصواعق المحرقة على أهل البدع والضلال والزندقة " است و این کتاب چون در رد شیعه نگاشته شده در ایران معروف است، و کتاب "الزواجر عن اقتراف الکبائر" و "الفتاوی الکبری الفقهیه"، و چند کتاب دیگر است.

اما ابن حجر هیتمی را ابن حجر مکی نیز می خوانند، زیرا او مدتی در شهر مکه بوده و همانجا وفات نموده است.

و بدان جهت هیتمی گویند زیرا او در محله ی "ابی هیتم" در غرب کشور مصر بدنیا آمده است.

اما متاسفانه ابن حجر هیتمی یکی از علمای صوفی مسلک و قبوری بودند و بسیاری از قبوریان و اهل تصوف به آثار و کتب ایشان استناد می کنند.

 

اما در مورد ابن حجر هیثمی:

اولا: بعضی بر اثر خطا و اشتباه ابن حجر هیتمی را ابن حجر هیثمی نیز می خوانند، یعنی (ت را به ث تبدیل می کنند)، اما این عمل نادرست است و ابن حجر هیتمی همان ابن حجر هیثمی نیست.

دوما: شخصیتی که به ابن حجر هیثمی شهرت یافته در حقیت (نور الدین أبو الحسن علی بن أبی بكربن سلیمان أبو الحسن الهیثمی) است که مولف کتاب مشهور "مجمع الزوائد ومنبع والفوائد " در حدیث می باشد. اما باز اشتباهی در این تسمیه رخ داده است و آن اینکه لقب ابن حجر برای هیثمی نادرست است و نباید وی را "ابن حجر هیثمی" خواند، بلکه او به "نورالدین هیثمی" مشهور است، یعنی بدون لقب "ابن حجر"..

نورالدین هیثمی – که برخی به اشتباه وی را ابن حجر هیثمی می خوانند- متولد (735 - 807 هـ = 1335 - 1405 م) است که از سرزمین مصر و شهر قاهره می باشند.

اما هیثمی یکی از اساتید حافظ ابن حجر عسقلانی بوده و همعصر با حافظ عراقی بودند.

 

منبع: الأعلام زركلی

 

والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد وعلى آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلى یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 اَچوم زبون , hammod_s
اَچوم زبون - 18:15 1390/04/27
77
نقل قول از : متین مبین

نقل قول از : achom zaboon

سلام
با این اوصاف این روایت هم ضعیف بوده و کذبی بیش نیست.
حالا اگر جواب منطقی برای سوال بنده دارید لطفا بیاورید:
ایا فرقی بین گفتن یا علی و یاالله است؟
یا حق

توسل و دعادر منابع اهل سنت
 
شواهد تاریخی دلالت دارد که استغاثه و توسل و دعا در کنار قبر صالحین امری رایج بین تمامی مسلمین از جمله اهل سنت بوده است. به روایات زیر كه از كتب اهل سنت نقل شده است، توجه فرمایید: ابن حِبّان در کتاب خود الثقات می‌گوید بارها به زیارت قبر علی بن موسی الرضا(ع) رفتم و در مدتی که در طوس بودم، هر وقت مشکلی بر من عارض می‌شد، به زیارت قبر آن حضرت می‌رفتم و از خداوند می‌خواستم که مشکلم را برطرف کند و الحمد لله مشکلم برطرف می‌شد و این را مکرر امتحان کردم و نتیجه گرفتم.

محمد بن مؤمل شاگرد ابن خُزیمه، استاد بخاری و مسلم، می‌گوید به همراه استادم ابن خزیمه و جمعی از اساتید به زیارت بارگاه قبر علی بن موسی الرضا(ع) در طوس رفتیم، استادم ابن خزیمه چنان در برابر آن بقعه متبرکه تعظیم و تواضع کرد که همگی در شگفت ماندیم.

ابو علی خلال، شیخ حنابله، می‌گوید هرگاه مشکلی بر من عارض شود، قبر موسی بن جعفر(ع) را زیارت می‌کنم و به ایشان متوسل می‌شوم و خداوند مشکل مرا آسان می‌کند.
محمد بن ادریس شافعی به قبر ابو حنیفه و احمد بن حنبل به قبر شافعی متوسل می‌شد.
مسلمانان به قبر ابو ایوب انصاری متوسل می‌شدند و برای طلب باران به قبر او پناه می‌بردند.

مردم سمرقند برای طلب باران به قبر محمدبن اسماعیل بخاری متوسل شدند.
و اما علاوه بر موارد تاریخی، جواز توسل در سخنان علمای اهل سنت نیز مشهود است: قسطلانی می‌گوید سزاوار است که زایر در کنار قبر پیامبر(ص) زیاد دعا و استغاثه کند و متوسل شود و طلب شفاعت و بی‌تابی کند و سزاوار است که خداوند شفاعت پیامبر را در حق او بپذیرد.
سُبكی می‌گوید از روش شخصیت‌ها و بزرگان صالح گذشته استفاده می‌شود كه تبرك به قبور مردگان امری شرعی و دینی است و مانعی ندارد، تا چه رسد به قبور پیامبران و اگر كسی ادعا كند كه قبور پیامبران با قبور سایر مردگان برابر و یكسان است، سخن زشت و باطلی به زبان آورده، چون موجب پایین آوردن مقام شامخ پیامبران شده است، و شكی نیست كه سبك شمردن مقام رسول اكرم(ص)، و یكسان دانستن آن حضرت با دیگران كفر است.  وی در جای دیگری در رابطه با توسل و شفاعت می‌گوید جواز توسل و درخواست شفاعت از رسول اكرم(ص) برای هر مسلمانی روشن و واضح است، و عمل پیامبران و سیره صالحان گذشته و علماء و دانشمندان و حتی عوام، بر آن گواهی می‌دهد و هیچ آدم دینداری این را انكار ننموده و در هیچ زمان این سخن باطل به گوش نرسیده است تا این كه ابن تیمیه با سخنان باطل خود قضیه را بر افراد ضعیف و نادان مشتبه و بدعتی را پایه‌گذاری كرد كه در هیچ عصری سابقه نداشته است.

زینی دحلان مفتی مكه مكرمه می‌گوید هر كس آثار گذشتگان را تتبع نماید، و دعاها و اوراد آنان را مورد مطالعه قرار دهد، موارد زیادی از توسل آنان به انبیاء و صالحان را خواهد یافت.
حصنی دمشقی در رد سخن ابن تیمیه مبنی بر شرك بودن توسل به پیامبر(ص) پس از وفات ایشان، می‌گوید از این سخن ابن تیمیه بدن انسان می‌لرزد. این سخن قبل از زندیق حران «ابن تیمیه» از دهان كسی در هیچ زمان و هیچ مكانی بیرون نیامده است، این زندیق نادان و خشك، داستان عمر را وسیله‌ای برای رسیدن به نیت ناپاكش در بی‌اعتنایی به ساحت حضرت رسول اكرم(ص) قرار داده و با این سخنان بی‌اساس مقام و منزلت آن حضرت را در دنیا پایین آورده و مدعی شده است كه حرمت و رسالت آن بزرگوار پس از رحلت از بین رفته است. و این عقیده به یقین كفر و در واقع زندقه و نفاق است.

سید حسن سقاف می‌گوید توسل به رسول اكرم(ص) و طلب شفاعت از آن حضرت به ویژه در اوقات گرفتاری از مستحبات موكد می‌باشد و سیره علما و دانشمندان عالی‌قدر، مردان الهی، بزرگان حدیث شناس و پیشوایان گذشته بر این روش جریان داشته است.
حافظ النووی در تالیفات خود به استحباب توسل و استغاثه از رسول اكرم(ص) عنایت داشته است.
و موارد دیگر این كه ابن جوزی در كتاب خود با نام «الوفاء فی فضائل مصطفی» بابی را به توسل به پیامبر(ص) و باب دیگر را به طلب شفاء از قبر آن حضرت اختصاص داده است؛ شمس الدین محمد بن نعمان مالكی كتابی به نام «مصباح الظلام فی المستغیثین بخیر الانام» به رشته تحریر درآورده است؛ سید نور الدین سمهودی در كتاب خود «وفاء الوفاء لاخبار دارالمصطفی» به بحث پیرامون این مساله پرداخته و شواهدی را نقل كرده است و ... .

و اما بالاتر از همه این‌ها بنیان‌گذار  وهابیت نیز تنها استغاثه را شرك می‌داند و توسل و شفاعت را جایز می‌شمرد. ابن كثیر می‌گوید قاضی شافعی مجلسی در مصر تشكیل داده بود، در این مجلس ابن تیمیه گفت استغاثه و فریاد خواهی فقط به خداوند جایز است و استغاثه به رسول اكرم(ص) صحیح نیست، ولی می‌شود به پیامبر گرامی متوسل شد و از حضرت طلب شفاعت نمود.
با این همه آیا این سایت وهابی جرات دارد به همه آن‌ها برچسب شرک بزند؟
و اما این سایت وهابی گویا قرآن را نخوانده است كه خداوند فرمود شهیدان زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی می‌گیرند و بشارت می‌دهند و آیا پیامبر و امام از شهید كمترند كه بخواهیم آن‌ها را مرده فرض كنیم؟!

----------------------------------------------------------------------------------------
پی‌نوشت‌ها
* ابن حبان، الثقات، ج 8، ص 456
* ابن حجر العسقلانی، تهذیب التهذیب، ج 7، ص 339
* الخطیب البغدادی، تاریخ بغداد، ج 1، ص 120
* الخطیب الخوارزمی، مناقب ابی حنیفه، ج 2، ص 199
* حاکم الحسكانی النیسابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 518
* الحافظ شمس الدین الذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج 12، ص 469؛ طبقات الشافعیه، ج 2، ص 234
* القسطلانی، المواهب اللدنیه، ج 3، ص 417
* تقی الدین سبكی، شفاء السقام فی زیارة خیر الانام، ص130
* همان، ص 293
* احمد بن زینی دحلان، الدرر السنیة فی الرد علی الوهابیة، ص 31
* أبوبكر بن محمد الحصنی الدمشقی، دفع الشبه عن الرسول، ص 131
* حسن بن علی السقاف، فیض القدیر، ج 2، ص 135
* به عنوان نمونه در كتب حاشیة الإیضاح علی المناسك له، ص 450؛ شرح المهذب المجموع، ج 8، ص 274؛ الأذكار، ص 307؛ أذكار الحج، ص 184
* الحافظ ابن كثیر، البدایة والنهایة، ج 14، ص 54


سلام
دوست عزیز من هرچه خواستم پینوشت را با نوشته همخوانی دهم نتوانستم.
اگر میشود پینوشت و مطلب را همخوانی دهید تا بتوانم گفته ها را بررسی کنم.
ممنون
 اَچوم زبون , hammod_s
اَچوم زبون - 10:46 1390/04/15
76
نقل قول از : متین مبین

نقل قول از : achom zaboon

الحمدلله،
برادر گرامی، شیعیان برای اثبات عقیده باطل خود نمی توانند حتی یک آیه
واضح و روشن را در اثبات عقیده خود بیاورند،........................

من این مطالب رو آوردم که بگم : اولا این عقاید مخصوص شیعه نیست و مخصوص به این زمان هم نیست ، دیگران در ایام دورتر هم به این عقاید بودند. که شاید به این راحتی نگید که این عقاید  جدیده و دین جدی آوردندو این ها همش سیاسیه و کا ر شیعه است و....

دوما من  عادت کردم که هر وقت جوابی در مورد حدیثی از برادران اهل سنت از شما نشنیدم ، بعد از اون تکذیب روایت رو از شما بشنوم و شما این عالم سنی مذهب ( فرق نمی کنه از کدوم فرقه سنت باشه ) و کتابش رو به راحتی از لیست خارج کنید . ( اگر این جوری ادامه بدید دیگه کتاب و عالمی براتون نمی مونه ها )

سوما  این که شما می گید  " حتی یک آیه واضح و روشن را در اثبات عقیده خود بیاورند،"  خیلی بچه گانه است .
یعنی شما اعتقاد دارید که هر حکمی اگر در قرآن است  قبوله و اگر نیست قبول نیست ؟؟؟!!!!
شما چه گونه مدل نماز خواندن و یا وضو گرفتن اهل سنت رو اثبات می کنید ؟؟   فقط یک آیه اون هم به صورت واضح بیارید که وضوی شما رو تایید کرده باشه  لطفا !!!!!!

کاش گفته بودید کدام یک از کتب و کدام از علما سنی و کدامیک صوفی هستن . البته اگر مایل به ادامه بحث هستید ؟

آیا شما  ابن حبان ،  ابن حجر العسقلانی، الخطیب البغدادی ، الخطیب الخوارزمی ، حاکم الحسكانی النیسابوری ، الحافظ شمس الدین الذهبی ، ابن كثیر  را صوفی می دانید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

البته هر طور خود مایلید ، هر چه را دوست دارید و خوشتان می آید قبول کنید  و هر چه خوش ندارید نپذیرید .

سلام
چشم مطالعه میکنم برای خودم هم که شده تا بفهمم اینها کدام صوفی هست کدام نیست،براتون میارم.
این علما هم باید بیشتر مطالعه کنم در بارش.

جواب سوما
این مغلطه کردن هست که میایید اصول دین را با فروع دین مقایسه میکنید.
فرق بین اصول و فروع دین در چیه؟
اصول دین در قران به صراحت بیان شده ولی فروع دین  را قران بیان و  کمیت و کفیت آنها روایتها تایین میکنند و اصول دین هیچ کمیت و کیفیتی ندارد که بتوان برای ان از روایتها استناد کرد.
ایا میتوان گفت که توحید یا معاد که از اصول دین میباشد تا این حد قبول ویا تا این حد غیرقابل قبوله.نه اگر توحید و یگانگی خداوند را قبول داشته باشید دیگر همه چیز معلوم و درست است ویا معاد که روز موعود میباشد ایا میتوان گفت که من قبول دارم معاد هست ولی تا این حد یا به این شیوه.
پس شما نباید اصول دین با فروع دین مقایسه کنید اصول دین با اصول دین و فروع دین با فروع دین حال برای بنده این را تعیین کنید.
یا حق

متین مبین , matin_88
متین مبین - 00:03 1390/04/8
75
نقل قول از : achom zaboon

الحمدلله،
برادر گرامی، شیعیان برای اثبات عقیده باطل خود نمی توانند حتی یک آیه
واضح و روشن را در اثبات عقیده خود بیاورند،........................

من این مطالب رو آوردم که بگم : اولا این عقاید مخصوص شیعه نیست و مخصوص به این زمان هم نیست ، دیگران در ایام دورتر هم به این عقاید بودند. که شاید به این راحتی نگید که این عقاید  جدیده و دین جدی آوردندو این ها همش سیاسیه و کا ر شیعه است و....

دوما من  عادت کردم که هر وقت جوابی در مورد حدیثی از برادران اهل سنت از شما نشنیدم ، بعد از اون تکذیب روایت رو از شما بشنوم و شما این عالم سنی مذهب ( فرق نمی کنه از کدوم فرقه سنت باشه ) و کتابش رو به راحتی از لیست خارج کنید . ( اگر این جوری ادامه بدید دیگه کتاب و عالمی براتون نمی مونه ها )

سوما  این که شما می گید  " حتی یک آیه واضح و روشن را در اثبات عقیده خود بیاورند،"  خیلی بچه گانه است .
یعنی شما اعتقاد دارید که هر حکمی اگر در قرآن است  قبوله و اگر نیست قبول نیست ؟؟؟!!!!
شما چه گونه مدل نماز خواندن و یا وضو گرفتن اهل سنت رو اثبات می کنید ؟؟   فقط یک آیه اون هم به صورت واضح بیارید که وضوی شما رو تایید کرده باشه  لطفا !!!!!!

کاش گفته بودید کدام یک از کتب و کدام از علما سنی و کدامیک صوفی هستن . البته اگر مایل به ادامه بحث هستید ؟

آیا شما  ابن حبان ،  ابن حجر العسقلانی، الخطیب البغدادی ، الخطیب الخوارزمی ، حاکم الحسكانی النیسابوری ، الحافظ شمس الدین الذهبی ، ابن كثیر  را صوفی می دانید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

البته هر طور خود مایلید ، هر چه را دوست دارید و خوشتان می آید قبول کنید  و هر چه خوش ندارید نپذیرید .

سارا مهلبون , shagayeg_
سارا مهلبون - 13:48 1390/04/7
74

imam_kazim_sh_88_1.jpg

.

امام کاظم-ع :

هر که خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند عذاب روز
قیامت را از او باز می دارد.

.

.

.

خدایا بحق امام کاظم-ع، توفیق کظم غیظ در لحظات

سخت امتحان را به همه ما عطا بفرما

آمین

 اَچوم زبون , hammod_s
اَچوم زبون - 19:10 1390/04/4
73
نقل قول از : متین مبین

نقل قول از : achom zaboon

سلام
با این اوصاف این روایت هم ضعیف بوده و کذبی بیش نیست.
حالا اگر جواب منطقی برای سوال بنده دارید لطفا بیاورید:
ایا فرقی بین گفتن یا علی و یاالله است؟
یا حق

توسل و دعادر منابع اهل سنت
 
شواهد تاریخی دلالت دارد که استغاثه و توسل و دعا در کنار قبر صالحین امری رایج بین تمامی مسلمین از جمله اهل سنت بوده است. به روایات زیر كه از كتب اهل سنت نقل شده است، توجه فرمایید: ابن حِبّان در کتاب خود الثقات می‌گوید بارها به زیارت قبر علی بن موسی الرضا(ع) رفتم و در مدتی که در طوس بودم، هر وقت مشکلی بر من عارض می‌شد، به زیارت قبر آن حضرت می‌رفتم و از خداوند می‌خواستم که مشکلم را برطرف کند و الحمد لله مشکلم برطرف می‌شد و این را مکرر امتحان کردم و نتیجه گرفتم.

محمد بن مؤمل شاگرد ابن خُزیمه، استاد بخاری و مسلم، می‌گوید به همراه استادم ابن خزیمه و جمعی از اساتید به زیارت بارگاه قبر علی بن موسی الرضا(ع) در طوس رفتیم، استادم ابن خزیمه چنان در برابر آن بقعه متبرکه تعظیم و تواضع کرد که همگی در شگفت ماندیم.

ابو علی خلال، شیخ حنابله، می‌گوید هرگاه مشکلی بر من عارض شود، قبر موسی بن جعفر(ع) را زیارت می‌کنم و به ایشان متوسل می‌شوم و خداوند مشکل مرا آسان می‌کند.
محمد بن ادریس شافعی به قبر ابو حنیفه و احمد بن حنبل به قبر شافعی متوسل می‌شد.
مسلمانان به قبر ابو ایوب انصاری متوسل می‌شدند و برای طلب باران به قبر او پناه می‌بردند.

مردم سمرقند برای طلب باران به قبر محمدبن اسماعیل بخاری متوسل شدند.
و اما علاوه بر موارد تاریخی، جواز توسل در سخنان علمای اهل سنت نیز مشهود است: قسطلانی می‌گوید سزاوار است که زایر در کنار قبر پیامبر(ص) زیاد دعا و استغاثه کند و متوسل شود و طلب شفاعت و بی‌تابی کند و سزاوار است که خداوند شفاعت پیامبر را در حق او بپذیرد.
سُبكی می‌گوید از روش شخصیت‌ها و بزرگان صالح گذشته استفاده می‌شود كه تبرك به قبور مردگان امری شرعی و دینی است و مانعی ندارد، تا چه رسد به قبور پیامبران و اگر كسی ادعا كند كه قبور پیامبران با قبور سایر مردگان برابر و یكسان است، سخن زشت و باطلی به زبان آورده، چون موجب پایین آوردن مقام شامخ پیامبران شده است، و شكی نیست كه سبك شمردن مقام رسول اكرم(ص)، و یكسان دانستن آن حضرت با دیگران كفر است.  وی در جای دیگری در رابطه با توسل و شفاعت می‌گوید جواز توسل و درخواست شفاعت از رسول اكرم(ص) برای هر مسلمانی روشن و واضح است، و عمل پیامبران و سیره صالحان گذشته و علماء و دانشمندان و حتی عوام، بر آن گواهی می‌دهد و هیچ آدم دینداری این را انكار ننموده و در هیچ زمان این سخن باطل به گوش نرسیده است تا این كه ابن تیمیه با سخنان باطل خود قضیه را بر افراد ضعیف و نادان مشتبه و بدعتی را پایه‌گذاری كرد كه در هیچ عصری سابقه نداشته است.

زینی دحلان مفتی مكه مكرمه می‌گوید هر كس آثار گذشتگان را تتبع نماید، و دعاها و اوراد آنان را مورد مطالعه قرار دهد، موارد زیادی از توسل آنان به انبیاء و صالحان را خواهد یافت.
حصنی دمشقی در رد سخن ابن تیمیه مبنی بر شرك بودن توسل به پیامبر(ص) پس از وفات ایشان، می‌گوید از این سخن ابن تیمیه بدن انسان می‌لرزد. این سخن قبل از زندیق حران «ابن تیمیه» از دهان كسی در هیچ زمان و هیچ مكانی بیرون نیامده است، این زندیق نادان و خشك، داستان عمر را وسیله‌ای برای رسیدن به نیت ناپاكش در بی‌اعتنایی به ساحت حضرت رسول اكرم(ص) قرار داده و با این سخنان بی‌اساس مقام و منزلت آن حضرت را در دنیا پایین آورده و مدعی شده است كه حرمت و رسالت آن بزرگوار پس از رحلت از بین رفته است. و این عقیده به یقین كفر و در واقع زندقه و نفاق است.

سید حسن سقاف می‌گوید توسل به رسول اكرم(ص) و طلب شفاعت از آن حضرت به ویژه در اوقات گرفتاری از مستحبات موكد می‌باشد و سیره علما و دانشمندان عالی‌قدر، مردان الهی، بزرگان حدیث شناس و پیشوایان گذشته بر این روش جریان داشته است.
حافظ النووی در تالیفات خود به استحباب توسل و استغاثه از رسول اكرم(ص) عنایت داشته است.
و موارد دیگر این كه ابن جوزی در كتاب خود با نام «الوفاء فی فضائل مصطفی» بابی را به توسل به پیامبر(ص) و باب دیگر را به طلب شفاء از قبر آن حضرت اختصاص داده است؛ شمس الدین محمد بن نعمان مالكی كتابی به نام «مصباح الظلام فی المستغیثین بخیر الانام» به رشته تحریر درآورده است؛ سید نور الدین سمهودی در كتاب خود «وفاء الوفاء لاخبار دارالمصطفی» به بحث پیرامون این مساله پرداخته و شواهدی را نقل كرده است و ... .

و اما بالاتر از همه این‌ها بنیان‌گذار  وهابیت نیز تنها استغاثه را شرك می‌داند و توسل و شفاعت را جایز می‌شمرد. ابن كثیر می‌گوید قاضی شافعی مجلسی در مصر تشكیل داده بود، در این مجلس ابن تیمیه گفت استغاثه و فریاد خواهی فقط به خداوند جایز است و استغاثه به رسول اكرم(ص) صحیح نیست، ولی می‌شود به پیامبر گرامی متوسل شد و از حضرت طلب شفاعت نمود.
با این همه آیا این سایت وهابی جرات دارد به همه آن‌ها برچسب شرک بزند؟
و اما این سایت وهابی گویا قرآن را نخوانده است كه خداوند فرمود شهیدان زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی می‌گیرند و بشارت می‌دهند و آیا پیامبر و امام از شهید كمترند كه بخواهیم آن‌ها را مرده فرض كنیم؟!

----------------------------------------------------------------------------------------
پی‌نوشت‌ها
* ابن حبان، الثقات، ج 8، ص 456
* ابن حجر العسقلانی، تهذیب التهذیب، ج 7، ص 339
* الخطیب البغدادی، تاریخ بغداد، ج 1، ص 120
* الخطیب الخوارزمی، مناقب ابی حنیفه، ج 2، ص 199
* حاکم الحسكانی النیسابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 518
* الحافظ شمس الدین الذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج 12، ص 469؛ طبقات الشافعیه، ج 2، ص 234
* القسطلانی، المواهب اللدنیه، ج 3، ص 417
* تقی الدین سبكی، شفاء السقام فی زیارة خیر الانام، ص130
* همان، ص 293
* احمد بن زینی دحلان، الدرر السنیة فی الرد علی الوهابیة، ص 31
* أبوبكر بن محمد الحصنی الدمشقی، دفع الشبه عن الرسول، ص 131
* حسن بن علی السقاف، فیض القدیر، ج 2، ص 135
* به عنوان نمونه در كتب حاشیة الإیضاح علی المناسك له، ص 450؛ شرح المهذب المجموع، ج 8، ص 274؛ الأذكار، ص 307؛ أذكار الحج، ص 184
* الحافظ ابن كثیر، البدایة والنهایة، ج 14، ص 54


الحمدلله،
برادر گرامی، شیعیان برای اثبات عقیده باطل خود نمی توانند حتی یک آیه
واضح و روشن را در اثبات عقیده خود بیاورند، از اینرو درمانده و بالاجبار
یه روایات دروغین و تحریف نقل قول علما و قیچی کاری روی آورده اند، و
بیشتر اوقات هم بجای رجوع به سخنان امامان اهل سنت و جماعت به اقوال و
سخنان هم کیشان خود (یعنی علمای صوفی مسلک) روی می آورند تا به عوام
الناس بی خبر بقبولانند که آها علمای سنی مذهبند! و چنین گفته اند.
در حالیکه بیشتر مطالب بالا نقل شده از صوفیان است نه علمای اهل سنت و
جماعت، و بعضی از آن مطالب هم تحریف شده و دروغ هستند و حتی ضد و نقیض
دارد، درجایی می گویند ابن تیمیه مخالف توسل و شفاعت به پیامبر صلی الله
علیه وسلم بعد از وفاتش است و درجایی می گویند با آن موافق بوده است..
و نکته مهم دیگر که باید توجه کنید اینست که: نویسنده مطالب فوق اکثرا
لفظ "طلب شفاعت از پیامبر" را به نقل قولها اضافه کرده است، زیرا بعضی از
علما گفته اند که می توان بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه وسلم به جاه
و مقام او توسل جست و مثلا گفت: بارالها! به حق جاه و مقام محمد، فلان
حاجتم را برآورده کن.. این نوع توسل را بعضی از علمای اهل سنت جایز
دانسته اند، اما هیچیک از علمای اهل سنت – بجز علمای صوفی مذهب – نگفته
اند که طلب شفاعت و حاجت از پیامبر بعد از وفاتش جایز است!! و نویسنده
عمدا این مطالب را به این نقل قولها اضافه کرده است و مثلا نوشته: (جایز
است به پیامبر توسل و طلب شفاعت کرد) که عبارت اخیرش را عمدا به نقل
قولها افزده!
اصلا اگر راست می گویند برای اثبات آن چرا آنهمه به بیراهه رفته و اصل و
حجت اصلی را رها کرده اند؟؟ چرا دلیلی از قرآن نمی آورند؟ اگر راست می
گویند، آیا کلام خدا حجت است یا کلام علمای مبتدع و گمراه کننده ای همچون
سبکی؟! یا عمل مردم سمرقند؟ یا دحلان؟؟
آنها کافیست برای اثبات عقیده خود آیات صریحی از قرآن بیاورند تا قضیه حل
شود و سخنی باقی نماند، اما آنها هرگز نخواهند توانست این عقیده فاسد را
با نور ثابت کنند، و ناچارا باید به سراغ روایت دورغین و یا نقل قول از
علمای صوفیه و یا قیچی کاری سخنان علمای اهل سنت روند!
امکان بررسی تمامی مصادر فوق برای ما ممکن نیست، ولی حتما به فتوای
(6076) و (6302) و (6067) و (5840) مراجعه نمایید که اقوال علمای اهل سنت
را در مورد توسل و شرک آورده است با منابع معتبر..
همچنین به فتوای (6047) مراجعه کنید که دروغ صوفیان و روافض را در توسل
شافعی به قبر ابوحنیفه افشا می کند!

وصلی الله وسلم علی محمد وعلى آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلى یوم الدین
سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت
IslamPP.Com
متین مبین , matin_88
متین مبین - 11:58 1390/03/15
72
نقل قول از : achom zaboon

سلام
با این اوصاف این روایت هم ضعیف بوده و کذبی بیش نیست.
حالا اگر جواب منطقی برای سوال بنده دارید لطفا بیاورید:
ایا فرقی بین گفتن یا علی و یاالله است؟
یا حق

توسل و دعادر منابع اهل سنت
 
شواهد تاریخی دلالت دارد که استغاثه و توسل و دعا در کنار قبر صالحین امری رایج بین تمامی مسلمین از جمله اهل سنت بوده است. به روایات زیر كه از كتب اهل سنت نقل شده است، توجه فرمایید: ابن حِبّان در کتاب خود الثقات می‌گوید بارها به زیارت قبر علی بن موسی الرضا(ع) رفتم و در مدتی که در طوس بودم، هر وقت مشکلی بر من عارض می‌شد، به زیارت قبر آن حضرت می‌رفتم و از خداوند می‌خواستم که مشکلم را برطرف کند و الحمد لله مشکلم برطرف می‌شد و این را مکرر امتحان کردم و نتیجه گرفتم.

محمد بن مؤمل شاگرد ابن خُزیمه، استاد بخاری و مسلم، می‌گوید به همراه استادم ابن خزیمه و جمعی از اساتید به زیارت بارگاه قبر علی بن موسی الرضا(ع) در طوس رفتیم، استادم ابن خزیمه چنان در برابر آن بقعه متبرکه تعظیم و تواضع کرد که همگی در شگفت ماندیم.

ابو علی خلال، شیخ حنابله، می‌گوید هرگاه مشکلی بر من عارض شود، قبر موسی بن جعفر(ع) را زیارت می‌کنم و به ایشان متوسل می‌شوم و خداوند مشکل مرا آسان می‌کند.
محمد بن ادریس شافعی به قبر ابو حنیفه و احمد بن حنبل به قبر شافعی متوسل می‌شد.
مسلمانان به قبر ابو ایوب انصاری متوسل می‌شدند و برای طلب باران به قبر او پناه می‌بردند.

مردم سمرقند برای طلب باران به قبر محمدبن اسماعیل بخاری متوسل شدند.
و اما علاوه بر موارد تاریخی، جواز توسل در سخنان علمای اهل سنت نیز مشهود است: قسطلانی می‌گوید سزاوار است که زایر در کنار قبر پیامبر(ص) زیاد دعا و استغاثه کند و متوسل شود و طلب شفاعت و بی‌تابی کند و سزاوار است که خداوند شفاعت پیامبر را در حق او بپذیرد.
سُبكی می‌گوید از روش شخصیت‌ها و بزرگان صالح گذشته استفاده می‌شود كه تبرك به قبور مردگان امری شرعی و دینی است و مانعی ندارد، تا چه رسد به قبور پیامبران و اگر كسی ادعا كند كه قبور پیامبران با قبور سایر مردگان برابر و یكسان است، سخن زشت و باطلی به زبان آورده، چون موجب پایین آوردن مقام شامخ پیامبران شده است، و شكی نیست كه سبك شمردن مقام رسول اكرم(ص)، و یكسان دانستن آن حضرت با دیگران كفر است.  وی در جای دیگری در رابطه با توسل و شفاعت می‌گوید جواز توسل و درخواست شفاعت از رسول اكرم(ص) برای هر مسلمانی روشن و واضح است، و عمل پیامبران و سیره صالحان گذشته و علماء و دانشمندان و حتی عوام، بر آن گواهی می‌دهد و هیچ آدم دینداری این را انكار ننموده و در هیچ زمان این سخن باطل به گوش نرسیده است تا این كه ابن تیمیه با سخنان باطل خود قضیه را بر افراد ضعیف و نادان مشتبه و بدعتی را پایه‌گذاری كرد كه در هیچ عصری سابقه نداشته است.

زینی دحلان مفتی مكه مكرمه می‌گوید هر كس آثار گذشتگان را تتبع نماید، و دعاها و اوراد آنان را مورد مطالعه قرار دهد، موارد زیادی از توسل آنان به انبیاء و صالحان را خواهد یافت.
حصنی دمشقی در رد سخن ابن تیمیه مبنی بر شرك بودن توسل به پیامبر(ص) پس از وفات ایشان، می‌گوید از این سخن ابن تیمیه بدن انسان می‌لرزد. این سخن قبل از زندیق حران «ابن تیمیه» از دهان كسی در هیچ زمان و هیچ مكانی بیرون نیامده است، این زندیق نادان و خشك، داستان عمر را وسیله‌ای برای رسیدن به نیت ناپاكش در بی‌اعتنایی به ساحت حضرت رسول اكرم(ص) قرار داده و با این سخنان بی‌اساس مقام و منزلت آن حضرت را در دنیا پایین آورده و مدعی شده است كه حرمت و رسالت آن بزرگوار پس از رحلت از بین رفته است. و این عقیده به یقین كفر و در واقع زندقه و نفاق است.

سید حسن سقاف می‌گوید توسل به رسول اكرم(ص) و طلب شفاعت از آن حضرت به ویژه در اوقات گرفتاری از مستحبات موكد می‌باشد و سیره علما و دانشمندان عالی‌قدر، مردان الهی، بزرگان حدیث شناس و پیشوایان گذشته بر این روش جریان داشته است.
حافظ النووی در تالیفات خود به استحباب توسل و استغاثه از رسول اكرم(ص) عنایت داشته است.
و موارد دیگر این كه ابن جوزی در كتاب خود با نام «الوفاء فی فضائل مصطفی» بابی را به توسل به پیامبر(ص) و باب دیگر را به طلب شفاء از قبر آن حضرت اختصاص داده است؛ شمس الدین محمد بن نعمان مالكی كتابی به نام «مصباح الظلام فی المستغیثین بخیر الانام» به رشته تحریر درآورده است؛ سید نور الدین سمهودی در كتاب خود «وفاء الوفاء لاخبار دارالمصطفی» به بحث پیرامون این مساله پرداخته و شواهدی را نقل كرده است و ... .

و اما بالاتر از همه این‌ها بنیان‌گذار  وهابیت نیز تنها استغاثه را شرك می‌داند و توسل و شفاعت را جایز می‌شمرد. ابن كثیر می‌گوید قاضی شافعی مجلسی در مصر تشكیل داده بود، در این مجلس ابن تیمیه گفت استغاثه و فریاد خواهی فقط به خداوند جایز است و استغاثه به رسول اكرم(ص) صحیح نیست، ولی می‌شود به پیامبر گرامی متوسل شد و از حضرت طلب شفاعت نمود.
با این همه آیا این سایت وهابی جرات دارد به همه آن‌ها برچسب شرک بزند؟
و اما این سایت وهابی گویا قرآن را نخوانده است كه خداوند فرمود شهیدان زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی می‌گیرند و بشارت می‌دهند و آیا پیامبر و امام از شهید كمترند كه بخواهیم آن‌ها را مرده فرض كنیم؟!

----------------------------------------------------------------------------------------
پی‌نوشت‌ها
* ابن حبان، الثقات، ج 8، ص 456
* ابن حجر العسقلانی، تهذیب التهذیب، ج 7، ص 339
* الخطیب البغدادی، تاریخ بغداد، ج 1، ص 120
* الخطیب الخوارزمی، مناقب ابی حنیفه، ج 2، ص 199
* حاکم الحسكانی النیسابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 518
* الحافظ شمس الدین الذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج 12، ص 469؛ طبقات الشافعیه، ج 2، ص 234
* القسطلانی، المواهب اللدنیه، ج 3، ص 417
* تقی الدین سبكی، شفاء السقام فی زیارة خیر الانام، ص130
* همان، ص 293
* احمد بن زینی دحلان، الدرر السنیة فی الرد علی الوهابیة، ص 31
* أبوبكر بن محمد الحصنی الدمشقی، دفع الشبه عن الرسول، ص 131
* حسن بن علی السقاف، فیض القدیر، ج 2، ص 135
* به عنوان نمونه در كتب حاشیة الإیضاح علی المناسك له، ص 450؛ شرح المهذب المجموع، ج 8، ص 274؛ الأذكار، ص 307؛ أذكار الحج، ص 184
* الحافظ ابن كثیر، البدایة والنهایة، ج 14، ص 54


متین مبین , matin_88
متین مبین - 11:48 1390/03/15
71
نقل قول از : achom zaboon

سلام
خداوند میفرماید ایا غیر خدا را میخوانید که حتی نمیتوانند خیری برای شما داشته باشند.
خواندن در اینجا به معنای خواندن در دعا و رازو نیایش میباشد.


دعا و توسل:دعا یعنی صدا کردن و خواستن. پس، صدا کردن اهل بیت عصمت (ع) و چیز خواستن از آن‌ها مثل صدا کردن و چیز خواستن از هر کس دیگری بلا اشکال است، البته به شرط آن که دعا کننده نه اهل عصمت (ع) و نه هیچ کس دیگری جز خداوند متعال را مؤثر در وجود نداند و به آنها نیز به چشم «وسایل» نگاه کند.

سرتاسر دعای توسل همین است، ما تک تک معصومین را صدا می‌زنیم و پس از عرض ادب، به باورمان نسبت به جایگاه ویژه‌ی آنان نزد خداوند متعال اذعان می‌کنیم و سپس عرض می‌نماییم:

«اِنا تَوَجَّهنا وَاستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا»

ترجمه: ما به شما روی آورده و از شما میانجیگری خواسته و شما را وسیله‌ی [قرب] قرار دادیم و برای استجابت حاجت‌هایمان، شما را جلو انداختیم.

و در خاتمه‌ی دعای توسل نیز عرض می‌کنیم:

«یا سادَتی وَ مَوالِیَّ اِنی تَوَجَّهتُ بِکُم اَئِمَّتی وَ عُدَّتی لِیَومِ فَقری وَ حاجَتی اِلَی اللّهِ وَتَوَسَّلتُ بِکُم اِلیَ اللّهِ»

ترجمه: ای بزرگان و صاحبان ولایت من، من به شما روی آوردم که پیشوایان من و توشه‌ی روز نداری‌ام و حاجتم نزد خداوند هستید و توسل کردم (وسیله جستم) به شما نزد خداوند متعال.

این نوع نگاه، رجوع، صدا کردن و خواستن، یعنی وسیله‌ قرار دادن آنها نه تنها اشکالی ندارد، بلکه چاره‌ای هم از آن نیست. چرا که انسان به هیچ وجه نمی‌تواند بدون وسیله کاری بکند [اگر چه نوشیدن یک جرعه آب]. لذا خداوند متعال نیز نه تنها فرموده که برای قرب او بهترین وسایل را برگزینیم، بلکه فرموده است اگر می‌خواهید به فلاح برسید، حتماً این کار انجام دهید. یعنی بدون توسل به این وسایل، کسی به فلاح نمی‌رسد:

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ وَ جاهِدُوا فی‏ سَبیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (المائده - 35)

ترجمه: اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و وسیله‏اى براى تقرب به او بجویید! و در راه او جهاد كنید، باشد كه رستگار شوید!

دقت کنید که مخالفان دعا و توسل (وهابیت و بی‌دین‌ها)، خود برای هر حاجب کوچک یا بزرگ خود به هر کس و هر چیزی متوسل می‌شوند (مثل این که به پزشک می‌روند از بانک وام می‌خواهند از آشنایان خود انتظار نفوذ و کارگشایی دارند و ...)، اما نوبت به تشیع و توسل به اهل عصمت (ع) که می‌رسد، چنان موحد می‌شوند که گویی بین آنها و خداوند متعال هیچ فاصله و اختلاف رتبه‌ای وجود ندارد و نیازی به هیچ وسیله‌ای هم ندارند.

پس، صدا و دعا کردن چیزی خواستن (اگر چه شفا و بهبود بیماری) و ... نه تنها هیچ اشکالی ندارد، بلکه بسیار هم لازم و خوب است و چاره‌ای هم از آن نیست، به شرط آن که فقط خداوند متعال مبدأ وجود و افاضه شناخته شود و رجوع به دیگران فقط از باب وسیله قرار دادن باشد. چنان چه: پیامبر‌اکرم (ص) و اهل عصمت (ع) و قرآن کریم و علما و ... همه وسایل هدایت هستند، اما هدایت دست خداوند کریم و منان است. یا از انبیای الهی معجزه طلب می‌کردند و خداوند می‌فرمود: فقط خداوند است که می‌تواند معجزه بدهد یا از آنها شفا و ... می‌خواستند.

دعا و مخاطب قرار دادن اهل عصمت (ع) در زمان مماتشان مانند دعا و مخاطب قرار دادن آنها در زمان حیاتشان است. آیا کم به در خانه‌ی آنها رفته و از آنان خواسته‌اند که وسیله‌ی لطف و کرم الهی برای آنان گردد؟

حمد و ثنا:واژه‌ی «الحمدلله رب العالمین» که در کلام وحی جاری شده است، یعنی «حمد» مخصوص خداوند است و به دیگران تعلق نمی‌گیرد. اگر چه اهل عصمت (ع) باشند.

دقت شود که ما در فارسی دو واژه‌ی «حمد» و «شکر» را به یک نوع ترجمه کرده و معنای «سپاسگذاری» را از آنها درک می‌کنیم. در حالی که معنای این دو کاملاً با هم فرق دارد. و به همین لحاظ می‌فرماید:

«من لم یشرک المخلوق، لم یشکر الخالق هر کس شکر مخلوق را به جای نیاورد، شکر خالق را به جای نمی‌آورد». در حالی که می‌فرماید: «حمد فقط مخصوص خداوند است».

حمد؛ سپاسگذاری توأم با پرستش است. یعنی سپاس عبد از معبود. ولی «شکر» صرفاً سپاسگذاری است که هر کسی موظف است از واسطه‌ی فیض خود نیز ممنون و سپاسگذار باشد.

یا علی گفتن:با توجه به مواردی در مبحث «دعا و توسل» گفته شد، پاسخ این بخش نیز روشن گردید. اگر منظور از «یا علی» گفتن، توسل به آن مقام بزرگوار نزد خداوند باشد، نه تنها اشکالی ندارد، بلکه عین عبادت و بندگی خداوند و اطاعت از آیه‌ی کریمه‌ی فوق الذکر می‌باشد، اما اگر منظور مبدأ و منشأ وجود و فیض دانستن ایشان است، بدیهی است که اشکال دارد.

دقت شود که طبق احادیث (اصول کافی باب اسمای الهی، ج1)، نه تنها «یا علی، یا حسین، یا فاطمه، یا مهدی»، بلکه حتی اگر اسم‌های خدا بدون قصد کردن خود خدا خوانده شود، شرک است. بر اساس مضمون این روایات:

هر کسی اسم خدا را بدون قصد کردن خودش صدا کند، کافر است. چون غیر از او را صدا کرده و هر کسی اسم و خودش را با هم قصد کند، مشرک است. چون دو چیز را خوانده و دوگانه پرستی کرده و هر کسی خدا را قصد کند و او را با اسماءاش بخواند، موحد است.


بلى، اگر کسى اسباب و واسطه‏هاى فیض را فاعل مستقل از اراده و قدرت خدا بداند و یا معتقد به مبدأ مؤثرى در عالم هستى باشد که خدا آن را سبب و واسطه فیض قرار نداده، دچار شرک گشته است.
بنابراین، توسّل و حاجت خواستن از اولیاى الهى، تمسّک به رابطه‏هاى فیض الهى و اسبابى است که فاعل بودن آنان وابسته به قدرت و اراده خداوند است. در نتیجه، این حاجت خواستن، شرک در ربوبیت نیست؛ همچنان که تمسّک به سایر اسباب (مثل پزشک و دارو)، شرک در ربوبیت نیست. از سوى دیگر، چون کسى آنان را «خدا» و «اللَّه» نمى‏داند، بلکه تمام افتخار اولیاى الهى این است که بنده و مخلوق او هستند، شرک در الوهیت (شرک در ذات) هم نیست.
با توجه به آن چه در تبیین مفهوم عبادت گذشت، شرک در عبادت و پرستش نیز نخواهد بود؛ چون عبادت، خضوع و خشوع همراه با اعتقاد به الوهیت یا ربوبیت معبود است. بنابراین، هیچ‏کدام از اقسام شرک، بر این نوع از توسّل، صدق نمى‏کند؛ بر خلاف پرستش بت‏ها و شفاعت‏جویى مشرکان که خداوند درباره آنان مى‏فرماید:
«وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ وَ یَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ».۴
این آیه، مشرکان را به دو جهت، مورد سرزنش و توبیخ قرار داده است که عبارتند از:
۱٫ عبادت و پرستش بت‏ها.
۲٫ اعتقاد به وساطت بت‏ها.
مشرکان مکه، اعتقاد به الوهیت بت‏ها نداشتند و آنها را «اللَّه» نمى‏دانستند؛ زیرا مى‏گفتند: «هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ»؛ اما دچار شرک در ربوبیت بودند؛ یعنى بت‏ها را موجوداتى مى‏دانستند که مستقل از اراده و قدرت خداوند، منشأ تأثیر و جلب خیر و دفع ضررند و به همین جهت، با قربانى کردن، خضوع و خشوع در برابر بت‏ها، در صدد جلب رضایت آنها بودند.
در نتیجه عمل مشرکان مکه از سه جهت مورد نکوهش است که عبارتند از:
۱٫ شرک در ربوبیت.
۲٫ شرک در عبادت.
متین مبین , matin_88
متین مبین - 11:45 1390/03/15
70
نقل قول از : achom zaboon

سلام
خداوند میفرماید ایا غیر خدا را میخوانید که حتی نمیتوانند خیری برای شما داشته باشند.
خواندن در اینجا به معنای خواندن در دعا و رازو نیایش میباشد.
ایا به پزشک مراجعه کردن خواند ان شخص است ؟
ایا کمک خواستن در کاری از یک شخص خواندن ان شخص است؟
شما میایید 2 چیز متفاوت را مقایسه میکنید در حالی که خوتند خداوند یعنی در دعا و نیایش نه در کار روزمره و باز هم همه میدانند که مراجعه کردن به شخص زنده هیچ مشکلی ندارد و در قران هم بیان شده که پیامبرا برای قومشان دعا و یا هر شخصی به پیامبر مراجعه میکردند تا برایش دعا کند و این هیچ مشکلی ندارد در حالی که در هیچ جای کتب اهل تشیع و یا اهل سنت روایت یا حدیثی پیدا نمیشود که حتی اصحاب یا بزرگان به پیامبر بعد از وفاتشان توسل شده باشند.
پس توسل برای غیر خدا و مرده کاری است که حتی بزرگان هم انجام نداده اند پس چطور این کار را علمای تشیع حال انجام میدهند الله اعلم.
یا حق

سلام
توسل که دیگه زنده و مرده نداره
اصلا شما توسل رو قبول دارید یا نه ؟ تا بعد بریم سر اینکه متوسل بشیم به زنده یا مرده .
کسی که پیش پزشک میره قطعا بهش برای شفا متوسل شده ، این که دیگه جای بحث نداره . اگر شما کلا  توسل رو قبول ندارید ، وقتی مریض می شید بای توی خونه بشینید و از خدا طلب شفا کنید . اگر هم توسل  رو قبول دارید فقط روی بحث زنده و مرده بحث دارید ، اون یه چیز دیگه است
راستی مگه نمی گن شهدا زنده هستند ، پس توسل به اون ها اصولا از نظر شما نباید مشکلی داشته باشه .
خوشم می یاد هر وقت حدیثی می بینید که نمی تونید جوابی براش بیارید ، به راحتی اون رو دروغ می خونید و به عالم اهل سنت  افترا می زنید
خیلی ممنون از لطفی که به اصول کافی و عالم بزرگ شیعه  داشتید . عالمی که برای ما خیلی قابل احترامه .
خدا به شما جزای خیر بده .

آیا آیه قرآن رو نخوندید که میگه حتی به بت های بت پرستان توهین نکنید زیرا اون ها هم به مقدسات شما توهین می کنند . شما با این کارتون علاوه بر اینکه مانع وحدت بین مسلمین می شید راه رو هم برای توهین به بزرگان اهل سنت باز می کنید .
به شما توصیه می کنم که لحن صحبتتون رو عوض کنید .



 اَچوم زبون , hammod_s
اَچوم زبون - 12:01 1390/03/12
69
سلام
با این اوصاف این روایت هم ضعیف بوده و کذبی بیش نیست.
حالا اگر جواب منطقی برای سوال بنده دارید لطفا بیاورید:
ایا فرقی بین گفتن یا علی و یاالله است؟
یا حق
 اَچوم زبون , hammod_s
اَچوم زبون - 11:53 1390/03/12
68
نقل قول از : achom zaboon

نقل قول از : متین مبین

نقل قول از : achom zaboon

سلام
ببخشید فرق بین توسل با شفاعت دیگه باید بدونید؟من توسل میگم ولی شما شفاعت بیان میکنید.
اصلا این دو با هم مقایسه نیستند.
شما توسل بیار نه شفاعت.
شفاعت که همه قبول دارند در اخرت و روز رستاخیز هست ولی توسل در هیچ جایی از قران اورده نشده است.
یا حق
سلام
توسل درحقیقت  دستگیری از وسیله است برای تقرب به خدا و درخواست از خداوند
که در قرآن هم به اون اشاره شده .

اینکه امام شافعی گفتند قبر موساى كاظم نوشداروی مجرب است  ، در حقیقت توسل به ایشون در همین دنیا است وگرنه چرا اسم از قبر آوردند .


سلام
ببخشید شما هیچگونه مدرکی برای این بحث پیدا نکرده اید بجز این اینهم بعد از اینکه ضعیف و صحیح بودنش تایین شد براتون میارم هرچند این سخن دلیلی برای توسل نمیشود و در اینجا بطور صریح بیان کرده قبر که همه قبر را برای دعا مورد تایید قرار نمیدهند
یا حق.

شافعی می گفت : قبر موساى كاظم نوشداروی مجرب است .

ابن سمعون ، أبو الحسن محمد بن أحمد بن إسماعیل بن عنبس البغدادی ، أمالی ابن سمعون ، ج 1 ، ص125 .

ایا این حدیث صحیح است؟

 

الحمدلله،

خیر، دروغ محض است.

البته اینگونه دروغها و خرافات مضحک توسط شیعیان زیاد روایت می شود، مثلا روایت می کنند که:

- ابوالحسن می فرماید: خوردن هر خاك و گلی مانند خوردن خون و گوشت مردار و خوك حرام است جز خاك قبر امام حسین كه شفای هر درد و باعث نجات از هر ترسی است اما نباید در خوردن آن زیاده روی كرد. اصول كافی ج3 ص378.

- توسل به امام موسی كاظم برای درد چشم مفید است.مفاتیح الجنان ص86.

- در ادرار و مدفوع ائمه كثافت و بوی بد وجود ندارد بلكه مانند مشكی است كه بوی آن همه جا را پر می كند و هر كس از ادرار و مدفوع و خون ائمه بخورد خداوند آتش دوزخ را بر وی حرام كرده و بهشت را بر او واجب می گرداند.انوار الولایه تالیف آیة الله زین العابدین گلپایگانی ص440.

- عبداله پسر سنان می گوید: ابوعبدالله فرمود: از سخن گفتن به هنگام جماع پرهیز كنید كه باعث لال شدن زبان می گردد.اصول كافی ج5 ص498.

و همه اینها دروغ و باطل هستند و باید از بازگو کردن این اکاذیب پرهیز نمود.

برای خواندن چیزهای عجیب و غریب شیعه که همه بر اساس روایات و احادیث دروغین هستند به کتاب " قطره ای از دریای خرافات شیعه" از سایت نوار اسلام مراجعه کنید.

 

وصلی الله وسلم علی محمد وعلى آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلى یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com
 اَچوم زبون , hammod_s
اَچوم زبون - 10:33 1390/03/11
67
نقل قول از : متین مبین

نقل قول از : achom zaboon

سلام
دوست عزیز قبلا هم گفتم شفاعت با توسل زمین تا اسمون فرق داره.
بعد هم تواشی که گفته میشه برای شان و منزلت آنها سروده میشه نه توسل
وقتی گفته میشود یا علی از تو مدد یعنی چه؟ایا این توسل است یا انهارا به خوبی و بزرگی صدا زدن؟
ایا این کمک گرفتن نیست که شیعه از ان استفاده میکند؟
ایا این از غیر خدا خواستن نیست؟
من با کسی بحث ندارم فقط جواب این همه کمک خواستن از غیر خدا که در ایران انجام میدهند و علما شیعه به ان تاکید میکنند چه کسی باید دادو ان را با نام اسلام پخش میکنند چه کسی باید جوابگو باشد؟
یا حق
سلام
من یه سوال از شما دارم
یعنی شما از غیر خدا کمک نمی خواهید ؟
تا حالا نشده از یکی کمک بخوایید ؟ مثلا از یکی خواهش کنید که تو پنچر گیری ماشینتون به شما کمک کنه .
یا شما از یه دکتر خواهش می کنید که بیماری شما رو درمان کنه ؟
یا از کسی می خواید که به شما آب بده و ..........


همون طور که شما از انسان های کوچک کمک می خواید اما می دونید که این ها وسیله هستند و همه عنایات از آن خداست .
دکتر و دارو وسیله است ، شفای اصلی دست خداست
کسی که به ما در کاری کمک میکنه در حقیقت فرستاده خداست و باید ضمن تشکر از اون از خدا هم تشکر کنیم و ...........

ما از اهل بیت کمک می خوایم اما اون بزرگواران رو وسیله می دونیم .
از نظر ما اون بزرگواران مقامی بس بزرگ نزد خدا دارند و خدا اون ها رو برای ما وسیله قرار داده تا اگر مایل بودیم به خیر دنیا و آخرت برسیم .

به علی شناختم من به خدا قسم خدا را




سلام
خداوند میفرماید ایا غیر خدا را میخوانید که حتی نمیتوانند خیری برای شما داشته باشند.
خواندن در اینجا به معنای خواندن در دعا و رازو نیایش میباشد.
ایا به پزشک مراجعه کردن خواند ان شخص است ؟
ایا کمک خواستن در کاری از یک شخص خواندن ان شخص است؟
شما میایید 2 چیز متفاوت را مقایسه میکنید در حالی که خوتند خداوند یعنی در دعا و نیایش نه در کار روزمره و باز هم همه میدانند که مراجعه کردن به شخص زنده هیچ مشکلی ندارد و در قران هم بیان شده که پیامبرا برای قومشان دعا و یا هر شخصی به پیامبر مراجعه میکردند تا برایش دعا کند و این هیچ مشکلی ندارد در حالی که در هیچ جای کتب اهل تشیع و یا اهل سنت روایت یا حدیثی پیدا نمیشود که حتی اصحاب یا بزرگان به پیامبر بعد از وفاتشان توسل شده باشند.
پس توسل برای غیر خدا و مرده کاری است که حتی بزرگان هم انجام نداده اند پس چطور این کار را علمای تشیع حال انجام میدهند الله اعلم.
یا حق
متین مبین , matin_88
متین مبین - 00:30 1390/03/11
66
نقل قول از : achom zaboon

سلام
دوست عزیز قبلا هم گفتم شفاعت با توسل زمین تا اسمون فرق داره.
بعد هم تواشی که گفته میشه برای شان و منزلت آنها سروده میشه نه توسل
وقتی گفته میشود یا علی از تو مدد یعنی چه؟ایا این توسل است یا انهارا به خوبی و بزرگی صدا زدن؟
ایا این کمک گرفتن نیست که شیعه از ان استفاده میکند؟
ایا این از غیر خدا خواستن نیست؟
من با کسی بحث ندارم فقط جواب این همه کمک خواستن از غیر خدا که در ایران انجام میدهند و علما شیعه به ان تاکید میکنند چه کسی باید دادو ان را با نام اسلام پخش میکنند چه کسی باید جوابگو باشد؟
یا حق
سلام
من یه سوال از شما دارم
یعنی شما از غیر خدا کمک نمی خواهید ؟
تا حالا نشده از یکی کمک بخوایید ؟ مثلا از یکی خواهش کنید که تو پنچر گیری ماشینتون به شما کمک کنه .
یا شما از یه دکتر خواهش می کنید که بیماری شما رو درمان کنه ؟
یا از کسی می خواید که به شما آب بده و ..........


همون طور که شما از انسان های کوچک کمک می خواید اما می دونید که این ها وسیله هستند و همه عنایات از آن خداست .
دکتر و دارو وسیله است ، شفای اصلی دست خداست
کسی که به ما در کاری کمک میکنه در حقیقت فرستاده خداست و باید ضمن تشکر از اون از خدا هم تشکر کنیم و ...........

ما از اهل بیت کمک می خوایم اما اون بزرگواران رو وسیله می دونیم .
از نظر ما اون بزرگواران مقامی بس بزرگ نزد خدا دارند و خدا اون ها رو برای ما وسیله قرار داده تا اگر مایل بودیم به خیر دنیا و آخرت برسیم .

به علی شناختم من به خدا قسم خدا را




 اَچوم زبون , hammod_s
اَچوم زبون - 19:39 1390/03/8
65
نقل قول از : متین مبین


اینکه امام شافعی گفتند قبر موساى كاظم نوشداروی مجرب است  ، در حقیقت توسل به ایشون در همین دنیا است وگرنه چرا اسم از قبر آوردند .



سلام
ببخشید شما هیچگونه مدرکی برای این بحث پیدا نکرده اید بجز این اینهم بعد از اینکه ضعیف و صحیح بودنش تایین شد براتون میارم هرچند این سخن دلیلی برای توسل نمیشود و در اینجا بطور صریح بیان کرده قبر که همه قبر را برای دعا مورد تایید قرار نمیدهند
یا حق.

سلام عزیزم
من فکر می کنم شما اگه با اهل علمش وارد بحث بشی بهتره البته اگه خواهان جواب باشی.
چون خیلی از فرق اهل سنت این مسئله رو قبول دارند. وابتغوا الوسیله
تو خیلی از تواشیح های عربی که برادرای اهل سنت اجرا کردن بسیار از کلمه یا رسول الله استفاده کردند . و با وجود فقدان ظاهری رسول الله در این تواشیح ها با ایشون صحبت کردند ، درد و دل کردند ، شفاعت خواستند ، عاقبت به خیری در دنیا و آخرت و ....





سلام
دوست عزیز قبلا هم گفتم شفاعت با توسل زمین تا اسمون فرق داره.
بعد هم تواشی که گفته میشه برای شان و منزلت آنها سروده میشه نه توسل
وقتی گفته میشود یا علی از تو مدد یعنی چه؟ایا این توسل است یا انهارا به خوبی و بزرگی صدا زدن؟
ایا این کمک گرفتن نیست که شیعه از ان استفاده میکند؟
ایا این از غیر خدا خواستن نیست؟
من با کسی بحث ندارم فقط جواب این همه کمک خواستن از غیر خدا که در ایران انجام میدهند و علما شیعه به ان تاکید میکنند چه کسی باید دادو ان را با نام اسلام پخش میکنند چه کسی باید جوابگو باشد؟
یا حق
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.