| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
108
|
962
|
91/3/2 (10:51)
|
|
||
|
|
14
|
144
|
90/9/1 (08:48)
|
|
||
|
|
3
|
75
|
90/5/21 (21:12)
|
|
||
|
|
19
|
35
|
91/3/10 (19:37)
|
|
||
|
|
285
|
1092
|
91/2/30 (16:38)
|
|
||
|
|
156
|
619
|
91/2/17 (09:46)
|
|
||
|
|
191
|
1076
|
90/11/26 (23:32)
|
|
||
|
|
9
|
37
|
90/11/26 (23:08)
|
|
||
|
|
420
|
1459
|
90/8/27 (20:45)
|
|
||
|
|
26
|
159
|
90/8/25 (11:12)
|
|
||
|
|
8
|
61
|
90/8/16 (13:56)
|
|
||
|
|
48
|
518
|
90/8/1 (00:58)
|
|
||
|
|
29
|
184
|
90/7/23 (11:39)
|
|
||
|
|
79
|
282
|
90/5/30 (14:42)
|
|
||
|
|
6
|
34
|
90/4/25 (19:47)
|
|
||
|
|
19
|
136
|
90/4/16 (15:21)
|
|
||
|
|
2
|
35
|
90/4/14 (08:52)
|
|
||
|
|
91
|
208
|
90/4/2 (20:39)
|
|
||
|
|
59
|
629
|
90/3/25 (13:03)
|
|
||
|
|
7
|
30
|
89/9/3 (23:52)
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم

با این وجود که بنده از مذهب شیعه پیروی می کنم سعی کرده ام که در این باب از تمام طرفین، چه شیعه و چه سنی، درخواست نمایم تا در این بحث و تحقیق شرکت کنند و در این باره سوال کنند و حتی در مواقعی که می توانند جواب یکدیگر را بدهند.
در این راستا تلاش کردم تا از طرف شیعیان برای اثبات ولایت امیرالمومنین، علی (ع) آن هم از طریق کتب و روایات اهل سنت تحقیقات خود را بنگارم و شما عزیزان از آن ها استفاده کنید و اگر در قسمتی دچار شک و شبهه شدید سوال نموده و از بنده و یا عزیزان دیگر جواب دریافت نمایید.
با امید این که این نوشته ها بتواند کمکی برای آخرت و دنیای ما شود از هم اکنون این بحث را با یک سوال آغاز می نمایم.
آیا همه ی اصحاب پیامبر(ص) همگی عادل هستند؟
اهل سنت بر این باورند که تمام اصحاب و مصاحبین پیامبر(ص) عادل بوده و چون ستارگان می درخشیدند. سوال اینجاست که اگر پیامبر(ص) چنین تاثیرگذار بوده اند پس چرا عموی ایشان، ابولهب، که مسلماً از یک همنشین و صحابی به پیامبر(ص) نزدیک بوده هرگز مسلمان نشد و از وجود مبارک حضرت تاثیری نپذیرفت؟
خداوند در قرآن می فرماید:« و از قرآن آنچه شفا و رحمت برای مومنان است نازل می کنیم و ستمگران را جز خسران و زیان نمی افزاید.» سوره اسرا آیه 82
جایی که کلام خداوند بر همه تاثیر نمی گذارد و ظالمین را دچار خسران می کند چگونه انتظار می رود که مصاحبت با پیامبر(ص)، انسان را مومن واقعی بنماید؟ مگر پسر نوح پیامبر(ع) همنشین پدر نبود پس چرا کلام پیامبر عظیم الشانی چون نوح(ع) بر او تاثیر نگذاشت؟
پیامبر(ص) تنها نذیر و ترساننده بود.
برای جا افتادن موضوع از سه طریق قرآن، سنت و تاریخ وارد این بحث خواهیم شد و در مطلب بعدی راجع به اسناد قرآن صحبت خواهد شد. و ان شاالله به طور اجمال به این موضوع خواهیم پرداخت تا به اثبات این اصل مهم برسیم.
منتظر شما در این بحث هستم.
از ذکر علی مدد گرفتیم
آن چیز که میشود گرفتیم
در بوته ی آزمایش عشق
از نمره ی بیست صد گرفتیم
دیدیم که رایت علی سبز
معجون هدایت علی سبز
درچمبر آسمان آبی
خورشید ولایت علی سبز
از باده ی حق سیاه مستیم
اما زحمایت علی سبز
شیرین شکایت علی زرد
فرهاد حکایت علی سبز
دستار شهادت علی سرخ
لبخند رضایت علی سبز
در نامه ی ما سیاه رویان
امضای عنایت علی سبز
یا علی در بند دنیا نیستم
بنده ی لبخند دنیا نیستم
بنده ی آنم که لطفش دائم است
با من و بی من به ذاتش قائم است
دائم الوصلیم اما بی خبر
در پی اصلیم اما بی خبر
گفت پیغمبر که ادخال سرور
فی قلوب المومنین اما به نور
نور یعنی اتشار روشنی
تا بساط ظلم را بر هم زنی
هر که از سر سرور آگاه شد
عشقبازان را چراغ راه شد
جاده ی حیرت بسی پرپیچ بود
لطف ساقی بود وباقی هیچ بود
مکه زیر سایه ی خناس بود
شیعه در بند بر العباس بود
حضرت صادق اگر ساقی نبود ی
ک نشان از شیعگی باقی نبود
فقه شمشیر امام صادق است
هر که بی شمشیر شد نالایق است
وای وی زقاب و قرب و های و هو
می دهد بر اهل تقوا آبرو
گر چه تعلیمات مردم واجب است
تزکیه قبل از تعلم واجب است
تربیت یعنی که خود را ساختن
بعد از آن بر دیگران پرداختن
یک مسلمان آن زمان کامل شود
که علوم وحی را عامل شود
نص قرآن مبین جز وحی نیست
آیه ای خالی زامر و نهی نیست
با چراغ وحی بنگر راه را
تا ببینی هر قدم الله را
گر مسلمانی سر تسلیم کو
سجده ای هم سنگ ابراهیم کو
ساقی سرمست ما دیوانه نیست
سرگذشت انبیاء افسانه نیست
آنچه در دستور کار انبیاست
جنگ با مکر و فریب اغنیاست
چیست در انجیل و تورات و زبور
آیه های نور و تسلیم وحضور
جمله ی ادیان زیک دین بیش نیست
جز الوهیت رهی در پیش نیست
خانقاه و مسجد ودیر و کنشت
هر که را دیدم به دل بت می سرشت
لیک در بتخانه دیدم بی عدد
هر صنم سرگرم ذکر یا صمد
یا صمد یعنی که ما را بشکنید
پیکر ما را در آتش افکنید
گر سبک گردیم در آتش چو دود
میتوان تا مبداء خود پر گشود
ای خدا ای مبداء و میعاد ما
دست بگشا بهر استمداد ما
ما اسیر دست قومی جاهلیم
گر چه از چوبیم و از سنگ وگلیم
ای هزاران شعله در تیغت نهان
خیز و ما را از منیت وا رهان
ای خدا ای مرجع کل امور
باز گردان ده شبم درتور نور
در شب اول وضو از خون کنم
خبس را از جان خود بیرون کنم
سر دهم تکبیر تکبیر جنون
گویمت انا علیک الراجعون
خانه ات آباد ویرانم مکن
عاقبت از گوشه گیرانم مکن
بنگر یک دم فراموشم کنی
از بیان صدق خاموشم کنی
ما قلمهاییم دردست ولی
کز لب ما میچکد ذکر علی
ذکر مولایم علی اعجاز کرد
عقده ها را از زبانم باز کرد
نام او سر حلقه ی ذکر من است
کز فروغ او زبانم روشن است
گر نباشد جذبه روشن نیستم
این که غوغا میکند من نیستم
من چو مجنونم که در لیلای خود
نیستم در هستی مولای خود
ذکر حق دل را تسلا می دهد
آه مجنون بوی لیلا می دهد
جان مجنون قصد لیلایی مکن
جان یوسف را زلیخایی مکن
الحمدلله،
ابن حجر عسقلانی و ابن حجر هیتمی (یا مکی) هر کدام یکی از علمای اهل سنت هستند و با هم متفاوتند، البته هر دوی آنها جزو علمای شافعی مذهب می باشند.
1- اِبْن حَجَر عَسْقَلانى، شهاب الدین ابوالفضل احمد بن على بن محمد بن محمد بن على بن احمد بن محمود بن احمد حجر عسقلانى كِنانى مصری (22 شعبان 773 - ذیقعدة 852ق/16 فوریة 1372 - ژانویة 1449م)، یكى از علمای بزرگ حدیث و فقه شافعى. و از او به «حافظ العصر» و «شیخ الاسلام» و «امیر المؤمنین در حدیث» یاد كردهاند.
بیش از یکصد و پنجاه تألیف داشته و از آن جمله است : "الاصابة فی تمییز الصحابه" و " فتح الباری فی شرح البخاری" .
یکی از خدمات بزرگ ایشان، تالیف کتاب " فتح الباری فی شرح صحیح البخاری" است که همانطور که از اسم کتاب پیداست، موضوع آن شرح و تفسیر احادیث کتاب بخاری است. این کتاب یکی از ماندگارترین و عالی ترین کتابهای اهل سنت است و در آن کتاب می توان به قدرک علمی و فهم و درایت ایشان پی برد.
برای آشنایی بیشتر با ایشان به مقاله ی " ابن حجر عسقلانی" از سایت دائرةالمعارف اسلامی مراجعه کنید.
2- ابن حجر هیتمی ؛ یا شهاب الدین أبی الفضلأحمد بن محمد بن علی بن حجر الهیتمی سعدی الانصاری (909 - 974 هـ .ق= 1504 - 1567 م) نیز یکی از فقهای شافعیه است، که اهل سرزمین مصر می باشد.
او در جامع الازهر قاهره فقه و اصول آموخت و قبل از بیست سالگی اجازه ٔ فتوی و تدریس گرفت. سه مرتبه بزیارت خانه رفت و آخرین بار در 940 در مکه ساکن گشت.
و صاحب کتاب "تحفة المحتاج لشرح المنهاج" و کتاب "الصواعق المحرقة على أهل البدع والضلال والزندقة " است و این کتاب چون در رد شیعه نگاشته شده در ایران معروف است، و کتاب "الزواجر عن اقتراف الکبائر" و "الفتاوی الکبری الفقهیه"، و چند کتاب دیگر است.
اما ابن حجر هیتمی را ابن حجر مکی نیز می خوانند، زیرا او مدتی در شهر مکه بوده و همانجا وفات نموده است.
و بدان جهت هیتمی گویند زیرا او در محله ی "ابی هیتم" در غرب کشور مصر بدنیا آمده است.
اما متاسفانه ابن حجر هیتمی یکی از علمای صوفی مسلک و قبوری بودند و بسیاری از قبوریان و اهل تصوف به آثار و کتب ایشان استناد می کنند.
اما در مورد ابن حجر هیثمی:
اولا: بعضی بر اثر خطا و اشتباه ابن حجر هیتمی را ابن حجر هیثمی نیز می خوانند، یعنی (ت را به ث تبدیل می کنند)، اما این عمل نادرست است و ابن حجر هیتمی همان ابن حجر هیثمی نیست.
دوما: شخصیتی که به ابن حجر هیثمی شهرت یافته در حقیت (نور الدین أبو الحسن علی بن أبی بكربن سلیمان أبو الحسن الهیثمی) است که مولف کتاب مشهور "مجمع الزوائد ومنبع والفوائد " در حدیث می باشد. اما باز اشتباهی در این تسمیه رخ داده است و آن اینکه لقب ابن حجر برای هیثمی نادرست است و نباید وی را "ابن حجر هیثمی" خواند، بلکه او به "نورالدین هیثمی" مشهور است، یعنی بدون لقب "ابن حجر"..
نورالدین هیثمی – که برخی به اشتباه وی را ابن حجر هیثمی می خوانند- متولد (735 - 807 هـ = 1335 - 1405 م) است که از سرزمین مصر و شهر قاهره می باشند.
اما هیثمی یکی از اساتید حافظ ابن حجر عسقلانی بوده و همعصر با حافظ عراقی بودند.
منبع: الأعلام زركلی
والله اعلم
وصلی الله وسلم علی محمد وعلى آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلى یوم الدین
سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت
IslamPP.Com
| توسل و دعادر منابع اهل سنت | ||
|
شواهد تاریخی دلالت دارد که استغاثه و توسل و دعا در کنار قبر صالحین امری
رایج بین تمامی مسلمین از جمله اهل سنت بوده است. به روایات زیر كه از كتب
اهل سنت نقل شده است، توجه فرمایید: ابن حِبّان در کتاب خود الثقات میگوید
بارها به زیارت قبر علی بن موسی الرضا(ع) رفتم و در مدتی که در طوس بودم،
هر وقت مشکلی بر من عارض میشد، به زیارت قبر آن حضرت میرفتم و از خداوند
میخواستم که مشکلم را برطرف کند و الحمد لله مشکلم برطرف میشد و این را
مکرر امتحان کردم و نتیجه گرفتم. محمد بن مؤمل شاگرد ابن خُزیمه، استاد بخاری و مسلم، میگوید به همراه استادم ابن خزیمه و جمعی از اساتید به زیارت بارگاه قبر علی بن موسی الرضا(ع) در طوس رفتیم، استادم ابن خزیمه چنان در برابر آن بقعه متبرکه تعظیم و تواضع کرد که همگی در شگفت ماندیم. ابو علی خلال، شیخ حنابله، میگوید هرگاه مشکلی بر من عارض شود، قبر موسی بن جعفر(ع) را زیارت میکنم و به ایشان متوسل میشوم و خداوند مشکل مرا آسان میکند. محمد بن ادریس شافعی به قبر ابو حنیفه و احمد بن حنبل به قبر شافعی متوسل میشد. مسلمانان به قبر ابو ایوب انصاری متوسل میشدند و برای طلب باران به قبر او پناه میبردند. مردم سمرقند برای طلب باران به قبر محمدبن اسماعیل بخاری متوسل شدند. و اما علاوه بر موارد تاریخی، جواز توسل در سخنان علمای اهل سنت نیز مشهود است: قسطلانی میگوید سزاوار است که زایر در کنار قبر پیامبر(ص) زیاد دعا و استغاثه کند و متوسل شود و طلب شفاعت و بیتابی کند و سزاوار است که خداوند شفاعت پیامبر را در حق او بپذیرد. سُبكی میگوید از روش شخصیتها و بزرگان صالح گذشته استفاده میشود كه تبرك به قبور مردگان امری شرعی و دینی است و مانعی ندارد، تا چه رسد به قبور پیامبران و اگر كسی ادعا كند كه قبور پیامبران با قبور سایر مردگان برابر و یكسان است، سخن زشت و باطلی به زبان آورده، چون موجب پایین آوردن مقام شامخ پیامبران شده است، و شكی نیست كه سبك شمردن مقام رسول اكرم(ص)، و یكسان دانستن آن حضرت با دیگران كفر است. وی در جای دیگری در رابطه با توسل و شفاعت میگوید جواز توسل و درخواست شفاعت از رسول اكرم(ص) برای هر مسلمانی روشن و واضح است، و عمل پیامبران و سیره صالحان گذشته و علماء و دانشمندان و حتی عوام، بر آن گواهی میدهد و هیچ آدم دینداری این را انكار ننموده و در هیچ زمان این سخن باطل به گوش نرسیده است تا این كه ابن تیمیه با سخنان باطل خود قضیه را بر افراد ضعیف و نادان مشتبه و بدعتی را پایهگذاری كرد كه در هیچ عصری سابقه نداشته است. زینی دحلان مفتی مكه مكرمه میگوید هر كس آثار گذشتگان را تتبع نماید، و دعاها و اوراد آنان را مورد مطالعه قرار دهد، موارد زیادی از توسل آنان به انبیاء و صالحان را خواهد یافت. حصنی دمشقی در رد سخن ابن تیمیه مبنی بر شرك بودن توسل به پیامبر(ص) پس از وفات ایشان، میگوید از این سخن ابن تیمیه بدن انسان میلرزد. این سخن قبل از زندیق حران «ابن تیمیه» از دهان كسی در هیچ زمان و هیچ مكانی بیرون نیامده است، این زندیق نادان و خشك، داستان عمر را وسیلهای برای رسیدن به نیت ناپاكش در بیاعتنایی به ساحت حضرت رسول اكرم(ص) قرار داده و با این سخنان بیاساس مقام و منزلت آن حضرت را در دنیا پایین آورده و مدعی شده است كه حرمت و رسالت آن بزرگوار پس از رحلت از بین رفته است. و این عقیده به یقین كفر و در واقع زندقه و نفاق است. سید حسن سقاف میگوید توسل به رسول اكرم(ص) و طلب شفاعت از آن حضرت به ویژه در اوقات گرفتاری از مستحبات موكد میباشد و سیره علما و دانشمندان عالیقدر، مردان الهی، بزرگان حدیث شناس و پیشوایان گذشته بر این روش جریان داشته است. حافظ النووی در تالیفات خود به استحباب توسل و استغاثه از رسول اكرم(ص) عنایت داشته است. و موارد دیگر این كه ابن جوزی در كتاب خود با نام «الوفاء فی فضائل مصطفی» بابی را به توسل به پیامبر(ص) و باب دیگر را به طلب شفاء از قبر آن حضرت اختصاص داده است؛ شمس الدین محمد بن نعمان مالكی كتابی به نام «مصباح الظلام فی المستغیثین بخیر الانام» به رشته تحریر درآورده است؛ سید نور الدین سمهودی در كتاب خود «وفاء الوفاء لاخبار دارالمصطفی» به بحث پیرامون این مساله پرداخته و شواهدی را نقل كرده است و ... . و اما بالاتر از همه اینها بنیانگذار وهابیت نیز تنها استغاثه را شرك میداند و توسل و شفاعت را جایز میشمرد. ابن كثیر میگوید قاضی شافعی مجلسی در مصر تشكیل داده بود، در این مجلس ابن تیمیه گفت استغاثه و فریاد خواهی فقط به خداوند جایز است و استغاثه به رسول اكرم(ص) صحیح نیست، ولی میشود به پیامبر گرامی متوسل شد و از حضرت طلب شفاعت نمود. با این همه آیا این سایت وهابی جرات دارد به همه آنها برچسب شرک بزند؟ و اما این سایت وهابی گویا قرآن را نخوانده است كه خداوند فرمود شهیدان زندهاند و نزد پروردگارشان روزی میگیرند و بشارت میدهند و آیا پیامبر و امام از شهید كمترند كه بخواهیم آنها را مرده فرض كنیم؟! ---------------------------------------------------------------------------------------- پینوشتها * ابن حبان، الثقات، ج 8، ص 456 * ابن حجر العسقلانی، تهذیب التهذیب، ج 7، ص 339 * الخطیب البغدادی، تاریخ بغداد، ج 1، ص 120 * الخطیب الخوارزمی، مناقب ابی حنیفه، ج 2، ص 199 * حاکم الحسكانی النیسابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 518 * الحافظ شمس الدین الذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج 12، ص 469؛ طبقات الشافعیه، ج 2، ص 234 * القسطلانی، المواهب اللدنیه، ج 3، ص 417 * تقی الدین سبكی، شفاء السقام فی زیارة خیر الانام، ص130 * همان، ص 293 * احمد بن زینی دحلان، الدرر السنیة فی الرد علی الوهابیة، ص 31 * أبوبكر بن محمد الحصنی الدمشقی، دفع الشبه عن الرسول، ص 131 * حسن بن علی السقاف، فیض القدیر، ج 2، ص 135 * به عنوان نمونه در كتب حاشیة الإیضاح علی المناسك له، ص 450؛ شرح المهذب المجموع، ج 8، ص 274؛ الأذكار، ص 307؛ أذكار الحج، ص 184 * الحافظ ابن كثیر، البدایة والنهایة، ج 14، ص 54 | ||


.
امام کاظم-ع :
هر که خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند عذاب روز
قیامت را از او باز می دارد.
.
.
.
خدایا بحق امام کاظم-ع، توفیق کظم غیظ در لحظات
سخت امتحان را به همه ما عطا بفرما
آمین
| توسل و دعادر منابع اهل سنت | ||
|
شواهد تاریخی دلالت دارد که استغاثه و توسل و دعا در کنار قبر صالحین امری
رایج بین تمامی مسلمین از جمله اهل سنت بوده است. به روایات زیر كه از كتب
اهل سنت نقل شده است، توجه فرمایید: ابن حِبّان در کتاب خود الثقات میگوید
بارها به زیارت قبر علی بن موسی الرضا(ع) رفتم و در مدتی که در طوس بودم،
هر وقت مشکلی بر من عارض میشد، به زیارت قبر آن حضرت میرفتم و از خداوند
میخواستم که مشکلم را برطرف کند و الحمد لله مشکلم برطرف میشد و این را
مکرر امتحان کردم و نتیجه گرفتم. محمد بن مؤمل شاگرد ابن خُزیمه، استاد بخاری و مسلم، میگوید به همراه استادم ابن خزیمه و جمعی از اساتید به زیارت بارگاه قبر علی بن موسی الرضا(ع) در طوس رفتیم، استادم ابن خزیمه چنان در برابر آن بقعه متبرکه تعظیم و تواضع کرد که همگی در شگفت ماندیم. ابو علی خلال، شیخ حنابله، میگوید هرگاه مشکلی بر من عارض شود، قبر موسی بن جعفر(ع) را زیارت میکنم و به ایشان متوسل میشوم و خداوند مشکل مرا آسان میکند. محمد بن ادریس شافعی به قبر ابو حنیفه و احمد بن حنبل به قبر شافعی متوسل میشد. مسلمانان به قبر ابو ایوب انصاری متوسل میشدند و برای طلب باران به قبر او پناه میبردند. مردم سمرقند برای طلب باران به قبر محمدبن اسماعیل بخاری متوسل شدند. و اما علاوه بر موارد تاریخی، جواز توسل در سخنان علمای اهل سنت نیز مشهود است: قسطلانی میگوید سزاوار است که زایر در کنار قبر پیامبر(ص) زیاد دعا و استغاثه کند و متوسل شود و طلب شفاعت و بیتابی کند و سزاوار است که خداوند شفاعت پیامبر را در حق او بپذیرد. سُبكی میگوید از روش شخصیتها و بزرگان صالح گذشته استفاده میشود كه تبرك به قبور مردگان امری شرعی و دینی است و مانعی ندارد، تا چه رسد به قبور پیامبران و اگر كسی ادعا كند كه قبور پیامبران با قبور سایر مردگان برابر و یكسان است، سخن زشت و باطلی به زبان آورده، چون موجب پایین آوردن مقام شامخ پیامبران شده است، و شكی نیست كه سبك شمردن مقام رسول اكرم(ص)، و یكسان دانستن آن حضرت با دیگران كفر است. وی در جای دیگری در رابطه با توسل و شفاعت میگوید جواز توسل و درخواست شفاعت از رسول اكرم(ص) برای هر مسلمانی روشن و واضح است، و عمل پیامبران و سیره صالحان گذشته و علماء و دانشمندان و حتی عوام، بر آن گواهی میدهد و هیچ آدم دینداری این را انكار ننموده و در هیچ زمان این سخن باطل به گوش نرسیده است تا این كه ابن تیمیه با سخنان باطل خود قضیه را بر افراد ضعیف و نادان مشتبه و بدعتی را پایهگذاری كرد كه در هیچ عصری سابقه نداشته است. زینی دحلان مفتی مكه مكرمه میگوید هر كس آثار گذشتگان را تتبع نماید، و دعاها و اوراد آنان را مورد مطالعه قرار دهد، موارد زیادی از توسل آنان به انبیاء و صالحان را خواهد یافت. حصنی دمشقی در رد سخن ابن تیمیه مبنی بر شرك بودن توسل به پیامبر(ص) پس از وفات ایشان، میگوید از این سخن ابن تیمیه بدن انسان میلرزد. این سخن قبل از زندیق حران «ابن تیمیه» از دهان كسی در هیچ زمان و هیچ مكانی بیرون نیامده است، این زندیق نادان و خشك، داستان عمر را وسیلهای برای رسیدن به نیت ناپاكش در بیاعتنایی به ساحت حضرت رسول اكرم(ص) قرار داده و با این سخنان بیاساس مقام و منزلت آن حضرت را در دنیا پایین آورده و مدعی شده است كه حرمت و رسالت آن بزرگوار پس از رحلت از بین رفته است. و این عقیده به یقین كفر و در واقع زندقه و نفاق است. سید حسن سقاف میگوید توسل به رسول اكرم(ص) و طلب شفاعت از آن حضرت به ویژه در اوقات گرفتاری از مستحبات موكد میباشد و سیره علما و دانشمندان عالیقدر، مردان الهی، بزرگان حدیث شناس و پیشوایان گذشته بر این روش جریان داشته است. حافظ النووی در تالیفات خود به استحباب توسل و استغاثه از رسول اكرم(ص) عنایت داشته است. و موارد دیگر این كه ابن جوزی در كتاب خود با نام «الوفاء فی فضائل مصطفی» بابی را به توسل به پیامبر(ص) و باب دیگر را به طلب شفاء از قبر آن حضرت اختصاص داده است؛ شمس الدین محمد بن نعمان مالكی كتابی به نام «مصباح الظلام فی المستغیثین بخیر الانام» به رشته تحریر درآورده است؛ سید نور الدین سمهودی در كتاب خود «وفاء الوفاء لاخبار دارالمصطفی» به بحث پیرامون این مساله پرداخته و شواهدی را نقل كرده است و ... . و اما بالاتر از همه اینها بنیانگذار وهابیت نیز تنها استغاثه را شرك میداند و توسل و شفاعت را جایز میشمرد. ابن كثیر میگوید قاضی شافعی مجلسی در مصر تشكیل داده بود، در این مجلس ابن تیمیه گفت استغاثه و فریاد خواهی فقط به خداوند جایز است و استغاثه به رسول اكرم(ص) صحیح نیست، ولی میشود به پیامبر گرامی متوسل شد و از حضرت طلب شفاعت نمود. با این همه آیا این سایت وهابی جرات دارد به همه آنها برچسب شرک بزند؟ و اما این سایت وهابی گویا قرآن را نخوانده است كه خداوند فرمود شهیدان زندهاند و نزد پروردگارشان روزی میگیرند و بشارت میدهند و آیا پیامبر و امام از شهید كمترند كه بخواهیم آنها را مرده فرض كنیم؟! ---------------------------------------------------------------------------------------- پینوشتها * ابن حبان، الثقات، ج 8، ص 456 * ابن حجر العسقلانی، تهذیب التهذیب، ج 7، ص 339 * الخطیب البغدادی، تاریخ بغداد، ج 1، ص 120 * الخطیب الخوارزمی، مناقب ابی حنیفه، ج 2، ص 199 * حاکم الحسكانی النیسابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 518 * الحافظ شمس الدین الذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج 12، ص 469؛ طبقات الشافعیه، ج 2، ص 234 * القسطلانی، المواهب اللدنیه، ج 3، ص 417 * تقی الدین سبكی، شفاء السقام فی زیارة خیر الانام، ص130 * همان، ص 293 * احمد بن زینی دحلان، الدرر السنیة فی الرد علی الوهابیة، ص 31 * أبوبكر بن محمد الحصنی الدمشقی، دفع الشبه عن الرسول، ص 131 * حسن بن علی السقاف، فیض القدیر، ج 2، ص 135 * به عنوان نمونه در كتب حاشیة الإیضاح علی المناسك له، ص 450؛ شرح المهذب المجموع، ج 8، ص 274؛ الأذكار، ص 307؛ أذكار الحج، ص 184 * الحافظ ابن كثیر، البدایة والنهایة، ج 14، ص 54 | ||

| توسل و دعادر منابع اهل سنت | ||
|
شواهد تاریخی دلالت دارد که استغاثه و توسل و دعا در کنار قبر صالحین امری
رایج بین تمامی مسلمین از جمله اهل سنت بوده است. به روایات زیر كه از كتب
اهل سنت نقل شده است، توجه فرمایید: ابن حِبّان در کتاب خود الثقات میگوید
بارها به زیارت قبر علی بن موسی الرضا(ع) رفتم و در مدتی که در طوس بودم،
هر وقت مشکلی بر من عارض میشد، به زیارت قبر آن حضرت میرفتم و از خداوند
میخواستم که مشکلم را برطرف کند و الحمد لله مشکلم برطرف میشد و این را
مکرر امتحان کردم و نتیجه گرفتم. محمد بن مؤمل شاگرد ابن خُزیمه، استاد بخاری و مسلم، میگوید به همراه استادم ابن خزیمه و جمعی از اساتید به زیارت بارگاه قبر علی بن موسی الرضا(ع) در طوس رفتیم، استادم ابن خزیمه چنان در برابر آن بقعه متبرکه تعظیم و تواضع کرد که همگی در شگفت ماندیم. ابو علی خلال، شیخ حنابله، میگوید هرگاه مشکلی بر من عارض شود، قبر موسی بن جعفر(ع) را زیارت میکنم و به ایشان متوسل میشوم و خداوند مشکل مرا آسان میکند. محمد بن ادریس شافعی به قبر ابو حنیفه و احمد بن حنبل به قبر شافعی متوسل میشد. مسلمانان به قبر ابو ایوب انصاری متوسل میشدند و برای طلب باران به قبر او پناه میبردند. مردم سمرقند برای طلب باران به قبر محمدبن اسماعیل بخاری متوسل شدند. و اما علاوه بر موارد تاریخی، جواز توسل در سخنان علمای اهل سنت نیز مشهود است: قسطلانی میگوید سزاوار است که زایر در کنار قبر پیامبر(ص) زیاد دعا و استغاثه کند و متوسل شود و طلب شفاعت و بیتابی کند و سزاوار است که خداوند شفاعت پیامبر را در حق او بپذیرد. سُبكی میگوید از روش شخصیتها و بزرگان صالح گذشته استفاده میشود كه تبرك به قبور مردگان امری شرعی و دینی است و مانعی ندارد، تا چه رسد به قبور پیامبران و اگر كسی ادعا كند كه قبور پیامبران با قبور سایر مردگان برابر و یكسان است، سخن زشت و باطلی به زبان آورده، چون موجب پایین آوردن مقام شامخ پیامبران شده است، و شكی نیست كه سبك شمردن مقام رسول اكرم(ص)، و یكسان دانستن آن حضرت با دیگران كفر است. وی در جای دیگری در رابطه با توسل و شفاعت میگوید جواز توسل و درخواست شفاعت از رسول اكرم(ص) برای هر مسلمانی روشن و واضح است، و عمل پیامبران و سیره صالحان گذشته و علماء و دانشمندان و حتی عوام، بر آن گواهی میدهد و هیچ آدم دینداری این را انكار ننموده و در هیچ زمان این سخن باطل به گوش نرسیده است تا این كه ابن تیمیه با سخنان باطل خود قضیه را بر افراد ضعیف و نادان مشتبه و بدعتی را پایهگذاری كرد كه در هیچ عصری سابقه نداشته است. زینی دحلان مفتی مكه مكرمه میگوید هر كس آثار گذشتگان را تتبع نماید، و دعاها و اوراد آنان را مورد مطالعه قرار دهد، موارد زیادی از توسل آنان به انبیاء و صالحان را خواهد یافت. حصنی دمشقی در رد سخن ابن تیمیه مبنی بر شرك بودن توسل به پیامبر(ص) پس از وفات ایشان، میگوید از این سخن ابن تیمیه بدن انسان میلرزد. این سخن قبل از زندیق حران «ابن تیمیه» از دهان كسی در هیچ زمان و هیچ مكانی بیرون نیامده است، این زندیق نادان و خشك، داستان عمر را وسیلهای برای رسیدن به نیت ناپاكش در بیاعتنایی به ساحت حضرت رسول اكرم(ص) قرار داده و با این سخنان بیاساس مقام و منزلت آن حضرت را در دنیا پایین آورده و مدعی شده است كه حرمت و رسالت آن بزرگوار پس از رحلت از بین رفته است. و این عقیده به یقین كفر و در واقع زندقه و نفاق است. سید حسن سقاف میگوید توسل به رسول اكرم(ص) و طلب شفاعت از آن حضرت به ویژه در اوقات گرفتاری از مستحبات موكد میباشد و سیره علما و دانشمندان عالیقدر، مردان الهی، بزرگان حدیث شناس و پیشوایان گذشته بر این روش جریان داشته است. حافظ النووی در تالیفات خود به استحباب توسل و استغاثه از رسول اكرم(ص) عنایت داشته است. و موارد دیگر این كه ابن جوزی در كتاب خود با نام «الوفاء فی فضائل مصطفی» بابی را به توسل به پیامبر(ص) و باب دیگر را به طلب شفاء از قبر آن حضرت اختصاص داده است؛ شمس الدین محمد بن نعمان مالكی كتابی به نام «مصباح الظلام فی المستغیثین بخیر الانام» به رشته تحریر درآورده است؛ سید نور الدین سمهودی در كتاب خود «وفاء الوفاء لاخبار دارالمصطفی» به بحث پیرامون این مساله پرداخته و شواهدی را نقل كرده است و ... . و اما بالاتر از همه اینها بنیانگذار وهابیت نیز تنها استغاثه را شرك میداند و توسل و شفاعت را جایز میشمرد. ابن كثیر میگوید قاضی شافعی مجلسی در مصر تشكیل داده بود، در این مجلس ابن تیمیه گفت استغاثه و فریاد خواهی فقط به خداوند جایز است و استغاثه به رسول اكرم(ص) صحیح نیست، ولی میشود به پیامبر گرامی متوسل شد و از حضرت طلب شفاعت نمود. با این همه آیا این سایت وهابی جرات دارد به همه آنها برچسب شرک بزند؟ و اما این سایت وهابی گویا قرآن را نخوانده است كه خداوند فرمود شهیدان زندهاند و نزد پروردگارشان روزی میگیرند و بشارت میدهند و آیا پیامبر و امام از شهید كمترند كه بخواهیم آنها را مرده فرض كنیم؟! ---------------------------------------------------------------------------------------- پینوشتها * ابن حبان، الثقات، ج 8، ص 456 * ابن حجر العسقلانی، تهذیب التهذیب، ج 7، ص 339 * الخطیب البغدادی، تاریخ بغداد، ج 1، ص 120 * الخطیب الخوارزمی، مناقب ابی حنیفه، ج 2، ص 199 * حاکم الحسكانی النیسابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 518 * الحافظ شمس الدین الذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج 12، ص 469؛ طبقات الشافعیه، ج 2، ص 234 * القسطلانی، المواهب اللدنیه، ج 3، ص 417 * تقی الدین سبكی، شفاء السقام فی زیارة خیر الانام، ص130 * همان، ص 293 * احمد بن زینی دحلان، الدرر السنیة فی الرد علی الوهابیة، ص 31 * أبوبكر بن محمد الحصنی الدمشقی، دفع الشبه عن الرسول، ص 131 * حسن بن علی السقاف، فیض القدیر، ج 2، ص 135 * به عنوان نمونه در كتب حاشیة الإیضاح علی المناسك له، ص 450؛ شرح المهذب المجموع، ج 8، ص 274؛ الأذكار، ص 307؛ أذكار الحج، ص 184 * الحافظ ابن كثیر، البدایة والنهایة، ج 14، ص 54 | ||

دعا و توسل:دعا یعنی صدا کردن و خواستن. پس، صدا کردن اهل بیت عصمت (ع) و چیز خواستن از آنها مثل صدا کردن و چیز خواستن از هر کس دیگری بلا اشکال است، البته به شرط آن که دعا کننده نه اهل عصمت (ع) و نه هیچ کس دیگری جز خداوند متعال را مؤثر در وجود نداند و به آنها نیز به چشم «وسایل» نگاه کند.
سرتاسر دعای توسل همین است، ما تک تک معصومین را صدا میزنیم و پس از عرض ادب، به باورمان نسبت به جایگاه ویژهی آنان نزد خداوند متعال اذعان میکنیم و سپس عرض مینماییم:
«اِنا تَوَجَّهنا وَاستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا»
ترجمه: ما به شما روی آورده و از شما میانجیگری خواسته و شما را وسیلهی [قرب] قرار دادیم و برای استجابت حاجتهایمان، شما را جلو انداختیم.
و در خاتمهی دعای توسل نیز عرض میکنیم:
«یا سادَتی وَ مَوالِیَّ اِنی تَوَجَّهتُ بِکُم اَئِمَّتی وَ عُدَّتی لِیَومِ فَقری وَ حاجَتی اِلَی اللّهِ وَتَوَسَّلتُ بِکُم اِلیَ اللّهِ»
ترجمه: ای بزرگان و صاحبان ولایت من، من به شما روی آوردم که پیشوایان من و توشهی روز نداریام و حاجتم نزد خداوند هستید و توسل کردم (وسیله جستم) به شما نزد خداوند متعال.
این نوع نگاه، رجوع، صدا کردن و خواستن، یعنی وسیله قرار دادن آنها نه تنها اشکالی ندارد، بلکه چارهای هم از آن نیست. چرا که انسان به هیچ وجه نمیتواند بدون وسیله کاری بکند [اگر چه نوشیدن یک جرعه آب]. لذا خداوند متعال نیز نه تنها فرموده که برای قرب او بهترین وسایل را برگزینیم، بلکه فرموده است اگر میخواهید به فلاح برسید، حتماً این کار انجام دهید. یعنی بدون توسل به این وسایل، کسی به فلاح نمیرسد:
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ وَ جاهِدُوا فی سَبیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (المائده - 35)
ترجمه: اى كسانى كه ایمان آوردهاید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و وسیلهاى براى تقرب به او بجویید! و در راه او جهاد كنید، باشد كه رستگار شوید!
دقت کنید که مخالفان دعا و توسل (وهابیت و بیدینها)، خود برای هر حاجب کوچک یا بزرگ خود به هر کس و هر چیزی متوسل میشوند (مثل این که به پزشک میروند – از بانک وام میخواهند – از آشنایان خود انتظار نفوذ و کارگشایی دارند و ...)، اما نوبت به تشیع و توسل به اهل عصمت (ع) که میرسد، چنان موحد میشوند که گویی بین آنها و خداوند متعال هیچ فاصله و اختلاف رتبهای وجود ندارد و نیازی به هیچ وسیلهای هم ندارند.
پس، صدا و دعا کردن – چیزی خواستن (اگر چه شفا و بهبود بیماری) و ... نه تنها هیچ اشکالی ندارد، بلکه بسیار هم لازم و خوب است و چارهای هم از آن نیست، به شرط آن که فقط خداوند متعال مبدأ وجود و افاضه شناخته شود و رجوع به دیگران فقط از باب وسیله قرار دادن باشد. چنان چه: پیامبراکرم (ص) و اهل عصمت (ع) و قرآن کریم و علما و ... همه وسایل هدایت هستند، اما هدایت دست خداوند کریم و منان است. یا از انبیای الهی معجزه طلب میکردند و خداوند میفرمود: فقط خداوند است که میتواند معجزه بدهد – یا از آنها شفا و ... میخواستند.
دعا و مخاطب قرار دادن اهل عصمت (ع) در زمان مماتشان مانند دعا و مخاطب قرار دادن آنها در زمان حیاتشان است. آیا کم به در خانهی آنها رفته و از آنان خواستهاند که وسیلهی لطف و کرم الهی برای آنان گردد؟
حمد و ثنا:واژهی «الحمدلله رب العالمین» که در کلام وحی جاری شده است، یعنی «حمد» مخصوص خداوند است و به دیگران تعلق نمیگیرد. اگر چه اهل عصمت (ع) باشند.
دقت شود که ما در فارسی دو واژهی «حمد» و «شکر» را به یک نوع ترجمه کرده و معنای «سپاسگذاری» را از آنها درک میکنیم. در حالی که معنای این دو کاملاً با هم فرق دارد. و به همین لحاظ میفرماید:
«من لم یشرک المخلوق، لم یشکر الخالق – هر کس شکر مخلوق را به جای نیاورد، شکر خالق را به جای نمیآورد». در حالی که میفرماید: «حمد فقط مخصوص خداوند است».
حمد؛ سپاسگذاری توأم با پرستش است. یعنی سپاس عبد از معبود. ولی «شکر» صرفاً سپاسگذاری است که هر کسی موظف است از واسطهی فیض خود نیز ممنون و سپاسگذار باشد.
یا علی گفتن:با توجه به مواردی در مبحث «دعا و توسل» گفته شد، پاسخ این بخش نیز روشن گردید. اگر منظور از «یا علی» گفتن، توسل به آن مقام بزرگوار نزد خداوند باشد، نه تنها اشکالی ندارد، بلکه عین عبادت و بندگی خداوند و اطاعت از آیهی کریمهی فوق الذکر میباشد، اما اگر منظور مبدأ و منشأ وجود و فیض دانستن ایشان است، بدیهی است که اشکال دارد.
دقت شود که طبق احادیث (اصول کافی باب اسمای الهی، ج1)، نه تنها «یا علی، یا حسین، یا فاطمه، یا مهدی»، بلکه حتی اگر اسمهای خدا بدون قصد کردن خود خدا خوانده شود، شرک است. بر اساس مضمون این روایات:
هر کسی اسم خدا را بدون قصد کردن خودش صدا کند، کافر است. چون غیر از او را صدا کرده و هر کسی اسم و خودش را با هم قصد کند، مشرک است. چون دو چیز را خوانده و دوگانه پرستی کرده و هر کسی خدا را قصد کند و او را با اسماءاش بخواند، موحد است.


شافعی می گفت : قبر موساى كاظم نوشداروی مجرب است .
ابن سمعون ، أبو الحسن محمد بن أحمد بن إسماعیل بن عنبس البغدادی ، أمالی ابن سمعون ، ج 1 ، ص125 .
ایا این حدیث صحیح است؟
الحمدلله،
خیر، دروغ محض است.
البته اینگونه دروغها و خرافات مضحک توسط شیعیان زیاد روایت می شود، مثلا روایت می کنند که:
- ابوالحسن می فرماید: خوردن هر خاك و گلی مانند خوردن خون و گوشت مردار و خوك حرام است جز خاك قبر امام حسین كه شفای هر درد و باعث نجات از هر ترسی است اما نباید در خوردن آن زیاده روی كرد. اصول كافی ج3 ص378.
- توسل به امام موسی كاظم برای درد چشم مفید است.مفاتیح الجنان ص86.
- در ادرار و مدفوع ائمه كثافت و بوی بد وجود ندارد بلكه مانند مشكی است كه بوی آن همه جا را پر می كند و هر كس از ادرار و مدفوع و خون ائمه بخورد خداوند آتش دوزخ را بر وی حرام كرده و بهشت را بر او واجب می گرداند.انوار الولایه تالیف آیة الله زین العابدین گلپایگانی ص440.
- عبداله پسر سنان می گوید: ابوعبدالله فرمود: از سخن گفتن به هنگام جماع پرهیز كنید كه باعث لال شدن زبان می گردد.اصول كافی ج5 ص498.
و همه اینها دروغ و باطل هستند و باید از بازگو کردن این اکاذیب پرهیز نمود.
برای خواندن چیزهای عجیب و غریب شیعه که همه بر اساس روایات و احادیث دروغین هستند به کتاب " قطره ای از دریای خرافات شیعه" از سایت نوار اسلام مراجعه کنید.
وصلی الله وسلم علی محمد وعلى آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلى یوم الدین
سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت
IslamPP.Com


