userinfo close

  ,

محبان مهدی ( روم محبان)


mohebbanclub

تاسیس: 16 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: فرهاد نعیمی - معاونان
او میاید و کلمه انتظار از واژه نامه ها حذف خواهد شد
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
11
45
90/6/11 (23:47)
0
0
91/2/12 (17:47)
1
3
90/10/16 (10:33)
0
1
90/5/26 (01:18)
0
0
90/5/26 (01:18)
0
2
90/3/26 (23:26)
0
8
90/1/25 (23:25)
1
1
90/1/18 (00:09)
0
7
89/12/28 (23:48)
0
5
89/11/5 (00:59)
2
12
89/9/28 (14:26)
3
6
89/9/21 (20:39)
0
6
89/7/21 (00:55)
3
14
89/5/9 (23:20)
2
21
89/5/5 (23:35)
1
24
89/5/5 (23:29)
1
15
89/5/5 (23:26)
1
6
89/5/5 (22:49)
0
6
89/5/1 (01:10)
0
6
89/3/26 (00:09)

عنوان بحث

مهر راد , mohajer_61
مهر راد - 00:09 1389/03/26

غریب ترین فرد عالم

آقای من ! مولای من ! ای مسافر بیابان های تنهایی !
میخواهم غربتت را حکایت کنم.
مولای من آرزو داشتم کاش مرا عبدالمهدی می نامیدند. دوست داشتم از همان اول
اذان عشق تو را در گوشم زمزمه کرده بودند.
ای کاش مهد کودکم مهد آشنایی با تو بود.
کاشکی در کلاس اول دبستان آموزگارم الف بای عشق تو را برایم هجی می کرد و نام
زیبای تو را سرمشق دفتر چه تکلیفم قرار می داد.
در دوره راهنمایی هیچ کس مرا به خیمه سبز تو راهنمایی نکرد.
و در سال دبیرستان کسی مرا با تو که مدیر عالم امکان هستی پیوند نزد.
در کتاب جغرافی ما صحبتی از (ذی طوبی) و (رضوی) نبود.
در کلاس تاریخ کسی ما را با تاریخ غیبت ، غربت و تنهایی تو آشنا نکرد.
در زنگ شیمی وقتی سخن از چرخش الکترون به دور هسته اتم به میان می آمد به
اشارتی کافی بود تا من بفهمم تمام عالم هستی و ما سوی الیه به گرد وجود شریف تو
می چرخد.
چرا موضوع انشای ما به جای (علم بهتر است یا ثروت) از تو و از ظهور تو و روش
های جلب رضایت تو نبود ؟! مگر نه بی تو نه علم خوب است نه ثروت؟!
آه کاش در کنار زبان بیگانه زبان گفت و گو با تو را نیز به من می آموختند.
ای کاش در کنار انواع و اقسام فرمول های پیچیده ریاضی،شیمی،فیزیک فرمول سادهٔ
ارتباط با تو را نیز به من یاد میدادند.
وقتی برای کنکور درس میخواندم، کسی مرا برای ثبت نام در دانشگاه معرفت و محبت
امام زمان (عج) تشویق نکرد.
کسی برایم تبیین نکرد که معرفت امام نیز مراتب دارد.
و خیلی ها تا آخر در همان طفولیت یا مهد کودک خویش در جا میزنند.
از فضای نیمه بستة مدرسه وارد فضای باز دانشگاه شدم.
در دانشگاه وضع از این اسف بارتر بود،
بازار غرور و نخوت پر مشتری بود و اسباب غفلت فراوان و فراهم.
مولای من در دانشگاه هم کسی برایم از تو سخن نگفت.
کاربرد دروس معارف اسلامی و تاریخ اسلام ، جبران کسری معدل دانشجویان بود!
پس از فراغت از تحصیل نیز اداره ی زندگی دغدغه ی معاش، مجال برای فکر
کردن راجع به تو برایم باقی نگذاشت.
آه شنیدم به یکی از شیفتگان در عالم کشف و شهود گفته اید که دلم خون است،
آه شنیدم که در یکی از تشرفات فرموده بودید اگر به اندازه ای که برای پیدا کردن
مرغ گمشده ی خود جستجو میکنید به دنبال من می گشتید، مرا میافتید.
آقا جان یاد شعری افتادم و از غفلت خویش بیشتر شرمنده شدم:
هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند
بیگانه اگر میشکند حرفی نیست از دوست بپرسید چرا میشکند؟
آقا جان دیگر فهمیدم چرا فرمودید من مظلوم ترین فرد عالمم.
آه ای مردم شیعه، ای کسانی که هر ساله در ایام عاشورا اشک ماتم بر مظلومیت
حضرت سیدالشهدا (ع) و اهل بیت مکرمش می ریزید،
بیدار شوید که صدای " هَل مِن مُعین " به گوش میرسد.
آری مولای ما تنهاست.
متحیرم! از اینکه هر ساله در ایام فاطمیه به یاد مصائب و مظلومیت حضرت زهرا
(س) و بستن دست مولای متقیان حضرت علی (ع) میگریم.
اما غافل از این که 12 قرن است که دست مولا و امام زمان من بسته است....
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.