| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
28
|
137
|
90/9/11 (09:28)
|
|
||
|
|
82
|
681
|
90/3/27 (14:11)
|
|
||
|
|
9
|
52
|
89/12/16 (12:32)
|
|
||
|
|
15
|
77
|
89/6/31 (16:55)
|
|
||
|
|
20
|
107
|
88/9/29 (12:38)
|
|
||
|
|
20
|
145
|
88/9/29 (12:42)
|
|
||
|
|
3
|
10
|
90/11/13 (10:58)
|
|
||
|
|
6
|
31
|
90/3/12 (16:02)
|
|
||
|
|
18
|
229
|
90/3/12 (16:00)
|
|
||
|
|
6
|
125
|
90/2/13 (16:41)
|
|
||
|
|
1
|
12
|
90/2/13 (16:34)
|
|
||
|
|
3
|
34
|
90/1/21 (21:27)
|
|
||
|
|
75
|
553
|
89/12/16 (12:26)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
89/10/14 (00:36)
|
|
||
|
|
18
|
64
|
89/9/6 (00:44)
|
|
||
|
|
6
|
51
|
89/7/1 (14:42)
|
|
||
|
|
5
|
45
|
88/9/2 (15:58)
|
|
||
|
|
6
|
45
|
88/8/2 (15:10)
|
|
||
|
|
3
|
24
|
88/7/27 (13:18)
|
|
||
|
|
7
|
72
|
88/7/18 (16:51)
|
|
هر كجا عشق باشد در آنجا ثروت و موفقیت نیز حضور دارد.
دعوت عشق"........
خانمی از منزل خارج شد و در جلوی در حیاط با سه پیرمرد مواجه شد. زن گفت: شماها را نمیشناسم ولی باید گرسنه باشید لطفا به داخل بیایید و چیزی بخورید. .
سپس زن آن ها را به داخل خانه راهنمایی كرد ولی آن ها گفتند:
ما نمیتوانیم با هم داخل شویم. زن علت را پرسید و
یكی از آن ها توضیح داد كه:
....... اسم من ثروت است و به یكی دیگر از دوستانش اشاره كرد و
گفت او......... موفقیت و دیگری ...........عشق است............
زن به خانه بازگشت و ماجرا را به مرد خانه گفت :
زن ماجرا را برای شوهرش تعریف كرد. شوهر كه بسیار خوشحال شده بود
با هیجان خاص گفت:
بیا ثروت را دعوت كنیم و منزلمان را مملو از دارایی نماییم.............
اما زن با او مخالفت كرد و گفت: عزیزم چرا موفقیت را نپذیریم.............!
در این میان فرزندشان كه تا این لحظه شاهد گفت و گوی آن ها بود گفت:
بهتر نیست عشق را دعوت كنیم و منزلمان را سرشار از عشقكنیم؟..............
سپس شوهر به زن نگاه كرد و گفت: بیا به حرف فرزندمان گوش دهیم،
برو و عشق را به داخلدعوت كن
سپس زن نزد پیرمردان رفت و پرسید كدامیك از شما عشق هستید؟ لطفا داخل شوید و مهمان ما باشید.
در این لحظه عشق برخاست و قدم زنان به طرف خانه راه افتاد. سپس آن دو نفر هم بلند شده و وی را همراهی كردند.
زن با تعجب به موفقیت و ثروت گفت: من فقط عشق را دعوت كردم!
در این بین عشق گفت: اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت میكردید دو نفر از ما مجبور بودند تا بیرونمنتظر بمانند اما زمانی كه شما عشق را دعوت كردید، هر جا كه من بروم آن ها نیز همراه من میآیند
........
هر كجا عشق باشد در آنجا ثروت و موفقیت نیز حضور دارد.
خوشبختی ما در سه جمله است
تجربه از دیروز ،
استفاده ازامروز ،
امید به فردا...
ولی ما با سه جمله دیگر زندگیمان را تباه می کنیم.
حسرت دیروز ،
اتلاف امروز ،
ترس از فردا
دكتر علی شریعتی
*****************************
استاد جوان ایرانی یکی از 10 مغز برتر آمریکا
مریم میرزاخانی از جمله بازماندگان سانحه غم بار سقوط اتوبوس حامل نخبگان ریاضی دانشگاه صنعتی شریف به دره در اسفندماه سال76 است.
مریم میرزاخانی از جمله بازماندگان سانحه غم بار سقوط اتوبوس حامل نخبگان ریاضی دانشگاه صنعتی شریف به دره در اسفندماه سال76 است.
دکتر مریم میرزاخانی، استادیار جوان دانشگاه "پرینستون" به عنوان یکی از 10 مغز برتر آمریکای شمالی معرفی شد و به او لقب سد شکن دادند. مریم میرزاخانی در سالهای 73و 74 (سال سوم و چهارم دبیرستان) از مدرسه ی فرزانگان تهران موفق به کسب مدال طلای المپیاد ریاضی کشوری شد و بعد از آن در سال 1994 در المپیاد جهانی هنگ کنگ با 41 امتیاز از 42 امتیاز مدال طلای جهانی گرفت. سال بعد یعنی 1995 در المپیاد جهانی ریاضی کانادا مدال طلای جهانی به دست آورد.مریم در دانشگاه شریف در رشته ی ریاضی ادامه تحصیل داد.
میرزاخانی با دریافت بورسیه از طرف دانشگاه هاروارد به آنجا رفت و تحصیلاتش را در آنجا ادامه داد. مریم میرزاخانی که تحصیلات کارشناسیارشد و دکتری را در دانشگاه هاروارد پشت سرگذاشت، به همراه 9 محقق برجسته دیگر چندی پیش در چهارمین نشست10 برلیان، نشریه Popular Science در آمریکا مورد تقدیر قرار گرفت. به نوشته USA TODAY ، این فهرست 10 نفره شامل محققان و نخبگان جوانی است که در حوزههای ابتکاری مشغول به فعالیت هستند و با این حال معمولا از چشم عموم پنهان ماندهاند. این فهرست بر اساس پیشنهادهای ارائه شده از سوی سازمانهای گوناگون، روسای دانشگاهها و ناشران انتشارات علمی برگزیده شدهاند. این محققان برجسته جوان در حوزههای گوناگونی از گرافیک رایانهیی تا ریاضیات و علوم رباتیک، افقهای تازهای در مرزهای جهان اطراف ما گشودهاند که مریم میرزاخانی ریاضیدان 29 ساله ایرانی یکی از آنهاست. میرزاخانی در سال 1999 میلادی موفق به پیدا کردن راهحلی برای یک مشکل ریاضی شد که بسیاری را به دام انداخته بود: محاسبه حجمهای فضایی منحنی هندسی. ریاضیدانان مدتهای طولانی است که به دنبال یافتن راه عملی برای محاسبه حجم رمزهای جایگزین فرمهای هندسی هذلولی بودهاند و در این میان مریم میرزاخانی جوان در دانشگاه پرینستون نشان داد که با استفاده از ریاضیات شاید بتوان بهترین راه را به سوی دست یافتن به راهحلی روشن در اختیار داشت: محاسبه عمق حلقههای ترسیم شده بر روی سطوح هذلولی.
میرزاخانی در تلاش است تا معمای ابعاد گوناگون فرمهای غیر طبیعی هندسی را حل کند. در صورتی که جهان از قاعده هندسه هذلولی تبعیت کند، ابتکار وی به تعریف شکل و حجم دقیق جهان کمک خواهد کرد. در واقع مشکل این است که برخی از این اشکال هذلولی همچون doughnuts و یا amoebas دارای ظاهری بسیار نافرم هستند که محاسبه حجم آنها را به معمایی جدی برای ریاضیدانان مبدل کرده است. اما میرزاخانی با یافتن راهی جدید در واقع دست به یک ابتکار عمل بزرگ زد و با ترسیم یک سری ازحلقهها بر روی سطح این گونه اشکال پیچیده به محاسبه حجم آنها پرداخت. جیمز کارلسون از انستیتو ریاضیات کلی (Clay Mathematics Institute) میگوید: میرزاخانی در یافتن ارتباطات جدید، عالی است. وی میتواند به سرعت از یک مثال ساده به دلیل کاملی از یک نظریه ژرف و عمیق برسد. مریم میرزاخانی از دانشآموزان نخبه المپیادی کشور است که در سال 74 در المپیاد جهانی ریاضی علاوه بر دریافت مدال طلا با کسب بالاترین امتیاز به عنوان نفر اول جهان شناخته شدهاست. میرزاخانی دانشآموز نخبه ریاضی، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته ریاضی در دانشگاه صنعتی شریف ادامه داد و از جمله بازماندگان سانحه غمبار سقوط اتوبوس حامل نخبگان ریاضی دانشگاه صنعتی شریف به دره در اسفندماه 76 است. در این حادثه اتوبوس حامل دانشجویان ریاضی شرکتکننده در بیست و دومین دوره مسابقات ریاضی دانشجویی که از اهواز راهی تهران بود به دره سقوط کرد و طی آن شش تن از دانشجوی نخبه ریاضی دانشگاه صنعتی شریف شامل آرمان بهرامیان، رضا صادقی - برنده دو مدال طلای المپیادجهانی - علیرضا سایهبان و علی حیدری، فرید کابلی، دکتر مجتبی مهرآبادی و مرتضی رضایی دانشجوی دانشگاه تهران که اغلب از برگزیدگان المپیادهای ملی و بینالمللی ریاضی بودند در اوج بالندگی و شکوفایی علمی ناباورانه، جان باختند.
تو گر لذت ترک لذت بدانی ... دگر لذت نفس ، لذت نخوانی.
پیرزن برای سفیدکاری دیوارهای خانه اش کارگر جوانی را دعوت کرد. وقتی کارگر وارد ساختمان شد، شوهر پیر و نابینای او را دید و دلش برای زوج بی نوا سوخت.
در مدتی که آنجا کار می کرد متوجه شد پیرمرد انسانی بسیار شاد و خوش بین است. او هنگام سفیدکاری با پیرمرد روشندل گپ زد و کم کم رفیق شدند. کارگر مهربان به معلولیت صاحبخانه هیچ اشاره ای نکرد تا خدای نکرده نرنجد.
با پایان سفیدکاری ، کارگر صورت حساب را به پیرزن داد و او متوجه شد هزینه ای که در آن نوشته شده خیلی کم تر از پولی است که توافق کرده بودند.زن سالخورده پرسید شما چرا به ما این همه تخفیف دادید؟
کارگر جواب داد:در ساعت هایی که با شوهر شما گپ زدم خیلی خوشحال شدم و انرژی مثبت گرفتم.من از نحوه برخورد او با زندگی فهمیدم وضعیت من آن قدر هم که فکر می کردم بد نیست و باید خدا را بیشتر شکر کنم. به همین خاطر به شما تخفیف دادم که نشانگر تشکرم است.
پیرزن از تحسین شوهرش و بزرگواری کارگر منقلب شد و گریه کرد؛ چون می دید که خود سفیدکار فقط یک دست دارد.
بله، ما اگر گاهی نمی توانیم زندگی خود را تغییر دهیم،می توانیم جهان بینی مان را دگرگون کنیم و از زندگی شرافتمندانه ، لذت بی بدیل ببریم.
بزرگی می گوید: «ثروتمندترین انسانها ، پولدارترینها نیستند بلکه کم نیازترینها هستند» و
چه خوش گفته است مولوی که
«تو گر لذت ترک لذت بدانی ؛دگر لذت نفس ، لذت نخوانی.»