| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
72
|
90/8/24 (12:16)
|
|
||
|
|
0
|
113
|
89/10/17 (14:11)
|
|
||
|
|
0
|
571
|
89/3/25 (10:50)
|
|
||
|
|
4
|
3104
|
88/7/17 (18:02)
|
|
||
|
|
0
|
111
|
88/6/22 (09:06)
|
|
||
|
|
0
|
129
|
88/6/11 (09:16)
|
|
||
|
|
3
|
90
|
88/1/31 (00:16)
|
|
||
|
|
0
|
32
|
87/6/22 (13:52)
|
|
||
|
|
0
|
54
|
87/5/3 (15:28)
|
|
||
|
|
0
|
33
|
87/4/30 (23:10)
|
|
||
|
|
1
|
76
|
87/3/16 (12:57)
|
|
||
|
|
0
|
36
|
86/9/20 (18:41)
|
|
||
|
|
0
|
20
|
86/2/27 (14:33)
|
|
||
|
|
0
|
108
|
86/1/6 (00:21)
|
|
||
|
|
0
|
72
|
85/12/18 (09:47)
|
|
||
|
|
0
|
26
|
85/12/15 (07:11)
|
|
||
|
|
0
|
35
|
85/9/30 (21:02)
|
|
||
|
|
0
|
92
|
85/8/30 (19:15)
|
|
||
|
|
0
|
40
|
85/8/22 (01:18)
|
|
||
|
|
0
|
300
|
85/6/12 (17:47)
|
|
ای ایران
ای ایران، ای مرز پر گهر
ای خاكت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی تو جاودان
ای دشمن ارتو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاك پاك میهنم
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاك ایران ما
سنگ كوهت دُر و گوهر است
خاك دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل كی برون كنم
برگو بی مهر تو چون كنم
تا گردش جهان و دور آسمان بپاست
نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست، اندیشه ام
در راه تو، كی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاك ایران ما
ایران، ای خرم بهشت من
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیكرم
جز مهرت در دل نپرورم
از آب و خاك و مهر تو سرشته شد گلم
مهرت گر برون رود تهی شود دلم
مهر تو چون، شد پیشه ام
دور از تو نیست، اندیشه ام
در راه تو، كی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاك ایران ما
شمشیر من ای ایران بر دشمن تو تیز است
در راه تو جان دادن ناچیزترین چیز است
ز شیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را به جایی رسیده است کار
که تاج و تخت کیانی کند آرزو
تفو بر تو ای روزگار تفو
وقتی تو می گویی وطن
وقتی تو می گویی وطن من خاک بر سر می کنم
گویی شکست شیر را از موش باور میکنم
وقتی تو میگویی وطن بر خویش می لرزد قلم
من نیز رقص مرگ را با او به دفتر می کنم
وقتی تو می گویی وطن یکباره خشکم می زند
وان دیده ی مبهوت را با خون دل تَر می کنم
بی کوروش و بی تهمتن با ما چه گویی از وطن
با تخت جمشید کهن من عمر را سر می کنم
وقتی تومی گویی وطن بوی فلسطین می دهی
من کی نژاد عشق با تازی برابر می کنم
وقت تو می گویی وطن از چفیه ات خون می چکد
من یاد قتل نفس با الله و اکبر میکنم
وقتی تو میگویی وطن شهنامه پرپر می شود
من گریه بر فردوسی آن پیر دلاور میکنم
بی نام زرتشت مَهین ایران و ایرانی مبین
من جان فدای آن یکتا پیمبر می کنم
خون اوستا در رگ فرهنگ ایران می دود
من آیه های عشق را مستانه از بر می کنم
وقتی تو می گویی وطن خون است و خشم وخودکشی
من یادی از حمام خون در تَلِ زَعتَر(اردوگاهی در فلسطین) میکنم
ایران تو یعنی لباس تیره عباسیان
من رخت روشن بر تن گلگون کشور می کنم
ایران تو با یاد دین زن را به زندان می کشد
من تاج را تقدیم آن بانوی برتر می کنم
ایران تو شهر قصاص و سنگسار و دارهاست
من کیش مهر و عفو را تقدیم داور میکنم
تاریخ ایران تو را شمشیر تازی می ستود
من با عدالتخواهیم یادی ز حیدر میکنم
ایران تو می ترسد از بانگ نوایِ نای و نی
من با سرود عاشقی آن را معطر میکنم
وقتی تو میگویی وطن یعنی دیار یار و غم
من کی گل"امید"را نشکفته پر پر میکنم
"مصطفا بادکوبه ای"
پاینده ایران