| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
81
|
298
|
90/2/27 (10:26)
|
|
||
|
|
5
|
24
|
89/12/26 (16:56)
|
|
||
|
|
9
|
50
|
89/9/9 (10:02)
|
|
||
|
|
25
|
167
|
89/9/9 (10:14)
|
|
||
|
|
15
|
241
|
89/9/9 (10:11)
|
|
||
|
|
0
|
41
|
89/4/15 (21:11)
|
|
||
|
|
22
|
158
|
89/3/31 (17:14)
|
|
||
|
|
11
|
78
|
88/12/23 (23:04)
|
|
||
|
|
3
|
19
|
88/12/21 (22:28)
|
|
||
|
|
2
|
22
|
88/12/18 (09:36)
|
|
||
|
|
2
|
24
|
88/11/28 (23:08)
|
|
||
|
|
1
|
43
|
88/11/26 (13:19)
|
|
||
|
|
1
|
9
|
88/11/5 (12:20)
|
|
||
|
|
0
|
13
|
88/8/4 (15:20)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
88/8/4 (15:05)
|
|
||
|
|
6
|
88
|
88/6/30 (08:06)
|
|
||
|
|
13
|
52
|
90/11/24 (11:43)
|
|
||
|
|
92
|
248
|
90/3/18 (19:19)
|
|
||
|
|
6
|
32
|
89/4/28 (19:19)
|
|
||
|
|
42
|
121
|
89/1/19 (00:46)
|
|


-small;color:#000000;font-family:tahoma, arial, helvetica, sans-serif;">قلبم مطمئنه که تورو خیلی دوست داره
-small;color:#000000;font-family:tahoma, arial, helvetica, sans-serif;">هرچقدر که زمان میگذره عشق من هم به تو بیشتر میشه
-small;color:#000000;font-family:tahoma, arial, helvetica, sans-serif;">با لبخند شاد تو و چهره ی دوست داشتنیت
-small;color:#000000;font-family:tahoma, arial, helvetica, sans-serif;">هیچ کس هرگز نمیتونه جای تورو بگیره
-small;color:#000000;font-family:tahoma, arial, helvetica, sans-serif;">برات آرزوی یه ولنتاین شاد رو دارم . . .
-small;color:#000000;font-family:tahoma, arial, helvetica, sans-serif;">
هنوز در سفری؟
سفر بخیر
گرد سفر باید شست
برگرد به وطن زین سفر دور و دراز
حافظ زین سفر دور و دراز
دل خونست
اخر این شاخ نبات شیراز
از غم دوری حافظ
چنین
مجنون ست
سوختم،باران بزن شاید تو خاموشم کنی شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی
آه باران من سراپای وجودم آتش است پس بزن شاید تو خاموشم کنی
شب چو بوسید لب گلگون او گشت لرزان قامت موزون او
زیر گیسو کرد پنهان روی خویش ماه را پوشید با گیسوی خویش
گفتمش ای روی تو صبح امید در دل شب بوسه ی ما را که دید
قصه پردازی در این صحرا نبود چشم اندازی به سوی ما نبود
غنچه ی خاموش او چون گل شکفت بر من از حیرت نگاهی کرد و گفت
با خبر گردید از راز ما شب بوسه ای دادیم و آن را دید شب
بوسه را شب دید و با مهتاب گفت ماه خندید و به موج آب گفت
موج دریا جانب پارو شتافت راز را گفت و به دیگر سو شتافت
راز را پارو به قایق باز گفت داستان دلکشی زان راز گفت
گفت قایق هم به قایق بان خویش آنچه را بشنید از یاران خویش
مانده بود این راز اگر در پیش او دل نبود آشفته از تشویش او
هرکی بقیه اینو بلده واسه من بفرسته ممنون میشم
هیچکس اشکی برای ما نریخت/هر که با ما بود از ما می گریخت
چند روزی هست حال من دیدنیست/حال من از این و آن پرسیدنیست
گاه بر روی زمین زل می زنم/ گاه بر حافظ تفاعل می زنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت/یک غزل آمد که حالم را گرفت
(ما ز یاران چشم یاری داشتیم،خود غلط بود آنچه می پنداشتیم)
منطق تقدیم کنم یادل
آخر سفره را نانی باید
راه را گامی
سکوت راسخنی
وکویر را سر سبزی
تشنه چشمه طلب کند
و چشم نگاه را
نگاه با کلام آید
وکلام با سلام
سلام بر معشوق
كه چهره اش قمروچشم او ستاره اوست
سلام بر عشق
كه قطره قطره اشك شبانه ، چاره اوست
به چشم یار سلام
كه سوز نگاه وی وشراره اوست
سلام من به سپهر
كه زینت شب ما ابر پاره پاره اوست
به شب سلام
كه هر ستاره درخشتده گوشواره اوست
سلام بر شبنم
كه غنچه بستر وگلبرگ گاهواره اوست سلام برمادر كه دیده همگان عاشق نظاره اوست
به كردگار سلام
كه خلق آدم وعالم به یك اشاره اوست 

آنکه میگوید دوستات میدارم
دل ِ اندُهگین ِ شبیست
که مهتاباش را میجوید.
ای کاش عشق را
زبان ِ سخن بود
هزار آفتاب ِ خندان در خرام ِ توست
هزار ستارهی گریان
در تمنای من.
عشق را
ای کاش زبان ِ سخن بود
احمد شاملو.
من از هر ضربه ی قلبم شنیدم که بی عشق رونقی دنیا ندارد
من از صمیم قلبم او را دوست دارم من او را چون خدایم میپرستم
بیا و دستم رو بگیر نازنینم شاید امشب به طلوع فردا نرسد
شعر از الف قامت دوست/ شاعر قرن بیست و یكم / معاصر
تا کجای قصه باید ز دلتنگی نوشت ؟ تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت
تا به کی با ضربه های درد باید رام شد یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد
بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار خسته از این زندگی با غصه های بی شمار . . .