| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
186
|
989
|
91/1/9 (21:02)
|
|
||
|
|
467
|
7757
|
89/1/19 (14:43)
|
|
||
|
|
17
|
157
|
90/10/2 (22:53)
|
|
||
|
|
3
|
35
|
90/5/30 (21:32)
|
|
||
|
|
5
|
120
|
89/11/29 (19:41)
|
|
||
|
|
160
|
876
|
89/11/23 (16:25)
|
|
||
|
|
160
|
107
|
89/9/14 (21:35)
|
|
||
|
|
23
|
192
|
89/9/8 (21:26)
|
|
||
|
|
8
|
131
|
89/6/22 (15:04)
|
|
||
|
|
55
|
419
|
89/3/26 (22:48)
|
|
||
|
|
0
|
36
|
89/1/4 (00:56)
|
|
||
|
|
1309
|
4324
|
88/12/19 (22:07)
|
|
||
|
|
9
|
82
|
88/6/12 (17:16)
|
|
||
|
|
2
|
47
|
88/5/4 (08:41)
|
|
||
|
|
3
|
29
|
88/4/20 (23:57)
|
|
||
|
|
4
|
82
|
88/2/14 (12:06)
|
|
||
|
|
46
|
228
|
88/2/14 (11:59)
|
|
||
|
|
6
|
88
|
88/1/17 (18:32)
|
|
||
|
|
9
|
64
|
88/1/12 (21:05)
|
|
||
|
|
55
|
193
|
88/1/7 (19:07)
|
|
لاهوت در اصل لاهوالاهو است...
برگوی به عشق سرّ لاهوت در جمع قلندران فانی
در این پست توضیحی مختصر درباره کلمه و عالم لاهوت و اطلاعاتی پیرامون آن ، آمده است که امیدوارم مورد استفاده و بهرمندی دوستان عزیزم قرار گیرد.
در لغت نامه دهخدا چنین آمده است :
و در لفظ جبروت . بیان شد که لاهوت نامی از مقامات سالکان . و از لاهوت به ذات نیز تعبیر کنند - انتهی . صاحب آنندراج گوید: عالم ذات الهی که سالک را در آن مقام فناء فی اللّه حاصل میشود و مرتبه صفات را جبروت و مرتبه اسماء را ملکوت نامند و بعضی گویند لاهوت در اصل لاهوالاهو است و حرف تاء زائد و قانون عرب است که چون کلمات مغلقه گویند چیزی حذف نمایند و چیزی زیاده کنند تا نامحرمان محروم از حقیقت آن باشند پس لاهو نفی است یعنی نیست تجلی صفات مرطائفه افراد را و لفظ هو اسم ذات است الاهو مگر تجلی ذات و حق اینست که لاهوت در اصل لغت مصدر است بر وزن فعلوت مشتق از لاه چنانکه رغبوت و رحموت و لاه در اصل لفظاللّه است ماخوذ از «لیه »، به معنی پوشیدن و در پرده رفت (غیاث ) (آنندراج.)
-علم اللاهوت ; حکمت الهی .
عالم لاهوت (مشتق از الاه، یعنی عالم الاهی)، که حلاج آن را بیشتر ذکر کرده است، تقریباً معادل عالم غیب است، و در برابر آن عالم ناسوت (مشتق از ناس، یعنی عالم انسانی) است، که معادل عالم شهادة می باشد.
حكماى اسلامى به چهار عالم كلى یا به چهار نشاه معتقدند:
ü عالم طبیعتیا ناسوت.
ü عالم مثال یا ملكوت
ü عالم عقول یا جبروت
ü عالم الوهیتیا لاهوت
عالم ناسوت، یعنى عالم ماده و حركت وزمان و مكان، و به عبارت دیگر عالم طبیعت و محسوسات یا عالم دنیا.
عالم مثال یا ملكوت، یعنى عالمى برتر از طبیعت كه داراى صوَر و ابعاد هست اما فاقد حركت و زمان و تغییر است.
عالم جبروت، یعنى عالم عقول، یا عالم معنى كه از صور و اشباح مبراست و فوق عالم ملكوت است.
عالم لاهوت یعنى عالم الوهیت و احدیت.
شیخ اشراق نیز شمار عوالم را چهار می داند:
1- عالم عقول و ملائکه و مقربان، که به اصطلاح او عالم انوار قاهره است؛
2- عالم نفوس، که عالم انوار مدبره دانسته است؛
3- عالم برزخیان، که عالم حس و عبارت است از عالم افلاک و ستارگان و عالم عناصر؛
4- عالم مثال و خیال که به اصطلاح او، عالم صور معلقة ظلمانیه و مستنیره است؛ و ارواح اشقیا و سعدا. هر دو در آن عالم است.
برای عالم غیب، تحت تأثیر حکمت نو افلاطونی و مکتب تصوف، تقسیماتی قائل شدهاند، از قبیل عالم ملکوت و عالم جبروت، که عالم ملکوت عالم حقایق و عقول و ارواح است، و عالم جبروت به عقیده بعضی عالم برزخ (یعنی عالم متوسط میان جسمانیات و روحانیات) است، و عالم مثال نیز خوانده می شود. بعضی عالم جبروت را عالم اسما و صفات دانستهاند. غزالی لوح محفوظ را از عالم ملکوت می داند، و بعدالرزاق کاشانی آن را از عالم جبروت. ملاصدرا نیز مجموع عوامل را سه می داند: عالم عقل، عالم خیال، و عالم حس.
قیصری در مقدمه شرح فصوص الحکم شمار عوالم را پنج می داند: عالم اعیان ثابته، عالم ملک، عالم عقول و نفوس مجرده، عالم مثال، و عالم انسانی (که جامعه جمیع عوالم است). در نظر صوفیه، مجموع موجودات، عالم کبیر خوانده می شود، و انسان که مظهر و جامعه جمیع عوالم است، عالم صغیر.
بسیاری از بزرگان ادب فارسی دراشعار و مکتوباتشان از لاهوت نیز بهره جسته اند:
از «لا» رسی بصدر شهادت که عقل را
از «لا» و «هو» ست مرکب لاهوت زیر ران .
خاقانی .
گشایم راز لاهوت ازتفرد
نمایم ساز ناسوت از هیولی .
خاقانی .
کی کند جلوه عز اللهی
قدس لاهوت بر دل لاهی .
جوینی .
محرم ناسوت ما لاهوت باد
آفرین بر دست و بر بازوت باد.
مولوی .