userinfo close

  ,

ایستگاه معنی


meaningstation

تاسیس: 13 آبان 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: یاشار منفرد - معاونان
با درود بر سروران گرامی. با توجه به این که، در این انجمن پیرامون دانش و خرد و فرهنگ سخن می گویی ادامه »
با درود بر سروران گرامی.


با توجه به این که، در این انجمن پیرامون دانش و خرد و فرهنگ سخن می گوییم، بایسته است از به كار بردن واژه های نادرخور، باز کردن جستارهای سیاسی و همچنین توهین به اندیشه و باورهای مذهبی دیگران پرهیز کنیم.

بدیهی است در صورت تخلف از این موارد ، بدون توجه به این که شما چه کسی هستید ، مسدود و از ادامه فعالیت شما در این انجمن ، برای مدت معینی جلوگیری خواهد شد.

با سپاس.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
186
989
91/1/9 (21:02)
467
7757
89/1/19 (14:43)
17
157
90/10/2 (22:53)
3
35
90/5/30 (21:32)
5
120
89/11/29 (19:41)
160
876
89/11/23 (16:25)
160
107
89/9/14 (21:35)
23
192
89/9/8 (21:26)
8
131
89/6/22 (15:04)
55
419
89/3/26 (22:48)
0
36
89/1/4 (00:56)
1309
4324
88/12/19 (22:07)
9
82
88/6/12 (17:16)
2
47
88/5/4 (08:41)
3
29
88/4/20 (23:57)
4
82
88/2/14 (12:06)
46
228
88/2/14 (11:59)
6
88
88/1/17 (18:32)
9
64
88/1/12 (21:05)
55
193
88/1/7 (19:07)

عنوان بحث

حسین چراغعلی , hamrah_hamishegi
حسین چراغعلی - 00:56 1389/01/4

لاهوت

لاهوت در اصل لاهوالاهو است...

 

 

 

 

برگوی به عشق سرّ لاهوت  در جمع قلندران فانی

 

 

 

در این پست توضیحی مختصر  درباره کلمه و عالم لاهوت و اطلاعاتی پیرامون آن ، آمده است که امیدوارم  مورد استفاده و بهرمندی دوستان عزیزم قرار گیرد.

 

در لغت نامه دهخدا چنین آمده است :

 

 و در لفظ جبروت . بیان شد که لاهوت نامی از مقامات سالکان . و از لاهوت به ذات نیز تعبیر کنند - انتهی . صاحب آنندراج گوید: عالم ذات الهی که سالک را در آن مقام فناء فی اللّه حاصل میشود و مرتبه صفات را جبروت و مرتبه اسماء را ملکوت نامند و بعضی گویند لاهوت در اصل لاهوالاهو است و حرف تاء زائد و قانون عرب است که چون کلمات مغلقه گویند چیزی حذف نمایند و چیزی زیاده کنند تا نامحرمان محروم از حقیقت آن باشند پس لاهو نفی است یعنی نیست تجلی صفات مرطائفه افراد را و لفظ هو اسم ذات است الاهو مگر تجلی ذات و حق اینست که لاهوت در اصل لغت مصدر است بر وزن فعلوت مشتق از لاه چنانکه رغبوت و رحموت و لاه در اصل لفظاللّه است ماخوذ از «لیه »، به معنی پوشیدن و در پرده رفت (غیاث ) (آنندراج.)

-علم اللاهوت ; حکمت الهی .

 

 عالم لاهوت (مشتق از الاه، یعنی عالم الاهی)، که حلاج آن را بیشتر ذکر کرده است، تقریباً معادل عالم غیب است، و در برابر آن عالم ناسوت (مشتق از ناس، یعنی عالم انسانی) است، که معادل عالم شهادة می باشد.

 

حكماى اسلامى به چهار عالم كلى یا به چهار نشاه معتقدند:

 

ü        عالم طبیعت‏یا ناسوت.

 

ü        عالم مثال یا ملكوت

 

ü        عالم عقول یا جبروت

 

ü        عالم الوهیت‏یا لاهوت

 

عالم ناسوت، یعنى عالم ماده و حركت وزمان و مكان، و به عبارت دیگر عالم طبیعت و محسوسات یا عالم دنیا.

 

عالم مثال یا ملكوت، یعنى عالمى برتر از طبیعت كه داراى صوَر و ابعاد هست اما فاقد حركت و زمان و تغییر است.

 

عالم جبروت، یعنى عالم عقول، یا عالم معنى كه از صور و اشباح مبراست و فوق عالم ملكوت است.

 

عالم لاهوت یعنى عالم الوهیت و احدیت.

 

شیخ اشراق نیز  شمار عوالم را چهار می داند:

 

1- عالم عقول و ملائکه و مقربان، که به اصطلاح او عالم انوار قاهره است؛

2- عالم نفوس، که عالم انوار مدبره دانسته است؛

3- عالم برزخیان، که عالم حس و عبارت است از عالم افلاک و ستارگان و عالم عناصر؛

4- عالم مثال و خیال که به اصطلاح او، عالم صور معلقة ظلمانیه و مستنیره است؛ و ارواح اشقیا و سعدا. هر دو در آن عالم است.

 

برای عالم غیب، تحت تأثیر حکمت نو افلاطونی و مکتب تصوف، تقسیماتی قائل شده‏اند، از قبیل عالم ملکوت و عالم جبروت، که عالم ملکوت عالم حقایق و عقول و ارواح است، و عالم جبروت به عقیده بعضی عالم برزخ (یعنی عالم متوسط میان جسمانیات و روحانیات) است، و عالم مثال نیز خوانده می شود. بعضی عالم جبروت را عالم اسما و صفات دانسته‏اند. غزالی لوح محفوظ را از عالم ملکوت می داند، و بعدالرزاق کاشانی آن را از عالم جبروت. ملاصدرا نیز مجموع عوامل را سه می داند:    عالم عقل، عالم خیال، و عالم حس.

 

قیصری در مقدمه شرح فصوص الحکم شمار عوالم را پنج می داند: عالم اعیان ثابته، عالم ملک، عالم عقول و نفوس مجرده، عالم مثال، و عالم انسانی (که جامعه جمیع عوالم است). در نظر صوفیه، مجموع موجودات، عالم کبیر خوانده می شود، و انسان که مظهر و جامعه جمیع عوالم است، عالم صغیر.

 

بسیاری از بزرگان ادب فارسی دراشعار و مکتوباتشان از لاهوت نیز بهره جسته اند:

 

از «لا» رسی بصدر شهادت که عقل را

از «لا» و «هو» ست مرکب لاهوت زیر ران .

 

خاقانی .

 

 

گشایم راز لاهوت ازتفرد

نمایم ساز ناسوت از هیولی .

 

خاقانی .

 

 

کی کند جلوه عز اللهی

قدس لاهوت بر دل لاهی .

 

جوینی .

 

 

محرم ناسوت ما لاهوت باد

آفرین بر دست و بر بازوت باد.

 

مولوی .

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.