| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
186
|
989
|
91/1/9 (21:02)
|
|
||
|
|
467
|
7757
|
89/1/19 (14:43)
|
|
||
|
|
17
|
157
|
90/10/2 (22:53)
|
|
||
|
|
3
|
35
|
90/5/30 (21:32)
|
|
||
|
|
5
|
120
|
89/11/29 (19:41)
|
|
||
|
|
160
|
876
|
89/11/23 (16:25)
|
|
||
|
|
160
|
107
|
89/9/14 (21:35)
|
|
||
|
|
23
|
192
|
89/9/8 (21:26)
|
|
||
|
|
8
|
131
|
89/6/22 (15:04)
|
|
||
|
|
55
|
419
|
89/3/26 (22:48)
|
|
||
|
|
0
|
36
|
89/1/4 (00:56)
|
|
||
|
|
1309
|
4324
|
88/12/19 (22:07)
|
|
||
|
|
9
|
82
|
88/6/12 (17:16)
|
|
||
|
|
2
|
47
|
88/5/4 (08:41)
|
|
||
|
|
3
|
29
|
88/4/20 (23:57)
|
|
||
|
|
4
|
82
|
88/2/14 (12:06)
|
|
||
|
|
46
|
228
|
88/2/14 (11:59)
|
|
||
|
|
6
|
88
|
88/1/17 (18:32)
|
|
||
|
|
9
|
64
|
88/1/12 (21:05)
|
|
||
|
|
55
|
193
|
88/1/7 (19:07)
|
|
با مراجعه به دیباچه بسیاری از نسخه های موجود شاهنامه,با تعابیر نسبتآ گوناگونی از زندگی این حکیم فرزانه مواجه میشویم که نکته ی مورد نظر من نحوه ی اتمام و انتشار آن میباشد:
در نمونه ای جریان مختصرآ اینطور بیان میشود:
حکیم طوس شاهنامه را در هنگام پیری و تهی دستی به اتمام میرساند ناچار به امید پاداش نامه پر ارزش خود را بنزد سلطان محمود غزنوی میفرستد ولی شاه روی خوش نشان نمیدهد و سراینده اشعار شخصآ به دربار رفته ولی باز هم رفتاری مطابق شآن خود نمیبیند با پذیرش دشواری ها بنزد پادشاه طبرستان رفته و قصایدی در حجو سلطان محمود میسراید.اما شهریار پادشاه طبرستان قصاید را از وی میخرد و مانع از انتشار کتاب میشود.
ولی پس از مدتی از روی ندامت دستور انتشار آنها را داده و پاداشی بسیار در سپاس از فردوسی برایش ارسال میدارد,اما متاسفانه در این زمان شاعر دیگر در قید حیات نیست...
اما تعاریفی دیگر که در برخی تارنماها و برنامه ها مطرح میشود بیان از این دارد که فردوسی اصولآ بر خلاف مدیحه سرایان زمان خویش(فرخی و عنصری) هیچگاه به دربار نزدیک نشده و تنها مجموعه اشعار را بنزد شاه فرستاده است که البته با این تعبیر بسیاری از مسایل در ابهام میماند.
به نظر شخصی داستان هر گونه که باشد از شخصیت والای ایشان اندکی نمیکاهد و در اسطوره های داستانشان به درستی میتوان به حقیقت وجودی ایشان پی برد و به قولی تایید دربار برای انتشار یک مجموعه ضروری بوده,اما به هر حال شناخت راستین تاریخ از اهمیت خود برخوردار است.
دوستان آگاه لطف کنید و اگر اطلاعات قابل قبولی در این زمینه دارید بیفزایید
پایان شاهنامه بر بنیاد گفتار استاد فردوسی توسی ، روز 25 اسفند ماه سال 400 هجری است :
سر آمد کنون نــامــه یـزدگرد -- به ماه ســپــنـدارمذ روز ارد
ز هجرت شده پنج هشتاد بار -- که پیوستم این نامه نامدار !
اگر استاد ، 30 سال برای پیوستن(= به نظم کشیدن) شاهنامه زمان گذاشته باشند ، یعنی آغاز شاهنامه برابر با سال 370 هجری بوده است! آن کسانی که می گویند ، استاد به دستور محمود تنگ چشم شروع به سرایش شاهنامه کرد ، هرگز نمی دانند که محمود در سال 389 هجری به تخت نشست! یعنی 19 سال پس از آغاز شدن شاهنامه و این به وضوح به معنی باطل بودن نظرات کسانی است که مدعی هستند استاد به دستور محمود شاهنامه را سرود!
گواه دیگری که نشان می دهد استاد هرگز ستایش محمود ناستوده را نکرده ، تاریخ بیهقی است که در زمان محمود و مسعود نوشته شده است.
در آن نامه شایسته ، فهرستی از همه سرایندگان مزدور دربار محمود آمده و از هر یک نیز سرورده ای در ستایش وی پیوسته شده ، اما در آن میان نامی از فردوسی نیست!
چرا؟ برای آنکه در آن روزگار همگان زنده بودند و آگاه....!
می دانسته اند که فردوسی نه تنها ستایش وی را نکرده بلکه در آغاز و پایان شاهنامه ، وی را با گفتار بلند خود نکوهیده و اصولا نام و آوازه محمود در نظر استاد آن اندازه بی اهمیت و بی ارزش بوده که دیدگاه خود درباره او را تنها با یک رج در آغاز و یک رج در پایان شاهنامه چنین نمایانده :
ستم باد بر جان محمود ، بنده بی هنری که شهریار شد و پهلوان(امیر منصور) ما را بکشت!
تا جایی که من می دونم شاهنامه به دستور سلطان محمود نگاشته می شه و اینطور نبوده که فردوسی بزرگ بعد از پایان شاهنامه اون رو پیش سلطان محمود ببره. این بیت رو هم گفته می شه که فردوسی بزرگ درباره عنصری سروده و با این ترتیب مقام شعری خودش رو در نزد سلطان محمود نشون داده:
چه سنجد به میزان من عنصری
گیا چون کند پیش بلبل سری
هم از ابلهی باشد و کودکی
به من گر برابر شود رودکی