| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
186
|
989
|
91/1/9 (21:02)
|
|
||
|
|
467
|
7757
|
89/1/19 (14:43)
|
|
||
|
|
17
|
157
|
90/10/2 (22:53)
|
|
||
|
|
3
|
35
|
90/5/30 (21:32)
|
|
||
|
|
5
|
120
|
89/11/29 (19:41)
|
|
||
|
|
160
|
876
|
89/11/23 (16:25)
|
|
||
|
|
160
|
107
|
89/9/14 (21:35)
|
|
||
|
|
23
|
192
|
89/9/8 (21:26)
|
|
||
|
|
8
|
131
|
89/6/22 (15:04)
|
|
||
|
|
55
|
419
|
89/3/26 (22:48)
|
|
||
|
|
0
|
36
|
89/1/4 (00:56)
|
|
||
|
|
1309
|
4324
|
88/12/19 (22:07)
|
|
||
|
|
9
|
82
|
88/6/12 (17:16)
|
|
||
|
|
2
|
47
|
88/5/4 (08:41)
|
|
||
|
|
3
|
29
|
88/4/20 (23:57)
|
|
||
|
|
4
|
82
|
88/2/14 (12:06)
|
|
||
|
|
46
|
228
|
88/2/14 (11:59)
|
|
||
|
|
6
|
88
|
88/1/17 (18:32)
|
|
||
|
|
9
|
64
|
88/1/12 (21:05)
|
|
||
|
|
55
|
193
|
88/1/7 (19:07)
|
|

سلام دوستان
جواب سوال نفر قبل رو بدهید و سپس از نفر بعدی سوال کنید...به امید سوال
هائی زیبا و جوابهائی زیباتر


شاعر چگونه به سر ذوق میاد؟؟؟؟
در مورد سوالی كه در پست قبلی پرسیدم ، یكی از دوستان در جایی دیگر پاسخ سوال مرا دادند.
فكر كردم شاید بد نباشد كه پاسخ را در اینجا هم بگذارم تا شما دوستان هم از آن استفاده كنید 
و اما پاسخ :
انسان محدود است و ابزار در دست وی نیز محدود ؛ همچنان كه چشم نمیتواند بیش از فاصله معینی را ببیند ، زبان مشترك انسانها نیز تنها در دائره خاصی تعریف شده. عرب ، هر چیزی را به مذكر و مونث تقسیم میكند و قرآن به زبان عربی نازل شده حال اگر قران عربی از عربی تخطی كند ، معنایش این است كه باری تعالی به اعجاز زبانی تازه ای نیاز دارد و باید قبل از خلق مفاهیم بدیع اعجاز برانگیز ، قبل از آن ، زبانی كاملا الهی تاسیس كند ؛ تازه اگر هم این امر تا بدینجا ممكن باشد ، باز همین اشكال در صفات خدائی مفهوم نزد بشر ، باقی است ، چرا كه معمولا انسانها صفات خدایی را ، تكمیل یافته صفات خود میدانند (كمال محض) پس باز هم برای رسیدن به خدا لامحدود ، مجبور شدیم از انسانهای محدود گذر كنیم كه این هم چندان مطلوب به نظر نمیرسد....
عرب برای الله تبارك وتعالی از ضمیر مذكر سود میبرد و خداوند قران را به عربی نازل نمود .چنانكه عرب برای شمس(خورشید) از ضمیر مونث و قمر(ماه) از مذكر سود میبرد و قران میفرماید :وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا ........ِاذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ .. چنانكه دراین دو آیه میبینم ، ضمیر قمر مذكر امده و ضمیر شمس مونث ، در حالیكه قمر و شمس هم مذكر و مونث حقیقی نیستند .
بله زبان شناسان عرب پس از مشاهده این واقعیت ، استفاده این ضمایر را منحصر به مذكر و مونث بودن نداسته اند بلكه گفته اند كه عرب برای احترام و عظمت هم ، از ضمیر مذكر استفاده میكند ، ولی باید توجه داشت كه اینگونه توجیهات زبانی را چندان لزومی نیست و لزومی ندارد كه كار تاریخی عرب در زبان خود را حتما در پی فرمولهای پیچیده منطقی و عقلی بدانیم ، بلكه بنظر من ، همین كه عرب اینگونه استعمال كرده برای عربی شدن آن كاربرد كافی است ! و اگر آن كاربرد عربی بود خداوندی كه به زبان عربی سخن میگوید ، نمیتواند در كلام بلیغ و فصیح خود آن قوانین را نادیده بشمرد!
علم و دین دو رکن از ارکان اساسی انسانیت انسان است .
علم و دین نه تنها از هم مجزا نیستند ، بلكه دین مشوق انسان به تحصیل علم نیز می باشد. یکی از پیام های اساسی دین آن است که انسان، برای تحصیل علم تلاش کند تا عالم شود. علی (ع) فرمود: «تعلموا العلم فان تعلمه حسنة و مدارسته تسبیح والبحث عنه جهاد وتعلیمه لمن لایعلم صدقة » (1) علم را فرا بگیرید که آموختن آن حسنه و تحقیق وپیگیری آن تسبیح خدا و بحث از جهاد و فراگرفتن برای کسی که نمی داند صدقه است و پیامبر اکرم (ص) فرمود: «فضل العلم احب الی الله من فضل العبادة » (2) ارزش علم نزد خدا محبوب تر از ارزش عبادت وبندگی خداست و چون تحصیل علم برای انسان ارزش مند است، اولا جنسیت در آن دخالت ندارد بلکه تحصیل آن بر مرد و زن مسلمان واجب است و خدا طالبان عالم را دوست دارد.
پس می توان دریافت كه این دو در كنار یكدیگر ارزشمند خواهند بود . به همان اندازه كه ما به دین توجه داریم باید به همان اندازه هم به علم توجه كنیم چرا كه ایندو مكمل یكدیگرند و نمی توان یكی را بر دیگری برتری داد.
...................................................
1. بحارالانوار، ج 1، ص 166.2. همان، ص 167
من یک سوال درباره قرآن کریم دارم و اون سوال که خیلی وقته ذهنمو مشغول کرده اینه که:
در خیلی از آیات قرآن مانند آیه های 99-97 سوره مبارکه انعام که به نظر من درباره وصف خدای باری تعالی اومده در اول هر کدام از این آیات اومده:" وهو الذی ...." اینجا چرا از کلمه "هو " که یک ضمیر مفرد غایب مذکر است استفاده شده در حالی که خداوند متعال عاری از هر نوع جنسیت است و در این آیه و آیه های مشابه از کلمه "الله" که اسم خاص هم است و معنی اون هم منحصرا به خداوند یکتا و بی همتا بر میگردد به جای "هو " استفاده نشده است؟ یعنی نیومده :"والله الذی..." بلکه اومده "وهوالذی...". و یااصلا چرا از ضمایر خاص استفاده نشده ؟
هیچ کدام ثروت از هر دوتا بهتره .
چون ثروت داشته باشی هم دین دار خوبی هستی هم میتونی عالم بشی.
به قول یکی( اگه مال باشه زن هست، زندگی هست، بچه هست، عشق و صفا هست، خمس و زکات هست،
بهشت و جهنم هست، خدا هست، خلاصه همه چی هست ) اما ارز یه عالم گرسنه سوال کن خدات کیه ؟ فکر میکنی
جوابش چی باشه ؟
من وقتی استرس دارم به طور عصبی هی غذا می خورم راه می رم و با خودم حرف میزنم
ولی اینا دسته خودم نیست
من معمولا نگرانی ها و دل مشغولیامو با بقیه در میون می ذارم و اونقدر تکرارش می کنم که خسته بشم و برام اون قدرت اولیشو از دست بده.
وقتی استرس دارم با دوستام جمع می شیم و بلند بلند می خندیم تا انرژیمون تموم شه. اگه هم کسی در دسترس نباشه کتاب می خونم. یک کتاب معمولی که نیازی به فکر کردن نداشته باشه. در مواقعی هم که نمی تونم تمرکز کنم می نویسم و خودمو خالی می کنم.
ولی اگه نتونم خودمو خالی کنم فرداش می بینم که صورتم پر جوش شده یا درد عصبی گرفتم چون زود عصبی می شم.
حالا به سوال من می رسیم.
چه طور عصبانیت خودتونو کنترل می کنین؟ من وقتی عصبانی می شم هیچی جلودارم نیست. حتی خودم.
سلام به همه دوستان عزیز 
من تازه عضو گروه شما شده ام لطفا مرا بپدیرید تا بنده نیز از گفته های شما استفاده کنم .
بله بنده نماز می خوانم چون که دانشمندان دانشگاه هاروارد کشف کرده اند که انسان داری بار های الکتریکی مضاعفی بر روی رگهای اعصاب است که اگر این بارهای الکتریکی تخلیه نشوند باعث زیان به سیستم عصبی می شود این تخلیه بوسیله وضو صورت می گیرد .
ایستادن رو به قبله با عث هم جهت شدن بار های مغناطیسی بدن با زمین می شود .
ایستادن روبه قبله باعث تنظیم آهن بدن می شود .
نماز باعث تمرکز و شکستن غرور می شود .
البته بنده در نماز خواندنم حواسم به صد جا می ره الا پیش خدا.
*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#
چگونه به رفع استرس های درونی خود می پردازید ؟
همیشه سعی کردم خودم باشم و از هر کسی که صلاح می دونم الگو بردارم به این معنی که رفتار هایی از اون رو که برام جالب و به نظرم درسته رو به زبونه خودم ترجمه کنم، از چند سال پیش تا حالا افراد زیادی الگو های من بودن اما تمام تلاشمو کردم که مثله هیچ کدومشون نشم...در ضمن من شدیدا معتقدم که هر کسی که حتی یه قدمه کوچولو به سمت خدا بر داره اون خودش راه و الگو رو جوری به بندش نشون می ده که خودشم کف می کنه
ب همین خاطره که همیشه وقتی باید یه عکس العمل جدید (یا به قول روانشناسا یه الگوی رفتاری جدید) از خودم نشون بدم اول می رم سر وقته خودم(منظورم همون یه ذره وجدانم)
آیا شما نماز می خونید؟بجز اینکه نماز خوندن دستور خداست دلیل دیگه ای هم واسه خوندنش دارید؟
درود
به نظر من آدمی آمده تا به سوی کمال برود. رشد جسمی، حرکتی، رفتاری، عقلی و ... در انسان ها طی سالان درازی شکل گرفته. انسان طی دوران از ظاهری نخستی وار به شکل امروزی در آمده؛ قدی کشیده، پشتی صاف، دست و پایی به اندازه، چانه ای جلو آمده و ... ، که همه شکل ظاهری امروز ما را به ارمغان آورده است. در همین اثنا بشر با اتکا به عقل و شعور و حتی غریزه ای که حتی اکنون در حیوانات نیز رو به رشد است، به تکمیل خود نزدیک تر می شود. بزرگترین و مهم ترین بخش این تکامل، کمال فکری و روحی است که حتی جسم آدمی و تمامی ابعاد وجودی وی را تحت الشعاع قرار می دهد. اگر انسان در بخشی از کردار از غذا خوردن با دست به سوی غذا خوردن با قاشق و چنگال و کارد پیش رفته، به لحاظ رفتاری نیز در هنگام بوسه (که برخی معتقد به غریزی بودن آن هستند) به شعور نزدیک شدن و منتظر تمایل نشان دادن طرف مقابل شدن رسیده است. و از برهنگی به پوشیدگی و از جنگ به صلح پیش می رود.
آفرینش دنیایی با این ابعاد و چنین عظمت و ریز نگاری هرگز بی دلیلی بزرگ، چون کمال صورت نگرفته است. و اشرف مخلوقات و تنها موجود دارای تفکر عالی در زمین و شاید جهان، برای عمل به این حرکت متعالی آفریده شده است. برای ناب شدن و بازگشت به سوی او.
سیستم چیده شده در آفرینش موجودات را به سوی کمال پیش می برد و آدمی مهم ترین موجود طبیعت، با تکیه بر دانش و عقل خود رو به سوی تکامل می رود و هدف از خلقت چیزی جز تکمیل نیست که به راستی روز به روز بیشتر به آن نزدیک می شویم. و به نظر من هرگز اکنون دوره آخر الزمان نیست، مگر برای هر شخص به معنای مرگ (بدون اعتقاد به تناسخ و همکاری روح تا آخر دنیا). همان طور که انسان به لحاظ ظاهر، کردار و رفتار رو به کمال آورده و حتی در مزه ی یک سس سعی در تهیه بهترین آن دارد، زمانی فرا می رسد که در هر تفکر، و رفتار و عملکردی به چنین دیدگاهی برسد و این تنها اثر هدفی است که آفریننده از آفرینش ما داشته است.
______________________________
الگوی رفتاری شما چیست؟ و از چه الگوی ناخودآگاهی در زندگی روزمره خود پیروی می کنید؟
شاید نوعی حس یگانگی با ضمیر ناخودآگاه مخاطب باشه!
عامل اصلی که انسان رو به سوی تکامل فکری می کشه چیه؟ یعنی چرا انسانها همیشه به سوی کمال در حرکتند؟
بله زمانی که در زمین از انسان خبری نباشد .
بفرمایید معنای سکوت در مخاطب چیست ؟