| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
73
|
345
|
87/6/17 (11:06)
|
|
||
|
|
57
|
229
|
87/5/27 (10:51)
|
|
||
|
|
31
|
347
|
87/5/12 (12:16)
|
|
||
|
|
1
|
16
|
87/5/12 (10:46)
|
|
||
|
|
13
|
21
|
87/5/1 (14:29)
|
|
||
|
|
159
|
389
|
87/3/5 (20:30)
|
|
||
|
|
8
|
51
|
87/2/15 (21:41)
|
|
||
|
|
66
|
170
|
87/2/5 (23:36)
|
|
||
|
|
8
|
111
|
86/10/27 (15:29)
|
|
||
|
|
6
|
36
|
86/10/27 (10:57)
|
|
عنوان بحثتوضیحات کلوب با تشکر اصلاح شد 28 اردیبهشت 85 - 08:31 | |
*-* ویرایش توسط خودم یعنی آشیل صورت گرفت پیام در تاریخ 85/7/26 ویرایش شده است. | |
پاسخ هاترتیب پاسخ ها :
از اولین پاسخ
13 1 مرداد 1387 ساعت 14:29 | |
سلام شاپور خان ![]() |
12 29 تیر 1387 ساعت 14:28 | |
سلام آمدم سری به کلوب بزنم حسابی نستالژیک شدم... دلم برای همه تنگ شده، اصلا فکرشم نمی کردم ولی حالا که اومدم می بینم شده... واسه اون آدما، اون بحث های آتیشی که که مثل دعوا میموند... واسه چیزایی که اینجا یاد گرفتم... یادش بخیر مدیریت! شما واقعا تنها کسی هستید که تا آخرش اینجا بودید... یاد تیغ آختتون بخیر... سلام گرم منو بپذیرید... شاید باز به این سرزمین برگردم... کسی چه میدونه... این بحث چیز جالبی بود شاید بد نباشه مه بعد از 2 سال بازخوانی بشه |
11 24 خرداد 1385 ساعت 08:32 | |
از جناب خانی بسیار سپاسگذارم بابت توضیحاتشون در مورد سیستم کاستی و همینطور جمله ی دین افیون توده هاست من این جمله رو به صورت منقول شنیده ام و مستقیما در اثار نیچه نخواده ام چه من هنوز کل اثار نیچه را اصلا نخوانده ام همانطور که گفتم من در آغاز راه آموزش هستم و به کمک دوستان بسیار محتاج جملات دیگری هم هستند که از قول نیچه شنیده ام ولی در صحت انها شک دارم مثل جمله ی :دیو صورت دیو سیرت است و چند جمله ی دیگر در هر صورت از اینکه من رو روشن کردید متشکرم |
10 23 خرداد 1385 ساعت 06:28 | |
درود بر شاهپور خان؛ تمام گفته های شما صحیح است. مذهب در مرحله اول پیدایش، یك نظام «كاستی» ایجاد می كند. برای توضیح برای دوستانی كه از نظام كاستی بی اطلاعند عرض كنم كه نظام كاستی یك مرحله بالاتر از نظام طبقاتی است كه مردم یك جامعه در كاست های مختلف زندگی می كنند. افرد یك كاست، كه بالاترین كاست باشد، دارای قوانینی هستند. از جمله این كه كاست بالایی، كاست فرودست خود را نجس می داند. نكاح با آنها را ممنوع دانسته و با آنها معامله نمی كند. نمونه نظام كاستی در هندوستان موجود است. اما دین برای خود یك نظام كاستی ایجاد می كند. افراد ادیان دیگر را نجس تلقی كرده و نكاح آنها را حرام می داند. مذبوحه آنها را نجس دانسته و معامله با آنها را حرام می داند. این، اولین كاری است كه یك دین تازه متولد شده انجام می دهد. این كه آغازش باشد، پایان آن هم معلوم است. در مرحله بعد، دین بین انسانها تفرقه انداخته و باعث بدبینی انسانها نسبت به یكدیگر و جدایی آنها از یكدیگر می شود. برای انسان ها ارزشهایی را تعریف می كند، خطا و درست را با اصطلاح خود تعریف می كند. دینداران به كسانی كه نماز نمی خوانند با چشم دیگری نگاه می كنند. به كسی كه روزه نمی گیرد چپ چپ نگاه می كنند. به بد حجابها انسانهای وحشی اطلاق می كنند. به خود اجازه دخالت در امور دیگران را داده و تحت شعار امر به معروف و نهی از منكر، برای انسانها تعیین تكلیف می كنند. چون بر اساس آن چیزی كه دین برایشان تعریف می كند، این رفتارها برایشان قابل توجیه نبوده و غیر قابل قبول است. تحمل رفتارهای دیگران را ندارند. به همین علت از آنها جدا می شوند. این مطلب باعث می شود كه دائماً در خفا از یكدیگر بدگویی كنند. الان كه ما اینجا بحث می كنیم، خیلی ها تحمل ندارند. چون عملاً همه ما مرتد بوده و مهدور الدم هستیم. بر اساس دین اسلام، كشتن ما بر هر مسلمانی واجب است. پاداش قاتل ما هم در آخرت بهشت است. این یعنی دین. اما یك مطب را به شما آقا شاهپور عرض كنم كه جمله « دین افیون ملت هاست » یا به همان عبارتی كه شما نقل كرده اید، جمله معروف ماركس، پایه گذار سوسیالیسم نوین است. ماركس یك اندیشمند و اقتصاددان آلمانی بود كه به انگلستان رفت و با آثار رابرت اوئن انگلیسی كه پدر سوسیالیسم نوین بود، آشنا شد. در آنجا با انگلس آشنا شد و با هم كتابهای زیادی نوشتند. رابرت اوئن هم جمله معروفی دارد كه می گوید « انسانها هرچه بدبختی دارند، از مذهبشان است.» احتمالاً ماركس هم تحت تأثیر این جمله اوئن قرار گرفته بود. البته شاید نیچه هم در آثارش چنین جمله ای داشته باشد.اما من هنوز ندیده ام. اگر چنین جمله ای دارد، بفرمایید در كدام یك از آثارش است. ممنون می شوم. البته نیچه هم یك جمله معروف دارد كه می گوید: « خدایان مرده اند. » موفق باشید. |
9 22 خرداد 1385 ساعت 09:20 | |
دوستان گرامی با نظرات اقای افتاب مهتاب موافقم و ایراد من به مسئله تحقیر و توهین بود وگرنه ما(دگر اندیشان) باید هم حمله کنیم و هم دفاع باید بگم که ما در اینجا قصد باطل کردن دین خاصی رو نداریم چه بحث ما پیرامون هدف حیات،خدا و... است باید بگم کهاگر من نتوانم 100% تئوری خدا را رد کنم می توانم 100% تئوری مذهب رو رد کنم چون اصلا مذهب یک وسیله ی ساختگی برای استسمار مردم هست و شما اینرو به سادگی می تونید با روشن نگاه کردن به کتب مقدس مشاهده کنید که قوانین تماما برای نفع قشری خاص وضع شدند یعنی عده ای را ثروتمند می کنند و با وعده ی اینکه اینان مورد خشم خداونداند و دیگران را فقیر با وعده ی اینکه اینان مورد لطف اند و در جهان باقی ثمره ی تلاش خود را می گیرند :"خوشا آنان که گرسنه اند چرا که سیر خواهند شد" کتاب مقدس مسیحیان و اینجاست که استاد اعظم نیچه درست میگه:"مذهب افیون توده هاست" ولی فرق های خداپرستی و بی خدایی رو میشه در این جمله اسپینوزا کاملا دید "خدا پوششیست برای جهالت" و این دلایلی دارد که دست کم تا کنون منطقی به نظر می ایند: 1.خداپرستی تنها روشیست برای پاک کردن صورت مسئله یعنی انها هر چیزی را که در محدوده ی درکشان نباشد یا نتوانند دلیلی برایش بیابند با گذاشتن نام خدا بران بایکوت می کنند و از تلاش برای یافتن دلیل یا دلایل خودداری می کنند 2.همنانطور که لویس گفته سیستم های خداپرستی انسان ها را دورو،خودخواه و دوگم می کند و حتی به نوعی نژادپرستی یا گروه پرستی دچار می کند چرا که هر آیینی در پی بیرون کردن دیگری از صحنه ی رقابت است ولی در ظاهر همه با هم دوستند و این در اثر تعالیم کتب مقدس است که این حتی شامل حال عارفان هم می شود چه انها نیز بر این عقیده اند که دیگران جاهل اند و خود عالم ای قوم به حج رفته کجایید کجاید! معبود همینجاست بیایید بیایید! 3.خداپرستی در تول تاریخ مانع توسعه ی علم بوده چون هرگز بر پایه اصول و منطق بسط پیدا نکرده بنابراین همواره در ترس ان است که در اثر کشف یا تحلیلی روی روشن خود را از دست بدهد و کم کم تاریکی هایش بر بشر اشکار شود بنابر این هر کشف یا اختراع یا تحلیلی که یکی از جنبه های خداپرستی را باطل کند بی معنی و کذب است مانند جریان گالیله در دوران قدیم و نظریه داروین در دوران جدید با این تفاوت که در ان دوران قدرت هم بود پس مرگ پاداش گالیله بود اما در این دوران انگ کذاب بودن نسیب داروین شد 4.خداپرستی باتلاق اندیشه است چرا که به کلی پر و بال شما را می چیند و با وعده های هراس آور جهنم و شکنجه گاه های ان به شما هشدار می دهند که حتی فکر کردن به چنین چیزی برابر با عذابی سخت است به عبارتی شک را از ریشه در وجود شما خشک می کنند شکی که نیاز تفکر است: اگر مادی گرایان خدا را می شناختند ، حتی فکر مادی گرایی روحشان را آزار می داد این جمله دقیقا از همان ترس سرچشمه می گیرد 5.حتی اندیشمندان مذهبی به راستی اندیشمند نیستند بلکه متکلم اند چرا؟ اندیشمند یا فیلسوف کسی است که تفکر می کند و بهتر بگویم شک می کند و اولین مرحله شک شک به خود است بنابراین اندیشمند خود را در هیچ قالبی اثیر نمی کند (اینکه من گفتم ماتریالیست نیستم برای این بود که سعی دارم در اینده به این مقام بلند اندیشمندی برسم) و در هر لحظه حاظر است که باور هایش را به بوته تحلیل بسپرد و اگر سربلند بیرون نیامدند انها را بسوزاند چنین کسی به قول دکارت فقط به شک است که شک نمی کند اما رتبه ی دوم برای عرفاست انها در یک قالب می اندیشند ولی زیاد به ان قالب وفادار نیستند هر چند سعی دارند اصولش را زنده نگاه دارند که این اصول همان خداست اما دون ترین رتبه در مقام اندیشه از ان کسانی است که با عقایدی دگم پایبند یک اندیشه بخصوص اند و نتنها سعی در شناخت ان ندارند بلکه همواره تلاش می کنند چیزی را که خود نمی دانند به زور درست جلوه دهند یا به اصطلاح توجیه کنند اینان متکلمینند و مصداق ان این همه تفاسیر گوناگون بر کتب مذهبیست مثلا جایی نوشته بکشید اینها به زور تفسیر می خواهند بگویند که نه این بکشید فلان بوده و چنان بوده و الخ. 6.خداپرستی باعث تحقیر نفس می شود چرا که انسان در بینش خدایی تنها ملعبه ی کوچکیست برای خدایان تا انجا که به گریه و ناله از انها طلب می کند که او را ببخشند و به او خوراک بدهند و... و این همان انسانیست که نیچه به او ابرمرد را نسبت می دهد "اگر خدایانی وجود داشتند چگونه می توانستم بپذیرم که خود یکی از آنها نباشم پس خدایانی وجود ندارند" !!! 7.تمام خداپرستی بر پایه ی افسانه ای غیر منطقی بنا شده چرا؟ زمانی تصور می شد که زمین مرکز جهان است و چند ستاره هم برای زیبایی به دور ان می چرخند یعنی چنان بود که زمین بزرگترین و مهمترین بخش گیتیست در چنین شرایطی منطقی مینمود که خدا زمین و تشکیلات حیاتی اطرافش را برای انسان خلق کرده تا او را بیازماید(کاری به مسئله چرا بیازماید نداریم) اما وقتی روشن شد که زمین در برابر جهان غباری بیش نیست دیگر حتی انی جنبه ی آخر هم منطقی نیست که این همه افلاک برای ازمایش لکه ای(انسان) روی غباری به نهایت کوچک افریده شده مانند این است که بگوییم انسان افریده شد تا ان تک سلول بدنش ازمایش شود؟؟؟ و این قابل توجیه نیست چرا که در تمامی کتب مذهبی امده که اول فقط خدا بود و بعد فرشتگان و بارگاه ملکوتی بعد انسان افریده شد تا در نزد خدا باشد ولی چون از میوه ی ممنوع خورد به زمین فرستاده شد تا امتحان شود و... بنابراین پای کس دیگری در میان نیست و این همه افلاک بی خود برای خود می چرخند؟؟ مشهور است که زمین در و افلاک در 6 روز افریده شد امروز برای این توجیه می اورند که منظور 6 دوره بوده و... می گوییم پس چرا گفته شده 6 روز می گویند چون در ان زمان نمی شده که تمام مطالب را گفت و از درک مردم خارج بوده(در همان زمانی که افلاطون جمهور و ارطو ارگنون را نوشتند!!!) اما به نظر این قابل باور تر بود که می گفتند زمین و افلاک در 6 میلیارد سال به وجود امده تا 6 روز؟!؟ ایا مردمی که انقدر در علم پیشرفت کرده بودند برایشان باورپذیرتر نبود؟ مطالب بسیار دیگری هم هست که بهتر است از زبان دوستان دیگر بشنویم به هر حال این برخی معایب خداپرستی بود البته منکر مزایا ان نمیشوم اما انقدر محدود هستند که به چشم نیایند چه بزرگترین خاصیت خدا پرستی همان افیونی بودن ان است که باعث تسکین درد و تحمل رنج می شود اما آیا مورفین به یک زخم کمک می کند یا یک دکتر چیره دست؟ پیروز باشید |
8 21 خرداد 1385 ساعت 04:18 | |
بله درست است من کمی تند رفتم، و البته به کسی احمق نگفتم جناب هرمز مرگان هم فقط نوشتند از حماقت درون این جمله خنده شان گرفته و اما سید علوی گفتند که ما در زمینه هایی باور های شما احمق هستیم و شما در زمینه اعتقاد های ما و خوب بابت اون یه کم تند رفتن هم از طرفین معذرت میخوام و صد البته من نگفتم اینجا فقط برای ماده گرایان است و افراد مذهبی و دین دار، خدا باور حق شرکت در بحث ندارند اما کلوپ ماده گرایان برای ماده گرایان است مثل این می ماند که من کلوپ خدا باور ها را ایجاد کنم و توضیحات کلوپ را این گونه بنویسم:«خداباوران چیزی را که نمیتواند ثابت کنند می پرستند!» خب این چه کاریست؟ اسم کلوپ و تضویحاتش با هم در تناقص هستند و حالا فکر کنید در کلوپی مثلا مانند حجاب اسلامی که چندین ماه است راه افتاده من مدیر شوم و بعد در قسمت توضیحاتش بنویسم حجاب عجب چیز مزخرفی است! سید محسن علوی: پست شماره 4 من با جواب خودتان به شما جواب میدم اگر اعتقاد با ما آفریده شده بود چرا شما این طور و من این طور؟ وقتی از شما پرسیده میشود که انسان چه طوری پدید آمد چه تحویل ما میدهید؟ همان داستان هایی که خواندید، پس مسلما می بینید که به این ها نیاز دارید خارج از کشور محیط فساد؟ خب این هم یکی از نظریات جالبی که من شنیدم کشور "اسلامی"ما در چه حال است؟ دزدی، اعتیاد، فحشا، بی قانونی، عقب ماندگی و... خیلی بیشتر کشور های غیر مسلمان است. و راستی لطف رو به زور تو حلقوم یک نفر نمیکنن ممکن است خفه شود. و جناب آفتاب مهتاب کاملا درست گفتند در سوره البقره آیه 191: و آنها را هر کجا یافتید، به قتل برسانید این آیه در مورد کافران است البته مثل این کم نیست |
7 20 خرداد 1385 ساعت 07:53 | |
سخنی با دوستان دوستان عزیز یک نکته ای هست که باید هر دو متوجه ان باشیم هم ماتریالیست ها و هم مذهبیون ما در یک زمین فوتبال هستیم و هر دو برای آرمان هامون می جنگیم در هر لحظه از این رقابت ممکنه استراتژی هر کدام از ما اشتباه باشه و حتی منجر به باختمون بشه اما یک چیزی رو فراموش نکنیم ما در صحنه اندیشه مبارزه می کنیم و نه بیشتر (البته اونهایی که اندیشه می کنند و نه مقلدان) خارج این عرصه باید فقط انسان بود فقط بود و بودن را تجربه کرد و اثر انسانیت را گذاشت همین به قول ژید"من اثر خودم را در زندگی گذاشته ام، من زندگی کرده ام" همونطور که اقای خانی فرمود احمق خواندن طرفین یک بحث هیچ کار منطقی نیست چرا که بحث ما بحث 100% نیست تنها کسی احمق است که اندیشه نکند کسی که سعی دارد اندیشه کند به هر مسلکی که باشد قابل احترام است. مذهبیون احمق نیستند و ماتریالیست ها همینطور ولی در درک یک قضیه اختلاف نظر دارند ایا می توانیم بگوییم که فارابی یا ملا صدرا یا ابن سینا یا اگوستین یا یاسپرس یا... چون اعتقادات خدایی دارند احمقند؟؟؟ و همینطور در مورد خیام یا نیچه یا سارتر یا مارکس و... پس خواهش می کنم از دو طرف که هرگز یکدیگر رو احمق خطاب نکنید ولی تا انجایی که توان دارید طرفین را به مباحثه دعوت کنید اگر من با سید شوخی وار بحث می کردم به این علت بود که سید از مباحثه سازمان یافته فرار می کرد و قصد من فقط تحریک ایشون برای مباحثه در چهار چوب بود و قصد مسخره کردن یا توهین به کسی نبود از شما هم می خوام که به هم توهین نکنیم با شما هم هستم سید جان علوی خوب دیگه من دیگه استراتژیکی ندارم خدا حافظ باید بگم که ماتریالیست ها خدا رو می شناسند چرا که یکی از موضوعات بحثشون همینه ولی بله خدای شما رو نمیشناسن همونطور که شما خدای اونها رو نمیشناسید و اگر میشناختید یک لحظه هم مذهبی نمی موندید پس این به اون در فکر نکنید ان چیزی که شما بهش فکر می کنید خیر مطلق شاید شما اشتباه کنید بحث می کنیم حتما |
6 20 خرداد 1385 ساعت 06:54 | |
آقا سید؛ اعتقادات هر انسانی از حماقتش سرچشمه نمی گیرد، بلكه تحمیل عقیده حماقت است. شما می توانید عاشق خدا و پیامبر و حضرت مهدی و حتی بالاتر از همه رهبر باشید، اما این نشان از حماقت نیست. این كه بسیاری از مسلمانان عقول خود را تعطیل كرده و گوش خود را باز گذاشته اند، و هرچه كه به آنها بگویند، مانند بز اخفش سر تكان می دهند، حماقت محض است. كسانی كه در كشورهای غیر مسلمان، اسلام اختیار كرده اند، احمق نیستند. چون با تفكر به این پدیده ایمان آورده اند. گرچه دین با عقل زیاد میانه خوبی ندارد. اما به هر حال چیزی دیده اند كه مسلمان شده اند. نه مثل مسلمانان كشورهای اسلامی كه اسلامشان از اجدادشان به آنها رسیده است. این هم كه می گویند دین امری فطری است، گزافه ای بیش نیست. مگر ما چند مسلمان بین هفت میلیارد نفر جمعیت جهان داریم؟ یعنی همین یك میلیارد مسلمان چشم فطرتشان بینا است و ما بقی فطرتشان تعطیل است؟ این سخن هم چون سخنی است كه از دیگران به ما القاء شده و ما چشم و گوش بسته آن را تكرار می كنیم، حماقت است. همان مسلمانی كه در بین غربیان اسلام اختیار كرده است، اگر در میان مسلمانان چشم به جهان باز می كرد به احتمال زیاد دست آخر یك ماتریالیست می شد. چون از دور نشستن و به چیزی نگریستن، با افتادن در جریانی فرق می كند. فرق است بین كسی كه كنار رودخانه نشسته و در حال لذت بردن است و بین كسی كه داخل رودخانه افتاده و دست و پا می زند و هر لحظه انتظار مرگ می كشد. امیدوارم قدری بیشتر از فكرمان استفاده كنیم و قدری احساسات را حداقل برای مدتی كنار بگذاریم. ضمناً آقا آشیل، اگر مخالفان ما اینجا نباشند، دیگر بحث كردن معنایی ندارد. بحث موافقان میز گرد است نه بحث. تا تفكرات به تصادم و اصطكاك كشیده نشوند، موضوعی برای بحث كردن نمی ماند و در نتیجه تفكر تعطیل می شود. پس بهتر است كه افراد مذهبی هم حضور داشته باشند. پیام در تاریخ 85/3/20 ساعت: 0:06 توسط ابوالفضل خانی ویرایش شد. |
5 2 خرداد 1385 ساعت 07:38 | |
باز من نفهمیدم توضیح این کلوپ یا باید محل گرد همایی ماده گرایان باشه یا چیزی تو این مایه ها با توضیح شما بیشتر محل پاتوق مذهبی ها شده! و البته این حرف بیشتر توهین |
4 1 خرداد 1385 ساعت 08:52 | |
سید محسن علوی شماره : 4 یک مطلب خنده دار 85/3/1 ساعت: 0:38 بله ما حقیقت را حماقت میدانیم چون فکرمون پائین است و عقلمون نمیکشد . ------------------------------- پاسخ: بله، دقیقا با این سخن كه در باره ئ خودتان گفتید موافق هستم. |
3 1 خرداد 1385 ساعت 08:08 | |
بله ما حقیقت را حماقت میدانیم چون فکرمون پائین است و عقلمون نمیکشد . پس با این وجود وقتی عقل ما یک مطلبی را نمیفهمه باید آن مطلب را پائین بیاوریم و بگوییم درست نیست . همانطوری که شما میخواهید خدا را پائین بیاورید و او را در سطح فکر خودتان بکنید و. آقای آشیل پله برای دیندار بودن احتیاجی به قصه و درس و غیره خیلی نیست ! این چیزی است که با ما آفریده شده . یعنی اعتقاد به خدا در وجود همه ما هست . اگر به خاطر خواندن درس دینی و داستان و ... افراد دیندار و بی دین میشدند پس چرا شما اینطورید و من اینطور . و یا چرا آن کسانی که خارج از کشور هستند و در محیط فساد هستند بعضا مسلمان میشوند و غیرت دینیشان از من و شما هم بیشتر است؟ میدانید چرا ؟ درسته که آنها دیر تر به حقیقت رسیده اند اما قدرش و ارزشش را میدانند اما ما چون این لطف بهمان شده که از بچگی این نعمت را در اختیار داشتیم کفران میکنیم و اینطور حراجش کردیم. |
2 28 اردیبهشت 1385 ساعت 08:32 | |
راستی یادم رفت بگم که ماده گرایان اصلا به روح اعتقاد ندارند که روحشان آزار ببیند |
1 29 اردیبهشت 1385 ساعت 00:56 | |
من هم كلی خندیدم، از حماقتی كه در این جمله بود! |












