__
عنوان بحث
با آفتاب
13 شهریور 85 - 00:08

 

چو غلام آفتابم، هم از آفتاب گویم

نه شبم نه شب‌پرستم که حدیث خواب گویم

 

چو رسول آفتابم، به طریق ترجمانی

پنهان از او بپرسم، به شما جواب گویم

 

    من بعد، در این مجال بطور هفتگی گزیده ابیاتی از مثنوی معنوی و یا غزلی از دیوان کبیر را همراه با تصویر و خوانش آن‌ها مطرح خواهیم نمود. در طول هفته دوستان می‌توانند نظر خود در رابطه با ابیات انتخابی و یا غزل مورد نظر را مطرح کنند، و به این ترتیب گفتگویی دربارهء آن ابیات یا غزل داشته باشیم.

    این گزیده‌ها از گروه Sunlight برگرفته شده است. معرفی این گروه قبلاً در بخش لینکستان آمده است. منابع و آدرس دقیق هر قسمت نیز در ذیل و عنوان هر یادداشت خواهد آمد.

    بحث "با آفتاب" در دو کلوب خمـر کهن و مولوی برگزار می‌شود. دوستان علاقمند می‌توانند به این دو کلوب مراجعه کنند و عضو شوند.

    امیدوار است دوستان با شرکت و نظردهی دربارهء اشعار انتخابی، یکدیگر را از نظراتشان آگاه کنند و "بحث" مفیدی بوجود آید.

                                                                                                                   با تشکر،

                                                                                                                    پانویس.

 

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
8
22 بهمن 1385 ساعت 15:55

 

http://www.iransong.com/song/15136.htm

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو

پیش من جز سخن شمع و شكر هیچ مگو

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو

ور از این بی خبری رنج مبر هیچ مگو

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت

آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم

گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

گفتم این روی فرشت است عجب یا بشر است

گفت این غیر فرشت است و بشر هیچ مگو



گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد

گفت می باش چنین زیر و زبر هیچ مگو

ای نشسته تو در این خانه ی پر نقش خیال

خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو

7
1 آذر 1385 ساعت 11:05
6
7 مهر 1385 ساعت 20:44
غزلی از مولانا جلال الدین، در  باب ماه رمضان و روزه:
 
 
مه روزه اندرآمد هله ای بت چو شكر                گه بوسه است تنها نه كنار و چیز دیگر 
  
بنشین نظاره می‌كن ز خورش كناره می‌كن        دو هزار خشك لب بین به كنار حوض كوثر 
  
اگر آتش است روزه تو زلال بین نه كوزه             تری دماغت آرد چو شراب همچو آذر 
  
چو عجوزه گشت گریان شه روزه گشت خندان    دل نور گشت فربه تن موم گشت لاغر 
  
رخ عاشقان مزعفر رخ جان و عقل احمر             منگر برون شیشه بنگر درون ساغر 
  
همه مست و خوش شكفته رمضان ز یاد رفته     به وثاق ساقی خود بزدیم حلقه بر در 
  
چو بدید مست ما را بگزید دست‌ها را               سر خود چنین چنین كرد و بتافت روز معشر 
  
ز میانه گفت مستی خوش و شوخ و می‌پرستی    كه كی گوید اینك روزه شكند ز قند و شكر 
  
شكر از لبان عیسی كه بود حیات موتی            كه ز ذوق باز ماند دهن نكیر و منكر 
 
  تو اگر خراب و مستی به من آ كه از منستی    و اگر خمار یاری سخنی شنو مخمر 
  
چو خوشی چه خوش نهادی به كدام روز زادی    به كدام دست كردت قلم قضا مصور 
 
تن تو حجاب عزت پس او هزار جنت                  شكران و ماه رویان همه همچو مه مطهر 
 
  هله مطرب شكرلب برسان صدا به كوكب         كه ز صید بازآمد شه ما خوش و مظفر 
  
ز تو هر صباح عیدی ز تو هر شبست قدری         نه چو قدر عامیانه كه شبی بود مقدر 
  
تو بگو سخن كه جانی قصصات آسمانی            كه كلام تست صافی و حدیث من مكدر
5
2 مهر 1385 ساعت 13:57

گزیده‌ای از مثنوی معنوی مرتبط با ماه مبارک رمضان

27CDB6E-AE6D-11cf-96B8-444553540000>

 
 
4
2 مهر 1385 ساعت 13:55

 

فرگل عزیز،

    از دیدار و آشنایی با شما خوشحال خواهم شد. جلسات شرح مثنوی بصورت فایل‌های صوتی ضبط می شوند و هم بصورت CD به دوستان داده می‌شود و هم بروی صفحهء مخصوص هر جلسه قرار داده می‌شوند و قابل دریافت (Download) هستند. فعلاً تا جلسهء هفتم را می‌توانید دریافت کنید و بزودی نیز جلسات هشتم تا بیست‌وششم نیز بروی سایت قرار خواهند گرفت.

    امیدوارم شما را در این جلسات ملاقت کنیم.

    شاد باشید.

   پانویس.

 

3
31 شهریور 1385 ساعت 04:49

سلام جناب پانویس .خوشحالم که این بحث را بدین شکل اغاز کردین امیدوارم که تداوم پیدا کند .بارها سعی کردم در جلسات انلاین شما حضور پیدا کنم که متاسفانه موفق نمیشم .نمیدونم ایا از این جلسات ارشیو و یا نوارهایی تهیه میشه یا نه ؟ .سعی میکنم باز امشب اگه خطوط نت اجازه داد بیام ..موفق و موید باشین

2
22 شهریور 1385 ساعت 04:01

 

خدمت دوستان عضو کلوب مثنوی معنوی،

     بحث "با آفتاب" در کلوب خمر کهن در جریان است. در اینجا بروز نمی‌شود. (حداقل حقیر برای آن بحث، در اینجا چیزی نمی‌نویسم).

    می‌توانید به کلوب خمر کهن بپیوندید و و "با آفتاب" را پی‌گیر باشید:

http://www.cloob.com/club.php?id=27934

 

1
14 شهریور 1385 ساعت 04:49

 

غزل شماره 442 از دیوان کبیر

 

27CDB6E-AE6D-11cf-96B8-444553540000>
 
__