| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1
|
9
|
89/1/21 (03:48)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
88/4/16 (16:11)
|
|
||
|
|
7
|
38
|
88/3/15 (19:06)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
87/11/16 (06:57)
|
|
||
|
|
2
|
7
|
87/9/23 (10:13)
|
|
||
|
|
4
|
20
|
87/8/2 (00:55)
|
|
||
|
|
5
|
29
|
87/8/2 (00:50)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
87/8/2 (00:45)
|
|
||
|
|
0
|
17
|
87/7/15 (17:29)
|
|
||
|
|
53
|
388
|
87/7/13 (14:29)
|
|
||
|
|
2
|
8
|
87/7/13 (14:23)
|
|
||
|
|
5
|
27
|
87/1/3 (04:49)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
86/7/23 (00:08)
|
|
||
|
|
0
|
16
|
86/6/19 (20:35)
|
|
||
|
|
1
|
12
|
86/4/2 (15:48)
|
|
||
|
|
1
|
28
|
86/2/27 (05:40)
|
|
||
|
|
0
|
20
|
86/2/2 (06:02)
|
|
||
|
|
1
|
19
|
86/1/21 (04:03)
|
|
||
|
|
2
|
22
|
85/12/28 (08:32)
|
|
||
|
|
4
|
36
|
85/12/25 (20:31)
|
|
در ابتدا پرسش بسیار عجیب می نماید كه چگونه می تواند دینی كه نسبت به آئین پس از خود ناقص است، در رساندن انسان به كمال و قرب الهی كه هدف اساسی ادیان است، موفق تر و آسان تر باشد؟ اما هنگامی كه انسان با تبلیغات مسیحیان و به آموزه ها و احكام مسیحیت برخورد می نماید، هدف از این گفته را متوجه می شود كه چرا چنین بیان می شود؟
در دین مسیحیت فعلی ما با احكام و تكالیف چندانی برخورد نمی كنیم، همه چیز در آن به آسانی حل می شود و با تسامح و تساهل از كنار هر چیزی می گذرد اما آیا مسیحیت واقعی چنین بوده است؟ آیا آن چه را كه حضرت عیسی به پیروان خود گفته بود، این است كه شما بدون سعی و تلاش می توانید به كمال و قرب الهی برسید؟ ایا برخلاف حكم الهی در قرآن سخن گفته است كه می فرماید: "لیس للانسان الا ما سعی؛ (1) برای هیچ انسانی نیست مگر به همان اندازه كه كوشش و تلاش نموده است"؟ واقعیت این است كه این مسئله برخلاف تعالیم حضرت مسیح و برخلاف عقل سلیم است.
چیزی كه به نام مسیحیت امروز وجود دارد، جز فاصله گرفتن از پیام پیامبر آسمانی نیست.
حضرت مسیح فرمود كه من نیامده ام تا تورات را باطل سازم، بلكه می خواهم آن را به كمال برسانم. این نكته حتی در انجیل وجود دارد. بدین ترتیب تمام آنچه از احكام و تكالیف در دین یهود وجود داشته، در مسیحیت وجود دارد، به اضافه تكالیفی كه حضرت مسیح فرموده است. هنگامی كه به تكالیف دینی یهود نگاه می كنیم، متوجه می شویم كه وظایف سنگین در آن فراوان است، كه به عنوان نمونه می توان به موارد ذیل اشاره كرد: سنگسار در ازای عبادت شرك آلود، كشتن تمامی افراد بیگانه، كشته شدن در ازای بی احترامی به پدر و مادر، كشته شدن در ازای كار كردن در روز شنبه و...
در دین مسیحیت همه این احكام معتبر است، به اضافه چیزهایی مانند رهبانیت و ترك ازدواج كه منطقی نبوده و اصولا به طور عام قابل پیاده شدن نیست.
اما امروزه در دنیای مسیحیت این احكام و تكالیف به كلی نادیده گرفته می شود و یا فقط عده ای خاص كه تارك دنیا و راهب شده اند، به این تكالیف توجه نموده و عمل می كنند و در واقع مسیحیان واقعی چنین افرادی هستند.
بنابراین آنچه در تبلیغات وانمود می شود كه مسیحیت راه و شریعت آسان برای رسیدن به خدا است، كاملا نادرست است.
در عین حال این باور از نظر آیات و عقل سلیم كاملا مردود است. در آیات تنها در نتیجه سعی و تلاش می توان به كمال و قرب الهی رسید.
نابرده رنج گنج میسر نمی شود مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد
از پیشوایان معصوم (ع) آمده كه : "بهشت با سختی ها پیچیده شده و دوزخ با شهوات" هر عمل نیك اگر چه ذره ای باشد، انسان پاداش و كیفر آن را می بیند. هیچ گاه كار نیك و بد با هم یكسان نیستند.
دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر كای نور چشم من به جز از كشته ندروی
انسان باید برای رسیدن به مقام قرب الهی ، راه های بسیار را طی نموده و با سختی ها و مشكلات بسیاری آزموده می شود. پس از موفقیت در آزمون ها و عبور از سختی ها و در افتادن با دیوان و ددان و پشت كردن به هواهای نفسانی و پشت سر گذاشتن وادی های بسیار است كه به مقام قرب الهی می رسد.
نازپرورده تنعم نبرد ره به جای عاشقی شیوه رندان بلاكش باشد
تا شدم حلقه به گوش میخانة عشق هر دم اید غمی از نو به مبارك بادم
الا یا ایها الساقی ادركاسا و ناولها كه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشكل ها
انسان موجودی است كه تنها در سایه آزموده های الهی (كه احكام و تكالیف از آن جمله اند) كه در دنیا واقع شده و با موفقیت و سربلندی از آزمون ها می تواند به بالاترین مراتب كمال دست یابد، همانند فلزی كه در كوره های مختلف، حرارت و آب دیده می شود تا سرانجام فلز خالص به دست آید. هر چه بیشتر حرارت ببیند و از صافی های بیشتری رد شود، خالص تر می شود.
البته این بدان معنا نیست كه اگر انسان به بالاترین مرتبه دست نیافته ، بدبخت و شكست خورده باشد، بلكه انسان ها متفاوت اند، و هر یك از آن ها می تواند به مراتبی از كمال و قرب الهی نائل شود. هر چه تلاش و مجاهدت و موفقیت در آزموه های الهی بیشتر باشد، قرب به حق تعالی بیشتر است.
این سخنان در صورتی است كه حقیقت مسیحیت را دست نخورده و تحریف نشده بدانیم ، اما گر دقیق تر به مسئله نگاه كنیم، مسیحیت فعلی نه تنها آسان تر و بهترین راه برای رسیدن به سعادت و كمال نیست، بلكه حتی در حد دین مسیحیت واقعی (كه نسبت به دین اسلام ناقص تر است) موفق نمی باشد و نمی تواند به سعادت و قرب الهی برساند.
وجود جعل و تحریف در این آیین انجیل كه به وسیله حواریون پس از عروج حضرت عیسی نوشته شد ، كاملا مشهود است. در طول تاریخ بر اثر عدم اهتمام مردم به حفظ و نگهداری صحیح این كتاب ، قسمت هایی از آن گم شده است. متأسفانه این آیین آسمانی از جمله ادیانی است كه از دستبرد زمان و تحریف سودجویان و فتنه منحرفان در امان نمانده و در موارد بسیاری دچار اشتباه و نقصان شده است. در نتیجه امروز دیگر حتی نمی توان بر این آیین به عنوان طریقی برای كمال و قرب الهی پای فشرد و آن را پذیرفت ، تا چه رسد به آسان ترین و بهترین راه.
پی نوشت ها :
1 - نجم (53) آیه 39.
http://www.pasokhgoo.ir

آقای یوسف ظاهرا شما کمی عصبی مزاج هستید من ترجیح می دادم که بحث را خاتمه دهم فقط از باب خاتمه عرض کنم که.
درست است که اکنون کشورهای اروپایی از مسحیت گرزانند و به لائیسم و سکولاریسم روی آورده اند.
اما آیا دلیل آن را می دانید؟
به خاطر خاطرات اسفبار دوره تسلط کلیسا در قرون وسطی است.
آری حکومتت مسیحی امتحان خود را پس داده و متاسفانه رفوزه شده البته به نظر من لائیسم در اروپا کار عاقلانه ای است. در مقابل ....
اما در ایرلند آمار طلاق صفر است. به دلیل اینکه به کسی اجازه طلاق داده نمی شود و قانونا حق طلاق ندارند.
پس به ناچار چون قانون طلاق در اروپا ممنوع است زنا و روابط نا مشرع بین خانواده ها بیشتر و بیشتر است و می باشد.
در اروپا نیازی به آدم ربایی با تاکسی نیست چرا که روسپی خانه ها و دانسی ها کاباره ها پذیرای خواهان خود هستند. ولی در ایران چنین مراکز فساد وجود ندارند.
آقای حسام!
چرا بیخودی شعار میدهید.ما امروزه كشور مسیحی نداریم. كشورهای امروز اروپایی با قوانین سكولاری و لائیكی بنا شده اند. اما با این حال می بینیم وضعیت بهتری از لحاظ فرهنگی نسبت به كشورهای اسلامی دارند.
شما دارای حقوق شهروندی خود هستید.و تنها نباید پای خود را وارد زندگی شخصی دیگران بكنید و مانع آزادی های شخصس آنان بشوید.
آیا جامعه پویایی چون ایرلند را كه در صد طلاق در آن نزدیك به صفر راست را میتوان با تهرانی كه روزانه 5 طلاق در آن صورت میگیرد مقایسه كرد.
ما در جوامع اروپایی مساله آدم ربایی با تاكسی نداریم.
اوباش و عربده كشی در حین مستی در پاركها را شاهد نیستیم.
آقای حسام:
چشمهایتان را بشویید و بار دیگر ببنید.اینجا ایرانی است كه شما فكر میكنید مدینه فاضله است
وضع کشورهای اسلامی از لحاظ هنجار های اجتماعی بسیار بهتر از کشور های مسیحی است.
جواب خود را جواب خود یافته اید.
تمدن غربی امروز بر پایه مسیحیت بنا نشده است، و از قرن 16 از تمدن مسیحی تبدیل به تمدن بی خدایانه رهسپار شده است.
حال سوال اینجاست كه چرا تمدن اسلامی كه از حدود 15 قرن ازبوجود آمدن آن میگذرد دچار چنین مشكلاتی است و خود نیز تا كنون این مشكلات را در نیافته است.
در واقع لایه ای طلایی برروی ایران و كشورهای اسلامی ساخته شده است و گویا این كشور ها اوتپیای اسلامی قلمداد میشوند.
اما در واقع نگرش جهان چیز دیگری را نشان میدهد.
اسلام به ذات خود ندارد هیچ عیبی
هر آنچه هست از نا مسلمانی ما است.
دوست عزیز آقای یوسف ایرادات شخصی در افراد به اسم مسلمان ربطی به اصل دین مبین اسلام ندارد.
اسلام اگر طبیب است،نخست درد خود را درمان نماید
فروش كلیه،زنان ودختران خیابانی،اختلاس حتی از امن ترین ارگانهای دولتی و ....
مسیحیت قطعا نمی تواند پاسخگوی نیاز امروز جامعه بشری باشد.
به دلیل اینکه دین مسیحیت که البته به دلیل حذف شریعت و وارد شدن مباحثی همچون فدا و تثلیث از حالت یک دین کامل خارج شده و صرف یک عقیده محسوب می شود که در بسیاری از امور زندگی فردی و اجتماعی بشر قادر به پاسخگویی نیست. همانند مسائلی همچون قضا، احکام فردی و اجتماعی. آیین مسیحیت در این گونه موارد سخنی برای گفتن ندارد.
جامعه امروز غرب مسیحی به شدت دچار آشفتگی در بنیان و اساس زندگی فردی و اجتماعی است به دلیل همین حذف شریعت و رواج فساد و بی بند و باری و پوچی گرایی در زندگی انسان مسیحی در غرب بنیان خانواده در حال فروپاشی است و بارها و به کرات پاپ این خطر را به جامعه غرب گوشزد نموده است. و ما امروزه شاهد گرایش روز افزون مردم اروپا از مسیحیت به ادیان شرقی مخصوصا اسلام هستیم که بعد از هندو ایسم مردم اروپا اقبال بیشر را برای گرویدن به دین مبین اسلام دارند.
دین اسلام به دلیل دارا بودن شریعت در تمامی امور زندگی فردی و اجتماعی دارای حکم و قانون مدون می باشد که از جانب خداوند متعال به پیامبرش حضرت محمد داده شده است دین مبین اسلام قادر به اداره زندگی بشریت در عصر کنونی است.
اگر مسیحیت قادر به پاسخگویی بود دیگر نیازی نبود خداوند متعال دین اسلام را برای هدایت ملتهای جهان بفرستد.
مسیحیت راه است و تنها یك دین نیست
به معنای اینكه خود را برای تمامی جهان مطرح میكند.در واقع این اسلام است كه انسانها را در یك مطلب رها میكند تا آنان در جهل مركب خود باقی بمانند. همواره سوالاتی كه مسلمانان دارند به دیده كفر توسط علمای دینی اسلامی نگریسته میشود.زیرا جوابی برای آن سوالات نیست افرادی كه سوالاتی اینچنین را مطرح میكنند به كفر ورزی متهم میشوند. میتوانیم در تاریخ به نوشتار دكتر سید احمد كسروی اشاره كنیم كه یك رفورمیست دینی بود ولی بدلیل مسائلی كه در كتب اش مطرح میكرد توسط نیروهای اسلامگرا ترور شد.
مسیح در آخرین پیامهای خود به شاگردان اشاره میكند:
بروید و تمامی مردم جهان را شاگرد سازید.
این مطلب به مثابه آنست كه یك مسیحی هر نژادی كه داشته باشد یك مسیحی است. اما امروزه در دنیای اسلامی می بینیم كه مسلمانان درگیر نژادپرستی شده اند و خود را از همه مردم جهان برتر می بینند و از این جهت است كه دست به كشتار مسیحیان در كشورهایی نظیر لبنان و... می پردازند. زیرا در همه حال خود عقده حقارتی را درون خود می پروانند و نمیدانند كه آیا میتوانند پیشرفتی داشته باشند و یا نه؟
اما می بینیم كه بعد از طی شدن قرون وسطی مسلمانان تا كنون در خوابی فرور رفته اند و در آن خواب آنقدر غلطیده اند كه نمیتوانند خود را بیرون بكشند. و این نمایانگر عدم پویایی اسلام است.
بدلیل نداشتن وقت كافی بقیه نوشتار خود را روزهای آتی در كلوب خواهم گذاشت. شما به حل جوابهای من بپردازید و آنگاه سوالهای خود را و توضیحات خود را مبنی بر دفاع از اسلام مطرح كنید. متشكر خواهم شد.
با تقدیم احترامات. یوسف شماس
جناب یوسف! توجه داشته باش دینی كه برنامة سعادت انسان و روش زندگى وى مى باشد از نخستین روز پیدایش بشر همراه او بود. زیرا حضرت آدم(ع) كه پدر نسل بشر است، خود پیامبر و صاحب دین مى باشد. تمام شرایع آسمانى هدفى واحد داشته و آن عبارت از دعوت به توحید و یگانه پرستى و اطاعت از دستورهاى الهى یم باشد. دیگر سخن ادیان الهی، مردم را به تسلیم شدن در برابر خدا و قوانین او دعوت نموده اند. قرآن مى فرماید: "دین خدا دین اسلام است". 11
نه تنها توحید و معاد اصل مشترك تمام ادیان توحیدى است، بلكه مجموعة دین الهى از نظر اساس و ریشه همه جا یكى است، هر چند تكامل جامعه ایجاب مى كند كه تشریفات و قوانین فرعى هماهنگ با تكامل انسان ها رو به تكامل رود تا به حد نهایى و خاتم ادیان رسد. از این رو دین اسلام به عنوان آخرین و كامل ترین دین الهى با بعثت حضرت محمد(ص) به همه جهانیان ابلاغ گردیده، و با آمدن اسلام ادیان پیشین منسوخ شده است، زیرا با وجود كامل نیازى به ناقص نمى باشد؛12 بنابراین پس از دین اسلام هیچ دینى از هیچ كس پذیرفته نیست. قرآن مى فرماید: "هر كس دینى غیر از اسلام براى خود انتخاب كند پذیرفته نخواهد شد".13
اسلام با ادیان قبلى تفاوت هایى دارد از جمله:
1_ اسلام جهانى است و به قوم و منطقه ویژه اى اختصاص ندارد. قرآن
مى فرماید: "ما تو را بشارت دهنده و ترساننده براى عموم مردم فرستادیم".14
2_ اسلام دین خاتم است یعنى پس از اسلام دین و شریعت جدیدى نخواهد آمد. قرآن مى فرماید: "محمد پدر هیچ یك از شم انبوده بلكه وى رسول خدا و خاتم پیامبران است".15
رسول خدا(ص) زمانى كه در جریان جنگ تبوك، علی(ع) را جانشین خود در مدینه قرارداد به وى فرمود: "آیا خشنود نیستى كه منزلتِ تو نسبت به من همانند منزلت هارون نسبت به موسى باشد، جز این كه پس از من پیامبرى نخواهد آمد؟".16
3_ كتاب آسمانى اسلام (قرآن) به هیچ وجه تحریف نشده است. با كمال تأسف كتاب هاى آسمانى پیامبران پیشین از جمله تورات و انجیل، بر اثر غرض ورزى خود كامگان دستخوش تحریف گردیده، ولى در قرآن مجید هرگز تحریف راه نیافته و راه نخواهد یافت. خدا مى فرماید: "ما قرآن را فرو فرستادیم و خود نیز نگهبان آن هستیم".17 و فرمود: "باطل از هیچ سو به ساحت قرآن راه ندارد".18
4_ معجزه اسلام (قرآن) با وجود گذشت 15 قرن از نزول آن، و با وجود دشمنان سر سخت هنوز به صورت یك معجزه باقى است و تا ابد نیز باقى خواهد ماند و احدى را یاراى مقابله با قرآن نمى باشد. قرآن با كمال صراحت تحدّى (دعوت به مبارزه) را اعلان كرده و فرمود: "اگر جن وانس دور هم گرد آیند كه كتابى مانند قرآن بیاورند نمى توانند نظیر آن را بیاورند".19
نیز فرمود: "اگر مى توانید یك سوره مثل قرآن بیاورید".20 قرآن كریم به عنوان معجزه جاویدان در تمامى ادوار مى درخشد در حالى كه از معجزه هاى ادیان دیگرى خبرى نیست.
5_ اجتماعى بودن اسلام. اسلام در میان همةادیان تنها دینى است كه صد در صد اجتماعى است. تعلیمات اسلام نه مانند كشیش كنونى مسیحیان است كه تنها سعادت اخروى مردم را در نظر گرفته و دربارة سعادت دنیوى آنان ساكت باشد، و نه مانند آیین فعلى یهود است كه تنها تعلیم و تربیت یك ملتى را وجهة همت خود قرار دهد.
تعلیمات اسلام مانند دستورهاى بهدنیان مجوس و بعضى مذاهب دیگر، به چند موضوع محدود از اخلاق و اعمال نپرداخته است. در اسلام، تعلیم و تربیت و سعادت دو جهانى همة مردم آن براى همیشه و در هر زمان و مكان در نظر گرفته شده است.21
امام باقر(ع) فرمود: "از ما نیست كسى كه دنیا را به خاطر آخرتش ترك كند و یا آخرتش را براى دنیایش رها كند".22
11 آل عمران(3) آیة 17.
12 علامه طباطبایی، خلاصه تعالیم اسلام، ص 7 - 10 و 21؛ تفسیر نمونه، ج 2، ص 377.
13 آل عمران(3) آیة 85.
14 سبأ(24) آیة 28.
15 احزاب(33) آیة 40.
16 جعفر سبحانی، منشور عقاید امامیه، ص 136 (صحیح بخاری، ج 3، ص 58).
17 حجر(15) آیة 9.
18 فصلت (41) آیة 44.
19 اسرا (17) آیة88.
20 بقره (2) آیة 23.
21 علامه طباطبایی، خلاصة تعالیم اسلام، ص 24.
22 وسایل الشیعه، ج12، ص 49.