__
لیست بحث ها
  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
16
40
87/5/26 (20:56)
9
45
87/5/24 (20:01)
14
50
87/5/20 (22:19)
0
3
87/5/19 (17:11)
26
156
87/5/19 (17:09)
5
32
87/4/15 (17:38)
2
12
87/4/7 (11:52)
66
249
87/3/31 (14:26)
4
15
87/2/8 (14:58)
8
41
86/12/13 (09:00)
عنوان بحث
هر چه می خواهد دل تنگت بگو
4 بهمن 86 - 09:58

عادت كردیم ساكت بمونیم ببینیم كسی چیزی میگه یا نه. بعد یا تایید می كنیم یا رد. كه میتونم بگم اكثر اوقات رد می كنیم. یه احساس خوب به آدم دست میده وقتی كه نظر یه نفر رو رد میكنی. انگار تو دلت میگی:"اوفیش راحت شدما".

خوب تو كه اینقد حرف تو دلت داشتی می خواستی بگی، چرا تا حالا حرف نزدی؟ منتظر بودی یكی یه چیزی بگه ضایش كنی؟ اصلاً شایدم از ضایع كردن دیگران لذت میبری، نه از حرف زدن.

بیا اینجا یه كم تمرین حرف زدن كن. ترسش كمتر از دنیای واقعیه. هرچند كه بازم یه كم رو میگیری و پیش خودمون میگیم: نكنه فردا تو خیابون منو ببینه و ...

تو كه میگی هیشكی حرف منو نمیفهمه، تو كه میگی هیشكی به حرف من گوش نمیده، تو كه فك میكنی پدر و مادرت تو رو درك نمیكنن، آره همین تو، نترس بیا حرف بزن. باور كن خیلی حال میده وقتی آدم هرچی دلش میخاد بگه، بگه. الان من همین جوری اومدم و شروع كردم به نوشتن. فقط به خودم گفتم:"هر چه می خواهد دل تنگت بگو". بعد دیدم همین جور داره میاد و من چاره ای جز نوشتن ندارم. پیش خودم گفتم :"هی تو هم خیلی دل تنگ بودی و خودت نمیدونستیا".

آره شما هم امتحان كن ببین چه حالی میده

هاهاهاها، چی نوشتم. شده مثل مجری های تلویزیون. نه؟ شایدم بهتر. كم كم دارم به خودم امیدوارم میشم. احتمالاً بتونم یه نویسنده نامدار بشم.  شایدم بتونم در آینده نوبل ادبیات رو بگیرم و مایه افتخار ایران اسلامی بشم.

من اگه بخام بنویسم، حالا حالا باید بنویسم. از دخترا بیشتر حرف واسه گفتن دارم. اما حوصله شما سر میره. پس دیگه نوبت شماس:

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
7
9 اسفند 1386 ساعت 23:50

با سلام

مریم خانوم شما برای بهبود این وضعیت پیشنهادی ندارید؟

منتظر پیشنهاد شما هستیم

 

6
9 اسفند 1386 ساعت 23:34

آره منم فکر میکنم کهخیلی بی حاله این جا

نمیدونم چرا ولی اصلبا نسبت به کلوب حس خوبی ندارم

 

5
6 اسفند 1386 ساعت 23:28

دلم میسوزد از باغی که می سوزد......

با سلام خدمت همه همشهریان محترم

من دلم میخواد بگم که مرودشتی های کلوب یکم کم لطفی می کنن

محیط کلوب خیلی کسل کننده شده ....

هر بار میام یه سر میزنیم میبینیم خبری نیست....

چیز تازه ای نیست....

کاش مرودشتی ها می رفتن کلوب های دیگه رو هم میدیدین.....

هر کاری هم می کنیم اعضا فعال بشن این اتفاق نمی افته....

با توجه به اینکه مرودشت فقط همین یه کلوب رو داره و با توجه به این جمعیت زیاد شهر و این همه کافی نت توی

 سطح  شهر و گسترش اینترنت در شهر تعداد اعضاء 47 نفره که عملا" 42 نفر فقط عضو هستند و تنها 6-5 نفر

هستن که فعالیت دارند اونم در سطح محدود......

شاید بهتره به فعالترین عضو جایزه بدیم .....

نمی دونم.........

 به بهترین پیشنهاد برای فعال کردن اعضا کلوب و فعالترین عضو جایزه ای تعلق خواهد گرفت

منتظر نظرات اعضا هستیم....

 

 

4
27 بهمن 1386 ساعت 16:32

فقط به خاطر دختر سرزمین پارس اومدم

منم دلتنگم ولی نوشتن دردی رو دوا نمی كنه پس ....

3
24 بهمن 1386 ساعت 10:26

سلام

باید حدس میزدم این سوء تفاهم پیش بیاد

من گفتم:

 هرچه میخواهد دل تنگت بگو                       در پی مصرع و قافیه و بیت نباش     (خودمونیم شد شعر)

نیازی به وزن و زیبایی نیست. فقط بگو

فقط شروع کنید به گفتن(منظورم نوشتنه). بعد میبینید همین جور میاد و هرچی مینویسید تموم نمیشه

مطمئنم کلی حرف واسه گفتن دارین

گله کنید, تعریف کنید. از هرچی راحت میتونین بگید، بگید

حرفا رو تو خودمون جمع میکنیم نمیریزیم بیرون بعد خودش رو  تو قیافمون نشون میده. میشیم عین آدمای از جنگ برگشته. 190 سال از خودمون بزرگتر نشون میدیم

ببینیم اولین نفر کی جرات حرف زدن پیدا میکنه

 

2
21 بهمن 1386 ساعت 14:54

دلتگی زیاده آقا میثم

ولی یکی مثل من شاید توانایی و یا قدرت بیان قوی نداشته باشه....

همشهری عزیز آقا میثم بسیار متشکریم از شما که با این همه لطف و صفا در کلوب فعالیت دارید.

امیدوارم بقیه دوستان هم بیان در بحث های کلوب شرکت کنند و نظرات و صحبت های خودشون را ارائه بدن.

 

1
10 بهمن 1386 ساعت 16:08

اینجور كه معلومه یا بچه های كلوب مرودشتی ها هیچ دلشون تنگ نیست یا اینكه دلشون تنگ هست ولی نمیخاد چیزی بگه

من كه هم دلتنگم هم كلی حرف واسه گفتن دارم ولی حیف كه هیچ وقت ندارم

بدرود

__