| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
342
|
2237
|
90/11/22 (13:25)
|
|
||
|
|
50
|
304
|
91/1/27 (16:00)
|
|
||
|
|
91
|
428
|
91/1/27 (15:56)
|
|
||
|
|
11
|
60
|
91/1/27 (15:54)
|
|
||
|
|
50
|
388
|
91/1/27 (15:52)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
90/11/29 (21:21)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
90/11/13 (22:14)
|
|
||
|
|
38
|
201
|
90/10/15 (22:39)
|
|
||
|
|
39
|
131
|
90/8/28 (19:30)
|
|
||
|
|
15
|
84
|
90/7/29 (12:22)
|
|
||
|
|
652
|
1162
|
90/7/24 (18:27)
|
|
||
|
|
161
|
761
|
90/7/21 (12:06)
|
|
||
|
|
10
|
47
|
90/7/19 (14:25)
|
|
||
|
|
16
|
84
|
90/7/11 (19:11)
|
|
||
|
|
8
|
72
|
90/7/10 (11:40)
|
|
||
|
|
775
|
2469
|
90/7/9 (10:40)
|
|
||
|
|
38
|
131
|
90/7/7 (13:32)
|
|
||
|
|
15
|
80
|
90/7/6 (21:23)
|
|
||
|
|
94
|
375
|
90/7/1 (13:03)
|
|
||
|
|
12
|
41
|
90/6/29 (17:36)
|
|
قطعا در بین بستگان خودتون به این مورد بر خوردید شاید خود شما از این نوع افراد باشید
میخواهید خواستگاری دختری بروید یا رفتید ولی والدین شما مخالفت كرده اند و یا می كنند.در این مواقع چه می كنید یا چه كرده اید؟
ممكن است در آینده فرزند شما در مرحله انتخاب همسر قرار گرفته و شما مخالفید در این مواقع چه میكنید؟
شاید هم یك خانواده دچار همچین مشكلی هست شما چه میكنید
جوان رو از ازدواجش منصرف میكنید یا والدین رو وادار میكنید به این ازدواج تن بدهند

داش بهزاد اون قضیه استاندارد ها رو خیلی خوب اومدی
حالا فکر کن یه کیا سراتو بخری با رنگ آلبالویی لا مصب اینقدر ایمنی و زیبایی داره که هیچ وقت باهاش به مشکل نمی خوری 
این مقبولیت خانواده هم یکی از مواردی که باید خیلی بهش توجه کرد وگرنه همون میشه یه چیزی تو مایه های یه پراید مدل پایین که اصلا بهش نمیشه اطمینانی کرد 
چند وقت پیش که واسه جلسه آشنایی با یکی از گزینه های مد نظر رفته بودیم دختره یکی از مسائلی که براش خیلی مهم بود خانواده من بود ومی گفت که دوست دارم خواهر هات و پدر مادرت احترام منو نگه دارن 
فقط نکته ای که اینجا قابل ذکره اینه که خوب وقتی ما دوسال با یکی هستیم لزومی نداره که وقتی میخواهیم قضیه رو با پدر و مادر مطرح کنیم بگیم چه مدتی با طرف بودیم 
ولی وقتی که تصمیمت برای انتخاب طرف جدی میشه می تونی با خانواده مطرح کنی 
آقا بهزاد من موافق این قضیه نیستم که بیای به پدر ومادر بگی که آقا اجازه میدین من با این طرف پای صحبت بشینم
اولا اینکه خوب هر فرزندی به فرهنگ خانواده خودش خیلی خوب شناخت داره وتقریبا می دونه اگه مثلا فلان دختر رو بخواد خانواده قبول می کنن و فلان دختر رو قبول نمی کنن
فرض رو بر این میگیریم که تمام گزینه هایی که خوشت میاد برای شروع مذاکره مورد قبول پدر ومادر هستن و حتم داری که اگه طرف رو معرفی کنی خانواده قبول می کنن
اگه اینجوری باشه که من باید هر هفته از پدر ومادرم اجازه بگیرم واسه این کار ؟؟؟
خوب اگه به نتیجه نرسیدم با دختره چی ؟؟؟؟؟
من فکر می کنم قبل از رسمی شدن همه چی واطلاع خانواده دوطرف باید زمانی باشه واسه شناخت
چون وقتی دختری رو نمی شناسی که نمی تونی بری خواستگاریش بالاخره باید یه آشنایی باشه دیگه
حالا فکر کنین شما دختره رو اصلا ندیدی و رسما میری خونشون و با طرف صحبت می کنی و ازش خوشت نمیاد
خوب اینطوری یه خورده ناجوره
خوب من زیاد حرف زذم
نمی دونم دوستان با نظر من موافقن یانه 


یه توصیه دوستانه یا برادرانه یا پدرانه هرچی که اسمش رو میخواهید بزارید
همیشه یه دوست دختر خوب یا دوست پسر خوب نمیتونه یه همسر خوب باشه و برعکس ممکنه یه همسر خوب یه دوست خوب نباشه
سعی کنید در انتخاب اولیت ها و معیار هاتون مقوله دوست یابی رو از مقوله همسر یابی جدا کنید
یکی از دلایل اختلاف پدر مادر ها و فرزندان در ازدواج فرزندان اینه که پدر و مادر ها به عروس یا دامادشون به چشم دوست پسر یا دوست دختر نگاه نمی کنند





من چرا همیشه دیر میرسم :D
میدونید من معتقدم ریشه همه گرفتاری های ما اینه كه ارتباط صحیح با همدیگه رو بلد نیسیتم . گفتمان در بین ما واقعا به روش منطقی ، همراه با احترام و رعایت احساسات همدیگه جا نیوفتاده . در بحث انتخاب شریك زندگی هم همین طوره . پدر و مادرها فكر میكنند كه خودشون به تنهایی از بالاترین درجه هوش و ذكاوت و هوشیاری و تجربه برای انتخاب شریك زندگی فرزندشون برخوردار هستند و بچه ها هم فكر میكنند اونها استاد درس عشق و عاشقی و علاقه و انتخاب هستند . اگر هر دو طرف یك مقداری به توانایی های طرف مقابل بیشتر اعتماد داشته باشند و یك مقداری از غرور به دانستنی هاشون كم كنند میشه بهترین انتخاب ها رو با مشورت همدیگه داشت اما ....... ما از نداشتن مهارت ارتباط ضربه های زیادی میخوریم اما هیچج وقت هم حاضر نیستیم این مهارت و برای داشتن یك زندگی شاد و سالم یاد بگیریم .
خواهر زاده من 4 سال به دختر خانمی دوست بودند از سوم راهنمایی . از همون اول هم میگفت من میخوام با این دختر خانم ازدواج كنم . خواهرم و شوهر خواهرم اوایل مشكلی نداشتند كه ایشون دوست دختر داشته باشند . من بارها بهشون گوشزد كرده بودم كه این حرف پسرشون مبنی بر ازدواج این دختر خانم جدی بگیرن اما اونا فقط می خندیدن . خواهر زاده من توی این چهار سال كنار درس كارهم میكرد اونم سخت با اینكه اوضاع مالی پدرش فوق العاده است . هر وقت هم من مگیفتم خاله بسه میگفت باید واسه عروسی خودم و اماده كنم . بلاخره خانمش دانشگاه قبول شد . خودشم بعد از دیپلم رفت سربازی و 6 ما ه از خدمتش گذشته بود قضیه ازدواجش و جدی مطرح كرد . اونجا خواهرم و شوهر خواهرم شروع كردن به مخالفت اونم چه مخالفتی . چشمتون روز بد نبینه من اینقدر مسیر مشهد و بیرجند و طی كردم كه دیگه داشتم دیونه میشدم . شوهر خواهرم فقط داو بیداد میكرد . اما پسرش منطقی و آروم سعی میكرد قانعش كنه بعد هم كه با مخالفت جدی پدرش رو به رو شد در نهایت احترام بهشون گفت یك دلیل بیارید و به من ثابت كنید دختری كه من عاشقش هستم نجابت و وفاداری نداره تا من همون لحظه قیدش و بزنم . من بهش قول ازدواج دادم به همین دلیل با من دوست شده زیر قولم نمیزنم . شوهر خواهرم خیلی تلاش كرد اما تلاش هاش به نتیجه نرسید و بلاخره این دوتا با هم ازدواج كردند . اینا رو گفتم تا بگم گاهی اوقات پدر و مادرها بدون دلایل منطقی مخالفت میكنند .مثلا موقعیت اقتصادی طرف مقابل ، زشتی و زیبایی و.... براشون مهمه . اینجا اگر یك پسر یا دختر مهارت ارتباط و بلد باشه میتونه با حفظ همه حرمت ها پدر و مادر و قانع كنه و یا بلعكس .


آقای چاردین رامین عاشق شده حامد پسر عموی من هم عاشق شده به یه آدم عاشق چطوری میتونی منطق رو بهمونی اینها یه ویژگیهایی در فرد مورد نظرشون دیدند که عاشق شدند ببین آقا سعید بحث سه سال خواستنه
رامین چند شب پیش داشت تو فیسبوک با خانمم چت میکرد و مشکلاتش رو میگفت من میخونم حرف های رامین رو رامین مدتهاست دعواهاش رو با همسر آینده اش کرد(رامین جان ببخشید شاید درست نباشه گفتن این حرف ها) اینها سه سال دارند کلنجار میرند نه رامین خیلی از جوانها با دوست دخترشان دعوا میکنند وقتی یک رابطه ای سه سال طول میکشه باید به اون رابطه و اون ادامه احترام گذاشت اونم این دوره زمونه که اکثر پسر ها و دخترها دنبال چیزی به جز عشق و ازدواج هستند
در مورد به توافق رسیدن جوان با خانواده باید به این نکته توجه کنیم که به توافق رسیدن لزوما قبول کردن همه شرایطی که پدر ومادر تعیین می کنن نیست
به نظر من در این شرایط باید رو در رو با پدر ومادر بشینی وببینی خواسته های اونا چیه و همین طور خواسته ها ومعیار های خودت واسه همسر آینده رو براشون شرح بدی و بیایی ببینی دیدگاه های مشترک تو این اختلاف نظر ها چیه و خیلی منطقی بهشون بگی که اگه شما اینو بخوای در آینده برای من مثلا اینجوری میشه
من فکر نمی کنم مساله سختی باشه این به توافق رسیدن
بالاخره پدر ومادر خیر وصلاح فرزند خودش رو میخواد
باید همه زوایای قضیه رو بهشون شرح بدی
خوب طبیعتا دیدگاهی که اونا دارن شما نداری
من خودم اول این اختلاف نظر ها رو داشتم اما خیلی ساده و با فکر با مساله برخورد کردم
من تا الان به انتخاب واصرار مادرم دو جا رفتم برای جلسه آشنایی با خانواده دختر مورد نظر که هر دوبار هم وقتی با هاشون به صحبت نشستم خواسته های خودم رو گفتم بهشون و گفتم من اینجوری هستم ودیدگاه سیاسی من اینه واینو می پسندم و خوب طرف هم دید که اختلاف نظر داریم خیلی راحت قبول نکرد
نتیجه این شد که مادرم فهمید که بابا اصلا باید بذاره به عهده خودم که کسی رو که خودم دوست دارم وبا معیار هام سازگاره انتخاب کنم وحالا قرار براین شده که من گزینه انتخاب کنم و مادرم در باره اش نظر بده و اگه از نظر منطقی واقعا موردی رو دید به صلاح من نیست به من بگه و منم نظر منطقی رو حتما قبول خواهم کرد
آقا رامین امیدوارم تونسته باشم که راه حلی مناسبی رو که تجربه خودم بوده برات شرح بدم