userinfo close

  ,

متاهل بی حاشیه


married_couple

تاسیس: 27 مرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: عارف اصلی - معاونان
▌▬◄ عضویت برای عموم آزاد است. علاوه بر بحثهای مربوط به ازدواج و زندگی متاهلی، بحثهای متفرقه و همینط ادامه »

▌▬◄ عضویت برای عموم آزاد است. علاوه بر بحثهای مربوط به ازدواج و زندگی متاهلی، بحثهای متفرقه و همینطور مطب پزشکی، مطب روانشناسی و دفتر وکالت جهت پاسخگویی به سوالات اعضاء محترم کلوب ایجاد شده است.


▌▬◄جهت سهولت دسترسی، لینک کلیه بحثها در اولین بحث این کلوب یعنی اطلاعیه های تیم مدیریت درج گردیده است.


▌▬◄ لطفا در پست های خود حریم های شخصی و احترام به شخصیت افراد را حفظ نمائید. لازم به توضیح هست که پاسخ های نامربوط و بر هم زننده آرامش کلوب، حذف و فرستنده آن مسدود خواهد شد.

 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
342
2237
90/11/22 (13:25)
50
304
91/1/27 (16:00)
91
428
91/1/27 (15:56)
11
60
91/1/27 (15:54)
50
388
91/1/27 (15:52)
0
8
90/11/29 (21:21)
0
14
90/11/13 (22:14)
38
201
90/10/15 (22:39)
39
131
90/8/28 (19:30)
15
84
90/7/29 (12:22)
652
1162
90/7/24 (18:27)
161
761
90/7/21 (12:06)
10
47
90/7/19 (14:25)
16
84
90/7/11 (19:11)
8
72
90/7/10 (11:40)
775
2469
90/7/9 (10:40)
38
131
90/7/7 (13:32)
15
80
90/7/6 (21:23)
94
375
90/7/1 (13:03)
12
41
90/6/29 (17:36)

عنوان بحث

عارف اصلی , aref_asl
عارف اصلی - 08:46 1390/06/29

اختلاف والدین و فرزندان در ازدواج

قطعا در  بین بستگان خودتون به این مورد بر خوردید شاید خود شما از این نوع افراد باشید

میخواهید خواستگاری دختری بروید یا رفتید ولی والدین شما مخالفت كرده اند و یا می كنند.در این مواقع چه می كنید یا چه كرده اید؟

ممكن است در آینده فرزند شما در مرحله انتخاب همسر قرار گرفته  و شما مخالفید  در این مواقع چه میكنید؟

 شاید هم یك خانواده دچار همچین مشكلی هست شما چه میكنید

جوان رو از ازدواجش منصرف میكنید یا والدین رو وادار میكنید به این ازدواج تن بدهند

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
سعید چاردین  , danesh123
سعید چاردین - 13:32 1390/07/7
38
ببخشین این موضوع دو سال چیه که همه ما مردها دوست داریم با یک خانمی دو سال و یا سه سال باشیم و بعد تصمیم بگیریم و یا نگیریم ؟

این نگاه درستی به موضوع  ازدواج نیست .

اولا" اگر موضوع آشنایی و برخورد های سطحی بین دختران و پسران هست که اونها رو نمیشه ملاک یک زندگی قرارداد

دوما" اگر موضوع شناخت به منظور ازدواج هست که اون هم باید فضای خاص خودش رو داشته باشه و بدونیم که دختری که دو یا سه سال بدون آینده نگری با پسری فقط بچرخه قطعا" بدرد زندگی بلند مدت نخواهد خورد .

بعضی مواقع صحبت با هم بودن به مقوله های دیگری میرسه که موضوع بحث ما نیستند ولی در ابتذا قصد و قرض خودمون از نزدیک شدن به دخترها رو باید حداقل با خودمون در میون بزاریم و با خودمون رو راست باشیم که منظور از نزدیک شدن به این خانم چی هست و چه دیدگاهی بهش دارم .

مواردی رو شاید شنیده باشین که پسره عنوان میکنه که من میخواستم که این خانم رو اذیتش کنم و بعد باعث شد که دوست بشیم و بعد هم همین آشنایی منجر به ازدواج شد .

یکی از دوستان من از یک دختر خانمی خوشش اومد و صرفا" دلیل خوش اومدن ارتباط نزدیک داشتن بود و این شخص اونقدر تلاش کرد تا با این خانم آشنا شد و بعد از آشنایی کامل و یا شاید موارد دیگر به کشور انگلیس رفت و بعد از چند سال از انگلیس برگشت و با گرفتن تابعیت اون کشور و وضع رفاهی بهتر از قبل با این خانم ازدواج کرد ولی تا بحال نتونسته در درون خودش این موضوع رو حل کنه که همسرش رو با خودش به یک جامعه باز انگلیسی ببره چون هیچ تضمینی برای ادامه زندگی در اونجا با این خانم براش وجود نداره .

دلیل نزدیک شدن به دخترها باید برای خود آقایون مشخص باشه  و با خودشون رو راست باشن تا به زندگی بهتر و ایدهال و تداوم دار برسند .
بهزاد متولد خرداد , iambehzad
37
تو هم اون آلبالویی رو خوب اومدی

می دونی لزومش چیه ؟ که به اطرافیان می گیم ما دو ساله با همیم ...

چون معمولا ما اول احساسی انتخاب می کنیم و بعد می خوایم با استناد های عقلانی اون و توجیه کنیم !

یکی از پر کاربرد ترین استناد ها همینه ( چند ساله با هم هستیم ! )

دقت کردی وقتی همچین کارهایی انجام میدیم بعدش هی در تلاشیم که این و اثبات کنیم که بابا به این دلایل تصمیم من درسته ...

اما واقعا به این همه دلیل و مدرک برای ازدواج احتیاج هست ؟

....................................................................................................................

دقیقا مساله همین جاست که من خودم معیار های خانواده ام رو می دونم . ولی باز هم سراغ کسی میرم که با اون سازگاری نداره .

نمی دونم شاید این انتخاب ها برامون جذابیت بیشتری داره .

شاید هم این دختر ها رو آدم های با اعتماد به نفس و خود ساخته ایی می دونیم و تمایلی به زنان سبک مادرمون نداریم .

رضا نیکخواه , 152
رضا نیکخواه - 22:04 1390/07/6
36

داش بهزاد اون قضیه استاندارد ها رو خیلی خوب اومدی حالا فکر کن یه کیا سراتو بخری با رنگ  آلبالویی لا مصب اینقدر ایمنی و زیبایی داره که هیچ وقت باهاش به مشکل نمی خوری

 

 

این مقبولیت خانواده هم یکی از مواردی که باید خیلی بهش توجه کرد وگرنه همون میشه یه چیزی تو مایه های یه پراید مدل پایین که اصلا بهش نمیشه اطمینانی کرد

 

 

چند وقت پیش که واسه جلسه  آشنایی با یکی از گزینه های مد نظر رفته بودیم دختره یکی از مسائلی که براش خیلی مهم بود خانواده من بود ومی گفت که دوست دارم خواهر هات  و پدر مادرت احترام منو نگه دارن

 

 

فقط نکته ای که اینجا قابل ذکره اینه که خوب وقتی ما دوسال با یکی هستیم لزومی نداره که وقتی میخواهیم قضیه رو با پدر و مادر مطرح کنیم بگیم چه مدتی با طرف بودیم

 

ولی وقتی که تصمیمت برای انتخاب طرف جدی میشه می تونی با خانواده مطرح کنی

 

آقا بهزاد من موافق این قضیه نیستم که بیای به پدر ومادر بگی که آقا اجازه میدین من با این طرف پای صحبت بشینم

 

اولا اینکه خوب هر فرزندی به فرهنگ خانواده خودش خیلی خوب شناخت داره وتقریبا می دونه اگه مثلا فلان دختر رو بخواد خانواده قبول می کنن و فلان دختر رو  قبول نمی کنن

 

فرض رو بر این میگیریم که تمام گزینه هایی که خوشت میاد برای شروع مذاکره مورد قبول پدر ومادر هستن و حتم داری که اگه طرف رو معرفی کنی خانواده قبول می کنن

 

اگه اینجوری باشه که من باید هر هفته از پدر ومادرم اجازه بگیرم واسه این کار ؟؟؟

 

خوب اگه به نتیجه نرسیدم با دختره چی ؟؟؟؟؟

 

من فکر می کنم قبل از رسمی شدن همه چی واطلاع خانواده دوطرف  باید زمانی باشه واسه شناخت

چون وقتی دختری رو نمی شناسی که نمی تونی بری خواستگاریش بالاخره باید یه آشنایی باشه دیگه

حالا فکر کنین شما دختره رو اصلا ندیدی و رسما میری خونشون و با طرف صحبت می کنی و ازش خوشت نمیاد

 

خوب اینطوری یه خورده ناجوره

 

 

خوب من زیاد حرف زذم

نمی دونم دوستان با نظر من موافقن یانه

بهزاد متولد خرداد , iambehzad
35
اگر در آینده بخوام ازدواج کنم ... هیچ وقت وارد خانواده ایی نمیشم که براشون مقبولیت نداشته باشم ...

باید از وصلت ما خوشحال باشند و من مورد احترام اونها ...

و در مورد خانواده خودم :

الان دو ساله لاهیجان هستم ، شما فکر کنید از روز اول با دختر خانمی آشنا شدم و اینجا دو ساله با هم هستیم ... بعد می خوام برم به خانواده ام بگم و این در حالیه که می دونم اونها این دختر رو قبول نمی کنن و اصلا اینجور ازدواج و نمی پسندن ...

اگر یه یکی از دوستان خیلی خیلی نزدیک شما ، به گوشتون برسه که مثال نامزد کرده ، و این در حالیه که همیشه شما با هم ارتباط هستید ، یه دفعه شوکه نمیشیم که من دیشب با فلانی بودم ( یا حرف می زدیم ) چیزی از ازدواجش چرا نگفت ؟ شاید ناراحت هم بشید ...

بعد چطور  من بعد از دوسال تازه برم به خانواده ام که یه عمر برای من زحمت کشیدن بگم ، والا دو ساله ما با همیم و من انتخابم و کردم ، شما هم آخرین نفری هستین که می دونین !
و اونها هم ناراحت نشن ؟

اگر بچه داشته باشم و بیاد بهم بگه من چهار ساله که با کسی هستم ... اولا که قبلا از حرکاتش این و فهمیدم ، اما احساس می کنم که شکست خوردم توی زندگی که فرزندم اینقدر ارزش برای من قائل نشده که روز اول بیاد بگه که خانواده آیا شما اصلا این خانم و خانواده اش و قبول می کنید که من باهاش به شناخت برسم ؟

و دقیقا در جواب بهش میگم که دیگه برای من مهم نیست تو با کی ازدواج می کنی ...

( اگه خیلی بتونم خودم و کنترل کنم ... )

ما ایرانی ها خانواده محوریم و ازدواج ما وصلت دو خانواده است نه دو شخص .
بهزاد متولد خرداد , iambehzad
34
سلاااااااام ...

خب دیگه از بحث رامین جان بیایم بیرون ... و به کل قضیه بپردازیم ... ( البته پیشنهاده )

من نبودم و می خوام پاسخ چند تا از جواب ها رو بدم ...

اولا این حرف و کاملا قبول دارم که دختر خانم اول باید ببینه آیا در اون خانواده جایی داره یا نه ؟ آیا مقبولیت داره یا نه ؟ بعد ارتباط برقرار کنه ..

اما در پاسخ به اینکه در ازدواج چه مشورت بکنی چه نه، ممکنه به طلاق ختم بشه !

این حرف از نظر منطقی اشکال داره ... چون هیچ چیزی تضمین نداره . و این یعنی شما چرا کمربند ایمنی می بندی تو جاده چون با کمربند هم شاید صدمه ببینی ؟

ما یه ماشین داریم پراید ، یکی هم داریم زانتیا ... هر دوی اینها ممکنه توی جاده چرخش در بره ... هیچ تضمینی هم نیست ... اما شما چرا به زانتیا بیشتر گرایش داری ؟

چون به استاندارد ها نزدیک تره و اگر چرخش در بره مقاومت بهتری از خودش نشون میده !
و اگر چرخش در نره ، انسان در کنارش آرامش بهتری رو تجربه می کنه و سفرت لذت بخش تر خواهد بود ...

وقتی استانداردی تعیین می کنن به نام خانواده ( اصالت ، رضایت و ... ) به خاطره اینه که اگر چرخ در بره ، اونجا دیگه فرق می کنه که با چه کسانی سر رو کار داری ...

یکی از اقوام نزدیک من با پراید سر و کار داره و سر یه مساله کوچیک تمام زحمات نوجوانی و جوانیش در حال تباه شدن هست ...

سر یه دعوا کارشون به مهریه کشیده ... یه کسب و کار کوچیک داشت که جمعش کرد و تمام اموالش و به نام دیگران کرده و خلاصه اینکه بد جوری چرخ در رفته که من ترجیح میدم بیشتر از این نگم ...

اگر اون خانواده یه ذره به استاندارد ها نزدیک بودن ، هیچ وقت اجازه نمیدادن کارشون به اینجا بکشه.

خانواده دیگه ایی رو می شناسم که میگن بیش از بیست ساله که نتونستیم عروسمون و بپذیریم !

یعنی بیست سال نه رفتارش و قبول داشتن ، نه تربیت فرزندانش و نه خانواده اش و ...

فقط چون بعد از ازدواج بچه بوجود اومده ، دیگه این وصلت همینجوری سوت و کور به کار خودش ادامه داده ...


رامین ناصری , raminnaseri
رامین ناصری - 23:48 1390/07/5
33
حرفتون بوس
خودتون بوس
این دختر به عنوان یه دوست دختر توی زندگی من وارد نشده ، از اول هم انتخابش کردم و بشناسمش واسه ازدواج ...
هر دومون این رو می خواستیم ...
ما حتی با همدیگه دست نمی دیم ...
عارف اصلی , aref_asl
عارف اصلی - 20:17 1390/07/5
32

یه توصیه دوستانه  یا برادرانه یا پدرانه هرچی که اسمش رو میخواهید بزارید

همیشه یه دوست دختر خوب یا دوست پسر خوب نمیتونه یه همسر خوب باشه و برعکس ممکنه یه همسر خوب یه دوست خوب نباشه

سعی کنید  در انتخاب اولیت ها و معیار هاتون مقوله دوست یابی رو از مقوله همسر یابی  جدا کنید

یکی از دلایل اختلاف پدر مادر ها  و فرزندان در ازدواج فرزندان اینه که پدر و مادر ها به عروس یا دامادشون به چشم دوست پسر  یا دوست دختر نگاه نمی کنند

رامین ناصری , raminnaseri
رامین ناصری - 10:32 1390/07/4
31
من نمی گم تصمیمم درسته 100% اما خودم دارم می گم این دختر چطوریه ...
اما کو گوش شنوا ؟
رامین ناصری , raminnaseri
رامین ناصری - 10:30 1390/07/4
30
یعنی فاطمه ...
کاش یه فامیلی مث تو توی فک و فامیل و اینای ما بود
دختر خاله ای ، دختر عمه ای ، دختر عموای ، دختر دائی ، عمه ای یا خاله ای
خصوصی
فاطمه   آریائی , fatemeh_hamed_2006
فاطمه آریائی - 09:27 1390/07/4
29

من چرا همیشه دیر میرسم :D

میدونید من معتقدم ریشه همه گرفتاری های ما اینه كه ارتباط صحیح با همدیگه رو بلد نیسیتم . گفتمان در بین ما واقعا به روش منطقی ، همراه با احترام و رعایت احساسات همدیگه جا نیوفتاده . در بحث انتخاب شریك زندگی هم همین طوره . پدر و مادرها فكر میكنند كه خودشون به تنهایی از بالاترین درجه هوش و ذكاوت و هوشیاری و تجربه برای انتخاب شریك زندگی فرزندشون برخوردار هستند و بچه ها هم فكر میكنند اونها استاد درس عشق و عاشقی و علاقه و انتخاب هستند . اگر هر دو طرف یك مقداری به توانایی های طرف مقابل بیشتر اعتماد داشته باشند و یك مقداری از غرور به دانستنی هاشون كم كنند میشه بهترین انتخاب ها رو با مشورت همدیگه داشت اما .......  ما از نداشتن مهارت ارتباط ضربه های زیادی میخوریم اما هیچج وقت هم حاضر نیستیم این مهارت و برای داشتن یك زندگی شاد و سالم یاد بگیریم .

خواهر زاده من 4 سال به دختر خانمی دوست بودند از سوم راهنمایی . از همون اول هم میگفت من میخوام با این دختر خانم ازدواج كنم . خواهرم  و شوهر خواهرم اوایل مشكلی نداشتند كه ایشون دوست دختر داشته باشند . من بارها بهشون گوشزد كرده بودم كه این حرف پسرشون مبنی بر ازدواج این دختر خانم جدی بگیرن اما اونا فقط می خندیدن . خواهر زاده من توی این چهار سال كنار درس كارهم میكرد اونم سخت با اینكه اوضاع مالی پدرش فوق العاده است . هر وقت هم من مگیفتم خاله بسه میگفت باید واسه عروسی خودم و اماده كنم . بلاخره خانمش دانشگاه قبول شد . خودشم بعد از دیپلم رفت سربازی و 6 ما ه از خدمتش گذشته بود قضیه ازدواجش و جدی مطرح كرد . اونجا خواهرم و شوهر خواهرم شروع كردن به مخالفت اونم چه مخالفتی . چشمتون روز بد نبینه من اینقدر مسیر مشهد و بیرجند و طی كردم كه دیگه داشتم دیونه میشدم . شوهر خواهرم فقط داو بیداد میكرد . اما پسرش منطقی و آروم سعی میكرد قانعش كنه بعد هم كه با مخالفت جدی پدرش رو به رو شد در نهایت احترام بهشون گفت یك دلیل بیارید و به من ثابت كنید دختری كه من عاشقش هستم نجابت و وفاداری  نداره تا من همون لحظه قیدش و بزنم . من بهش قول ازدواج دادم به همین دلیل با من دوست شده زیر قولم نمیزنم . شوهر خواهرم خیلی تلاش كرد اما تلاش هاش به نتیجه نرسید و بلاخره این دوتا با هم ازدواج كردند . اینا رو گفتم تا بگم گاهی اوقات پدر و مادرها بدون دلایل منطقی مخالفت میكنند .مثلا موقعیت اقتصادی طرف مقابل ، زشتی و زیبایی و.... براشون مهمه . اینجا اگر یك پسر یا دختر مهارت ارتباط و بلد باشه میتونه با حفظ همه حرمت ها پدر و مادر و قانع كنه و یا بلعكس .

رامین ناصری , raminnaseri
رامین ناصری - 23:56 1390/07/3
28
چرا ما باید یکی از این دو راه رو انخاب کنیم ؟
یا خودمون از ازدواج به خاطر پدر مادرمون منصرف بشیم یا اینکه قید پدر و مادرمون رو بزنیم و ازدواج کنیم ؟
چرا همیشه دو راهی ؟
من بدم میاد و متنفرم از این کار ...
رامین ناصری , raminnaseri
رامین ناصری - 23:55 1390/07/3
27
من کاری به بقیه جوونا ندارم و خودم رو می گم ...
من دنبال یه زندگی با آرامش ، خوب و شاد هستم !
دختری رو هم که دوسش دارم یه زندگی می خواد که شاد باشه ، اذیت نشه ، خوشبخت باشه و به زندگیش افتخار کنه و دو روز دیگه نگه من غلط کردم این چه زندگیه ...
توی این مدت خیلی مسائل پیش میاد و ممکنه حتی رابطه ها بهم بخوره به خاطر افکار و پدیده هائی که دیده می شه ...
من دنبال یه زندگی خوش و شاد هستم ...
رامین ناصری , raminnaseri
رامین ناصری - 23:53 1390/07/3
26
وای وای وای ، اینجا من دو تا مطلب طولانی می بینیم که راستش رو بخواین حس خوندن الان رو ندارم اما فردا صبح در دفتر کارم حتماً مطالعه خواهم کرد
اما ...
بابائی عارف ، درسته اشکالی هم نداره شما حق بیشتری بر گردن من دارین و مشکلی نداره اگه حرفی رو می زنین اما ...
من سه سال قبل از دوستی و آشنائی با دختر مورد علاقه ام با هم دعوا می کردیم اما بعد از سه سال یهو بهم علاقه پیدا کردیم ...
دقیقاً با عاشق حرف از منطق نزنین اما حرفی بزنین که ثابت کنه اون دختر بده !
اگر چیزی رو پیدا کردین که اون دختر بده و یکی از دلایل پشیمونی پسر بود بهش بگید و نظرش رو اون موقع بخواین ...
اما اینم بگم که خدمتون ...
می دونین امشب بابام به من چی گفتن ؟ به من گفتن من به تو نمی گم کیو انتخاب کن اما هیچ حمایتی از من نخواه و هر غلطی دلت می خواد بکن
به نظر شما این شد حق انتخاب ؟ این شد مشخص نکردن یک فرد برای من ؟ این شد حمایت خانواده ؟! من واقعاً برای خودم متاسفم که پدرم جای حمایت از من داره با اینکه می گه من کمکی بهت نمی کنم من رو از خودش ترد می کنه ...
عارف اصلی , aref_asl
عارف اصلی - 21:27 1390/07/3
25

سعید چاردین  , danesh123آقای چاردین رامین عاشق شده  حامد پسر عموی من هم عاشق شده به یه آدم عاشق چطوری میتونی منطق رو بهمونی  اینها یه ویژگیهایی در فرد مورد نظرشون دیدند که عاشق شدند ببین آقا سعید بحث سه سال خواستنه

رامین چند شب پیش داشت تو فیسبوک با خانمم چت میکرد و مشکلاتش رو میگفت من میخونم حرف های رامین رو رامین مدتهاست دعواهاش رو با همسر آینده اش کرد(رامین جان ببخشید شاید درست نباشه گفتن این حرف ها) اینها سه سال دارند کلنجار میرند نه رامین خیلی از جوانها با دوست دخترشان دعوا میکنند وقتی یک رابطه ای سه سال طول میکشه باید به اون رابطه و اون ادامه احترام گذاشت اونم  این دوره زمونه که اکثر پسر ها و دخترها دنبال چیزی به جز عشق و ازدواج هستند

رضا نیکخواه , 152
رضا نیکخواه - 18:33 1390/07/3
24

در مورد به توافق رسیدن جوان با خانواده باید به این نکته توجه کنیم که به توافق رسیدن لزوما قبول کردن همه شرایطی که پدر ومادر تعیین می کنن نیست

 

به نظر من در این شرایط باید رو در رو با پدر ومادر بشینی وببینی خواسته های اونا چیه و همین طور خواسته ها ومعیار های خودت واسه همسر آینده رو براشون شرح بدی و بیایی ببینی دیدگاه های مشترک تو این اختلاف نظر ها چیه و خیلی منطقی بهشون بگی که اگه شما اینو بخوای در آینده برای من مثلا اینجوری میشه

 

من فکر نمی کنم مساله سختی باشه این به توافق رسیدن     

 

بالاخره پدر ومادر خیر وصلاح فرزند خودش رو میخواد

 

باید همه زوایای قضیه رو بهشون شرح بدی       

 

خوب طبیعتا دیدگاهی که اونا دارن شما نداری

 

من خودم اول این اختلاف نظر ها رو داشتم اما خیلی ساده و با فکر با مساله برخورد کردم

 

من تا الان به انتخاب واصرار  مادرم دو جا رفتم برای جلسه آشنایی با خانواده دختر مورد نظر که هر دوبار هم وقتی با هاشون به صحبت نشستم خواسته های خودم رو گفتم بهشون و گفتم من اینجوری هستم ودیدگاه سیاسی من اینه  واینو می پسندم و خوب طرف هم دید که اختلاف نظر داریم خیلی راحت قبول نکرد

 

نتیجه این شد که مادرم فهمید که بابا اصلا باید بذاره به عهده خودم که کسی رو که خودم دوست دارم وبا معیار هام سازگاره انتخاب کنم  وحالا قرار براین شده که من گزینه انتخاب کنم و مادرم در باره اش نظر بده و اگه از نظر منطقی واقعا موردی رو دید به صلاح من نیست به من بگه و منم نظر منطقی رو حتما قبول خواهم کرد

آقا رامین امیدوارم تونسته باشم که راه حلی مناسبی رو که تجربه خودم بوده برات شرح بدم

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.