| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
342
|
2237
|
90/11/22 (13:25)
|
|
||
|
|
50
|
304
|
91/1/27 (16:00)
|
|
||
|
|
91
|
428
|
91/1/27 (15:56)
|
|
||
|
|
11
|
60
|
91/1/27 (15:54)
|
|
||
|
|
50
|
388
|
91/1/27 (15:52)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
90/11/29 (21:21)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
90/11/13 (22:14)
|
|
||
|
|
38
|
201
|
90/10/15 (22:39)
|
|
||
|
|
39
|
131
|
90/8/28 (19:30)
|
|
||
|
|
15
|
84
|
90/7/29 (12:22)
|
|
||
|
|
652
|
1162
|
90/7/24 (18:27)
|
|
||
|
|
161
|
761
|
90/7/21 (12:06)
|
|
||
|
|
10
|
47
|
90/7/19 (14:25)
|
|
||
|
|
16
|
84
|
90/7/11 (19:11)
|
|
||
|
|
8
|
72
|
90/7/10 (11:40)
|
|
||
|
|
775
|
2469
|
90/7/9 (10:40)
|
|
||
|
|
38
|
131
|
90/7/7 (13:32)
|
|
||
|
|
15
|
80
|
90/7/6 (21:23)
|
|
||
|
|
94
|
375
|
90/7/1 (13:03)
|
|
||
|
|
12
|
41
|
90/6/29 (17:36)
|
|
داریوش عزیز من می تونم از خودم بگم
اینکه ارتباط بدون حاشیه و عادی در دنیای نت برای متاهل اشکال داره یا نه ؟ از دید من خیر نه تنها اشکال نداره بلکه مثل هر ارتباط بدون حاشیه دنیای واقعی که داریم خیلی هم مفید است و اصولا ارتباط شاخصه اصلی زندگی اجتماعی ست نت حتی این مزیت را هم دارد که افراد نظراتشان صریحتر و بدور از ملاحظات امنیتی رودربایستی و بی پرواتر است که می تواند به دانش اجتماعی ما بیافزاید .
همسر من حتی براش وبلاگ هم درست کردم و نه تنها مشکلی نداشتم بلکه در سالهای اول نت حدود 5سال پیش همه دوستان خانم و اقا تلفن می زدند خونه و تقریبا همه انها که خیلی صمیمی بودیم را میشناخت .
اگر از مسیر درست منحرف بشه حتما کار بجای باریک میکشه دیگه
و اینکه ناشی از چیست ؟ کنجکاوی اولیه و تعلق خاطر به کمالات و مقایسه داشته ها و نداشته های عاطفی و صد البته وجود عقده های خفن خفته در مافی الضمیر ادمی که گاها سرباز می کنند و دسته گل به اب می دهند 
حاشیه بخشی از زندگی ماست بقول افسانه های مذهبی همون اول ادم و حوا و هابیل و قابیل و داوود سلیمان هم بدون حاشیه نبودند .شما در محل کارتان ، ورزشتان ، مسیر رفت و امدتان بین فامیلتان در جمع دوستان هر کدام را دقیق بررسی کنید متوجه حاشیه ها می شوید زندگی فرایندی ست که با حاشیه ها هیجان می یابد و تا زمانی که حاشیه جریان زندگی را مختل نکند معمولا صدایش در نمی اید .ما در این فرایند حرکت می کنیم و در دنیای بی نهایت وجهی ارتباطات باید هدف زندگی و مسیر اصلی گم نشود .
چون پیرمردم انچه در سوال شما نیامده را هم مطرح می کنم اخه من از شماها پیرترم خیلی به من زخمی نمی خورد 
اینطور فرضی مطرح می کنم که نه خودم (مرد) بلکه اگر متوجه می شدم همسرم (زن) ارتباط با حاشیه ای برقرار کرده چه واکشی نشان می داد م ؟ خفن ترین حالت برای مردان است
در نت به دلیل وسعت اطلاعات و ارتباطات و از طرفی رو بودن خیلی از مسائلی که در دنیای واقعی نمود پیدا نمی کند و موجب خودمانی شدن سریع می گردد چه واکنشی نشان می دادم ؟
انسان بصورتی فطری و بدون انکه اراده ای بکند همیشه در حال مقایسه انچه دارد با انچه می بیند و می خواند می شنود است شما در خیابان زنی بسیار زیبا و در عین حال متین موقر می بینید و حادثه ای موجب یک همصحبتی کوتاه بدون حاشیه می شود از جمالش مغشوش و از کمالش مدهوش می شوید و می دانید که چون همنشینی ندارید کار دل است و مزیت هایی که افراد کم و بیش با هم دارند .ایا منطقی ست که بگویید نخیر 17 خودم از بیست اون بهتره ؟ عاقلانه نیست و اگر بگوئید بده مثل همون روباهی می مانید که دستش به انگور نمی رسید
خب حالا همسر من هم همینطور کسی را دیده و از جمال و کمال او خوشش امده و متاسفانه دستش به انگور رسیده و حالا من متوجه شده ام . 
مسلم ناراحت می شوم ولی دنیای خودم را خراب نمی کنم رهایش می کنم تا برود و خودم هم می روم دنبال زندگی ام .اگر همسر من خوشش امد ولی رابطه حاشیه دار نشد مثل خود من است که در خیابان از یکی خوشم امده و تمام شده است مگر اتفاق نمی افتد ؟
حالا او دچار همین حظ بصر شده .مگر ما در محل کار کوچه و خیابان با جنس مخالف کم لرتباط داریم اگر از من بدش می اید برود و من نباید خودم را تحمیل کنم .
متاسفانه در جامعه ما انگار همه می ترسند اسرار مگو را بگویند برای یک سال پس از ازدواج سالگرد عروسی نیست سالمرگ عشق است و چهل سال تحمل کنار هم زیستن و زندگی هم را خراب کردن .
احتیاج دارم یا نه ؟شروع نت یک گنجکاوی بود برای من و حقیقتش می خواستم از جوونا عقب نمونم ولی هر چه بیشتر رفتم معتادتر شدم و روز حدود شش ساعت اخبار و رویدادها خواندن و نوشتن صرف می کنم .حتی با پسرم گاها دعوامون میشه
که مجبور شدم بازی تراوین اونو شارژ کنم .
برای من یک محلی مجازی ست که می تواند مرا بروز نگهدارد اما ارتباط با جنس مخالف بله احتیاج دارم باور کن که اینقدر که من از نت در مورد زنان دانستم در عمر 48 ساله نیاموخته بودم و قطعا بسیار اگاه تر و جامع تر شده ام و این در زندگی حتی فرزندانم و تصمیمات لازم برای اینده انها خیلی مفید بوده است.
امیدوارم دوستان دیگر هم پاسخ بدهند .ضمتا کم حوصله ام متن رو دوباره نخوندم اشتباهی بود ببخشید.
عالیست
|
دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا، |

داریوش عزیز من می تونم از خودم بگم
اینکه ارتباط بدون حاشیه و عادی در دنیای نت برای متاهل اشکال داره یا نه ؟ از دید من خیر نه تنها اشکال نداره بلکه مثل هر ارتباط بدون حاشیه دنیای واقعی که داریم خیلی هم مفید است و اصولا ارتباط شاخصه اصلی زندگی اجتماعی ست نت حتی این مزیت را هم دارد که افراد نظراتشان صریحتر و بدور از ملاحظات امنیتی رودربایستی و بی پرواتر است که می تواند به دانش اجتماعی ما بیافزاید .
همسر من حتی براش وبلاگ هم درست کردم و نه تنها مشکلی نداشتم بلکه در سالهای اول نت حدود 5سال پیش همه دوستان خانم و اقا تلفن می زدند خونه و تقریبا همه انها که خیلی صمیمی بودیم را میشناخت .
اگر از مسیر درست منحرف بشه حتما کار بجای باریک میکشه دیگه
و اینکه ناشی از چیست ؟ کنجکاوی اولیه و تعلق خاطر به کمالات و مقایسه داشته ها و نداشته های عاطفی و صد البته وجود عقده های خفن خفته در مافی الضمیر ادمی که گاها سرباز می کنند و دسته گل به اب می دهند 
حاشیه بخشی از زندگی ماست بقول افسانه های مذهبی همون اول ادم و حوا و هابیل و قابیل و داوود سلیمان هم بدون حاشیه نبودند .شما در محل کارتان ، ورزشتان ، مسیر رفت و امدتان بین فامیلتان در جمع دوستان هر کدام را دقیق بررسی کنید متوجه حاشیه ها می شوید زندگی فرایندی ست که با حاشیه ها هیجان می یابد و تا زمانی که حاشیه جریان زندگی را مختل نکند معمولا صدایش در نمی اید .ما در این فرایند حرکت می کنیم و در دنیای بی نهایت وجهی ارتباطات باید هدف زندگی و مسیر اصلی گم نشود .
چون پیرمردم انچه در سوال شما نیامده را هم مطرح می کنم اخه من از شماها پیرترم خیلی به من زخمی نمی خورد 
اینطور فرضی مطرح می کنم که نه خودم (مرد) بلکه اگر متوجه می شدم همسرم (زن) ارتباط با حاشیه ای برقرار کرده چه واکشی نشان می داد م ؟ خفن ترین حالت برای مردان است
در نت به دلیل وسعت اطلاعات و ارتباطات و از طرفی رو بودن خیلی از مسائلی که در دنیای واقعی نمود پیدا نمی کند و موجب خودمانی شدن سریع می گردد چه واکنشی نشان می دادم ؟
انسان بصورتی فطری و بدون انکه اراده ای بکند همیشه در حال مقایسه انچه دارد با انچه می بیند و می خواند می شنود است شما در خیابان زنی بسیار زیبا و در عین حال متین موقر می بینید و حادثه ای موجب یک همصحبتی کوتاه بدون حاشیه می شود از جمالش مغشوش و از کمالش مدهوش می شوید و می دانید که چون همنشینی ندارید کار دل است و مزیت هایی که افراد کم و بیش با هم دارند .ایا منطقی ست که بگویید نخیر 17 خودم از بیست اون بهتره ؟ عاقلانه نیست و اگر بگوئید بده مثل همون روباهی می مانید که دستش به انگور نمی رسید
خب حالا همسر من هم همینطور کسی را دیده و از جمال و کمال او خوشش امده و متاسفانه دستش به انگور رسیده و حالا من متوجه شده ام . 
مسلم ناراحت می شوم ولی دنیای خودم را خراب نمی کنم رهایش می کنم تا برود و خودم هم می روم دنبال زندگی ام .اگر همسر من خوشش امد ولی رابطه حاشیه دار نشد مثل خود من است که در خیابان از یکی خوشم امده و تمام شده است مگر اتفاق نمی افتد ؟
حالا او دچار همین حظ بصر شده .مگر ما در محل کار کوچه و خیابان با جنس مخالف کم لرتباط داریم اگر از من بدش می اید برود و من نباید خودم را تحمیل کنم .
متاسفانه در جامعه ما انگار همه می ترسند اسرار مگو را بگویند برای یک سال پس از ازدواج سالگرد عروسی نیست سالمرگ عشق است و چهل سال تحمل کنار هم زیستن و زندگی هم را خراب کردن .
احتیاج دارم یا نه ؟شروع نت یک گنجکاوی بود برای من و حقیقتش می خواستم از جوونا عقب نمونم ولی هر چه بیشتر رفتم معتادتر شدم و روز حدود شش ساعت اخبار و رویدادها خواندن و نوشتن صرف می کنم .حتی با پسرم گاها دعوامون میشه
که مجبور شدم بازی تراوین اونو شارژ کنم .
برای من یک محلی مجازی ست که می تواند مرا بروز نگهدارد اما ارتباط با جنس مخالف بله احتیاج دارم باور کن که اینقدر که من از نت در مورد زنان دانستم در عمر 48 ساله نیاموخته بودم و قطعا بسیار اگاه تر و جامع تر شده ام و این در زندگی حتی فرزندانم و تصمیمات لازم برای اینده انها خیلی مفید بوده است.
امیدوارم دوستان دیگر هم پاسخ بدهند .ضمتا کم حوصله ام متن رو دوباره نخوندم اشتباهی بود ببخشید.
خوب حالا نوبت منه . اگه اشتباه نكنم قبلا در این مورد حرف زدیم ولی این بحث واقعا جالبه و هرچی در موردش بگیم كم گفتیم .
مشكل اساسی : مشكل اساسی توی كشور ما اینه كه ارتباط ها و نوع اون تعریف نشده . به خاطر دور بودن دو جنس از همدیگه تقربیا از همون ابتداء تولد زن و مرد برای همدیگه موجودات ناشناخته ای باقی موندن و معمولا به محضی كه چشمشمون به هم میوفته اولین مسئله ای كه پیش میاد یك احساس محبته . یك حس نیاز و كنجكاوی از شناخت طرف مقابل . كه اگر توی كشور ما مثل خیلی از كشورهای دیگه دنیا دختر و پسر كنار هم رشد كنند . كنار هم درس بخونند و كار كنند نه تنها دیگه ناشناخته برای هم نیستند كه حس كنجكاوی هم ندارند چون به اندازه كافی همدیگه رو می شناسند و درك میكنند . دیگه اینجا دختر و پسر با هم دوست هستند به همدیگه محبت میكنن اما فقط برای یك دختر و پسر خاص قلبشون تند میزنه و از صحبت كردن باهاش نهایت لذت می بره . از هم صحبتی با دیگران خوشحال میشه اما به خاطر هم صبحتی با یك نفر هست كه به شور و شعف همراه با احساسات خاص می رسه . اینجاست كه ارتباط ادمها با جنس مخالفشون در زمانی هم كه متاهل باشند هیچ ایرادی نداره چون فرد متاهل برای اونی سرشار از احساسات میشه كه آزادانه و در نهایت هوشیاری و شناخت انتخابش كرده نه بر اساس سنت ها و ناشناخته ها .
مسئله اساسی : در كشور ما اینه كه زن و مرد بر اساس شناخت های واقعی از همدیگه ازدواج نمی كنن .دختر و پسر نه شناختی از همدیگه دارند و نه شناختی از خودشون و نیازها و علاقه مندیهاشون . معمولا بعد از شروع زندگی مشترك و دست یابی به یك سری اطلاعات تازه متوجه میشن كه ای داد و بیداد مرد و یا زنی كه دارن باهاشون زندگی میكنن اون چیزی نیست كه میخواستن ولی خوب حالا كاریه كه شده و نباید این زندگی از هم پاشیده بشه . عده ای سعی میكنن با جذب همدیگه و عشق و علاقه یك زندگی آروم داشته باشند . عده ای هم فقط كنار همدیگه زیست میكنن نه زندگی . عده ای هم جدا میشن .
ارتباطهای دیگه : زن و مرد هدف اصلیشون از ازدواج دوری از تنهایی هست . زیبایی و زشتی ، موقعیت اقتصادی خونواده و ...... بعد از مدتی بی اهمیت میشه و مسئله اساسی میشه هم صحبتی ، كنار همدیگه بودن مایه آرامش هم بودن و همراه بودن و..... . حتی غریزه جنسی هم بعد از مدتی به یك مسئله روتین تبدیل میشه و چه بسا اگر عشق ومحبت و علاقه نباشه ارتباط جنسی در حد یك ارضاء غریزه تنزل پیدا كنه و گاهی برای زن بالاجبار و برای مرد به صورت یك عادت و لحظه ای در بیاد . در این مرحله از زندگی كه اعظم ترین قسمت زندگی مشترك افراد و تشكیل میده این رفتارها هستند كه جای همه چیز و میگیرن . اینجاست كه عدم شناخت زن و مرد از همدیگه و ایده آلها و خصوصیات اخلاقی ذاتی افراد باعث ایجاد شكاف بین زن و مرد میشه . زن و مرد احساس خلاء میكنن و نیاز می بینن با شخص دیگه ای همراه باشند . شخصی كه از جنس مخالف باشه تا بتونه نیازهای روحی اونها رو ارضاء كنه . به خاطر عدم فرهنگ صحیح توی جامعه ما دوست بودن با جنس مخالف به شكل صحیح تقریبا از نظر افراد غیر ممكن هست . در حالی كه افراد می تونند مثل دو همجنس با هم دوست باشند و مشكلی هم پیش نیاد .
و اما نظر من : با توجه به القاعات موجود در جامعه در رابطه با ارتباط زن و مرد ، انجام نشدن ازدواج های اگاهانه و از روی شناخت واقعی ، كمبودهای موجود در زندگی های زنا شویی و..... در مواردی باعث میشه دو غیر همجنس كه با هم بنای دوستی می ذارن . رابطه شون از یك دوستی معمولی به یك دوستی عمیق و سپس یك عشق منتهی بشه . من معتقدم ارتباط ادم ها خارج از جنسیت و احساسات عاشقانه هیچ ایرادی نداره . من نوعی به عنوان یك زن اگر به خودم و كنترل احساسات خودم ایمان دارم و اگر به طرف مقابلم و تعهد اخلاقی و احساسی اون به خونواده اش ایمان دارم می تونم به یك رابطه دوستانه با غیر هم جنس فكر كنم . وقتی این ایمانها باشه افراد ضرورتی نمی بینن كه دوستی هاشون و پنهان كنن . البته زمان بسیاری نیاز هست تا این نوع دوستی ها د رفرهنگ متاسفانه جدیدا بی تمدن ما جا بیوفته ولی خوب اگر این ایمانها باشه ارتباط ها نه تنها مشكل ساز نیست كه سازنده هم هست . اما اگر این ایمانها نباشه ، اگر ما بدونیم خودمون یا طرف مقابلمون توی زندگی زنا شویی كمبودهایی داره ، اگر ما خود واقعیمون و نشون ندیم و سعی كنیم ایده آل تر ازاونی كه هستیم نقش بازی كنیم ، اگر به جای رفتارهای دوستانه و كلام محبت امیز همراه با احترام از رفتارهای دلسوزانه خارج از حد و مرز و قربون و صدقه های بیش از حد یا حتی كلمات خاص استفاده كنیم اونجاست كه باید با صراحت بگم این نوع دوستی ها نه تنها دوستی نیست كه خیانت آشكار به خودمون ، همسرمون و شخص مقابل و همسرش هست . من اگر روزی متاهل بشم قطعا از ازارتباط های دنیای مجازیم همسرم و با خبر میكنم چون معتقدم ارتباط های من سالم و سازنده است و دوستی های من دوستی های بی آلایشی هست اگر همسرم موافق با ادامه این دوستی ها بود ادامه میدم و اگر نبود سعی میكنم قانعش كنم و اگر نشد قطعا به قطع این دوستی ها می رسم چون من تعهد دادم به مردی كه قراره یك عمر كنارش به عنوان همسر و همراه باشم . هیچ دلیل و عذر و بهانه ای هم نباید داشته باشم . من در ارتباط افراد چه دنیای مجازی و چه در دنیای واقعی ایرادی نمی بینم اگر این ارتباط ها محدود به حضور جمعی افراد كنار هم و بحث و تبادل نظر بشه . و ساعت های مشخصی و محدودی اما اگر این ارتباط ها از ارتباطات جمعی به ارتباطات خصوصی تر ، زمانها و دقائق بیشتر ، صحبت های تلفنی ادامه دار و زمان بر باشه باید چند تا علامت سئوال هم همراه داشته باشیم . البته این نظر شخص من هست .
خانم آریایی قسمت اول مطالبتان که تحلیل مشکلات متاهلین است عالی بود متاسفانه چه خانواده و چه جامعه و حکومت این تفکیک جنسیتی را تشویق می کند و علی رغم اینکه از نظر علمی ثابت شده غلط است باز هم این عرف و فرهنگ گر چه کم اثر با هم ادامه پیدا کرده است ولی متاهلین بخوبی می دانند که محدودیت های امروز اصلا قابل قیاس با گذشته نیست اصلا حتی سخن گفتن دختر و پسری که قرار است با هم ازدواج کنند نوعی کراهت شمرده میشد بخصوص در شهرهای کوچک و حتی دومین شهر بزرگ کشور همین مشهد خود ما.
این همه ازدواج های مکرر در نسل های گذشته که چند همسری چیز معمولی بود نتیجه همین ناشناخته بودن برای همدیگر است ولی دیگه کار از کار گذشته و امروز می بیند غیر از تعهد نسبت به کسی که هیچ تناسبی با هم ندارند تعهد اخلاقی بزرگ دیگری هم ایجاد شده است و آن وجود فرزندانی ست که هیچ تقصیری ندارند و غفلت از تامین مادی و معنوی انها عذابی درونی در انسان بوجود می ارود .
متاهل امروز جز اندکی نمی خواهند فرزندان دچار خسران بشوند لذا امیالشان را رکوب می کند و خود این سرکوب از انها انسانی ناراضی کج خلق می سازد که بقول شما فقط در کنار همسرش است بدون هیج رابطه عاطفی .
شما متاهل نیستید و امیدوارم هرکز متاهل شکست خورده نباشید لذا متوجه سوالات هر روزه او نمی شوید هر دم از خودش می پرسد که پس من چه ؟
مگر من حق زندگی ندارم ؟
مگر من نباشد کسی را دوست باشم ؟
مگر حق ندارم کسی واقعا دوستم داشته باشد؟
عمر مفیدم دارد تمام می شود و من رابطه ای قلبی با کسی ندارم !
متاهلین اغلب دچار مساله رابطه ج ن سی نیستند بلکه عقده انها رابطه ای عاطفی و قلبی ست انها حتی آرزوی یک رابطه ج ن سی همراه با ارادت قلبی را دارند
تعهد به سنت ها ، تعهد اخلاقی به فرزندان ، حفظ ظاهری سنت هایی که از انها بدش می آید همه موجب می شود که متاهل برای جبران کمبودش جدای از ازدواج یک رابطه عاطفی و قلبی ایجاد کند و این اختیاری نیست علاقه ای درونی ست که منشا ان را شما اشاره کردید همان اشتباه انتخاب همراه زندگی ست که خودش هم قربانی سنت و عرف و شرع و.... شده است.
شاید شما بیشتر برخورده باشید معمولا خانمهایی که همسرشان مجدد ازدواج کرده و یا فهمیده که باکسی رابطه دارد در موضع انتقاد این جمله را خیلی تکرار می کند :
حالا اون زشت و بی ریخت کوتوله و قلمبه چی بود که به من ترجیح دادی؟!!
دقیق افکار این خانم یا اقای همسر باخته نشان می دهد که تنها معیار را زیبایی می داند در حالی که افراد دارای مشکل عاطفی در خانواده این شرطی بسیار کم اهمیت است .او می خواهد کسی را دوست بدارد و واقعی دوست داشته شود دقیقا مثل جوانی می ماند که در محدودیت زندگی کرده و فشار خانواده قوت غالبش بود تا در خیابان محبتی می بیند جذب می شود.
فرق این میانسال با ان جوان در این خلاصه می شود که اون جذب جمالش می شود و این جذب کمالش.
مدتی پیش سفری داشتم به جنوب شرق اسیا :
رفتار بعضی هموطنان به قدری زننده بود که در کل سفر افسرده بودم .در محیطی آزاد چنان رفتار بیشرمانه ای داشتند که انگار اراده کرده بودند به همه ملیت ها بگویند من وحشی ام .
همسفرم دید افسرده ام می گفت این رفتار اینها طبیعی ست از قفسی فرار کرده اند از قید رها و از تعادل خارج شده اند باید مدتی بگذرد تا مجددا تعادل رفتاری اش را باز یابد .جامعه ما به کمک همین ابزار ارتباطی دنیای ذهنش را از قید سنت ها رها کرده و کمی ناهنجار شده است مطمئنم به تعادل خواهد رسید و برای شما جوانان دنیای بهتری خواهد بود.
مشکل همین قیود عرفی و سنتی است که ما حتی در انتخاب یک همراه دائمی دچار اشتباه می شویم و همه زندگی را می بازیم جالب اینکه وقتی هم که رها می شویم عصیانگری پیشه می کنیم مثل یک بیمار روانی که از تیمارتان گریخته است .
با امید به اینکه ارتباطات بهتر امروز شما جوانان را در انتخاب نهایی همراه زندگی اگاه تر کند و سعادت و عشق فرمانروای کانون خانواده تان باشد.
ریشه همه مشکلات متاهلین از سبک ازدواج
داریوش خان رابطه بی حاشیه منظورتون چیه
مگه میشه یه رابطه بی حاشیه باشه
از نظر من هر زنی یا مردی بدون اجازه و بدون اطلاع همسرش در فکر ایجاد رابطه هست خیانتکاره چه با حاشیه چه بیحاشه
منظورم ایجاد ارتباطات خصوصیه نه عمومی خیلی از زن ها و مردها توی همین کلوب تو جمع میگند و میخندد به این نوع رابطه و ارتباط نمیشه گفت خیانت ولی بهتر با اجازه همسر باشه
خوشحالم شما رو مجددا تو بحث ها ملاقات میكنم میگما فقط شما به قول نصف نیمه تون تو اون رو ز دیدار بچه های دغدغه عمل كردی و مجددا فعالیت كردی
خوب به خاطر همین من از شما به عنوان نمونه بارز نام بردم دیگه آقا عارف 
در راستای سخنان قبلی باید عرض کنم که همین فرهنگ سازی آقا عارف باعث شد که توی کلوب فرصتی ها در یک بر نامه ای که هیچ وقت فراموشش نمی کنم دوستانی از شهر های دور با همسرانشون حضور پیدا کنن
و واقعا این اقدام آقا عارف قابل تحسین بود که تونسته بود این اعتماد متقابل رو ایجاد کنه که خانمی که تو کلوب فعالیت می کنه بتونه همسرش رو متقاعد کنه که توی همچین جمعی حضور پیدا کنه
در ضمن اگه هم ما چیزی میگیم واقعیت رو میگیم نه ذره ای بیشتر و نه ذره ای کمتر 
همچنان چش مایی آقا عارف 