| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
17
|
57
|
87/11/23 (12:49)
|
|
||
|
|
1
|
0
|
91/2/9 (22:24)
|
|
||
|
|
30
|
183
|
91/2/2 (15:59)
|
|
||
|
|
61
|
198
|
91/2/2 (15:54)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
91/1/18 (11:35)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
90/12/19 (10:23)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
90/12/12 (22:34)
|
|
||
|
|
30
|
348
|
90/12/12 (06:40)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
90/12/12 (06:27)
|
|
||
|
|
13
|
202
|
90/12/12 (06:17)
|
|
||
|
|
8
|
52
|
90/12/12 (06:14)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
90/12/11 (20:01)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
89/4/25 (12:59)
|
|
||
|
|
2
|
19
|
89/3/13 (12:27)
|
|
||
|
|
0
|
11
|
89/1/30 (21:21)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
89/1/9 (16:54)
|
|
||
|
|
2
|
21
|
88/9/12 (14:45)
|
|
||
|
|
22
|
112
|
88/9/10 (14:15)
|
|
||
|
|
57
|
538
|
88/8/11 (13:54)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
88/8/7 (21:03)
|
|
تاریخ ایران در هیچ لحظه ای از تاریخ ترک جدا نبوده و نخواهد بود .
در حقیقت تاریخ سازان ما جوانمردان رشید ترک بوده اند . حال از ترکان اورارتو گرفته تا مانناها یا عثمانیها یا قزلباشها یا آتروپادها یا اتابکان ازبک یا اتابکان یا اتابکان قرقیز یا قزاقها یا ساجوقیها یا صفویها یا تورکمنها یاافشارها و ... ........................
تاریخ ایران شاهد 2200 سال حکومت ترک بر این سرزمین بود.
چندی قبل مقالهای تحت عنوان زبان فارسی و گویش آذری در آخرین شماره نشریه دانشجویی مبین (شماره ششم – اسفند 1380 ) به چاپ رسید كه سراسر تحریف واقعیت و توهین به زبان و فرهنگ ملت آذربایجان بود كه احساسات قشر طالب علم و دانش دانشگاه را جریحه دار نمود. لذا با اینكه تحریفات نام برده در حد نوشتن جوابیه نمیباشد، ولی به منظور آگاهی افكار عمومی دانشجویان تصمیم به تنظیم نوشتهای كه هماكنون در خدمتتان میباشد گرفتیم. در ابتدا قبل از شروع بررسی تاریخی تركی بودن زبان مردم آذربایجان از حداقل هفت هزار سال قبل تا به امروز سخنی چند با نویسندة محترم داریم.
نویسندة گرامی اطلاعات نادرستی كه جنابعالی سعی در تلقین آنها به خواننده دارید به پیرو سیاستهای شونیستی و پان فاریستی رژیم پهلوی میباشد. بنابراین جنابعالی میتوانید از منابع بیطرف و بیغرض كه بعد از انقلاب به چاپ رسیده برای پی بردن به واقعیاتهای تاریخی استفاده نمایید.
اما زبان مورد ادعائی نویسنده مقاله عنوان شده، وسایر منابع وابسته به شوونیسم كه هیچگونه وجود خارجی ندارد و لازم به ذكر است كه این زبان اختراع جاسوس و عامل انگلیسی در ایران (احمد كسروی) میباشد، كه ایشان نیم زبانهای تاتی و تالشی موجود در بعضی از روستاهای منطقه مرند را كه متكلمین آن حتی به چند هزار نفر هم نمیرسد را به عنوان زبان آذری تلقی كرده كه گویا زبان باستانی آذربایجان نیز بوده.البته این ادعاها به هیچ گونه پایگاه علمی وابسته نیست، چرا كه كسی از گرامر، قواعد، دستورزبان،صرف و نحو زبانی جعلی بنام آذری اطلاعی ندارد و قواعد آنرا تدوین نكرده از تاریخ رونق و ادامة حیات آن و كاربرد و قلمرو نفوذ ادعائی آن، فولكلور، داستان، افسانه و آثار برگزیدة نظم و نثر یا ... اثری ملموس ارائه نشده، از نقش زبان ادعائی (آذری) در ادبیات فارسی و زبان تركی و زبانهای دیگر، ماقبل و مابعد آن چیزی در بین نیست و اگر واقعاً هست در كجا تدریس میشود؟ كسی تا حال آنرا یاد نگرفته و كسی یاد نداده و اگر وجود داشت، در هفتاد سال گذشته بدون شك در دانشكدههای ادبیات خود، جزء دروس اجباری تدریس، و جزء مواد درسی مؤسسات عالی یا در برنامه درسی دبیرستانها قرار میگرفت.1
همچنین زبان تركی كه به ادعای نویسنده در زمان صفویه به میان آمده (یعنی كه به قول ایشان سابقاً وجود نداشته) هم قبل و هم بعد از صفویه آثار ارجمندی بر جای گذاشته است كه تعداد آنها بالغ بر صدها كتاب، رساله و اثر علمی، ادبی، فلسفی، شعر، نظم و نثر میباشد كه بعضی از آثار ماقبلی صفوی عبارتند از: قوتاد، قوبیلیك، نهج الفرادیس، عتبه الحقایق، صحاحالعجم، اغوزنامه، دیوان الغات الترك محمود كاشغری و صدها اثر دیگر كه طبعاً برای نوشتن آنها پشتوانه ادبی هزاران ساله لازم است كه با فرض آذری بودن تركان آذربایجان نمیتوان كتابهای خلق الساعه نوشت.
اما جالبتر اینكه حتی یك كتاب یا دیوان به زبان آذری وجود ندارد.2 ولی استحكام زبان تركی تا آنجاست كه توانست زبان عربی را كه جزو زبانهای با قاعده و گستردة دنیاست پس از حملة اعراب در آذربایجان، منزوی و مستحیل كند چنانچه زبان عربی وارد آذربایجان نشده و ادامه حیات نداده است.3
همچنین نویسندة محترم مقالة نام برده و مدافعان زبان آذری، گاه سلجوقیان، گاه غزنویان، گاه مغولها و گاه صفویان را موجب تُرك شدن تركهای آذربایجان میدانند. اما كسی كه كمترین اطلاعی از تاریخ داشته باشد، به خوبی میداندكه مغولها از چین تا غرب آفریقا و از سیبری تا اقیانوس هند را تحت حكومت داشتند و خانهای مغول بر تمام آسیای میانه و هندوستان و ایران حكمرانی میكردند پس چرا مردم سایر مناطق غیر ترك زبان را ترك نكردهاند؟
سلجوقیان، غزنویان، اتابكان، صفویان و مغولها كه همگی ترك بودند در سایر نقاط ایران بیش از آذربایجان حكومت كردهاند و پایتخت دیرپای صفویان و سلجوقیان، اصفهان بوده و شهرهای تبریز ، مراغه و اردبیل كمتر به عنوان پایتخت حكومتهای فوق بوده اما چرا در این بین فقط مردم آذربایجان ترك شده ولی مثلاً مردم اصفهان ترك نشدهاند و چگونه بعد از هفتاد سال تبلیغات با استفاده از بیتالمال و وسایل ارتباطی پیشرفته و آموزش اجباری فارسی، تركهای آذربایجان فارس نشدهاند، اما در زمان فلان شاه، باعدم وجود حتی یك صدم از این امكانات مردم غیر ترك یكباره ترك شدهاند؟ و چرا اینگونه افراد در بررسی زبان مردم آذربایجان از زبان حداقل بیست و پنج میلیون آذربایجانی تُرك، چشم پوشی نموده و به گویش چند هزار نفر به لهجههای تاتی و هرزنی پناه میبرند؟
اما به منظور بررسی زبان آذربایجان در طول تاریخ، در ابتدا به بررسی تاریخ اقوام و حكومتهایی كه در آذربایجان بودهاند میپردازیم. در مورد ملتهایی كه قبلاً در آذربایجان زیستهاند میتوان به سومئرها، ایلامیها، هوریها، آراتتاها، كاسسیها، قوتتیها، لولوبیها، اورارتوها، ایشغوزها (ایسكیتها)، مانناها، گیلزانها، كاسپیها و ... اشاره كرد كه زبان تمامی آنها التصاقی و جزو خانوادة زبانهای تركی بوده.4از این میان سومئریها، ایلامیها و هوریها اقوامی بودند كه اولین تمدنها و مدنیّتها را روی زمین بنا نهادند.
با توجه به كتب ارزشمندی چون كتابهای پییئرآمیه، دكتر ضیاء صدر، پروفسور دكتر زهتابی و ... میتوان به صراحت گفت كه آذربایجان از حدود هفت هزار سال قبل جایگاه تمدنهای نامبرده میباشد.در این مورد نیز چندی پیش یك هیأت باستانشناسی آمریكایی – ایرانی در تپة حسنلو به كشفهای ارزشمندی دست یافتند. رهبر این هیأت (رائبرت دالسون) بعد از تحقیقات فراوان، تاریخ این منطقه را به ده دوره تقسیم كرد كه اولین دوره حدود 6000 سال قبل از میلاد و چهارمین دوره مربوط به 1300 سال قبل از میلاد تا 800 سال قبل از میلاد میباشد. كه اولین دوره مربوط به هوریها و آخرین دوره مربوط به مانناها میباشد.5
1 – جایگاه اصلی هوریها در هزاره 3 و 4 (600 سال قبل) در آذربایجان و مناطقی از قسمتهای شمالی زاگرس و كوههای توروس بود.6 همچنین از ربع سوم هزارة قبل از میلاد (2400 سال قبل از میلاد) سند نوشتهای بدست آمده كه با الفبای اككد و به زبان التصاقی هوری بوده كه این سند متعلق به یكی از پادشاهان هوری بنام تیشاری میباشد و نیز نام یكی دیگر از پادشاهان هوریها به نام ساشانار كه در 1450 سال قبل از میلاد حكومت میكرده نیز معلوم است.7
2 – كاسسیها: درست است كه كاسسیها در آذربایجان نبودند ولی در همسایگی آنها میزیستند. و تقریباً 3000 سال قبل از میلاد مابین ایلام و مناطقی از آذربایجان ساكن بودند8 و به دلیل همزبانی و ارتباط سیاسی، فرهنگی، اجتماعی تاثیر زیادی در تاریخ آذربایجان داشتهاند.
3 – قوتتیها در 2800 سال قبل از میلاد و لولوبیها 2500 سال قبل از میلاد در شرق و جنوب دریاچه ارومیه و قزوین و همدان ساكن بوده و حكومت كردهاند.9
4 – اورارتوها 1000 سال قبل از میلاد در آناتولی و پیرامون دریاچه وان و كوههای زاگرس و اطراف دریاچه ارومیه و شهرهای ماكو و نخجوان امروزی صاحب تمدن بودهاند.10
5 – در اوایل عصر 19 قبل از میلاد، قبایل مانناها با به هم پیوستن، دولت بزرگی در آذربایجان به وجود آورده و حكومت كردهاند.11
6 – مادها كه اولادهای قوتتیها و لولوبیها بودند 670 سال قبل از میلاد با اعتلاف با مانناها حكومتی قدرتمند به وجود آوردند كه همدان، اراك، ساوه، زرند، سونقور، كاشان، قم ، قزوین ، زنجان و ... تحت حاكمیت آنها بوده.12
واما در مورد زبان، همچنین ارتباط زبانی مادها و سومئرها دیاكونوف در فصل 42 كتاب خود مینویسد كه در لیست نامهای شاهان ماد یعنی قوتتیها، به نامهایی بر میخوریم كه در لیست نام شاهان سومئر میباشد.
از دیگر همسایگان مادها كه همزمان با آنها بوده و زبان هردوی آنها از یك خانواده میباشد میتوان به ایشغوزها اشاره كرد كه در قرنهای 7 و 8 قبل از میلاد در قسمتهایی از آذربایجان زندگی كردهاند.
برخلاف آنچه كه امروز شایع شده مادها نوة یك قبیلة منفرد بودند كه به اصطلاح از سایر آریائیها جدا شده و در آذربایجان ساكن شدهاند و نه به رغم عقیدة شایع، دایر بر اینكه منابع مربوط به تاریخ ماد فوق العاده ناچیز است، منابع آشوری از قرن هفتم تا قرن نهم قبل از میلاد نه تنها برای احیای تاریخ باستان آذربایجان كافی است بلكه جزئیات مهمی را نیز روشن میسازد. با تغییر و تحولات در اوضاع سیاسی آنروزگار در آذربایجان، هفت قبیله آذربایجان باستان كه قبلاً جزو اتحادیه ماننا و اورارتووساكایی بودند اتحادیهای تشكیل دادند كه بعدها یونانیان باستان آنها را میدیا آنچه ما، ماد مینامیم نامیدند، این قبایل را هرودوت تاریخ نگار یونانی چنین نام میبرد:
|
2 - پارتلاكئنوی Parelakenoi |
1 - بوآسای Bousai |
|
4 - مغ Magai |
3 - آستروخات Stroukhotes |
|
6 - آری زانتوی Ariazantoi |
5 - بودیو Boudioi |
|
|
7 - ماد Mid |
و نیز مطالعه نامهای شهرها و ولایات ماد نشان میدهد كه آنان آریایی نیستند.
بعد از آشنایی با تعدادی از اقوام و حكومتهای آذربایجان، اینك به بررسی نوع زبان آنها میپردازیم.
طبق تقسیم بندی متخصصان زبانشناس، كل زبانهای موجود در دنیا به سه شاخه تقسیم بندی میشود:13
1 – زبانهای التصاقی كه تمام زبانهای مربوطه به خانواده زبان تركی در این شاخه قرار دارند.
2 – زبانهای تحلیلی كه از مهمترین زبان این شاخه میتوان به زبان عربی اشاره كرد (با توجه به این كه فارسی نیز سی و سومین لهجه زبان عربی میباشد بنابراین فارسی نیز در این شاخه قرار دارد.)14
3 – زبانهای هجایی كه از شاخصترین زبانهای این شاخه نیز میتوان به زبان چینی اشاره كرد.
حال با توجه به این تقسیمبندی و با توجه به اسناد تاریخی و علمی به بررسی نوع زبان اقوام ساكن در آذربایجان میپردازیم.
طبق تحقیقات هومئل زبانهای ایلام وسومئر از یك پایه و جزو زبانهای اورال- آلتایی (التصاقی) میباشد. 15زبانهای هوری و لولوبی نیز نه، تحلیلی و نه هجایی بوده، بلكه آنهانیز جزو زبانهای التصاقی میباشند.16
همچنین طبق نظریه ماراك دئمیكین (آكادئمیكین) زبان كاسسیها، ایلامیها، قوتتیها، مادها و مانناها نیز التصاقی بود.17
زبانهای قوتتیها، لولوبیها همانند بوده و با زبانهای اورارتوها و هوریها خویشاوند میباشند.18
همچنین اپرت باستان شناس فرانسوی نیز بر تركی (التصاقی) آلتایی بودن زبان مادها اشاره میكند. در جایی دیگر دیاكونوف مینویسد زبان اشكانیان نیز همانند زبان مادها و از خانوادة زبانهای التصاقی بوده19 كه در صورت مقایسه تحقیقات اپرت و دیاكونوف میتوان به ترك بودن اشكانیان نیز پی برد. بدین ترتیب است كه از 7000 سال تا 2500 سال قبل یعنی مدت 4500 سال به طور مطلق در منطقه جغرافیایی آذربایجان تنها و تنها اقوام التصاقی زبان (ترك) زندگی و حكومت كردهاند . همچنین اگر تاریخ بعد از 2500 سال قبل از میلاد را بررسی كنیم باز آذربایجان در بیشتر مقاطع تاریخی مستقل از حكومتهای دیگر منطقه بوده، به طوریكه در زمان هخامنشیان آذربایجان در مقابل آریاییها سرفرود نیاورده و تا سرنگونی این حكومت، تمام فرهنگها و آداب و سنن و زبان خود را حفظ كرده همچنین در تایید گفتة بالا میتوان به كشته شدن كورش، شاه هخامنشیان توسط ملكه آذربایجان (تومروس) اشاره كرد.20
در زمان سلوكیان نیز كل آذربایجان مستقل از حكومت سلوكیان بوده و اسكندر نتوانست آذربایجان را به تصرف درآورد.21و در این مورد استرابو جغرافیدان یونانی مینویسد: در زمان حمله اسكندر، سرداری بنام آتوروپات آذربایجان را از چنگ اندازی اسكــندر محفوظ نگهداشت.22
در زمان ساسانیان نیز آذربایجان مستقل بوده و حتی بعد از شاپور دوم، ساسانیان با هیتیها (هیاطله) پیمان اتحاد بستند تا در شمالغرب با روم بجنگد.23 بعد از اسلام نیز تركان اغوز كه شمشیر اسلام نامیده میشدهاند، در آذربایجان حكومت قدرتمندی بنا كرده و با ملازگرد مبارزه كرده و توسط آلپ ارسلان ضربه سنگینی به آنها واردآوردند. بعد از اغوزها نیز حكومتهایی كه در آذربایجان و گاهی در مناطقی از ایران حكومت میكردهاند. از جمله غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، اتابكیان، تاتارها، آققویونلوها، قرهقویونلوها، صفویان، افشاریان و قاجارها تماماً ترك زبان (التصاقی) میباشند.
در مورد تركی بودن زبان مردم آذربایجان اسناد و مدارك بسیار زیادی موجود است، مثلاً: دیونیوس پریگت جغرافینگار و شاعر یونانی صدة چهار میلادی ترك زبانان را ساكن اصلی این منطقه میداند و نیز محمد عوفی در ذكر خلافت عمربن عبدالعزیز كه از سال 99 تا 101 هجری ادامه داشت، از قیام بیست هزار ترك آذربایجانی سخن میگوید.
همچنین اخبار موثّق عبیدبنشریعه جرهومی كه شخص معمّر و محترم در دربار اموی بوده در حضور معاویه سخن میگوید: (آذربایجان از سرزمین تركان است) و این خبر را طبری و به نقل از او بلعمی و حمزة اصفهانی و ابن اثیر در كتابهای تاریخ بلعمی، تاریخ طبری، تاریخ پیامبران و الكامل گزارش كردهاند كه از متون معتبر اسلامی به شمار میروند.
از دیگر محققانی كه آذربایجان را به عنوان سرزمین تركها نام میبرند میتوان : ژ . اوپر، قرتیز هومئل، ا . م . محمد اوف، ت . حاجی یف، گ . ا . ملیكشویلی، ع . دمیرچیزاده، تیمور پیر هاشمی، یامپولسكی، ی . ك . یوسفاف، یومینوس ، وروشل گوگازیان. زكی ولید دوغان، پروفسور دكتر محمد تقی زهتابی و دهها محقق و دانشمند را نام برد.
در این میان بهتر است به نظر یامپولسكی نیز اشاره كرد كه میگوید: تركها در اطراف دریاچه ارومیه زندگی میكنند و آشوریها آنها را توروك türük (یامون توروك به معنی تركهای نیرومند) نام بردهاند و در سنگ نوشتههای اورارتوئی هم سخن از قومی بنام توریخی رفته كه در آذربایجان میزیستند. (اوایل هزارة قبل از میلاد) و میگوید توروكها یا توریخیها همان تركها هستند.
بهر حال ترك بودن ملت آذربایجان از هزاران سال قبل بر همه كس مسلّم میباشد و دیگر نیاز به توضیح اضافی احساس نمیشود ولی در مورد سابقة تاریخی خود فارسها كمی توضیح را لازم دیدیم:
برخی از نسب شناسان، فارسها را از نسل «فارس بن یا سور بن نوح» و بعضی دیگر آنها را از فرزندان «فارس بن یوسف بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم» و بعضی دیگر از نسل «فرزندان یسراسود پسر سام پسر نوح» و بعضی از نسل اسماعیل میدانند. واژه فارس در زبان عربی به معنی سواركار بوده و غیاث الدین رامپوری در غیاث اللغات همین معنی را فارس دانسته همچنین به عقیده غیاث الدین رامپوری فارسها از نسل «پارس پسر پهلو بن سام بن نوح » هستند.24
مسعودی در كتاب «مروج الذهب » در مورد نسب فارسها مینویسد «فارس» از فرزندان ارم بن افخشد بن سام بن نوح بوده كه او چند ده پسر آورد كه همگی سواركار بودند و چون سوار را بعربی فارس گفتند این قوم را نیز به انتساب فروسیت و سواركاری فارس نامیدند.همچنین در جایی دیگر خطان بن معلی فارس ] درشعری[ در این باب میگوید: سبب ما بود كه فارسان را فارس گفتند و سواران و سالخوردگانی كه بروز تاخت و تاز، چون گوی بدور هم میپیچیدند از ما بودند.
مسعودی در ادامة بحث خود در مورد اصل ونسب فارسها مینویسد : بیشتر حكمای عرب از تیرة نزّار بن محمد چنین گویند و در مورد آغازنسب مطابق آن رفتار كنند و تعدادی از ایرانیان نیز پیرو این باشند و انكار آن نكنند25. پس چنانكه از مستندات فوق بر میآید و بسیاری از ایرانیان نیز پیرو این باشند و انكار آن نكنند. فارسها از نسل اعراب میباشند و نیز چنانچه میدانیم حضرت ابراهیم(ع) فرزندان بسیاری داشت كه حضرت اسحاق(ع) و حضرت اسماعیل(ع) از همه معروفترند، بر طبق نظر بعضی از نسب شناسان، فارسها از نسل «حضرت اسماعیل(ع) » هستند و در این مورد میگویند كه وقتی سارا زن حضرت ابراهیم(ع)كنیز خود هاجر را به ابراهیم بخشید از هاجر فرزندی بنام اسماعیل متولد شد و چون سارا به آن رشك میورزید لذا حضرت ابراهیم(ع) او را به سرزمین مكه فرستاد و در همین مكه بود كه حضرت اسماعیل(ع) با زنی از قوم بنی جرهم ازدواج كرد و نسل فارسها از او پدید آمد.26
همچنین در این مورد میتوان با توجه به آثار مكتوب دانشمندان ایرانی فارس، زبان واقعی قوم فارس را كه زبان اكنون آنها نیز منشعب از آن است را تشخیص داد. ما در اینجا به تعدادی از آنها اشاره میكنیم: «سیبویه (دایرة المعارف بریتانیكا جلد1 ، ص 461 ) ، طبری – تاریخ نگار (بریتانیكا ج 1 ،ص 594 ) فارابی فیلسوف (بریتانیكا، ج 9 ، ص 65) ، ابن قتیبه (بریتانیكا ج 11 ص 1021 ) ، ابوالفرج اصفهانی (بریتانیكا، ج1 ، ص 56 ) ابو معشر بلخی (امریكانا، جلد 1 ص 340 ) جابر (بریتانیكا، ج 1 ، ص 46) فارابی (گرانلاروس ج 1 ، ص 902 )رازی (گراندلاروس) و ... لازم به ذكر است كه تألیفات تمامی این دانشمندان به زبان عربی میباشد كه حتی در دانشنامههای نام برده، خود دانشمندان نیز به عنوان عرب شناخته شدهاند.27
با توجه به اسنادی كه از تعداد كمی از آنها در این مقاله استفاده شده، بهتر است نویسندة محترم تاریخ فارسها را با دیدی بدون تعصب و بدور از هر گونه گرایش پانفارسیستی مورد ملاحظه قرار داده و ایرانی بودن را نه با معیار فارس بودن بلكه با معیار اسلام بسنجند، همچنین یادآوری كوچكی به نویسندة محترم داریم و آن اینكه با توجه به مقالة ایشان كه در قسمتی از آن نوشتهاند: ] با توجه به نژاد مردم آذربایجان به راحتی میتوان نوع زبان آنها را نیز تعیین كرد[ بهتر است در نظر داشته باشند كه بهیچوجه نژاد یك ملت نشانگر زبان خاصی برای آن ملت نیست، چرا كه در آن صورت در دنیا فقط چند زبان وجود داشت، نه هزاران زبان زندة كنونی و از بین رفته قبلی ، و نیز در قسمتی دیگر از مقاله ایشان به آمدن تركان به این مناطق در قرون پنجم هجری اشاره میكنند كه تعجب خواننده را برمیانگیزد، چرا كه در آن صورت دروغ بودن شاهنامه فردوسی كه سراسر توهین به تركها است آشكار میشود. همچنین نویسندة محترم مطالب زیر را نیز در خاطر داشته باشند كه یكی از نامدارترین جاسوسان بریتانیا در ایران كه بانی و یكی از دست اندركاران فعال تاریخ پانفارسیسم میباشد شاپور . جی . رپورتر است كه با توجه به اسناد و مدارك موجود در آرشیو مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، میتوانید به حمایت انگلیسیها و اروپاییها نه از پان تركیستها، بلكه از پانفارسیستها پی ببرید.28 در ضمن نویسندة محترم، پانفارسیسم را نیز در لیست پانهایی كه تشكیل دادهاند، قرار دهند.
منابع
1 – نقدی بر كتاب زبان آذری نوشته دكتر جواد هیئت
2 - نقدی بر كتاب زبان آذری نوشته دكتر جواد هیئت
3 – سلماس در مسیر تاریخ ده هزار ساله – توحید ملك زاده.
4 – تاریخ دیرین تركان ایران – پروفسور دكتر زهتابی و تاریخ ایلام – پی یئر آمیه (ترجمه شیرین بیانی) صفحات 3 ، 50 ، 51 ،60، 66 .
5 – آذربایجان در سیر تاریخ – صفحه 262 – تاریخ دیرین تركان ایران – پرفسور زهتابی .
6 – تاریخ دیرین تركان ایران – پروفسور دكتر زهتابی صفحه 94 .
7 – تاریخ دیرین تركان ایران - پروفسور دكتر زهتابی صفحه95 .
8 – تاریخ ماد- دیاكونوف صفحه 100 .
9 – تاریخ ماد – دیاكونوف صفحه 210 .
10 – تاریخ دیرین تركان ایران- پروفسور دكتر زهتابی.
11 – تاریخ آذربایجان – آ.ن قلی اوف صفحه 17 .
12 – تاریخ دیرین تركان ایران- پروفسور دكتر زهتابی صفحه264 .
13 – زبان تركی و لهجههای آن – دكتر جواد هیئت صفحه 25 .
14 – تحقیقات سازمان یونسكو در مورد زبانهای دنیا – هفته نامه امید زنجان چهارشنبه 20 خرداد 78 شماره 286 صفحه 3 .
15 – سیری در تاریخ زبان و لهجههای تركی دكتر جواد هیئت صفحه 21 .
16 – تاریخ ماد – دیاكونوف صفحه 101 .
17 – تاریخ دیرین تركان ایران - پروفسور دكتر زهتابی صفحه254 .
18 – تاریخ ماد – دیاكونوف صفحه 99 – و تاریخ دیرین تركان ایران صفحه 95 .
19 – اشكانیان – دیاكونوف، ترجمه كشاورز صفحه 116 .
20 – ایران باستان – پیرنیا جلد یك صفحه 452 – 449 و تاریخ دیرین تركان ایران – صفحه 637 .
21 – اشكانیان – دیاكونوف صفحه 8 .
22 – تاریخ ارومیه – احمد كاویانپور ص 55 – 54 .
23 – تاریخ اجتماعی ایران – مرتضی راوندی صفحه 616 – 611 .
24 – غیاث اللغات- صفحه 633 .
25 – مروج الذهب- جلد اول صفحه 231 .
26 – تاریخ گزیده حمد ا... مستوفی به اهتمام دكتر عبدالحسین نوابی - موسسه انتشارات امیر كبیر، تهران 1366 صفحه 30 .
27 – روزنامه جام جم – صفحه 7 – پنجشنبه 2 خرداد 1381 / سال سوم / شماره 586 .
28 – نشریه بهار – شنبه 24 اردیبهشت 1379.
جناب بهمن مثل اینكه رویاهای پانفارسها رو باور كردی كتابهای 40 سال پیش آنهم فقط ترجمه شده ی فارسی رو نخون
هیچ مدرك ودلیلی با بودن اثر حماسی ده ده قورقود لازم نیست شما بفرمایید كمی در مورد نژاد خودتون مطالعه بفرمایید و همچنین به دلایل قانع كننده ی ناصر پور پیرار جواب قانع كننده بیارید نه اینكه با فحاشی جواب بدین
هیچ شكی در مورد نژاد تورك و شاخه ی اوغوز ( توركیه آذربایجان شمالی و آذربایجان جنوبی) نیست و تحریف های تاریخی رضا شاه و پسر ملعونش امروزه بیشتر برای تاریخ شناسان مایه ی جك و خنده شده و عامل اصلیش هم سیاست یكپارچه سازی نژادی و زبانی ممالك محروسه ایران بوده و امروزه بر همگان روشن شده كه نژاد آریایی ساخته ی جنگ افروزان نازی برای توجیه جنگ بوده و نژادیست موهومی هر چند كه در آن زمان پس از ادعای پارسیان ایران مبنی بر آریایی بودنشان تاریخ شناسان آلمانی فارس ها را از نژاد پست آریا نامیدند خلاصه حوصله ی بحث با شما رو ندارم چرا كه در دانشگاه خیلی با پانفارسهایی امثال شما بحث كردم وآخرش همه كه كم آوردن عكس العملی مشابه داشتند یعنی عدم قبول واقعیت .
در مورد كتیبه های كشف شده از سومریان و اورارتو ها و گوتیها و.... امروزه تاریخ شناسان تاكید برتورك بودن همه اینها دارن و حتی برای كتیبه های سومری از افراد آشنا به زبان توركی امروزی استفاده میكنن برای مثال یك خط از یك كتیبه ی باستانی برات میارم
جؤلدی آز آری بیلتوم اؤزوم آز ژیریم آنی بیل ( توركی باستان)
چؤلده آز اری بولتوم اوزوم آز ییریم آنی بیل ( توركی 1300 سال پیش)
آذ چؤلرینده آذ آر «كیشی» تاپدیم بیل منیم یئریم آذدیر (توركی امروزی)
در سرزمین آذ (آس) مرد آذ (آس) را پیدا كردم بدان كه من از سرزمین آس/آذ هستم (فارسی)
(كتیبه ی كول تیگین خط 23-24 )
چنان كه هر توركی این متن كتیبه رو ببینه بی شك بر توركی بودن این مطمئن خواهد بود چرا كه 90 درصد واژه های كتیبه در توركی امروز هم كاربرد دارن و فقط نوع تلفظ بعضی از این كلمات فرق كرده و این تغییر نوع تلفظ زبان برای هر زبانی نه تنها امری عادیست بلكه از نظر زبان شناسان این تغییرات نشانه ی زنده بودن زبان است
همچنین در مورد تحریف تاریخ بدست امثال رضا شاه ملعون كه تمام سرمایه ی ممالك محروسه را صرف تحریف اینچنینی تاریخ بوسیله برخی تاریخ شناسان جیره خوار غربی كه امروزه مورد لعن خود غربیها هستن باید گفت كه جایی كه حتی ویل دورانت در مورد قضیه ی پوریم مجبور به سكوت شده پس چه انتظاری از دیگران می توان داشت كه عامل دست عده ای شئونیست نشوند
و در مورد اختلاط نژادی امروزه هیچ نژادی خالص نیست و همه ی نژادها اختلاط داشتند ولی نه تا حدی كه ملت 35 ملیونی آذربایجان جنوبی را به خاطر مسایل سیاسی و شئونیستی جدا از نژاد تورك دانست آنچه كه برای همه آذربایجانیها مسلم است تورك بودنشان است و افتخار به تاریخ 7200 ساله ی توركی .
در نوشته های شما از همین كه به دریای همیشه خزر نام جعلی دریای مازندران میدهید معلوم است كه چگونه تفكراتی دارید در مورد تغییر نام خلیج فارس به خلیج عرب جنجال به پا می كنید در حالی كه هر روز درحال تغییر اسامی توركی منطقه آذربایجان جنوبی به نامهای جعلی فارسی هستیم هیچ اعتراضی از شما و امثالتان دیده نشده بلكه از این خیانتها خوشحال می شوید. (البته من در مورد خلیج فارس مطالعه ی زیادی نداشتم ولی فكر كنم نام اصلی آن خلیج بصره باشد نه خلیج فارس نه عرب. از دوستانی كه در این مورد مطالعه داشتند تقاضای ارسال مطلب دارم -البته از دوستان بی طرف )
البته حوصله ی بحث با شما را ندارم و شما بروید با رویاهایتان خوش باشید ولی بدانید كه رویاهایتان بسیار مایه ی خنده ی سایر ملتهاست
البته امروزه ملت تورك چه تو توركیه چه تو آذربایجان شمالی و جنوبی چه توركوستان و چه هر جای دنیا ملت تورك هستن و مرزهای سیاسی نمیتوانند هویت توركهای یك منطقه را ازش بگیرند
عزیزم من همیشه با همه از جمله خود تو (آقا بهمن ) با نهایت احترام برخورد کردم.
ثانیا تا حالا که تو کلوب ماننا عضویت هیچ کس مسدود نشده چه برسه به شما که از اعضای فعال این کلوب هستین.
این مهم نیست که قسمتی از اعتقادات تاریخی شما با من یا بعضی از بچه ها فرق داره مهم اینه که شما عضو این کلوب هستین و حق دارین از اعتقادات خودتون دفاع کنین.
اگه من یه بار پیام شما رو پاک کردم فقط به خاطر طولانی بودن و تکراری بودن اون بود و هیچ قصد و غرض دیگه ای نبود
عزیزم تو این چند هزارسالی که ترکا حاکمان این سرزمین بودن با اون همه قدرت و اختیاراتی که داشتن هیچ وقت یه فارس رو به خاطر فارس بودن محکوم نکردن. چه برسه به ما که اسیر دست نظام فاشیستس هستیم مایی که حتی حق آموزش زبان مادریمون رو هم نداریم. نه عزیز ما تورکا مظلوم تر از این حرفاییم
ما تورکا اونقدر مظلومیم که همه روزه بهمون میگن خر چیزی نمی گیم.
.......................... چرا کوروش با گسترش عراضی خودش میشه کبیر ولی نادر شاه افشار ارومی تو اعماق تاریخ میپوسه؟
چرا کشو کشایی واسه ایران مجاز میشه اون وقت مغولا که واسه کشور گشایی به ایران حمله کردن وحشی میشن؟
چرا هویت سرزمین توران سرزمین دیرین تورک فقط با بیسوادیها و عام گراییهای یه شاعر فارس این قدر تحریف میشه؟
چرا ..................................................................................
اگر میخواین من رو مسدود کنید حرفی نیست
فقط به همه بگید که من رو مسدود کردین
به جای اینکه توهین های دیگران رو پاک کنید پستهای من رو که هیچ بی احترامیی توشون نداره پاک میکنید!!!!
دربارهی سرزمین و تبار ساکنان خوارزم و فرارود (ورارود،ماوراءالنهر) پانترکیستها داعیههای دروغینی دارند،که به کلی بیپایه، بیبنیان و برخلاف واقعیتهای تاریخی است.
البته طرح ادعاهای ناروا دربارهی تاریخ، تبار قومها و سرزمینهای باستانی آنان،درچهارچوب اندیشههای پان ترکیستی امری عادی شمرده میشود و تنها محدود به تاریخ و تبار ساکنان باستانی و خاستگاه اقومهای آریایی و ایرانی در خوارزم و فرارود نمیشود. چنانکه تاریخنگاران پانترکیست در نوشتههای خود،برخلاف همهی یافتههای علمی و رأی و نظر رسمی دانشمندان تاریخ و نژاد که بر آریایینژاد و ایرانی تبار بودن دودمانهای کهن تورانی(سکایی) و سرمتی و اقوام باستانی میتانی،هیتی،اورارتویی،کاسی،گوتی و ... تأکید دارند ،نه تنها تبار ایرانی این قومها را رد میکنند بلکه حتی مادها و در نتیجه فرزندان بلافصل آن قوم، یعنی کردها را نیز غیر ایرانی میشمارند،(درنتیجه لرها که پیوند قومی نزدیکی با کردها دارند و در اصل از یک ریشه میباشند،نیز ترک خوانده خواهند شد!)
اما اساساً با تحریف و جعل واقعیتهای تاریخی و بدون ارائهی هیچ سندی،قومهای یاد شده و بسیاری دیگر از قومهای ایرانی و غیر ایرانی عصر باستان را ترکنژاد میخوانند.
جعل تاریخ و در کنار آن سب ملتهای غیر ترک،چونان دو اصل اساسی تفکیکناپذیر نظامفکری پانترکیسم، سرتاسر کذبنامههای مورخان پانترکیست را انباشته است. کوشش پانترکیستها برای ترک نژاد جلوه دادن اقوام باستانی،با این هدف انجام میگیرد که بتوانند با جعل،حضوری تاریخی برای مردم ترکنژاد در سرزمینهای قلمرو آن اقوام بسازند،و رویای دروغین موجودیت ملت واحد ترک، از دریای سیاه تا سواحل اقیانوس آرام را بر پایه به ظاهر موجه تاریخی تحقق بخشند.
اما اصولاً این رویای پانترکیستی،یعنی تجسم همهی ترکزبانان جهان یا حتی در مقیاس بسیار کوچکتر،تمام ترکنژاد یک محدودهی جغرافیای فراملی در یک ملت واحد، بر هیچ منطق علمی در تاریخ و جامعهشناسی استوار نیست. حتی به نظر میرسد که پرداختن به امر کاملاً ذهنی و غیر قابل دسترس، و تجربهی شکست خوردهی عربزبانان در یک ملت واحد باشد.
البته دلایل کافی وجود دارد که نشان می دهد سیاستهای استعماری در جهت اغراض سیاسی و فرهنگی و به منظور نیل به مطامع اقتصادی،پانترکیسم را که تجلی اوج عصبیتهای نژادگرایانه است،علیه نزدیکی بیشتر و همبستگی اصولی ملتهای منطقه جعل کرده است.
تاریخ واقعی ترکان، از آغاز تا پایان،با فراز و فرودهایی که طی قرون داشتهاند،بسیار روشن است. حتی ابهامی هم دربارهی جغرافیای تاریخی گسترش نژاد ترک و علتهای ترکی زبان شدن گروههایی از مردمان در اینجا و آنجا ،وجود ندارد.
ولی تاریخنگاران پانترکیست می کوشند که با شاخ و برگهای داستانی، هرچه بیشتر تاریخ ترکان را در هالههای وهمانگیز اساطیری فرو برند و آن را در پیچاپیچ دهلیز ناشناختهای دوران باستان بگردانند تا بلکه بهتر بتوانند از دل آن، به جعل تاریخ دلخواه خود بپردازند.
مورخان به اتفاق،آغاز تاریخ ترکان را سال 545 میلادی میدانند.
در این زمان، قبیلههای گوناگونی که از تیرههای مختلف بودند و خود را تُرک میخواندند،هنوز در دامنههای جنوبی کوههای آلتای(Altai) به سر میبردند.
میان سرزمین ترکان با ایران در آن دوران،سرزمین هیتالیان(هیاطله،افتالیتها) از اقوام سکایی و آریایینژاد بودند. پارهای از محققان،سکاییان را با تورانیان یکی میدانند و سرزمین آنان را (ایران بیرونی) می خوانند.
حدود یک دهه پس از ظهور ترکان در تاریخ،خسرو اول،انوشیروان(انوشهروان) ، با کمک آنان دولت هیتالی را از میان برداشت که در نتیجهی آن،ترکان بخشی از سرزمین اریایی نشین هیتال را بهرهی خود ساختند و با ایران همسایه شدند. از آن زمان تا پایان کار دولت ساسانیان،میان ترکان با ایران پیکارهایی رخ داد، ولی همواره قدرت دولت ساسانی مانع دستیابی ترکان به خوارزم،سغد و فرغانه بود.
ترکان در ادامهی هجوم به سوی سرزمینهای غربیتر زادگاه خود،از سرزمینهای شمالی دریاچهی خوارزم و دریای مازندران گذشتند و تا حوالی دریای سیاه پیش تاختند. همزمان با سقوط دولت ساسانیان،قدرت ترکان نیز به کاستی گرایید.
سالها پس از آنکه خراسان به دست اعراب مسلمان افتاد،نخستین گروههای بزرگ ترک که بیشتر در جنگها به اسارت مسلمین درآمده بودند،در شهرهای خوارزم و فرارود ظاهر شدند.
باید توجه داشت که همهی این گروهها که ترک خوانده میشدند، ترک نژاد نبودند،بلکه بیشتر آنان از اقوام ترک مانند(ترکمانان) و یا ترکیزبان نظیر قرقیزها و کازاگها(قزاقها) بودند که در مجاورت ترکان (ترکنژادان) در آن سوی سیر دریا میزیستند و در مجاورت آنها زبانشان ترکی گشته بود.
ولی بطور کلی اعراب،همهی اقوام صحراگردی را که از آن سوی سیردریا میآمدند،ترک میخواندند.
بیشتر اسیران ترک(ترکنژاد،ترکمانند و ترکیزبان)با قبول اسلام،در خدمت امرای محلی قرار گرفته و یا در دستگاههای اولین سلسلههای ایرانی پس از اسلام خراسان،بویژه در دربار سامانیان،تربیت ایرانی یافتند و به شوکت و منزلتی رسیدند.
از میانههای سدهی چهارم هجری خورشیدی (دورهی پایانی نیمهی دوم سدهی دهم میلادی)،نتیجهی بعضی رخدادهای تاریخی،سلسلههای ایرانی ترکنژاد یا ترکمانند، به تدریج در سرتاسر ایران بوجود آمد که بنیانگذاران آن همان اسیران جنگی آزاد شده و امیران تربیت یافتهی دربارهای ایرانی خراسان بودند. استمرار حکومت این سلسلهها برای سدههای متمادی بر ایران و کوچ و استقرار ایلهای ترکمانند و ترکنژاد در مناطق مختلف آن، سب رواج زبانهای شبه ترکی و ترکی در بخش وسیعی از ایران شد.
چنانکه امروز اکثریتی از ساکنان خوارزم،فرارود و نیز مردمان ایرانی تبار بسیاری در پهنههای دیگری از ایران زمین،در آذربایجان و اران،به یکی از زبانهای شبهترکی،مانند قرقیزی،ازبکی،ترکمنی و آذری سخن میگویند.
اما اغلب این مردم را،به سبب آنکه زبانشان شبه ترکی یا حتی اگر ترکی است، نمیتوان ترک نژاد نامید، همچنانکه سلسههای ترک نژادی مانند غزنویان و سلجوقیان و یا گورکانیان هند و یا برخی از امپراتوران عثمانی را که به فارسی سخن میگفتند و یا شعر میسرودند را نمیتوان آریایینژاد و ایرانی نامید.
اغلب نیز چنان نیست که گویندگان به یک زبان ریشهی مشترک نژادی داشته باشند.چرا که یک زبان ممکن است به سبب عوامل پشتیبانی کنندهی گوناگونی چون قدرت نظامی و سلطهی دراز مدت سیاسی یا نفوذ گستردهی فرهنگی در قلمرویی خارج از مرزنژادی خود نیز رواج بیابد. چنانکه هر یک از زبانهای انگلیسی،اسپانیولی،پرتغالی و فرانسوی به واسطهی بهرهمندی از پشتیبانی قدرتهای استعماری اروپا، با از میدان به درکردن زبانهای بومی،ملی یا نژادی در بسیاری از مناطق آفریقا،آسیا و تقریباً کل قارهی آمریکا (شمالی و جنوبی)، امروزه نه تنها زبان غالب و مورد سخن اکثریت تام نژادهای غیر اروپایی در مناطق یاد شده است، بلکه به صورت زبانهای رسمی و ملی مردمان آن سرزمینها درآمده است...
عزیزم اگه مرغ ما یه پا داشت من هیچ موقع اینقدز با شما بحث نمی کردم . اصلا میتونستم عضویت شما رو مسدود کنم. همون کاری که اکثر رومها با من کردن. اون وقت شما ............................
واقعا که دستتون درد نکنه
باز هم میگم حرف من فقط و فقط اینه که ساکنان اذربایجان ترک زبانن نه ترک نزاد همین !!!!
بهمن جان من به عنوان مدیر این کلوب بارها میتونستم پیامهای تو رو پاک کنم اما این کار رو نکردم تا تو کلوب دموکراسی باشه. روم ما مثل کشور شما خالی از دموکراسی نیست ما میخوایم حرفای همه رو گوش کنیم نظرات همه رو بشنویم اون موقع میتونیم به درستی تصمیم بگیریم.
پس دوست عزیز من بهمن جان لطفا به جای لج بازی و اهانت یه خورده به نظر اطرافیانت احترام بزار .
اگه مدرک معتبر میخوای من بهت پیشنهاد میکنم کتاب تاریخ دیرین ترکان ایران نوشته پروفسور زهتابی رو بخونی. یا کتاب تمدن در مشرق زمین که ترجمه شده کتابی از پروفسور ریچارد بوتا هست رو بخون.
یا تاریخ تمدن ویل دورانت رو بخون. فقط خواهش میکنم با خوندن چهارتا کتاب فاشیستی که تو خود ایران ساخته و پرداختش کردن راجه به ترکای آذربایجان نظر نده.
امیدوارم از حرفای من نارحت نشی.
من نمیدونم آذریها کیا هستند و اصلا چرا شما از اونها بحث می کنید آقای بهمن یا هر کسی که هستید.
ما داریم در مورد خودمون ترکهای این سرزمین حرف میزنیم. شما هم بروید با آذریهایتان مشغول باسید.
سیز هله میغ میغاسیز، میلچک لره گونانماسیز
گدین اویرنین گلین تورک لره توخونانماسیز
ما ترکیم، البته قزلباشها،سومرها،موغولها، اتابک ها ،ازبک ها ، قرقیزها؛قفقازها،...ترکند. از آذریها چیزی نمیدونم. ما را با شما کاری نیست.
آیار آیار گارداشیما کاتیلیرام. بوندان بری بولارا جواب یازمیاجام. نه دسخ ده بولار بیین لرین ده اولانی چاغیراجاخلار. بوش ورین گتسینلر.
سیزلره باشاریلار ، سایگیلار و سوگیلر
عجب من به ترکها و موغولها اهانت کردم!!!!!!!!!!!!
من میگم اذریها موغول یا ترک نزاد نیستن همین!!!
در ضمن این دلیل نمیشه به رفتگرها اهانت کنید.
من نادونم لطفا با دلیل و مدرک معتبر به من ثابت کنید که اشتباه میکنم.