userinfo close

  ,

معلول


malolin

تاسیس: 12 خرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: نسرین دختری از تبار ایران زمین - معاونان
با امید به دستیابی به عدل و مساوات و برخورداری از حقوق اجتماعی در همه ی شئون زندگی، که موهبتی است ا ادامه »
با امید به دستیابی به عدل و مساوات و برخورداری از حقوق اجتماعی در همه ی شئون زندگی، که موهبتی است الهی . و با تکیه به این حقیقت که در خلقت انسان ها تبعیضی نبوده و میزان سلامت جسم نمی تواند مبیّن عزّت یا خواری انسان باشد .جامعه ی معلولین ،با وحدت و همیاری در عرصه ی خلاقیت هاوتوانمندی هابه رفع مسائل و مشکلات خویش تلاش نمایند..
 

عنوان بحث

رضا   , pakdel20
رضا - 22:39 1385/10/13

جملات زیبا

هركسی جمله ای یا متنی( البتا اگه خلاصه باشه بهتره ) از معصو مین (ع ) یا برزگی  یا از خودش به نظرش میرسه كه زیبا هست و میتونه برای بقیه راهگشا و اموزنده باشه میتونه اینجا بنویسه .
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
آیدا ملوس , aida_star_alone
آیدا ملوس - 17:43 1390/08/28
160
من ایدا دختری هستم 24 ساله بر اثر حادثه ای معلول شدم دنبال یک پسری می گردم که از یک ناحیه پا ( کمی بد راه ببرود ) یا یک دست آن دجار معلولیت شدده باشد یا تالاسمی داشته باشد اگر همچین موردی بود خبرم کنید . ممنون میشم
بهار ب , banfshah_25
بهار ب - 18:21 1390/07/5
159
مهربانی را اگر قسمت کنیم، من یقین دارم به ما هم میرسد

آدمی گر ایستد بر بام عشق دستهایش تا خدا هم میرسد..
سارا سارا , mmohammadalipour
سارا سارا - 22:48 1389/09/26
158
53.gifانسان هرگز آن چیزی نیست كه می اندیشد هست.((میلان كوندرا))  

53.gifهر چه انسانها بیشتر می اندیشند، اندیشه ی این یك از اندیشه ی آن دیگری دورتر می شود.((میلان كوندرا))  

53.gifانسان می اندیشد و به حقیقت پی نمی برد.((میلان كوندرا))  

53.gifرمان نویسانی كه هوشمندتر از آثارشان اند، باید حرفه ی خود را تغییر دهند.((میلان كوندرا)) 

53.gifرمان نویس سخنگوی هیچ كس نیست ... او حتی سخنگوی افكار خاص خودش هم نیست.((میلان كوندرا))  

53.gifانسان تنها هنگامی كه سالخورده است می تواند باورهای جماعت، افكار عمومی و آینده را نادیده گیرد. انسان سالخورده با مرگ قریب الوقوع خود تنها است و مرگ نه چشم دارد و نه گوش. انسان سالخورده نیازی ندارد كه خوشایند مرگ باشد.((میلان كوندرا))  

53.gifرمان نویس اهمیت زیادی برای ایده های خود قایل نیست. او یك كاشف است كه كورمالانه می كوشد تا جنبه ی ناشناخته ای از وجود را آشكار كند. رمان نویس مسحور [ =شیفته] رای و آوای خود نیست، بلكه مسحور شكلی است كه دنبال می كند و تنها شكل هایی كه به خواست های رویایش پاسخ می دهد، جزیی از اثر او هستند.((میلان كوندرا))  

53.gifمترجمان دیوانه وار لغات مترادف را دوست می دارند (من، مفهوم مترادف را به كلی نفی می كنم: هر كلمه معنای خاص خود را دارد و از لحاظ معنا، جایگزین ناپذیر است).((میلان كوندرا))  

53.gifانسان همواره بر این بوده است كه زندگینامه ی خاص خود را باز نویسد، گذشته را تغییر دهد و هم ردپای خودش و هم ردپای دیگران را پاك كند.((میلان كوندرا))  

53.gifفراموشی، در عین حال بی عدالتی مطلق و آسایش مطلق است.((میلان كوندرا))  

53.gifطلب فراموشی كردن را نمی توان با وسوسه ی ساده به نیرنگ زدن، یكی پنداشت.((میلان كوندرا))  

53.gifپرسش بنیادی برای هر هنرمند عبارت از این است كه اثر «با ارزش» او با كدام كار آغاز می شود؟((میلان كوندرا))  

53.gifآن كس متجدد [ =نوگردیده ] است كه خود را متجدد بنامد و همچون متجدد پذیرفته شود.((میلان كوندرا))  

53.gifكمال مطلوب مرد زن گریز، تجرد با داشتن معشوقه های بسیار است، یا ازدواج با زن محبوب بدون كودك.((میلان كوندرا))  

53.gifتغزل گرایی نوعی سرمستی است و انسان برای اینكه آسان تر با جهان یكی شود، سرمست می شود.((میلان كوندرا))  

53.gifحماسه از تمایل بیش از حد به چیرگی بر عینیت جهان، ناشی می شود.((میلان كوندرا)) 

53.gifزشتیِ همه جا گسترده ی دنیای جدید كه بر اثر عادت از دیده پوشیده می ماند، در كوچكترین لحظات تیره بختی ما بیرحمانه ظاهر می شود.((میلان كوندرا))  

53.gifبیهوده است اگر بخواهیم رمانی را با زینت دادن سبك، «دشوار » كنیم، هر رمانی كه شایستگی این كلمه را دارد، هر چقدر روشن و شفاف باشد، بر اثر طنز ذاتی خود، به اندازه ی كافی دشوار است.((میلان كوندرا))  

53.gifطنز، آدمی را برآشفته می كند، نه برای آنكه آدمی را مسخره می كند یا بر او می تازد، بلكه از آن روی كه با آشكار ساختن جهان همچون پدیده ای دو گانه، ما را از داشتن یقین ها باز می دارد.((میلان كوندرا))  

53.gifرمان هنری طنز آمیز است؛ «حقیقت» رمان نهفته، ادا نشده و ادا نشدنی است.((میلان كوندرا))  

53.gifاز كودكی بیرون می آییم، بی آنكه بدانیم جوانی چیست، ازدواج می كنیم، بی آنكه بدانیم متاهل بودن چیست، و حتی زمانی كه قدم به دوره پیری می گذاریم، نمی دانیم به كجا می رویم: سالخوردگان، كودكان معصوم كهنسالی خویش اند. از این جهت، سرزمین انسان سیاره ی بی تجربگی است.((میلان كوندرا))  

53.gifگرایش به آشتی دادن ماجرای عشق شهوانی با عشق پاك، عین ذات لذت پرستی است و دلیل ناممكن بودن این آشتی است.((میلان كوندرا))  

53.gifزمانه ی آكنده از انبوه ایده ها و بی اعتنا نسبت به آثار [ ادبی و هنری ] ، مرا غرق در نومیدی می سازد.((میلان كوندرا))  

53.gifهنگامی كه سخن بر سر پی بردن به مفهوم و ارزش یك اثر هنری است، زمینه های ملی و منطقه ای به هیچ كار نمی آیند.((میلان كوندرا))  

53.gifیك حالت آغازین موسیقی وجود دارد، حالتی كه پیش از تاریخ موسیقی وجود داشته است؛ حالت پیش از نخستین پرسش، پیش از نخستین اندیشه، پیش از نخستین بازی با دورنمایه یا مضمون.((میلان كوندرا))  

53.gifنویسنده ای كه می كوشد بر ترجمه ی رمانهایش نظارت كند، همچون چوپانی كه در پی گله ای از گوسفندان ناآرام است، به دنبال كلمه های بی شماری می گردد؛ حالت این نویسنده برای خودش غم انگیز است و برای دیگران خنده آور.((میلان كوندرا))  

53.gifتاریخ نمی آفریند، بلكه «كشف» می كند. تاریخ، از طریق موقعیتهای بی سابقه، پرده از آنچه انسان هست، پرده از آنچه «از دیر زمان» در انسان وجود دارد، پرده از آنچه امكانهای انسان را تشكیل می دهد، بر می دارد.((میلان كوندرا))  

53.gifزیبایی در هنر، نوری است كه به ناگاه از آنچه هرگز گفته نشده است، می تابد.((میلان كوندرا))  

53.gifزیبایی، آخرین پیروزی انسانی است كه دیگر امیدی ندارد.((میلان كوندرا))  

53.gifرمان همه ی آن جنبه های وجود را كه كشف می كند، همچون زیبایی كشف می كند.((میلان كوندرا))  

53.gifشاعر فقط امكانی بشری را «كشف» می كند؛ امكانی كه تاریخ هم به نوبه ی خود روزی آن را كشف خواهد كرد.((میلان كوندرا))  

53.gifهر وضعی ساخته ی انسان است و نمی تواند در بردارنده ی چیزی به جز آنچه در انسان هست، باشد.((میلان كوندرا))  

53.gifنوشتن برای شاعر به معنای از بین بردن دیوار نازكی است كه در پس آن چیزی تغییر ناپذیر («شعر») در تاریكی پنهان است.((میلان كوندرا))  

53.gifكارمند، بخش كوچكی از كار عظیم اداری را كه از فهم هدف و افق آن به دور است، انجام می دهد؛ این جهانی است كه حركات در آن مكانیكی می شوند و اشخاص معنای آنچه را كه انجام می دهند، نمی دانند.((میلان كوندرا))  

53.gifدر جهان دیوان سالارانه ی كارمند، اثری از ابتكار، نوآوری و آزادی عمل در میان نیست، تنها چیزی كه وجود دارد دستورها و مقررات است و این همانا دنیای فرمانبرداری است.((میلان كوندرا))  

53.gifقدرت در هر جا كه خود را خداگونه بنمایاند، خودبخود الهیات خاص خویش را تولید می كند.((میلان كوندرا))  

53.gifرمان اندیشه ای درباره ی وجود است، وجودی كه از بین شخصیت های تخیلی دیده می شود.((میلان كوندرا))  

53.gifهركس، اعم از سیاستمدار، فیلسوف و دربان، به درستی سخن خود باور دارد.((میلان كوندرا))  

53.gifدر زمان تقسیم بیش از حد كار و تخصص گرایی لگام گسیخته [ =بی بند و بار ]، رمان یكی از آخرین مواضعی است كه در آن انسان هنوز می تواند رابطه با زندگی را در مجموعه اش حفظ كند.((میلان كوندرا))  

53.gifهستی، آنچه روی داده است نیست؛ هستی، عرصه ی امكانات بشری است؛ هر آنچه انسان بتواند آن شود، هر آنچه انسان بتواند واقعیت بخشد.((میلان كوندرا))  

53.gifانسان و جهان همچون حلزون و صدف اش به یكدیگر پیوسته اند: جهان و انسان تفكیك ناپذیرند، جهان گستره ی انسان است و بتدریج كه جهان تغییر می كند، هستی نیز تغییر می یابد.((میلان كوندرا))  

53.gifهرگز نمی توان عملی را كه یك بار از دست ما خارج شده است، دوباره در دست گرفت.((میلان كوندرا))  

53.gifتاریخ نگار، تاریخ جامعه را می نویسد نه تاریخ انسان را.((میلان كوندرا))  

53.gifآدمی به ضعف خویش آگاهی دارد و نمی خواهد در برابرش مقاومت ورزد، بلكه خود را به آن تسلیم می كند. آدمی خود را از ضعف خویش سرمست می كند، می خواهد هر چه ضعیف تر شود، می خواهد در وسط خیابان جلوی چشمان همگان در هم فرو ریزد، می خواهد بر زمین بیفتد و از زمین پایین تر برود.((میلان كوندرا))  

53.gifدر سلسله مراتب هنرها، این موسیقی است كه جای نخست را می گیرد.((میلان كوندرا)) 

53.gifسرنوشت همچون گلوله ی آهنینی است كه بر مچ پای ما بسته شده باشد.((میلان كوندرا))  

53.gifرمان غالبا چیزی نیست مگر پیاپی شدن درازمدت چند تعریف فرار.((میلان كوندرا))  

53.gifنوابغ حقیقی قلمرو كمدی، كسانی نیستند كه ما را بیشتر می خندانند. بلكه كسانی هستند كه «حوزه ی ناشناخته ی عنصر كمدی» را باز می نمایند.((میلان كوندرا))  

53.gifكشفهای رمان نویسان - هر اندازه هم قدیمی باشد - هرگز از به حیرت افكندن ما باز نتواند ایستاد.((میلان كوندرا))  

53.gifمهربانی به معنای ایجاد فضایی مصنوعی است كه در آن با دیگری، باید همچون كودك رفتار شود.((میلان كوندرا))  

53.gifهر لحظه ای نمایانگر جهانی كوچك است كه ناگزیر در لحظه ی بعدی فراموش می شود.((میلان كوندرا))  

53.gifبا عمل است كه انسان از دنیای تكراری روزانه - جایی كه همه شبیه یكدیگرند - بیرون می آید، با عمل است كه انسان خود را از دیگران متمایز می كند و فرد می شود.((میلان كوندرا)) 

53.gifآینده همیشه نیرومندتر از اكنون است. در حقیقت، این آینده است كه درباره ی ما به داوری خواهد نشست و بی شك بدون هیچ گونه شایستگی.((میلان كوندرا))  

53.gifروح رمان، روح پیچیدگی است. هر رمان به خواننده می گوید: «چیزها پیچیده تر از آن اند كه تو می اندیشی.»((میلان كوندرا))  

53.gifبزرگترین عشق، سرانجام به مجموعه ای از یادگارهای بی رونق كاهش می یابد.((میلان كوندرا))  

53.gifاگر رمان به راستی باید از میان برود، به این دلیل نیست كه نیروی اش تمام شده است، بلكه بدان علت است كه رمان در جهانی به سر می برد كه دیگران از آن او نیست.((میلان كوندرا))  

53.gifرمان، عرصه ای است كه تخیل نیز در آن، مانند رویا، می تواند فوران كند.((میلان كوندرا))  

53.gifتیره بخت ترین افراد همیشه نقش دژخیم [ =بدخوی ] را در فراشد تنزل ارزشها به عهده می گیرند.((میلان كوندرا))  

53.gifلباس نظامی آن چیزی است كه ما برنمی گزینیم، بلكه برای ما تعیین می شود و این همانا ثبات كل در برابر بی ثباتی فرد است.((میلان كوندرا))  

53.gifانسان آرزومند جهانی است كه در آن خیر و شر آشكارا تشخیص دادنی باشند، زیرا در او تمایل ذاتی و سركش داوری كردن پیش از فهمیدن، وجود دارد.((میلان كوندرا))  
مریم  , dhhggi
مریم - 08:53 1389/08/30
157
موفقیت این نیست که هرگز اشتباه نکنیم بلکه این است که یک اشتباه را دوبارمرتکب نشویم.
 
 –
 موفقیت دستیابی به آن چیزی است که می‏خواهیم و شادمانی خواستن آن چیزیاست که بدست می‏آوریم.
 –
 
 موفقیت توانایی پرش از شکستی بر شکستی دیگر است بدون اینکه خستهشویم.
 
 
– من می‏دانم که تمام هستی برای من خلق شده.. پس نگران نیستم و تمامهستی را یار و یاور خود می‏بینم.
مریم  , dhhggi
مریم - 18:37 1389/08/26
156
بهترین و قشنگ ترین بخش های زندگی انسان ها ، لحظات انجام دادن کارهایی هر چند در ظاهر کوچک و بی اهمیت است که به بهترین نحو عشق و محبت را نشان می دهد
مریم  , dhhggi
مریم - 18:34 1389/08/26
155
آنگاه که عشق میورزی، خدا در هر سو حاضر است
و آن زمان که نفرت وجودت را تسلیم خود ساخته، ابلیس در هر سو حاکم است.
جایگاه توست که خود را در واقعیت تحمیل می کند.
اوشو
محمد دیهیم , mod_1363
محمد دیهیم - 12:34 1388/11/10
154

دردا که فراق ناتوان ساخت مرا

در بستر ناتوانی انداخت مرا

ازضعف چنان شدم دربسترمرگ

صدبار اجل آمد ونشناخت مرا

علی کوچولو , usa_0098
علی کوچولو - 02:12 1388/09/29
153

من نمیگویم هرگز نباید در نگاه اول عاشق شد اما اعتقاد دارم باید بار دوم هم نگاه کرد.  ویکتور هوگو

در زندگی یک مرد ۲ روز ارزش دارد : روزی که با زنی آشنا میشود و روزی که او را به خاک می سپارد. ویکتور هوگو

خوشبخت كسی است كه به یكی از دو چیز دسترسی دارد : یا كتابهای خوب یا دوستانی كه اهل كتاب باشند. ویکتور هوگو

هرگز در میان موجودات مخلوقی كه برای كبوتر شدن آفریده شده كركس نمیشود. این خصلت در میان هیچ یك از مخلوقات نیست جز آدمیان. ویکتور هوگو

تمام جهنم در یک کلمه وجود دارد:تنهایی. ویکتور هوگو

خداوندا! اگر بخواهم آنچه در ذهن دارم با تو بگویم، هزاران جلد کتاب می شود ولی آنچه در دل دارم یک جمله بیش نیست. ویکتور هوگو

کینه و تنفر را به کسانی واگذار کنید که نمی توانند دوست بدارند. ویکتور هوگو

انسان، انسان است چون که می گرید، ولی به حال کسی که هرگز نمی گرید باید گریست. ویکتور هوگو

هستی جز احساس پایان قریب الوقوع، و هم گاهی کیفیت بودن با نبودن، رفتن در بوته آزمایش، و خطر دائمی لغزش احتمالی چیزی نیست . ویکتور هوگو

ببدیهای اجتماع به دست ما ساخته شده است و به جای ناله جای آن دارد که درصدد رفع آن برآئیم . ویکتور هوگو

عشق عبارت است از وجود یک روح در دو کالبد. عاملیست که دو تن را مبدل بفرشته ی واحدی می کند. ویکتور هوگو

آزادی ما از نقطه‌ای شروع می شود که آزادی دیگران پایان می‌یابد. ویکتور هوگو

بدبختی، مربی استعداد است. ویکتور هوگو

به‌مرگ راضی شدن، به‌فتح نائل شدن است. ویکتور هوگو

تعارف و خوش آمدگوئی، چیزی مانند بوسیدن از روی چادر است. ویکتور هوگو

جسد دشمنی را که تشییع میکنی سنگین نیست. ویکتور هوگو

خدا فقط آب را آفرید، انسان شراب را. ویکتور هوگو

در بینوائی همچنان که در سرما نیز دیده می‌شود، آحاد به یکدیگر فشرده می‌گردند. ویکتور هوگو

شاید بتوان از هجوم سیل‌آسای یک ارتش ممانعت کرد، اما از هجوم افکار و عقاید نمی‌توان جلوگیری نمود. ویکتور هوگو

فقر و مسکنت ، مردان را به‌جنایت و زنان را به‌فحشاء سوق می‌دهد. ویکتور هوگو

فکر کردن، شغل ذهن است، خواب دیدن، تفریح آن. ویکتور هوگو

فلسفه، میکروسکوپ افکار است. ویکتور هوگو

گاهی کار فقر و بیچارگی به جائی می‌رسد که رشته‌ها و پیوندها را می‌گسلد، این مرحله‌ای است که تیره‌بختان و سیاه‌کاران چون بدانجا رسند درهم آمیخته و در یک کلمه که "شومی" است شریک می‌شوند، این کلمه بینوایان است. ویکتور هوگو

وقتی نتیجه انتخابات اعلام شد، یعنی رأی بالاترین مرجع اعلام شده است. ویکتور هوگو

همه‌جا شادمانی قشر نازکی است که روی رنج و بیچارگی کشیده‌اند. ویکتور هوگو

هیچ چیز مثل بدبختی کودکان را ساکت نمی‌کند.ویکتور هوگو

آنانکه نمی‌توانند خود را اداره کنند، ناچار از اطاعت دیگرانند. ویکتور هوگو

آینده کودکان بسته به‌تربیت پدر و مادر است. ویکتور هوگو

ادبیات، راز پنهانی تمدن است، شعر، سرّ مکتوم آمال است.ویکتور هوگو

از آن در شگفتم که در سینه دلی دارند و می‌پندارند که آسایش و سعادت بشر جز مهر و صفا راه دیگری دارد. ویکتور هوگو

از کوچکی میل داشتم بزرگ باشم. ویکتور هوگو

امید در زندگانی بشر آنقدر اهمیت دارد که بال برای پرندگان. ویکتور هوگو

انسان در این عالم چون شبح سرگردانی است که هنگام عبور از این راه، حتی سایه‌ای از خود به یادگار نمی‌گذارد. ویکتور هوگو

باید درهای علم به روی همه باز باشد، هرجا مزرعه هست، هرجا آدم هست، آنجا کتاب هم باید باشد. ویکتور هوگو

بدتر از مرگ چیست؟ آنچه بعد از آمدنش مرگ را می‌طلبی. ویکتور هوگو

بهترین دوستان من کسانی هستند که پیشانی و ابروهای آنها باز است. ویکتور هوگو

خدمت به‌وطن نیمی از وظیفه است و خدمت به‌انسانیت، نیم دیگر آن. ویکتور هوگو

کسری بنان , astik_x110
کسری بنان - 23:20 1388/09/12
152

حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز در 15 جمله

!
در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم.در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.
در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته، محروم می‌كند.
در 30 سالگی پی بردم كه قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.
در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد؛ بلكه چیزی است كه خود می‌سازد.
در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می‌دهیم دوست داشته باشیم.
در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می‌افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می‌دهند.
در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بدترین دشمن وی است.
در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.
در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می‌توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.
در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز كه میل دارد بخورد.
در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارت‌های خوب نیست؛ بلكه خوب بازی كردن با كارت‌های بد است.
در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می‌كند نارس است، به رشد وكمال خود ادامه می‌دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود.
در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.
در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست.


علی کوچولو , usa_0098
علی کوچولو - 16:42 1388/06/28
151
هر كسی به من كلمه ای بیاموزد مرا بنده خود كرده است.
* قناعت ثروتی است كه پایانی ندارد.
* هر كه خود را بشناسد، خدا را شناخته است.
* شجاع ترین مردم آن است كه حرف حق را بزند.
* بزرگترین جهاد‌، مبارزه با نفس است. * شمشیر آخته‌دردست‌مرد شجاع‌، عزیزتر از سخن‌راست‌نیست‌.
* زشت‌ترین‌سخن‌ راست‌، ستایش‌انسان‌از خویشتن‌است.
* بهترین‌گفتارها آن‌است‌كه‌عمل‌ تصدیق‌كند.
* هركه‌نیكی‌را از بدی‌نشناسد، از چهارپایان‌است‌ !
* باید مردم‌در برابر حق‌نزد تو مساوی‌و یكسان‌باشند.
* بر برادر تو همان‌حقی‌ است‌كه‌تو داری.
* من‌گواهی‌شخص‌فاسق‌را جز علیه‌خودش‌قبول‌ نمیكنم‌.
* نیكی‌و احسان‌را جز آدم‌نادان‌رد نمیكند.
* یتیم‌را با آنچه‌ كه‌فرزندان‌خود را ادب‌میكنی‌، تادیب‌كن.
* آنكس‌كه‌تو را بیم‌دهد، مانند كسی‌است‌كه‌تو را مژده‌دهد.
* دشمن‌دانا از دوست‌نادان‌بهتر است‌.
* دوری‌و جدایی‌دوستان‌، غربت‌و تنهایی‌است.
* حاجت‌از دست‌دادن‌بهتر كه‌ از نااهل‌خواســتن‌ !
* آرزوهایتان‌را به‌كسانی‌متوجه‌كنید كه‌دلهایتان‌ آنها را دوست‌دارد.
* شكیبایی‌مركبی‌است‌كه‌خسته‌نشود.
* شخصیت‌مرد زیر زبان‌اوست‌.
* عبرتها چه‌بسیار است‌، لیكن‌پند گرفتن‌كمتر است.
* اگر درباره‌كسی‌مشكوك‌باشید، به‌دوستانش‌نگاه‌كنید.
* هر تنفس‌انسان‌گامیست‌ كه‌بسوی‌مرگ‌بر میدارد.
* مردم‌دشمن‌چیزهایی‌هستند كه‌نمیدانند.
* بهترین‌زهدها، پنهان‌داشتن‌آن‌است.
* شگفتا! آیا خـلافت‌و حـكومت‌با رفاقت‌و خویشی‌هم‌میشود ؟!
* عدالت‌زمامدار نیكوتر از خیر روزگار است.
* هرگز كسی‌را به‌مبارزه‌و جنگجویی‌دعوت‌نكن.
* روز دادستانی‌و عدالت‌از ظ‌الم‌، سختتر از روز ستم‌بر ستمدیده‌است.
* حكومت‌خود را با ریختن‌خون‌ حرام‌، استوار نكن‌.
* هرگز یاور ستمكار نباش‌.
* حكمت‌را با نااهل‌نگویید كه‌به‌حكمت‌ستم‌كرده‌اید.
* به‌گوینده‌نگاه‌نكن‌، حرف‌را در نظ‌ر بگیر.
* بزرگواری‌با خرد و ادب‌است‌، نه‌با اصل‌و نسب‌.
* عقل‌و خرد، شمشیر برنده‌ایست.
* دانش‌نگهبان‌توست‌، در حالیكه‌تو ثروت‌را باید محافظت‌ كنی.
* بی‌ارزشترین‌مردم‌، كم‌دانشترین‌آنهاست.
* دانشمندان‌، به‌علت‌ كثرت‌نادانان‌غریبند.
* مرگ‌بزرگ‌همان‌فقر و بینوایی‌است.
* فقر و تنگدستی، مرد باهوش‌را گنگ‌و لال‌میكند.
* انسان‌به‌نعمتی‌نمیرسد مگر اینكه‌نعمت‌دیگری‌ را از دست‌میدهد.
* از قرض‌كردن‌بپرهیزید
* قرض‌ كردن‌زبونی‌و خواری‌است‌.
* غم‌وغصه‌نیمی‌از پیری‌است‌.
* قصاص‌و انتقام‌قبل‌از جنایت‌، درست‌نیست‌.
* من‌به‌خاط‌ر سوء ظن و بدگمانی، كیفر نمیدهم‌.
* تو را از عجله‌و شتاب‌در سخن‌و كار نهی‌میكنم‌.
* خداوند به‌ مردم‌پناه‌داده‌تا از ستم‌دور باشند.
* زمامداران‌بوسیله‌ظ‌لم‌آزمایش‌ میشوند.
* با توده‌جماعت‌باشید، چراكه‌دست‌خدا با جماعت‌است‌.
* هركه‌ از حق‌تجاوز كند راهش‌گم‌میشود.
* زكات‌پیروزی‌عفو و بخشش‌است‌.
* ذمه‌ء من‌در گرو آن‌چیزی‌است‌كه‌میگویم‌.
* صفتی‌بدتر از دروغ‌وجود ندارد.
* برای دنیا به گونه ای زندگی كن كه گویی تا ابد زنده ای و برای آخرت به گونه ای زندگی كن كه گویی لحظه مرگت نزدیك است
* فرزندان‌خود را بااخلاق‌خود تربیت‌نكنید، زیرا كه‌آنان‌برای‌زمانی‌غیراز زمان‌شما خلق‌شده‌اند.
* هیچ‌فقیری‌گرسنه‌نمانده‌مگر درسایه ‌آنكه‌ثروتمندی‌از حق ‌او بهره‌مند گشته‌ است.
* چون‌تو به‌جانب‌مرگ‌میروی‌و مرگ‌جانب‌تو می‌آید، زود به‌یكدیگر خواهید رسید
علی کوچولو , usa_0098
علی کوچولو - 20:56 1388/06/25
150

جملاتی زیبا در مورد خوشبختی از بزرگان

 

 

 ادمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشگل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند.(مونتسکیو)
---
 
خوشبخت کسی است که راه قدر دانی خدمت دیگران را بلد است و شادی دیگرانرا به قدر شادی خود حس میکند.(گوته)
---

خوشبختی هر روز یکبار در منزل را میزند ولی بد بختانه صاحب خانه در ان موقع در منزل همسایه است و صدای در را نمیشنود.(برناردشاو)
---

من دریافته ام که انسانی هر اندازه که مصمم به خوشبخت زیستن باشد همان اندازه خوشبخت و سعادتمند زندگی خواهد کرد.(ابراهام لینکلن)
---

برای نیل به خوشبختی هیچ راهی خطاتر از لذت طلبی و کوشش برای درک عیش و نوش و خوشیهای عالم نیست.(ارتور شوپنهاور)
---

غنچه خوشبختی در جای تاریک و بی صدا و گودی پنهان است که بسیار نزدیک به ماست ولی ما کمتر از انجا می گذریم و ان دل خود ماست.(موریس متر لینگ)
---

خوشبختی یگانه چیزی است که می توانیم بی اینکه خود داشته باشیم دیگران را از ان بر خور دار کنیم.(کارمن سیلوا)
---
 
خوشبخت کسی است که دم را غنیمت میشمارد و به خود میگوید من امروز خوشم تا فردا چه پیش اید.(درایدن)
---

بسیاری از مردم خوشبختی را می جویند مانند کسی که کلاه خود را که روی سرش می باشد می جوید.(لناو)
---

انسان در اغوش خوشبختی خوشبختی را جستجو میکند.(دشتی)
---
 
بشر به خوشبختی خیلی زود عادت میکند و چون خیلی زود عادت میکند خیلی زود هم فراموش میکند که خوشبخت است.(اندره موروا)
---
 
یکی از راههای خوشبختی این است که شخص نسبت به کوچکترین نعمتها شکر گذار باشد.(هرشل)
---

این قانون طبیعت است که هیچ کس به تنهایی نمی تواند خوشبخت باشد بلکه خوشبختی و سعادت را باید در سعادت و خوشبختی دیگران جستجو کرد.(ویلیام شکسپیر)
---

به دست اوردن انچه را که ما ارزو داریم موفقیت است اما چیزی را که برای به دست اوردن ان تلاش نمی کنیم خوشبختی است.(لوسیا)
---

انسان برای خوشبختی خلق شده و خوشبختی از راه کار مفید حاصل میشود.(ساموعل اسمایلز)
---

به عقب نگاه نکنید ممکن است خوشبختی را که رو به سوی شما دارد از دست بدهید.(ساچل پیچ)
---

خوشبختی و وسایل ان در سازش و هم اهنگی با دیگران به دست می اید.(علی وکیلی)
---
 
خوشبختی چیزی نیست که ان را حس کنیم فقط باید ان را به یاد بیاوریم.(اوسکارو ایلد)

علی کوچولو , usa_0098
علی کوچولو - 16:11 1388/02/15
149

*عامه مردم روح خود را می فروشند تا با عایدات آن عمری را با وجدان طی کنند ( لوگان پارسال اسمیت)

*هرگز به دوستانت کاستی هایشان را در جمع نگو چون ممکن است عیوب خود را برطرف کنند اما مطمئنن هیچگاه تو را به خاطر این تذکر نمی بخشند ( لوگان پارسال اسمیت(


 *جامعه مثل آب نمک است شنا کردن در آن بد نیست اما بلعش وحشتناک است ( سایمن استرانسکی (
* پول همه چیز زندگی نیست اما می تواند همه چیز را بخرد ( ادموند استاکول (

*ازدواج عوام ، آنان را از شخصیت تهی و از خصوصیات اخلاقی خالی می کند ( رابرت لویی استیونسن(

* ازدواج مکالمه ی طولانی دو انسان است که هر ازچند گاه به مشاجره می انجامد ( رابرت لویی استیونسن (

* جامعه ی آزاد جامعه ای است که افراد منزوی در آن امنیت کامل داشته باشند ( آدالی استیونسن (
 
* برای اکثر مردم مرگ در راه اصول آسان تر از زندگی کردن بر اساس آن است ( آدالی استیونسن (

* انتهای راه، مرگ است ؛ تکامل در انتهاست ؛ هیچ چیز کامل نیست ؛ یک معادله با سه مجهول ( جیمز استفنر (


* یک مرد بدون زن مثل ماهی بدون آب است اما یک زن بدون مرد مانند یک ماهی بدون دوچرخه است (گلوریا استاین(

 *بدون تو تحمل بهشت ممکن نیست و با تو دوزخ دیگر مکانی جهنمی نیست
( جان اسپارو ، سنگ نوشته اش بر قبرهمسرش        (


 

* تعریف من از ازدواج چنین است : قضیه با دو نفر آغاز میشود که زندگی را بدون وجود یکدیگر غیرقابل تحمل می بینند و بعد از مدتی به همان دو نفر ختم می شود که حالا دیگر زندگی را در کنار هم غیرقابل تحمل می بینند )سیدنی اسمیت(


*این یک اصل غیرقابل تردید است : کسانی که دائما از شرافت حرف می زنند از آن بویی نبرده اند ( رابرت سرتیس(


*همیشه دوست داشتم فرصتی دست می داد تا فروتنی را تمرین کنم اما همواره به خاطر می آوردم که من مهم تر از آن هستم که اوقاتم را صرف چنین اموری کنم ( اسحاق سینگر)


*عشق ، خطای فاحش فرد در تمایز یک آدم معمولی از بقیه ی آدم های معمولی است ( برنارد شاو)

* دو تراژدی دردناک در زندگی وجود دارد : یکی اینکه در عشقت ناکام شوی و دیگر اینکه به وصال عشقت برسی( برنارد شاو(

*زمانی که گفتم تا آخر عمر مجرد می مانم نمی دانستم که آنقدر عمر می کنم که ازدواج کنم (ویلیام شکسپیر ).


* تا بحال هیچ فیلسوفی قدم به عرصه خاک نگذاشته که بتواند دندان درد را تحمل کند. (ویلیام شکسپیر)

 *هرچه بیشتر انسان ها را می شناسم، سگ ها را بیشتر ستایش می کنم. (ایوان شفر(

 *زمانی که پریان از رقصیدن و روحانیون از گوشه نشینی دست برداشتند، عمر دنیای شاد به پایان می رسد. (جان سلدن(
* واعظ می گوید: چنان کن که من می گویم، نه چنان که من می کنم. (جان سلدن(
 خداوند، شریر را به اندازه کافی بر تخت نگه میدارد تا فرصت کافی برای توبه کردن داشته باشد. (سوفی سگور(
* برای شاد بودن، تنها به بدنی سالم و حافظه ای ضعیف نیاز داری. (آلبرت شوایتزر)

* در زندگی نه هدفی دارم نه مسیری، نه منظوری و نه حتی معنایی. اما شادم و این نشان می دهد که یک جای کار ایراد دارد. (چارلز شولز(

* فقرا نمی دانند که تنها دلیل آنان برای زندگی، تمایل ما به تظاهر به برخورداری از فضیلت سخاوت است. (ژان پل سارتر(

* آنان که گذشته را به خاطر نمی آورند مجبور به تکرار آن هستند. (جرج سانتایانا(

 *من مردانی را دوست دارم که مردانه رفتار کنند، قوی و کودکانه. (فرانسواز ساگان(

 * اگر تمامی ما قدرت جادویی خواندن افکار یکدیگر را داشتیم نخستین چیزی که در دنیا از بین می رفت عشق بود. (برتراند راسل(
 
*احساس وظیفه در کار نیکو و در روابط آزاردهنده است. انسان ها تشنه محبت اند نه مراقبت. (برتراند راسل(

* ترس از عشق، ترس از زندگی است و آنان که از عشق دوری می کنند مردگانی بیش نیستند. (برتراند راسل(
 

* زندگی خوب، زندگی شاد است، البته منظور من این نیست که اگر شما خوب باشید حتما شاد خواهید بود. منظور من این است که اگر شما شاد باشید خوب زندگی خواهید کرد. (برتراند راسل

علی کوچولو , usa_0098
علی کوچولو - 16:10 1388/02/15
148

جملاتی زیبا در مورد خوشبختی از بزرگان

 

 

 ادمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشگل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند.(مونتسکیو)
---
 
خوشبخت کسی است که راه قدر دانی خدمت دیگران را بلد است و شادی دیگرانرا به قدر شادی خود حس میکند.(گوته)
---

خوشبختی هر روز یکبار در منزل را میزند ولی بد بختانه صاحب خانه در ان موقع در منزل همسایه است و صدای در را نمیشنود.(برناردشاو)
---

من دریافته ام که انسانی هر اندازه که مصمم به خوشبخت زیستن باشد همان اندازه خوشبخت و سعادتمند زندگی خواهد کرد.(ابراهام لینکلن)
---

برای نیل به خوشبختی هیچ راهی خطاتر از لذت طلبی و کوشش برای درک عیش و نوش و خوشیهای عالم نیست.(ارتور شوپنهاور)
---

غنچه خوشبختی در جای تاریک و بی صدا و گودی پنهان است که بسیار نزدیک به ماست ولی ما کمتر از انجا می گذریم و ان دل خود ماست.(موریس متر لینگ)
---

خوشبختی یگانه چیزی است که می توانیم بی اینکه خود داشته باشیم دیگران را از ان بر خور دار کنیم.(کارمن سیلوا)
---
 
خوشبخت کسی است که دم را غنیمت میشمارد و به خود میگوید من امروز خوشم تا فردا چه پیش اید.(درایدن)
---

بسیاری از مردم خوشبختی را می جویند مانند کسی که کلاه خود را که روی سرش می باشد می جوید.(لناو)
---

انسان در اغوش خوشبختی خوشبختی را جستجو میکند.(دشتی)
---
 
بشر به خوشبختی خیلی زود عادت میکند و چون خیلی زود عادت میکند خیلی زود هم فراموش میکند که خوشبخت است.(اندره موروا)
---
 
یکی از راههای خوشبختی این است که شخص نسبت به کوچکترین نعمتها شکر گذار باشد.(هرشل)
---

این قانون طبیعت است که هیچ کس به تنهایی نمی تواند خوشبخت باشد بلکه خوشبختی و سعادت را باید در سعادت و خوشبختی دیگران جستجو کرد.(ویلیام شکسپیر)
---

به دست اوردن انچه را که ما ارزو داریم موفقیت است اما چیزی را که برای به دست اوردن ان تلاش نمی کنیم خوشبختی است.(لوسیا)
---

انسان برای خوشبختی خلق شده و خوشبختی از راه کار مفید حاصل میشود.(ساموعل اسمایلز)
---

به عقب نگاه نکنید ممکن است خوشبختی را که رو به سوی شما دارد از دست بدهید.(ساچل پیچ)
---

خوشبختی و وسایل ان در سازش و هم اهنگی با دیگران به دست می اید.(علی وکیلی)
---
 
خوشبختی چیزی نیست که ان را حس کنیم فقط باید ان را به یاد بیاوریم.(اوسکارو ایلد)

 

ساحل سراب , sumatra
ساحل سراب - 21:22 1388/01/31
147

دیگران چون بروند از نظر از دل بروند       تو چنان در دل من رفتی كه جان در بدنی

                                               تقدیم به تو كه بهترینی رضا

ساحل سراب , sumatra
ساحل سراب - 21:19 1388/01/31
146

تو را می خواهم ای آلوده عشق

تو را كه از نگاهم میتوانی دید

من همچون تو آلوده به طعم عشق درگیرم

عجب رنجیست بی تو زندگی را لا به لای هیچ دیدن

و در اندوه ...... بی چشم تو پوسیدن

ویا عطر دل انگیز تو را بیهوده بوییدن

شبم روز است و روزم شب

نگاهم سرد وبی تو پیكرم خاموش

نمیدانم كجا هستم و یا حرف از كه میگویم

ودر رویای شیرینم ....كماكان غوطه ور.... مست از تو میمیرم

من از چشم تو میخوانم واز حرف تو میدانم

كه میگویی:نباید نیست.......

چرا باید نباید ها مرا دور از تو بگذارد؟

و دل خود را بدینسان......خاكی تنها بپندارم؟

تو را میخواهم ای آلوده عشق

كه چون من میتوانی زیستن ،با فكر شاید نیستن

من این مرز نباید را به باید میرسانم

واحساس درونم را نه بر سردی...... به آتش میكشانم

تو را میخواهم ای جا كرده در دل

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟من هم نمیدانم.....

چرا بی تو سرم بر بالشم بیهوده میماند؟

وخوابم را به چشمانم نمی آرد؟

ویا هر لحظه پندارم به روی صورتت منهوت می خشكد؟

نمیدانم ...........

ولی می دانم اینجا زندگی هست.....

و می دانم باید زندگی كرد.....

برای ما كه بی هم شاخه ای خشكیده وبرگی نهاده بر زمینیم

وبی هم .....جسم ناآلوده اما سرد وخاكی واینچنینیم

جدایی دلپذیر است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گمانم  میرسد آخر خدا هم خوش ندارد

دوستی را با جداییها  در آمیزد

وشیطان نیز اینجاست كه میگوید بگو با او

تو را می خواهم ای آلوده عشق

كه من همچون تو آلوده به طعم عشق در گیرم

        

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.