| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
33
|
617
|
90/12/22 (02:52)
|
|
||
|
|
158
|
2312
|
90/12/18 (20:23)
|
|
||
|
|
34
|
216
|
91/3/11 (17:26)
|
|
||
|
|
13
|
495
|
91/2/25 (13:34)
|
|
||
|
|
75
|
389
|
90/12/27 (02:07)
|
|
||
|
|
29
|
325
|
90/12/23 (19:29)
|
|
||
|
|
8
|
223
|
90/12/23 (19:19)
|
|
||
|
|
4
|
44
|
90/11/14 (20:40)
|
|
||
|
|
8
|
66
|
90/8/28 (17:45)
|
|
||
|
|
160
|
1969
|
90/8/28 (17:43)
|
|
||
|
|
5
|
42
|
87/12/8 (11:30)
|
|





دقیقا از ماست که بر ماست خودمون به فکر خودمون نیستیم از دیگران چه انتطاری داریم؟؟؟
شمای جوان معلول نیاز به ازدواج نداری؟؟ توی دختر؟ توی پسر؟؟
وقتی یک فرد عادی ازدواج نمیکنه و یا دیر ازدواج میکنه هزارجور حرف و حدیث درمیارن که نکنه فلانی مشکلی داره که ازدواج نکرده و این درحالی هست که همون فرد عادی که ازدواج نکرده شاید به اندازه یک فرد معلول که معمولا بعداز سنین 25 به بلا نیاز به یک همدم و همراه که از جنس پدر مادر برادر و خواهر نباشه داره ولی افسوس صد افسوس که هیچ کس بجز خود فرد معلول این حس نیاز رو درک نمیکنه حتی نزدیکترین کسش وقتی هم که خود اون شخص حرف از نیاز های عاطفی جنسی و نیاز به داشتن یک نفر که با فرد معلول نه به عنوان بزرگتر نه به عنوان خواهر و برادر بلکه به عنوان یک همسر همدل همرا هم راز کنارش باشه حرفی میزنه میگن که کی باز مغزتو شستشو داده وقتی یک فرد معلول حرف از ازدواج میزنه متاسفانه خانواده ها بدونه اینکه نیاز فرزندشون رو ببینند شروع به مخالفت میکنند که تو نمیتونی ازدواج کنی چون فلان مشکل رو داری چون هیچکس حاضر به این نمیشه که با تو زندگی کنه یا بهتر بگم تورو تحمل کنه و غافل از اینکه این نوع برخورد چنان تاثیر بدی بر فرد معلول میزاره که شاید جبرانش غیرممکن باشه ولی خانواده ها این رو فراموش میکنند که همین فرد معلول که تصمیم به ازدواج گرفته بهتراز خانواده ش از مشکلش خبر داره و تمام جوانب رو سنجیده که یک همچین تصمیم بزرگی رو گرفته و روی حمایت همین خانواده ای که مخالفت سرسخت ازدواج فرزند معلول خود هستندحساب ویژه باز کرده و وقتی هم که اسرار میکنه باهاش شروع به بدرفتاری و منت گذاشتن میکنن قافل از اینکه دل شکسته فرزند معلولشون رو شگسته تر میکنن و درجواب پافشاری فرزندشون میگن هروقت که ما مردیم اون وقت یک خاکی به سرتو میشه بلاخره تو نگران خودت نباش یا طوری رفتار میکنن که حتما فرد معلول زودتراز والدینش میمیره یا بجای دادن امید از شکستو طلاقو دادن مهریه حرف میزنن ما معلولین فقط برای داشتن یک زندگی آروم و بدونه ترس ار آینده همراه با آرامش فقط حمایت میخواهیم اونم از غریبه نه بلکه خانواده آیا انتظار زیادیه؟ اما خانواده بجای حمایت مخالفت میکنند و بفکر این نیستند که آیا اگر خدای نکرده اتفاقی برای خانواده معلول بیوفت تکلیف فرزندشون چی هست؟ آیا این طرز فکر درست است که به امید اینکه بعداز پدرو مادر. خواهر برادر فرد معلول حمایت خوبی برای فرزندشون خواهند بود؟ آیا خواهر و برادر یک معلول چقد میتوانند از برادر یا خواهر معلول خود مراقبت کنند؟ اصلا فرض کنیم که خواستند و توانستند ولی اگر همسران همین خواهران برادران حمایت کننده نتوانستند و یا نخواستند که از یک فرد معلول نگهداری کنند تکلیف فرد معلول چیست؟ خانواده ها آیا به این فکر نمیکنن که با مخالفت همسران برادر یا خواهر معلول در نگهداری از اون چه اتفاقی میوفته یا باید فرد معلول از خانواده طرد بشه و به آسایشگاه منتقل بشه یا بخاطره نگهداری از فرد معلول ممکنه یک زندگی ازهم بپاشه چرا باید تاوان بدبینی خانواده رو باید فرد معلول بده چه تاوانی بدتر از تنهای برای یک فرد معلول؟چرا نباید خانواده این رو بپزیره که عمر دست خداست شاید همین فرد معلول عمرطولانی داشته باشه چرا باید این عمرطولانی همراه با زجر عضاب باشه وقتی خانواده میتواند با حمایت خود زندگی یک فرد معلول رو دگرگون کنه چرا حمایتش رو از فرزندش دریغ کنه نگرانی تمام معلولین بعداز سنین 20 به بالا از آینده تاریکی هست که با این طرز دید خانواده ها در انتظار آن هاست ترس از تنهای متلق ترس از آینده نامعلوم مگر نه اینکه ماهم انسانیم و حق زندگی داریم حق داریم از آینده خود نگران باشیم چه خوب میشد که خانواده ها بجای مخالفت نه فقط در مورد ازدواج بلکه در تمام موارد همراه و همدل معلولین باشن و وقتی که فرزندشون خواست قدمی تر بهتر شدن شرایطش برداره بجای مخالفت و ترسوندن از شکست همراهش باشن مگه انسان عادی در زندگیش شکست نمیخوره مگر نه اینگه انسان با زمین خوردن یاد میگیره که قدم برداره و راه بره





خوب مطالب گفته شده در پاسخ 1 به زبان ساده تر
میدونین والدین خیلی مهربون و دلسوز هستن و گاهی این مهربونیو دلسوزی
کار دست آدم میده به طوری که در مورد مساله ازدواج هم با سختگیری اونا مواجه میشیم.
مثلا دخترم یا پسرم
عزیزم
نازنینم
ببین الان آدمای سالم هم نمیتونن زندگی با دوامی داشته باشن!
ببین دختر پسرا تا تقی به توقی میخوره میرن دادگاه تا جدا شن!
ببین دادگاهها چقدر شلوغه!
ببین از هر 4 ازدواج 2 تاش به طلاق ختم میشه!
پس عزیزم چرا میخوای مشکل خودتو و مارو چند برابر کنی!
حالا شما موافقین یا نه
دوستای خوبم نظراتونو بدین
منتظرم دوستون دارم
ممنون


