| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
86
|
1488
|
90/11/21 (10:16)
|
|
||
|
|
7
|
309
|
89/4/11 (22:02)
|
|
||
|
|
58
|
1156
|
90/11/7 (15:44)
|
|
||
|
|
8
|
237
|
88/11/12 (00:24)
|
|
||
|
|
33
|
156
|
87/7/28 (20:27)
|
|
||
|
|
19
|
227
|
86/10/9 (08:45)
|
|
||
|
|
1
|
40
|
86/9/29 (10:36)
|
|
||
|
|
27
|
375
|
90/1/16 (10:35)
|
|
||
|
|
245
|
478
|
88/2/15 (15:26)
|
|
||
|
|
77
|
214
|
87/7/27 (10:43)
|
|
||
|
|
4
|
48
|
87/6/21 (12:58)
|
|
||
|
|
0
|
13
|
86/9/6 (13:39)
|
|
||
|
|
3
|
29
|
86/8/28 (08:28)
|
|
||
|
|
9
|
130
|
90/1/16 (10:40)
|
|
||
|
|
8
|
200
|
90/1/16 (10:32)
|
|
||
|
|
3
|
41
|
89/12/6 (17:07)
|
|
||
|
|
4
|
64
|
89/12/6 (17:04)
|
|
||
|
|
2
|
78
|
89/10/19 (05:35)
|
|
||
|
|
1
|
122
|
89/9/9 (01:38)
|
|
||
|
|
2
|
81
|
89/6/30 (23:49)
|
|
دوستان یاری کنید تا جشنهای ایران باستان را در مالزی برگزار کنیم
بزرگداشت کورش بزرگ به پاس معجزه ی انسان مدارانه اش
بیانیه کمیته ی بین المللی نجات پاسارگاد به مناسبت 29 اکتبر، روز کورش بزرگ و روز ملی ایران
22 اکتبر ـ 2 نوامبر (6 تا 12 آبان) فرخنده باد.این روز از آنجا برای ما اهمیت دارد که که کورش بزرگ، در آن، نخستین سخنان خود را درباره ی آزادی مذاهب، آزادی محل زندگی، الغای برده داری، و برقراری صلح و آشتی بیان داشته است.هم میهنان از سازمان ملل و یونسکو می خاهیم که 29اکتبر را به نام کورش کبیر نام گذاری کند.دیدار ما 10آبان در پاسارگاد کنار آرامشگاه کورش کبیر.هم میهن این پیامک را برای دیگران بفرستwww.savepasargad.com

اینک زمین را می ستاییم؛ زمینی که ما را در بر گرفته است. ای اََهوره مَزدا ! زنان را می ستاییم. زنانی را که از آن ِتو به شمار آیند و از بهترین اَشَه برخوردارند، می ستاییم.
اوستا - یسنا 38 - بند 1


| ||
| ||
| ||
| ||
| ||
|
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
|
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
|
والنتاین یا اسپندار مذگان؟! وقتی به شروع و چگونگی وقوعش فكر می كنم، بنظرم همه چیز گیج و پیچیده می آید! اما ظاهرا این گیجی چندان هم عجیب ودور از انتظار نیست،چون عبارت "ضربه فرهنگی" را چنین تعریف كرده اند: "تغییراتی در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گیجی، سردرگمی و هیجان می شود."
این ضربه چنان نرم و آهسته بر پیكر ملت ما فرود آمد كه جز گیجی و بی هویتی پی آمد آن چیزی نفهمیدیم!
شاید افراد زیادی را ببینید كه كلمات Hi و Hello را با لهجه غلیظ Americanاش تلفظ می كنند. اما تعداد افرادی كه از واژه درود استفاده می كنند، بسیار نادر است!
همینطور كلمه Thanks بیش از سپاسگزارم و Good bye بسیار راحت تر از «بدرود» در دهان ها می چرخد. ما حتی به این هم بسنده نكرده ایم!
این روزها مردم برگزاری جشن ها و مناسبت های خارجی را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر می دانند.
سفره هفت سین نمی چینند، اما در آراستن درخت كریسمس اهتمام می ورزند!
جشن شب یلدا كه به بهانه بلند شدن روز، برای شكرگزاری از بركات و نعمات خداوندی برگزار می شده است را نمی شناسند، اما همراه و همزمان با بیگانگان روز شكرگزاری برپا می كنند!
همه چیز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاریش می دانند، اما حتی اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است.
چند سالی ست حوالی26 بهمن ماه (14 فوریه) كه می شود هیاهو و هیجان را در خیابان ها می بینیم. مغازه های اجناس كادوئی لوكس و فانتزی غلغله می شود. همه جا اسم Valentine به گوش می خورد. از هر بچه مدرسه ای كه در مورد والنتاین سوال كنی می داند كه "در قرن سوم میلادی كه مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام كلودیوس دوم. كلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینكه سربازی خوب خواهد جنگید كه مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می كند.كلودیوس به قدری بی رحم وفرمانش به اندازه ای قاطع بود كه هیچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشیشی به نام والنتیوس(والنتاین)،مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می كرد.كلودیوس دوم از این جریان خبردار می شود و دستور می دهد كه والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می شود .سرانجام كشیش به جرم جاری كردن عقد عشاق،با قلبی عاشق اعدام می شود...بنابراین او را به عنوان فدایی وشهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق!"
اما كمتر كسی است كه بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، كه از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است!
جالب است بدانید كه این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 3 روز پس از والنتاین فرنگی! این روز "سپندار مذگان" یا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است كه در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می كردند و علاوه بر اینكه ماه ها اسم داشتند، هریك از روزهای ماه نیز یك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) كه نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاكی" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یك چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یك بار، نام روز و ماه یكی می شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.
سپندار مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پیدا می كردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می كردند.
ملت ایران از جمله ملت هایی است كه زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و كلا جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی كه ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شكوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمریكاییها هستند كه به خود جهان بینی دچار می باشند. آنها دنیا را تنها از دیدگاه و زاویه خاص خود نگاه می كنند. مردمانی كه چنین دیدگاهی دارند، متوجه نمی شوند كه ملت های دیگر شیوه های زندگی و فرهنگ های متفاوتی دارند. آمریكاییها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان می دانند. آنها بر این باورند كه عادات، رسوم و ارزش های فرهنگی شان برتر از سایرین است. این موضوع در بررسی عملكرد آنان بخوبی مشهود است. بعنوان مثال در حالی كه این روزها مردم كشورهای مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط می باشند، آمریكاییها تقریبا تنها به یك زبان حرف می زنند. همچنین مصرانه در پی اشاعه دادن جشن ها و سنت های خاص فرهنگ خود هستند.
"اطلاع داشتن از فرهنگ های سایر ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم دیگران، بی اینكه ریشه در خاك، در فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی ست كه دیگران پیش از ما رسیده اند و جا خوش كرده اند!
برای اینكه ملتی در تفكر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم ترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملت ها است. هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است. اقوامی كه در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، كسانی هستند كه توانسته اند به شیوه مؤثرتری خود، فرهنگ و اسطوره های باستانی خود را معرفی كنند و حیات خود را تا ارتفاع یك افسانه بالا برند. آنچه برای معاصرین و آیندگان حائز اهمیت است، عدد افراد یك ملت و تعداد سربازانی كه در جنگ كشته شده اند نیست؛ بلكه ارزشی است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگی بشریت دارد. شاید هنوز دیر نشده باشد كه روز عشق را از 26 بهمن (Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ایرانیان باستان) منتقل كنیم.
برگرفته از وبلاگ آتشكده |
10بهمن جشن سده خجسته باد



| ||
| ||
| ||
| ||
| ||
|
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
|
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
|
جشن سده جشن سده جشن پیدایش آتش است. سد روز از پایاین تابستان گذشته و یا سد شب و روز به نوروز مانده است و كهن بودن آن به پایه جشنهای نوروز و مهرگان میرسد. از نظر نجومی (طبیعی) نیاكان ما در روزگاران بسیار كهن، سال را به دو پاره (فصل) بخش میكردند.تابستان كه هفت ماه به درازا میكشید، در نخستین روز فروردین ماه آغاز و آخرین روز مهر ماه پایان مییافت. زمستان از آغاز آبان ماه شروع میشد و تا پایان اسفندبه طول میانجامید.جشن سده، سومین روز از آغاز زمستان و یا سد روز و شب (پنجاه روز و پنجاه شب) به اول تابستان بود. از نظر تاریخی نسبت این جشن به هوشنگ شاه داده شده است. در شاهنامه آمده است كه روزی هوشنگ شاه با همراهانش در كوهی میرفتند ناگهان چیزی دراز، تیره تن، و سیاه رنگ دید كه ماری بود و هوشنگ باهوش و هنگ، سنگی گرفت و سوی مار پرتاب كرد كه آن را به كشد. سنگ به سنگ دیگری برخورد كرد و چون هر دو سنگ چخماق بودند، فروغ (جرقهای) پدیدار شد، به بوته گرفت و مار فار كرد. از این رویداد هوشنگ شاه شادمان شد و خداوند را نیایش كرد كه راز آتش را به او آشكار كرده است. شادمان و پیروز، هوشنگ شاه آتش را از همان هنگام قبله قرار داد، آن روز را جشن اعلام كرد و این سنت تا امروز برجاست، به گفته فردوسی:
برآمد به سنگ گران سنگ خرد هم آن و هم این سنگ گردید خرد فروغی پدید آمد از هر دو سنگ دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ جهاندار پیش جهان آفرین نیایش همی كرد و خواند آفرین كه او را فروغی چنین هدیه داد همین آتش آنگاه قبیله نهاد یكی جشن كرد آنشب و باده خورد "سده" نام آن جشن فرخنده كرد از نظر دینی: این جشن به یاد آورنده اهمیت نور، آتش و انرژی است. نوری كه از خداوند جداست و از خدواند جدا هم نیست. قبله ای كه در همه جا هست، درونی دل و جان همه نشانههایی از فروغ اهورامزدا هستند، بهشت د راوستا به نام روشنایی بیپایان خوانده شده است. آیین جشن سده حكیم عمر خیام در كتاب نورزنامه مینویسد: "هرسال تا به امروز جشن سده را پادشاهان نیك عهد در ایران و توران به جای میآوردند، بعد از آن به امرور، زمان این جشن به دست فراموشی سپرده شد و فقط زرتشتیان كه نگهبان سنن باستانی بوده و هستند این جشن باستانی را برپا میداشتند." هر چند نوشته شده است كه مردآویج زیاری به سال 323 هجری (سده دهم میلادی) این جشن را در اصفهان با شكوه برگزار كرد. همچنین در زمان غزنویان این جشن دوباره رونق گرفت و عنصری شاعر نامدار ایران در یكی از جشنهای سده در برابر سلطان محمود قصیدهای درباره سده خواند كه آغاز این است : سده جشن ملوك نامدار است زافریدون و از جم یادگار است
در ایران باستان، و در میان زرتشتیان ایران، این جشن نزدیك غروب آفتاب، با آتش افروزی آغاز میشد و امروز هم با همان سنت كوههایی از بوته و خار و هیزم در بیرون شهر فراهم شده، در حالی كه موبدان لاله به دست اوستا زمزمه میكنند، بوتهها را روشن كرده و مردمی كه در ان جا جمع شدهاند نماز آتش نیایش خوانده، و سپس دست یكدیگر را گرفته به دور آتش میچرخند، شادی و پایكوبی میكنند این مراسم وسیله انجمن زرتشتیان كرمان سدههاست كه بیرون از شهر انجام شده و همه مردم زن و مرد، زرتشتی و مسلمان، كلیمی در ان جا گرد آمده و در شادی شركت میكنند. در تهران این جشن بیست و پنج سال با شكوه بوسیله سازمان فروهر در باغ ورجاوند برگزار شد.
|


| ||
| ||
| ||
| ||
| ||
|
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
|
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
|
شب یلدا شب یلدا یا «شب چله» شب اول زمستان و درازترین شب سال است. و فردای آن با دمیدن خورشید، روزها بزرگ تر شده و تابش نور ایزدی افزونی می یابد. این بود که ایرانیان باستان، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می کردند. این جشن در ماه پارسی «دی» قرار دارد که نام آفریننده در زمان قبل از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد،همان که در زبان انگلیسی "day"خوانده میشود.
یلدا و جشنهای مربوطه که در این شب برگزار می شود،یک سنت باستانی است.یلدا یک جشن آریایی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می کرده اند.یلدا روز تولد میترا یا مهر است.این جشن به اندازه زمانی که مردم فصول را تعیین کردند کهن است. برای در امان بودن از خطر اهریمن،در این شب همه دور هم جمع می شدند و با برافروختن آتش از خورشید طلب برکت می کردند. از منابع رومی می دانیم که پیران و پاکان به تپه ای رفته ، با لباس نو و مراسمی از آسمان می خواستند که آن «رهبربزرگ» را برای رستگاری آدمیان گسیل دارد و باور داشتند که نشانه زایش آن ناجی ، ستاره ایست که بالای کوهی – به نام کوه فیروزی- که دارای درخت بسیار زیبایی بوده است، پدیدار خواهد شد. و موبد بزرگ برای این موضوع دعایی می خوانده که قسمتی از آن هنوز در کتاب بهمن یشت بر جای مانده و این گونه است :
آن شب که سرورم زاید نشانه ای از ملک آید ستاره از آسمان ببارد هم آنگونه که رهبرم در آید ستاره اش نشان نماید
ظاهرا پس از مسیحی شدن رومیان، سیصد سال بعد از تولد عیسی مسیح، کلیسا جشن تولد مهر را به عنوان زادروز عیسی پذیرفت، زیرا، موقع تولد او دقیقا معلوم نبود. ازین روست که تا امروز بابانوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر می شود و درخت سرو و ستاره بالای آن هم یادگار مهری هاست، جالب این است که یلدا کلمه ایست سریانی به معنای تولد و به گفته ابوریحان آن را شب زادن ترجمه کرده اند. همچنین گفته میشود وقتی میتراییسم از تمدن ایران باستان در جهان گسترش یافت،در روم وبسیاری از کشورهای اروپایی ،روز ?? دسامبر به عنوان تولد میترا جشن گرفته میشد.ولی پس از قرن چهارم A.D در پی اشتباهات محاسباتی این روز به ?? دسامبر انتقال یافت و در آن زمان مسیحیان روز ? ژانویه را روز تولد مسیح جشن می گرفتند.اما با گسترش مسیحیت در آن زمان به دلیل اینکه نمی توانستند مردم را از برپاداشتن این جشن منع کنند بنابراین روز کریسمس را به روز ?? دسامبر جابه جا کردند.
آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص ، هندوانه، انار و شیرینی و میوه های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آینده گویی می کنند.
بر گرفته از کتاب " دیدی نو از آیینی کهن " نوشته دکتر فرهنگ مهر و "گاهشماری و جشنهای ایران باستان" نوشته هاشم رازی |


| ||
| ||
| ||
| ||
| ||
|
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
|
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
|
جشن شب یلدا دکتر «فریدون جنیدی» :جشن شب یلدا، جشن بزرگداشت علم است
میر جلال الدین کزازی: كریسمس همان شب چله است میراث خبر، گروه فرهنگ، هستی پودفروش _ همایش «کاوشی در شب چله» روز سه شنبه در دانشكده داروسازی دانشگاه تهران برگزار شد. در این همایش دكتر «میرجلال الدین كزازی» استاد زبان و ادبیات فارسی، به نقش ایزدمهر در مراسم شب چله و تقلید مسیحیان از این آیین در شب كریسمس اشاره كرد. از دكتر كزازی تاكنون بیش از 38 كتاب و 80 مقاله به چاپ رسیده است.
یلدای ایرانی، شبی که خورشید از نو زاده می شود یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می شود. میراث خبر، گروه فرهنگ، کیان مهر احمدی_ «ماه دلداده مهر است و این هر دو سر بر کار خود دارند که زمان کار ماه شب است و مهر روزها بر می آید. ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مهر ببندد و با او در آمیزد، اما همیشه در خواب می ماند و روز فرا می رسد که ماه را در آن راهی نیست. سرانجام ماه تدبیری می اندیشد و ستاره ای را اجیر می کند، ستاره ای که اگر به آسمان نگاه کنی همیشه کنار ماه قرار دارد و عاقبت نیمه شبی ستاره، ماه را بیدار می کند و خبر نزدیک شدن خورشید را به او می دهد. ماه به استقبال مهر می رود و راز دل می گوید و دلبری می کند و مهر را از رفتن باز می دارد. در چنین زمانی است که خورشید و ماه کار خود را فراموش می کنند و عاشقی پیشه می کنند و مهر دیر بر می آید و این شب، «یلدا» نام می گیرد. از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها یک شب به دیدار یکدیگر می رسند و هر سال را فقط یک شب بلند و سیاه وطولانی است که همانا شب یلداست. »
|