userinfo close

  ,

مالزی


maleziyaclub

تاسیس: 8 اردیبهشت 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: پژمان خان - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
86
1488
90/11/21 (10:16)
7
309
89/4/11 (22:02)
58
1156
90/11/7 (15:44)
8
237
88/11/12 (00:24)
33
156
87/7/28 (20:27)
19
227
86/10/9 (08:45)
1
40
86/9/29 (10:36)
27
375
90/1/16 (10:35)
245
478
88/2/15 (15:26)
77
214
87/7/27 (10:43)
4
48
87/6/21 (12:58)
0
13
86/9/6 (13:39)
3
29
86/8/28 (08:28)
9
130
90/1/16 (10:40)
8
200
90/1/16 (10:32)
3
41
89/12/6 (17:07)
4
64
89/12/6 (17:04)
2
78
89/10/19 (05:35)
1
122
89/9/9 (01:38)
2
81
89/6/30 (23:49)

عنوان بحث

پژمان خان , pejman7000
پژمان خان - 09:27 1386/07/3

بزرگداشت ملی و باستانی(1فروردین روز اورمزد ماه فروردین نوروز بتستانی خجسته باد

دوستان یاری کنید تا جشنهای ایران باستان را در مالزی برگزار کنیم

 

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
پژمان خان , pejman7000
پژمان خان - 20:27 1387/07/28
33

بزرگداشت کورش بزرگ به پاس معجزه ی انسان مدارانه اش

بیانیه کمیته ی بین المللی نجات پاسارگاد به مناسبت 29 اکتبر، روز کورش بزرگ و روز ملی ایران

22 اکتبر ـ 2 نوامبر (6 تا 12 آبان)  فرخنده باد.این روز از آنجا برای ما اهمیت دارد که که کورش بزرگ، در آن،  نخستین سخنان خود  را درباره ی آزادی مذاهب، آزادی محل زندگی، الغای برده داری، و برقراری صلح و آشتی بیان داشته است.هم میهنان از سازمان ملل و یونسکو می خاهیم که 29اکتبر را به نام کورش کبیر نام گذاری کند.دیدار ما 10آبان  در پاسارگاد کنار آرامشگاه کورش کبیر.هم میهن این پیامک را برای دیگران بفرستwww.savepasargad.com

 

پژمان خان , pejman7000
پژمان خان - 18:55 1386/12/27
32
nowruz baastaani jamshidi 7030 aryaei mitraei  va 3746 zartoshti,sal negahdaari az miraas farhangi va tabei be iranian farkhondeh baad.shaadbaash nowruzi be pahlavi sasani,nok ruz khojastak,shadi pat vastak.
پژمان خان , pejman7000
پژمان خان - 09:17 1386/12/25
31
noroz_87(2).jpg
پژمان خان , pejman7000
پژمان خان - 05:22 1386/11/29
30
فراسیدن جشن سپندارمذگان خجسته باد!

zan_02.jpg

اینک زمین را می ستاییم؛ زمینی که ما را در بر گرفته است. ای اََهوره مَزدا ! زنان را می ستاییم. زنانی را که از آن ِتو به شمار آیند و از بهترین اَشَه برخوردارند، می ستاییم.
اوستا - یسنا 38 - بند 1

فرهنگ وادب
topbodyfarhang.png
Skip Navigation Links
صفحه اصلی
مقالات فرهنگی
جشن های ایرانی Expand جشن های ایرانی
مثل های فارسی
بزرگان فرهنگ Expand بزرگان فرهنگ
ادبیات داستانی Expand ادبیات داستانی
والنتاین یا اسپندار مذگان؟!

وقتی به شروع و چگونگی وقوعش فكر می كنم، بنظرم همه چیز گیج و پیچیده می آید! اما ظاهرا این گیجی چندان هم عجیب ودور از انتظار نیست،چون عبارت  "ضربه فرهنگی" را چنین تعریف كرده اند: "تغییراتی در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گیجی، سردرگمی و هیجان می شود."
این ضربه چنان نرم و آهسته بر پیكر ملت ما فرود آمد كه جز گیجی و بی هویتی پی آمد آن چیزی نفهمیدیم!
شاید افراد زیادی را ببینید كه كلمات Hi و Hello را با لهجه غلیظ Americanاش تلفظ می كنند. اما تعداد افرادی كه از واژه درود استفاده می كنند، بسیار نادر است!
همینطور كلمه Thanks بیش از سپاسگزارم و Good bye بسیار راحت تر از «بدرود» در دهان ها می چرخد. ما حتی به این هم بسنده نكرده ایم!
این روزها مردم برگزاری جشن ها و مناسبت های خارجی را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر می دانند.
سفره هفت سین نمی چینند، اما در آراستن درخت كریسمس اهتمام می ورزند!
جشن شب یلدا كه به بهانه بلند شدن روز، برای شكرگزاری از بركات و نعمات خداوندی برگزار می شده است را نمی شناسند، اما همراه و همزمان با بیگانگان روز شكرگزاری برپا می كنند!
همه چیز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاریش می دانند، اما حتی اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است.
چند سالی ست حوالی26 بهمن ماه (14 فوریه) كه می شود هیاهو و هیجان را در خیابان ها می بینیم. مغازه های اجناس كادوئی لوكس و فانتزی غلغله می شود. همه جا اسم Valentine به گوش می خورد. از هر بچه مدرسه ای كه در مورد والنتاین سوال كنی می داند كه "در قرن سوم میلادی كه مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام كلودیوس دوم. كلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینكه سربازی خوب خواهد جنگید كه مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می كند.كلودیوس به قدری بی رحم وفرمانش به اندازه ای قاطع بود كه هیچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشیشی به نام والنتیوس(والنتاین)،مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می كرد.كلودیوس دوم از این جریان خبردار می شود و دستور می دهد كه والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می شود .سرانجام كشیش به جرم جاری كردن عقد عشاق،با قلبی عاشق اعدام می شود...بنابراین او را به عنوان فدایی وشهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق!"
اما كمتر كسی است كه بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، كه از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است!
 جالب است بدانید كه این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 3 روز پس از والنتاین فرنگی! این روز "سپندار مذگان" یا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است كه در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می كردند و علاوه بر اینكه ماه ها اسم داشتند، هریك از روزهای ماه نیز یك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) كه نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاكی" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یك چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یك بار، نام روز و ماه یكی می شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.
سپندار مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پیدا می كردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت  هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می كردند.
 
ملت ایران از جمله ملت هایی است كه زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و كلا جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی كه ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شكوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمریكاییها هستند كه به خود جهان بینی دچار می باشند. آنها دنیا را تنها از دیدگاه و زاویه خاص خود نگاه می كنند. مردمانی كه چنین دیدگاهی دارند، متوجه نمی شوند كه ملت های دیگر شیوه های زندگی و فرهنگ های متفاوتی دارند. آمریكاییها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان می دانند. آنها بر این باورند كه عادات، رسوم و ارزش های فرهنگی شان برتر از سایرین است. این موضوع در بررسی عملكرد آنان بخوبی مشهود است. بعنوان مثال در حالی كه این روزها مردم كشورهای مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط می باشند، آمریكاییها تقریبا تنها به یك زبان حرف می زنند. همچنین مصرانه در پی اشاعه دادن جشن ها و سنت های خاص فرهنگ خود هستند.
"اطلاع داشتن از فرهنگ های سایر ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم دیگران، بی اینكه ریشه در خاك، در فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی ست كه دیگران پیش از ما رسیده اند و جا خوش كرده اند!
 برای اینكه ملتی در تفكر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم ترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملت ها است. هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است. اقوامی كه در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، كسانی هستند كه توانسته اند به شیوه مؤثرتری خود، فرهنگ و اسطوره های باستانی خود را معرفی كنند و حیات خود را تا ارتفاع یك افسانه بالا برند. آنچه برای معاصرین و آیندگان حائز اهمیت است، عدد افراد یك ملت و تعداد سربازانی كه در جنگ كشته شده اند نیست؛ بلكه ارزشی است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگی بشریت دارد.
شاید هنوز دیر نشده باشد كه روز عشق را از 26 بهمن (Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ایرانیان باستان) منتقل كنیم.
برگرفته از وبلاگ آتشكده

مسئولیت تمامی نوشته ها به عهده نویسنده آن می باشد و
گروه زنده رود
هیچ گونه مسئولیتی را در این مورد پذیرا نخواهد بود.
تمامی حقوق این سایت وابسته به
گروه زنده رود
و شرکت فرابرد شبکه می باشد.
استفاده از هر نوشته، عکس یا نوانما تنها با ذکر نام
زنده رود
مجاز می باشد.
پژمان خان , pejman7000
پژمان خان - 14:22 1386/11/10
23

10بهمن جشن سده خجسته باد

جشن سده بر همگان فرخنده باد

فرهنگ وادب
topbodyfarhang.png
Skip Navigation Links
صفحه اصلی
مقالات فرهنگی
جشن های ایرانی Expand جشن های ایرانی
مثل های فارسی Expand مثل های فارسی
بزرگان فرهنگ Expand بزرگان فرهنگ
ادبیات داستانی Expand ادبیات داستانی
جشن سده

جشن سده جشن پیدایش آتش است. سد روز از پایاین تابستان گذشته و یا سد شب و روز به نوروز مانده است و كهن بودن آن به پایه جشن‌های نوروز و مهرگان می‌رسد.  

از نظر نجومی (طبیعی) نیاكان ما در روزگاران بسیار كهن، سال را به دو پاره (فصل) بخش می‌كردند.تابستان كه هفت ماه به درازا می‌كشید، در نخستین روز فروردین ماه آغاز و آخرین روز مهر ماه پایان می‌یافت. زمستان از آغاز آبان ماه شروع می‌شد و تا پایان اسفندبه طول می‌انجامید.جشن سده، سومین روز از آغاز زمستان و یا سد روز و شب (پنجاه روز و پنجاه شب) به اول تابستان بود.  

از نظر تاریخی نسبت این جشن به هوشنگ شاه داده شده است. در شاهنامه آمده است كه روزی هوشنگ شاه با همراهانش در كوهی می‌رفتند ناگهان چیزی دراز، تیره تن، و سیاه رنگ دید كه ماری بود و هوشنگ باهوش و هنگ، سنگی گرفت و سوی مار پرتاب كرد كه آن را به كشد. سنگ به سنگ دیگری برخورد كرد و چون هر دو سنگ چخماق بودند، فروغ (جرقه‌ای) پدیدار شد، به بوته گرفت و مار فار كرد. از این رویداد هوشنگ شاه شادمان شد و خداوند را نیایش كرد كه راز آتش را به او آشكار كرده است. شادمان و پیروز، هوشنگ شاه آتش را از همان هنگام قبله قرار داد، آن روز را جشن اعلام كرد و این سنت تا امروز برجاست، به گفته فردوسی:

  

برآمد به سنگ گران سنگ خرد     هم آن و هم این سنگ گردید خرد  

فروغی پدید آمد از هر دو سنگ     دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ  

جهاندار پیش جهان آفرین       نیایش همی كرد و خواند آفرین  

كه او را فروغی چنین هدیه داد     همین آتش آنگاه قبیله نهاد  

یكی جشن كرد آنشب و باده خورد   "سده" نام آن جشن فرخنده كرد

  از نظر دینی: این جشن به یاد آورنده اهمیت نور، آتش و انرژی است. نوری كه از خداوند جداست و از خدواند جدا هم نیست. قبله ای كه در همه جا هست، درونی دل و جان همه نشانه‌هایی از فروغ اهورامزدا هستند، بهشت د راوستا به نام روشنایی بی‌پایان خوانده شده است.  

آیین جشن سده  

حكیم عمر خیام در كتاب نورزنامه می‌نویسد:  

"هرسال تا به امروز جشن سده را پادشاهان نیك عهد در ایران و توران به جای می‌آوردند، بعد از آن به امرور، زمان این جشن به دست فراموشی سپرده شد و فقط زرتشتیان كه نگهبان سنن باستانی بوده و هستند این جشن باستانی را برپا می‌داشتند."  

هر چند نوشته شده است كه مردآویج زیاری به سال 323 هجری (سده دهم میلادی) این جشن را در اصفهان با شكوه برگزار كرد. همچنین در زمان غزنویان این جشن دوباره رونق گرفت و عنصری شاعر نامدار ایران در یكی از جشن‌های سده در برابر سلطان محمود قصیده‌ای درباره سده خواند كه آغاز این است :  

سده جشن ملوك نامدار است    زافریدون و از جم یادگار است

  

در ایران باستان، و در میان زرتشتیان ایران، این جشن نزدیك غروب آفتاب، با آتش افروزی آغاز می‌شد و امروز هم با همان سنت كوه‌هایی از بوته و خار و هیزم در بیرون شهر فراهم شده، در حالی كه موبدان لاله به دست اوستا زمزمه می‌كنند، بوته‌ها را روشن كرده و مردمی كه در ان جا جمع شده‌اند نماز آتش نیایش خوانده، و سپس دست یكدیگر را گرفته به دور آتش می‌چرخند، شادی و پایكوبی می‌كنند این مراسم وسیله انجمن زرتشتیان كرمان سده‌هاست كه بیرون از شهر انجام شده و همه مردم زن و مرد، زرتشتی و مسلمان، كلیمی در ان جا گرد آمده و در شادی شركت می‌كنند. در تهران این جشن بیست و پنج سال با شكوه بوسیله سازمان فروهر در باغ ورجاوند برگزار شد.


بر گرفته از کتاب "دیدی نو از آیینی کهن"


مسئولیت تمامی نوشته ها به عهده نویسنده آن می باشد و
گروه زنده رود
هیچ گونه مسئولیتی را در این مورد پذیرا نخواهد بود.
تمامی حقوق این سایت وابسته به
گروه زنده رود
و شرکت فرابرد شبکه می باشد.
استفاده از هر نوشته، عکس یا نوانما تنها با ذکر نام
زنده رود
مجاز می باشد.

پژمان خان , pejman7000
پژمان خان - 08:45 1386/09/30
22
بی «مهر»

AHOORA Land

اکنون که می نگارم، اندکی مانده است تا جشن ِ شب ِ یلدا. اندکی تا جمع شدنِ خانواده در کنار  ِ هم و فال ِ حافظ و انار و هندوانه .... این فرصتی است برای یادآوری؛ یادآوری ِ زمانی که گذشته و «مهر».مهر

«مهر»، «میترا»، «خورشید»؛ ما زایش ِ خورشید را جشن می گیریم. «یلدا» واژه ای سُریانی است و در آن زبان درست به معنی «میلاد» عربی استعمال شده است ... در این شب ِ آخر  ِ پاییز، آغاز  ِ غلبه ی خورشید است و ازدیاد ِ تدریجی ِ طول ِ روز؛ و لاجرم شکست ِ اهریمن ِ تیرگی و ولادت ِ مجدد ِ «مهر».

استاد «هاشم رضی» را در کتاب ِ ارجمند ِ «جشن های آتش» درباره ی خاستگاه ِ این جشن ِ کهن و اهمیتِ آن نزد ِ ایرانیان، تدقیقات و اشارات ِ مؤثری است که نیاز  ِ خوانندگان ِ مشتاق را برمی آوَرَد.

از فراز  ِ کوه ِ البرز است که «مهر» سر برآوَرَد و بر همه ی خانمانهای ایرانی بنگرد. آنجا که شهریاران ِ دلیر، رزم آوران ِ بسیار بسیج کنند ... آنجا که رودهای ِ پهناور و ناوتاک با انبوه ِ خیزابهای ِ خروشان، به سوی ِ مرو  ِ هرات و سُغد و خوارزم می شتابد .... (اوستا- مهریشت)

به یاد دارم که این قطعه از «اوستا» به گزارش ِ استاد «جلیل دوستخواه» را سالها پیش در جمعی سرخوشانه می خواندم. چه سالی بود؟ سال ِ 1380. در زمستانی بود. که هوا سرد بود و نزدیک بود به نوروز. زمان ِ سَرخوشی ِ جوانی. یک مجلس و سخنرانی ِ رسمی بود در سالن ِ آمفی تئاتر ِ دانشگاه ِ آزاد ِ چالوس. بارقه های ِ مهر  ِ میهن بود و چاپ شدن ِ نخستین مقالاتم در نشریه ی دانشجویی ِ «طلوع ِ مهر». مقالاتی با عناوین ِ «مهرپرستی» و «ایران زمین» ....یاغش

خوش روزگاری بود که با دوستان ِ همراه می خواندم: تو چه دانی از «مهر»!؟ از طلوع و از عشق!؟ ...

راستی که باورم نمی آید این گذشت را ! شش سال گذشته!

امروز به ناگاه، طی ِ حادثه ای از آن دوران یاد کردم. جایی که سخن از «مهر» و «بی مهری» رَوَد!

تو جان ِ لطیفی و جهان جسم  ِکثیف است / تو شمع ِ فروزانی و گیتی شب ِ یلدا (معزی)نشریه طلوع مهر

چند شب ِ یلدا را گذراندم بی «مهر»؟ گرامی یاری دیرین که می گفت:

«برخی شب ها همراهی و همدردی می کنم در خیال ِ خود با آنان که خسته و فرسوده و دلتنگ، بی آنکه مهری شان باشد به این دنیا و وجود، سر به عصیانی خونین می نهند!»

چند سالِ پیش، دوستی دانشمند را از دست دادم که مطالعاتی گسترده در فرهنگ و آداب ِ ایرانیان داشت و بسیاری از کتب ِ ایرانشناسی که اکنون به صورت الکترونیکی در اینترنت قرار دارد، به همّتِ او فراهم آمده است. او را هرگز ندیدم ولی مدتها خواننده ی وبلاگش بودم و مراودات ِ بسیاری از طریق ِ ایمیل در یک انجمن ِ اینترنتی داشتیم که اکثر اعضای ِ آن را جویندگان ِ دانش از فرهنگ ِ ایران ِ باستان تشکیل می دادند. نمی دانم که چه شد به یکباره تغییری در او حادث شد! وبلاگش را از میان برد و جز کُتُبی که خود تایپ و به صورت PDF درآورده و لینک به آنها را مهیا ساخته بود، تنها این جملات را در وبلاگ ِ خود برجا گذاشت:

«ای انسان! گوش دار!

نیم شب ِ ژرف چه می گوید؟

خفته بودم، خفته بودم.

از خواب ِ ژرف برخاسته ام.

جهان ژرف است.

ژرف تر از آن که روز گمان کرده است!

رنج ِ آن ژرف است...»

جملاتی بود از «نیچه» در فصل ِ تکان دهنده ی «سرود ِ رقصی دیگر» از کتاب «چنین گفت زرتشت». در همین فصل است که «نیچه» عصیانی چنین دارد:

«ای زندگی، به تازگی در چشمان ات نگریستم ... از نزدیک از تو هراسان ام و از دور دلداده ی تو ام. گریز ات مرا از پی می کشاند و جویش ات بر جای می نشاند. من رنج می کشم ... کی ست که از تو بیزار نیست، از تو مِه بانوی ِ در بند کننده، وسوسه گر! کی ست که دلداده یِ تو نیست، تو گناهکار  ِ معصوم! ای بازیگوش، بنگر که افتاده ام و درخواستِ دستگیری دارم! چه خوب بود اگر با تو به راه های خوش تری می رفتم؛ به راهِ عشق! ...»هدایت

آن دوست ِ دانشمند، برای همیشه از دنیای اینترنت (با آن شخصیتی که من و همه دوستان ِ اینترنتی اش او را بدان می شناختیم)، رها شد! مدتی بعد، ایمیل اش در «یاهو» نیز بسته شد!

در همان زمان ها که او را از دست دادم، متنی از «صادق هدایت» به دست آورده بودم که تا مدتها مرا با خود همراه ساخته بود؛ متنی از کتاب «پروین، دختر  ِ ساسان»؛ متنی که نشان از «مهر» در قلب ِ مردی غریب داشت. گمانم بر این است که تا این «مهر» در قلب ِ «هدایت» بود، او را زندگانی بود. با از دست دادن ِ این آخرین «مهر»، مهر به «میهن»، این «امید»، زندگی ِ او نیز پایان گرفت:

« میهن این گوشه ی خاکی است که ما به گیتی آمده ایم ... که نیاکان ِ ما در آن خفته اند ... و بچه های ما یکروزی در آن لبخند می زنند ... این مرغزاری است که رودخانه ها از میان ِ آن می گذرد ... جنگلهای ِ انبوهی است که پُر شده از آوای ِ پرندگان ... بوستانی است که زیر  ِ پرتو  ِ زرین ِ خورشید، شاخه ی درخت ها از گل، خمیده ... دشتهای سبز است و تپه های شنگرفی ... آسمان ِ لاجوردی است که مرغان ِ هوا روی ِ آن پرواز می کنند ... بخار ِ سفید ِ جاده ها ست؛ ابری که می گذرد؛ دشت های پهن و خرم؛ گل های سرخ ... بلبلی که روی ِ شاخه ناله می کشد؛ گاوهایی که آهسته چرا می کنند ... کشاورزانی که جامه ی بلند ِ آبی به رنگ ِ آسمان دربر دارند و کشت و درو می کنند ... زمزمه ی زنجره ... نسیم  ِ دلفزای ِ بامداد ...

میهن، همه این گل و گیاه و جانورانی هستند که با روان ِ ما آشنا شده اند. که نیاکان ِ آنها با نیاکان ِ ما زندگانی کرده و آنها را مانند ِ ما به این آب و خاک وابستگی می دهد ... و این فریبندگی هایی ست که زندگانی ِ شرنگ آگین ِ ما را دلربا می کند.»

____________________

«برخی شب ها همراهی و همدردی می کنم در خیال ِ خود با آنان که خسته و فرسوده و دلتنگ، بی آنکه مهری شان باشد به این دنیا و وجود، سر به عصیانی خونین می نهند!»دلبرکان سودا زده من

این احساسی خاصّ ِ انسان ِ ایرانی نیست. به تازگی دانستم که کیلومترها دورتر، در جهانی به کلی متفاوت از جهان ِ ایرانی نیز، چنین احساس و درد ِ مشترکی را می توان سراغ گرفت. زمانی که کتاب ِ جنجال برانگیز ِ «خاطراتِ دلبرکانِ سودا زده ی من» از «گابریل گارسیا مارکز» را می خواندم:

«وقتی ناقوس های کلیسا هفت ضربه نواختند، در آسمان ِ صورتی رنگ، ستاره ای تنها و روشن می درخشید، قایقی ناله ی غم انگیزی را سر داد و از آن همه عشق هایی که می توانستند باشند و نبودند، بغض را در گلویم حس کردم.»

________________________

اندکی مانده است تا جشن ِ شب ِ یلدا. اندکی تا جمع شدن خانواده در کنار  ِ هم و فال ِ حافظ و انار و هندوانه. این فرصتی است برای یادآوری؛ یادآوری ِ زمانی که گذشته و «مهر». ما زایش ِ خورشید را جشن می گیریم! زایش ِ «مهر» که ایزد ِ فروغ و روشنایی است و  نگاهبان ِ عهد و پیمان!مهر

لینک به مقاله ای که پیشتر یاد کردم در باب ِ «مهر پرستی» در «طلوع ِ مهر» به آن عهد ِ دلباختگی (و به یاد ِ گرامی استادِ درگذشته ام، دکتر باقر آیت الله زاده ی شیرازی، که عهد ِ دلباختگی ِ بی مطالعه و متعصبانه ام را "عهدِ جاهلی" ام می نامید):

مهر پرستی ( فایل PDF)

پژمان خان , pejman7000
پژمان خان - 10:34 1386/09/29
21
جشن دیگان/شب چله /زایش مهر/جشن آغاز زمستان به ایرانیان خجسته و شاد باد.
پژمان خان , pejman7000
پژمان خان - 08:49 1386/09/29
20
فرهنگ وادب
topbodyfarhang.png
Skip Navigation Links
صفحه اصلی
مقالات فرهنگی
جشن های ایرانی Expand جشن های ایرانی
مثل های فارسی Expand مثل های فارسی
بزرگان فرهنگ Expand بزرگان فرهنگ
ادبیات داستانی Expand ادبیات داستانی
شب یلدا

شب یلدا یا «شب چله» شب اول زمستان و درازترین شب سال است. و فردای آن با دمیدن خورشید، روزها بزرگ تر شده و تابش نور ایزدی افزونی می یابد. این بود که ایرانیان باستان، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می کردند.  

این جشن در ماه پارسی «دی» قرار دارد که نام آفریننده در زمان قبل از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد،همان که در زبان انگلیسی "day"خوانده میشود. 

 

یلدا و جشنهای مربوطه که در این شب برگزار می شود،یک سنت باستانی است.یلدا یک جشن آریایی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می کرده اند.یلدا روز تولد میترا یا مهر است.این جشن به اندازه زمانی که مردم فصول را تعیین کردند کهن است.
نور،روز و روشنایی خورشید،نشانه هایی از آفریدگار بود در حالی که شب ،تاریکی و سرما نشانه هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می برند.روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود درحالی که روزهای کوتاه تر نشانه ای از غلبه تاریکی.
 

برای در امان بودن از خطر اهریمن،در این شب همه دور هم جمع می شدند و با برافروختن آتش از خورشید طلب برکت می کردند. 

 از منابع رومی می دانیم که پیران و پاکان به تپه ای رفته ، با لباس نو و مراسمی از آسمان می خواستند که آن «رهبربزرگ» را برای رستگاری آدمیان گسیل دارد و باور داشتند که نشانه زایش آن ناجی ، ستاره ایست که بالای کوهی – به نام کوه فیروزی- که دارای درخت بسیار زیبایی بوده است، پدیدار خواهد شد. و موبد بزرگ برای این موضوع دعایی می خوانده که قسمتی از آن هنوز در کتاب بهمن یشت بر جای مانده و این گونه است :  

 

آن شب که سرورم زاید  

نشانه ای از ملک آید  

ستاره از آسمان ببارد  

هم آنگونه که رهبرم در آید  

ستاره اش نشان نماید  

 

ظاهرا پس از مسیحی شدن رومیان، سیصد سال بعد از تولد عیسی مسیح، کلیسا جشن تولد مهر را به عنوان زادروز عیسی پذیرفت، زیرا، موقع تولد او دقیقا معلوم نبود. ازین روست که تا امروز بابانوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر می شود و درخت سرو و ستاره بالای آن هم یادگار مهری هاست،  

جالب این است که یلدا کلمه ایست سریانی به معنای تولد و به گفته ابوریحان آن را شب زادن ترجمه کرده اند.  

همچنین گفته میشود وقتی میتراییسم از تمدن ایران باستان در جهان گسترش یافت،در روم وبسیاری از کشورهای اروپایی ،روز ?? دسامبر به عنوان تولد میترا جشن گرفته میشد.ولی پس از قرن چهارم A.D در پی اشتباهات محاسباتی این روز به ?? دسامبر انتقال یافت و در آن زمان مسیحیان روز ? ژانویه را روز تولد مسیح جشن می گرفتند.اما با گسترش مسیحیت در آن زمان به دلیل اینکه نمی توانستند مردم را از برپاداشتن این جشن منع کنند بنابراین روز کریسمس را به روز ?? دسامبر جابه جا کردند.  

 

آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص ، هندوانه، انار و شیرینی و میوه های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آینده گویی می کنند.  

 

بر گرفته از کتاب " دیدی نو از آیینی کهن " نوشته دکتر فرهنگ مهر  و "گاهشماری و جشنهای ایران باستان" نوشته هاشم رازی 


مسئولیت تمامی نوشته ها به عهده نویسنده آن می باشد و
گروه زنده رود
هیچ گونه مسئولیتی را در این مورد پذیرا نخواهد بود.
تمامی حقوق این سایت وابسته به
گروه زنده رود
و شرکت فرابرد شبکه می باشد.
استفاده از هر نوشته، عکس یا نوانما تنها با ذکر نام
زنده رود
مجاز می باشد.
پژمان خان , pejman7000
پژمان خان - 08:48 1386/09/29
19
فرهنگ وادب
topbodyfarhang.png
Skip Navigation Links
صفحه اصلی
مقالات فرهنگی
جشن های ایرانی Expand جشن های ایرانی
مثل های فارسی Expand مثل های فارسی
بزرگان فرهنگ Expand بزرگان فرهنگ
ادبیات داستانی Expand ادبیات داستانی
جشن شب یلدا

دکتر «فریدون جنیدی» :جشن شب یلدا، جشن بزرگداشت علم است
میراث خبر، گروه فرهنگ، هستی پودفروش _ جشن شب چله، جشن بزرگداشت علم در دوران باستان است. نیاكان ما، در 7000 سال پیش، به گاه‌شماری خورشیدی دست پیدا كردند و با تفكر و تامل دریافتند كه اولین شب زمستان بلندترین شب سال است.
دكتر «فریدون جنیدی»، بنیانگذار بنیاد فرهنگی نیشابور و متخصص اسطوره‌شناسی و تاریخ باستان، روز سه‌شنبه در سخنرانی همایش شب چله به شناخت علوم گاه‌شماری و جغرافیایی در دوران باستان پرداخت و گفت: «هزاران سال است كه جشن شب چله در خانه ایرانیان برگزار می‌شود. این جشن حتی در زمان حمله مغول و تركان بی‌تمدن هم برگزار می‌شد.
استمرار و ادامه برگزاری این جشن و جشن‌های امثال آن نشانه پیوند ناگسستنی ایرانیان امروز با فرهنگ نیاكان‌شان است. اما آنچه باعث تعجب انسان متمدن و پیشرفته امروزی است، چگونگی دستیابی ایرانیان باستان به گاه‌شماری است كه این چنین دقیق طلوع و غروب خورشید را بررسی كرده است.
نیاكان ما هزاران سال پیش دریافتند كه گاه‌شماری بر پایه ماه نمی‌تواند گاه‌شماری درستی باشد. پس به تحقیق درباره حركت خورشید پرداختند و گاه‌شماری خود را بر پایه آن گذاشتند. آنها حركت خورشید را در برج‌های آسمان اندازه‌گیری كردند و برای هر برجی نام خاصی گذاشتند. آنها دریافتند هنگامی كه برآمدن خورشید با برآمدن برج بره در یك زمان باشد، اول بهار است و روز و شب با هم برابر است. آنها مانند ما می‌توانستند در شب 6 برج را ببینند. از سر شب یكی‌یكی برج‌ها از جلوی چشم‌ها عبور می‌كنند. برج بره سپس برج گاو و ... آنها می‌دانستند 6 برج دیگر كه دیده نمی‌شوند در آن سوی زمین هستند و مردمانی در آنسوی زمین 6 برج دیگر را نظاره می‌كنند. آنها دریافتند كه اول پاییز و بهار روز و شب برابر و در اول تابستان روز بلندتر از شب است. آنها گاه‌شماری خود را بر اساس چهل روز، چهل روز تقسیم كردند. در فرهنگ ایرانیان و نیاكان ما عدد چهل مانند عدد شش و دوازده قداست خاصی دارد. واژه‌های «چله نشستن»، «چل چلی» و در طبرستان واژه‌های «پیرا چله،‌ گرما چله» نشانه اهمیت این عدد در میان فرهنگ ایرانی است. آنها در اصل ماه را به چهل روز تقسیم كردند و نه ماه داشتند. اما پس از مدتی این روزها به سی روز تغییر پیدا كرد و ماه سی روزه شد.
در شاهنامه آمده است:
نباشد بهار و زمستان پدید نیارند هنگام رامش نوید
این بیت اشاره به گاه‌شماری سرزمین‌های دیگر دارد. گاه‌شماری سرزمین‌های دیگر برای بهار و فصل‌های دیگر سرآغازی نداشتند و این نشان می‌دهد كه گاه‌شماری ایرانیان همواره كامل‌ترین گاه‌شماری بوده است. گاه‌شماری ایرانیان تا زمان دانشمند بزرگ خیام ادامه داشت. با ورود اسلام گاه‌شماری قمری اعراب نیز یكی از گاه‌شماری‌های مورد استفاده سرزمین ایران شد. وزراء ایرانی خلافت عباسی هر پیشنهادی را كه برای اصلاح تقویم نیاكان‌شان مطرح می‌كردند از طرف پادشاهان عباسی رد می‌شد. آنها می‌گفتند اگر تقویم شما اصلاح شود باز به آیین و فرهنگ پیشین خود بازمی‌گردید. اما در زمان خیام شرایط تغییر كرد. او در سن 28 سالگی هنگامی كه وارد دربار شاه خوارزم می‌شد، شاه از جای خود بلند می‌شد و او را كنار خود می‌نشاند. احترامی كه پادشاهان به خیام می‌گذاشتند باعث شد دست او در اصلاح گاه‌شماری ایرانیان باز شود. با اصلاح گاه‌شماری بار دیگر فرهنگ و آیین ایرانی زنده شد. سامانیان كه دوستار فرهنگ ایرانی بودند، دانشمندان و وزرای ایرانی را بدون ممانعت نگهبان می‌پذیرفتند. این نشانه فرهنگ غنی ایرانی است. ما شب چله را جشن می‌گیریم تا یاد بزرگانی همچون خیام و نیاكان دورتر از خیام را گرامی بداریم.»

 

میر جلال الدین کزازی: كریسمس همان شب چله است

میراث خبر، گروه فرهنگ، هستی پودفروش _ همایش «کاوشی در شب چله» روز سه شنبه در دانشكده داروسازی دانشگاه تهران برگزار شد. در این همایش دكتر «میرجلال الدین كزازی» استاد زبان و ادبیات فارسی، به نقش ایزدمهر در مراسم شب چله و تقلید مسیحیان از این آیین در شب كریسمس اشاره كرد. از دكتر كزازی تاكنون بیش از 38 كتاب و 80 مقاله به چاپ رسیده است.
متن زیر برگرفته از سخنرانی دکتر کزازی در این همایش است:
«شب یلدا، درازترین شب سال و یكی از بزرگترین جشن های ایرانیان است. ایرانیان همواره شیفته شادی و جشن بوده اند و این جشن ها را با روشنایی و نور می آراستند. آنها خورشید را نماد نیكی می دانستند و در جشن هایشان آن را ستایش می كردند. در درازترین و تیره ترین شب سال، ستایش خورشید نماد دیگری می یابد. مردمان سرزمین ایران با بیدار ماندن، طلوع خورشید و سپیده دم را انتظار می كشند تا خود شاهد دمیدن خورشید باشند و آن را ستایش كنند. خوردن خوراكی ها و مراسم دیگر در این شب بهانه ای است برای بیدار ماندن یكی از دلایل گرفتن جشن دراین شب زاده شدن ایزدمهر است.
مهر به معنای خورشید و یكی از بغان ایرانی و هندی است و تاریخ پرستش به سال ها پیش از زرتشت می رسد. پس از ظهور زرتشت، این پیامبر ایرانی خدای بزرگ را اهوارمزدا معرفی كرد. ایزدان و بغان را به دو دسته اهورایی و دیوانی تقسیم كرد. در باور زرشتی، بغان تیره اهورایی ستوده و تیره دیوانی نكوهیده شود. یكی از ایزدان اهواریی مهر ایرانی و هنی بود. مهر ایزدی نیك است و قسمتی از اوستا به نام او، نام گذاری شده است. در مهریشت اوستا آمده است: «مهر از آسمان با هزاران چشم بر ایرانی می نگرد تا دروغی نگوید.»
ایزد مهر در یكی از شهرهای خاوری ایران از دوشیزه ای به نام ناهید زاده شد. پس از مدت اندكی كشور به كیش مهرپرستی گروید. مهرپرستی از مرزهای ایران فراتر و به رم رفت. پادشاهان رم به آن گرویدند و دین رسمی رم شد. «یولیانوس» یا «ژولیان» یكی از پادشاهان رومی گروه گروه مردم ترسا را به دین مهر می كشاند و دعوت می كرد. هنوز هم نیایش های این شاه رومی با مهر برجاست. «ای پدر در آسمان نیایش مرا بشنو» «یولیانوس» در این نیایش خدا را پدر می نامد. این اسمی بود كه ترسایان به تقلید از مهرپرستان بر خدای خود گذاشتند. رومیان سال های بسیار تولد مهر و شب چله را جشن می گرفتند و آن را آغاز سال می دانستند. حتی پس از گسترش دین مسیحیت، باز كشیشان نتوانستند از گرفتن این جشن ها جلوگیری كنند و به ناچار مجبور شدند به دروغ این شب را زادروز تولد عیسی معرفی كنند تا روز 25 دسامبر را به بهانه تولد عیسی جشن بگیرند نه تولد ایزدمهر،‌ هنگامی كه به آیین و مراسم مسیحیان در كریسمس نگاه می كنیم بسیاری از نشانه های ایرانی این مراسم را در می یابیم. ایرانیان قدیم در شب چله درخت سروی را با دو رشته نوار نقره ای و طلایی می آراستند. بعدها مسیحیان درخت كاج را به تقلید از مهرپرستان و ایرانیان تزیین كردند. مهر از دوشیزه با كره ای به نام آناهیتا در درون غاری زاده شد كه بعدها مسیحیان عیسی را جایگزین مهر و مریم را جایگزین آناهیتا قرار دادند. یكی دیگر از وام گیری های مسیحیان از مهرپرستان، روز مقدس مسیحی یعنی یكشنبه است.
Sunday به معنی روز خورشید یا مهر است كه روز مقدس مهرپرستان بود. ارنست رنان درباره آیین مهرپرستی گفته است:‌ «اگر عیسویت به هنگام گسترش خود بر اثر بیماری مرگ ماری باز می ایستاد، سراسر جهان به آیین مهر می گروید.»

 

 

یلدای ایرانی، شبی که خورشید از نو زاده می شود

یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می شود.

میراث خبر، گروه فرهنگ، کیان مهر احمدی_ «ماه دلداده مهر است و این هر دو سر بر کار خود دارند که زمان کار ماه شب است و مهر روزها بر می آید. ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مهر ببندد و با او در آمیزد، اما همیشه در خواب می ماند و روز فرا می رسد که ماه را در آن راهی نیست. سرانجام ماه تدبیری می اندیشد و ستاره ای را اجیر می کند، ستاره ای که اگر به آسمان نگاه کنی همیشه کنار ماه قرار دارد و عاقبت نیمه شبی ستاره، ماه را بیدار می کند و خبر نزدیک شدن خورشید را به او می دهد. ماه به استقبال مهر می رود و راز دل می گوید و دلبری می کند و مهر را از رفتن باز می دارد. در چنین زمانی است که خورشید و ماه کار خود را فراموش می کنند و عاشقی پیشه می کنند و مهر دیر بر می آید و این شب، «یلدا» نام می گیرد. از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها یک شب به دیدار یکدیگر می رسند و هر سال را فقط یک شب بلند و سیاه وطولانی است که همانا شب یلداست. »
یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می شود.
در زمان ابوریحان بیرونی به دی ماه، «خور ماه» (خورشید ماه) نیز می گفتند که نخستین روز آن خرم روز نام داشت و ماهی بود که آیین های بسیاری در آن برگزار می شد. از آن جا که خرم روز، نخستین روز دی ماه، بلندترین شب سال را پشت سر دارد پیوند آن با خورشید معنایی ژرف می یابد. از پس بلندترین شب سال که یلدا نامیده می شود خورشید از نو زاده می شود و طبیعت دوباره آهنگ زندگی ساز می کند و خرمی جهان را فرا می گیرد.

پیوند یلدا با میترائیسم

از آنچه که از منابع و متون کهن برمی آید، یلدا زاد روز ایزد مهر یا میترا است. ایزدی که در کیش میترائیسم پرستش می شد و این دین، یکی از تاثیر گذارترین مذاهبی بود که نخست در شرق و بعدها در غرب و در دین مسیحیت رد پای بسیاری از خود به جای گذاشت.
ریشه کلمه یلدا متعلق به زبان سریانی است و به معنای تولد یا میلاد است. در برخی منابع آمده است که پس از مسیحی شدن رومیان، سیصد سال پس از تولد عیسی مسیح، کلیسا جشن تولد مهر را به عنوان زاد روز عیسی پذیرفت، زیرا زمان دقیق تولد وی معلوم نبود. در واقع یلدا یک جشن آریایی است و پیروان میترائیسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می کرده اند. وقتی میترائیسم از تمدن ایران باستان به سایر جهان منتقل شد در روم و بسیاری از کشورهای اروپایی روز 21 دسامبر به عنوان تولد میترا جشن گرفته می شد ولی پس از قرن چهارم میلادی در پی اشتباه محاسباتی، این روز به 25 دسامبر انتقال یافت و از سوی مسیحیان به عنوان روز کریسمس جشن گرفته شد. از این روست که تا امروز بابا نوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر می شود و درخت سرو و ستاره بالای آن هم یادگاری از کیش مهر است.

تنوع برگزاری یلدا

یکی از آیین های شب یلدا در ایران، تفال با دیوان حافظ است. مردم دیوان اشعار لسان الغیب را با نیت بهروزی و شادکامی می گشایند و فال دل خویش را از او طلب می کنند. در برخی دیگر از نقاط ایران نیز شاهنامه خوانی رواج دارد. نقل خاطرات و قصه گویی پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می کند. اما همه این ها ترفندهایی است تا خانواده ها گرد یکدیگر جمع شوند و بلندترین شب سال را با شادی و صفا سحر کنند.
در سراسر ایران زمین، جایی را نمی یابید که خوردن هندوانه در شب یلدا جزو آداب و رسوم آن نباشد. در نقاط مختلف ایران، انواع تنقلات و خوراکی ها به تبع محیط و سبک زندگی مردم منطقه مصرف می شود اما هندوانه میوه ای است که هیچ گاه از قلم نمی افتد، زیرا عده زیادی اعتقاد دارند که اگر مقداری هندوانه در شب چله بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک یعنی زمستانی که در پیش دارند سرما و بیماری بر آنها غلبه نخواهد کرد.
مردم شیراز در شب یلدا به شب زنده داری می پردازند و بعضی نیز بسیاری از دوستان و بستگان خود را دعوت می کنند. آنها در این شب سفره ای می گسترانند که بی شباهت به سفره هفت سین نوروز نیست و در آن آینه و قاب عکس حضرت علی (ع) را جای می دهند. انواع و افسام آجیل و تنقلاتی چون نخودچی، کشمش، حلوا شکری، رنگینک و خرما و میوه هایی چون انار و به و بخصوص هندوانه خوراکی های این شب را تشکیل می دهند.
در آذربایجان مردم هندوانه چله (چیله قارپوزی) می خورند و باور دارند که با خوردن هندوانه لرز و سوز و سرما به تن آنها تاثیری ندارد.
در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولا گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می خورند.
در گیلان هندوانه را حتما فراهم می کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از میوه هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می ریزند، خمره را پر از آب می کنند و کمی نمک هم به آن می افزایند و در خم را می بندند و در گوشه ای خارج از هوای گرم اطاق می گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می شود. آوکونوس ازگیل در اغلب خانه های گیلان تا بهار آینده یافت می شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب می خورند.
دکتر محمود روح الامینی روایت جالبی از یلدای مردم کرمان ذکر می کند. بنا به روایت او مردم کرمان تا سحر انتظار می کشند تا از قارون افسانه ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده های فقیر تکه های چوب می آورد. این چوب ها به طلا تبدیل می شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می آورند.
«جمشید کیومرثی» مردم شناس زرتشتی درباره یلدا می گوید:« نزد ایرانیان، زمستان به دو چله کوچک و بزرگ تقسیم می شود. چله بزرگ از اول دیماه تا 10 بهمن ماه را در بر می گیرد و از 10 بهمن به بعد را چله کوچک می گویند. یلدا، شب نخست چله بزرگ است.»
بنا به روایت او زرتشتیان در این شب جشن می گیرند و فدیه می دهند:« فدیه، سفره ای است که در هر خانه گسترده می شود و در آن خوراکی های مرسوم شب یلدا چیده می شود. زرتشتیان در این شب دعایی به نام «نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت است. خوراکی هایی که در این جشن مورد استفاده قرار می گیرند، گوشت و 7 میوه خشک شده خام (لورک) را شامل می شوند.»
آشوریان ایران نیز در جشن یلدا با سایر اقوام ایرانی شریک هستند. «آلبرت کوچویی» رئیس سابق انجمن آشوریان تهران ضمن تایید این نکته می گوید:« ما معتقدیم یلدا، سنت دیرینه آشوری است. یلدا یعنی تولد و آشوری ها معتقدند به دلیل نزدیکی عید میلاد مسیح و شب یلدا، آشوری ها بعد از مسیحیت، یلدا را به عنوان شب تولد مسیح جشن می گرفتند ولی بعدها به علت تغییراتی که در گاهشماری ها پیش آمد و سال های کبیسه را هم محسوب کردند، این تاریخ تغییر کرد و شب یلدا سه روز عقب تر آمد و ما این سال ها در 4 دی ماه میلاد مسیح را جشن می گیریم.»
وی در ادامه می افزاید:« آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل گشا می خرند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می گذرانند و در خانواده های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.»

یلدا در روسیه

یلدا که جشنی ایرانی است در کشور روسیه همسایه شمالی ما نیز رواج دارد. دکتر «داریوش کیانی هفت لنگ» مدیر سازمان اسناد ملی ایران درباره برگزاری یلدا در روسیه چنین روایت می کند:« این جشن در روسیه نیز از دیر باز، از روزگاری که هنوز مسیحیت به آن جا راه نیافته بود، به مدت 12 روز پر سرور و پر آئین با آداب ویژه ای برگزار می شده است و گویا هنوز هم در میان دهقاناان و روستائیان معمول است. در روسیه جشن یلدا، عید سالانه دهقانان و روستائیان بود. پختن نان شیرینی محلی به صورت موجودات زنده، بازی های محلی گوناگون، کشت و بذر پاشی به صورت تمثیلی و باز سازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره ها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانه خوانی و رقص و آواز و مهم تر از همه قربانی کردن جانوران از آیین های ویژه این جشن بوده و هست....یکی دیگر از آیین های شب های جشن، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیین ها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم می خورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند.»

http://www.oshihan.org

 

 


مسئولیت تمامی نوشته ها به عهده نویسنده آن می باشد و
گروه زنده رود
هیچ گونه مسئولیتی را در این مورد پذیرا نخواهد بود.
تمامی حقوق این سایت وابسته به
گروه زنده رود
و شرکت فرابرد شبکه می باشد.
استفاده از هر نوشته، عکس یا نوانما تنها با ذکر نام
زنده رود
مجاز می باشد.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.