userinfo close

  ,

دانشجویان فلسفه دانشگاه تهران


maktabetehran

تاسیس: 19 خرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: ایدین ضیایی - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
1
90/9/25 (18:57)
1
21
89/12/15 (17:51)
0
9
89/12/2 (22:13)
0
7
89/11/5 (21:22)
0
46
89/2/4 (23:04)
0
34
88/9/6 (17:29)
1
53
88/3/5 (23:43)
0
12
87/9/10 (08:42)
1
51
87/8/22 (11:48)
0
42
87/8/11 (15:57)
0
23
87/8/11 (15:42)
1
34
87/7/10 (19:11)
0
42
87/3/17 (17:56)
0
269
87/2/11 (21:00)
0
35
86/12/1 (21:08)
0
11
86/11/22 (21:00)
0
23
86/10/24 (10:55)
1
28
86/9/9 (00:59)
0
42
86/6/27 (09:47)
0
54
86/5/27 (14:56)

عنوان بحث

 آی پارا  آ , jilamm
آی پارا آ - 17:29 1388/09/6

هیدگر روباه

سلام به دوستان فیلسوف نظرتونو راجع به مطلب زیر بگید خوشحال می شم .

هیدگرِ روباه


هیدگر با غرور بسیار می‌گوید: « مردم می‌گویند که هایدگر روباه است ». داستان حقیقی هایدگر روباه این است: روزی روزگاری روباهی بود که آن قدر از موذیگری بی‌بهره بود که نه تنها در دامها گرفتار می‌شد بلکه حتی از گفتن فرق دام و غیردام نیز ناتوان بود. این روباه به ناتوانی دیگری نیز دچار بود. خزِ پوستش عیب داشت و بنابراین او در برابر سختیهای زندگی روباهها به‌طور کامل از محافظ طبیعی بی‌بهره بود. این روباه بعد از آنکه تمامی جوانی خود را صرف گشتن در اطراف دامهای مردم کرد، و یک تکه از پوستش هم سالم نماند، تصمیم گرفت از جهان روباهها نیز کناره بگیرد و برای خودش سوراخی دست و پا کند. او، با وجود تجربه‌ی گسترده و باورنکردنی خود از افتادن در دامها، و نادانی تکان‌دهنده‌‌اش از فرق میان دامها و غیردامها، به اندیشه‌ای کاملاً تازه و ناشنیده در میان روباهها رسید: او از سوراخ خود دام ساخت. او خودش را تو سوراخ جا داد و آن را مانند سوراخی معمولی ساخت —‌ نه از روی حیله‌گری، بلکه به این دلیل که او همیشه گمان می‌کرد که دامهای دیگران سوراخهایشان بود — و سپس تصمیم گرفت که به شیوه‌ی خودش موذی شود و این دام را که خودش ساخته بود و تنها مناسب خودش بود برای دیگران نامناسب سازد. این باز ثابت می‌کرد که چقدر نادانی او از دامها زیاد است: هیچ کس در دام او نمی‌رفت، چون خودش در آن نشسته بود. این مسأله او را آزار می‌داد. با این همه، همه می‌دانند که همه‌ی روباهها با وجود موذیگریشان گهگاه در دام گرفتار می‌شوند. چرا دام روباه — به‌ویژه دامی که روباهی ساخته باشد که بیش از هر روباه دیگر به دام افتاده است — نباید با دامهای انسانها و شکارچیها رقابت کند؟ بدیهی است به این دلیل که این دام چندانکه باید به ‌وضوح نشان نمی‌داد که دام بود! و بنابراین به ذهن روباه ما گذشت که دام خود را به زیبایی بیاراید و نشانه‌های کاملاً واضحی در همه جا بر آن بیاویزد که کاملاً به وضوح بگوید: «همه بیایید اینجا؛ این دام است، زیباترین دامی که در دنیاست». از همین نکته معلوم بود که هیچ روباهی اشتباهی گذارش به این دام نمی‌افتاد. با این همه، بسیاری آمدند. زیرا این دام سوراخ روباه ما بود، و اگر شما می‌خواستید او را ببینید خانه‌اش همانجا بود، و شما باید به دام او قدم می‌گذاشتید. البته، همه بجز روباه ما می‌توانستند باز از آن بیرون بیایند. این دام دقیقاً به اندازه‌ی قامت خودش بود. اما این روباه که در این دام زندگی می‌کرد مغرورانه می‌گفت: « بسیاری برای دیدنم به دامم قدم می‌گذارند چون من از همه‌ی روباهها بهتر شده‌ام. » و حقیقتی نیز در این سخن بود: هیچ کس ماهیت دامها را بهتر از کسی نمی‌شناسد که تمام عمر طولانی خویش را در دامی می‌نشیند.

نوشته‌ی هانا آرنت                                                

ترجمه‌ی محمدسعید حنایی کاشانی

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.