userinfo close

  ,

مجید درخشانی


majidderakhshani

تاسیس: 27 مرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: علی مصوری - معاونان
آثار منتشر شده: بچه های بهار-قاصدك-نیریز-پژوان-خانه ام ابریست-بیكران-در خیال-شهرآشنایی-نسیم صبح دم- ادامه »
آثار منتشر شده:
بچه های بهار-قاصدك-نیریز-پژوان-خانه ام ابریست-بیكران-در خیال-شهرآشنایی-نسیم صبح دم-جوهر عشق-گمگشته-دیدار-من طربم-بیدار دلان-فصل باران...
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
2
6
88/5/4 (21:09)
0
21
87/4/29 (18:47)
0
13
87/4/15 (22:00)
0
0
86/12/15 (23:02)
0
13
86/12/14 (22:27)
0
5
86/12/6 (22:46)
0
7
86/12/6 (22:43)
0
8
86/11/22 (12:31)
1
15
86/10/29 (21:42)
0
13
86/10/27 (00:10)
0
7
86/10/23 (02:05)
0
2
86/10/20 (12:45)
0
1
86/10/12 (15:53)
0
5
86/10/12 (15:52)
2
8
86/9/3 (23:36)
0
4
86/8/30 (00:17)
0
10
86/8/25 (23:24)
0
4
86/8/25 (23:19)
0
4
86/8/19 (00:18)
4
17
86/8/19 (00:13)

عنوان بحث

علی مصوری , alimosavari
علی مصوری - 12:03 1386/10/25

درخشانی از گروه خورشید می گوید

«مجید درخشانی» همراه با گروه سازهای ایرانی خورشید در جشنواره موسیقی فجر شركت كرد درخشانی طی سال‌های دوری از وطن هیچ اثری را  منتشر نكرداو دراین باره می گوید :در سفرهایم به ایران طرح‌هایی داشتم كه هیچ كدام عملی نشد و مشكل هم از خود من بود; چون هیچ‌گاه دوست نداشتم كاری را عرضه كنم كه از نظر خودم ایده‌آل نباشد. همیشه دلم می‌خواست اگر كاری را عرضه می‌كنم، تمرین شده و همراه با یك گروه بزرگ باشد; با حجم صداهای متفاوت و مطالب گوناگون. بنابراین بیشتر هم و غم خود را صرف ضبط كردم و در سفر چند ماه اخیرم به ایران به شكل جدی وارد كار شدم كه بخشی از آن مربوط به گروه «خورشید» است كه وقت بسیاری را صرف شكل دادن آن كردم.ولی در كنار آن قرار بود كارهایی برای تلویزیون و... انجام شود

اما‌مشكل زیاد است.‌‌‌گاهی برخی ایرادات گرفته می‌شود كه بسیاری از آن‌ها وارد نیست و خودم شخصائ با این مشكلات بسیار مواجه شدم و سرانجام تصمیم گرفتم تا همكاری‌ام را با این سازمان متوقف كنم; البته این مشكلات طبیعی است و یك آهنگساز در جامعه‌ای مثل ما كه تا این اندازه سوء تفاهم در مقوله موسیقی وجود دارد، تنها در درازمدت است كه می‌تواند از حقانیت خود حمایت كند و این كه می‌خواهد كاری انجام دهد كه در نهایت راه و جای كار كردن برای خود آهنگساز نیز مشخص می‌شود. به هر حال من فعلائ در كار كنسرت متمركز هستم.

او دباره اینکه چرا با تلویزیون مشكل پیدا كردمی گوید؟

من خودم شخصا‌ئ با تلویزیون قرارداد نبسته بودم. «علیرضا قربانی» این قرارداد را بسته بود; اما ایراداتی گرفتند كه به هیچ عنوان منطقی نبود و ما ترجیح دادیم كه كارمان را پس بگیریم. در بخش شهرستان‌ها نیز كاری به ما سفارش داده شد كه آن هم به خاطر یك سری ایرادات بی‌اهمیت انجام نشد.

از او می پرسیم فكر نمی‌كند ممكن است این مشكلات در آینده گسترش پیدا كرده و مانع كارتان شود؟او می گوید :

یك بخشی از مشكلات از قدیم وجود داشته است. برای مثال همیشه سیاست‌های زیادی روی شعر بوده است. این ایرادات قابل پذیرفتن است، چون برخی اشعار ممكن است به تنهایی ایرادی نداشته باشد; اما وقتی با موسیقی توام می‌شود، مقداری شبهه‌انگیز می‌شود. سوگ‌نامهء «شفیعی كدكنی» دارای چنین وضعیتی است. من تحت تاثیر زلزلهء رودبار این شعر را سرودم كه در چند كشور هم آن را اجرا كردیم; اما در ایران امكان ضبط به خاطر ایرادی كه به شعر گرفته شد، فراهم نشد. این مشكلات همیشگی است; اما در مورد موسیقی و آهنگسازی من كمی با خودخواهی عمل می‌كنم و معتقدم كسی می‌تواند از لحاظ آهنگسازی به كار من ایراد وارد كند كه صلاحیت لازم را داشته باشد. متاسفانه كسانی به كار ما ایراد می‌گیرند كه به نظر می‌رسد در نظراتشان غرض‌ورزی مشاهده می‌شود و آنچه بسیار مایهء تاسف است، آن كه بیشتر این كارشكنی‌ها از طرف خود همكاران ما دیده می‌شود; البته نباید از نظر دور داشت كه كسانی در بخش‌هایی هستند كه صادقانه حمایت می‌كنند; یعنی گاهی كسانی كه به عنوان متخصص هستند ایراداتی به كار می‌گیرند كه كاملائ نابه‌جاست و آن‌قدر شرایط كار را برای تو سخت می‌كنند كه بالاخره از ادامهء كار منصرف می‌شوی. در صورتی كه ممكن است آن اثر در شرایطی دیگر و در زمانی دیگر منتشر شود; با این اوصاف من فكر كردم كه كار خودم را ادامه دهم. هر قدر كه توانستم منتشر می‌كنم و بقیه را نگاه می‌دارم تا در فرصت مناسب عرضه كنم; اما كاری كه اكنون در دست داریم، بخش عمده‌ای از آن صحنه‌ای است.

اصلائ چطور تصمیم به بازگشت به ایران و تشكیل گروه «خورشید» گرفتید؟

من از گذشته‌های دور به كار جمعی در موسیقی بسیار علاقه‌مند بودم. به هر حال موسیقی‌كه می‌ساختم، تك‌سازی نبود و تجسم صداهای دیگر هم در آن دیده می‌شد. قبل از رفتنم از ایران برخی كارهایی از این دست نوشتم كه با اركستر ضبط شد; اگرچه با محدودیت‌هایی از نظر نوازنده مواجه بودیم. در تمام این سال‌هایی كه در خارج از ایران بودم، آرزو می‌كردم كه یك كار جمعی منتشر كنم; در این مدت فعالیت‌هایی هم در این زمینه كردم كه برای نمونه می‌توانم از سی‌دی «دیدار» نام ببرم، با یك گروه افغانی، هندی، عرب و... هم كاری منتشر كردم كه در دنیا با استقبال بسیار مواجهه شد و بالاخره به این نتیجه رسیدیم كه می‌شود در ایران این تجربه را به شكل گسترده‌ای انجام داد كه پاسخگوی نیازهای نسل جوان هم باشد. نوع موسیقی كه ما عرضه می‌كنیم به تفكرات نسل جوان نزدیك‌تر است و در شرایطی هستم كه فكر می‌كنم  با این حجم و رنگ‌آمیزی اركستر و با همراهی سازهای ایرانی به هدف خودم برسم; اگرچه برخی اساتید مثل علیزاده و... این كار را از سال‌ها پیش آغاز كرده‌اند; اما چون شخصائ به این كار علاقه دارم; آثاری نوشتم كه ابتدا برای اركستر زهی بود; اما بعدها رنگ‌آمیزی سازها را بیشتر كردم. هدفم از بازگشت این بود كه بتوانم كار حرفه‌ای انجام دهم.    

علاوه بر آن معمولائ هر كسی بعد از سال‌ها سكونت در خارج از كشور، احساس كمبود می‌كند به خصوص آن كه اهالی موسیقی نیاز به ارتباطات مداومی با اهالی دیگر موسیقی و همچنین مردم دارند. در خارج از كشور هم تلاش بسیاری برای شناسایی موسیقی ایرانی كردم و در این خصوص در كنسرت‌ها و فستیوال‌های فراوانی شركت كردم; در زمینه آموزش هم در آلمان و دیگر كشورها و رك‌شاپ‌های گوناگونی انجام دادم، ولی هیچ‌كدام از این اقدامات مرا راضی نمی‌كرد. چون در بخش صحنه‌ای به خاطر كمبود نوازنده حرفه‌ای سازهای ایرانی كار بسیار دشوار بود; مجموع این شرایط باعث شد كه تصمیم بگیرم به ایران برگردم; به هر حال من دیگر تحمل «غربت‌» را نداشتم.

از او سوال می شود چقدر متاثر از كارهای «شیدا» و «چاووش» هست؟او می گوید ؟

تمام این سال‌ها در ذهن من صدایی بود كه قبل از رفتنم در «چاووش» می‌شنیدم. به خصوص آن كه وقتی «عارف» و «شیدا» با هم كاری را تمرین می‌كردند، صدای گروه مرا به شدت تحت تاثیر قرار می‌داد و آن صدا هنوز در گوشم است. بعد از آن گروه‌های بسیاری تشكیل شد كه من پیگیر تمام كارها بودم; گروه‌ها از لحاظ تكنیكی قوی بودند; اما حس واحدی كه باید می‌داد، كمتر شنیده می‌شد; آثار ضعیف بودند و علت آن این بود كه اعضای گروه مثل انجام وظیفه دور هم جمع می‌شدند و اثری را اجرا می‌كردند و هیچ‌گونه رابطهء عاطفی بین این افراد به وجود نمی‌آمد، ضمن آن كه این افراد حتی سلیقه موسیقایی مشتركی هم نداشتند; البته ناگفته نماند كه در اجرای «كامكار»ها صدای یك دست با حس و حال مشترك دیده می‌شده است و بخش عمدهء موفقیت این گروه هم به خاطر همین است. اركستر ملی و اركستر مضرابی هم تجربه‌های موفق دیگری در این زمینه است; اما آن صدای «چاووش» هنوز در گوش من مانده است و بر همین اساس «خورشید» را شكل دادم اگرچه هنوز در بخش‌هایی كمبود سازهایی دیده می‌شود; البته هم اكنون اركستر به صدای دلخواه من رسیده است و این با وجودی است كه برخی از نوازنده‌ها بسیار جوان است. صدایی كه صدای عشق و احساس و موسیقی دست نخورده است را می‌توان در «خورشید» مشاهده كرد.

 

درخشانی قصددارد   همچنان كنسرت‌های خویش را در تهران و همچنین سایر شهرستان‌ها ادامه دهد، ضمن آن كه چند آلبوم جدید نیز همراه با گروه خورشید در دست دارد

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
بهراد توکلی , behrad_ts
بهراد توکلی - 21:42 1386/10/29
1

می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب

چون نیک بنگری همه تزویر می کنند!

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.