userinfo close

  ,

مهدویون


mahdaviun

تاسیس: 26 فروردین 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: حمید - معاونان
نه شرم و حیا نه عار داریم از تو *** اما گله بی شمار اریم از تو ما منتظر تو نیستیم آقا جان *** ادامه »
نه شرم و حیا نه عار داریم از تو *** اما گله بی شمار اریم از تو

ما منتظر تو نیستیم آقا جان *** تنها همه انتظار داریم از تو!
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
6
35
89/7/29 (17:33)
2
17
89/6/21 (00:57)
1
28
89/7/23 (23:35)
3
39
89/6/29 (09:53)
0
1
91/3/9 (01:50)
0
0
91/2/28 (00:25)
0
1
91/2/26 (00:09)
0
1
91/2/25 (23:40)
0
0
91/2/23 (18:49)
0
0
91/1/17 (12:13)
0
0
91/1/17 (12:11)
0
4
90/12/4 (00:42)
0
3
90/11/24 (11:29)
0
1
90/11/13 (13:25)
0
4
90/11/13 (12:28)
0
2
90/11/12 (23:31)
0
0
90/11/6 (18:30)
0
1
90/10/30 (00:01)
0
3
90/10/27 (16:05)
0
0
90/10/27 (16:02)

عنوان بحث

محمدرضا  سلیمانی , reza_karate

امام عصر در نگاه هانری كربن

پرفسور كربن در كتاب تاریخ فلسفه اسلامى خود كه قریب سى و اندى سال پیش بهرشته تحریر در آمده است، با ارائه تحلیلى تاریخی، نحوه انتقال مفاهیم عرفانى را ازلسان ائمه اطهار(ع)، به آثار عرفانى اهل سنت مورد بررسى قرار داده و ثبوت نقش وساطتفیض را براى وجود مقدس امام غایب به اثبات می‏رساند. 

تاریخ دانش شرق‏شناسى عموماً با تحریفها، كتمان حقایق و نوعى بى‏انصافى همراه بودهاست. اما در این میان گاهى برخى چهره‏هاى شاخص شرق‏شناسى، در مواجهه با منطق مستحكمبرخى اندیشه‏هاى شرقى، شیفتة آنها شده، به آن گرایش و میل باطنى و ایمان قلبىیافته‏اند. 

مرحوم پرفسور "هانرى كربن‏"، ایران شناس مشهور فرانسوى از جملهاروپائیانى است كه در دوران زندگى علمى خود، در پى گذر از اندیشه‏هاى وجود شناختىاندیشورانى همچون "هایدگر" و "ادموند هوسرل‏"، با حكمت‏شرقى شیعى آشنایى شده و بهدنبال مطالعات چندین ساله، به وجود مبارك امام‏عصر، عجل‏الله تعالى‏فرجه‏الشریف، ومعنویت‏بى‏بدیل سایر ائمه شیعه، علیهم‏السلام، تمایل قلبى، و یقین عینى و عقلانىیافته است. 

در این گفتار كوتاه بر آنیم تا با مرورى بر برخى آثار او، میزانعشق و علاقه او را به امام زمان(عج) مورد بررسى قرار دهیم. پیش از ورود به محوراصلى بحث در این نوشتار، یادآور مى شوم كه در چند سال گذشته و در پى انتشاریادنامه‏اى از كربن - از سوى یكى از شاگردان او در ایران و اروپا - برخى ازاندیشمندان داخلى نسبت‏به این خاور شناس منصف اروپایى از در بى انصافى وارد شده ومع‏الاسف پاره‏اى اشتباهات وى را در آثارى كه از خود به جا گذارده، بهانة حمله شدیدبه او قرار داده‏اند. غافل از اینكه صرف توجه كربن به مسأله وجود امام عصر(عج) وتحلیل شایسته او از وجه معنوى غیبت و ظهور آن امام همام، فى نفسه داراى آثارارزشمندى بوده كه از چشم این گروه منتقدان به دور مانده است. فى المثل در حالى كهبرخى روشنفكران غربگراى بومى، مفهوم ولایت‏باطنى و هدایت تكوینى ائمة اطهار،علیهم‏السلام، را زیر سؤال برده، یا عنوان انسان كامل و قطب عالم امكان را براىحضرت قائم(عج)، حاصل سرقت ادبى شیعیان از عارفان اهل سنت قلمداد كرده‏اند(!!) 

پرفسور كربن در كتاب تاریخ فلسفه اسلامى خود كه قریب سى و اندى سال پیش بهرشته تحریر در آمده است، با ارائه تحلیلى تاریخی، نحوه انتقال مفاهیم عرفانى را ازلسان ائمه اطهار(ع)، به آثار عرفانى اهل سنت مورد بررسى قرار داده و ثبوت نقش وساطتفیض را براى وجود مقدس امام غایب به اثبات می‏رساند. 

مرحوم علامهسیدمحمدحسین طباطبایی، رضوان‏الله‏تعالی‏علیه، در مقدمه كتاب خود با عنوان "ظهورشیعه‏" كه در واقع متن گفتگوها و مكاتبات ایشان با پرفسور هانرى كربن است، ‏به همینحساسیت ویژة كربن به حقایق مذهب تشیع اشاره كرده و ضمن ارایه متن گفتگوهاى خود بااو از این نكته یاد مى‏كند كه: در این مجلس آقاى دكتر كربن، مذاكره را ادامه داده وگفتند كه امسال موقعى كه اروپا بودم، در "ژنو" در موضوع "امام منتظر" به عقیده شیعهكنفرانسى دادم و این مطلب براى اندیشمندان اروپایى حاضر كاملا تازگى داشت. 

كربنخود در یكى از پرسشهایى كه از محضر مرحوم علامه به عمل آورده به همین حقیقت ‏براىبار دیگر اشاره كرده است. او خطاب به علامه می‏نگارد: مطلب اساسى تصور امام غایب،چه اثرى در تفكر فلسفى و اخلاق و روى هم رفته تمام زندگى معنوى شیعیان دارد؟ آیا باتعمق جدیدى در این تصور اساسی، مذهب تشیع نمی‏تواند در دنیاى امروزه یك غذاى جدیدروحى براى احیاى فلسفه و مبدأ نیرویى براى زندگى معنوى و اخلاق ببخشد. نیرویى كه تاكنون در تقدیر مانده است؟
به اعتقاد كربن در كتاب ارزشمند "تاریخ فلسفهاسلامى‏" بى شك فكر شیعه از آغاز كار فلسفه‏اى را تقویت كرد كه از سنخ فلسفه نبوىبود و با دین نبوى انطباق كامل داشت. كربن بدرستى این نكته را مورد توجه قرار دادهكه فلسفه نبوى اصولا فلسفه‏اى مربوط به آخرالزمان است. به گفته او فلسفه نبوىمستلزم اندیشه‏اى است كه نه به وسیله سابقه تاریخى محصور مى شود، نه با كلمات والفاظى محدود كه با تعلیم و در قالب عقاید جزمى و تغییر ناپذیر محصور باشد و نه درافقى كه منابع و قوانین و منطق استدلالى آن افق را حد بندى كند، مشخص می‏شود. 

آری! فكر شیعه متوجه "انتظار" است، اما انتظار نه از طریق ظهور شریعتى نو،بلكه از راه تجلاى كامل كلیه معنى پنهانى یا معنى روحانى منزلات آسمانی. انتظار اینظهور، در انتظارِ "امام غایب‏" نمایان شده است. به عقیده كربن مفهوم ولایت در ایندوران طولانى انتظار، على الاصول همان هدایت ارشادى امام است كه "اسرارِ" اصولعقاید را می‏آموزد. 

این مفهوم از سویى شامل مفهوم معرفت است و از سوى دیگرواجد معنى محبت؛ یعنى معرفتى كه فى نفسه متمركز و نیرومند است. اگر این گفته كربنرا بپذیریم، تشیع از این زاویه دید همان عرفان اسلام است. كربن در بخشهاى مختلفآثار خود بارها بر این نكته تاكید دارد كه این مسائل، اساسا در علم كلام‏ اهل سنتمورد بحث قرار نگرفته، چرا كه از حیطه قدرت آن بالاتر بوده است. 

كربن برخلاف بسیارى از اندیشمندان معاصر كه مفهوم انسان كامل یا ولایت، قطب و قطب الاقطابرا زاییده اندیشه عارفانى همچون محى الدین عربى (ابن عربی) می‏دانند، بر این عقیدهپا می‏فشارد كه اگر از تفسیر حقوقى یا فقهى محض شریعت پا را فراتر بگذاریم و بهنوعى معراج باطنى كه اساس تفكر شیعه است، قائل شویم، گویى تشیع و تصوف دو نام براىیك حقیقتند. 
كربن در رساله‏اى خطاب به مرحوم علامه طباطبایی، رضوان‏اللهتعالی‏ علیه، به این نكته اشاره دارد كه : فریدالدین عطار، در حالى كه هنوز سنىبوده، تذكرة الاولیاء خود را با شرح حال امام پنجم یعنى حضرت باقر، علیه‏السلام،شروع كرده است و در كتاب "تاریخ فلسفه اسلامی‏" می‏نویسد: در حقیقت از آغاز اسلام،صوفیان، شیعى مذهب بودند؛ در گروه كوفه، شیعه‏اى به نام عبدك، نخستین كسى بود كهصوفى خوانده شد. بنا به تحقیقات عمیق كربن درباره سخنان ائمه، علیهم‏السلام، - بویژه خطبه‏هاى توحیدى نهج‏البلاغه و جوامع روایى شیعه - مفهوم ولایت اصولا از طرفخود امامان شكل گرفته و مبانى نظرى عرفان از سوى ائمه، علیهم‏السلام، فى الجملهمورد قبول بوده است. از این نظر وقتى صفحات كتاب ابن عربى را مطالعه می‏كنیم،مطالبى می‏بینیم كه گویى یك مؤلف شیعى مذهب نوشته است. كربن می‏نویسد: همچنان كهمفهوم "ولایت‏" از شیعیان است، همچنان نیز تردیدى نیست كه در تصوف، اساس مفاهیم "قطب‏" و "قطب الاقطاب‏" از شیعیان می‏باشد. بنابراین ملامتهایى كه از سوى ائمهشیعه نسب به غیر شیعیان و صوفیان اهل سنت وارد شده است، در واقع اعتراضى است ‏بهغصب مقام ولایت و نقش شیخ كه نقش امام غائب را، "غصبا" تصرف كرده و نیز اعتراضىاست‏، به شیفتگى به لامذهبى كه كاهلى جاهلانه و فسق و هرزگى اخلاقى را تأییدمی‏كرده است. 

كربن، در بخشى از كتاب "‏تاریخ فلسفه اسلامى"، ضمن نقل روایتىمشهور از نبى مكرم اسلام، صلى‏الله‏علیه‏وآله، كه در آن آمده است: «اگر تنها یك روزبه پایان جهان باقى مانده باشد، خداوند آن روز را چندان طولانى خواهد كرد تا مردىاز ذریه من كه نامش نام من و كنیه‏اش كنیه من خواهد بود ظهور كند. او زمین را ازهماهنگى و عدل پر خواهد ساخت، چنانكه تا آن هنگام از خشونت و جور پر شده است»، بهتفسیر این روایت پرداخته و می‏نویسد: روزى كه چنین طولانى خواهد شد، زمان غیبت استو این حدیث صریح، طنین خود را در همه قرون و در تمام مراتب شعور و ضمیر شیعه منعكسساخته است. كربن با باور به این اعتقاد كه این ظهور، واقعیت و پیروزى تأویل؛ یعنىحقیقت دین را آشكار خواهد كرد و به نوع بشر مجال خواهد داد تا وحدت و یگانگى خود رابه دست آورد، بر این نكته تأكید دارد كه ظهور امام، مستلزم قلب ماهیت دل مردمان استو كمال روز افزون این ظهور به ایمان پیروان امام وابسته و راه آن چگونگى عمل آنانمی‏باشد. 

البته انتقادى كه به كربن وارد است، غفلتى است كه از وجه مسلحانهو قیام بالسیف حضرت حجت از خود نشان داده است. لیكن این حقیقت مورد اشاره او را همنمى‏توان انكار كرد كه: "جلوه یا عدم جلوه امام بر اشخاص، به شایستگى آنان بستگىدارد." كربن در تحلیلى جالب توجه می‏نویسد: جلوه ظهور او بر مردم، همان مفهوم تهذیبو تجدید عالم روحى آنان است و بالنتیجه همان مفهوم عمیق اندیشه‏اى است كه شیعه ازغیبت و ظهور امام دارد. 
مردم شایستگى خود را براى دیدن امام از بینمی‏برند، آنگاه خود بین امام و خویشتن حجاب می‏گردند، زیرا وسیله و آلت تجلى ومشاهده آن را؛ یعنى معرفتى را كه از راه قلب حاصل می‏شود از دست مى دهند، یا آن رافلج‏ساخته و از قدرت و كار می‏اندازند. پس تا وقتى كه مردم مستعد شناسایى و معرفتامام نگردند، سخن گفتن از ظهور امام غایب هیچ معنى نخواهد داشت. اگر گفته كربن رابپذیریم، دیگر ظهور امام واقعه‏اى نیست كه روزى ناگهان به وقوع بپیوندد، بلكه امرىاست كه روز به روز در ضمیر و وجدان شیعیان مؤمن رخ مى دهد. در این حالت عقیده بهعدم تحرك و مخالفت‏ با ترقى كه در اسلام تشریعى - یعنى فقه - غالباً مورد نكوهشقرار گرفته است، در هم مى شكند و معتقدان به آن امام همام، در جنبش صعودى دورهولایت كشیده می‏شوند. در واقع كربن ظهور امام، علیه‏السلام، را به معرفت قلبىشیعیان منوط مى داند. معرفتى كه از نوع معرفت‏شهودى و باطنى است. 

همو درجاى دیگر (رساله عالم مثال) به نوعى دیگر به همین حقیقت اشاره دارد. موضوع بحث كربندر رساله "عالم مثال‏" جهان واسطه‏اى است كه مابین عالم مجردات تام و نفوس متعلق بهماده قرار می‏گیرد. همان عالمى كه شهود عارفان و حكماى اشراق در آن عالم صورتمی‏گرفته است. او از جمله می‏نویسد: حكایات سهروردى و قصص موجود در سنت‏شیعى كهحكایت نیل به "سرزمین امام غائب‏" را باز می‏گوید، هیچ یك خیال واهی، غیر واقعى وتمثیلى نیستند، زیرا اقلیم هشتم یا ناكجاآباد، همان چیزى نیست كه ما معمولا "اوتوپیا" می‏نامیم. 

اقلیم هشتم، به مثابه عالمى است كه از حیطه كنترل ونظارت تجربى علوم [جدید] خارج است. عالمى فرا حسى است كه تنها به مدد ادراك مخیلمی‏توان آن را درك كرد و حوادثى را كه در آنجا به وقوع می‏پیوندد، صرفا به یارىآگاهى مخیل می‏توان تجزیه نمود. 

لازم به ذكر است كه مراد از خیال در اینجاهمان اصطلاح رایج در زبان امروزى ما نیست، بلكه، مقصود، دیدار باطنى و خیال صادقاست. پس به گفته كربن براى مشاهده امام غایب در دوران غیبت نیز می‏باید در افقوجودى امام غائب قرار گرفت. 

به عبارتى این كلمات، راز وجود ماوراى طبیعىامام غایب را در ذهن و آگاهى شیعیان بیان می‏دارد؛ كسى كه در آن حال روحى نباشد،قادر به مشاهده او نخواهد بود. سهروردى در حكایت "عقل سرخ‏" خویش به همین نكتهاشاره داشته و مقصود از جمله‏اى كه در آغاز سخن از او نقل كردیم همین است: اگر خضرشوی، از كوه قاف آسان توانى گذشتن. 

كربن در بخش دیگرى از "كتاب تاریخ فلسفهاسلامى"، شیعیان را میان دو حد محصور می‏داند. حد اول همان "یوم المیثاق‏" یا "روزالست‏" است، كه حیات مادى بشر به آن مسبوق بوده و حد دوم ظهور امام عصر، روحی‏فداه،است كه اینك در غیبت‏به سر می‏برد: زمان فعلى كه به نام امام غائب است، زمان غیبتاوست. به همین جهت "زمان او"با رمز و علامتى دیگر مشخص می‏شود و غیر از آن زمانىاست كه براى ما علامت و رمز تاریخ محسوب می‏گردد. 

كربن ضمن تشبیه قیام حضرتقائم به رستاخیز صغرى به این نكته اشاره می‏كند كه پاره‏اى از نویسندگان شیعى - ازجمله كاشانى و صدر آملى - امام دوازدهم یا امام منتظر را همان "فاراقلیط‏" آمده درانجیل یوحنا می‏دانند. كربن می‏نویسد: سلطنت امام، مقدمه رستاخیز عظیم (قیامةالقیامة) است. رستاخیز یا برخاستن مردگان "به قول شمس لاهیجى شرطى است كه مجالمی‏دهد تا هدف و ثمره وجود موجودات محقق گردد" به همین نسبت قیام عمومى حضرت حجت،مجال براى تحقق فلسفه وجودى بشر در حیات زمینى خود است. 

به عبارتى معادشیعه همچون معاد زرتشتى كه حتی‏سلطه تصویر سائوشیان (سوشیانس) و اصحاب او قرارگرفته، تحت تأثیر قائم و اصحاب او قرار دارد. در عین حال "این تصور، اندیشه قیامتصغری"، یعنى هجرت انفرادى را از اندیشه "قیامت كبری‏" یعنى فرا رسیدن دهر جدید جدانمی‏سازد. كربن در بخش دیگرى از نوشته‏هاى خود به بیان تفاوت عقیده مسیحیان به حضرتعیسى بن مریم، علیهماالسلام، پرداخته و پس از اذعان به این نكته كه امامان همه نورو حقیقت واحدى هستند كه در دوازده شخص متمثل شده‏اند، می‏نویسد: وقتى نسبت لاهوت وناسوت را در شخص امامان در نظر بگیریم، می‏بینیم مساله به هیچ روى شبیه به اتحاداقنومى در طبیعت نیست. 

امامان، ظهورات و تجلیات الاهى هستند. قاموس فنىزبان، كلمات (ظهور و مُظهر) را پیوسته به مقابله با عمل آیینه باز می‏گرداند. پسبدین گونه، امامان همچون ظهور الاهی، بى هیچ كم و بیش "اسماء الله‏" می‏باشند و بهاین عنوان از دو مهلكه تشبیه و تعطیل مصونند. 
چنانكه در فحواى مقال نیزگفتیم، شاید مهمترین انتقاد به تحقیقات كربن، عدم توجه او به وجه اجتماعى ظهور حضرتحجت و قرار گرفتن دوران غیبت میان دو حادثه بزرگ عاشورا و ظهور و قیام بالسیفمهدی(عج)، است. 

این درست است كه قیام حضرت به مثابه پیروزى تأویل بر تنزیلو یا حقیقت‏بر شریعت است و رابطه شیعیان با امامشان رابطه‏اى نهانى و عاشقانه است،اما بى تردید نمی‏توان در كنار عروج عرفانى شیعیان كه كربن بدرستى از آن به عنوانیكى از شروط اساسى توفیق دیدار معصوم یاد مى‏كند، از وجه اجتماعى و مبارزه فراگیرآن امام با ظلم سیاسی، اقتصادى و فرهنگى صاحبان زور و زر و تزویر چشم پوشید و خروجعاشقانه امام شهیدان ابا عبدالله الحسین، علیه‏الصلوة والسلام، را براى اصلاحاجتماعى امّت جدش كه فرهنگى فاسد در كالبد آن دمیده شده بود به فراموشى سپرد و ازعنصر سیاسى این هر دو قیام صدر و ذیل اسلام چشم پوشید

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.