بحرانها، جنگها و شورشهای عصر ظهور چه مناطقی از جهان را بیشتر تحت تأثیر قرار میدهد؟
آیا ما میتوانیم كشتارهای كنونی شیعیان را در نهایت زمینهساز شورش سفیانی بدانیم؟
اشاره: در بعد از ظهر یك روز كاری، به دفتر «مؤسّسة مصطفی العالمیه» در شهر مقدس قم رفتیم و با روی گشادة استاد و محقّق لبنانیالاصل جناب حجتالاسلام و المسلمین شیخ علی كورانی مواجه شدیم. بیشتر خوانندگان موعود با این چهرة شناخته شدة مطالعات مهدوی آشنا هستند. مجموعة گرانسنگ «معجم احادیث الامام المهدی(ع)» (در 8 جلد)، كتاب عصر ظهور (كه به زبانهای عربی، فارسی، اردو و... ترجمه و منتشر شده است)، معجم موضوعی روایات امام مهدی(ع) و مقالات متعدّد در حوزة مهدویت، از آثار قلمی ایشان است. خودشان دلیل عزیمت به ایران را این میدانند كه انقلاب اسلامی ایران، تنها حركت زمینهساز مشرقزمین برای ظهور امام مهدی(ع) است. گفتوگو به زبان عربی انجام شد و موضوع آن نیز به تناسب ویژهنامة این شماره، به سرزمین شام و كشور سوریه اختصاص پیدا كرد. امیدواریم بتوانیم در آینده، ادامة این گفتوگو را دربارة دیگر سرزمینهای اسلامی درگیر در واقعة ظهور، تقدیم خوانندگان گرامی كنیم. إنشاءالله
- از استاد و محقق گرامی آقای كورانی سپاسگزاریم كه به رغم مشغلة فراوان در ایران و لبنان، ما را به حضور پذیرفتند. لطفاً برای آغاز گفتوگو، بفرمایید جهان مقارن ظهور چه وضعیتی دارد؟
اگر به آن دسته از روایات رسول خدا و اهل بیت طاهرینش(ع) دربارة وقایع و حوادث مقارن ظهور امام زمان(ع) بنگریم و بر آن اساس، وضعیت عالم را قبل و مقارن ظهور توصیف كنیم، درمییابیم كه در آن مقطع زمانی، فساد و ظلم و جور در همة جای عالم مشاهده میشود هر چند كه از گذشتهها نیز ظلم و ستم در عالم وجود داشته است؛ خداوند متعال نیز میفرماید: «ظهر الفساد فی البرّ و البحر بما كسبت أیدی النّاس»1 الآن میبینیم كه فساد همهجا را ـ خشكی، دریا و فضا ـ فرا گرفته است. این از یك جهت و از جهت دیگر، روایات بیان میكنند كه امام مهدی(ع) ظهور نمیفرماید تا آنكه نام آن حضرت(ع) ذكر لب مردم و انسانها میشود. معنای این سخن آن است كه مردم، محبّان و ثابتان بر امامت او ظهور آن حضرت را از خدا طلب میكنند و در انتظار ظهور ایشان لحظهشماری میكنند و دوستدار، مؤیّد و یاریكننده ایشان هستند. از جهت دیگر در مجموعهای از روایات بیان شده كه درون امت اسلامی جریان پابرجا و محكمی، منتظر ظهور ایشان هستند و برای ظهورشان زمینهسازی میكنند. بنابراین خبر ظهور ایشان در سراسر عالم پخش میشود.
در روایات ما، سه ویژگی برای عصر ظهور امام زمان(ع) برشمرده شده است: 1. ظلم و ستم فراگیر و فتنهای كه به هر خانهای وارد میشود، 2. وجود دشمنانی كه در حال تلاش مستمر هستند؛ مانند نواصب و دیگرانی كه در عراق و دیگر مناطق سرزمینهای اسلامی مشغول فعالیت علیه شیعه هستند و سپس سوریه را تصرّف میكنند و حكومت آنجا را میگیرند، 3. جریان یاران و مولیان امام(ع) كه در سرزمینهای اسلامی در حال تلاش هستند و یاد و نام امام مهدی(ع) را در عالم پراكنده میسازند.
- بحرانها، جنگها و شورشهای عصر ظهور چه مناطقی از جهان را بیشتر تحت تأثیر قرار میدهد؟
قیام امام زمان(ع) در مرحلة اوّل، هشت ماه به طول میانجامد كه در این مدت امام مشغول جهاد با دشمنان و دفع خطر آنان است. قبل از این مرحله، آن حضرت دو ماه در مكه حضور دارند. میتوانیم بگوییم؛ كه در همان سال نخست ظهور، همة سرزمینهای عربی و اسلامی در اختیار امام(ع) قرار میگیرند، به این ترتیب كه آغاز ظهور از مكه است، یمن به همراهی آن حضرت(ع) میآید و سپاه یمانی، مكه را برای امام به تصرف درمیآورد و در شبه جزیرة عربستان حكومتی باقی نمیماند و تنها درگیریهای قبیلهای جریان دارد. (قبل از ظهور، نظام سیاسی آن فروپاشیده و هیچ فردی نتوانسته است وفاق جمعی را به دست آورد.) به همین دلیل، اهل حجاز، از ارتش سوریه برای ایجاد امنیت در شهر مكه، درخواست و دعوت میكنند، امّا امام مهدی(ع) حاكم یمن را كه از اصحاب و یاران ایشان است، برای این امر منصوب میكنند. سپاه یمانی مكه را در اختیار میگیرند و در آنجا باقی میمانند و زمان این باقی ماندن به طول میانجامد.
اگر نگاهی به تاریخ بیندازیم، امام مهدی(ع) در روز عاشورا قیام نموده، حدود مدت 2 ماه (یعنی محرم و صفر) در مكه اقامت میكنند و سپس وارد شهر مدینه میشوند. در آن شهر اماكن منسوب به امیرالمؤمنین و حضرت زهرا(س) را تكریم میكنند و اتفاقاتی رخ میدهد، آنگاه وارد عراق میشوند. میلیونها نفر در آن كشور به استقبال حضرت(ع) میآیند. هر چند مخالفانی هم در آنجا وجود دارند، ولی اكثریت مردم به یاری امام میآیند.
در هنگام حضور امام(ع) در عراق، پرچمها و سپاهیانی از مصر به نزد آن حضرت میآیند. این سپاهیان حكومت جائر مصر را سرنگون ساخته، حكومتی حامی امام(ع) تأسیس نموده و برای یاری امام نزد آن حضرت(ع) آمدهاند. همچنین از جانب ایران نیز سپاه خراسانی كه فرماندهی نظامی آن را شعیب بن صالح به دست دارد، با امام مهدی(ع) بیعت میكنند و تركیه نیز چنین است. در نتیجه میبینیم در همین مدت كوتاه، عربستان، یمن، عراق، مصر، ایران، تركیه و كلیة حكومتهای حاشیة خلیج فارس در اختیار امام زمان(ع) قرار میگیرند و جملگی با آن حضرت همراه میشوند.
در نقطة مقابل، دشمنان حضرتش در سوریه (محل حكومت سفیانی) گرد میآیند. پس از آنكه امام(ع) قیام میكنند، به شام (سوریه) میآیند و به نبرد میپردازند. منظور از جنگ شام و جنگ قدس، مصداقاً یكی است؛ یعنی هنگامی كه امام در نبرد با سفیانی در سوریه پیروز شدند، وارد قدس میشوند و حكومت یهودی (اسرائیل) را سرنگون ساخته، آنجا را در اختیار میگیرند.
در این هنگام، غرب با مشاهدة انهدام حكومت صهیونیستی در قدس، به حركت درمیآید. در مورد سران رژیمهای عربی نیز باید گفت كه آنها، قبل از تسلیم به امام(ع) حامی حكومت یهودی هستند و نحوة تسلیم شدنشان به امام چنین است كه مردم آنها تظاهرات وسیعی در حمایت از امام(ع) انجام میدهند و رژیمهای خود را ساقط میكنند و بدینوسیله به حمایت و همراهی امام(ع) میپردازند.
پس از آنكه غرب به حركت درآمد و سپاهیانش را به نبرد با امام گسیل داشت، حضرت عیسی مسیح(ع) نزول میكند و غربیان از ایشان استقبال میكنند. مسیح(ع) به طرح مسئلة صلح با امام مهدی(ع) میپردازد. و این روایت را همه ـ شیعه و سنی ـ از پیامبر خدا(ص) نقل كردهاند كه: «آخرین صلحی كه بین شما و رومیان [غربیان] واقع خواهد شد، به وسیلة فرزندم ـ مهدی(ع) ـ خواهد بود؛ به مدت ده سال كه هفت سال دیگر نیز ادامه خواهد یافت».
یعنی اصل توافق ده ساله است، امّا تا هفت سال دیگر نیز ادامه پیدا میكند. در این مدّت، امام مهدی(ع) حكومت خود را برپا مینمایند و عیسی(ع) نیز در میان غربیان به انجام اقداماتش میپردازد. و در این مدت هیچ درگیریی اتفاق نمیافتد. امّا بعد از این مدّت، نبردی بزرگ بین غرب و امام مهدی(ع) به وقوع میپیوندد.
- این وقایع، مربوط به بعد از ظهور بود؛ در مدت زمان قبل از ظهور چه سرزمینهایی دستخوش آشوب و بحران خواهند بود؟
بنابر روایات ما، قبل از ظهور در عراق حوادث و وقایعی به وقوع میپیوندد كه متأثر از آن سفیانی بر سوریه مسلط میشود و آنجا را تحت سلطة خود درمیآورد. از سوی دیگر، در یمن، یكی از یاران امام مهدی(ع) به نام یمانی به قدرت میرسد. همچنین از سویی وقایع و بحرانهایی مانند: جنگها، زلزلهها، بحران مالی و... در مدت زمان محدودی رخ میدهد كه البته چندان طولانی هم نیست.
- آیا اینها در كلّ جهان رخ میدهد یا تنها مناطق مسلماننشین با آنها مواجه میشوند؟
اتفاقاً ما روایاتی داریم كه به عنوان مثال بیان میكند فلان جنگ، جهانی است و در آن دو سوم مردم كشته میشوند و محلّ وقوع آن، از مسلمانان به دور است (مثلاً بین هند و چین) و معصوم(ع) فرمودهاند: «آیا دوست ندارید كه جزء یك سوم باقیمانده باشید؟»
- بر اساس مرزبندیها و جغرافیهای سیاسی كنونی بین كشورها و به طور مشخص هر یك از شخصیتهای مطرح عصر ظهور، قیام خود را از چه مناطقی آغاز میكنند؟ و توصیف آنها در روایات چگونه آمده است؟
توصیف این افراد به تفصیل در روایات بیان شده است. به عنوان مثال، دربارة شخصیت یمانی، روایات متعددی وجود دارد، دربارة خراسانی، شعیب بن صالح (فرماندة سپاه خراسانی) و سفیانی (در شام) نیز به همین ترتیب مطالب فراوانی نقل شده است.
- علاقهمندم اگر شما موافق باشید به تناسب موضوع این ویژهنامة سرزمینهای درگیر، وارد گفتوگو دربارة منطقة شام بشویم؛ با این پرسش كه اهل شام در طول تاریخ اسلام، نسبت به اهل بیت(ع) چه موضعی داشتهاند؟
اهل شام و حكام آن، از سابق، در زمان معاویه دشمن اهل بیت(ع) بودند. البته این وضعیت عمومی آنهاست هرچند كه در بین آنها افراد معدودی از شیعیان امیرالمؤمنین(ع) نیز از قدیم الایام وجود داشتهاند. حتی درون شهر دمشق افراد صالحی از شاگردان ابوذر و تربیتیافتگان آنان بودند؛ مانند معاویة ثانی (معاویـ[ بن یزید) كه برخلاف اجدادش فردی صالح و جزء نسل سوم شاگردان ابوذر بود؛ استادش (عمر مخصوص) و استاد او ابراهیم نخعی و استاد او ابوذر غفاری بود. پس در شام و حتی دمشق نیز شیعیانی مخلص و ارادتمند به اهل بیت(ع) وجود داشتند، امّا در اقلیت بودند. اوضاع عمومی در شام دشمنی با اهل بیت(ع) بود.
- نظر شما دربارة روایات فراوانی كه در خصوص ستایش شام جعل گردیده چیست؟
باید توجه داشت كه حاكم شام، معاویه بوده است. ما مشاهده میكنیم كه از قبل یهودیان بنیقینقاع، بنی قریظه، بنینظیر و خیبر پس از آنكه دست به خیانت و شكستن عهد با پیامبر(ص) زدهاند از سرزمنهای اسلامی رانده شده و در شام اجتماع كردهاند. معاویه قصد داشت كه خلافت را به شام منتقل كند و آنجا را پایتخت جهان اسلام قرار دهد. از این رو، احادیث فراوانی را در ستایش شام و مذمت عراق جعل كرد. خصوصاً پس از جنگها و درگیرهای معاویه با امیرالمؤمنین(ع) احادیث مجعولة فراوانی را با این مضمون پراكنده ساخت كه شام، زمین محشر است، شام جزء بیتالمقدس است، ... تا آنجا كه حتی در دوران عبدالملك بن مروان، حج را بر گرد بیتالمقدس (كه جایگاه یهودیان بود) انجام دادند. از همین رو، بسیاری از روایات در ستایش شام و در باب مذمّت عراق، دروغ و كذب است؛ غیر از روایاتی كه از طریق اهل بیت(ع) بیان شده است زیرا ناظر به مصلحتها و نقاط برجستة شام است.
- با توجه به بحث ریشة شیعه در شام، برخی نظرشان بر این است كه مهاجرت جدّی یمنیها به شام نیز در پایهگذاری شیعه در شام نقش داشته است؛ لطفاً در این خصوص هم نظرتان را بیان كنید.
هجرت نخست یمنیها به شام، در زمانهای بسیار قدیم و قبل از مسیح(ع) واقع شده و دلیل آنهم، تخریب سدّ سبأ و پراكنده شدن سبئیها در نقاط مختلف، از جمله بلاد شام بوده است. امّا هجرت جدید آنان در عصر فتوحات اسلامی است. یمنیها سربازان اسلامی بودند كه وظایف تعیین شدة مشخصی داشتند و برای آن در شام استقرار پیدا كردند امّا این دو ارتباطی با موضوع تشیع در شام پیدا نمیكند.
- ارتباط ساكنان و حاكمان كنونی شام را با اهلبیت(ع) چگونه میبینید؟
كسانی كه در حال حاضر بر شام حكومت میكنند، قوم علویها هستند، كه یك استثناء در تاریخ حكومتهای شام به شمار میروند؛ زیرا در طول تاریخ اسلامی، همواره بنیامیه در شام ستوده میشدند. حكّام شامی آنقدر نسبت به بنیامیه متعصّب بودند كه اگر ما از لبنان میرفتیم و صبح وارد بازار حمیدی میشدیم و فروشندهای میفهمید كه ما شیعه هستیم، میگفت: از من نخر، روز مرا خراب و بدیُمن نكن(!) برو و چند ساعت دیگر بیا. آنها بغض عجیبی نسبت به اهل بیت(ع) و شیعیانشان داشتند. این مسئله بسیار شدید بود تا آنجا كه اكثریت شیعیان را رافضی میدانستند. الآن وضعیت تغییر پیدا كرده زیرا حاكمیت آنها در اختیار علویها و بعضاً عِلمانیها (لائیك) قرار دارد. علویها میگویند ما شیعه هستیم و ما هم از آنها میپذیریم. امّا این علویها فقط 2 تا 3 میلیون از جمعیت حدوداً 20 میلیونی سوریه را تشكیل میدهند. شیعیان سوریه جمعیتی بالغ بر 200 تا 300 هزار را به خود اختصاص میدهند. لذا بیش از نیمی از جمعیت آنجا را سنّیان متعصب ضدّ شیعه و دوستدار بنیامیه تشكیل میدهند، امّا در حال حاضر نمیتوانند خواست خود را به انجام برسانند. لذا هنگامی كه سفیانی شورش خود را آغاز میكند، زمینة حمایت از او و اقداماتش در سوریه وجود دارد.
- وضعیت كنونی دیگر نقاط شام ـ غیر از سوریه ـ مانند: اردن و فلسطین را نسبت به اهل بیت(ع) چگونه میبینید؟
در گذشتهها، وضعیت این دو كشور نیز مانند سوریه بود، امّا در حال حاضر دربارة فلسطین این دیدگاه تغییر كرده است و فلسطینیان اكثراً به جهاد با دولت یهودی برخاستهاند، از امام حسین(ع) بسیار یاد میكنند و تعداد قابل توجهی از آنان رسماً مذهب شیعه را پذیرفتهاند. اهل اردن نیز دو دسته هستند؛ گروهی اردنی كه نسبتاً نرمخویند امّا گروه دیگر كه بسیار خشك و متعصب و ضدّ اهل بیت(ع)اند حتی سرسختتر از وهّابیان «مصعب زرقاوی» ـ از رهبران فرقة ضدّ شیعی القاعده ـ از اینها بود و او را «كشتة امت» میخوانند. او شیعیان را ذبح میكرد و آنها نیز او را بزرگ میدارند. به همین دلیل، اردن سرانجام همراه سوریه تحت امر سفیانی درمیآید.
- آیا ما میتوانیم كشتارهای كنونی شیعیان را در نهایت زمینهساز شورش سفیانی بدانیم؟
طبیعتاً همینطور است. وقتی كه یمن از دست آنها خارج شود و نظام سعودی فرو پاشد، وهابیان و ناصبیهای عربستان با یهود و غربیها متحد میشوند و نظام سوریه را تحت فشار قرار میدهند و از طریق این فشار بیرونی و وقایع داخلی، زمینه برای سلطة سفیانی فراهم میگردد. حوادث شام متسلسل و پیدرپی خواهد بود؛ ابتدا زلزله، سپس شكلگیری شورش و كودتا، سپس حركت و شورش سفیانی و مسلط شدن وی بر اوضاع.
- چه عواملی موجب میشود كه سفیانی به راحتی بر شام مسلط شود؟
روایات ما بیان میكنند كه در آغاز، زلزلهای در شام رخ میدهد كه در آن یكصدهزار نفر از بین میروند. بعد از مدت كوتاهی، حكومت در اختیار اصهب (شخص بور) قرار میگیرد. اصهب از نامهای شیر (اسد) نیز میباشد. آنگاه شخصی به نام «ابقع» بر ضدّ او شورش میكند. این، زمینة انقلاب علیه اصهب را فراهم میآورد. درگیری مدتی بین آن دو به طول میانجامد. بعد از مدتی سفیانی شورش میكند و هردوی آنها را از میان برمیدارد و خود بر سرزمین شام تسلط مییابد.
- هدف سفیانی از این شورش و درگیری چیست؟
هدف سفیانی، مقابله با امام مهدی(ع) و شیعیان اوست.
- آیا نمیتوان گفت هدف او صرفاً كشورگشایی و قدرتطلبی است؟
خیر، سفیانی با روم (غربیان) و یهود (اسرائیل) همپیمان است. او نقشهای دارد و هدف اصلیاش تسلط بر عراق است كه لازم است ابتدا بر شام (سوریه و اردن) سلطه پیدا كند. و ناآرامیهای عربستان باعث میشود كه همفكرانش از او برای عربستان درخواست نیرو كنند. و او لشكری را به «مدینه» میفرستد. پس او یكی از فرمانروایان عربی است كه با اسرائیل و غرب متحد است. سفیانی فقط دو لشكر اعزام میكند، یكی به عراق و دیگری به مدینه. همچنین او حملهای بزرگ به مرز مشترك عراق، سوریه و تركیه (منطقة قرقیسیا) میكند كه دلیل آن دستیابی به منابع طبیعی (معدن نفت، طلا یا ...) با انگیزة اقتصادی است.
- نسبت اهل شام، بعد از ظهور، با امام عصر(ع) چگونه است؟
فردی از امام صادق(ع) میپرسد: وقتی سفیانی آشكار شد، چه كنیم؟ امام(ع) فرمودند: «هنگامی كه این فاسق آشكار شد، دو ماه به كشتار شیعیان میپردازد. پس اگر آن زمان را درك كردید، باید كه مردانتان چهره هایشان را بپوشانند و زنان مشكلی نخواهند داشت». در روایات ما، خداوند، طایفههایی از اهل شام را از پیروی سفیانی مصون داشته است كه آن طوایف به شیعیان لبنان، سوریه و شاید غزّه ـ اگر به امامت و ولایت اهل بیت(ع) بپیوندند ـ تعبیر شود.
- سرانجام چگونه پروندة سفیانی بسته میشود؛ در حالی كه از قدرت بالایی برخوردار است؟
سفیانی فقط بر سوریه و اردن حكمرانی خواهد كرد و تنها 2 لشكر برای حفظ امنیت به عراق و مدینه گسیل میدارد. (مانند اینكه اتحادیة عربی نیروهایی را برای برقراری امنیت به كشوری بفرستد) امّا سپاهی را كه به جنگ با امام مهدی(ع) به مدینه میفرستد، در سرزمین بیداء به واسطة خسف الهی، در زمین فرو میرود. پس از آن خود سفیانی در جنگ با امام مهدی(ع) به درك واصل میشود.
از فرصتی كه در اختیار ما قرار دادید، سپاسگزاریم.