| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
10
|
32
|
89/6/20 (15:17)
|
|
||
|
|
10
|
37
|
89/6/20 (15:16)
|
|
||
|
|
13
|
63
|
89/6/20 (15:15)
|
|
||
|
|
6
|
41
|
89/6/14 (11:59)
|
|
||
|
|
1
|
12
|
87/7/16 (22:36)
|
|
||
|
|
1
|
13
|
87/4/20 (21:07)
|
|
||
|
|
0
|
51
|
87/2/30 (07:45)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
87/2/29 (05:33)
|
|
||
|
|
1
|
7
|
86/12/15 (07:22)
|
|
||
|
|
10
|
44
|
86/11/9 (00:56)
|
|
||
|
|
9
|
23
|
86/11/8 (23:24)
|
|
||
|
|
2
|
13
|
86/11/8 (21:56)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
86/10/19 (01:15)
|
|
||
|
|
6
|
22
|
86/10/6 (18:09)
|
|
||
|
|
2
|
13
|
86/10/6 (18:05)
|
|
||
|
|
6
|
18
|
86/7/14 (18:38)
|
|
||
|
|
15
|
35
|
86/7/14 (18:36)
|
|
||
|
|
8
|
40
|
86/6/18 (22:30)
|
|
||
|
|
2
|
25
|
86/6/18 (03:27)
|
|
||
|
|
2
|
13
|
86/6/18 (02:31)
|
|
جمهوری تالش مغان در سال 1993 تشكیل شد
نهضت آزادی تالشها ادامه دارد
ج : همانطور كه اشاره شد تالش قوم بزرگی بوده كه به دلایل مختلف از جمله اینكه در دور دست های تاریخ، خود دارای یك كشور بوده اند . قومی نیرومندی كه تبعیت برخی از حكومتهایی كه در ایران روی كار آمده اند را قبول نكرده و اگر هم درزمانهایی قبول كرده دوام چندانی پیدا نكرده است جنانكه گویی این قوم كمتر فرمانبردار بودهاست. بعدها هم كه در مجموعه شاهنشاهی ایران قرار گرفت ـ البته بعد ها هم كه می گویم منظورم پیش از اسلام است ـ در مقام یك متحد قرار داشت . با اینكه این قوم ایرانی و ایرانی زبان است و در تمام حوادث مهم تاریخی ایران حضور و سهم و نقش داشته است به همان نسبت سلحشور ؛ آزاده و خویشتن اندیش هم بوده است . این قوم هرگاه احساس می كرده دولتی نمی تواند نماینده خوبی برای ملت ایران باشد ؛ با آن به نسبت شأن و مشروعیتی كه داشته رفتار كرده است . البته تبعیت پذیر نبودن نه به معنای ایران گریز بودن ؛ بلكه وقتی كه خواسته با دولتی روابط برقرار كند و از دولتی تبعیت بپذیرد به مشروعیت و توانایی و صلاحیت های آن دولت فكر كرده است . بعد ها كه این قوم تدریجاً ضعیف شد روزگار رفتار دیگری با آن در پیش گرفت . هر حاكمی كه آمد سعی كرد به نحوی آن را مهار كند و به نحوی این قوم را تضعیف كند ونگذارد كه خاطرات دوران باستان در ذهن آن جان بگیرد و تا مبادا دوباره باعث مشكلات و دردسر هایی بشود . این موضوع داستان مفصلی دارد كه نمی توان در یك مصاحبه به جزئیاتش پرداخت . واین یك بخش از علل گمنام ماندن تالش است .
بخش دیگر گمنام مانده تالش باقی نماندن آثار مكتوب و آثار فكری این قوم است . زیرا ممكن است یك قوم از بین برود ولی آثار آن برای قرنها و زمانهای طولانی باقی بماند .كتابها ، بناها ، و آثاری ادبی كه آن قوم به وجود آورده نامش را زنده نگهدارد . از تالشان نیز چنان آثار وجود داشته ولی از بین رفته است . بنابراین نه در نزدیك با قوم تالش رفتار خوبی شده و نه از دور . وسائل ، ابزار وامكاناتی هم نبوده كه دیگران بتوانند ارتباطشان را با این قوم حفظ كنند و آن را بشناسند .. تالش بعد از حادثه جنگهای ناگوار روسیه علیه ایران ـ كه به نظر من تلخ ترین حادثه تاریخ تالش است ـ و عقد قرار داد ننگین تركمانچای ، یكباره ازهم گسیخته شد . نیمی از این قوم در آن سوی مرز دریك شرایط فرهنگی ،تاریخی وسیاسی جداگانه وكاملاً متفاوت با ایران قرار گرفت و. بخش دیگری نیز در ایران باقی ماند . آنهم با نگرانی هایی كه دولت نالایق و بی كفایت قاجار نسبت به تالش داشته ؛ زمینه هایی رافراهم كرد كه باز این قوم تحت سلطه وسیطره و سركوب بماند وهرگز نتواندجان بگیرد . چون نگران بود كه ممكن است مشكلاتی ایجاد شود . یا باز هم همسایه قدرتمند شمالی اش عصبانی شود و دست به اقدامات دیگری بزند . و یا دلایل دیگری كه برای خودشان داشتند ؛ موجب شد كه این قوم در انزوا قرار گیرد و همچنان در یك محدوده جغرافیایی و دور افتاده و ناشناس و به حالت محاصره زندگی خودش را ادامه دهد .
وقتی منابعی نباشد كه قومی را بشناسیم ؛ وقتی كه نظر دولت ها نسبت به یك قوم به گونه ای باشد كه نخواهند آن قوم دوباره مطرح شود ، طبعاً راههای شناخت آن قوم هم بسته می شود . این نیز بخشی از دلایل گمنام ماندن تالش است . ولی این مسایل دیگر در مورد تالش امروز مصداقی ندارد . كسانی كه هم سن و سال من هستندیا حتی جوانتر ها به یاد دارند وضعیتی كه تالش امروز دارد ، ده - بیست سال پیش اصلاً نداشت . تا چند دهه قبل حتی در رشت ، تالش را به خوبی نمی شناختند و اگر هم می شناختند با ذهنیت بسیار بدی نسبت به این قوم قضاوت می كردند .بدترین ضرب المثل هایشان را درمورد تالشان برزبان می آوردند . این قوم جتی برای خودش شناخته شده نبود . به اینها به عنوان مردمی بربر ، وحشی و بی فرهنگ نگاه می كردند . اما در طول همین بیست و سی سال گذشته خوشبختانه جنبشی در تالش بوجود آمده است و این قوم بار دیگر استعداد خودش را دارد نشان می دهد و همانطوری كه دارد در صحنه های اقتصادی وتجارت و سیاست خودش را نشان می دهد ؛در حوزه فرهنگ هم در حدی بسیار چشمگیر در حال درخشش است. تالشهای موفق در جهان ودر گوشه وكنار ایران كم نیستند . در حوزه تالششناسی اكنون موجی از جوانهای علاقه مند به فرهنگ و هویت خود دارند فعالیت می كنند و اثر این فعالیتها امروزه قابل مشاهده است . تالش دیگر آن تالش ده سال پیش بیست سال پیش و سی سال پیش نیست . وكما بیش شناختی از این قوم به دست داده شده و همچنان هم موج آگاهی با ابعادی غنی تردر حال گسترش است .
ü باعنایت به اینكه در برخی آثار تاریخی می خوانیم كه مثلاً تالشها به دولت مركزی حدود بیست هزار سرباز برای مبارزه با فلان دولت داده اند ویا چیزهایی از ایندست و از طرفی ضعفی كه تالش بعدها بدان دچار شده است ؛ آیا میتوان گفت این عقب ماندگی و ضعف ومشهور و معروف نشدن به نفع فرهنگ و تمدن و زبان ادبیات و… تالش بوده است ؟ یعنی با داشتن این شرایط این قوم توانسته اصالتهای خودش را حفظ كند و تا حدودی بكرو دست نخورده به ما برسد .
ج : منزوی ماندن وشرایط خاص جغرافیایی و توانمندیهای اجتماعی و سیاسی این قوم كمكهایی كرده است كه در حین در انزوا ومحاصره ماندن , در حالت جزیره ای در گسترده ایران بزرگ بودن ؛ بیشتر به خودشان برگشته اند و در خودشان غرق شده و وضعیت تدافعی بگیرند لذا توانسته اند فرهنگ ، زبان و آداب خودشان را نسبت به برخی اقوم كه بیشتر در معرض تاخت و تازهای اقوام بیگانه قرارگرفته اند حفظ بكنند . طبعاً آنجاهایی كه شاهراه حوادث بوده است مردمانش بیشتر تحت تاثیر قرار گرفته اند. به طور مثال از سده پنجم هجری قمری اقوام ترك زبان , اقوام اویغور آلتایی اوغوز از اقصای شرق ایران تدریجاً به سوی ایران سرازیر می شوند و بر اثر ضعف دولتها و یا حوادثی دیگر و وجود بعضی شرایط مناسب ؛ موفق می شوند به داخل خاك ایران نفوذ كنند. در آن زمان ایران از خودش دولت مركزی فراگیری نداشته است. اقوام ترك در این كشور حاكم شدند ودولتها را به وجود آورده اند . آنها وقتی آمدند و وارد ایران شدند به علت شرایط خاص جغرافیایی مازندران، راهشان را از جنوب سلسله كوههای البرز ادامه می دهند و نمی توانند داخل بخش شمالی و باریكه جلگه ای بین البرز و دریای كاسپین بشوند . آنها ناچار از پایین عبور می كنند . وقتی كه از پایین عبور می كردند پشت سرشان طوایف و تیره های ترك هم می آمدند و ساكن می شدند و تحت حمایت دولتهای خودشان قرار می گرفتند و نه تنها بر شرایط و مناسبات اجتماعی ، اقتصادی مناطقی كه در آنجا ساكن می شدند سلطه پیدا می كردند وتاثیرمی گذاشتند بلكه برزبان و فرهنگ آنها تاثیر می گذاشتند . مردمی كه در چنان شرایطی قرار می گرفتند تا كی می توانستند بدون پشتوانه در مقابل سیل تهاجمات فرهنگی ، سیاسی و نظامی و اجتماعی مقاومت كنند؟ . به هر حال روزی مقاومت شان به حداقل می رسید و تحت تاثیر قرار می گرفتند . اما می بینیم در مازندران زبان و آداب و رسوم باقی می ماند و در گیلان و تالش باقی می ماند ؛این موضوع بیشتر حاصل شرایط جغرافیایی آن دیار و هوشمندی مردمی بوده كه می دانستند چگونه از نعمتهای خدادادی و شرایط محیط زندگی خود در مقابل مهاجمان استفاده كنند. و همین موضوع باعث شد كه پای آن اقوام به گیلان و تالش باز نشد . در حالی كه آذربایجان به آن بزرگی كلاً ترك زبان شد و فقط جزیره های كوچكی از زبان كهن مردم آن سرزمین باقی ماند . در مازندران و گیلان و تالش یك طایفه و تیره و جمعیت ترك نتوانست رسوخ كند و ساكن بشود تابتوانند روی فرهنگ آن مردم تاثیر بگذارد. بنابراین عوامل مختلفی بوده اند كه مسیر را طوری تعیین كرد ند كه این مردم در انزوا قرار گیرند و بتوانند زبان وفرهنگ خودشان را حفظ كنند . و اینموضوع امروزه برای ما نعمتی است . و می توانیم بگوییم كه اتفاقاتی كه افتاده به ضرر هم نبوده و خیلی هم به نفع ما تمام شد و ما امروزه با داشتن زبان تالشی می توانیم قوم تالش را هم معرفی كنیم .