نام کلوب :شعر و ادبیات عرب
نام انگلیسی : maghbaratoalshoaraaa
تاسیس : 4 آذر 1384
91 عضو ، 114 بحث ، 9 آلبوم ، 16 مقاله ، 1 لینک

شعر و ادبیات عرب

__
لیست بحث ها
  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
17
39
87/2/28 (03:58)
23
70
86/11/4 (06:09)
15
31
86/6/9 (02:04)
10
39
86/11/23 (03:28)
8
34
86/7/27 (03:56)
7
46
86/2/27 (10:59)
0
1
87/4/14 (14:28)
11
13
87/1/9 (16:40)
0
5
86/12/14 (21:09)
1
6
86/12/14 (21:02)
عنوان بحث
اتفاقا درافتاب تموز
14 خرداد 86 - 16:25

آن شنیدم که روبهی عیار
بابزی شد درون صحرا یار
روبهک سخت رند ودانا بود
درهمه کارها توانا بود
گرم سرد زمانه دیده بسی
تلخ وترش جهان چشیده بسی
دامها بگسلیده از نیرنگ
پیرهنها دریده رنگارنگ
هدف صد هزار تیر شده بود
کهنه تاریخ چرخ پیر شده بود
لیک بز گول وخود پسندی بود
درخور طنز وریشخندی بود
ساده وبی خیال وخوش باور
متملق پرست ودرون پرور
داشت ریشی دراز و شاخی سخت
ریش چون سبزه و شاخ هم چو درخت
اتفاقا درافتاب تموز
عطش افگندشان بسوگ وسوز
هر طرف تاختند ازپی آب
آب بود اندر زمین نا یاب
بس دویدند تا دراخر کار
چشمه ای یافتند زآبگوار
راه چشمه درمغاکی بود
دره ژرف و هولناکی بود
گاه رفتن چو بود روبه نشیب
به سهولت شدند بی اسیب
آب خوردند و درست و رو شستند
سروگردن درآب شستند
چون شکم سیر شد گلو سیراب
چشمهاشان تهی زسرمه خواب
آن دویار موافق دمساز
خواستند از نشیب شد به فراز
راه پر پیچ بود و درهم وسخت
نه گیاه ونه سبزه ونه درخت
شکم ازآب گشته همچون مشک
دل زخون مال مال ودیده زاشک
از شرار تموز تن به گداز
مرغ اندیشه مانده از پرواز
دیرگاهی به خود فرو رفتنند
هردم از بخت بد برآشفتند
پس دیر مبالات سخن
گفت روبه به دوستارکهن
حیلتی بهر جستن ازاین حصار
ساز کردم که دیو ازان عاجز
گر بهم دست اتفاق دهیم
هردو از ورطه فنا برهیم
ورنه بی گفت وگو درین زندان
هردوباشیم طعمه رندان
گفت بز ای حکیم دانشمند
پیش رای تو سرنهم به کمند
گفت روبه چو خاطرت گرمست
گوش تو سخت و گردنت نرم است
حل این عقده سهل می بینم
چون ترایار و اهل می بینم
بایدت دیوستان بری دیوار
شاخ خودرا همی زنی ستوار
تاکهن بنده ات شود گستاخ
پانهد مراترا به شانه وشاخ
سوی بالا همی جهد چالاک
زان سپس برکشد تراازمغاک
گفت بز شکر دارم از ایزد
که تویی گنج هوش و کان خرد
خیز پا بر فراز شاخم نه
اززمین سوی آسمان برچه
این همی گفت و خاست بر سر دست
منجنیقی به چرخ گردون بست
رفت روبه زپشت بز برشاخ
جست ازآن تنگنا به دشت فراخ
چون رها شد زدام گفت به بز
کای حریف یگایه زیرک
رفتم اینک خدانگهدارت
تا ابدباد فضل حق یارت
من رهیدم به سعی وحیلیت خویش
توهم البته حلیتی اندیش
بز سوی اسمان فگند نگاه
گفت ای خالق ستاره وماه
کاش دادی بجای ریش و شاخ
بنده راعقل پهن وهوش فراخ
ادیب الممالک امیری
پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
15
9 شهریور 1386 ساعت 02:04

عالی بود=D>=D>=D>

14
8 شهریور 1386 ساعت 14:17
chera az sarajon davt nemikonid keh dobare bargrde
inja kheily soto kore
13
8 شهریور 1386 ساعت 13:44
ghorbone hamton beram
dosteton daram
12
30 مرداد 1386 ساعت 01:03
=D>=D>=D>=D>=D>
11
16 تیر 1386 ساعت 19:17
mamnon azizam =D>=D>=D>
10
16 تیر 1386 ساعت 04:00
=D>=D>=D>
9
8 تیر 1386 ساعت 15:01
mesle hmishe jaleb bod =D>=D>
8
8 تیر 1386 ساعت 14:44
zibast  mersi =D>=D>
7
7 تیر 1386 ساعت 10:40
aly bod khanomy =D>=D>
6
23 خرداد 1386 ساعت 11:46
=D>
5
19 خرداد 1386 ساعت 19:10
jaleb  bod azizam =D>
4
19 خرداد 1386 ساعت 19:09
jaleb  bod azizam =D>
3
17 خرداد 1386 ساعت 15:35
=D>=D>=D>
2
17 خرداد 1386 ساعت 00:23
=D>=D>=D>
__