| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
5
|
90/12/9 (12:52)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
90/11/22 (00:41)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/11/22 (00:39)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/6/10 (18:24)
|
|
||
|
|
1
|
14
|
89/11/1 (18:11)
|
|
||
|
|
11
|
91
|
89/10/28 (22:50)
|
|
||
|
|
3
|
17
|
89/10/28 (22:37)
|
|
||
|
|
16
|
82
|
89/4/13 (14:10)
|
|
||
|
|
7
|
41
|
89/3/6 (02:33)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
89/2/19 (17:45)
|
|
||
|
|
2
|
26
|
89/1/25 (14:01)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
88/12/14 (23:45)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
88/12/14 (23:45)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
88/8/22 (11:27)
|
|
||
|
|
4
|
42
|
88/8/11 (14:21)
|
|
||
|
|
7
|
67
|
88/6/27 (12:48)
|
|
||
|
|
3
|
17
|
87/12/8 (22:33)
|
|
||
|
|
1
|
15
|
87/11/29 (14:43)
|
|
||
|
|
6
|
19
|
87/11/25 (22:19)
|
|
||
|
|
8
|
64
|
87/11/12 (16:12)
|
|
چکیده : انتشار مقاله ای در کلمه با عنوان سرکوب قومیتها سیاستی صهیونیستی و استقبال فراوان خوانندگان، بخصوص هموطنان کرد و آذری، ما را بر آن داشت تا شماره ویژه ای از روزنامه را نیز به این موضوع اختصاصی دهیم.
انتشار مقاله ای در کلمه با عنوان سرکوب قومیتها سیاستی صهیونیستی و استقبال فراوان خوانندگان، بخصوص هموطنان کرد و آذری، ما را بر آن داشت تا شماره ویژه ای از روزنامه را نیز به این موضوع اختصاصی دهیم.
این ویژه نامه حاوی سه مطلب است. مطلب کوتاه اول متن اصل ۱۵ قانون اساسی کشورمان است.
اصل ۱۵ قانون اساسی می گوید:
زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.
متن مقاله دوم تحت عنوان سه آسیب در واقع خلاصه و برگردان متن فارسی آقای داریوش محمدی است در مورد سیاست صهیونیستی سرکوب قومیت ها که متن کامل آن را می توانید اینجا بخوانید.
متن سوم نیز برآن است که مناسبات و خواسته های قومی و مسائل ناشی از آن نیازمند آسیب شناسی است و نه قضاوت های یک جانبه. در این متن آمده است: تامین حقوق گروهی اقلیتها نه تنها نسبتی با جدایی طلبی و تجزیه طلبی ندارد بلکه پشتوانهٔ محکم و مطمئنی برای مواجهه با امپریالیسم جهانی است و راهکاری برای کوتاه کردن چشم طمع بیگانگانی است که با تاسیس و تشکیل گروهها و دستهها ی خشونت طلب، آروزی تجزیهٔ کشور زیبای ایران را دارند.
متن کامل این یادداشت را نیز در زیر مشاهده می کنید. روزنامه امروز کلمه را به هموطنان کرد برسانید.
نباید انتظار داشت که خشونت نتیجهای جز درگیری و جنگ و بازتولید خشونت به دنبال بیاورد. جای شگفتی ست که در تاریخ دولتها و ملتها به برنامهها و تلاشهایی بر میخوریم که خواهان برقراری نظم و امنیت و آزادی با ابزار سلاح و خشونت بودهاند. زبان خشونت، زبانی «معطوف به حل مسئله» نیست، «دستوری برای حذف مسئله» است.
منطق خشونت، یک منطق یک طرفه است. یعنی یک طرف ماجرا آن چنان به حقیقت دست یافته است و و داعی حق شده است که تحمل طرف مقابل را ندارد و میخواهد به هرصورت او را حذف کند. واکنش طرف دیگر هم یک دفاع وجودی است و دفاعِ وجودی، خشونت را هم توجیه میکند. و این گونه است که از خشونت غیر از خشونت نمیزاید.
با پذیرش این اصول، هر گونه تلاش برای توجیه «رفتار انقلابی توام با خشونت» پیشاپیش مردود است. رفتارهای خشونت آمیز را باید آسیبشناسی کرد و ریشههای آن را شناخت تا از تکرار آن جلوگیری شود آسیبشناسی غیر از قضاوت است. در آسیبشناسی «موجودیت طرفین» مهمتر از حق و ناحق بودنِ آن هاست. انکار یا ارزش گزاری هر کدام از طرفین، «آسیبشناسی» را به «قضاوت» فرو میکاهد. قاضی، دغدغهٔ کشف حقیقت را دارد تا «ظالم و مظلوم» را تشخیص دهد و بواسطهٔ آنچه در گذشته رخ داده است «ظالم» را مجازات کند؛ اما «آسیبشناس» دغدغهٔ «آیندهٔ طرفین» را دارد. بعید است هیچکدام از «قربانیان خشونت» به قضاوت تن دهند. بازگشت به خاطراتِ خشن، تنها بیاعتمادی را بیشتر میکند و بیاعتمادی مرگ گفتگو ست.
با این مقدمه میتوان گفت آنچه در سالیان پس از پیروزی انقلاب در مناطق کردنشین رخ داده است نیاز به آسیبشناسی دارد نه قضاوت.
چگونگی ماههای نخستین پیروزی انقلاب تا دوران جنگ و مبارزه مسلحانه احزاب ضد انقلاب و دیگر مقاطع و رویدادها، گرهها و معضلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بسیاری را به وجود آورده که هنوز هم تاثیرات آن در مناطق کردنشین ایران و به ویژه در استان کردستان مشهود است. غافل شدن از مشکل بزرگی به نام مشکل کُردها، راه حل نیست و غفلت بیشتر به معنای ژرفتر کردن مشکلات کُردهاست. اگر از همین حالا برای حل مشکل کُردها در کشور گامهایی جدی در قالب برنامه و استراتژی معقول برداشنته شود راه رسیدن به دمکراسی و توسعه کوتاهتر خواهد شد.
میر حسین موسوی، در اشارهها و بیانیههایی که تا کنون صادر کرده است، نشان داده است که به درستی به مسائل مشکلات مناطق کردنشین آشنا بوده و به خوبی میداند که این بخش از سرزمین ایران با مشکلات و کاستیهای مضاعفی روبروست و برای مواجهه با این مشکلات برنامهها و استراتژیهای مناسبی دارد.
بدون شک جنبش سبز به رهبری موسوی امکان و ظرفیت آن را دارد که کُردها و همه اقوام و اقلیتهای ایران را در آزمون بزرگ دمکراسی ملت ایران همراه و هم قدم کند و یک بار دیگر این حقیقت را اثبات کند که تفاوتهای قومی برای ایران نه یک تهدید بلکه یک فرصت بزرگ تاریخی و یک ثروت بیمانند فرهنگی و ملی است.
موسوی به خوبی میداند، تامین حقوق گروهی اقلیتها از قبیل حق تحصیل به زبان مادری، مشارکت سیاسی در حکومت و پستهای حساس بدون توجه به تبعیضهای قومی و مذهبی نه تنها نسبتی با جدایی طلبی و تجزیه طلبی ندارد بلکه پشتوانهٔ محکم و مطمئنی برای مواجهه با امپریالیسم جهانی است و راهکاری برای کوتاه کردن چشم طمع بیگانگانی است که با تاسیس و تشکیل گروهها و دستهها ی خشونت طلب، آروزی تجزیهٔ کشور زیبای ایران را دارند.
با سلام و تشكر از حسن نیت تمامی دست اندرکاران.
باید حضور عالیان عرض کنم که مطالب عنوان شده در کلمه را بعضی ها به عنوان انقلابی رسانه ای اعلام میکنند.باید عرض کنم که مطالب اول و دوم که موضوعهایی نیستند که قابل انکار باشند حال آنکه سیستم کنونی آنرا از ملیتهای ایران (نه ملیتهای ایرانی!) دریغ نموده شاهدیم که دیگر بار منتی بزرگ میشود بر سر این ملل که تازه نه تحقق یافتهاند بلکه گروهی آن را به عنوان دورنمایی که باید اجرایی شود عنوان می کنند.چه بسا سالهای اول انقلاب به دلیل مشخص بودن این نکته که قوانین موجود ایران برای ملتهای ایران کافی نخواهد بود چنان درگیری هایی به وجود آمد.
متاسفم که در مطلب سوم به شیوه ای مبتذل به تحلیل ابتذالات(خشونت) پرداخته شده است و به نظر نمی رسد که لازم به توضیح باشد.
اما مورد اساسی ای را که میخواهم دوستان بدانند این است که :در کردستان در یک سال اخیر ما شاهد رویدادهای شگرفی از جانب مردم کردستان بوده ایم آن هم اعتصاب سراسری و دیگر شیوه های مدنی مبارزه است که بدین شیوه و با این گسترده گی در هیچ کجای ایران قابل مقایسه نیست.
باید عرض کنم که کارهایی به مانند نشریه ی کلمه و بسیار بیشتر از اینها باید خیلی پیشتر انجام می گرفت تا به قول مطلب سوم ضدانقلاب حق مداخله نمی یافت!امروزه که جنبش سبز بدین شیوه در جهان مجازی شاهد فاعلیت آن هستیم در مناطق کردنشین علی رغم تمامی فشارهای سیاسی اقتصادی اجتماعی و... فعالیت در عرصه اجتماع و نه مجازی آن دیده میشود(اعتصاب سراسری،نمونه بارز آن تجمع مردم در نصف شب برای لغو حکم اعدا حبیب لطیفی و... ).به نظر میرسد که جریان جنبش سبز پیشتر باور بر همراهی جنبش کردستان به صفوفشان را نداشته اند و حس می کردند که تنها جنبش هایی که در کردستان وجود دارد جنبشهای به اصطلاح ضد انقلاب است!حال که چنان رفتارهایی از جامعه مدنی کردستان روی میدهد 1:یا می حواهند که جنبش کردستان با آنان همراه شود البته احتمالا نیروی اجتماعی ای که در ورطه ی هدونیسمی که آنان به جامعه کردستان القا نمایند غوطه ور باشد(در عناوینی چون اصلاح طلبی و ...).2:یا واقعا ما خبر نداریم و میخواهند که حق به حق دار رسانند!که به نظر می رسد وقتی حقی بدون تلاش به کسی داده شود احتمالا حق نیست.حق گرفتنیست و ما دنبال آن و برای گرفتن آن.هنوز که هنوز است بسیاری از به اصطلاح روشنفکران متعهد و در راس از دموکراسی امروزه وهم دارند چرا که احساس می کنند اگر چنان شود باید حق رفراندوم و حق تعیین سرنوشت به ملل ایران داده شود و از این مورد میترسند!
در رابطه با کلمه ،البته چنین رفتارهایی که گه گاه صورت میگیرد آن هم در شرایطی که کسی آنرا پیشبینی نمی کند و بیشتر مرهون رفتارهای نارسیستیک است که هرازگاهی می خواهد که تصویری را که جامعه ی کردستان از آنان میبینند به نظر ایده آل باشد و در نتیجه آن تحسین این جامعه را به دنبال داشته باشد و خود سرمنشا به قول یکی از دوستان خودماچیدگی!اضافه میکنم که امروزه جنبش سبزی که سخن از مقاومت زندانیاشان میشود آغاز راهیست که زندانیان کردستان هم اکنون در انتهای آن هستند(اعدام) و در همین ساعاتی که بنده این نوشته را مینویسم حقوق بشری که ظاهرا غیر سیاسیست و کاملا خود را غیر سیاسی مپندارد؛ خنده دار است که این حقوق بشر بسیار کمتر شامل مناطق کرد نیشین می شود.البته بنده بابت این موضوع گله ای را بر کسی روا نمی دارم چون واقعا در بحث حقوق بشر تناقضاتی نهفته است که در اینجا وارد آن نمیشوم.
در پایان ما به عنوان ملت کرد در ایران بسیار خوشحالیم از همزیستی با سایر ملل چرا که میدانیم شروع مبحث جدایی و ورود آن به عرصه عمل انچنان ضررهای به خود ملل وارد خواهد ساخت که یارای مقاومت سخت خواهد شد اما باید این را نیز مد نظر داشت اگر ضررهایی که امروزه به ملل ایران تحت عناوین بسیاری وارد میشود احتمالا بیشتر از وارد عرصه ی عمل شدن مبحث جدایی است و باید مسئولان بدور از پنهانکاری و اعمال قطره چکانی به دنبال رهیافتی عملی باشند نه اینکه در پس پرده آسیب شناسی دوباره وارد دور باطل شودند.امروزه ملل ایران و علی الخصوص ملت کرد بیکار ننشسته و تمهیداتی بلقوه برای خود دارد.
با تشکر