userinfo close

  ,

حقوق بشر در کردستان


mafkurd

تاسیس: 12 اسفند 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: کورده وان کورده وان - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
5
90/12/9 (12:52)
0
1
90/11/22 (00:41)
0
2
90/11/22 (00:39)
0
2
90/6/10 (18:24)
1
14
89/11/1 (18:11)
11
91
89/10/28 (22:50)
3
17
89/10/28 (22:37)
16
82
89/4/13 (14:10)
7
41
89/3/6 (02:33)
0
10
89/2/19 (17:45)
2
26
89/1/25 (14:01)
0
10
88/12/14 (23:45)
0
6
88/12/14 (23:45)
0
7
88/8/22 (11:27)
4
42
88/8/11 (14:21)
7
67
88/6/27 (12:48)
3
17
87/12/8 (22:33)
1
15
87/11/29 (14:43)
6
19
87/11/25 (22:19)
8
64
87/11/12 (16:12)

عنوان بحث

هاوری اردلان , aso7
هاوری اردلان - 11:33 1387/10/25

کردهای شیعه

با توجه به این که مذهب یکی از مولفه های فرهنگ کردی می باشد و  انکار مذهب  انکار یک واقعیت بزرگ می می باشد و از آنجا که بخش وسیعی از جامعه کرد را کردهایی با مذهب شیعه تشکیل می دهد جایگاه آنها در آینده کردستان چگونه خواهد بود.  
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
عامر گلی , amergoli
عامر گلی - 22:50 1389/10/28
11

این مقاله ایست در نقد فکریت آتئیسم برای اینکه فکر می کنم باید روشن شود که اساساآتئیسم نیز خود یک مذهب است در واکنش به دیگر مذاهب و انکار ضدیت با آن اتفاقا انسان را وارد دوری باطل و مذهبی دیگر(آتئیسم)می کند که سخت بتوان از ورطه آن خارج شد.

در همین رابطه نیز نویسنده مشهور اسلاوی ژیژک چند مقاله ای را نوشته که متاسفانه تا کنون به فارسی ترجمه نشده است به نام "آتئیسم مذهب اعلام نشده"

 

امروزه تعریفی که از آتئیسم موجود است همان عدم اعتقاد به وجود خدا وهمان پرسش وجود یا عدم وجود خدا و پاسخ عدم وجود آن وبه تعبیری زد خدا بودن. 

 برای تعریف چنین اعتقادی باید رجوعی به مفاهیمی همچون فرم وکلیت و ابعاد سازنده آن یعنی استثنا و قاعده و اینکه اساسا کل های منسجم اساس برساخته شدنشان چیست و چرا همواره دارای تناقضی درونماندگارند. اگر بخواهیم آتئیسم را به عنوان اندیشه ای که به عدم وجود خدا اعتقاد دارد تعریف نماییم آنگاه باید ابعاد برسازنده این اندیشه را مورد بررسی قرار دهیم. از آنجایی که هیچ قاعده ای نمی تواند بر آشوب اعمال گردد. برای اعمال قواعد باید نظامی پیشین موجود باشد تا قاعده در این نظام بتواند جای گیرد.صحبت از کلیتی پیش ساخته قبل از بالفعل شدن قاعده است. 

برای برساخته شدن هر کلیتی یک مازاد یا استثنا لازم است تا این کلیت پیش ساخته بتواند به وجود آید و این استثنا از طریق تعلیقی درونی است که نمود یافته و کلیت به واسطه مازاد است که تعریف می شود و نه از طریق قواعد درونی.و بنابراین بدین شیوه می توان درون و بیرون را مشخص کرد که چه کسی بیرون از این نظام است و چه کسی درون آن و این با همان تعلیق و دامن زدن به استثنا و قرار دادن آن در بیرون در عین حالی که درونماندگار خواهد بود. اما هنگامی که از کلیتی به نام آتئیسم صحبت می شود اساسا پای موجودیتی به نام خدا نیز به میان خواهد آمد و آتئیسم همانطوری که با وجود خدا کنار نمی آید به همان شیوه نیز با عدم وجود آن نخواهد توانست کنار آید.جایگاه خدا یا وجود خدا در این کلیت همان استثنای برسازنده این کل است.برای فهمیدن این کل نباید به سراغ قواعد داخلی آن رفت بلکه توانایی در درک مازاد آن(خدا) ،درک کل و در نهایت درک قواعد آن را به دنبال خواهد داشت چرا که این کلیت با مفهوم خدا و حذف و پرتاب آن به خارج به عنوان مازاد وهمزمان درونی کردن آن است که شکل می گیرد.در واقع با حدف آن اتفاقا ادغام می شود. نباید فراموش کرد که آدمی با دشمنی که ساختارش را نمی فهمد یکی می شود و این همان یکی شدن ساختار آتئیسم با تفکریست که در تقابل با آن است. اما از بعد روانکاوانه اگر به فرد آتئیست نظری بیافکنیم خواهیم دید که در قالب رفتار روان نژندی وسواسی-اجباری است که آتئیسم را تجلی می بخشد.چرا که دفع امیال و رجوع دوباره آنها از ضمیر ناآگاه به ضمیر آگاه و ملبس به لباسی دیگر می تواند موجبات افکار و تحقیقات علمی و نظری شود. لوث مقدسات و فکر اجباریِ اهانت به آنها علی رغم منطبق نبودن بر اخلاق فرد یکی از شاخصه های اصلی روان نژندی وسواسی-اجباری است.در هر شرایط احترامی که منشاش از نوع مقدسات لوث شده بوده بر ساحت یا مقامی روا داشته شود فرصتی به دست خواهد داد تا فرد به شیوه ای وسوسه آمیزی به آنها توهین کرده و تقدسشان را در ذهنش پایمال نماید. این افکار علی رغم تلاش فرد برای رهایی از آنها روز به روز بر قدرتشان افزوده می شود.هرچند روان نژندی وسواسی در مواردی می تواند در هیچ نمودی برای بالفعل شدن تجلی نیابد اما باید دانست که فرد هر لحظه در معرض اعمال تکراری روان نژندی وسواسی و دور باطل آن قرار دارد. فرد در طباع وسواس-اجباری آنچه را فکر می کند به عنوان عمل می پندارد. البته این مورد نیز حائز اهمیت است که روان نژندی هر چند از سوی فروید یک بیماری بود اما در بسط نظریات فروید ،لاکان روان نژندی را تنها یکی از قالبهای رفتاری انسان می داند و وجه تمایزی میان انسانی غیر بیمار و روان نژند که مبین بیماری باشد نمی بیند و آن را بیماری تلقی نمی کند.

نیما سنندجی , orfanjoon
نیما سنندجی - 12:55 1389/08/13
10

مذهب یک مقوله ی شخصیه و اصلا نباید وارد مسایل سیاسی کردها بشه هر جا مذهب واسه ادمها مهم شد و به ان تعصب ورزیدند تنها پیامدش پسرفت و اختلاف و کور شدن استعداد ها بوده جوامع امروزی به ما نشون دادن اگه میخوای تو یه اجتماع ازاد و پیشرفته زندگی کنی باید تعصبات مذهبی رو بندازی دور هرجا لاییک بودن پیشرفت بیشتر بوده

 

مسعود دهقانی , masdaryan
مسعود دهقانی - 23:13 1389/03/25
9
شیعه و سنی کیلویی چنده ؟ ما قبل از این که شیعه یا سنی باشیم کرد بودیم و هستیم ؟ بژی کورد
ساتیار کوردستان , satiarkurd
8

 

دوست عزیز " هاوری " اگر منظور شما از آینده کوردستان بافتار فکری و فرهنگی کوردستان است، باید عرض کنم که همانگونه جنابعالی هم اشاره کرده اید دین و مذهب یکی از پارامترهای اندام وار فرهنگ می باشند، فرهنگ که خود تعریفی نسبی و تاریخی دارد، پروسه ای تدریجی است که بر اساس ویژه گیهای اجتماع بشری شکل می گیرد و در هر برهه ای از تاریخ قابل تغییر است، و اگر هم منظور شما از آینده کوردستان، سیستم حاکمیت سیاسی می باشد، که خب این هم در یک سیستم دمکراتیک قابل بررسی است، یعنی اگر مردم به اتفاق ارا خواهان یک سیستم سکولار باشند، آنگاه باید بر اساس احترام به رای اکثریت سیستم سیاسی طرح ریزی شود . اما باید یک واقعیت را اشاره کرد، اینکه اگر لازمه احقاق حقوق و مطالبات حداکثری ملت کورد رسیدن به کیان سیاسی می باشد و یا وجود یک سیستم دمکراتیک بدون توجه به نوعیت دولت، باید در نظر داشت که مبنای رسیدن به این مرحله، وحدت ملت کورد می باشد، ملتی که با تمام گوناگونی های زیبایش هم از لحاظ زبانی و دینی زیر مفهوم سیاسی و اجتماعی "ملت کورد" باید جمع گردد تا باشد روزی به آرزوهای انسانی و دیرنه خود برسد .

 

کامران احمدی , kamranako
کامران احمدی - 01:24 1389/02/29
7

بی شک اولین  فاکتور ملیت کرد دین نیست !

کارو کریمی , karo_khob
کارو کریمی - 11:58 1389/02/23
6

به نظر من حرف زدن از دین و مذهب یه چیز بیهوده ای من قبل از اینکه هر دین و مذهبی داشته باشم کورد بودم

ژیله مو کچه کورد , beritaaaan
5

با توجه به تاثیر عظیم مذهب در فرهنگ جوامع شرقی از جمله کورد و کوردستان انکار این مورد معضل بیشتری از خود مذهب خواهد بود

شناخت تاریخ و فرهنگ کهن کورد و کوردستان ، تاکید بر جشنهای ملی و شناخت اشتراکات ملی و تاریخی می تواند بسیار در برابر آسیمولاسیون فرهنگی و تاثیر مخرب مذهب ، مثبت واقع شود .

شناخت تاریخ ، فرهنگ ، جغرافیا ، ادبیات و زبان کوردستان وظیفه تک تک ماست. تا در برابر هجوم بخش مخرب فرهنگ بیگانه مقاوم شویم .

یا سه ر که وتن یه سه ر که وتن ...

ئومید ئازادی , kurdekalhor
ئومید ئازادی - 12:04 1388/04/30
4

سلام دوستان

به نظر من آینده ی هر قوم و ملتی بستگی به منش و فرهنگ سیاسی سیاستمداران آن سرزمین دارد.نوع حکومت آینده ی کردستان چگونه خواهد بود؟اگر شما به این سوال پاسخ روشنی لطف کنی من هم با توجه به تاریخ سیاسی ملل مختلف و با توجه به اولویت های سیاسی سیاستمداران می توانم پیشبینی کنم که آینده اختلافات مذهبی چگونه خواهد بود.مذهب یک باور است و تغییر باور خیلی سخت و احتیاج به روشنفکری زیادی دارد ولی نمیتواند با سیاست قاطی شود و سعادت جوامع بشری را تامین کنداگر حکومت آینده کردستان یک حکومت ایدئولوژیک باشد مشکل به قوت خود باقی است اما اگر حکومتی مثل حریم خودگردان کردستان عراق باشد که به آن به عنوان جزیره ی دموکراسی در قلب خاورمیانه یاد میکنند وضعیت مطلوبتر خواهد شد.مذهب بگذارید یک عقیده ی شخصی باشد عمری است که نه من از شیعه بودن خود چیزی دستگیر شده و نه شما از سنی بودنت .

کاوه وفا , kaveh_parav
کاوه وفا - 00:03 1387/10/28
3

منطقه کرماشان وایلام و به طور کلی،نواحی جنوبی از شرق کردستان میاشد.

معضل سیاست گریزی و رکود اراده سیاسی در این مناطق.

بی شک بخشی از شرق کردستان که ما آن را کرماشان،ایلام،لرستان و یا تحت عنوان منطقه کلهر،فیلی

لک ولر می شناسیم،در طول مبارزات آزادیخواهانه اما بیشتر در چهارچوبی خارج از احزاب کردی به ایفای نقش پرداخته است.

با این حال،این مناطق که میتوان همه آنها را در چهارچوب نام کرماشان نام نهاد.

این مناطق نتوانسته اند دارای شناسنامه قابل قبول ومستندی از لحاظ سیاسی و حتی جغرافیایی-فرهنگی ومطابق واقعیات خویش باشند.

سیاست های ویژه ایی که حکومت های مرکزی ایران از گذشته تا بحال در این خطه روا داشته اند،ونیز کاراکترهای ویژه از بعد فرهنگی و نوع گویش های آن گرفته تا مذهب-با توجه به شیعه واهل حق بودن مردم منطقه-وبافت اجتماعی آن موجب گشته آن چنان که بایسته آن است شناخته نشود وحتی به حاشیه رانده شود.تمامی این عوامل دست به دست هم داده وموجب سیاست گریزی به ویژه از نوع سیاست کوردی که همخوان با هویت هجتماعی و ساختار آنباشد،در منطقه گردید.

بحران هویتی که از نتایج سیاست های آسیمیلاسیون فرهنگی در منتطقه مذکور بود در چنان سطحی قرار داشت که امکان بروز هیچ گونه اراده سیاسی را به خلق این بخش ازکردستان را نمی داد.زیرا با توجه به ابعاد گستره استعمار تاریخی که در کردستانوجود دارد آنچه که تعیین کننده نوع سیاست میباشد،در گام نخست،تعریفی مناسبی از مساله کورد و در پی آن،ارایه شیوه های انقلابی در جهت چاره یابی می باشد.

لذا عدم وجود هیچ گونه تعریف مشخصی از هویت و جنبه هایی که جامعه کرماشان را با وضعیت تحمیل شده بر آن به چالشی آن چنانی هکشاند که زمینه سیاست گذاری انقلابی را در آن ایجاد نماید وجود نداشت،یا اگر هم ایجادشد،چنان سطحی و محدود باقی می ماند که توان سازماندهی خلقی در این راستا بروز نمی یافت.هیچ کدام از اپوزیسیون های کوردی نیز توان گذار از این ضعف را نداشته ودر این مورد به درک صحیح و واقع بینانه دست نیافتند و عملا از ارایه  تعریف عینی از مساله کورد در کرماشان وکل منطقه جنوبی شرق کردستان بازماندند.

احزاب کورد حتی نتوانستند در حد جلب آرای خلق به ایجاد جبهه انقلابی در جامعه مورد نظر موفقیتی کسب نموده و به دلیل گرفتار آمدن به منطقه گرایی که ناشی از ملی گرایی ابتدایی بود،جایگاهی در میان خلق نیافتند.

عدم مشارکت سیاسی کوردهای کرماشان در مساله کورد،زمینه آسیمیلاسیون را هرچه بیشتر نموده ودست دولت را برای کشانیدن پتانسیل سیاسی منطقه در راستای اهداف خویش باز بگذارد.کوردهای منطقه خود را انکار نمودند،از سوی دیگر،کوردها فراموش گشته وبی اصالت خوانده سدند، هویت جعلی دیگری برای خود دست وپا نمودندعدچار شدیدترین آشفتگی های فرهنگی-زبانی گردیده واز سوی دیگر نیز نتوانستند به طور کامل در سیستم حاکم تحلیل روند.فعالین سیاسی منطقه نیز نتونستند در جبهه کورد قرار  بگیرند یا جذب اپوزیسیون های دیگر ایرانی می گشتندو یا در خدمت سیتم قرار می گرفتند.

اصولا مخالفت سیاسی توده خلق به دلیل التفات قرار نگرفتن توسط همان دولتمردانی که آنان را از جامعه بزرگ کورد جدا کرده وبرای این جدایی،دامن زده اند همواره در سطح چشمگیری قرار داشته اما هرگز جذب نیروی مخلف وفعالیت سیاسی کورد نگشته واگر مواردی به چشم آید،انگشت شمار و کم رنگ بوده است.

بنابراین،کرماشان به عنوان کانون بحرانی مساله کورد در شرق کردستان وحتی نمونه ای که کمتر می توان موردی مانند ان در سرتاسر کردستان مشاهده کرد،تبدیل گردید بی انکه این مهم از سوی احزاب و سیاستمداران کورد مورد توجه قرار گیرد.

نفوذ وعمق دیدگاه ها وگرایش های ملی گرایانه انچنان شدید بوده که هیچکس به یاد کرماشان وکوردهای فیلی ولک ولر نیفتاد وهر کس که به موضوع کوردهای ساکن در نواحی جنوب شرقی کردستان می رسید،پنبه در گوش نموده ودر برابر ان همه ستم که بر خلق کورد این ناحیه وارد می گشت،سکوت می کرد وگویی که کور می شد و چیزی از ان نمیدید.

وضعیتی که بدان به طور اختصار اشاره شد،گویای مارژینال شدگی عمومی منطقه از سیاست کوردی وحتی مشارکت های اجتماعی کوردی است

جوانانی که از تاریخ و هویت کوردی خویش بریده اند ودرسرگردانی و بحرانی سخت دست وپا می زنند

به حاشیه راندگی سیاسی و مورد بی مهری قرار گرفتن کرماشان  از سوی.......................................... 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.