userinfo close
  ,

حمید مصدق


m_mosadegh

تاسیس: 8 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: دانیال باران - معاونان
در این كلوب سعی داریم تا با نقد و مرور آثار شاعر سیب هر چه بیشتر به شناسایی این استاد عزیز بپردازیم ادامه »
در این كلوب سعی داریم تا با نقد و مرور آثار شاعر سیب هر چه بیشتر به شناسایی این استاد عزیز بپردازیم
لطفا از گذاشتن پیام تبلیغاتی خودداری نمایید
در صورت امكان ابتدا مطالب كلوب را به دقت بخوانید و سپس تاپیك جدید ایجاد كنید چون ممكن است مطلب مورد نظر شما قبلا وجود داشته باشد
در صورت هر گونه انتقاد یا پیشنهاد حتما مدیریت كلوب را در جریان بگذارید
من دانیال باران به عنوان مدیر این كلوب از تمامی فكر‌ها ایده‌ها و نظراتی كه باعث رونق و پیشرفت كلوب شود استقبال میكنم
شما میتوانید پیام خود را از طریق پیام در كلوب
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
595
65708
90/11/25 (21:52)
326
6009
90/10/14 (13:52)
218
10560
90/9/22 (13:02)
93
4666
90/12/5 (00:11)
0
33
90/11/26 (11:53)
0
13
90/11/26 (11:47)
0
12
90/11/26 (11:46)
0
9
90/11/26 (11:43)
18
1687
90/11/25 (21:51)
10
1017
90/9/15 (19:17)
238
6533
90/9/15 (19:09)
0
15
90/9/5 (07:53)
95
6142
90/8/28 (09:45)
0
75
90/7/2 (20:06)
22
1050
90/6/28 (00:37)
11
1062
90/5/29 (21:15)
0
214
90/5/3 (01:18)
54
1661
90/5/2 (01:31)
0
115
90/5/1 (17:17)
0
178
90/4/31 (16:32)

عنوان بحث :: این بحث را 31 نفر دنبال می کنند.

دانیال باران , danial
دانیال باران - 17:53 1383/11/24

زیباترین اشعار حمید مصدق

در آمد


تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من كرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتی و هنوز
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان
می دهد آزارم
و من اندیشه كنان غرق این پندارم
كه چرا
خانه كوچك ما سیب نداشت

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
ارس تیپ تاک تیک تاپ , oz09z
595
ان زمان که خبر مرگ مرا میشنوی
روی خندان ترا کاشکی میدیدم
زری ج , unn
زری ج - 14:36 1390/10/14
594
وای باران باران
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست
آسمان سربی رنگ
 من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
می پرد مرغ نگاهم تا دور
وای ، باران
باران ؛
پر مرغان نگاهم را شست
خواب رؤیای فراموشیهاست
خواب را دریابم
که در آن دولت خاموشیهاست
من شکوفایی گلهای امیدم را در رؤیاها می بینم
و ندایی که به من می گوید :
 ”گر چه شب تاریک است
دل قوی دار ، سحر نزدیک است “
دل من در دل شب
خواب پروانه شدن می بیند
مهر صبحدمان داس به دست
خرمن خواب مرا می چیند
آسمانها آبی
 پر مرغان صداقت آبی ست
دیده در آینه ی صبح تو را می بیند
از گریبان تو صبح صادق
 می گشاید پر و بال
تو گل سرخ منی
تو گل یاسمنی
تو چنان شبنم پاک سحری ؟
نه
از آن پاکتری
تو بهاری ؟
نه
بهاران از توست
از تو می گیرد وام
هر بهار اینهمه زیبایی را..................

شیرین ح , hedinaz
شیرین ح - 21:54 1390/07/10
593
چه کسی باور کرد جنگل جان مرا اتش عشق تو خاکستر کرد؟
ستاره  رسولی , setareh_r67
ستاره رسولی - 11:42 1390/06/8
592
من اگر سویه تو بر میگردم
دسته من خالی نیست
کاروانهای محبت با خویش
ارمغان آوردم
آفاق ف , afagh_afagh
آفاق ف - 15:45 1390/05/23
591
نقل قول از : بهناز هذیان

دشتها آلوده ست ،  درلجنزار گل لاله نخواهد رویید، در هوای عفن آوازپرستو به چه کارت آید؟

فکر نان باید کرد و هوایی که در آن نفسی تازه کنیم،

گل گندم خوب است ، گل خوبی زیباست

ای دریغا که همه مزرعه دلهارا علف هرزه کین پوشانده ست.

هیچکس فکرنکرد که در آبادی ویران شده دیگرنان نیست

وهمه مردم شهر، بانگ برداشته اند، که چرا سیمان نیست

و کسی فکر نکرد

که چرا ایمان نیست

و زمانی شده است،

که به غیر از انسان ، هیچ چیز ارزان نیست.




مارال  مایا , maral91
مارال مایا - 15:14 1390/05/19
590
ایا چه کس تو را
از مهربان شدن با من
مایوس میکند
پرستو پرتو , parvaze_ooo
پرستو پرتو - 22:32 1390/05/10
589
من به تو خندیدم چون می دانستم تو با چه دلهره ای از باغچه همسایه سیب را دزدیدی ، پدرم از پی تو تند دوید و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه پدر پیر من است ، بغض چشمان تو لیكن لرزه انداخت به دستان من و سیب دندان زده از دست من افتاد به خاك ، دل من گفت : برو ! چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را ...! و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام حیرت و بغض تو تكرار كنان می دهد آزارم و من اندیشه كنان غرق در این پندارم كه چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت...!
دانیال باران , danial
دانیال باران - 11:56 1390/05/3
588

آه سرگشتگی ام در پی آن گوهر مقصود چرا
در پی گمشده ی خود به كجا بشتابم ؟
مرغ آبی اینجاست
در خود آن گمشده را دریابم

احسان کا اچ , sanbad1042
احسان کا اچ - 15:51 1390/03/24
587
دست مریزاد. چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
رستاک رستاک , azarang1
رستاک رستاک - 12:18 1390/03/14
586
نقل قول از : ندا ندا

نقل قول از : رزاس

آاااای همسایه ی زندانی من، ضربه ی دست مرا پاسخ گوی.....


نسیم صبح , hasti_grl
نسیم صبح - 23:35 1390/03/3
585
ای تو دور از من و از من بیزار . . . 
دانیال باران , danial
دانیال باران - 18:17 1390/02/4
584

بی تو احساس من از زندگی بی بنیاد
و اندر این دوره بیدادگریها هر دم
كاستن
كاهیدن
كاهش جانم
كم
كم

علی آقایی , ali_1370
علی آقایی - 03:29 1390/01/19
583
نقل قول از : علی دانشمند

پنداشت او قلم
 در دستهای مرتعشش
باری عصای حضرت موساست
می گفت
 اگر رها کنمش اژدها شود
 ماران و موری های
 این ساحران رانده وامانده را
فرو بلعد
می گفت
وز هیبت قلم
فرعون اگر به تخت نلرزد
دیگر جهان ما به چه ارزد ؟
بر کرسی قضا و قدر
قاضی
 بنشسته با شکوه خدایان تندخو
تمثیل روزگار قیامت
انگشت اتهام گرفته به سوی او
برخیز
 از اتهام خود اینک دفاع کن
این آخرین دفاع
پیش از دفاع زندگیت را وداع کن
می گفت
امان دهید
 تا آخرین سپیده
 تا آخرین طلوع زندگیم را
نظاره گر شوم
 پیش از سپیده دم که فلق در حجاب بود
 بر گرد گردنش اثری از طناب بود
و چشمهای بسته او غرق آب بود
 در پای چوب دار
هنگام احتضار
 از صد گره گرهی نیز وا نشد
 موسی نبود او
 دردستهای او قلمش اژدها نشد   


کسی نمی دونه اینو در وصف چه کسی سروده؟؟

 

آتامان  , ataman_02
آتامان - 15:49 1390/01/11
582

در شبان غم تنهایی خویش

عابد چشم سخنگوی توام

من در این تاریکی

من در این تیره شب جانفرسا

زائر ظلمت گیسوی توام.............

دانیال باران , danial
دانیال باران - 09:54 1390/01/6
581
وقتی تو با منی
گویی وجود من
سكر آفرین نگاه تو را نوش می كند
چشم تو آن شراب خلد شیرازست
كه هر چه مرد را مدهوش می كن
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.