userinfo close

  ,

حمید مصدق


m_mosadegh

تاسیس: 8 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: دانیال باران - معاونان
در این كلوب سعی داریم تا با نقد و مرور آثار شاعر سیب هر چه بیشتر به شناسایی این استاد عزیز بپردازیم ادامه »
در این كلوب سعی داریم تا با نقد و مرور آثار شاعر سیب هر چه بیشتر به شناسایی این استاد عزیز بپردازیم
لطفا از گذاشتن پیام تبلیغاتی خودداری نمایید
در صورت امكان ابتدا مطالب كلوب را به دقت بخوانید و سپس تاپیك جدید ایجاد كنید چون ممكن است مطلب مورد نظر شما قبلا وجود داشته باشد
در صورت هر گونه انتقاد یا پیشنهاد حتما مدیریت كلوب را در جریان بگذارید
من دانیال باران به عنوان مدیر این كلوب از تمامی فكر‌ها ایده‌ها و نظراتی كه باعث رونق و پیشرفت كلوب شود استقبال میكنم
شما میتوانید پیام خود را از طریق پیام در كلوب
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
601
69034
91/3/2 (20:08)
220
10964
91/2/2 (04:19)
326
6169
90/10/14 (13:52)
7
333
91/2/22 (10:23)
19
1909
91/2/22 (10:22)
95
4967
91/2/22 (10:20)
10
1107
90/9/15 (19:17)
238
6702
90/9/15 (19:09)
95
6412
90/8/28 (09:45)
0
115
90/7/2 (20:06)
22
1156
90/6/28 (00:37)
11
1126
90/5/29 (21:15)
0
294
90/5/3 (01:18)
54
1735
90/5/2 (01:31)
0
246
90/4/31 (16:32)
0
156
90/3/22 (10:22)
1
208
90/3/1 (16:40)
5
768
89/6/11 (22:49)
0
409
89/5/12 (13:49)
4
1009
89/2/8 (23:29)

عنوان بحث

سامان جون , neysan
سامان جون - 16:24 1387/10/4

تا به حال شد هکه با شعرای مصدق گریه کنین؟


  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
قلی  , behtarinman
قلی - 00:37 1390/06/28
22

آره...

زیر بار غم عشق...

قامتم خم شد و پشتم بشکست

در خیالم اما

تویی آن قامت بالنده هنوز!

نسیم ب , nasimii
نسیم ب - 15:18 1390/04/26
21

شعر زیر خاکستر.

 

زیر خاکستر ذهنم باقیست

آتشی سرکش و سوزنده هنوز

یادگاریست ز عشقی سوزان

که بود گرم و فروزنده هتوز...

عاطفه اسمونی , ati_asemooni
عاطفه اسمونی - 11:37 1390/02/27
20
هر وقت بارون میباره کناره پنجره میشینم و بلند میخونم وای شیشه ی پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تورا خواهد شست
ساغر ن , sagharjooon
ساغر ن - 23:53 1390/02/20
19
نقل قول از : یسنا ش

      من تا حالا نشده گریه کنم ...

یه سوال از دوستان شاعر و شعر دوستم داشتم ...

کسی می دونه این شعر از حمید مصدقه یانه ؟ و اگه هست کجا میشه پیداش کرد ؟ و یا اگه نیست . از کیه؟

" سیمرغم  و عقاب قبولم نمی کند ...

عکسی شدم که قاب هم قبولم نمی کند ...

همین تکه هاش رو یادمه ...

ممنون می شم . ببخشید خلاصه ....

 

khanoome yasna,in sher az aghaye mohammad ali bahmani hastesh!
  , moonlitnight
PaniZ - 20:20 1390/02/9
18

آه باران باران ...

شیشه ی پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست...

نازنین بهادری فر  , nazgolbahal
17
are khili ziyaddd
یسنا ش , yasnaa48
یسنا ش - 14:16 1388/11/27
16

      من تا حالا نشده گریه کنم ...

یه سوال از دوستان شاعر و شعر دوستم داشتم ...

کسی می دونه این شعر از حمید مصدقه یانه ؟ و اگه هست کجا میشه پیداش کرد ؟ و یا اگه نیست . از کیه؟

" سیمرغم  و عقاب قبولم نمی کند ...

عکسی شدم که قاب هم قبولم نمی کند ...

همین تکه هاش رو یادمه ...

ممنون می شم . ببخشید خلاصه ....

 

علی بهمنی , error_3560
علی بهمنی - 19:47 1388/11/17
15

اررره .. معلومه .. خیلی زیاد .. خیلی

آروین م , amjadmohamadi
آروین م - 02:06 1388/09/15
14
شعر سیب واقعا تاثیر گذاره.... من وقتی این شعر رو می خونم بغض گلومو می گیره...
روزبه م , ruzbeh_mch7
روزبه م - 00:02 1388/09/15
13

تو را به جایِ همه زنانی که نمی شنا خته ام دوست می دارم

تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم

برایِ خاطرِ عطرِ گستره یِ بیکران و برای خاطرِ عطرِ نانِ گرم

برای خاطر برفی که آب می شود ، برای خاطر نخستین گل

برایِ خاطر جانورانِ پاکی که آدمی  نمی رَمانَدِشان

تو را برای ِ خاطر دوست داشتن دوست می دارم

جُز تو ، کِه مرا مُنعکس تواند کرد ؟

من خود ، خویشتن را بس اندک می بینم

بی تو جز گُستره یِ بی کرانه نمی بینم

میانِ گذشته و امروز.

از جدارِ آینه یِ خویش گذشتن نتوانستم

می بایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم

راست از آن گونه که لغت به لغت از یادش می برند.

 

تو همان آفتابِ بزرگی که در سرِ من بالا می رود

بدان هنگام که از خویشتن در اطمینانم

آیدا  , aradvisoor_anahita
آیدا - 17:19 1388/09/14
12
با این شعر گاهی گریه میکنم  به یاد لحظه هایی که میتونستم به عاشقی سپری کنمولی  از دستشون دادم: افسوس  آیا چه کس تورا از مهربان شدن با من مِایوس میکند؟
سینا یگانه , sinayeganeh
سینا یگانه - 16:28 1388/01/2
11
آره زیاد 
MaRyaM e , maryam70
MaRyaM e - 20:49 1387/11/27
10
are khow behtarin hseraye zendegimo gofte
پریسا حقیقت , notitle_68
پریسا حقیقت - 13:53 1387/11/8
9
یکبار ...اون یه بار وقتی شروع شد دیگه انگار نمیخواست تموم شه!
صبا سیاح , sabasayahifam
صبا سیاح - 11:50 1387/11/8
8
با دو تا از شعراش یکی آبی خاکستری سیاه دیگری سیب که سیب رو اول یکی از مقاله های تحقبقم نوشتم راجع به بزهکاری و فقر و استادم هم گریه کرد
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.