userinfo close

  ,

مریم حیدر زاده


m_hehdarzadeh

تاسیس: 15 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: دانیال باران - معاونان
--> لطفا از درست كردن بخشهایی بر خلاف موضوع كلوب خودداری كنید. ( كلیه بحث‌های غیر مرتبط ادامه »
--> لطفا از درست كردن بخشهایی بر خلاف موضوع كلوب خودداری كنید. ( كلیه بحث‌های غیر مرتبط حذف میشود ‌)
--> اعضای عزیز، میتونین عكسها و مقالات خودتون رو به ایمیل: Daftare.Abi@gmail.com ارسال كنن تا با نام خود شما در كلوب گذاشته بشه!!!
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
206
4321
91/3/3 (14:34)
163
3772
90/11/8 (13:13)
602
7208
90/10/22 (12:51)
7
222
91/3/10 (19:23)
1
17
91/3/10 (19:20)
18
325
91/2/16 (14:21)
41
538
91/2/14 (22:53)
5
160
91/1/9 (03:18)
33
274
91/1/9 (03:12)
170
1299
90/12/21 (14:53)
1
16
90/12/14 (07:44)
29
595
90/11/16 (16:23)
3
101
90/10/11 (07:46)
4
37
90/8/17 (12:51)
4
32
90/6/3 (02:15)
1
40
90/5/13 (12:37)
4
127
90/2/14 (13:10)
4
142
90/2/4 (10:38)
27
470
89/10/25 (16:50)
7
302
89/9/2 (12:31)

عنوان بحث :: این بحث را 9 نفر دنبال می کنند.

درنا   , dorna1309
درنا - 04:32 1384/05/26

بیاین شعرای قشنگ مریم رو اینجا بنویسیم...

و بعد از رفتنت...
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجۀ گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت
دعا کردم...
پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس
تو را از بین گلهایی که در تنهاییم رویید، با حسرت جدا کردم
و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی
"دلم حیران و سرگردان چشمانیست رویایی
و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم
تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم..."
همین بود آخرین حرفت
و من بعد از عبور تلخ و غمگینت
حریر چشمهایم را
بروی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم
نمیدانم چرا رفتی...
نمیدانم چرا...
شاید خطا کردم...
و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی
نمیدانم کجا... تا کی... برای چه...
ولی رفتی...
و بعد از رفتنت باران چه معصومانه میبارید
و بعد از رفتنت یک قلب بارانی ترک برداشت
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد
و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر میداشت
تمام بالهایش غرق در انده غربت شد
و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران شد
و بعد از رفتن تو انگار کسی حس کرد
من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت
کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد
و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد...
کسی فهمید نام مرا از یاد خواهی برد
و من با آنکه میدانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد،
هنوز آشفته چشمان زیبای توام برگرد...!
ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد
و بعد از اینهمه طوفان و وهم و پرسش و تردید
کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت:
"تو هم در پاسخ این بیوفاییها بگو
در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم"
و من در حالتی مابین اشک و حسرت و تردید-
کنار انتظاری که بدون پاسخ و سرد است
و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل-
میان غصه ام از جنس بغض کوچک یک ابر
نمیدانم چرا؟ شاید به رسم عادت پروانگیمان باز
برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از آخرین پاسخ
درنا   , dorna1309
درنا - 22:55 1384/06/8
1
اونی که گفتم نرو گفت نمیشه
دیروز دیگه رفت واسۀ همیشه
وقتی میخواست بره منو صدا کرد
وایساد و تو چشمای من نگا کرد
گفت میدونی خودت واسم عزیزی
این اشکارم بهتره که نریزی
باید برم سفر واسم بهتره
ولی کسی که مونده عاشقتره
تقدیر ما از اولم همین بود
یکی تو آسمون، یکی زمین بود
هر جا برم همیشه ایرونیم
غرق یه جور حسّ پریشونیم
خدا نخواست همیشه پیشم باشی
ولی مهم اینه که مریم باشی
تو تقدیر ما هرچی حیرونیه
مال خطوط روی پیشونیه
شاید اگه دائم بودی کنارم
یه روز میدیدم که دوست ندارم
میخوام برم که تا ابد بمونم
سخته برای هردومون؛ میدونم
گریه نکن گریه هاتو نگه دار
لازم میشه گریه برای دیدار
نذار که پُر گریه بشه خاطره
هرکی که اشک نریزه عاشقتره
اون کسی که میخواد بشه ستاره
هیچ چاره ای بجز سفر نداره
بذار برم یه مدتی بمونم
شاید که قدر اینجا رو بدونم
اصلا شاید اونجا دوام نیارم
یا ناتموم بمونه اونجا کارم
دعا نکن اونجا بهم نسازه
آدم که حرفش دوتا شد می بازه
رفتن من شاید یه امتحانه
واسه شناسایی این زمانه
خودم میرم، عکسام ولی تو قابه
میشنوه حرفو ولی بیجوابه
بارون که بارید برو زیر بارون
به یاد دیدارای اون روزامون
تو چمدونم پُر عطر یاسه
چشمام با چشمای تو در تماسه
فکر نکنی دوری و اونجا نیستی
قلب من اینجاست، تو تنها نیستی
رفتن من بازی سرنوشته
همونی که رو پیشونیم نوشته
یه کاری کن این رفتن موقت
آدما رو نندازه توی زحمت
نذار که نقطه ضعفتو بدونن
پشت سرِ من و تو چیز بخونن
منتظر شعرا و نامه هاتم
غصه نخور زندگی رنگارنگه
یه وقتایی دور شدنم قشنگه
دیگه سفارش نکنم عزیزم
نذار منم اینجوری اشک بریزم
شاید یه روز به همدیگه رسیدیم
همدیگه رو شاید یه جایی دیدیم
شاید یه روز دیدی که توی جاده
یه آشنا منتظرت وایساده
شایدم این دیدار آخرینه
اگر که باشه زندگی همینه
مراقب گلدون اطلسی باش
یه وقتایی منتظر کسی باش
کسی که چشماش یه کمی روشنه
شاید یه قدری ام شبیه منه
کسی که چون می خواد بشه ستاره
هیچ چاره ای به جز سفر نداره
داغ دلت هروقت که میشه تازه
بهش بگو با روزگار بسازه
دیگه باید برم که خیلی دیره
فقط نذار خاطرمون بمیره
اون رفت و از دور دسّاشو تکون داد
خوبیاشو یه بار دیگه نشون داد
همه میگن فقط یه روزه رفته
انگار ولی گذشته صد تا هفته
با اینکه قلبش بی ریا و پاکه
چون رفته دنیا پُر گرد و خاکه
ای کاش نمیرفت و سفر نمیکرد
یا لا اقل منو خبر نمیکرد
اما نه، خوب شد که منو خبر کرد
اشکام ودید و بعد از اون سفر کرد
از وقتی رفت دسام به آسمونه
شاید پشیمون بشه و بمونه
خودش میگفت چونکه بشه ستاره
هیچ چاره ای به جز سفر نداره
انقد می شینم که بشه ستاره
بیاد به کشور خودش دوباره
فهمیدم امروز سفرم یه درده
من چه کنم اگر که بر نگرده
پشت سرش آب میریزم یه دریا
شاید پشیمون شه نمونه اونجا
الهی که بدون هیچ فرودی
بشه ستاره و بیاد به زودی
الهی که تموم چش به راها
بیاد سفر کردشون از تو راها
الهی هیچ جایی سفر نباشه
هیچ چشمی منتظر به در نباشه...
آ ب , roksana3000
آ ب - 02:45 1384/05/27
2
یک عمر تو را به هر کجایی بردم
هر لحظه گذشت بی تو من نشمردم
حالا تو بمان و قصه ات راحت باش
از بس نرسیدم به تو آخر مردم
درنا   , dorna1309
درنا - 11:26 1384/05/31
3
نه میخوام بین من و بین دلش جنگ بشه
نه میخوام عشقی که اون نداره کمرنگ بشه
من فقط یه چیزی از خدا میخوام، دلم میخواد
واسه یکبارم شده دلش برام تنگ بشه...
درنا   , dorna1309
درنا - 15:00 1384/05/31
4
سلام ای تنها بهونه واسه ی نفس كشیدن
هنوزم پر می كشه دل برای به تو رسیدن
واسه ی جواب نامت می دونم كه خیلی دیره
بذا به حساب غربت نكنه دلت بگیره
عزیزم بگو ببینمكه چه رنگه روزگارت
خیلی دوست دارم تو مهتاب بشینم یه شب كنارت
سر تو مهربونی بذاری به روی شونم
تو فقط واسم دعا كن آخه دنبال بهونم
حالم رو اگه بپرسی خوبه تعریفی نداره
چون بلاتكلیفه عاشق آخه تكلیفی نداره
نكنه ازم برنجی تشنه ام تشنه ی بارون
چه قدر از دریا ما دوریم بیگناهیم هر دو تامون
بد جوری به هم می ریزه من و گاهی اتفاقی
تو اگه نباشی از من نمی مونه چیزی باقی
می دونی كه دست من نیست بازیای سرنوشته
رو قشنگا خط كشیده زشتا رو برام نوشته
باز كه ابری شد نگاهت بغضتم واسم عزیزه
اما اشكات رو نگه دار نذار اینجوری بریزه
من هنوز چیزی نگفتم كه تو طاقتت تموم شد
باقیش و بگم می بینی گریه هات كلی حروم شد
حال من خیلی عجیبه دوست دارم پیشم بشینی
من نگاهت بكنم تو تو چشام عشق رو ببینی
یادته من و تو داشتیم ساده زندگی می كردیم
از همین چشمه ی شفاف رفع تشنگی می كردیم
یه دفه یه مهمون اومد عقلم رو یه جوری دزدید
دل تو به روش نیاورد از همون دقیقه فهمید
اولش فكر نمی كردم كه دلم رو برده باشه
یا دلم گول چشای روشنش رو خورده باشه
اما نه گذشت و دیدم دل من دیوونه تر شد
به تو گفتم و دلت از قصه ی من با خبر شد
اولش گفتم یه حسه یا یه احترام ساده
اما بعد دیدم كه عشقه آخه اندازش زیاده
تو بازم طاقت آوردی مث پونه ها تو پاییز
سرنوشت تو سفیده ماجرای من غم انگیزه
بد جوری دیوونتم من فكر نكن این اعترافه
همیشه نبودن تو كرده این دل و كلافه
می دونم فرقی نداره واست عاشق بودن من
می دونم واست یكی شد بودن و نبودن من
می دونم دوسم نداری مث روزای گذشته
من خودم خوندم تو چشمات یه كسی این رو نوشته
اما روح من یه دریاست پره از موج و تلاطم
ساحلش تویی و موجاش خنجرای حرف مردم
آخ چه لذتی داره ناز چشماتو كشیدن
رفتن یه راه دشوار واسه هرگز نرسیدن
من كه آسمون نبودم اما عشق تو یه ماهه
سرزنش نكن دلم رو به خدا اون بی گناهه
تو كه چشمای قشنگت خونه ی صد تا ستاره س
تو كه لبخند طلاییت واسه من عمر دوباره س
بیا و مثل گذشته جز به من به همه شك كن
من بدون تو می میرم بیا و بهم كمك كن...
درنا   , dorna1309
درنا - 11:00 1384/06/1
5
دلم می خواد یه چیزی رو بدونی
دیگه نه عاشقی نه مهربونی
منم دیگه تصمیمم رو گرفتم
اصلا نمی خوام كه پیشم بمونی
دیشب كه داشتم فكرام و می كردم
دیدم با تو تلف شده جوونی
یه جا یه جمله ی قشنگی دیدم
عاشقو باید از خودت برونی
چه شعرایی من واسه تو نوشتم
تو همه چیز بودی جز آسمونی
یادت میاد منتم رو كشیدی ؟
تا كه فقط بهت بدم نشونی ؟
یادت می اد روی درخت نوشتی
تا عمر داری برای من می خونی ؟
یادت میاد حتی سلام من رو
گفتی به هیچ كس نمی رسونی
حالا بیار عكسامو تا تموم شه
اگر كه وقت داری اگه می تونی
نگو خجالت می كشی می دونم
تو خیلی وقته دیگه مال اونی
خوش باشی هر جا كه می ری الهی
واست تلافی نكنه زمونی
درنا   , dorna1309
درنا - 06:49 1384/06/2
6
من میگم بهم نگاه كن
تو میگی كه جون فدا كن
من میگم چشمات قشنگه
تو میگی دنیا دو رنگه
من میگم دلم اسیره
تو میگی كه خیلی دیره
من میگم چشمات و واكن
تو میگی من و رها كن
من میگم قلبم رو نشكن
تو میگی من می شكنم من ؟
من میگم دلم رو بردی
تو میگی به من سپردی ؟
من میگم دلم شكسته است
تو میگی خوب میشه خسته است
من میگم بمون همیشه
تو میگی ببین نمی شه
من میگم تنهام می ذاری
تو میگی طاقت نداری
من میگم تنهایی سخته
تو میگی این دست بخته
من میگم خدا به همرات
تو میگی چه تلخه حرفات
من میگم كه تا قیامت
برو زیبا به سلامت...
صادق خان , sadeghbala
صادق خان - 21:40 1384/06/2
7
فقط مهم اینه که مریم باشی
درنا   , dorna1309
درنا - 10:04 1384/06/4
8
تو مثل اونا نباش اونا مارو دوس ندارند
تو اطاقشون گل مصنوعی بیشتر می ذارند
تو مثل اونا نباش چون زیر بارون نمی رند
مثل لیلی نمی شند تو خواب مجنون نمی رند
تو مثل اونا نباش اونا واسم بس نبودند
اونا مثل نقش معبدا مقدس نبودند
تو مثل اونا نباش اونا وفادار نبودند
محض خاطر کسی هیچ شبی بیدار نبودند
تو مثل اونا نباش اونا شکستن بلدند
به حساب خود خواهیم نذار ولی اونا بدند
تو مثل اونا نباش اونا ازم جدا شدند
بی دلیل شکستن و رفتن و بی وفا شدند
تو مثل اونا نباش مثل همین حالات بمون
خیلی آروم و زلال و با وفا و مهربون...
----------------- ========== , cranck
----------------- ========== - 20:13 1384/06/17
9

age hamash DC misham kheyli ziad mano bebakhsh , age toi oon ke pm midam barat mano bebakhsh . mano bebakhsh age shaba IDito man hack mikonam , age ba divoonegiam be on boodanet shak mikonam . mano bebakhsh age toro misporamet daste yahoo! , age pishe gharibeha bejaie to migam yaroo


درنا   , dorna1309
درنا - 04:37 1384/06/8
10
عزیزم سلام، یه چیزی بیا بیوفا بشیم
دوست دارم که ما یه جور از همدیگه جدا بشیم
فکرشو کردم و گفتم واسه چی دیوونه شیم
بهتره ما هم مث تموم عاقلا بشیم
هدف من و تو از حرفای زیبامون چیه
کاشکی تصمیم بگیریم با یکی آشنا بشیم
میدونی، دیدم نمیشه من و تو با هم باشیم
هر کدوم باید بریم دوباره مبتلا بشیم
ما دوتا اسیر همدیگه شدیم یه جور بد
کاش فراموش کنیم و از دست هم رها بشیم
دور شدیم از حرفای روزای آشناییمون
سخته اما بیا باز مث غریبه ها بشیم
ستاره خواستم بچینم،دیگه دستم نرسید
ما باید نزدیکتر از این به ستاره ها بشیم
یه چیزی مث یه شک منو رها نمیکنه
بیا امشب من و تو غرق یه دعا بشیم
فکرشو کردی دیگه خدا ما رو دوست نداره؟
بیا باز بنده های عزیز واسه خدا بشیم
خواستم امتحان کنم تو رو ببینم چی میگی
بیا به هر چی که بود تو شعر بی اعتنا بشیم...
درنا   , dorna1309
درنا - 00:02 1384/06/10
11
خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوستش نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
بیوفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی
خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا
میسوزونه گاهی قلبو زهر تلخ بعضی حرفا
خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه
هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمیمونه
خیلی سخته اگه عمر جادوی شعرت تموم شه
نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه
خیلی سخته اون کسی که گفت واسه چشات میمیره
برخ و دیگه سراغی از تو و نگات نگیره
خیلی سخته تا یه روزی حرفای اون باورت شه
نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه
خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه
تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه
خیلی سخته بی بهونه میوه های کال و چیدن
بخدا کم غصه ای نیست چن روزی تو رو ندیدن
خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی
وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی
خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی
از خودت میپرسی یعنی میشه اون بره زمانی؟
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی
اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی
خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه
بعد به اون بگی که چشمات نمیخواد اونو ببینه
خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی
کاش مجازات بدی داشت توی قانون بیوفایی
خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه
چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه
خیلی سخته و قشنگه آشنایی زیر بارون
اگه چتر نداشته باشن توی دستا هردوتاشون
خیلی سخته تا همیشه پای وعده ها نشستن
چقدر قشنگه اما واسۀ کسی شکستن
خیلی سخته واسۀ اون بشکنه یه روز غرورت
اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت
خیلی سخته بودن تو واسۀ اون بشه عادت
دیگه بوسیدن دستات واسه اون نشه عبادت
خیلی سخته چشمای تو واسۀ اون کسی خیسه
که پیام داده یه عمره واسه تو نمی نویسه
خیلی سخته که دل تو نکنه قصد تلافی
تا که بین دو پرستو نباشه هیچ اختلافی
خیلی سخته اونکه دیروز تو واسش یه دنیا بودی
از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی
خیلی سخته بری یکشب واسه چیدن ستاره
ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره
خیلی سخته که من و تو همیشه با هم بمونیم
اونقد عاشق که ندونن دیوونه کدوممونیم...
solmaz Gh , solmaz_gh
solmaz Gh - 08:37 1384/06/16
12
درد دل با دل ...
چرا دنیا پره از حادثه های وارونه
عاشق كسی می شی كه عاشقی نمی دونه
من به دنبال تو و تو دنبال كس دیگه
هیچكدوم از ما دو تا به اون یكی راست نمیگه
من واسه چشمای نازنین تو یك دیوونم
من دوست دارم ولی علتشو نمیدونم
حالا كه میخوای بری بذار نگاهت بكنم
چون یه بار دیگه میخوام این دل و ساكت بكنم
یه چیزی فقط بذار واسه روز تولدت
هدیه م و بیارمو بازم بدم دست خودت
آدما فكر می كنن شاعرا خیلی غم دارن
كاش فقط این بود اونا خیلی كسا رو كم دارن
عاشق كسی می شن كه عاشقاش فراوونه
بین انتخاب عشقش عمریه كه حیرونه
اونی رو كه دوست داری چرا تو رو دوست نداره
شایدم دوست داره ولی به روش نمی یاره
ولی نه اینا مال نداشتن لیاقته
اگه حرفم می زنه با تو فقط یه عادته
نكنه جمله هاش و پای محبت بذاری
بهتره حرفاشو به حساب عادت بذاری
از خودش نمی شنوی اگه یه روز بخواد بره
وقتی می پرسی ازش میگه آره مسافره
ولی تو شب می شینی كه باز اونو دعا كنی
یا واسه سلامت اون نذراتو ادا كنی
چه قدر بین دلا و حرفای ما فاصله س
چشمامون میخنده اما دلامون بی حوصله س
دوست نداشتن هم و یه جوری پنهون می كنیم
نمیدونیم كه داریم یه قلب و ویرون می كنیم
كاش بیایم آبروی مجنون و انقد نبریم
دیگه منت نذاریم وقتی كه نازی می خریم
عاشقی یعنی تحمل نه شكایت نه گله
اگه حتی بینمون باشه یه دنیا فاصله
مهم اینه كه چقد دوستش داری فقط همین
اگه لازم بشه آبرو رو بنداز رو زمین
برگا زرده روزای اول فصل پاییزه
بذار اون بشكنه و دلت دو برگا بریزه
مریم شیطون , khanomkocholo
مریم شیطون - 04:34 1384/06/26
13
سلام كسی كه تو دلم درخشید
من دیگه دوستت ندارم ببخشید
بهتره كه نپرسی علتش رو
چونكه خودت ندادی فرصتش رو
بهتره این نامه ی آخر باشه
فكر كنم این واسه ما بهتر باشه
من واسه اون كسی كه دوست ندارم
نمی تونم شاخه ای گل بیارم
بین تو و اون روزا خیلی فرقه
تو آسمونت پر رعدو برقه
نه مهربونی نه واسم می خندی هر دری رو من می زنم می بندی
كو اون همه شعرای عاشقونه
كی بود بهم می گفت سلام بهونه
نه نه صحبت از سلام بهونه ای نیست
پرنده اینجاست ولی دونه ای نیست
خواستی فقط صاحب یك قفس شی
بری و با دیگری هم نفس شی
خواستی بگی میشه تو دام بیافتم
بعدش بگی دیدی بهت نگفتم
از چشم من افتادی نازنینم
دوست ندارم دیگه تو رو ببینم
اون كسی كه دم می زد از حسادت
اگه بمیرم نمیاد عیادت
منم می خوام اتمام حجت كنم
خیال هر دومونو راحت كنم
اگه دلت همین حالا بشكنه
بهتر از آوارگی های منه
من كسی رو می خوام كه عاشق باشه
اول و آخرش شقایق باشه
من كسی رو می خوام كه نیست مثل تو
پشیمونم ، دوستت ندارم برو
پشیمونی گر چه نداره سودی
خوب شد كه فهمیدم بدی به زودی
من كسی رو می خوام كه ناز و كم كم
صدام كنه مثل فرشته مریم
مثل همون روزهای آشنایی
نه مثل حالا نه مثل رهایی
جواب بدی ندی دیگه تمومه
نمی دونم جواب واسه كدومه
نامه هامو از بس جواب ندادی
جواب بدی شاید بشه زیادی
شاخه نباتم كه بشه واسطه
دل نمی دم دیگه به این رابطه
اما یادت باشه كه این آدما
كم نبودن پیشم ولیكن شما
نیستید مثل اون روزای طلایی
كی گفته 3 تا بخش داره جدایی
جدایی هر غمش هزار تا بخشه
دل می سوزونه مثل آذرخشه
من هر چی دوست دارم تموم شه نامه
دلم میاد بازم میده ادامه
دیگه تموم شد اون همه غم و رنج
وقتت قرار و شوق ساعت 5
برو پیش هر كسی كه دوست داری
حق نداری اسم منم بیاری
بخوای نخوای زود برو به سلامت
خدا كنه بین ماها قضاوت
گلبرگ  , golbargy
گلبرگ - 23:09 1384/07/4
14
نام تو را آورده ام دارم عبادت می كنم
گرد نگاهت گشته ام دارم زیارت می كنم

دستت به دست دیگری از این گذشته كار من
اما نمی دانم چرا دارم حسادت می كنم

گفتی دلم را بعد از این دست كس دیگر دهم
شاید تو با خود گفته ای دارم اطاعت می كنم

رفتم كنار پنجره دیدم تو را با ،،،،، بگذریم
چیزی ندیدم ، این چنین دارم رعایت می كنم

من عاشق چشم توام ، تو مبتلای دیگری
دارم به تقدیر خودم چندیست عادت می كنم

تو التماسم می كنی جوری فراموشت كنم
با التماس اما تو را به خانه دعوت می كنم

گفتی محبت كن برو ، باشد خداحافظ ولی
رفتم كه تو باور كنب دارم محبت می كنم
موسیو مسعود , mosio
موسیو مسعود - 09:48 1384/07/5
15
حیف شعری که نوشتم یادته
شعر من بدم باشه زیادته
حیف شعری که نوشتم یادته
شعر من بده ولی زیادته
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.