userinfo close
  ,

مریم حیدر زاده


m_hehdarzadeh

تاسیس: 15 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: دانیال باران - معاونان
--> لطفا از درست كردن بخشهایی بر خلاف موضوع كلوب خودداری كنید. ( كلیه بحث‌های غیر مرتبط ادامه »
--> لطفا از درست كردن بخشهایی بر خلاف موضوع كلوب خودداری كنید. ( كلیه بحث‌های غیر مرتبط حذف میشود ‌)
--> اعضای عزیز، میتونین عكسها و مقالات خودتون رو به ایمیل: Daftare.Abi@gmail.com ارسال كنن تا با نام خود شما در كلوب گذاشته بشه!!!
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
201
4114
90/11/20 (13:29)
163
3678
90/11/8 (13:13)
602
7174
90/10/22 (12:51)
169
1249
90/11/20 (21:55)
16
280
90/11/20 (13:26)
40
505
90/11/20 (13:22)
29
566
90/11/16 (16:23)
32
258
90/11/1 (23:59)
3
89
90/10/11 (07:46)
0
2
90/9/5 (07:56)
4
27
90/8/17 (12:51)
4
25
90/6/3 (02:15)
1
31
90/5/13 (12:37)
4
112
90/2/14 (13:10)
4
125
90/2/4 (10:38)
27
448
89/10/25 (16:50)
7
277
89/9/2 (12:31)
0
15
89/8/15 (10:43)
4
134
89/7/28 (01:09)
5
194
89/7/26 (09:00)

عنوان بحث :: این بحث را 8 نفر دنبال می کنند.

درنا   , dorna1309
درنا - 04:32 1384/05/26

بیاین شعرای قشنگ مریم رو اینجا بنویسیم...

و بعد از رفتنت...
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجۀ گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت
دعا کردم...
پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس
تو را از بین گلهایی که در تنهاییم رویید، با حسرت جدا کردم
و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی
"دلم حیران و سرگردان چشمانیست رویایی
و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم
تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم..."
همین بود آخرین حرفت
و من بعد از عبور تلخ و غمگینت
حریر چشمهایم را
بروی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم
نمیدانم چرا رفتی...
نمیدانم چرا...
شاید خطا کردم...
و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی
نمیدانم کجا... تا کی... برای چه...
ولی رفتی...
و بعد از رفتنت باران چه معصومانه میبارید
و بعد از رفتنت یک قلب بارانی ترک برداشت
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد
و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر میداشت
تمام بالهایش غرق در انده غربت شد
و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران شد
و بعد از رفتن تو انگار کسی حس کرد
من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت
کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد
و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد...
کسی فهمید نام مرا از یاد خواهی برد
و من با آنکه میدانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد،
هنوز آشفته چشمان زیبای توام برگرد...!
ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد
و بعد از اینهمه طوفان و وهم و پرسش و تردید
کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت:
"تو هم در پاسخ این بیوفاییها بگو
در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم"
و من در حالتی مابین اشک و حسرت و تردید-
کنار انتظاری که بدون پاسخ و سرد است
و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل-
میان غصه ام از جنس بغض کوچک یک ابر
نمیدانم چرا؟ شاید به رسم عادت پروانگیمان باز
برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
سارا وروجک , vurujak88
سارا وروجک - 13:13 1390/11/8
163

برای کسی که برایم تنها کس است ...


شب شده ساکته دوباره خونه 
 می گرده دل دنبال یک بهونه 
 

می گرده باز گنجه ی خاطراتو 
 پی یه حرف ناب و عاشقونه 
 

عکس تو رو باز می ذاره روبروش 
 که تا ته شب واسه تو بخونه 
 

دلم تو التهابه که چه جوری 
 قدر چشای نازتو بدونه 
 

تو عصری که قحطی عطر یاسه 
 اما به جاش دوست دارم گرونه 

 کافیه اسمتو یه جا ببینم 
 تا حس شعرم بزنه جونونه 

من نمی تونم بگم اندازه شو 
اینو فقط شاید خدا بدونه 
 

محاله که عشق ما رو ندونن 
 برو سوال کن از گلای پونه 

  مهم ولی تویی که اسم نازت 
 با من یه جایی پشت آسمونه 

اونا نمی دونن ستاره هامون 
دوتاس ولی توی یه کهکشونه 

اینو بخون تا دوباره بدونی 
دیوونتم ، دیوونتم ، دیوونه
فرشته جواهریان , banoo1334
فرشته جواهریان - 12:51 1390/11/8
162
این روزا عادت همه رفتن ودل شکستنه 
درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه
این روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگیه
گردای رو اینه ها فقط غم زندگیه
این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنه
مشکل بی ستاره ها یه کم ستاره چیدنه
این روزا کار گلدونا از شبنمی تر شدنه
آرزوی شقایقا یه شب کبوتر شدنه
این روزا آسمونمون پر از شکسته بالیه
جای نگاه عاشقت باز توی خونه خالیه
این روزا کار آدما دلهای پاک رو بردنه
بعدش اونو گرفتن و به دیگری سپردنه
این روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترین بهانشون از هم خبر نداشتنه
این روزا سهم عاشقا غصه و بی وفاییه
جرم تمومشون فقط لذت آشناییه
این روزا توی هر قفس یکی دو تا قناریه
شبها غم قناریها تو خواب خونه جاریه
این روزا چشمای همه غرق نیاز شبنمه
رو گونه هر عاشقی چند قطره بارون غمه
این روزا ورد بچه ها بازی چرخ و فلکه
قلبای مثل دریامون پر از خراش و ترکه
این روزا عادت گلها مرگ و بهونه کردنه
کار چشمای آدما دل رو دیونه کردنه
این روزا کار رویامون از پونه خونه ساختنه
نشونه پروانگی زندگی ها رو باختنه
این روزا تنها چارمون شاید پرنده مردنه
رو بام پاک آسمون ستاره رو شمردنه
این روزا آدما دیگه تو قلب هم جا ندارن
مردم دیگه تو دلهاشون یه قطره دریا ندارن
این روزا فرش کوچه ها تو حسرت یه عابره
هر جا یکی منتظر ورود یه مسافره
این روزا هیچ مسافری بر نمی گرده به خونه
چشای خسته تا ابد به در بسته می مونه
این روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه
این روزا درد آدما فقط غم بی کسیه
زندگیشون حاصلی از حسرت و دلواپسیه
این روزا خوشبختی ما پشت مه نبودنه
کار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه
این روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه
چشمای خیس و ابریشون همپای رود کارونه
این روزا دوستا هم دیگه با هم صداقت ندارن
یه وقتا توی زندگی همدیگر و جا می ذارن
جنس دلای آدما این روزا سخت و سنگیه
فقط توی نقاشیا دنیا قشنگ و رنگیه
این روزا جرم عاشقی شهر دل و فروختنه
چاره فقط نشستن و به پای چشمی سوختنه
اسم گلا رو این روزا دیگه کسی نمی دونه
اما تو تا دلت بخواد اینجا غریب فراوونه
این روزا فرصت دلا برای عاشقی کمه
زخمای بی ستاره ها تشنه یاس مرهمه
این روزا اشک مون فقط چاره ی بی قراریه
تنها پناه آدما عکسای یادگاریه
این روزا فصل غربت عشق و بیدهای مجنونه
بغضای کال باغچه منتظر یه بارونه
این روزا دوستای خوبم همدیگر رو گم میکنن
دلای پاک و ساده رو فدای مردم میکنن
این روزا آدما کمن پشت نقاب پنجره
کمتر میبینی کسی رو که تا ابد منتظره
مردم ما به همدیگه فقط زود عادت می کنن
حقا که بی وفایی رو خوب هم رعایت میکنن
درسته که اینجا همه پاییزا رو دوست ندارن
پاییز که از راه میرسه پا روی برگاش می ذارن
اما شاید تو زندگی یه بغض خیس و کال دارن
چند تا غم و یه غصه و آرزوی محال دارن
این روزا باید هممون برای هم سایه باشیم
شبا یه کم دلواپس کودک همسایه باشیم
اون وقت دوباره آدما دستاشون رو پل میکنن
دردای ارغوانی رو با هم تحمل می کنن
اگه به هم کمک کنیم زندگی دیدنی میشه
بر سر پیمان می مونن دوستای خوب تا همیشه
اما نه فکر که میکنم این کار یه کار ساده نیست
انگار برای گل شدن هنوز هوا آماده نیست
شهرزاد ش , sepehri_84
شهرزاد ش - 08:37 1390/11/8
161

نشد یه قصری بسازم ٬ پنجره هاش آبی باشه

من باشم و اون باشه و یک شب مهتابی باشه

نشد یه جا بمونه و آخر بشه مال خودم

حتی یه بار یادش نموند ٬ ماه و روز تولدم

با همه التماس من نشد دیگه نره سفر

شعرام به جز اون روی هر دیوونه ای گذاشت اثر

نشد برم بغل بغل واسش شقایق بچینم

نه این که من نخوام برم ٬ نذاشت گل ها رو ببینم

نشد همه دعا کنن همیشه اون باشه پیشم

یکی میگفت ٬ خواب دیده که اون گفته عاشقش میشم

اما نشد قسمت ما یه لحظه ی روشن و خوش

پیغام واسش فرستادم ٬ بیا بازم منو بکش

نشد که نشکنه بازم این چینی شکستنی

هیچ جای دنیا ندیدم ٬ عجب چشای روشنی

باور نکرد یه مژه اش رو ببه صد تا دریا نمیدم

 یه تار مو خواستم نداد ٬ گفت به تو دنیا نمیدم

راست میگه هر چی اون بگه ٬ من کجا و دیوونگی

چه جور به حرفش گوش کنم ؟ اون گفت بچسب به زندگی 

خلاصه که آخر نشد ما گل سرخ رو بو کنیم

اون گفت برو که بتونیم خوب حفظ آبرو کنیم

نشد یه بارم برسم یه آرزوهای محال

یه خاطره مونده برام با یه سبد میوه ی کال

نشد منم واسه یه بار به آرزوهام برسم

گذشته کار از کارمون ٬ دیر شده به خدا قسم

نشد به موقع این کویر ٬ ابری شه بارون بگیره

نشد ٬ خودش آینه که هست ٬ بیاد و شمعدون بگیره

نشد بپاشم زیر پاش ٬ عطر گل محمدی

نشد بهم جواب بده ٬ حتی بهم بگه بدی

نشد دوست دارم بگه ٬ به من که نه به دیگری

نشد یه بارم نگذره از روی شعرا سرسری

نشد یه کاری بکنه که بدونم دوسم داره

آتیش گرفتم و یه بار نگام نکرد بگه ٬ آره

نشد یه بار حرف بزنه نذاره پای سرنوشت

نشد یه شب نگم خدا ٬ الهی که بره بهشت

نشد شبی یه بار واسش یه فال حافظ نگیرم

نشد تو رویاهام براش روزی هزار بار نمیرم

نشد برم ٬ نشد نره ٬ نشد بخواد ٬ نشد بیاد

نشد ولی شاید بشه ٬ واسم دعا کنید زیاد

از شما پنهون نکنم ٬ یه حرفایی بهم زده

گفته همین روزا میاد اما هنوز نیومده

قصه داره تموم میشه ٬ مثل تموم قصه ها

فقط واسم دعا کنید اول خدا بعدم شما . . .

شهرزاد دختر قصه هزارو یک شب , dokhtare_gheseha
160
خلاصه قصه

دل از چشم تو با غم گفت

وباید از تو کم کم گفت

تو نزد من نخواهی ماند

و این را باد محکم گفت

شبی باران که می بارید

به روی کوچه نم نم گفت

نگاه شمعدانی هم

فقط از تو برایم گفت

ببین قصد سفر دارم

خداحافظ که گفتم گفت

چرا او عاشق من شد

به یک عابر شنیدم گفت

و عابر هم جوابش را

همان وقتی که رفتم گفت

عزیز او نبودم هیچ

ولی به من عزیزم گفت

چرا به اشک سرد من

نگاهی کرد وشبنم گفت

شبی تا صبح با من بود

سخن بسیار گفتم گفت

و پیش از رفتنش این را

به او یک روز خواهم گفت

چرا چشم تو با حیرت

نگاهم کرد و اسمم گفت

محسن  , z_s_love
محسن - 12:01 1389/09/2
159
کاش...

کاش در دهکده­ ی عشق فراوانی بود                   

                                                 توی بازار صداقت کمی ارزانی بود

کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم مختصر بود                   ولی صادق و پنهانی بود

********

کاش به حرمت دلهای مسافر هر شب             

                                                  روی شفاف ترین خاطره مهمانی بود

********

کاش دریا کمی از درد خودش کم میکرد

                                                  قرض می داد به ما هر چه پریشانی بود

کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم

                                               رنگ رفتار منولحن تو انسانی  بود

*********

مثل حافظ که پر از معجزه و الهام است

                                  کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود

 چقدر شعر نوشتیم برای باران

                                  غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود

********

 کاش سهراب نمیرفت به این زودی ها

                                  دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود

کاش دلها پر افسانه نیما میشد

                                  و به یادش همه شب ماه چراغانی بود

*********

کاش اسم همه دخترکان اینجا

                                 نام گلهای پراز شبنم ایرانی بود

کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر

                                 غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود

**********

دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم

                              راز این شعر همین مصرع پایانی بود

علی فردین , almk
علی فردین - 09:59 1389/08/10
158
00014~0.jpg

من با تو هرگز

 سلام ای بی وفا ،‌ ای بی ترحم
 سلام ای خنجر حرفای مردم
 سلام ای آشنا با رنگ خونم
سلام ای دشمن زیبای جونم
بازم نامه می دم با سطر قرمز
 آخه این بار شده من با تو هرگز
 نمی خوام حالتو حتی بدونم
 تعجب می کنی آره همونم
 همونی که زمونی قلبشو باخت
 همون که از تو یک بت ،‌ یک خدا ساخت
 همونی که برات هر لحظه می مرد
 که ذکر نامتو بی جون نمی برد
همونم که می گفتم نازنینم
بمیرم اما اشکاتو نبینم
 همون که دست تو ،‌ مهر لباش بود
 اگه زانو نمی زد غم باهاش بود
حالا آروم نشستم روی زانوم
 ولی دیگه گذشت اون حرفا ،‌ خانوم
 تعجب می کنی آره عجیبه
 می خوام دور شم ازت خیلی غریبه
 خیال کردی همیشه زیر پاتم ؟
 با این نامردیات بازم باهاتم ؟
 برات کافی نبود حتی جوونیم
 تموم شد آره گم شد مهربونیم
 دیگه هر چی کشیدم بسه دختر
 نمی بینیم همو این خوبه ،‌ بهتره
 دیگه بسه برام هر چی کشیدم
 فریبی بود که من از تو ندیدم ؟
 دروغی هست نگفته مونده باشه ؟
 کسی هست تو خیال تو نباشه ؟
عجب حتی دریغ از یک محبت
دریغ از یک سر سوزن صداقت
 دریغ از یک نگاه عاشقونه
 دریغ از یک سلام بی بهونه
نه نفرینت چرا ، این رسم ما نیست
 اگر چه این چیزا درد شما نیست
گل بیتا چرا اخمات توهم شد؟
 چیه توهین به ذات محترم شد ؟
 دیگه کوتاه کنم با یک خدافظ
 که عشق ما رسید به سد هرگز

 

آرام بهبودی , aramnd2
آرام بهبودی - 22:28 1389/07/27
157
نقل قول از : نغمه نیمایی

ّلا لا لا لا نخواب سودی نداره

همون بهتر که بشماری ستاره

همون بهتر که چشمات وا بمونه

که ماه غصه اش نشه تنها بیداره

لا لا لا لا نخواب باز هم سفر رفت

نمیدونم به کارون یا خزر رفت
 

فقط دردم اینه مثل همیشه بدون اطلاع و بی خبر رفت

لا لا لا لا نخواب میدونه جنگه

دست هر کی میبینی یه تفنگه

یه عمره دور چشماش گشتم اما نفهمیدم که اون چشما چه رنگه

لا لا لا لا نخواب زندونه دنیا سر ناسازگاری داره با ما

بشین باز هم دعا کن واسه اون که ما رو اینجا گذاشت تنهای تنها

لا لا لا لا نخواب اون راه دوره خدا میدونه که حالش چه جوره

توی خلوت میگم اینجا کسی نیست خداییش که دلم خیلی صبوره

لا لا لا لا نخواب تیره است چراغم مثل اتشقشان میمونه داغم

به جون گلدونا کم غصه ای نیست

هزار شب شد هزار شب شد نیومد باز سراغم

لا لا لا لا نخواب خواب که دوا نیست

دل دیوونه داشتن که خطا نیست

میگن دست از سرش بردار نمیشه اخه عاشق شدن که دست ما نیست

لا لا لا لا نخواب تنها میمونم کاش اون قدر چشماتو بدونم

چرا چشمات پر خشم عزیزم مگه من مثل اون نامهربونم

لا لا لا لا نخواب ماه رو نگاه کن
وای نغمه جون من عاشق این ترانه مریمم 

پیشی ملوسه , pishi_malo0se
پیشی ملوسه - 21:28 1389/07/25
156
خیال

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود
تو در كنار من بشینی محال بود
هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود
چشمان مهربان تو پاك و زلال بود
پاییز بود و كوچه ای و تك مسافری
با تو چه قدر كوچه ما بی مثال بود
نشنید لحن عاشق من را نگاه تو
پرواز چشم های تو محتاج بال بود
سیب درخت بی ثمر آرزوی من
یك عمر مانده بود ولی كال كال بود
گفتم كمی بمان به خدا دوست دارمت
گفتی مجال نیست و لیكن مجال بود
یك عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود
سهم من از عبور تو رنج و ملال بود
چیزی شبیه جام بلور دلی غریب
حالا شكست وای صدای وصال بود
شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد
اما نه با خیال تو بودم حلال بود
سعید ذ کا یی , saeed_yas88
سعید ذ کا یی - 13:51 1389/07/23
155

بچه ها پیشنهاد می کنم حتما در کنار شعرهای زیبای مریم شعرهای فروغ فرخزاد بانوی شعر ایران رو هم

از طریق وبلاگ جدید من پیگیری کنید :


اولین وبلاگ تخصصی فروغ فرخزاد  :  www.Furughfarokhzad.blogfa.com

نظر یادتون نره فقط ! 


مدیر وبلاگ هم خودم هستم !     امروز حتما یه سری بزنید .
بنیامین آریایی , benyamin123
بنیامین آریایی - 21:25 1389/07/14
154




                  
                                        « هر ستاره شبی است که از تو دورم٬آسمان چه پر ستاره است.»
علی ملک , baroonenamnam
علی ملک - 19:26 1389/06/22
153

 

 

سلام دوستان

نام مجموعه ی زیر     _  سهم من _       می باشد.

این ترانه ها به صورت دکلمه و با یک میکروفون معمولی ضبط شده و از کیفیت

کارهای استودیویی برخودار نیست.

امیدوارم که کم و کاستی هاش رو به بزرگی خودتون ببخشید.

 

آلبوم :  سهم من

۱- من برات قصه میگم

۲- بی بارون

۳- تو باشی

۴- اجازه میدی

۵- آشتی باش

۶- سهم من

۷- در به در

۸- تمساح

۹- کرم شبتاب

۱۰- آرزوی دنباله دار

 

 

 

توضیح مختصری برای افراد مبتدی:

در صورتی که تمایل به دانلود هر کدام از فایلهای بالا دارید، پس از کلیک روی فایل مورد نظر به صفحه ی جدیدی میروید که در آنجا باید روی کلمه ی Download Now کلیک کنید و به صفحه ی دیگری هدایت می شوید که در آنجا پس از گذشت بیست ثانیه جمله ی Download file Now   نمایان می شود که با کلیک روی آن و زدن دکمه ی Save این فایل را در رایانه ی خود ذخیره می کنید.

 

 خوشحال میشم نظراتتون رو به ایمیلم ارسال کنید.

a_baroon_m@yahoo.com

موفق و سربلند باشید.

علی ملک (بارون)

 

 

تینا زندگی , zendegi1368
تینا زندگی - 12:42 1389/06/15
152
مث فصلا




  • توی باغا گل سرخی توی آسمون ستاره
    جایی رو سراغ ندارم که نشون از تو نداره
    تاریخ تولد تو توی دفتر حسابم
    شب که چشمام و می بندم باز نمی ذاری بخوابم
    عکس تو جور عجیبی توی چشمام می درخشه
    دیوونم خدا می دونه کاش خودش من رو ببخشه
    توی تابستون نسیمی آفتابی توی زمستون
    تو همونی که گرونه نمی یاد به دستم آسون
    وقتی من تو آسمونم تو توی راه زمینی
    مشکل اینه چون عزیزی هر جا باشی نازنینی
    سفر دور و درازت بی خطر باشه الهی
    بی خبر من و گذاشتی ولی نه تو بیگناهی
    قیمت نگاه نازت خیلیه مث صداقت
    مث خوب بودن تو سختی واسه اثبات رفاقت
    توی خرداد گل یاسی توی آبان گل مریم
    چه شکنجه ی قشنگی می کشی من و تو کم کم
    چه تفاهمی تو عاقل دل من مات و دیوونه
    درمونم دست چشاته اینم آخرین بهونه
    دل تو یه وقتا سنگه یه روزم ممثل بلوری
    شبا گاهی قرص ماهی یه روزم یه تیکه نوری
    حوصله که داشته باشی دو سه جکله می گی گاهی
    اما میلت که نباشه نمی دی حتی نگاهی
    چون غروب خیلی قشنگه تو خود غروبی
    چی بگم قحطی واژه ست هر چی هست خیلی خوبی
    عکس نازت رو گذاشتم گوشه ی سفید دفتر
    تا دیگه هیچکی نبینه یکی کمتر باشه بهتره
    مث ‌آسمون عجیبی شبی آبی شبی قرمز
    ولی هر رنگی که باشی من و دوست نداری هرگز
    یه روزی می شی یه دریا فرداش اما مثل کوهی
    هر چی که دلت می خواد باش هر جا باشی با شکوهی
    پره از اسم قشنتگت صفحه صفحه ی کتابم
    به همون تعداد اسما تو ولی دادی عذابم
    لااقل خوب شد که لطفی کردی و واسم نوشتی
    معنی حرف تو این بود که مطیع سرنوشتی
    دلم و دادم به دست تو برای یادگاری
    قابلی نداره بردار می دونم دوسم نداری
    وقتی که بارون می گیره چشام از عشق تو خیسه
    دل برات به قول سهراب زیر بارون می نویسه
    تنها آرزوم همینه تا یادم نرفته راستی
    کاش یه روز بهم بگی که من همونم که می خواستی
  •  
  •  
  •  
  • ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
رزسرخ تبش , amvagekhamush
رزسرخ تبش - 11:40 1389/06/1
151

KENARE ASHENAI TO ASHIANE MIKONAM

FAZAYE ASHIANE RA POR AZ TARANE MIKONAM

KASI SOAL MIKONADBE KHATERE CHE ZENDEI

VA MAN BARAYE ZENDEGI TO RA BA HANE MIKONAM...........

سعید ذ کا یی , saeed_yas88
سعید ذ کا یی - 00:21 1389/03/13
150
نمی گم خطا نکردم من که ادعا نکردم !!  همه گفتند بی وفایی من که اعتنا نردم !! عازم سفر شدی تو من دلم می خواست بمونی ! واسه موندن تو .  بخدا دعا نکردم !! می دونم دوسم نداری حتی قد    یه قناری !  اما عاشقم هنوزم بدون اشتباه نکردم !!    ما جایی قرار نذاشتیم جز تو کوچه های رویا  !! این دفعه تو اومدی من به قرار وفا نکردم      ( سعید ذکایی 19 ساله از تبریز )
سعید ذ کا یی , saeed_yas88
سعید ذ کا یی - 00:17 1389/03/13
149
نگات قشنگه ولیکن یه کم عجیب و مبهمه !! من از کجا شروع کنم؟ دوست دارم یه عالمه !!  منو گذاشتی و بازم یه بار دیگه رفتی سفر! نمی دونم شاید سفر برای دردات مرهمه !!    تا وقتی اینجا بمونی یه حالت عجیبیه !! من چجوری واست بگم بارون قشنگ و نم نمه !!     ( ارسال کننده شعر استاد مریم حیدر زاده  : سعید ذکایی 19 ساله از تبریز )  فقط استاد مریم
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.