| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
288
|
2785
|
87/4/16 (23:48)
|
|
||
|
|
259
|
3304
|
87/4/16 (17:44)
|
|
||
|
|
7
|
33
|
87/4/17 (01:31)
|
|
||
|
|
12
|
32
|
87/4/17 (01:25)
|
|
||
|
|
23
|
91
|
87/4/17 (01:00)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
87/4/17 (00:19)
|
|
||
|
|
243
|
2363
|
87/4/17 (00:10)
|
|
||
|
|
12
|
33
|
87/4/17 (00:03)
|
|
||
|
|
8
|
19
|
87/4/14 (10:36)
|
|
||
|
|
1
|
7
|
87/4/14 (10:29)
|
|
عنوان بحثاخوان خود را چگونه معرفی می کند؟ 17 دی 86 - 19:26 | |
در این جستار به یاری دوستان بخشهایی از اشعار اخوان که در انها به معرفی و توصیف خود می پردازد را گردآوری می کنیم.
| |
18 4 اردیبهشت 1387 ساعت 00:34 | |
چون درختی در زمستانم بی كه پندارد بهاری بود و خواهد بود دیگر اكنون هیچ مرغ پیر یا كوری در چنین عریانی انبوهم آیا لانه خواهد بست ؟ دیگر آیا زخمه های هیچ پیرایش با امید روزهای سبز آینده خواهدم این سوی و آن سو خَست ؟ |
17 7 بهمن 1386 ساعت 22:57 | |
من به دستان پر از تاول این طرف را كنم خاموش وز لهیب آن روم از هوش. زان دگر سو شعله برخیزد به گردش دود . تا سحر گاهان كه میداند كه بود من شود نابود. |
16 7 بهمن 1386 ساعت 17:02 | |
گویند که (امید و چه نومید!) ندانند من مرثیه گوی وطن مرده خویشم |
15 7 بهمن 1386 ساعت 13:30 | |
ببین غمگین دلم با درد می گرید ...
|
14 5 بهمن 1386 ساعت 02:26 | |
منم من میهمان هر شبت لولی وش مغموم منم دشنان پست آفرینش نغمه ناجور نه از رومم نه از زنگم همان بی رنگ بی رنگم |
13 5 بهمن 1386 ساعت 00:50 | |
نه نغمه ی نی خواهم و نه طرف چمن نه یار جوان ،نه باده ی صاف کهن خواهم که به خلوتکده ای از همه دور من باشم و من باشم و من باشم و من. |
12 5 بهمن 1386 ساعت 00:43 | |
به نظرم زیباترین معرفی اخوان از خودش مرد چگوریه گرچه از زبان اول شخص معرفی نمیكنه اما وصفی كه از مرد چگوری داره به نظرم دیدخودش نسبت به درونشه... قطعه رو هم كه همه ی دوستان دارن و احیانا حفظن !! گذاشتنش تكرار مكرراته... موفق باشید... |
11 4 بهمن 1386 ساعت 22:31 | |
آزادم و عهدم این است كاول قدم ره میخانه پویم و اولین جام می بر سر دست نام تو ، نام تو ، نام تو گویم. آری تو ، ای لحظه شاد هستی ای گفتگوی دلم با تو وز تو در هوشیاری و مستی. ای لحظه ها از تو پر نور و ناب سعادت یاد تو شیرین ترین عهد و عادت. عشق تو زیباترین راستی ها زندان و آزادی من. |
10 2 بهمن 1386 ساعت 10:42 | |
نه از رومم نه از زنگم همان بی رنگ بی رنگم بیا بگشای در بگشای دلتنگم
|
9 2 بهمن 1386 ساعت 01:09 | |
دیگر سیاهم من ، سیاهم دیگر سپیدم من ، سپیدم وز هرچه بود و هست و خواهد بود ، دیگر بیزارم و بیزار و بیزار نومیدم و نومید و نومید هر چند می خوانند امیدم |
8 23 دی 1386 ساعت 15:58 | |
باز من دیوانه ام ، مستم. باز میلرزد دلم ، دستم. باز گویی در جهان دیگری هستم... |
7 21 دی 1386 ساعت 15:49 | |
چون درختی در صمیم سرد و بی ابر زمستانی |
6 21 دی 1386 ساعت 14:29 | |
انگار در من گریه می كرد ابر. بغضم در گلو چتری كه دارد می گشاید چنگ . انگار بر من گریه می كرد ابر. |
5 20 دی 1386 ساعت 18:25 | |
غریبم ، قصه ام چون غصه ام بسیار سخن پوشیده بشنو ، اسب من مرده ست و اصلم پیر و پژمرده ست |
4 20 دی 1386 ساعت 18:25 | |
من آن کالام را دریا فرو برده |
- 1
- 2















