userinfo close

  ,

دلباخته


lovesickclub

تاسیس: 10 تیر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: آرین ه - معاونان
بازدید از سایت (تیترآنلاین) www.titronline.ir حتما هر روز داشته باشید خبرهای جالب رو از دست ندید
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
6
64
90/12/10 (20:59)
68
538
90/10/14 (13:29)
3
24
90/9/9 (10:49)
19
120
90/9/9 (10:47)
45
216
90/8/8 (21:50)
33
132
90/7/27 (11:24)
0
2
90/7/22 (12:03)
46
339
90/1/27 (09:45)
9
64
90/1/15 (10:36)
219
633
89/12/18 (08:57)
18
87
89/11/29 (19:40)
21
113
89/11/29 (14:15)
90
418
89/11/29 (14:14)
119
304
89/1/19 (16:24)
75
349
88/12/15 (10:06)
222
1103
88/2/19 (17:21)
17
32
88/2/19 (17:16)
1
9
88/1/27 (08:22)
136
822
88/1/20 (15:09)
5
91
88/1/20 (14:39)

عنوان بحث :: این بحث را 2 نفر دنبال می کنند.

احمد قولدی , mercury_367
احمد قولدی - 09:05 1386/08/18

به نظر شما چرا بعضی از افراد متاهل؟؟؟؟

به نظر شما چرا بعضی از افراد متاهل دوست دختر یا دوست پسر دارند ؟؟؟؟
چرا در قدیم این موارد بسیییییار كم بود ولی متاسفانه هر چه پیش میرویم  ( مخصوصا در شهر های بزرگ) افراد متاهل بیشتری رو مبینیم كه دوست دختر یا پسر دارند ؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا در جامعه ما  خیانت به همسر هر روز راحتتر و بیشتر میشود ؟؟؟؟

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
محسن امیری , zayrbdc
محسن امیری - 08:57 1389/12/18
219

به چند دلیل میشود وارد این بحث شد

1- نبود عشق و ازدواج های زوركی

2-نتوانستن مرد یا زن همدیگر را ارضا كنند

3-لقمه های حرام در زندگی

4-به گفته پیامبر (ص)در اخر زمان دین داشتن اتیش كف دست داشتنه خیلی مرد میخواد كه اتیش كف دستش نگه دارد

 

لبیك یا خامنه ای , ehsantiger
218
آقا كمبود محبت همین و بس.
لوسی خانوم , o2tgh
لوسی خانوم - 16:05 1388/07/29
217

زن عاشق عزیز!

ارسال پیام را فقط برای دوستان فعال کرده ای و من چون در لیست دوستانت نمی باشم نمی تونستم برایت پیامی ارسال کنم.

راستش در ابتدا با خوندن پیامهایت کمی عصبانی شدم. برای همین زیاد پیام قبلی را جدی نگیر 

برای اینکه یکطرفه به قاضی رفته بودی و خیلی هم راضی برگشته بودی.

من هیچوقت در مورد شخصیت و زندگی ات قضاوت نمی کنم.

چون شاید من هم در موقعیت تو قرار بگیرم و خیلی بدتر از گذشته ات برای خود رقم بزنم.

هیچکس از آینده اش خبردار نیست.

ولی شجاعت و صداقت ات قابل تحسین است

تو به دنبال نیمه گشده خود به ندای قلب ات گوش کردی و این کار نه زشته نه گناه نه اشتباه

شاید مسیر را اشتباه رفته باشی شاید هم نه

من اگه نوشتم "بی حرمت"  به خاطر این بود که در نوشته هایت خونده بودم که حاج داداش، دوست  و خواهر م *و*م*و به تو بدترین توهین ها را کرده بودند و نظر اونها را نوشته بودم نه خودم.

من گفتم که در موردت قضاوت نمی کنم.

اتفاقا خوندن داستان زندگی ات هرچند باعث شد دپرس و ... بشوم ولی دلیلی بر این شد که وبلاگی برای خود بسازم و روزمرگی هایم را بنویسم.

جایی که خودم باشم.

مثل تو

شاید من هم زمانی لو بروم و بخواهم تمام خاطرات زندگی ام را از بین ببرم ولی فعلا که یکی از وبلاگهای پر بازدیدکننده را دارم.

زن عاشق عزیز!

ازت عذر می خواهم و آرزو می کنم تا همیشه عاشق باشی.

راستی مامان شدی یا نه؟

زندگی خوب و خوشی با  م *و*م*و عاشق ات داشته باشی. قدر هم را بدونید و از زندگی تا می تونی لذت ببر.

دوستت دارم. ازت ممنونم. معذرت می خواهم. می بوسمت

لوسی خانوم , o2tgh
لوسی خانوم - 09:28 1388/07/26
216

زن عاشق عزیز!

سلام خانومی

تمامی مطالب وبت را خوندم. برایت دلواپس بودم. خیلی خوشحالم که الآن ازدواج کردی و با م*و*م*و یا هر مرد دیگری زندگی خوبی داری که برایت مهم است از گذشته ات خبردار نشود.

خوشحالم که زندگی ات سامان گرفت.

نکنه یلدای سریال دلنوازانی؟

خوشحالم که پیدایت کردم و می بینم که شاد زندگی می کنی.

از اینکه وبت را پایان داده بودی ناراحت بودم.

خانوم عاشق عزیز!

خاطرات شما همچین افتخار آمیز و دلیل غرور نبود که من بخواهم به اسم خودم تمومش کنم.

نمی خواهم در موردت قضاوت کنم ولی می تونم بگم که اشتباه ات در گذشته کم نبوده و ...

من اصلاً دوست ندارم سرنوشتی چون سرنوشت تو داشته باشم -خدا به دور کنه- که به چشم یک زن بی حرمت به من نگاه بشه.

شما که اینقدر راحت می تونید به دیگران تهمت بزنید و بی احترامی کنید نمی دونم بعد از خوندن این مطالب و این نامه من  داغ می کنی و ...  ؟شاید باز هم نامه توهین آمیز برایم ارسال کنی.

ولی عزیزم بدون که من برای عبرت دیگران داستان زندگی ات را در این قسمت کپی و پیست کرده بودم.

برای اینکه دیگران بخونند و متوجه بشوند که شکستن دل همسرشون و خیانت به همسرشون چه وقایعی به دنبال داره. بدونند که چه قدر ذلیل می شوند.

امیدوارم از کار من ناراحت نشده باشی. من همه پست ها را حذف کردم. امیدوارم زندگی خوب و خوشی داشته باشی با همسرت.

شاد زی

باز هم معذرت می خواهم که انتقال مطالب ات از وبت به اینجا باعث تشویش ات شد

 مهرنوش تکاپو بهزاد , mehrnoosh51
215
نقل قول از : گِئوش عِین

ادامه دارد...

پس چی شد؟
آرین ه , arian20
آرین ه - 11:15 1388/03/7
214
دستتون درد نكنه
لوسی خانوم , o2tgh
لوسی خانوم - 15:47 1388/02/29
213
تراژدی تکراری خیانت !

زن جوان برای تبرئه خود از روابط مخفیانه اش ادعا کرد که سه پسر دانش آموز او را ربوده و مورد تعرض قرار دادند.چندی پیش زن جوانی که خود را شیوا معرفی می کرد به ماموران پلیس مراجعه کرد و مدعی شد سه پسر جوان او را ربودند و قصد آزار وی را داشتند.

این زن در توضیح ماجرا گفت؛ صبح از خانه بیرون آمدم و به قصد رفتن به دانشگاه سوار ماشین شدم، به جز راننده دو جوان سوار بر خودرو بودند به همین خاطر شک نکردم و مطمئن شدم که راننده مسافرکش است. مقداری از مسیر را که طی کردیم من یکدفعه متوجه شدم که از مسیر اصلی خارج شده ایم. هرچه داد و فریاد کردم فایده یی نداشت. سه پسر جوان مرا به بیابان کشاندند و شروع به عکسبرداری از من کردند و می خواستند مرا مورد آزار قرار دهند. در همین لحظات بود که متوجه شدم یک وانت از جاده خاکی می آید. با داد و فریاد کمک خواستم و سه مردی که درون وانت بودند به من کمک کردند اما سه پسر متعرض متواری شدند.

با اعلام شکایت این زن تحقیقات پلیس آغاز شد و ماموران موفق شدند یکی از سه پسر متهم را دستگیر کنند. وی اتهام آدم ربایی را رد کرد و در توضیح ماجرا گفت؛ من دانش آموز سال آخر دبیرستان هستم و چند ماه قبل با این زن آشنا شدم. اوایل نمی دانستم او شوهر دارد و فکر می کردم که مجرد است به همین خاطر رابطه ما بیشتر شد. روز حادثه مطابق قرار قبلی من این زن را سوار ماشین کردم در حالی که دو دوستم هم سوار ماشین بودند برای برقراری رابطه غیراخلاقی با هم مطابق قرار به بیابان های اطراف رفتیم.

دقایقی بعد وانتی به طرف ما آمد، این زن که ترسیده بود با داد و فریاد از ما دور شد و به طرف وانت رفت، او ترسیده بود و فکر می کرد که دستگیر و رازش فاش می شود. به همین خاطر چنین کاری را انجام داد و بعد هم به دروغ علیه من و دوستانم شکایت کرد.

با اظهارات این پسر جوان ماموران پلیس تحقیقات گسترده خود را آغاز کردند. بررسی های نامحسوس پلیس نشان داد زن شاکی شیوا نام ندارد و ادعای او دروغ بوده است. آنها همچنین دریافتند این زن خانه دار است و چند سال قبل ازدواج کرده و با میل خود به همراه سه پسر جوان رفته است.

بنابراین زن جوان بار دیگر بازجویی شد. او گفت؛ به خاطر اختلافات شدیدی که با شوهرم داشتم، رابطه سردی بین ما بود. به همین خاطر با پسر جوان رابطه برقرار کردم. من نمی دانستم او دوستانش را هم همراه خودش آورده است وقتی به بیابان رسیدیم متوجه شدم یک وانت به سمت ما می آید، خیلی ترسیدم و برای تبرئه کردن خودم مجبور شدم به سرنشینان وانت بگویم سه پسر مرا ربوده اند
لوسی خانوم , o2tgh
لوسی خانوم - 15:45 1388/02/29
212
روابط مخفیانه زنان و مردان متاهل
برداشت مردان و زنان از رابطه نامشروع همسرشان با هم متفاوت است و همین تفاوت به نوبه خود واکنشهای عاطفی مربوطه را تحت الشعاع قرار می دهد.چیزی که در مورد عدهای صادق است، ممکن است شامل حال عده ای دیگر نباشد. اما شواهد حاکی از آن است که اکثر مردم لااقل به طور نسبی به روشهای جنس وابسته از خود واکنش نشان می دهند. آگاهی نسبت به این اجبارهای زیست شناختی و فرهنگی، سوای عدم دقت یا تغییرپذیری آنها، واکنش شما را نسبت به رابطهی نامشروع توجیه کرده باعث میشود کمتر احساس حماقت و تنهایی کنید. به علاوه، کمک میکند تا همسرتان بهتر شما را درک کند.

در کل، زنها بیشتر سعی دارند رابطه زناشویی خود را از نو ترمیم کرده آن را زنده نگه دارند؛ در حالی که مردها تمایل به خاتمه آن داشته و به دنبال جانشین می گردند. زنها بیشتر به افسردگی روی میآورند و بر سر و روی خود میزنند و به جان خود میافتند؛ در حالی که مردها با گرایش به عصبانیت بیشتر مایلند ـ حتی در رؤیا هم که شده ـ به طور بیرحمانه ای به دیگران بپرند و خشم و عصبانیت خود را سر آنها خالی کنند. زنها رابطه نامشروع همسرشان را بیشتر به بی لیاقتی خود و مردها به عدم کفایت جنسی خود نسبت می دهند. زنها در مورد اهمیت رابطه پنهانی همسرشان مبالغه میکنند و بهبودی وضع روحی آنها مدت بیشتری طول میکشد؛ در حالی که مردها رنج روحی خود را به مقولات جداگانهای دستهبندی کرده خیلی زود عنان زندگی خود را به دست میگیرند.

تفاوت شمارهی یک: زنها سعی دارند رابطهی زناشویی خود را حفظ کنند؛ مردها راه خود را کج کرده متواری می شوند..

زنها: «شاید بتوانیم حلش کنیم.»

مردها: «بیخودی به خودت زحمش برگشتن نده!»

وقتی همسر زخم خورده یک زن است، احتمال بیشتری وجود دارد که در جهت حفظ رابطه زناشویی خود تلاش کند. ـ تا اندازه ای به این دلیل که فرهنگ به او آموخته است دیگران را خرسند و خود را محروم سازد. یک مرد به این گرایش دارد که از دست رفته ها را از ذهنش حذف کرده و به دنبال جانشین بگردد ـ جانشینی که بتواند عشق و توجهی که خود را لایق آن احساس میکند، نثارش کند. نوعاً، زنها وقتی مرزهای عاطفی خود را مورد تجاوز می بینند، خود را سرکوب کرده زبان به دندان می گیرند یا احساسات خود را مخفی می کنند. آنها که به خاطر حفظ هماهنگی ظاهری تحت فشار قرار دارند، غالباً خود اصیل و ندای درونی خود را که فریاد برمیآورد: «خواسته من بیشتر از اینهاست» خفه می کنند. اجتماع ما این پیام را ابلاغ میکند که وظیفهی زن ـ و ملاک ارزشمند بودن او از دید خودش ـ آن است که پیوندهای خود را با دیگران حفظ کند. در یک مطالعهی جالب وقتی از دختران حدوداً هشت ساله سؤال شد: «احساستان دربارهی بدرفتاری پسرها با شما چیست؟» خیلی خوب میدانستند که خشمگین میشدند و صراحتاً حرف دلشان را میزدند، اما وقتی همین سؤال برای همین دختران در سن دوازدهسالگی مطرح شد، جواب دادند: «نمیدانم» انبوهی از پژوهشهای مستند و موفق نشان میدهد که هم چنان با بالا رفتن سن، بسیاری از زنان وقتی ناحقی یا بدرفتاری میبینند، کمتر به شم خود اعتماد میکنند. اگر به عنوان یک زن نتوانید تصدیق کنید که خیانت پدر یا مادر به زندگی زناشویی گریبانگیرتان شده و دارد به شما هم لطمه میزند، اگر از این پرهیز دارید که با صراحت و قدرت احساسات منفی خود را بیان کنید، چون بودن در کنار همسر را ترجیح میدهید، اگر از خط و نشان کشیدن و نسق گرفتن میترسید، میتوان گفت خوب تربیت شدهاید.

دلیل دیگری که بسیاری از زنان به دنبال حفظ روابط خود ـ حتی روابط به افتضاح کشیده و درب و داغان خود ـ هستند، این است که به زعم آنان تنها امکانی که پیش رو دارند، زندگی در تنهایی است؛ چیزی که خیلی هم از آن وحشت دارند. در مطالعهی مشهوری که با همکاری دانشگاههای هاروارد و یل در سالهای 1986 در زمینهی ازدواج صورت گرفت، بنت، بلوم و کاریگ با اعلام اینکه مردان مجرد، زنان را در حالتی از وحشت فرو بردند. با این همه، سوزان فلادی بعدها در سال 1991 خاطر نشان کرد که هر چند این آمار بیاندازه مبالغهآمیز است، اما آنها حالتی از هول به ازدواج ایجاد کردند که تا به امروز به قوت خود باقی است؛ به طوری که زنان بر این باورند که شانس ازدواج پس از سن چهلسالگی صفر است.

زنان مطلقه بیش از مردان مطلقه از نظر اقتصادی در تنگنا قرار میگیرند؛ تا حدی به این دلیل که آنان در پرورش بچههای خردسال خود مسئولیت بیشتری قبول میکنند و تا حدی به این خاطر که شوهر سابق آنها احتمالاً بیشتر به پرداخت عوارض اتومبیل بها میدهد تا به اجرای تعهدات حمایت از فرزند خود. زنان مطلقه هم، مثل همهی زنان، بیشتر به اشغال پستهای سطح پایین گرایش داشته در مقایسه با مردان همکار حقوق کمتری دریافت میکنند. همین دلایل واقعبینانه به تنهایی برای توجیه اصرار زنان بر حفظ زندگی زناشویی فعلیشان کافی است.

مردها ـ که عرفاً از نظر مالی تأمین بوده و بیشتر از این بابت خاطر جمعند که همسر دیگری اختیار میکنند ـ به احتمال کمتری همسر به انحراف کشیده شدهی خود را تحویل میگیرند و از آن جا که کمتر اتفاق میافتد خود را بر حسب موفقیت یک رابطه تعریف کنند، غالباً این احساس را دارند که در صورت به هم خوردن این رابطه چیزی از دست نمیدهند. زنان بیشتر دندان روی جگر میگذارند و سوختن و ساختن را ترجیح میدهند، در حالی که مردها فرار را بر قرار ترجیح میدهند و در واقع با از یاد بردن و محو کردن منبع آلام روحی خود، بر ضایعهی خیانت همسر فایق میآیند.

تفاوت شمارهی دو: زنها زانوی غم به بغل میگیرند و مردها خونشان به جوش میآید.

زنها: «من در مهمترین رابطهی موجود در زندگیام شکست خوردم.»

مردها: «اگر دستم به معشوق زنم برسد، میکشمش.»

واکنش زنها نسبت به رو شدن خیانت همسرشان این است که معمولاً بر سروکله خودشان میزنند، در حالی که مردها عصبانی میشوند و بیشتر مایلند حساب رقیب را برسند ـ حتی در ذهن خودشان هم که شده ـ مسببین رنج روحی خود را گوشمالی دهند.

طبق آمار به دست آمده توسط گروه ضربت ملی اتحادیه روانشناسی آمریکا زنها به نسبت دو برابر مردان دچار افسردگی بالینی میشوند. به این دلیل که اولاً زنها بیشتر مایلند نوک تیز انتقاد را به جای دیگران به سمت خود متوجه کنند؛ ثانیاً، زنها بیشتر خود را بر حسب ارتباطشان با دیگران تعریف میکنند و ارزشمند بودن خود را با دوست داشته شدن برابر میگیرند. وقتی رابطهای به روغنسوزی میافتد یا ناکام میماند، یک زن به احتمال بیشتری به افسردگی روی آورده خود را تحقیر شده احساس میکند و این نه فقط به خاطر از دست دادن شوهر، که به خاطر از دست دادن خویش است.

اگر شما یک مرد باشید، بر عکس به احتمال بیشتری خشم خود را متوجه همسرتان یا معشوق او میکنید. مردان پرخاشجو غالباً مجبورند جلوی رفتارهای خشونتآمیز خود را بگیرند؛ اما حتی تیپهای کنشپذیر و درون‌گرا هم در رؤیاهای بیداری خود به «دشمن» حملهور میشوند. به هر حال همین خشم به شما اجازه میدهد خود را قدرتمند و در کنترل احساس کنید و از احساسهای پریشان کنندهای چون شرمساری و خود تردیدی دوری بجویید. بعضی از شما به جای رویارویی با این حقیقت دردناک که دلیل به انحراف کشیده شدن همسرتان ناخشنودی شدید او نسبت به شما بوده است، ترجیح میدهید همسرتان را قربانی سوء استفادهی معشوقی خودخواه بدانید.

تفاوت شمارهی سه: زنان به عنوان «همسفر راه و شریک زندگی» و مردان به عنوان «معشوق» احساس بیکفایتی میکنند.

زنها: «من به اندازهی کافی خوشایند نیستم. نمیتوانم شوهرم را خرسند کنم.»

مردها: «آلت تناسلی من زیادی کوچک / بزرگ است. زیادی لفتش میدهم یا زیادی تند میروم. نمیتوانم زنم را ارضا کنم.»

دیوید باس در مطالعات خود به این نتیجه رسید که زنها بیشتر از درگیری عاطفی شوهرشان با زنان دیگر و مردها بیشتر از درگیری جنسی زن خود با دیگران دچار تشویش خاطر میشوند. او با قرار دادن چند الکترود بر روی سر مردها و زنها متوجه شد که وقتی مردها زن خود را در حال آمیزش جنسی با مردان دیگری تصور کردند، به تعریق افتادند و بلافاصله ضربان قلبشان بالا رفت. وقتی آنها زن خود را در بند عشقی افلاطونی با مرد دیگری تصور کردند، آرامتر شدند، ولی کاملاً به سطح عادی خود برنگشتند. پاسخ زنها بر عکس بود: وقتی بیوفایی عاطفی همسرشان را مجسم کردند، علائم زجر فیزیولوژیک آنها شدیدتر از زمانی بود که آنها را در حالت خیانت جنسی مجسم کرده بودند.

شمای زن احتمالاً خیانت شوهرتان را به وجود عیب یا کمبود خود به عنوان یک انسان ـ و نه صرفاً به کارآیی ضعیف و نامطلوب خود در رختخواب ـ نسبت میدهید. احتمالاً فکر میکنید همسرتان نه فقط برای شهوترانی، که برای «عشق» به زن دیگری رو آورده است و کشش و جذابیت آن زن چیزی فراتر از جذابیت ظاهری بوده است. در نتیجه ممکن است حتی بیشتر از شوهرتان آن رابطه را بزرگ جلوه دهید. وقتی شوهرتان با پافشاری میگوید: «من هرگز زن دیگری را جز تو دوست نداشتم، من هیچ وقت نخواستم پیوند زناشوییمان را از هم بپاشم و این رابطهی لعنتی هیچ ارزشی برایم نداشت»، این حرف به این راحتیها به خرجتان نمیرود و یک خروار وقت صرف میکنید تا موضوع را درک کرده به حرفهایش اعتماد کنید، اما شاید بدتان نیایدکه او را راستگو بدانید.

شمای مرد فکر میکنید زنتان برای شهوترانی به شما خیانت کرده است؛ تصوری که باعث میشود خود را مسدود و از نظر جنسی بیکفایت قلمداد کنید و احتمالاً نسبت به همسرتان یا معشوقش خشونت به خرج دهید. مردها بیشتر مایلند از مقولات غیر جنسی روابط خود (از قبیل مصاحبت و صمیمیت و …) که بیش از هر چیزی مورد توجه همسرشان است ـ چشم بپوشند و زیاد آنها را جدی نگیرند. اگر میخواهید زندگی زناشوییتان را از مهلکه نجات دهید، باید از همسرتان بپرسید در رابطهای که با او دارید، چه کمبودی حس میکند، گمشدهاش چیست و دقیقاً از دست شما چه کار برمیآید که احساس کند دوستش دارید و قدرش را میدانید.

تفاوت شمارهی چهار: زنها دائماً در ذهنشان با موضوع کلنجار میروند و مردها سر خود را به چیز دیگری گرم میکنند.

زنها: «نمیتوانم به معشوقهاش فکر نکنم.»

مردها: «هیچ خوش ندارم دربارهی رابطهی نامشروع او فکر کنم.»

از آن جا که برداشت زن از خودش با موفقیت او در صمیمیترین روابطش پیوندی بسیار نزدیک دارد، او بیش از یک مرد به وسواسهای فکری دربارهی رابطهی نامشروع همسرش رو آورده و به احتمال بیشتری بر روی فریبکاری و نیرنگبازی همسرش انگشت میگذارد و در این راه تا سر حد حذف هر موضوع دیگری تا حد نبوغ پیش میرود. در این فرآیند، او از دست دروغهای شوهرش بیشتر عصبانی میشود و برای مدت طولانیتری بدگمان باقی میماند. او با مرور فعالانهی جزئیات رابطهی خیانت بار همسرش، مرتباً روی زخم او میکند و جوّ بیاعتمادی را زنده نگه میدارد.

مردها، بر عکس، به جای نشخوار ذهنی دربارهی خیانت همسرشان، وقت بیشتری را صرف درگیری در فعالیتهای جسمانی میکنند تا خود را مسلط و ورزیده احساس نمایند. ظاهراً مردها بهتر میتوانند ناراحتی خود را حلاجی کرده و ـ اغلب با اختیار کردن جانشینی برای همسر خیانتکار خود ـ گلیم خود را از آب بیرون بکشند.

آیا این تفاوتهای جنسی واقعاً بر نحوهی واکنش شما در برابر رابطهی غیر مجاز همسرتان تأثیر دارد؟ آیا مثلاً شما مردها میتوانید به اندازهی زنها احساس افسردگی کنید و خود را به باد انتقاد بگیرید؟ یا آیا شما زنها میتوانید مثل مردها مدام ذهنتان را با کارآیی جنسی خود مشغول کنید؟

در پژوهشهای جاری، الگوهای مختص به جنس شناسایی گردیدهاند، اما این بدان معنا نیست که این الگوها کاملاً اختصاصیاند؛ در واقع گاه عکس قضیه صادق است. چه، زنان خیانت دیدهای که خشم خود را با چنگ و دندان به نمایش بگذارند کم نیستند. اوری پید وقتی در دو هزار و اندی سال پیش از این، داستان مدیا را ـ زنی طرد شده که برای انتقامجویی از خیانت شوهرش، خون فرزندان خود و معشوق شوهرش را ریخت ـ قلم میزد، به این موضوع واقف بود. زمان را 2400 سال به جلو بکشید.

به همین نحو، در مورد پاسخ یک مرد خیانت دیده هم خیلی نامعقول و بیمعناست اگر بگوییم هیچ به خیانت همسرش فکر نمیکند و هیچ اقدامی برای بازگرداندن همسرش انجام نمیدهد. هیچ پاسخ منفردی متعلق به یک جنس نیست؛ تفاوتهای جنسی مطرح شده در این قسمت صرفاً به منظور کمک به شما و همسرتان بوده است تا در این لحظات دشوار و غیر قابل تحمل بتوانید دورنمای کاملتری نسبت به رفتارهای یکدیگر داشته باشید. شما چه زن باشید چه مرد، صدمات پیچیده و عمیقی را متحمل شدهاید.

به قول امرسون، موفقیت در این است که بتوانید ضایعهی خیانت همسرتان را از سر بگذرانید و از آن جان سالم به در ببرید. البته تا جایی اقدام تا همین حد کافی است، اما حالا وقت آن است که پا را از این حد فراتر گذاشته شفا پیدا کنید. در شروع این فرآیند، شما همسر زخم خورده، لازم است به خود بقبولانید که پاسخ عاطفی اولیه، یعنی پاسخ افراطی،‌ خود محروم کننده و از روی استیصال شما کاملاً طبیعی و قابل درک بوده است و یا حداقل با توجه به امکانات و همین طور شدت و وسعت لطمهی روحی شما بهترین پاسخی بود که در آن لحظه از دستتان برمیآمد. لازم است برای از دست دادن هویت اصیلتان خود را ببخشید و از درون به بازسازی خود بپردازید. بعلاوه، برای استحکام بخشیدن دوباره به رابطه با همسرتان، لازم است با پاسخ او نسبت به رابطهی نامشروع، بدون توجه به میزان تفاوت آن با پاسخ خودتان، کنار بیایید.

لوسی خانوم , o2tgh
لوسی خانوم - 15:43 1388/02/29
211
دلایل خیانت مردان
متاسفانه بی وفایی و خیانت همیشه وجود داشته و همواره  جای صحبت و بحث را در مورد آن باز نموده است. امروزه برخی از کانال های تلویزیونی مانند REALITY TV درمورداین موضوع برنامه های متعددی دارند اما براستی چرا برخی  از مردان خیانت می کنند؟همه مردان تا حدی می دانند که خیانت کار درست و پسندیده ای نیست و از ابتدا اکثر آنها حتی فکر خیانت را هـم به سـر خطور نـمی دهند ولـی مـتاسـفانه گاهی دچار این اشتباه و گناه بزرگ می شوند.دلایل اصلی خیانت در مردان را می خوانید.

 عدم رقبت همسر به داشتن روابط جنسی : برخی از زنان در روابط  زناشویی با شوهر خود ممکن است تمایل به این روابط را از دست داده و یا کمتر به این موضوع اهمـیت دهـنـد که ایـن امـر مـمـکن اسـت باعـث فشارهای روانی و جسمانی به مرد شده و منجر به کج روی او گردد.

 خیانت همسر: برخی از مردان به بی وفایی و انحراف هـمسـر خـود پـی برده و تـنـها راه آرام کـردن و  فرونشاندن خشم خود را در مقابله به مثل می یابند که عملی غیر منطقی مینماید.

 زیاده خواهی و تنوع طلبی: برخی از مردان بدلیل داشتن میل به زیاده خواهی و تنوع طلبی و هیجانات کاذب و زود گذر  به این عـمل زشـت تن می دهند. آنها  به زن به دیده "غنیمت جنسی" می نگرند و با وجود یک زن در زندگی، تصور می کنند فرصتهای زیادی را از دست داده اند.

 بی خطر شمردن خیانت: ز دست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد. این ضرب المثل قدیمی   تازمانیکه دوربین مدار بسته ای برای کنترل مردان وجودنداشته باشدحقیقتی محسوب میشود. برخی تصور می کننـد که اگر خیانت بکنند کسی متوجه نشده و به کسی نیز صـدمـه ای نـخـواهـد رسیـد و ایــن استـدلال را بهانـه ای بـرای انـجام عـمـل زشـت خود  برمیشمارند. اما توجه داشته باشـیـد که هـر قـدر مـردان به دلیل عدم کنترل حیله گر تر شوند، زنان به همان اندازه شبکه جاسوسی و کنترلی خود را گسترش خواهند داد.

 عقده های جنسی: بعضی مردان مایلند بدانند  که چقدر از لحاظ جنسی برای دیگر زنان جالبند و در روابط طولانی این سوال برایشان پـیش می آید که آیا هنـوز در بازار خریداری دارند یا خیر که یافتن این پرسش ممکن است آنها را بـرای رسـیدن بـه اهداف غیر مشروعشان سوق دهد.

 بولهوسی و هوسرانی: این یک حقیقت غیر قابـل انـکـار اسـت کـه مـردان هوسران توانایی "نه" گفتن در روابط جنسی را نُـدارنـد. بـا ایـنـکه آنـهـا بـطـور هـمیـشـگـی با پـیشـنهادات جـنسی بمباران   نمیشوند،  گاهی ممکن است موقعیتی ایستادگی ناپذیر برایشان پیـش آید. در ایـن زمان مردان بی جنـبه و هوسـبـاز تصـور می کنـنـد کـه این موقـیت شاید دیـگر هرگز در زندگی آنها ایجاد نشود و تن به زشتی میدهند.

  اخلاق و رفتار غیر قابل تحمل همسر: رفتارهای زشـت، نــق زدنــهـای دائـمی، نزاع ها و مجادله های فراوان دسـتور العمـل مناسبی برای ایجاد سردرد است و در تصـور برخـی مـردان ( البته به غلط )، خـیـانت بهترین راه فرار از جهنم خانه بوده و بهتر از آسپرین به درمان سـردرد کمک می کنــد

 سهل انگاری زنان: اکثـر زنـان خـیـلی سـریـع و راحت شوهرشان را بخـاطر رفتارهای بی وفـا مـنـشـانـه او  می بخشند که این موضوع شاید به دلیل ترس از تـنـهایی و یا فطرت رقیق القلبی زنان باشد.حتی ممکن است برخی از زنان خود را مقـصر اصلی خیانت شوهرشان پنداشته و قدمهایی رابرای بهبود روابطشان بردارند.این واقعیت که بسیاری از زنان به شوهرشان اجازه گریز از جرم و جنایت را میدهند ممکن است موجبات مضاعف شدن مشکلات آنها را فراهم آورد.

  عدم جذابیت همسر:سر کردن مدت طولانی با یکدیگر گاهی اوقات باعث تنبلی و سستی زنان می شود. به این معنا که دیگر به سر و وضع خود نرسیده و جذابـیـتی نـدارد و مانـنـد گـذشته  به  شیفتن شوهرشان نمی پردازند. مرد نیز دیـگر همـسرش را زیبـا نیـافته و  زنـدگی با او هیجان و لذت قدیم را نخواهد داشت.

  از بین رفتن عشق و علاقه:افسوس که پس از گذشت زمـان طـولانــی با هــم بـودن، بـرخــی مـردان آن عــشـق و عــلاقه و احـساساتـی را که در ابتدا به همسرشـان داشتند، از دست میدهند.  اما این رابطه به جزئی از وجودشان مبدل شـده. جـدایی بسیار دردناک و تاثر برانگیزاست. پس بجای جدایی باید چاره ای اندیشید و به زندگی شیرین در کنار هم ادامه داد.

 نتیجه: خیانت در زندگی امری نکوهیده و ضد اخلاقی است که اثرات زیان بار آن قطعا" دیر یا زود گریبان گیر فرد خواهد شد. بنابراین چنانچه مشکلی در روابط وجود دارد باید با دید باز به آنها نگریست و با اندیشه و تدبیر سعی در حل آنها نمود. صادق باشید.

برداشت از:سایت آموزنده "مردمان"

لوسی خانوم , o2tgh
لوسی خانوم - 15:30 1388/02/29
210
دلایل خیانت زنان
خیانت زیان آورترین عمل در یک ارتباط است که نه تنها منجر به   صدمات غیر قابل جبران به طرفین می شـود، بلـکه اعتماد و اطـمیـنان کسـی كه مورد خیانت قرار گرفته شده را نیز نسبت به افراد دیـگر  از بین خواهـد برد. مـعمولا نارضایتی  از مسائل گوناگون در یک رابطه باعث خیانت می شود ولی در کل هیچ عذری برای این عمل نکوهیده پذیرفته نیست و باید از آن دوری کرد.خـوشـبـختانه در جامعه ما بدلیل فرهنگ و آداب و رسوم غنی و اصیـل ایرانـی، تعـداد زنانی که بـه شوهـران خود خیانت می کنند بسیار اندک است. در زیر برخی از دلایل خیانت زنان را می خوانید.

  فساد اخلاقی: فساد اخلاقی و عدم داشتن پاکدامنی برخی از زنان باعث میشود  این عمل ناپسند انجام گیرد.

 خیانت شوهر: اگرچه همه زنان برای انتقام جویی از هـمسرشان به آنها خیانت نمیکنند، ولی اکثرا"  احساس می کنند حال که مورد خیـانت قرار گرفته اند آنها نیز مجاز به مقابله بـه مثـل می باشند. برخی تصور می کنند بایـد طعم تلخ دارویی که به آنها خورانده شده را به شوهراشان بخورانند تا متوجه اشتباه خود  و آنچه که برسر همسرشان آمده بشوند.

 ابراز علاقه بیشتر توسط دیگری: اگر فیلم "بی وفا" را دیده باشید متوجـه خـواهـید شـد که زنـان مـعمـولا وقـتـی مـورد وسوسه و اغوای شخص دیگری قرار میگیرند ممکن است دچار انحراف شوند. شاید او پشیمان شود و دوباره برگردد اما به چه قیمتی؟ آیا ارزش آن  را دارد؟

 تغییرات شدید شخصیتی و رفتاری شوهر: او دیگر مانند گذشته مهربان و با محبت نیست، زود عصبانـی می شـود، بـه هـر دلیل نزاع براه می اندازد، کمتر صحبت می کند، بهانه جویی مـی کنـد، ایـراد می گیـرد، بـه ظاهرش اهمیت نمیدهد، به همسرش اهمیت نمیدهد، دیگر از حرفهای عاشقانه اش خبری نیست و همه چیز به یکباره تغییر کرده است.

  دیدگاه اشتباه: برخی مردان متاسفانه به همسر خود فقط بعنوان یک "شریک جنسی" نگاه می کنند و از ارزشهای دیگر زندگی مطـلـع نیــستـنـد که ایـن امـر مـوجـب میـشود به امـور دیـگر نپرداخته و مسـیر اصـلی زنــدگی را منـحرف مـی سازند و درنـتـیجه سـرشکـسـتگی و پوچگرایی را برای همسر خود به ارمغان خواهندآورد که این نیز فکر "نادرست" خیانت را در او برای جبران کمبودهای زندگیش و بدست آوردن آنچه که شوهرش ازاو دریغ نموده، تقویت خواهد کرد.

  عدم توجه و بی اهمیتی  توسط شوهر: تنها چیزی که می توان با اطمینان کامل بیان کرد این است که هـمـه زنـان تـشـنـه و عاشق تعریف و تمجید توسط شوهرشان هستند بخصوص هنگامیکـه تغییری در آنها بوجود  آید. اگر او موهای بلند و بلوند خود را کوتاه و تیره نمود و توسط شوهرش مورد توجه و تعریف قرار نگرفت باید انتظار داشت فرد دیگری زحمت اینکار را بکشد!!!

  مورد غفلت واقع شدن:او احساس می کنـد کـسی که دوسـت داشـت تمام اوقـات خود را با او بـگـذرانـد اکنون بیشتر وقتش را در محل کار  و با همکاران و دوستان خود صرف میکند، احساس تنهایی می کند چراکه هرگاه همسر خود را  می طلبد با پاسخ منفی مواجه می شود، بخاطر آنچه که انجام داده مورد تحسین قرار نمیگیرد، احساس کمبود مینماید  چون شوهرش حداقل انتظاراتش را برآورده نمی کند.

 پول  و وضعیت اقتصادی: با کمال تاسف برخی از زنان بدلیل اینکه شوهر آنها دارای وضعیت مالی خوبی نیست و به مـقدار کافی به آنها پول پرداخت نمی کند فقط و فقط بخاطر پـول ( و نه عشق ) و برآورده شدن نیازهای مادی خود سمت دیگری کشیده می شوند که این بسیار جلوه زشت و نا پسند دارد چرا که با کمی همدلی و تلاش می توان براحتی به خواسته ای معقول مادی زندگی دست یافت.

  ارضا نشدن جنسی: مشکل برطرف نـشدن نـیاز جنـسی هـم از جمله مواردی است کـه گـاهـی توسل به پدیده نکوهیـده خـیانت را در برخی زنان موجب می شـود. امـروزه با پـیـشـرفـت علـم پزشکی بسیاری از مشکلات و کمبودهای جنسی چه در مردان و چه در زنان براحتی قابل درمان می باشد.

  ماجرا جویی و حسادت: به نظر می رسـد پـست تـرین دلیـل بـرای انـجام خیـانت حس ماجرا جویی و برانگیخه شدن احساسات بر اثر حسادت نسبت بـه شـوهـران زنـان دیـگر مـیـبـاشـد. ایـن نـوع  انگیزه ها معمولا در زنانی که به نوعی دارای مشکلات و کمبودهـای روانـی در زندگی می باشند دیده شده و خوشبختانه دارای تعدد بسیار اندک است.

 نتیجه: خیانت به هر صورتی که باشد و به هر دلیلی که انجام گرفته باشد ناپسند و منفور است و تنها یک نتیجه در بر خواهد داشت: شرمندگی

برداشت از:سایت آموزنده "مردمان" 

لوسی خانوم , o2tgh
لوسی خانوم - 15:25 1388/02/29
209
روابط یواشکی
مطمئنا شما هم در اطرافتون زنان و مردان متاهلی رو سراغ دارین که روابط مخفیانه ای رو به دور از چشم همسرانشان برقرار کردن. اگرچه این نوع روابط دارای سطوح مختلفی هستن اما وجود دارن.گاهی این روابط درنطفه خفه می شن و شروعی ندارن و فقط در سطح دوست داشتن هایی باقی می مونه که در دل مثل یه راز باقی می مونه.گاهی در سطوح ابتدایی یعنی در حد تلفن و ابراز علاقه خاتمه پیدا می کنه و عذاب وجدان اجازه پیشرفت روابط رو نمی ده و گاهی به روابط عاطفی و در نهایت س .ک .س.ی می رسه.

براساس آمار و اطلاعاتی که وجود داره درحال حاضر این نوع روابط درجامعه رو به گسترشه و بسیاری از مردان متاهل دارای دوست دختر و بسیاری از زنان شوهردار دارای دوست پسر هستن و این موضوع رو از طرف مقابلشون مخفی نگهداشتن.

در اینجا قصد داریم دراین خصوص تبادل نظر کنیم که چرا چنین اتفاقی می افته.خیلی خوبه افرادی که خودشون چنین تجربه هایی رو داشتن یا دارن نظر بدن.اگه کسی مطلبی داره می تونه بنویسه

ندا خوشفام , neda_kh1
ندا خوشفام - 15:20 1388/02/27
208

سلام

اصل بد نیکو نگردد، چون که بنیادش بد است. چون ذاتا آدم های خیانت کار هستن!

لوسی خانوم , o2tgh
لوسی خانوم - 16:22 1388/02/26
207

سلام

امیدوارم خوب باشید

من فکر می کنم که فقط زن و شوهرها نباید به هم وفادار باشند، بلکه دوست ها هم باید وقتی با یکی هستند، فقط با همون یکی بمونند.

اما می بینیم که یک آقا پسری چندین دوست دختر در یک زمان مشخص دارد. وقتی بهش اعتراض می کنی می گه: یکی برای بیرون رفتن است. یکی برای مصاحبت یکی برای معاشقه یکی برای اینکه پول داره و برام پوب خرج می کنه یکی ...

وای خدای من

این هم خیانته دیگه.

اینطور نیست؟؟؟؟؟؟؟؟

لوسی خانوم , o2tgh
لوسی خانوم - 13:15 1388/01/31
206
چاکرای شماره 1
نام : چاکرای ریشه (مولادهارا)
مکان : انتهای نخاع
رنگ : قرمز
عملکرد روانی مربوطه : قدرت فیزیکی، قدرت خانوادگی، قدرت ملی

چاکرای شماره 2
نام : چاکرای خاجی ( سوادیست هانا )
مکان : راستای ناف یا کمی پائین تر
رنگ : نارنجی
عملکرد روانی مربوطه : ارتباطات، توانایی تصمیم گیری شخصی و حرفه¬ای

چاکرای شماره 3
نام : شبکه خورشیدی ( مانی پورا )
مکان : آخر استخوان جناغ سینه
رنگ : زرد
عملکرد روانی مربوطه : عزت نفس، اعتماد بنفس، خوش بینی، انضباط شخصی، بلند پروازی، شهامت ریسک کردن
توجه : دادن انرژی ریکی در ایام امتحانات به این چاکرا بسیار مفید و موثر می¬باشد.

چاکرای شماره 4
نام : چاکرای قلب ( آناهاتا )
مکان : وسط استخوان جناغ سینه
رنگ : سبز
عملکرد روانی مربوطه : عشق، مهربانی، ایثار، امید، سخاوت

چاکرای شماره 5
نام : چاکرای گلو ( ویشودهی )
مکان : گودی گردن
رنگ : آبی
عملکرد روانی مربوطه : اراده، توانایی ابراز وجود، خود شناسی، علم

چاکرای شماره 6
نام : چاکرای چشم سوم (آجنا یا تیسراتیل )
مکان : وسط پیشانی
رنگ : نیلی ( بنفش )
عملکرد روانی مربوطه : ذهن، یادگیری، شهود، بینش

چاکرای شماره 7
نام : چاکرای تاج، شهر جواهر نشان ( ساهاسرارا )
مکان : فرق سر
رنگ : بنفش ( سفید )
عملکرد روانی مربوطه : معنویت، ایمان، عرفان، ارزشها
موفق باشید
لوسی خانوم , o2tgh
لوسی خانوم - 13:13 1388/01/31
205

چه هدیه ای مردان را خوشحال می کند ؟

 

    من بر اثر عذر می خواهم بی فکری بعضی از افراد در هدیه دادن که مشکل اکثر مردم نیز هست تصمیم گرفته بودم تا هرچه سریعتر مطلبی در این مورد نیز تهیه کنم و بگم که : ای بابا ، ما هم دل و احساس داریم . خسته شدیم از دست این هدایای سرسری که ذوق هدیه دادن به دیگران را در ما می کشد.آخه تا کی باید هدیه ای دریافت کنیم که از آن خوشمان نمی آید و مجبوریم که به اجبار و عرض احترام هم که شده از صاحب هدیه تشکر کنیم . اما خدا را شکر زودتر از آنچه که فکر می کردم موفق شدم این مطلب را بنویسم و تقاضا دارم که همه آن را بخوانند مخصوصا خانم ها تا در هدیه دادن به مردان دچار سر گیجه نشوند . امیدوارم که لذت ببرید .  

همیشه خریدن هدیه برای مردان مشکل بوده است . با رسیدن مناسبتهای مختلف با خود میگوییم:"چههدیه ای به او بدهم تا واقعا دوست داشته باشد و خوشش بیاید؟ "

اگر شما همسری را دارید که هرچیزی را که بخواهد دارد،باز هم باید هنگام خریدن هدیه دقت کنید.خریدن هدیه برای مردان مخصوصا چیزی که واقعا دوست داشته باشند کار مشکلی است . زمانی که احساس می کنید هیچ هدیه عالی برای شاد کردن یک مرد ندارید ،این نکات به نظر بنده به شما کمک می کند که از روانشناسی هدیه دادن به مردان آگاه شوید و هدیه ای منحصر به فرد انتخاب کنید .

۱.کاربردی فکر کنید نه احساساتی: پروفسور مارگارت راکر دکترای روان شناس و کارشناس در حوزه هدیه دادن می گوید:"در یک رابطه،مردان بیشتر از زنان دوست دارند هدیه ای دریافت کنند که بیشتر از میزان پول پرداخت شده،کاربرد داشته باشد .به طور مثال ممکن است زنی از یک خانه پر از گل رز هیجان زده شود ،اما یک مرد ترجیح میدهد وسیله ای قابل استفاده داشته باشد .پس به عنوان هدیه برای یک مرد به یک توپ فوتبال فکر کنید تا نامگذاری یک ستاره به نام او و یا یک جفت دمپایی به جای یک شی تزئینی .

۲.به آنچه که می خواهد گوش بدهید:به نظر من معمولا خانمها با اشاره هایی غیرمستقیم در مورد هدیه مورد علاقه خود صحبت می کنند،اما مردها دوست دارند آنچه را که می خواهند به طور مستقیم بگویند . به جای اینکه بیرون بروید و یک هدیه سورپرایز بخرید،به راحتی خریدن آنچه که مرد خواهان آن است ، میتواند هدیه ای ایده آل باشد . نکته کلیدی این است ، به چیزی که یه مرد میخواهد توجه نشان بدهید و بخرید نه چیزی که شما میخواهید و یا فکر می کنید که او میخواهد .

۳.هدیه خود را مطابق با علاقه او تهیه کنید:زمانی که به دنبال هدیه ای کاربردی برای مردان هستید اطمینان حاصل کنید که هدیه شما مطابق علاقه اش باشد. مثلا اگر علاقمند به باغبانی است ممکن است از داشتن یک گیاه خاص و یه یک وسیله باغبانی خوشحال شود . تماشا کردن فیلم را دوست دارد؟شاید یک دستگاه پخش DVD ، یک سیستم صوتی و یا یک سری CD و DVD    او را خوشحال کند .

۴.از دادن هدایای کلی و سرسری خودداری کنید: بیشتر ، خانمها از این روش هدیه دادن استفاده می کنند تا آقایان{بیچاره آقایان که وقتی مشاجره ای یا چیزی هم با خانمشون پیش میاد باید سرزنش شدن از طرف خانمشون را تحمل کنند که هی میگن:تو آرزوهای من را برآورده نکردی،هدیه خوبی واسا من نمی خری و... که مرد بیچاره هم از سر کم حرفی تسلیم زنش میشه.اما من در اینجا از حقوق مقدس مردان دفاع میکنم،ادامه مطلب را ببینید}. بیشتر مردم از جمله مردان برای هدایای سرسری و کلی ارزشی قائل نیستند.هدایای کلی و سرسری،مثل جوراب و لباس زیر که هر سال به مردی هدیه داده اید {مخصوصا در عید}،هدایای بی بها و کم ارزش تلقی می شوند .

راکر می گوید:"چیزی را که در گنجه دارید و آن را به هرکسی میتوان هدیه داد ، هدایایی کم ارزش هستند."

۵.هدیه ای جالب بدهید: معمولا مردان از هدیه هایی جالب خوششان می آید.البته استثنا هم وجود دارد . کسانی که حقوق ثابت دارند ترجیح می دهند چیزی را داشته باشند که نیاز دارند.نکته کلیدی یافتن چیزی است که مردان از آن استفاده خواهند کرد و کاربردی باشد،اما چیزی که در عین مورد استفاده بودن،جالب هم باشد،نه چیزی که فقط مربوط به کار باشد . برای مثال خریدن یک ست ابزار نجاری ،برای یک مرد مثل خرید یک جاروبرقی برای یک خانم است ،مگر اینکه مرد علاقمند به کارهای چوبی و نجاری باشد و شما آن وسیله خاص را مورد نیاز او ببینید .

۶.در خریدن هدیه کمی فکر کنید: مردان هم دوست دارند حس کنند که مورد توجه اند و یک هدیه بافکر میتواند به آنها این احساس را بدهد که مورد علاقه و مورد حمایت هستند . چه چیزی یک هدیه را با فکر می کند؟ پیدا کردن چیزی که او می خواهد و به آن علاقمند است.در سایتهایی که هدایای جالب و منحصر به فرد پیشنهاد می کنند ، جست و جو کنید . به طور جایگزین ، بعضی وقتها هدیه ای که خودتان برای او درست می کنید می تواند بهترین گزینه باشد . مثل تصویری که خودتان طبق سلیقه او نقاشی کرده اید ، یا یک جعبه از شیرینی های خانگی مورد علاقه اش  .

  

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.