| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
5
|
28
|
89/7/18 (16:36)
|
|
||
|
|
14
|
72
|
89/7/8 (14:46)
|
|
||
|
|
100
|
458
|
89/6/5 (21:17)
|
|
||
|
|
24
|
76
|
89/5/21 (12:03)
|
|
||
|
|
126
|
546
|
88/3/6 (23:31)
|
|
||
|
|
33
|
184
|
89/8/18 (19:09)
|
|
||
|
|
67
|
288
|
89/1/27 (13:16)
|
|
||
|
|
19
|
92
|
89/1/27 (13:11)
|
|
||
|
|
18
|
131
|
88/5/7 (23:36)
|
|
||
|
|
7
|
30
|
88/1/30 (16:04)
|
|
||
|
|
95
|
414
|
85/8/3 (11:01)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
89/6/23 (23:56)
|
|
||
|
|
11
|
64
|
89/6/5 (22:21)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
88/6/19 (23:00)
|
|
||
|
|
3
|
8
|
88/5/10 (00:41)
|
|
||
|
|
1
|
4
|
88/3/8 (22:21)
|
|
||
|
|
304
|
514
|
88/1/26 (09:21)
|
|
||
|
|
18
|
71
|
87/11/5 (18:13)
|
|
||
|
|
1
|
15
|
87/4/22 (01:50)
|
|
||
|
|
2
|
17
|
87/3/23 (08:58)
|
|
|
ایلیا کیست؟؟؟....
10 اسفند 87 - 10:27 | |
|
به راستی ایلیا کیست و چه می گوید... برای اولین بار: 1. انتشار عمومی گزیده ای از فیلم یکی از سخنرانی های روشنگرانه استاد ایلیا و استقبال چندین هزار نفره ی مردمی همراه با افشای صحنه هایی از برخورد فیزیکی ماموران مرموز امنیتی با جمعیت مشتاق
2. فیلم افشای پروژه جعل و تحریف دایره مذاهب اطلاعات درباره استاد ایلیا 3. فیلم اعترافات یكی از اعضاء ال یاسین درباره سوء استفاده های وسیع دایره مذاهب
دانلود فیلم ها: www.Elyasin-efshagary.blogspot.com
كتب الكترونیك منتشر شده : 1. آمین «ایلیا؛ خدا با من است» : قسمتهایی از زندگی شخصی ایلیا «میم» با هدف ارائه یك بیوگرافی كلی از زندگی ایشان 2. ایلیا؛ تخریبها و تحلیلها 3. ایلیا، یاسینیان و اِبائیان 4. گزیده «فرقه ها، جنبش های معنوی و ضد فرقه»
www.Entesharat-saay.blogfa.com www.Yaasin-times.blogfa.com و امروز رهبر معنوی ال یاسین به اتهام مبارزه با اسلام خشونت طلب و ترویج معنویت آزاد به همراه 8 تن از اعضای این جمعیت در بند 209 زندان اوین به سر می برد و از ایشان اطلاعی در دست نیست. شاگردان او نیز قصد كرده اند تا حقایق را بر همه جهانیان آشكار نمایند. |
|
عاشقی
7 بهمن 86 - 12:06 | |
|
اگه 6 سال عاشق یكی باشی و بهت جواب نده چی كار میكنی؟ | |
|
|


پاسخ ها|
2
23 خرداد 1387 ساعت 08:58 | |
|
انقدر میشینم در خونشون تا همون جا یا اون بیاد سراغم یا مرگ | |
|
1
7 بهمن 1386 ساعت 12:07 | |
|
بازم عاشقش میمونم ![]() | |
|
سلام دوستان بخونید ضرر نداره ...
27 شهریور 85 - 23:59 | |
|
سلام این مطلب رو در جواب یكی از بحثهای كلوب گفتم بعد دیدم بد نیست اینجا هم گذاشتم...سئوال : ده تا پرنده نشسته بودند روی سیم برق . یه شکارچی میاد یه تیر میزنه به یکیشون. چند تا پرنده روی سیم باقی میمونند؟ ![]() ![]() بستگی به ملیت پرنده ها داره : آمریكایی : پرنده دومی شیش لولش درمیاره یه فحش ناموسی میده و شكارچی رو میكشه و باقی پرنده ها لیوان مشروبشون رو میخورند و سری تكون میدند و میگن : f...ing Bastard چینی : سه تا از پرنده ها فرار میكنن و در یك گوشه خودشون تولید انبوه پرنده راه میندازن و شیش تای باقیمانده در یك چشم بهم زدن توسط هنرهای رزمی شكارچی رو به شیش قسمت مساوی تقسیم میكنند. انگلیسی : یكی از پرنده ها خودشو میزنه به زخمی بودن و میندازه رو زمین و خودشو خیلی مظلوم نشون میده و بعد بقیه پرنده ها از فرصت استفاده میكنن میرن به زن شكارچی میگن كه شكارچی مذبور دارای سه همسر و تعداد نامتنابهی بچه ست، در نهایت پس از چند روز شكارچی توسط زنش و در خواب به قتل میرسه عرب : پرنده دوم تا هفتم از ترس شلوارشون زرد میشه و پس از چند لحظه سكته میكنن میمیرن، دو تای باقیمونده سریع میرن پولاشونو ورمیدارن میرن خودشون یه تیر برق میخرن و تا آخر عمر بدون ترس بالاش زندگی میكنن اسپانیایی : پرنده دوم گیتار دستش میگیره و حواس شكارچی رو پرت میكنه ، سومی و چارمی میرن گاو همسایه رو صدا میكنن و پنجمی یه پارچه قرمز آویزوون میكنه روی شلوار شكارچی و گاو میزنه یارو رو لت وپار میكنه و در نهایت پنج تای باقیمانده كلاهاشونو میندازن هوا و میگن : هووولی ایرانی : ابتدا نیم ساعت میگذره و هیچكس نه متوجه افتادن رفیقشون میشه و نه اصلاً صدای گلوله رو میشنوه چون همشون داشتن راجع به قسمت اخر نرگس بحث میكردند.... بعد دو تاشون میرن زیر جسد پرنده رو میگیرن سریعاً مراسم سوم و هفتم باشكوهی براش میگیرن و براش مقبره بزرگی میسازن و بعد از یكی دو ماه میگن كه بیایید فكری كنیم كه دیگه شكارچی ما رو نزنه و بعد از سه سال جلسات پیاپی به این نتیجه میرسن كه اصلاً شكارچی مقصر نبوده و تقصیر انگلیسیها بوده كه دوستشون تیر خورده زیرا در همان لحظه یك انگلیسی در صد كیلومتری اونجا داشته دماغشو تمیز میكرده... بنابراین یك شب شكارچی رو دعوت میكنن خونشون و براش سوپ پرنده درست میكنن و از اینكه دوستشون در مسیر گلوله او بوده ازش معذرت میخوان و قول میدن هر هفته یكی از خودشون رو برای شكار شخصاً خدمت شكارچی برسونن... حتماً میپرسید كه شكارچی تو اون نیم ساعت اولیه داشته چیكار میكرده... حدستون كاملاً درسته ... چون حادثه مذكور در ایران رخ میداد تفنگ بعد از اولین شلیك منفجر میشه و طرف در این مدت داشته تلاش میكرده با موبایلش كه آنتن نمیداد با اورژانس تماس بگیره بیان سراغش كه بعد از نیم ساعت موفق میشه اما آمبولانس دیر میكنه و شكارچی فوق الذكر هسته هاشو از دست میده.... ![]() پانوشت 1 پانوشت 1 : عكس تصادفی انتخاب شده و هرگونه شباهتی تصادفی میباشد اگه كمی و كاستی داشت به بزرگی خودتون ببخشید |
|
از كل كل زدن با پسرا می ترسی یا نه؟
17 آبان 86 - 11:44 | |
|
خاك تو سر كی باشه؟ | |
|
|


پاسخ ها|
1
3 آذر 1386 ساعت 13:45 | |
|
اصلا نمیترسم ![]() فقط کل نیست که من خودشونم می زنم ![]() |
|
ببین حتمآ
14 دی 86 - 16:19 | |
|
: بین من و عشق تو فاصله ای نیست گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست گفتم کمی فکر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست رفتی تو خدا پشت و پناهت ، به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست |
|
یه شعر بگو
7 دی 87 - 17:52 | |
|
سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی آه باران من سراپای وجودم آتش است پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی |