__
عنوان بحث
عشق یعنی.........
25 دی 86 - 01:37

هـــر یک از شما دوستان میتونید دیدگاه خوتون رو از عشق تعــریف کنید...

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
6
29 مرداد 1387 ساعت 12:58

عشق یعنی خالی بندی.

5
23 مرداد 1387 ساعت 09:37

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی
عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است
عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر میگذارد

عشق طوفانی و متلاطم است

عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی "فهمیدن و اندیشیدن "نیست

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند

عشق یک فریب بزرگ و قوی است
عشق در دریا غرق شدن است
عشق بینایی را میگیرد
عشق خشن است و شدید و ناپایدار
عشق همواره با شک آلوده است

ازعشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر میشویم
عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق میکشاند

عشق تملک معشوق است

عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند

در عشق رقیب منفور است،

عشق معشوق را طعمه ی خویش میبیند
و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید
و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور میگردد


4
14 اسفند 1386 ساعت 14:48

عشق یعنی اینکه ما باور کنیم یک دل دیگر ارادتمند ماست

3
11 اسفند 1386 ساعت 13:26
« عشق گوهر ی است گرانبها ، اگر با پاکی توام باشد ! »

« عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذت می برد ! »

مسیح علیه السلام عشق ورزی را یازدهمین دستور خداوند می داند و می سراید :

من یازدهمین دستور خداوند را برایتان می گویم :

عشق بورزید ،

به دیگران عشق بورزید ،

همان گونه که من به شما عشق ورزیدم !

حکم جدیدی هم به شما می دهم ؛

دیگران را بپذیرید ،

همان گونه که من شما را می پذیرم !




2
26 بهمن 1386 ساعت 04:53

عشق یعنی من

عشق یعنی تو

عشق یعنی همه ما

عشق معنا ندارد

باید او را حس كرد............لمس كرد..................بوئید..................بوسید

شاید هم باید نوازش كرد..............یا باید او ررا نواخت

باز هم می گویم............عشق معنا ندارد

و جالب این است  كه زندگی بدون آن اصلا معنا ندارد

من عشق را دیده ام.........بوئیده ام..............نفس كشیده ام................با او زندگی كرده ام

عشق یعنی معنای همه چیز...............بی عشق هیچ چیزی معنا ندارد

در هر كاری عشق به ان كار نباشد ان كار ......كار نمی شود

عشق یعنی همه چیز

یعنی جاودانگی

یعنی من

یعنی تو

یعنی ما

1
20 بهمن 1386 ساعت 16:14

عشق پلی است برای وصل به دلدار،عشق سکوی پرواز دو کبوتر است.

من گمانم بود كه عاشقی به همان لطافت عشق است و نمیدانستم كه عشق پیراهن برازنده فریبنده ای است كه بر تن عاشق میكنند وچون بر تنش نشست گرچه تو را می آرایدوهمگان برش رشك میبرند اما‘هر روز پیش از پیش درسختی و رنجی است كه گریزی نباشد از آن.ومن گمانم بود وآرزویم كه عاشق شوم برای رستگاری‘آسمانی یا زمینی اش فرقی نمیكند كه اگرشهریار گونه عاشق شوی‘گرچه پای در زمین ولی دل در آسمان داری

عشق یعنی

ای پناه قلبهای بی پناه ای امید آسمان های غریب
ای به رنگ اشک های گرم شمع ای چنان لبخند میخک ها نجیب
ای دوای درد دلهای اسیر ای نگاهت مرهم زخم بهار
ای عبور تو غروب آرزو ای ز شبنم های رویا یادگار
کوچه دل با تو زیبا میشود
تو شفا بخش نگاه عاشقی
مهربانی نازننی مثل عشق
با تمام شاپرک ها صادق ی
چشم هایت مثل رنگین کمان دست هایت باغ پک نسترن
قلب اقیانوسی از شوق و نگاه با دلت پروانه شد احساس من
قلب من یک جاده تاریک بود
با تو قلبم کلبه پیوند شد
اشک هایم مثل نیلوفر شکفت
حاصلش یک آسمان لبخند شد
مرز ما گلدانی از احساس شد
 تو گلدان پیچکی از عاطفه
تو شدی راز شکفتن
من شدم برگ سبز و کوچکی از عاطفه
ای تماشای تو یک حس لطیف
 بی تو فرش ک.چه های بارانی ست
بی تو صد نیلوفر عاشق هنوز
در حصار عاشقی زندانی ست
قلب من تقدیم چشمان تو شد
عشق یعنی تا ابد آبی شدن
عشق یعنی لحظه ای بارانی و
لحظه ای شفاف و مهتابی شدن
عشق یعنی لذت یک آرزو
عشق یعنی یک بلای ماندگار
عشق یعنی هدیه ای از آسمان
عشق یعنی یک صفای سازگار
عشق یعنی با وجود زندگی دور از آداب مردم زیستن
عشق یعنی لحظه ای خندیدن و
 سال ها اشک ندامت ریختن
عشق یعنی زنگ تکرار نگاه
عشق یعنی لحظه ای زیبا شدن
عشق یعنی قطره بودن سوختن
عشق یعنی راهی دریا شدن
هر چه هست این عشق صد ها قلب صاف
با حضورش ‌آبی و بی کینه است
عشق یعنی سبز بودن تا ابد
عشق رنگ نقره اینه است
تو گل گلدان قلب من شدی
عشق شد یک برگ از گلدان تو
در بهار آرزوها می دهد
 میوه های عاطفه چشمان تو
چشمهایم باز بارانی شدند
قلبم اما گشت دریای ز عشق
دل گذشت از کوچه های خاطره
ر.ح شد مضمون و معنایی ز عشق
باید از آرامش دل ها گذشت
شادمان چون لحظه دیدار شد
بهترین تسکین دل این جمله است
باید از پیوند تو سرشار شد

(مریم حیدر زاده) 
 


 

__