| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
5
|
60
|
87/7/21 (11:46)
|
|
||
|
|
96
|
512
|
87/7/21 (15:13)
|
|
||
|
|
5
|
78
|
87/7/21 (17:07)
|
|
||
|
|
53
|
211
|
87/7/21 (17:04)
|
|
||
|
|
6
|
53
|
87/7/21 (16:51)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
87/7/21 (11:52)
|
|
||
|
|
29
|
194
|
87/7/21 (11:02)
|
|
||
|
|
68
|
246
|
87/7/21 (10:04)
|
|
||
|
|
123
|
625
|
87/7/21 (09:54)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
87/7/20 (12:41)
|
|
عنوان بحثبیوگرافی شاعران و نویسندگان 16 اردیبهشت 87 - 11:46 | |
بد نیست یه تاپیكی هم برای معرفی شاعران گذشته و معاصر داشته باشیم و باهم یكنوع تبادل اطلاعات داشته باشیم . این معرفی میتونه شامل بیوگرافی كوچكی از زندگی شاعران و نویسندگان و معرفی آثارشون باشه | |
پاسخ ها14 26 شهریور 1387 ساعت 23:40 | |
نیاز به معرفی ندارد...سید محمد حسین بهجت تبریزی. شاعر مردم است. هر چه نکته و ظرایف و لطایف بود از مردم و زبان مردم زمانه گرفت و باز دوباره همان اصطلاحات را به شیوه ای هنرمندانه تر به خود آنها باز گرداند. چه آذری زبانها که با «حیدر بابایه سلام» زیسته اند و چه دیگر مردم کوی و برزن که شعر های او زبان حال و زندگی شان بوده است. در میان معاصران شاید هیچ شاعری را نتوان همانند شهریار نتوان یافت که مقبولیت عام در روزگار حیاتش داشته باشد. مردم او را می شناختند، شاعر خود می دانستنداش و شعرش زبان آنها بود. در زورخانه و قهوه خانه و تکیه و حسینیه و خانقاه اشعار این جوان خوش چهره تبریزی خوانده می شد. حتی آنچه از آن به عنوان «ادبیات پشت وانتی» یاد کرده اند، به شهریار توجهی عمیق داشته است: -جوانی شمع ره کردم، که جویم زندگانی را. -یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم. -آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ -از زندگانیم گله دارد جوانیم. با آنچه نقد شعر و تحلیل و تقسیم بندی شعر امروز نامند، شهریار را نه یک شاعر سنتی می توان نامید و نه یک شاعر نو گرا و متجدد. او و شعرش فراتر از این تقسیم بندی ها و قراردادها ست. شعر «قلبی» او فراتر از این محدوده های «قالبی» است. گر چه زمان حیاتش، زمان مجادله میان سبک نیمایی و سبک کهن بود. پ ن:از نوشتن مطالب دیگر، به جهت آنکه می دانم اطاله گویی ست، صرفنظر می کنم. و چون مطالب بالا نظر شخصی ام در مورد استاد است، پذیرای کلیه انتقادات هستم
|
13 4 شهریور 1387 ساعت 19:15 | ||||||
امیر هوشنگ ابتهاج سمیعی گیلانی معروف به «ه.الف سایه»: هوشنگ ابتهاج در سال 1306 در شهر رشت زاده شد دیوار پشت این کوه بلند سایه هم در آغاز، همچون شهریار، چندی کوشید تا به راه نیما برود؛ اما، نگرش مدرن و اجتماعی شعر نیما، به ویژه پس از سرایش ققنوس، با طبع او که اساسا شاعری غزلسرا بود؛ همخوانی نداشت. پس راه خود را که همان سرودن غزل بود؛ دنبال کرد. برخی از دوستداران شعرش، او را در غزلسرایی بعد از حافظ بهترین غزلسرا میدانند. سایه در سال ۱۳۲۵ مجموعهٔ «نخستین نغمهها» را، که شامل اشعاری به شیوهٔ کهن است، منتشر کرد. در این دوره هنوز با نیما آشنا نشده بود. «سراب» نخستین مجموعهٔ او به اسلوب جدید است، اما قالب همان چهارپارهاست با مضمونی از نوع تغزل و بیان احساسات و عواطف فردی؛ عواطفی واقعی و طبیعی. مجموعهٔ «سیاه مشق»، با آنکه پس از «سراب» منتشر شد، شعرهای سالهای ۲۵ تا ۲۹ شاعر را دربرمیگیرد. در این مجموعه، سایه تعدادی از غزلهای خود را چاپ کرد و توانایی خویش را در سرودن غزل نشان داد تا آنجا که میتوان گفت تعدادی از غزلهای او از بهترین غزلهای این دوران به شمار میرود. سایه در مجموعههای بعدی، اشعار عاشقانه را رها کرد و با مردم همگام شد. مجموعهٔ «شبگیر» پاسخگوی این اندیشهٔ تازهٔ اوست که در این رابطه اشعار اجتماعی باارزشی پدید میآورد. مجموعهٔ «چند برگ از یلدا» راه روشن و تازهای در شعر معاصر گشود. ترانه
|
12 15 مرداد 1387 ساعت 18:27 | |
ساده زیستی و نوع متفاوت بینش مرحوم حسین پناهی از جهان عده زیادی را تحت تاثیر قرار داد. نوع نگاهش، سادگی کلامش، او کسی بود که ساده به دنیا آمد و ساده از دنیا رفت؛ حسین پناهی دژکوه در ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهرستان کهگیلویه (دهدشت-سوق)در استان کهکیلویه و بویراحمد متولد شد. پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل به مدرسه ی آیت الله گلپایگانی رفته بود و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی اش بازگشت.چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت می کرد. حسین با وجود اینکه می دانست روغن نجس است، ولی اینرا هم می دانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده اش را باید تامین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آنرا در بیاورد و بریزد دور،روغن دیگر مشکلی ندارد. بعد از این اتفاق بود که حسین علی رغم فشارهای اطرافیان، نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند. این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر شد.حسین به تهران آمد و در مدرسه ی هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه نویسی را گذراند. پناهی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از نمایشنامه های خودش ساخت که مدت ها در محاق ماند. با پخش نمایش دو مرغابی درمه از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی می کرد، خوش درخشید و با پخش نمایش های تلویزیونی دیگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت. نمایش های دو مرغابی درمه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلویزیون پخش شد. در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد او یکی از پرکارترین و خلاق ترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود. به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش می بارید و طنز تلخش بازیگر نقش های خاصی بود. اما حسین پناهی بیشتر شاعربود. و این شاعرانگی در ذره ذره جانش نفوذ داشت. نخستین مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد،این مجموعه ی شعر تا کنون بیش از شانزده بار تجدید چاپ شد و به شش زبان زنده ی دنیا ترجمه شده است.
من زندگی را دوست دارم دین را دوست دارم قانون را دوست دارم عشق را دوست دارم کودکان را دوست دارم سلام را دوست دارم من!!! من روز را دوست دارم
گفتگوی من و نازی زیر چتر
شاعر: حسین پناهی
نازی : بیا زیر چتر من که بارون خیست نکنه
می گم که خیلی قشنگه که بشر تونسته آتیشو کشف بکنه
و قشنگتر اینه که
یادگرفته گوجه را تو تابه ها سرخ کنه و بعد بخوره
راسی راسی ؟ یه روزی
اگه گوجه هیچ کجا پیدانشه
اون وقت بشر چکار کنه ؟
من : هیچی نازی
دانشمندا تز می دن تا تابه ها را بخوریم
وقتی آهنا همه تموم بشه
اون وقت بشر
لباسارو می کنه و با هلهله
از روی آتیش می پره
نازی : دوربین لوبیتل مهریه مو
اگه با هم بخوریم
هلهله های من وتو
چطوری ثبت می شه
من : عشق من
آب ها لنز مورب دارند
آدمو واروونه ثبتش می کنند
عکسمون تو آب برکه تا قیامت می مونه
نازی : رنگی یا سیاه سفید ؟
من : من سیاه و تو سفید
نازی : آتیش چی ؟ تو آبا خاموش نمی شن آتیشا
من : نمی دونم والله
چتر رو بدش به من
نازی : اون کسی که چتر رو ساخت عاشق بود
من : نه عزیز دل من ‚ آدم بود ..............................................
من تکه تکه از دست رفته ام
سپهر را من نیلگون شناختم
.چرا که همرنگ هوسهای نامحدود من بود خدا کران بیکران شکوه پرستش من بود و شیطان، اسطوره تنهایی اندیشه های هولناک من
اولین دستی که خوشه این انگور را چید دست من بود کفش ابتکار پرسه های من بود و چتر ابداع بی سامانیهایم هندسه شطرنج سکوت من بود و رنگ تعبیر دلتنگیهایم من اولین کسی هستم که
در دایره صدای پرنده بر سرگردانی خود خندیده است هر چرخی که میبینید بر محور شراره شور عشق من میچرخد
آه را من به دریا آموختم
حسین پناهی
|
11 28 تیر 1387 ساعت 03:38 | |
عبید زاكانی ، شوخ طبعی آگاه
|
10 28 تیر 1387 ساعت 03:37 | |
ابن یمین شاعر شیعه مذهب عصر سربداران در قریه فریومد ، آبادیی از ولایت جوین خراسان زاده شد.
|
9 28 تیر 1387 ساعت 03:36 | |
این كه دو شاعر پر آوازه و بلند نام، یعنی سعدی و حافظ پیش از خواجو و پس از او ظهور كرده و او را در میان گرفته اند از جهت الهام گیری و الهام بخشی، برای این شاعر عارف كرمان در خور توجه شایان است، اما، به لحاظ آن كه مقام و منزلت ادبی و شاعرانه وی در برابر دو چهره درخشان ادب فارسی رنگ باخته است، در مجموع می تواند برای نام و آوازه او ناخجسته به شمار آید. شعر و عرفان خواجو بخشی از قصاید خواجو در توحید و نعت و منقبت معصومین، بخشی در زهد و پند و پاره ای هم به انضمان بیشتر قطعاتش در بر گیرنده مطالب و مسائل اجتاماعی و انتقادی است. گویی در قصاید به سنایی نظر دارد و در غزل عموماً به سعدی. |
8 28 تیر 1387 ساعت 03:34 | |
فخرالدین عراقی، عارفی از سلسله سوختگان
در سال 610 ه .ق كه هنوز سپاه مغول شهرهای مردخیز و پر بركت ایران را میدان تاخت و تاز و خون آشامیهای خود قرار نداده بود ، در یكی از روستاهای فراهان به نام كمجان(كمیجان) در خانوده ای دانشور و با كمال كودكی دیده به جهان گشود كه او را ابراهیم نام نهادند. به اعتبار مولودش – بعدها كه شاعری بلند آوازه شد – او را به نسبتهای فراهانی، همدانی نیز خواندند هر چند او به دلیل سكونتش در عراق عجم بیشتر به عراقی شهرت دارد. كودكی و نوجوانی او در همدان و اصفهان، به كسب دانش و معرفت اندوزی گذشت.
آثار عراقی
|
7 20 تیر 1387 ساعت 12:11 | |
سیاوش کَسرایی (۵ اسفند ۱۳۰۵ هشت بهشت اصفهان - ۱۹ بهمن ۱۳۷۴ وین) از شاعران و فعالان سیاسی معاصر ایران است. سیاوش کسرایی زاده ۱۳۰۵ در اصفهان است. وی سرودن شعر را از جوانی آغاز کرد. شاهکار او منظومه آرش کمانگیر است. وی از شاگردان نیما بود که به او وفادار ماند.ضمن آنکه سالیان دراز در حزب توده فعال بود و در کنار شعر به مسایل سیاسی نیز میپرداخت. به همین دلیل گروهی او را شاعری مردمی مینامیدند. بسیار زود به همراه خانواده اش به پایتخت آمد. او در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران درس خواند و علاوه بر فعالیتهای ادبی و سرودن شعر، عمری را به تکاپوهای سیاسی (حزب توده ایران) گذراند. اما سرانجام، ناگزیر از مهاجرت شد و دوازده سال پایانی زندگی اش را ابتدا در کابل و سپس در مسکو بسر برد. وی سالهای پایانی عمر خویش را دور از کشور خود و در تبعید در اتریش و شوروی گذراند؛ وی در سال ۱۳۷۴ به دلیل بیماری قلبی در وین، پایتخت اتریش در سن ۶۹ سالگی بر اثر بیماری ذات الریه زندگی را بدرود گفت و در گورستان مرکزی وین (بخش هنرمندان) به خاک سپرده شد . آثار وی عبارتند از منظو مه ها ی :به سرخی آتش طعم دود -ترا شه ها ی تبر - خا نگی -با دما وند خا موش - آوا -سنگ و شبنم - خون سیا وش -هوا ی آفتا ب - از قرق تا خروسخوان -منظو مه ی آرش کمانگیر و مهره ی سرخ ... در میان اشعار وی منظومه آرش کمانگیر از لحاظ اجتماعی و به سبک حماسه سرایی و شعر غزل برای درخت از لحاظ سبک و محتوا درخشش خاصی دارند . گزیده ای از شعر جهان پهلوان از سیاوش کسرایی که رستم به افسون ز شهنامه رفت دریغا ز رستم که در جوش نیست |
6 19 اردیبهشت 1387 ساعت 10:08 | |
یكی از زیباترین شعرهایش: بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه كه بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم پر گشودیم و درآن خللوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فرو ریخته در آب شاخه ها دست بر آورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر كن لحظه ای چند بر این آب نظر كن آب آیینه عشق گذران است تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا كه دلت با دگران است تا فراموش كنی چندی از این شهر سفر كن با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد چون كبوتر لب بام تو نشستم تو به سنگ زدی من رمیدم نه گسستم بازگفتم كه نتو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم اشكی از شاخه فرو ریخت مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت اشك در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم پای دردامناندوه كشیدم نگسستم نرمیدم رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم نه كنی دیگر از آن كوچه گذر هم بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم
|
5 19 اردیبهشت 1387 ساعت 10:03 | |
فریدون مشیری فریدون مشیری در سی ام شهریور ماه 1304 در تهران به دنیا آمد. در دوران خردسالی به شعر علاقه داشت و در دوران دبیرستان و سال های اول دانشگاه ، دفتری از غزل و مثنوی ترتیب داد. آشنایی با قالب های شعرنو، او را از ادامه ی شیوه ی کهن بازداشت، اما راهی میانه را برگزید. مشیری، نه اسیر تعصبات سنت گرایان شد، نه مجذوب نوپردازان افراطی . راهی را که او برگزید، همان حالت ِ نمایان ِ بنیان گذاران شعر نوین ایران بود. به این معنا که، او شکستن قالبهای عروضی، و کوتاه و بلند شدن مصرع ها و استفاده ی بجا و منطقی قافیه را پذیرفته و از لحاظ محتوی و مفهوم هم با نگاهی تازه و نو به طبیعت، اشیاء، اشخاص و آمیختن آنها با احساس و نازک اندیشی های خاص خود، به شعرش چهره ای کاملاً مشخص داده بود . فریدون مشیری، سال ها در برخی از مجلات معروف سال های گذشته همچون: ماهنامه سخن، مجله گشوده، سپید و سیاه قلم زده و همکاریی نزدیک با نشریات داشته است. او در سال 1333 ، از دواج کرد و دو فرزند بنام های بهار و بابک داشت که هر دو دانشگاه را به پایان رسانده و در کنار آثار او، ثمره زندگی او بودند س. کتاب های اشعار او بترتیب عبارتند از: تشنه توفان، گناه دریا، نایافته، ابر و کوچه، بهار را باور کن، از خاموشی، مروارید مهر، آه باران، از دیار آشتی، با پنج سخن سرا، لحظه ها و احساس، آواز آن پرنده غمگین. گزینه های اشعار او عبارتند از: پرواز با خورشید، برگزیده ها، گزینه اشعار سه دفتر، دلاویزترین، یک آسمان پرنده، و همچنین برگزیده ای از کتاب اسرار التوحید به نام یکسان نگریستن. وی در آبان ماه 1379 در سن 74 سالگی و بر اثر بیماری، چشم از جهان فرو بست.
|
4 16 اردیبهشت 1387 ساعت 22:42 | |
یکی از آثار شاملو فریاد و دیگر هیچفریادی و دیگر هیچ . |

















