| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
0
|
90/9/26 (19:26)
|
|
||
|
|
1
|
7
|
89/5/9 (07:00)
|
|
||
|
|
5
|
45
|
89/5/9 (06:59)
|
|
||
|
|
19
|
116
|
88/6/22 (21:46)
|
|
||
|
|
11
|
51
|
87/9/17 (22:19)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
86/7/14 (19:44)
|
|
||
|
|
4
|
41
|
86/6/31 (11:11)
|
|
||
|
|
0
|
20
|
86/6/31 (10:37)
|
|
||
|
|
0
|
16
|
85/7/24 (07:05)
|
|
3- روشنفكر كسی است كه حرف و نظر خود را كتبی یا شفاهی یا به هر دو طریق به روشن ترین و محكم ترین شكل طرح كرده دیگران را بی هیچ بخلی در روشنی فكر خود سهیم می نماید؛
4- روشنفكر كسی است كه از نظر اخلاق و آداب رفتاری مورد قبول و تایید اكثر افراد است؛ بعبارتی روشنفكر فردی متكبر، تكرو، غیرقابل درك و قبول،... نیست: فكر روشن او گرچه در رشته خاصی از علم است ( علوم اجتماعی، حقوق، روانشناسی، فیزیك،... ) اما بر روح و روان و اخلاق و رفتار او مؤثر و مفید است؛
( ادامه دارد )
5- روشنفكر كسی است كه خود را « روشنفكر » نمی داند! او ادعایی ندارد و برای نام و نشان و عنوان تلاش نمی كند او بلطف فكر پویایی كه دارد فقط اندیشه های قطعی خود را با هنوعان خود و بویژه آنها كه او را می فهمند در میان می گذارد شاید موجب تحول مثبت و دگرگونی مطلوبی شود؛
6- روشنفكر در اوج تفكرات خود به بی نهایتی می رسد: به بی نهایتی موضوعات، به بی نهایتی حد تفكر و پردازش نظرات ممكن، به بی نهایتی واقعیتی كه از پس این همه بر همه چیز حاكمیت و احاطه و تسلط دارد ... روشنفكر انسانی است كه فكر روشن او، او را به روشنی بیكران خلقت متصل ساخته و او در این بیكرانگی كسی جز « او » را نمی بیند؛
( ادامه دارد )
ماریا سلام اجازه بده از این صحبت های کلیشه ای بیایم بیرون
روشنفکر اگر خودش رو روشنفکر ندونه که دیگه روشنفکر نیست
تعریف روشنفکر از دیدگاه دکتر شریعتی خیلی وسیع هست ولی بهترین قسمتش اینکه
روشنفکر فردی هست که نسبت به تمام امور به دید انتقادی نگاه میکند و جهت اصلاح جامعه بر میاید
نفع خدش رو درنفع عمومی اجتماع میبینه و..............
طبق این تعریف به همه چیز به دید انتقادی نگاه میکنه واین باعث اصلاح میشه
آقای عزیز:
« كلی برایتان نوشتم ولی سایت سیو و ارسال نكرد! بناچار خلاصه ای را تكرار می كنم »:
تعریف جوانب بسیار دارد و نباید در آن مناقشه كرد!
استاد شریعتی كتابی دارند بنام « فاطمه فاطمه است » كه بسیار موجز و خوب منظور را با این عنوان رسانده اند و این تعریف بجایی است برای فردی ناشناخته و تعریف نشدنی و به همین سبك و به افتخار این بانوی روشنفكر می توان گفت: روشنفكر روشنفكر است!
در واقع در زمان ما روی عنوان حساسیت وجود دارد و می دانید كه در گذشته اینطور نبوده و الان هم كه هست مهم نیست!
اگر كسی روشنفكر باشد نه خودش بخاطر « روشنفكر بودن / شدن » تلاش كرده و نه عملا فرقی می كند كه دیگرانی او را به عنوان یك « روشنفكر » بشناسند یا نه!
روشنفكر برای عنوان یا « انگ علمی » یا كسب « پرستیژ اجتماعی » در حیطه خود تلاش نكرده، بلكه نیروی درونی و نوری فرای این حرف ها او را بحركت درآورده؛ روشنفكری مرزی ندارد و روشنفكری كه با حیطه فكری خود بیش از من و شما آشناست عنوان « روشنفكر » را مدام به فردا و فرداها موكول می كند: به زمانی دست نیافتنی كه به انتهای قطعی دانش برسد و خود را لایق چنین نامی بداند!
شاید این از خضوع علمی آنهاست و شاید بخاطر بی نهایتی كه آنها می دانند و ما نمی فهمیم:
دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت / یك موی ندانست ولی موی شكافت
اندر دل من هزار خورشید بتافت / آخر به كمال ذره ای راه نیافت!
( رباعی منسوب به ابن سینا )
بازم سلام
چند تا مطلب یادم امد خدمت دوستان بگم
روشنفکری به دانش وتحصیلات نیست بلکه به درک درست موقعیت واقدام درست درمقابل ان است واین به دونکته بستگی داره یکی داشتن اطلاعات صحیح وکامل و دوما فهم درست ان ودید عقلی نسبت به مسائل داشته باشه واحساساتش ر بتونه کنترل کنه وتصمیم بگیره
روشنفکر بجز استفاده از دستاوردها وتجربیات دیگران اقدام به اجرای روشهای جدید البته علمی ومتناسب با جامعه خویش مینماید
روشنفکر سخنان خود را متناسب با زمان ومکان برمیگزیند و درهرجایی متناسب به مسائل ومشکلات نمیتوان عین موضع روگفت همانند دکتر شهید شریعتی که تا قبل از 15 خرداد بر خلاف سخنرانیهاس تندشون حکومت نمیتونست به سخنان ایشان گیر بدهد ودرعین بیان حقایق ، هویت فکری وفیزیکی خود را درمعرض گیر حکومت نمی گذاشتن
که بعد 15 خرداد به بیان بی پرده وبدون هیچ لایش نظرات وجنایات حکومت نمودن
روشنفکر بر طبق نظر استاد بزرگوارم امام خمینی(ره)از دیددیگری بررسی شده است
من نمتونم عین نظر ایشون رو بگم پس به زبون خودم میگم
مردم میگفتن که خواهی نشو رسوا همرنگ جماعت شو ولی امام میگفت اصلاحی بر این نظر داشتن که میفرمودند خواهی نشو رسوا سعی دراصلاح وترویج نظرات خود درجامعه بکن
این کار از منظر حقیر باعث میشه تا قاضی زمان به خوبی از شما یاد نماید
ودراخرهم بگم روشنفکر اون فردی است که منافع عمومی را بر منافع شخصی خود یا حزب خود ترجیح دهد
و سعی در استفاده درست وصحیح از منابع مادی ومعنوی جامعه خویش برای اصلاح و ترویج نظرات درست درجامعه داشته باشد
دراخرهم روشنفکر باید بداند که روشنفکر نیست ولی میخواد به سمت روشنفکرشدن حرکت نماید ودراین راه از نقد دیگران نهراسد تا بتواند نظرات دیگران را استفاده نماید
ودست کسانی که نظر مخالف نظر او هرچند بچه گانه دارن را ببوسد تا اینکه به انها نشان دهد که ازاینکه به نقد تفکرات پرداخته اند و سعی درتکمیل نظرات او دارند کمال تشکر را دارد.
یکی از مهمترین مشخصه روشن فکر از دید من صداقت با خود است روشن فکر انسان از خود گذشته ای است و به قول زنده یاد احمد شاملو در برابر طوفان می ایستد خانه را روشن نگاه میدارد و میمیرند .
از دید من یک روشنفکر هیچگاه از اینکه او را روشن فکر بنامند یا بشناسند خورسند نمیشود و خورسندی خود را برای وقتی میگذارد که نتیجه تلاش خود را ببیند.
باز سلام خدمت تمام دوستان
پوزش میخوام چندوقتی نبودم
والبته به دلیل مشغله کاریم نمیتونم هم زیاد بیام به نت
با اجازه برسیم به بحث.
قبل از شروع یه مخصوص خدمت عزیز بزرگوار آقای پیمان کریمی داشته باشم
در زمینه روشنفکر دیدگاه امام خمینی (ره) رو من اوردم ولی جایی درمتن ندیدم که ایشون رو روشنفکر معرفی کرده باشم و یا ایشون رو روشنفکر معرفی نکرده باشم
من تنها دیدگاه این بزرگ رو اوردم .
ما بدم نمی یاد درخصوص نظر شما عرض کنم امام خمینی همیشه وهمه حال برای خوشبختی وسعادت تمام مردم عالم نه تنها دعا میفرمود ،بلکه تلاش هم مینمود
به نظر شما تبعیت ایشان به کشورهای مختلف دنیا و یا نامه ایشان به آقای گرواچف(اگر اسم ایشون درست یادم باشه) و حتی پند نامه سیاسی عبادی ایشان به مردم خلاف این مطلب را اثبات مینماید؟
اما درخصوص نظراتی که درخصوص سیاستمدارن و زمانداران کشورهای فوق (و حتی کشورهایی همانند آفریقای جنوبی و....) فرمودید ، به نظر حقیر باید عرض کنم ایشان به دید مبارزه با کفر که همانا سنگ راه رسیدن به سعادت است این نظرات را داده اند.
خوب از این نظر ، امام یک روشنفکر نبوده است!!! زیرا امام بروی اعتقادات خویش بسیار پایبند ومتعصب(به معنی واقعی) بوده است.
ولی این تعصب کور کورانه نبوده است بلکه آگاهانه بوده است
این به این معنی است که ،امام برای هر حرکت و تفکر خویش دلایل و نظرات محکم و بدون خدشه ای داشته است.و تا جایی که حقیر میدانم هیچ فردی نتوانست بر دلایل ایشان شبهه ای وارد نماید که به جواب نرسیده باشد.
در نتیجه در صورتی که من نیز جای ایشان بودم، همچنان به مباحثه می پرداختم و تا زمانیکه نقضی بر دلایلم نمی دیدم بر تفکرات خویش پایبند و درجهت ترویج آنها تلاش میکردم.
آیا جز این شما عمل می کردید؟ یا بهتر بگم درحال حاضر شما جز این عمل میکنید؟
مطلب 2 ) امام خمینی(ره) حتی در مخاطب قرار دادن شاه نیز از کلمه آقای کمتر به شاه نگفته اند
ودر مباحثات وگفتگو ها،مخاطب خویش را به خاطره داشتن تفکرات مخالف با ایشان،سرزنش،توهین ،مصخره نمی نمودند.
(البته من در مطلب "پیام به روحانیت"یا "منشور روحانیت" دیده ام که ایشان رو به همفکران خویش فرمودند "مقدس نمایان احمق" که این مورد نیز از نظرحقیر بعد ارشادی داشته است.)
ودرمقابل سران کشورهایی که ذکر فرمودید، درهمان زمان به ملت بزرگ ایران لقب" وحش"یا"وحشی"را داده بودند
دقت دوستان را به عبارت و خطاب عبارت جلب میکنم وحش به ملت و مردم ایران نه حتی به تفکرات مخالفشان!!!!!!
خوب فکر میکنم الان زمان ان رسیده است که این سوالات پرسیده شود:
آیا امام خمینی یک روشنفکر نبوده است؟
و با بیان این مطلب به روشنفکران، ظلم وجفا نگردیده است؟
در آخر خدمت دوستان عرض کنم من قصد جسارت به هیچ یک از دوستان را نداشته و ندارم و از
آن جهت که دربیان مطالب تند و رک هستم ،موجب کدورت خاطر دوست(یا دوستان)ی شدم تقاضا دارم، ضمن بیان موضوع مرا نیز حلال نماید.
درخصوص مطالب آخر دوست عزیزم آقای پیمان کریمی عرض کنم
روشنفکر بین اصل و اجرا تمایز قائل است،واین به این معنی است که در صورتی اصل موضوعی را درست و عقل محور بداند با آن موضوع همراه شده و در گسترش آن سعی می نماید.
ودر بعد اجرا سعی میکند با راهکارهای مناسب نظرات اصلاحی خویش را اعمال ،و ترویج نماید
که انشاالله به کمک فرزندان همین مرض و بوم میتوان این انحراف را اصلاح نمود.
از دوستان خواهش دارم بحث فلسفی و عملکردی درخصوص جمهوری اسلامی دراین بحث دیگه ادامه ندهند و در صورت تمایل اقدام به ایجاد بحث جدید نماید. تا نه این بحث منحرف گردد و نه اینکه اون بحث به نتبجه مدنظر نرسه)
شاد موفق پیروز ، در پناه حق باشید
درود
دوستان بحث های زیادی مطرح کردند که من موافقه نظراتشون هستم ولی فقط در چند جمله کوتاه که نوشته بودند. به طور خلاصه اشاره ای به آنها می کنم.
ماریا خانم مواردی رو گفتند که با آنها مخالفم : 1- روشنفكر كسی است كه در جامعه خود از دانش و تحصیلات بالاتر و بیشتری نسبت به سایر افراد برخوردارست؛
2-روشنفكر كسی است كه با دانستن گذشته در دوره معاصر زندگی می كند
3- روشنفكر كسی است كه از نظر اخلاق و آداب رفتاری مورد قبول و تایید اكثر افراد است؛
و نظر دیگر دوستان دیگر مثل روشنفکر کسی نیست جز آنکس که بداند که نداند
با صحبت آقا مهدی در پست شماره ده صد در صد مخالفم.(بیشتر تبلیغه)
اینها به نظر من تعریف روشنفکر که نیست هیچ مشکل آفرین هم است.
حال به نظر بنده روشنفکر کسی است که مسئولیت کار اجتماعی و رسالت اجتماعی دارد و کسی که روشنفکر نیست مسئول هم نیست. واژه Intellectual به اشتباه روشنفکر معنی شده در صورتی که این واژه به معنی کسی است که کار مغزی انجام می دهد که این شخص می تواند روشنفکر باشد و می تواند نباشد.
روشنفکر کسی است که نسبت به وضع خودش و جامعه در زمان و مکان تاریخی و اجتماعی که در آن زندگی می کند خود آگاهی دارد و این خود آگاهی به اجبار به او احساس مسئولیت می بخشد پس روشنفکر یک شخص خودآگاه مسئول است.
این شخص میتواند تحصیل کرده باشد و می تواند نباشد و یک آدم مثلا تاجر و بازاری باشد هر چند که تحصیل می تواند به شخص در ابتدا کمک کند.
روشنفکر کسی است که در زمان تحول جامعه و در زمان بن بستی که انسان دچار ان شده و در زمان ناهنجاری های جامعه های عقب افتاده می تواند ، و یا درحال مسئولیت و آگاهی و جهت بخشیدن و رهبری توده مردم است. به عبارت دیگر وظیفه روشنفکر بخشیدن خودآگاهی به جامعه و توده مردم و تعیین ایده آل به زندگی انسان جامعه و عصر خویش است.
روشنفکر کسی است که مسئولیتی دارد همانند کسانی که در گذشته باعث تغییر و دگرگونی در جامعه های خود شده اند.
حال به نظر بنده روشنفکر روشنفکر نیست و این اشتباه است که بگوییم روشنفکر آدم تحصیل کرده ای هست که دارای فکر روشن است. روشنفکر در همان جامعه ای که زندگی می کند می تواند روشنفکری بکند در صورتی که این شخص با این طرز فکر در یک جامعه دیگر ممکن است اصلا روشنفکر نباشد و آن طرز فکر باعث ویرانی آن جامعه شود.
این اشتباه است که بگوییم روشنفکر کسیه که با فکرش زندگی می کنه در صورتی که روشنفکر باید با توده مردم زندگی بکند و از جامعه خود آگاهی داشته باشد.
(این نظر من بود می تواند درست یا اشتباه باشد البته بسیار خلاصه مطرح کردم ، قضاوت با شماست)
برگرفته از خدمت و خیانت روشنفکران (جلال آل احمد) و دکتر شریعتی
بدرود
درود
دوستان بحث های زیادی مطرح کردند که من موافقه نظراتشون هستم ولی فقط در چند جمله کوتاه که نوشته بودند. به طور خلاصه اشاره ای به آنها می کنم.
ماریا خانم مواردی رو گفتند که با آنها مخالفم : 1- روشنفكر كسی است كه در جامعه خود از دانش و تحصیلات بالاتر و بیشتری نسبت به سایر افراد برخوردارست؛
2-روشنفكر كسی است كه با دانستن گذشته در دوره معاصر زندگی می كند
3- روشنفكر كسی است كه از نظر اخلاق و آداب رفتاری مورد قبول و تایید اكثر افراد است؛
و نظر دیگر دوستان دیگر مثل روشنفکر کسی نیست جز آنکس که بداند که نداند
با صحبت آقا مهدی در پست شماره ده صد در صد مخالفم.(بیشتر تبلیغه)
اینها به نظر من تعریف روشنفکر که نیست هیچ مشکل آفرین هم است.
حال به نظر بنده روشنفکر کسی است که مسئولیت کار اجتماعی و رسالت اجتماعی دارد و کسی که روشنفکر نیست مسئول هم نیست. واژه Intellectual به اشتباه روشنفکر معنی شده در صورتی که این واژه به معنی کسی است که کار مغزی انجام می دهد که این شخص می تواند روشنفکر باشد و می تواند نباشد.
روشنفکر کسی است که نسبت به وضع خودش و جامعه در زمان و مکان تاریخی و اجتماعی که در آن زندگی می کند خود آگاهی دارد و این خود آگاهی به اجبار به او احساس مسئولیت می بخشد پس روشنفکر یک شخص خودآگاه مسئول است.
این شخص میتواند تحصیل کرده باشد و می تواند نباشد و یک آدم مثلا تاجر و بازاری باشد هر چند که تحصیل می تواند به شخص در ابتدا کمک کند.
روشنفکر کسی است که در زمان تحول جامعه و در زمان بن بستی که انسان دچار ان شده و در زمان ناهنجاری های جامعه های عقب افتاده می تواند ، و یا درحال مسئولیت و آگاهی و جهت بخشیدن و رهبری توده مردم است. به عبارت دیگر وظیفه روشنفکر بخشیدن خودآگاهی به جامعه و توده مردم و تعیین ایده آل به زندگی انسان جامعه و عصر خویش است.
روشنفکر کسی است که مسئولیتی دارد همانند کسانی که در گذشته باعث تغییر و دگرگونی در جامعه های خود شده اند.
حال به نظر بنده روشنفکر روشنفکر نیست و این اشتباه است که بگوییم روشنفکر آدم تحصیل کرده ای هست که دارای فکر روشن است. روشنفکر در همان جامعه ای که زندگی می کند می تواند روشنفکری بکند در صورتی که این شخص با این طرز فکر در یک جامعه دیگر ممکن است اصلا روشنفکر نباشد و آن طرز فکر باعث ویرانی آن جامعه شود.
این اشتباه است که بگوییم روشنفکر کسیه که با فکرش زندگی می کنه در صورتی که روشنفکر باید با توده مردم زندگی بکند و از جامعه خود آگاهی داشته باشد.
(این نظر من بود می تواند درست یا اشتباه باشد البته بسیار خلاصه مطرح کردم ، قضاوت با شماست)
بدرود
سلام دوست عزیز
مطالب خوب شما تقریباً تماماً كپی شده ی تعریفی است كه دكتر شریعتی بزرگ مطرح می كند و خوب بود بدان اشاره می كردید. فقط باید كانتكسی كه در آن دكتر می زیست را در نظر بگیریم ببینید شما از كلمات كار اجتماعی مسئولیت اجتماعی خود آگاهی ؛ توده چه اندازه استفاده نموده اید در اصل دكتر تحت تاثیر ادبیات سوسیالیستی كه در دهه های چهل و پنجاه غلبه گفتمانی داشت تعریفی مطابق با فضای سوسیالیستی به جامعه ارائه می دهد . البته امروزه تعاریف دیگری را برای روشن فكری ارائه نموده اند كه آنها هم از نوع تعاریف پایگانی است . روشنفكر در ادبیات سوسیالیستی و در ادبیات لیبرالیستی و در دل گفتمانهای مختلف تعاریف گوناگونی می تواند داشته باشد . ارجحیت تعریف شما بر دیگر تعاریف سازمان یافته بودن و سازوارگی آن است كه از این نظر از دكتر شریعتی بزرگوار باید ممنون بود .
متشكر
درود
با تشکر از آقای شاملو اخوان مطمئن هستم که شما حتما مطالعه کردین پس یه سری به کتاب های جلال آل احمد بزرگ هم بزنید به نظر بنده هردو تعریفی شبیه به هم دارند و به دلیل کلی بودن فراتر از زمان و نوع جامعه هستند.
بدرود