| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
51
|
935
|
90/2/31 (18:49)
|
|
||
|
|
15
|
129
|
89/11/11 (20:51)
|
|
||
|
|
202
|
2463
|
89/10/30 (15:19)
|
|
||
|
|
1125
|
3449
|
89/10/24 (14:07)
|
|
||
|
|
675
|
1769
|
89/3/1 (14:11)
|
|
||
|
|
3
|
67
|
88/9/24 (15:30)
|
|
||
|
|
138
|
477
|
88/7/12 (00:07)
|
|
||
|
|
117
|
1289
|
88/4/26 (08:56)
|
|
||
|
|
18
|
85
|
88/4/16 (12:42)
|
|
||
|
|
909
|
4567
|
87/11/4 (20:23)
|
|
||
|
|
2
|
167
|
87/8/27 (22:47)
|
|
||
|
|
76
|
559
|
87/8/4 (16:13)
|
|
||
|
|
231
|
2337
|
87/7/14 (14:04)
|
|
||
|
|
34
|
296
|
87/7/13 (13:14)
|
|
||
|
|
120
|
537
|
87/5/26 (21:23)
|
|
||
|
|
66
|
231
|
87/5/20 (01:32)
|
|
||
|
|
1
|
45
|
87/5/8 (11:23)
|
|
||
|
|
4
|
30
|
87/5/3 (02:16)
|
|
||
|
|
2
|
55
|
87/4/30 (17:10)
|
|
||
|
|
36
|
133
|
87/4/25 (17:25)
|
|


آخرین پیام یك مادر
تهران - خبرگزاری ایسکانیوز: وقتی گروه نجات ، زن جوان را زیر آوار پیدا کرد او مرده بود اما کمک رسانان زیر نور چراغ قوه ، چیز عجیبی دیدند....
گروه حوادث : همه خاطره های مردم چین از روز دوازدهم مه 2008 (23 اردیبهشت 87) تیره است اما آنان دیگر نمی خواهند وحشت خود در آن زمان را مرور کنند.
زلزله زدگان فقط می خواهند لحظه های جاودان را به یاد بیاورند.نام های قهرمانان بی نشان ، معمولی هستند اما یادشان تا ابد در تاریخ چین باقی خواهند ماند.
زندگی آنها در گذشته عادی بود اما پس از فاجعه «سی چوان»خیلی ها تبدیل به قهرمان شدند. شاید این دیگر برای خودشان روشن نباشد که چه کاری انجام دادند، اما حماسه هایی که آفریدند همگی مردم چین را تحت تاثیر خود قرار داده است.
وقتی گروه نجات ، زن جوان را زیر آوار پیدا کرد او مرده بود اما کمک رسانان زیر نور چراغ قوه ، چیز عجیبی دیدند.زن با حالتی عجیب به زمین افتاده ، زانو زده و حالت بدنش زیر فشار آوار کاملا تغییر یافته بود.
ناجیان تلاش می کردند جنازه را بیرون بیاورند که گرمای موجودی ظریف را احساس کردند. چند ثانیه بعد، سرپرست گروه ، دیوانه وار فریاد زد: بیایید، زود بیایید! یک بچه اینجا است. بچه زنده است.
وقتی آوار از روی جنازه مادر کنار رفت دختر سه - چهار ماهه ای از زیر آن بیرون کشیده شد.نوزاد کاملا سالم و در خواب عمیق بود. او در خواب شیرینش نمی دانست چه فاجعه ای وطنش را ویران کرده و مادرش هنگام حفاظت از جگرگوشه خود قربانی شده است.
مردم وقتی بچه را بغل کردند، یک تلفن همراه از لباسش به زمین افتاد که روی صفحه شکسته آن این پیام دیده می شد: عزیزم، اگر زنده ماندی، هیچ وقت فراموش نکن که مادر با تمامی وجودش دوستت داشت.
مادران سینمای ایران از آغاز تا امروز ؛ نگاهی به فیلمهای با مضمون مادر
تعداد فیلم هایی که شخصیت محوری آن را مادر خانواده تشکیل می دهد، در سینمای ما به اندازه ای زیاد است که حتی اشاره به نام آنها بسیار طولانی می شود. ولی بررسی سینمای ایران در استفاده از کلمه "مادر" قابل توجه است. با آنکه تمام سینماگران ترجیح می دهند عنوانی را برای اثر خود انتخاب کنند که پیش از آن مورد استفاده قرار نگرفته باشد. اما این موضوع در مورد کلمه مادر بسیار متفاوت است.
به طور کلی فیلم هایی که با استفاده از عنوان مادر ساخته شده را از نظر مضمون و ساختار می توان به دو بخش آثار ساخته شده پیش و پس از انقلاب تقسیم کرد. به این جهت که بیشتر فیلم هایی که با توجه به استفاده از این نام قبل از انقلاب ساخته شده اند در ژانر حادثه ای قرار دارند و البته بازتاب دهنده شرایط اجتماعی آن روزگار هستند.
رقیه چهره آزاد در نمایی از "مادر" علی حاتمیدر این دوره مادر از اهمیت برخوردار است، اما به هیچ وجه از قداست و اعتباری برخوردار نبوده که فیلم های امروز برای این کلمه قائل هستند. مادران فیلم های دیروز برای اینکه بتوانند اهمیت خود را ثابت کنند باید درگیر اتفاقات عجیب و پیچیده ای می شدند. غیر از این نیز در آثار کمدی از این عنوان به شکلی نامناسب استفاده شده که "مادر جونم عاشق شده" از آن جمله است.
فیلم "مادر" به کارگردانی اسماعیل کوشان که سال 1331 ساخته شد را شاید بتوان یکی از نخستین آثار سینمای ایران دانست که از این عنوان به طور مستقیم استفاده کرده است. این اثر داستان دختری است که فریب جوانی را می خورد و خانه را ترک می کند. او در دیدار دوباره با جوان دستگیر و روانه زندان می شود و همزمان با انجام مراحل ازدواج دخترش آزاد می شود ...
"مادر فداکار" ابراهیم باقری محصول 1342 و داستان زندگی مردی است که همراه همسر و دختر کوچکش برای یافتن کار به تهران می آید و بر اثر تصادف در بیمارستان بستری می شود. زن با کمک دوست شوهرش در یک استودیو فیلمسازی کار می کند و پول عمل جراحی را به وسیله دوستش برای او می فرستد. پس از مدتی دختر مرد بیمار می شود و دکتر معالجه قطعی را در دیدار با مادرش تشخیص می دهد. مرد با شنیدن فداکاری های همسرش به بازگشت او رضایت می دهد.
"من مادرم" که سال 1344 فرج الله نسیمیان آن را ساخت، داستان زندگی مردی را بیان می کند که به همسرش برای داشتن ارتباط با یک نقاش مشکوک است. این مسئله باعث می شود وی همسرش را هنگامی طرد کند که او باردار است. سال ها بعد که این مرد با همسر و دخترش مواجه و از سوء ظن بی مورد خود مطلع می شود، کانون خانواده دوباره پا میگیرد.
"روزهای تاریک یک مادر" به کارگردانی محمدعلی زرندی در سال 1346 داستان زندگی یک خواننده زن است که کار خود را ترک و با مردی ازدواج می کند و پس از مدتی کوتاه بچه دار می شود. صاحب کار قبلی او سعی می کند زن را به کار قبلی برگرداند. مرد زن را طرد می کند. سال ها بعد این زن همسر و فرزندش را ملاقات و دوباره با هم زندگی می کنند.
"نامادری" که سال 1349 توسط عباس کسایی ساخته شده، داستان مردی است که به خاطر نازایی همسرش با زن دیگری ازدواج می کند و از او بچه دار می شود. زن دوم نسبت به زن اول ظلم های زیادی می کند، اما وی به مراقبت از بچه شوهرش می پردازد. زن دوم بر اثر حادثه ای کشته می شود و مرد تازه به فداکاری های مادرانه همسر اولش پی می برد.
داریوش کوشان "مادر دوستت دارم" را سال 1354 می سازد. داستان فیلم درباره علی و همسرش زری است که در کارخانه ای مشغول کارند. رئیس کارخانه به زری و منشی شرکت به علی نظر دارد. یک روز جمشید برای دیدار علی در غیاب او به خانه اش می رود. منشی موضوع را به علی اطلاع می دهد. رئیس کارخانه کشته و زری با وجود بیگناهی محکوم می شود. زری پس از آزادی متوجه نابینایی شوهرش می شود و خود را به پسرش نزدیک می کند ...
سینمای ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز به ساخت فیلم هایی با استفاده از نام مادر ادامه می دهد. اما آثار جدید از ساختار ملودرام برخوردارند و مادر از قداست خاصی برخوردار است. وقتی این شخصیت در محور فیلم قرار می گیرد، همه چیز با دستان معجزه گر وی به سمت خوبی و رشد همه جانبه پیش می رود. در عین حال مادران برای اثبات خوبی خود نیاز به انجام کارهای عجیب ندارند.
در فیلم های امروزی حقانیت مادر در محبتی نمود پیدا می کند که نسبت به فرزندان خود دارند. حمایت و توجه مادران از فرزندانشان وجهی فراگیر و همه جانبه و آمیخته با ایثار و از خودگذشتگی دارد. مادران فیلم های پس از انقلاب برای تربیت فرزندان خود می کوشند و غنای اثر به خاطر همین عشق ورزی خالصانه افزایش پیدا می کند.
فیلم سینمایی "مادر" که فتحعلی اویسی سال 63 ساخت، داستانی تاریخی دارد و قصه مادری را بیان می کند که برای ملاقات با فرزند اسیرش در چنگ مغول ها تلاش می کند. او که قصد دارد فرزندش را رها کند، قبل از آنکه مغول ها حکم اعدام فرزندش را اجرا کنند، موفق به دیدار با او می شود.
علی حاتمی سال 68 فیلم "مادر" را می سازد. این اثر را به خاطر پخش بیشمار از تلویزیون می توان مشهورترین اثر با این عنوان و مضمون نزد مخاطب ایرانی معرفی کرد. داستان فیلم درباره مادری است که در روزهای پایانی زندگی اش از آسایشگاه سالمندان به خانه می آید تا تمام فرزندانش که رابطه خوبی با همدیگر ندارند را کنار هم جمع کند و آنها را به داشتن رابطه ای خوب تشویق نماید. طی این مدت خاطرات گذشته نیز مرور می شود.
سیامک شایقی فیلم "مادرم گیسو" را سال 74 می سازد. مردی به نام منوچهر پس از فوت همسرش قصد ازدواج با منشی خود را دارد که دخترش مانع تراشی می کند. دختر این مرد متوجه می شود گیسو یک فرزند ناشنوا دارد که او را مخفی کرده است. پسر از مدرسه مخصوص ناشنوایان می گریزد و مدتی بعد او را هنگام اجرای یک تئاتر خیابانی پیدا می کنند و خانواده آنها تشکیل می شود.
"مهر مادری" سال 76 توسط کمال تبریزی ساخته شده و داستان نوجوانی است که مددکار اجتماعی کانون اصلاح و تربیت را با مادرش اشتباه می گیرد. او می گریزد و به خانه زن می رود. زن هر چقدر تلاش می کند حسین را بازگرداند موفق به این کار نمی شود تا اینکه یک شب با ترفندی ماموران را به خانه می آورد و نوجوان را می برند. حسین دوباره فرار می کند، اما به خانه زن نمی رود.
"میم مثل مادر" آخرین فیلمی است که با استفاده از این کلمه در سال 85 توسط رسول ملاقلی پور ساخته شده است. داستان فیلم درباره زنی است که متوجه می شود کودکش به خاطر جراحت های شیمیایی وی معلول به دنیا می آید. شوهر زن تلاش می کند او را به سقط جنین راضی کند. اما زن کودک را نگه می دارد و او را با مشقت ها و فداکاری های زیاد بزرگ می کند.
روز مادر را بر تمام مادران این مرو بوم اللخصوص شیرزنان جامعه ایران در نبود کوچکترین آزادی برای ایشان تبریک میگم . انشاالله در روز جهانی زن همه ، از جمله زنان ، به آزادی های مطابق بیانیه حقوق بشر دست یابند تا آن روز را جشن واقعی بگیریم .
مهدخت خانوم به شما هم این روز خجسه رو تبریک میگم . امیدوارم همیشه در تمام مراحل زندگی اینچنین موفق و سربلند باشید . از بابت زحماتتون در این کلوب از طرف اعضای کلوب تشکر و قدردانی میکنم .
زنده باد عرفان ، برابری ، آزادی
من هم به نوبه خودم این روز را به مادرم و به تمام خانمها و دختران این کلوب . مخصوصا" معاون بیش از حد فعالمان مهدخت جان تبریک میگویم .



| / در آستانهی روز مادر /
«آدم بهوقت پیری تنها و بیكس میماند» فرخلقا هوشمند چهار سال است كه بازی نمیكند |
آدم وقتی جوونه كپكش خروس میخونه، دنیا باهاش مهربونه، اما به وقت پیری تنها و بیكس میمونه.»
فرخلقا هوشمند بازیگر 79 سالهی تئاتر، سینما و تلویزیون در دیدار گروه هنری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در آستانهی روز مادر جملاتش را با شعری آغاز میكند و ادامه میدهد: تا جوان بودیم برای كار هنری زحمت میكشیدیم، اما حالا كه پیر شدیم كسی نمیپرسد حالت چطور است.
این بازیگر پیشكسوت با بیان اینكه بعد از سكته مغزی كه چهار سال گذشته برایش اتفاق افتاده، دیگر نتوانسته به بازیگری ادامه دهد، میگوید: ظاهرا سر حال هستم، اما این سكته باعث شد مقداری هوش و حواسم را از دست بدهم و روی بینایی و دست و پایم هم اثر گذاشته و زیاد نمیتوانم سرپا بمانم.
او هم گلهمند است از اینكه هیچكس سراغی از او نمیگیرد و ادامه میدهد: تنها اگر مراسم خاصی همانند شب یلدا یا ماه رمضان باشد، خانم لرستانی در خانم پیشكسوتان هنر یادی از من میكنند، سال گذشته هم در جشن بزرگ بازیگران مرا صدا كردند و لوح تقدیری دادند.
هوشمند كه به گفتهی خودش ماهی 85 هزار تومان از طرح تكریم میگیرد، ادامه میدهد: این پول خرج داروهایش هم نمیشود. زمانی دست خانه پیشكسوتان هنر باز بود و گاهی مواقع بنهایی میداند كه آن هم قطع شده است.
این بازیگر از دخترش كه مراقب او است یاد میكند: دختر بزرگم مراقبت از من را بر عهده دارد و با وجود اینكه جدا زندگی میكند، اما مرتب پیش من است و كارهایم را انجام میدهد.
فرشته ـ دختر فرخلقا هوشمند ـ هم كه طب مكمل را در دانشگاه شهید بهشتی فرا گرفته و به تدریس آواز مشغول است هم میگوید: سالها در دوبله و در رادیو به عنوان گوینده فعال بودم و سابقه كار بازیگری هم دارم، اما الان تنها خودم را وقف مادرم كردهام ودیگر نمیتوانم كار بیرون قبول كنم.
فرخلقا هوشمند متولد 25 اسفند 1307 سابقه حضور در بیش از 70 فیلم سینمایی را دارد كه از میان آنها میتوان به «شب قوزی»، «خواستگار»، «كلاغ»، «باشو غریبه كوچك»، «شكار خاموش»، «افسانه آه»، «دو نفر و نصفی»، «مسافران»، «همسر»، «بلوف»، «كلاه قرمزی و پسر خاله»، «سفر»، «شراره» و «رقص شیطان» نام برد.




و من می خواستم با چنین شیوه ای از فاطمه بگویم ؛ باز درماندم ؛
خواستم بگویم : فاطمه دختر خدیجه بزرگ است ؛
دیدم که فاطمه نیست .
خواستم بگویم : فاطمه دختر محمد (ص) است ؛
دیدم که فاطمه نیست .
خواستم بگویم : فاطمه همسر علی ( ع ) است ؛
دیدم که فاطمه نیست .
خواستم بگویم : فاطمه مادر حسنین است ؛
دیدم که فاطمه نیست .
خواستم بگویم : فاطمه مادر زینب است ؛
باز دیدم که فاطمه نیست .
نه ، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست ؛
فاطمه ، فاطمه است