| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
29
|
159
|
91/3/11 (20:27)
|
|
||
|
|
79
|
777
|
91/3/11 (20:18)
|
|
||
|
|
115
|
1009
|
91/3/11 (19:31)
|
|
||
|
|
12
|
66
|
91/3/11 (19:28)
|
|
||
|
|
21
|
100
|
91/3/11 (19:24)
|
|
||
|
|
5
|
10
|
91/3/11 (10:59)
|
|
||
|
|
25
|
153
|
91/3/11 (01:06)
|
|
||
|
|
1
|
21
|
91/3/10 (22:42)
|
|
||
|
|
58
|
271
|
91/3/8 (20:16)
|
|
||
|
|
4
|
37
|
91/3/7 (20:02)
|
|
||
|
|
17
|
106
|
91/3/7 (16:22)
|
|
||
|
|
9
|
56
|
91/3/7 (16:14)
|
|
||
|
|
23
|
115
|
91/3/7 (02:18)
|
|
||
|
|
4
|
40
|
91/3/7 (02:11)
|
|
||
|
|
4
|
44
|
91/3/7 (01:59)
|
|
||
|
|
0
|
62
|
91/3/7 (01:04)
|
|
||
|
|
45
|
238
|
91/3/6 (20:19)
|
|
||
|
|
257
|
942
|
91/3/6 (14:21)
|
|
||
|
|
6
|
48
|
91/3/6 (14:20)
|
|
||
|
|
6
|
39
|
91/3/5 (17:22)
|
|
اونا میگن مامر 
آیا لکی گویشی کردی است؟
مقاله زیر با عنوان "لکی و کردی" نوشته آقای فرامرز شهسواری و چاپ شده در مجله ISI "ایران و قفقاز" است. نسخه اصل مقاله به زبان انگلیسی است که در اینجا برای خوانندگان و علاقه مندان گرامی بخشهای مهم آن به ویژه نتیجه گیری را به فارسی منتشر میکنیم. برای دانلود اصل مقاله نیز میتوانید اینجا را کلیک و یا اگر مشکل خاصی در دانلود مقاله دارید با ایمیل مدیر وبلاگ مکاتبه فرمایید. ادامه نوشتار در پایین...
معرفی:
عنوان مقاله: لکی و کردی Laki and Kurdish
نویسنده: فرامرز شهسواری Faramarz Shahsavari از دانشگاه دولتی ایروان
منبع: مجله ISI ایران و قفقاز شماره 14 سال 2010 برگه های 79 تا 82
چکیده و نتایج (در برگردان فارسی):
هدف اصلی این مقاله بررسی مجموعه سنتی تغییرات آوایی تعریف شده توسط مکنزی و بررسی ارتباط آنها با زبان لکی است. این مجموعه تغییرات آوایی ویژه و مختص گویشهای کردی تبار بوده و هر گویشی که از این قواعد پیروی نکند کردی نبوده و آنرا باید زبانی متقاوت دانست.
در بسیاری از مجامع به طور سنتی لکی را زیرشاخه ای از گویش های کردی تبار و در مواردی نیز آنرا یک گویش گذار میان کردی و لری دانسته و در برخی موارد دیگر لکی را زبانی جدا و مستقل معرفی کرده اند.
لک زبانان ذر جنوب غربی ایران و جنوب شرقی عراق و در حد فاصل بین مناطق کرد نشین و لر نشین متمرکز شده اند. برخی گروههای کوچکتر از لک ها نیز در سایر نواحی ایران همچون آذربایجان شرقی و نواحی جنوب دریای خزر سکنی گزیده اند.
تنها در اواخر قرن 20 بود که مطالبی کم و بیش در باره لکی از مازندران و لرستان برای نخستین بار توسط میرچراغی (1990) و لازارد (1990) منتشر گردید. از آن زمان به پس پژوهش خاصی در این باره صورت نگرفته است. این در حالیست که در سالهای اخیر یک بحث و جدل درباره منشا و خانواده زبان لکی آغاز شده است(آنوبی 2004 و 2005).
شوربختانه طبقه بندی کنونی درباره زبان لکی به طور کلی بر پایه اظهار نظرات و دیدگاه های مردمان لک زبان است تا بررسی علمی اطلاعات و داده های موجود (توضیح لکستان: نگارنده به درستی این مسئله را درک کرده است چرا که لک های همدان و لرستان در اغلب موارد خود را لر و لک های ایلام و کرمانشاه خود را کرد میدانند).
موضوع طبقه بندی زبان لکی هنوز نیز موضوعی باز برای پژوهش و بررسی است. بسیاری از زبان شناسان لکی را زبانی جدا و مستقل ولی نزدیک به کردی معرفی کرده اند (ایزد پناه 1978). برخی دیگر لکی را در خانواده گویشهای کردی تبار (ویندفور 1989، لازارد 1992، کماندار فتاح 2000) و برخی دیگر زبان لکی را حد واسط و گذار بین کردی و لری دانسته اند (آساتریان 2009).
نتیجه گیری کلی این مقاله اینست که لکی از قواعد کلی گویشهای کردی تبار تبعیت نکرده و اشتراکات بین زبان لکی و گویشهای کردی تنها به خاطر اشتراکات موجود بین تمامی زبانهای شمال غربی ایرانی است.
توضیح لکستان: همانگونه که نتایج این بررسی و مقاله علمی نشان میدهد علی رغم اشتراکات فراوان زبانی، زبان لکی به هیچ وجه در طبقه بندی گویشهای کردی قرار نگرفته و این اشتراکات مواردی است که به صورت طبیعی بین تمامی زبانهای شمال غربی ایرانی مشاهده می شود.
لری نیز لهجه ای جنوب غربی است و هیچ زبانشناسی لکی را لری نمیداند چرا که اصولا لکی از خانواده زبانهای شمال غربی است. تنها در پاره ای منابع لکی را حالت گذار و میانی بین لری و کردی دانسته اند.
لكها وقتی رفتار بد كرمانشاهی ها را میبینند از كورد بودن خود بیزار مشن
همه ی ما یك نژاد هستیم چه لك چه كلهر چه سوران .... بر روی خاكی زنگی میكنیم بنام كردستان

نوشتار زیر از کتاب GLIMPSES OF LIFE AND MANNERS IN PERSIA
نوشته Mary Leonora Woulfe Sheil سال 1860 لندن انگلستان ترجمه شده است(مشاهده متن انگلیسی کتاب). توضیحات زیر عینا از بندهای نخستین پیوست یاد شده (صفحه 394 کتاب) ترجمه می شود. بندهایی پسین که از آوردن متن ترجمه آنها خودداری شده است درباره عرب ها و سایر ایلات ایران است. و اما عین ترجمه:
"اقوام ایران به سه دسته تقسیم می شوند که عبارتند از ترک ها، لک ها و عرب ها.دسته نخست از سرزمین ترکستان وارد ایران شده اند و از زمان نامعلوم در ایران ساکن شده و

زندگی می کنند. این دسته همچنان زبان اصلی خود را حفظ کرده اند.
دسته دوم لک ها هستند. لک ها متشکل از طوایف و قبایل اصیل ایرانی (خون اصیل ایرانی) همچون لرها ، بختیاری ها و ... هستند.
لک ها چه کسانی هستند؟ و کرد ها که هستند؟ این سوالی است که من نمی توانم پاسخ دهم. من هیچ کسی را در ایران پیدا نکردم که بتواند حداقل توضیحی در این باره به من بدهد. تمامی آنها تنها این را می گفتند که این دو قوم (لک ها و کرد ها) ایرانیان قدیم (old Persians) هستند. اگر زبان محاوره ای کنونی را عاری از ترکیبات عربی در نظر بگیریم بخش اعظمی از زبان های اقوام کرد و لک فارسی بود و شباهت زیادی با زبان محاوره ای زمان کنونی دارد. البته. این دو زبان (زبان لکی و زبان کردی) کاملا شبیه یکدیگر نیستند هر چندکه گفته می شود که لک ها و کردها قادر به فهم و درک زبان یکدیگر هستند. یک فرد لک یک فرد کرد را همانند خودش یک ایرانی اصیل می داند اما انکار می کند که از یک خانواده هستند. همچنین یک کرد سوال بالا پاسخی یکسان می دهد و لک را مانند کرد ایرانی اصیل دانسته ولی در یک خانواده قرار گرفتن لک و کرد را انکار می کند."
همچنین در صفحه 401 این کتاب ذکر شده است که لرستان به دو بخش لرستان بزرگ و لرستان کوچک تقسیم می شود. لرستان بزرگ شامل بختیاری ها است که خود به دو دسته چهارلنگ و هفت لنگ تقسیم می شوند. تمامی طوایف لرستان لک هستند (all the tribes in Looristan and Leks).
در انتهای این پیوست نام طوایف ایران نیز ذکر شده است. طوایفی که در این کتاب آن ها را لک نام برده به شرح زیر عبارت است از:
طوایف آذربایجان
شقاقی: پانزده هزار خانه و خیمه بوده و لک هستند.
زرگر: چهارصد خانه بوده و لک هستند.
کولبیگلو و مش قنبر: چهارصد خیمه و خانه بوده و لک هستند. در قره داغ زندگی میکنند.
احمدوند: دویست خانه بوده و تات و لک هستند. ساکن ارومیه
دومبلی: دوهزار خانه بوده و لک و تات هستند.
طوایف مازندران
عبدالملکی: ششصد خیمه و خانه بوده و لک هستند.
خواجه وند: چهارصد خیمه و خانه بوده و لک هستند.
طوایف تهران
ترک مافی: صد خیمه و خانه بوده و ترک و لک هستند.
پریوند، جلیلوند، کاکاوند، قاسم وند، چگنی: پانصد خیمه و خانه بوده و تماما لک بوده و نزدیک قزوین زندگی می کنند.
طوایف قزوین
هداوند، بورابور، سلسه پور: هزار خیمه و خانه بوده و لک هستند.
پازیکی: دوهزار خیمه و خانه بوده و ترک و لک هستند.
زرگر: ششصد خیمه بوده و لک هستند.
کرد بچه: چهارصد خیمه بوده و لک هستند.
شاه سرواره: دویست و پنجاه خیمه بوده و لک هستند
ننه کلی: ششصد و پنجاه خیمه بوده و لک هستند.
مافی که شامل پیراوند، هارون وند، شویروند، شاهوردیوند و اسپانوند است: هزار خانه بوده و لک هستند.
طوایف خمشه (بین تهران و تبریز با مرکزیت زنجان)
رشوند: سیصد خیمه بوده و لک هستند.
طوایف کردمان
عطاالهی: سه هزار خیمه و خانه بوده و لک هستند.
خرمابند: صد خانه بوده و لک هستند.
طوایف همدان، ملایر، تویسرکان، فربان و ... در اراک
زهراوند، غیاثوند، جلیلوند، پائروند: هزار و پانصد خیمه و خانه بوده و لک هستند.
زند: صد خانه و خیمه بوده و لک هستند.
طوایف استان فارس
فیلی: صد خانه بوده و لک هستند.
گورانی: صد خانه بوده و لک هستند.
قاجار افشار: دویست و پنجاه خانه بوده و ترکیبی از ترک و لک است.
جورانی: سیصد خیمه و خانه بوده و لک هستند.
ننه کلی: شصت خیمه بوده و لک هستند.
ده بزرگی: صد خانه بوده و لک هستند.
زرگر: صد خانه بوده و لک هستند.
طوایف ممسنی (نورآباد ممسنی)
هشت هزار خیمه و خانه بوده و لک هستند. بی قانون ترین طایفه هستند. آن ها در غرب کازرون زندگی می کنند. سال ها پیش آن ها طایفه بسیار قدرتمندی بوده اما اکنون قدرتشان به شدت کم شده است.
طوایف بهبهان و کهگیلویه
تیله کوهی، بیله لو، جمع بزرگی: هزار خیمه بوده و لک هستند.
طوایف خراسان: تربت حیدریه
لک ها: هزار خانه و خیمه هستند ولی به زبان فارسی سخن می گویند.
طوایف خراسان: ترچیز
ترکیه جانشلو: سه هزار خیمه و خانه بوده و لک هستند.
زعفرانلو: چهارده هزار خانه بوده و لک هستند. ساکن قوچان
کیوانلو: دوهزار خانه و خیمه بوده و لک هستند. ساکن رادکان
شادلو: سه هزار خانه و خیمه بوده و لک هستند. ساکن بجنورد
امانلو: هزار و پانصد خیمه و خانه بوده و لک هستند. ساکن مردشک
طوایف کرمانشاه
گوران: سه هزار و سیصد خانه و خیمه بوده و لک هستند.
کلهر: یازده هزار و پانصد خانه و خیمه بوده و لک هستند. زنان کلهر بسیار زیبا و مردانشان بلندقامت و قوی و در نشانه گیری ماهر هستند.
زنگنه: ده هزار خانه و خیمه بوده و لک هستند.
سنجابی: دوهزار خانه بوده و بخشی از زنگنه محسوب شده و بسیار قانون گریز هستند.
جلالوند: سیصد خانه و خیمه بوده و لک هستند.
بالاوند و پنجیوند: هزار خانه و خیمه بوده و لک هستد. تنومند و بلندقامت هستند.
زبیروند: هزار خانه و خیمه بوده و لک هستند.
کاکاوند: دوهزار خانه و خیمه بوده و لک هستند.
هرسینی: چهارصد خانه بوده و لک هستند.
جلیلوند: ششصد خانه بوده و لک هستند.
زوله: دویست و پنجاه خانه بوده و لک هستند.
ننه کلی: هفتصد خانه بوده و لک هستند.
احمدوند، پیراوند، بهتویی: هفتصد و پنجاه خانه و خیمه بوده و لک هستند
فیله گری، صوفی وند، ورمزیار: دوهزار خانه و خیمه بوده و لک هستند.
کوزیوند: هزار و پانصد خیمه بوده و لک هستند.
لرستان به دو بخش لرستان بزرگ و لرستان کوچک تقسیم می شود. لرستان بزرگ شامل بختیاری ها است که خود به دو دسته چهارلنگ و هفت لنگ تقسیم می شوند. تمامی طوایف لرستان لک هستند (all the tribes in Looristan and Leks).
طوایف زیر بخشی از طوایف لرستان کوچک بوده و تماما لک هستند.
گراوند: هزار و پانصد خیمه
جلالوند: هزار و پانصد خیمه
عثمانوند: هزار و هشتصد خیمه
شاخه وند: هفتصد خیمه
بالاوند: هزار و هشتصد خیمه
بیرانوند: ششصد خیمه
دلفان: دوازده هزار خیمه
فیلی: دوازده هزار خیمه
هابیباوند: هزار و پانصد خیمه
سلسله: هزار و پانصد خیمه
عمله و باجلان