لیست بحث ها| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
18
|
76
|
86/8/30 (00:15)
|
|
||
|
|
5
|
9
|
86/4/10 (19:55)
|
|
||
|
|
15
|
54
|
86/2/9 (21:01)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
85/7/18 (09:23)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
85/7/18 (09:16)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
85/7/18 (09:09)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
85/7/18 (08:59)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
85/7/18 (08:53)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
85/6/16 (09:46)
|
|
عنوان بحث داستان - لحظه دات کام -1 18 مهر 85 - 09:23 | |
ندانسته وارد بازی زمان شده بود و پیش می رفت و ترسید که سرش را برگرداند . مطمئن نبود ولی قدمهایش را محکم برمی داشت، شکنجه گر را دیده بود و خاطراتش را با او مرور می کرد.خط به خط خون مردگی ها در گوشش زمزمه می کردند و یادگاریهای سیمهای کابل اسارت را با خود همراه می کردند. شنیده بود که دل شکستگی هایش سنگین است ولی بی خبر از همه جا که او فقط بهانه شکستن شده شده بود و تنها التماس های شبانه اش معشوق را به وادی دیوانگی کشانده بود . صدای شاپرکها در انتظار وصل گم می شدند و در خیال نغمه سرا ترانه می خوانند و زار زار گریه می کردند تا حرمت جایگاه را به جا آورند؛ او رفت پس از سالها که محبت دشمنان را با ناز و عشوه پاسخ داده بود و نفرین هر زمان را با آمین … .
اکرم واحد زاده | |
پاسخ ها






