| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
105
|
1836
|
91/3/11 (01:14)
|
|
||
|
|
135
|
1159
|
91/2/24 (12:31)
|
|
||
|
|
84
|
2008
|
91/2/13 (20:58)
|
|
||
|
|
315
|
3149
|
90/10/13 (11:13)
|
|
||
|
|
71
|
6351
|
90/9/21 (11:39)
|
|
||
|
|
23
|
174
|
90/9/21 (09:54)
|
|
||
|
|
24
|
287
|
90/9/21 (09:42)
|
|
||
|
|
41
|
1433
|
90/8/8 (16:42)
|
|
||
|
|
14
|
138
|
90/7/5 (01:49)
|
|
||
|
|
18
|
308
|
90/1/1 (01:21)
|
|
||
|
|
64
|
990
|
90/11/8 (18:16)
|
|
||
|
|
47
|
1377
|
90/9/21 (12:12)
|
|
||
|
|
76
|
1056
|
90/9/21 (10:21)
|
|
||
|
|
43
|
872
|
90/9/19 (21:45)
|
|
||
|
|
4
|
93
|
90/8/8 (17:16)
|
|
||
|
|
10
|
214
|
90/5/19 (19:37)
|
|
||
|
|
18
|
485
|
90/10/25 (22:08)
|
|
||
|
|
41
|
711
|
90/10/14 (21:12)
|
|
||
|
|
26
|
732
|
90/9/21 (12:01)
|
|
||
|
|
30
|
455
|
90/9/19 (21:08)
|
|
اولیویه دو شوته، بازرس ویژه سازمان ملل متحد، در گزارشی پس از بازدید از سوریه، وضعیت این کشور را از لحاظ رعایت حقوق بشر، "اضطراری" توصیف کرده است.
آقای دو شوته که ملیت بلژیکی دارد بازرس ویژه در امور غذائی است و برای بازدید از وضعیت خشکسالی در شرق سوریه به این کشور سفر کرده اما در این سفر شاهد وضعیت زندگی کردهای سوریه بوده و بخش مهمی از گزارش خود را به مشکلات آنان اختصاص داده است .
آن گونه که در این گزارش آمده، ۳۰۰ هزار کرد در سوریه زندگی می کنند که فاقد ملیتند، یعنی دولت سوریه از اعطای تابعیت به آنان خودداری کرده و تابعیت دولت دیگری را هم ندارند و بنابراین از حقوق شهروندی محرومند؛ حق مالکیت اراضی، تحصیل رایگان، استفاده از خدمات بهداشت عمومی، داشتن گذرنامه برای سفر به خارج، استخدام در بخش های دولتی و عمومی از آنها دریغ می شود
اولیویه دو شوته نوشته که چنین وضعیتی غیر قابل قبول است و باید فکری برای این کردهای بدون ملیت کرد.
این کردها در بخشی از سوریه زندگی می کنند که پنج سال خشکسالی شدید را پشت سر گذاشته، تا آنجا که آن گونه که در گزارش اولیویه دو شوته آمده، دامداران این منطقه بین هشتاد تا هشتاد و پنج درصد دام های خود را از دست داده اند و بیش از ۸۰۰ هزار نفر از مردم منطقه در فقر شدید زندگی می کنند. این در حالی است که شرق سوریه منطقه ای نفت خیز است و تمامی تولید نفت سوریه که ۳۷۵ هزار بشکه در روز برآورد می شود از این منطقه استخراج می شود
پناهگاه ناراضیان کرد.
در مورد اینکه چه تعداد از جمعیت سوریه را کردها تشکیل می دهند آماری دقیق و رسمی در دست نیست. منابع کرد ارقامی تا شش میلیون را ذکر می کنند که با توجه به جمعیت ۲۳ میلیونی سوریه چندان واقع بینانه به نظر نمی رسد. بیشتر منابع مستقل این رقم را حدود دو میلیون می دانند هرچند در برخی از آنها این میزان تا سه میلیون هم ذکر شده است .
منطقه تمرکز کردها، ناحیه موسوم به جزیره در گوشه شمال شرقی سوریه است، شهرستان عین العرب (کوبانی) در استان حلب و کوهستان موسوم به جبل الاکراد که کردها آن را چیای کورمانج می نامند و بخشی از آن در استان عنتب ترکیه قرار دارد نیز کردنشین است.
در نواحی دیگر شرقی و شمالی سوریه هم کردها در کنار عرب ها و اقلیتهای آشوری و ارمنی زندگی می کنند، بخشی از کردها هم به دمشق و دیگر شهرهای بزرگ مهاجرت کرده اند و حتی عده ای از آنان به لبنان کوچیده اند که به بخشی از آنها، تابعیت لبنانی اعطا شده است.
کردهای سوریه عمدتاً مسلمان و پیرو مذهب سنی شافعی اند، اقلیتی نیز از مذاهب علوی و یزیدی پیروی می کنند
تا پیش از دهه شصت میلادی، کردها در حکومت سوریه مشارکت داشتند و دو تن از رؤسای جمهور این کشور، فوزی سلو و حسنی زعیم، کرد بودند، سوریه همچنین پناهگاه فعالان کرد ترکیه بود که در کشور خود تحت تعقیب قرار می گرفتند.
برخی از چهرهای معروف سیاسی و فرهنگی کرد مانند میرجلادت علی بدرخان و جگرخون، شاعر نامدار کرد از ترکیه به سوریه کوچیده بودند و یکی از همین کردهای ترکیه، عثمان صبری، در سال ۱۹۵۷ حزب دموکرات کرد را در سوریه بنیان نهاد
سرخ ها و زردها
در سال های آغازین دهه ۱۹۶۰ میلادی که دولت عراق با جنبش خودمختاری طلبی ملا مصطفی بارزانی (پدر مسعود بارزانی، رئیس کنونی دولت خودگردان کردستان عراق) درگیر بود، کردهای سوریه هم با جنبش بارزانی همدلی می کردند و فعالان سیاسی کرد به حمایت از این جنبش پرداختند.
همزمان، سوریه صحنه سیاسی نا آرام و بی ثباتی داشت و دولت این کشور از بیم سرایت جنبش بارزانی به خاک خود، اقداماتی برای مهار کردها آغاز کرد
در سال ۱۹۶۲، دولت طرحی را در منطقه جزیره به اجرا در آورد که هدف از آن، سرشماری از مردم محلی به منظور صدور شناسنامه های جدید اعلام شد.
با پایان سرشماری، بخشی از کردهای جزیره که تعدادشان بین هفتاد تا یکصد و پنجاه هزار نفر برآورد شده، سوری شناخته نشدند و به گفته دولت، نتوانستند مدارک و دلائلی برای اثبات سوری بودن خود عرضه کنند. اینکه دولت بر چه اساسی کردهای جزیره را سوری یا غیرسوری تشخیص داد بحث ها و اعتراضاتی برانگیخت، بخصوص اینکه نمونه هایی وجود داشت که در بعضی خانواده ها، برخی اعضای خانواده سوری شناخته شدند و بعضی غیرسوری یا اینکه مثلاً فردی مانند توفیق نظام الدین که رئیس ستاد ارتش سوریه بود، سوری شناخته نشد و تابعیتش از او سلب شد
کسانی که دولت خارجی تشخیصشان داد به دو بخش تقسیم شدند، به گروهی از آنان کارتهای شناسایی سرخ رنگی دادند و نامشان به عنوان خارجی در دفاتر دولتی ثبت شد، بی آنکه تابعیت کشور دیگری را داشته باشند، بدین ترتیب، این افراد به خارجیانی تبدیل شدند که تنها حق اقامت در سوریه دارند بی آنکه از حقوق شهروندی برخوردار باشند.
به عده دیگری هم تنها برگه ای زرد رنگ دادند، بی آنکه حتی نامشان را ثبت کنند؛ به این افراد که به "مکتوم" معروف شدند، تنها حقی که داده شد، ادامه زندگی در سوریه بود، بی آنکه از حقوق شهروندی یا حتی حقوق مربوط به خارجیان مقیم این کشور بهره ای ببرند.
این افراد و فرزندانشان که اکنون، بنابر گزارش اولیویه دو شوته، جمعیتشان به سیصد هزار نفر بالغ می شود همچنان در وضعیت بی ملیتی به سر می برند، در حالی که این وضعیت خلاف موازین بین المللی است که دولت سوریه به عنوان عضو سازمان ملل متحد ملزم به رعایت آنهاست
اعلامیه حقوق کودک صادره از مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۵۹ و معاهده بین المللی حقوق کودک که سوریه از سال ۱۹۹۳ به آن پیوسته، دولتها را ملزم می کند که کودکان را پس از تولد ثبت نام و تابعیت آنها را بنابر قوانین خود، مشخص سازند.
بنابر ماده بند ج ماده ۳ قانون تابعیت سوریه، کودکانی که از پدر و مادری با تابعیت مجهول یا بدون تابعیت به دنیا بیایند، شهروند سوریه به شمار می روند اما دولت سوریه این قانون را تاکنون در مورد کردهای بدون تابعیت اجرا نکرده است
پیامدهایی هم که نداشتن تابعیت برای این دسته از کردها در سوریه به همراه می رود، همچون محرومیت از تحصیل، ناقض معاهده بین المللی حقوق کودک، منشور ملل متحد و دیگر تعهدات دولت سوریه است.
گورک یا به کردی گهورک (Gewirk)، نام یکی از ایلهای کرد مکری منطقه بوکان واقع در قسمت کردنشین استان آذربایجان غربی ایران است.
گورکها در منطقه بوکان محال (مکری) و مهاباد و در نیمه غربی شهرستانهای سردشت و نیز ناحیه کوچکی در غرب اورمیه و همچنین در کردستان عراق در منطقه قلعهدیزه و اربیل ساکن هستند. مرکز اصلی این ایل در شهر ربط واقع در کیلومتر ۲۵ جاده سردشت به مهاباد و بوکان میباشد. ای گورک از ایلات اصیل کردستان مکری میباشند و به روایتهایی از ناحیه ارومیه ویا به روایتی از منطقه سلیمانیه به این دیار آمده اند.
همچنین تیره هایی از این ایل ساکن شهرستان سقز دز محور بانه- سقز هستند.طائفه جوانمردی از خانواده های خوشنام کردستان و سقز و عشایر گورک می باشند.
سرگذشت ایل گورک
ایل گورک یکی از ایلات خوشنام و غیور کردستان می باشد که در منطقه به تساهل ومدارا شهره هستند....این ایل در حال حاضر یکجانشین می باشد و همراه با حفظ آداب و رسوم خویش در صدد سازگاری با زندگی در عصر جدید هستند.. نواحی محل سکونت این ایل در کردستان ایران گستره وسیعی از ارومیه تا منطقه سقز وبانه یعنی منطقه موکریان را شامل می شود.ودر کردستان عراق نیز این ایل در شهر شارباژیر سلیمانیه و اطراف هولیر سکونت دارند..در مورد اینکه عشایر گورک از کجا و در چه زمانی به موکریان آمده اند روایات متعددی موجود است ..اما در کل باید گفت که ایل گورک همراه با دیگر عشایر موکری همچون مامش و منگور و فیض الله بیگی و دهبکری و بیگ زاده های بوداق سلطان بزرگ و زرزا و بریاجی و ملکاری و پژدری و پیران و مرگه ای وغیره در یک دوره زمانی ۵۰ ساله به نواحی جنوب دریاچه اورمیه مهاجرت کرده اند...دوره زمانی مهاجرت این عشایر دوره حکومت سلسله قره قویونلو قبل از دوره صفویان بوده است و از نواحی بین دیار بکر و هولیر به موکریان مهاجرت کرده اند در مورد ایل گورک باید گفت که این ایل از منطقه گه و ه ر (استان وان )در کردستان ترکیه هم مرز با ارومیه به اربیل و سلیمانیه و جنوب دریاچه ارومیه مهاجرت کرده اند...دلیل مهاجرت هم اختلافات سیاسی و قبیله ای بوده است که ذکر مشروح آن در اینجا نمی گنجد...ریشه کلمه گورک از گاور به معنای نگهبان آتش می باشد که بر می گردد به اینکه روایت شده که بزرگان این ایل جزء موبدان و کاهنان زردشتی قبل ظهور اسلام بوده اند......
بزرگ ایل گورک قره عثمان بیگ بوده که در دوران حکومت امپراطوری عثمانی در حدود ۴۵۰ سال پیش جزء بزرگان حکومت بوده است.
ایل گورک در حال حاضر در نواحی زیر ساکن هستند:
ارومیه * تواحی ته رگه و ه ر - سومای برادوست- سردشت(ربط.لیلانه.هند اباد .مکل آباد شندره. شموله.بناویله.بصره.بالان.کانی گویز....
مهاباد * جنوب مهاباد بوکان*دهستان ایل گورک
سقز* دهستان گورک در اطراف جاده بانه-سقز پیرانشهر *منطقه نه لین
سلیمانیه*منطقه شارباژیر- هولیر*منطقه سیویل
از خانواده های سرشناس این ایل موارد زیر می توان نام برد... بایزیدی - عزیزی - محمدی - رشیدی - عباسی - پیروتی - ابراهیمی - خضری -جهانگیری - حسنی- ابراهیم زاده-مامندی
دهبکری نام یکی از معتبرترین و مهمترین ایلهای در استان آذربایجان غربی ایران است، که میتوان گفت سرزمین پهناوری (بخش بزرگی از استان آذر بایجان غربی را تحت مالکیت داشتند. (در شهرستانهای مهاباد، میاندوآب، نقده و بوکان)
گرچه تاکنون سرشماری رسمی از آنان صورت نگرفتهاست اما جمعیت آنان در حدود ۲۵هزار نفر میباشد. افراد این ایل از نژاد آریایی و قوم کرد هستند. دهبکریها برای میهمان احترام زیادی قائلد. آنان همگی پیرو دین اسلام و شافعی مذهبند.
بیرم آقا جد عشایر دهبکری میباشد، بنا به گفتهٔ برخی از سالخوردگان شاه انورآقا و پسرش حال انور آقا، وبرخی دیگر اظهار میدارند شانزرآقا و پسرش محمد نزر آقا. کسانی هم میگویند احمد آقا و پسرش عرب آقا بوده. ولی کسی که آمدنش به این منطقه ازسرزمین کردستان یعنی موکریان برای ما مسلم و محرز است و عشایردهبکری از نسل ایشانند بیرم آقا بودهاست. بیرم آقا در سال ۱۱۷۵هجری قمری در اواخر حکومت نادر شاه افشار همراه ایل اشکوتی از محال ممیوند زرین کمر دیاربکر(شمال کردستان که هم اکنون تحت حاکمیت ترکیه است) کوچ نموده و به منطقهٔ موکری آمدهاند . البته خود بیرم اقا از ایل قهرمانی بوده است.
اولین جایی که وارد میشوند جایی است به نام بیرمو که درنزدیک قریهٔ شاولی واقع است. مدتی در آنجا به سرمی بردند و سپس در قریهٔ دهبکر که درحدود ۲۵کیلو متری غرب مهاباد واقع است ساکن شدند و از ان هنگام به ایل دهبکری اشتهار یافتند.
این که مهاجرت بیرم اقا از دیار بکر به منطقهٔ موکری به چه منظور انجام گرفتهاست بر ما معلوم نیست. مقبرهٔ ایشان در بین قریهٔ دهبکر وقریهٔ قاضی اباد در جایی به نام پیروبایز قرار دارد
. با اینکه قریهٔ دهبکر قبل از اصلاحات ارضی تحت مالکیت ایل منگور بود اهالی قریهٔ مذکور و ان سامان تا کنون نیز برای ارامگاه بیرم اقا احترام فراوان قائلند. بیرم اقا دارای سه پسر بود ولی معلوم نیست که ایا در دیاربکر متولد شدهاند ویا بعد از مهاجرت ودر دهبکر تولد یافتهاند.
طوایف دهبکری۹۵٪درصد طوایف دهبکری شهرنشین میباشند:و ساکن شهرستانهای مهاباد و بوکان نقده [ میاندواب پیرانشهر و ارومیه [ تهران ] و تعداد زیادی از آنان در خارج از کشور ساکن میباشند.
در حال حاضر ایل دهبکری به پنج طایفهٔ:
طایفه معروف آقا، طایفه محمد آقا، طایفهٔ عباس آقا، طایفه سلیمان آقا، و طایفهٔ شیخ آقا؛ تقسیم میشوند و هر طایفه به چندین تیره تقسیم میشود:
۱ - طایفهٔ معروف آقا: علی یار - معروفی - ایلخانی زاده - مهتدی - گلا بی - پیروتی - رسولی - حمیدی - دیموکری.
'۲-'طایفهٔ محمد آقا': عزیزی - دهبکری - مجرد - مظفری - محمدی - کریمی(قم قلعه) - فتاحی (دارلک) - مجردکبیریان - قادری - حمزه زاده - صدیقی - میهنی - حسن زاده وقادری نژاد (قرهداغ)- قهرمانی (ترشکان) .
۳- طایفهٔ عباس آقا: کریمی (دایماب) -عباسی - قادری - شهابی - فرید - امیر امینی.
۴- طایفهٔ سلیمان آقا: قهرمانی - دانشمند - بایزیدی - احمدی - محمدی - فتاحی - پوراقدم - پیروتی(قلعه حسن) - معروف زاده - هوشمند - ابوبکری- پارسا - مرادی - احمدزاده -اسماعیلی.
۵- طایفهٔ شیخ آقا: شیخ آقایی - حقیقی.

ایل جمور (ایلات جمهور یا ایل جمیر)، از طوایف چادرنشین کرد استان همدان، ( سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچنده ۱۳۷۷: نتایج تفصیلی کل کشور، تهران ۱۳۷۸ش، ص ۱۵)، اغلب چادرنشینان ایل جمیر در فصل تابستان به همدان و کردستان میروند و از استان کرمانشاه به عنوان راه عبور استفاده میکنند.
جمورهای همدان، از طوایف باجلانی محسوب می شوند. باجِلان، یک گروه ایلی-عشایری از کردها است که در سرزمین ایران و عراق پراکندهاند. (محمد مردوخ، تاریخ مردوخ: تاریخ کرد و کردستان، سنندج ۱۳۵۱ش، ص ۷۸، ۸۶).
طایفه های جمور (جمیر): شاه ویسی . براز. گومه. عبدلی. جعفری. کرمی. چراغی.
قطعه شعری در وصف بیجار(گروس)
شهر ما ای هموطن آباد باد بام ایران ای خدا در یاد باد
شهر ما شهر امیر و فاضل است گر نهی جان در رهش بس قابل است
ساکنان آن پر ز مهر و با صفا مردمانش عاشق عشق خدا
نام او گروس دوران قجر شهرت قبلش بود زرین کمر
سرد و گرم روزگاران دیده است ظلم و ظالم بس فراوان دیده است
لشکر چنگیز کز اینجا گذشت از خودش ویرانه ها بر جا گذاشت
بعد او تیمور هم قدرت گرفت خاک ما با قتل و با غارت گرفت
دید چون گروس حاصل خیز را هدیه دادش خاک گندم خیز را
تا که شاه عباس آمد خاکمان ریخت خون مردمان پاکمان
دید تا خشم سیه منصوریان چاره را آن دید در تبعیدشان
نادر افشار هم از ترس تاج همچو شاه عباس شد با قوم خواج
زندیان با خاک یکسان کردنش ساکنان آباد با جان کردنش
خاک کشور را قجر بر باد داد شرق گروسش را به یک شهزاد داد
جنگ عالم گیر اول در گرفت شهر و صحرا را همه آذر گرفت
روس آن گه با شقاوت بی امان کرد ویران شهر ما را آن زمان
ترک هم چون روس آمد شهرمان ظلم کردش همچنان با مردمان
خاکمان خاک نجیب روزگار گشته چون کوهی به قامت استوار
خاک ما خاکی درخشان چون در است خاستگاه نا خدا بایندر است
پرورش داده امیری چون نظام پروریده ساکنانی با مرام
زادگاه شیر دانشگاهی است نام او آری نجات الهی است
حال خواهم گویم از کردارمان از زبان و مذهب و پندارمان
اصل ما ایرانی و کردی زبان عشقمان باشد علی در هر زمان
اهل علم و دانش و دین پروریم در صف اقوام دیگر سروریم
شهر ما شهر جوانان خلف پروریده مردمانی با شرف
ای خدا بیجاریان را شاد باد
در همه جا روحشان آزاد باد
شعر از محمد مریوانی
زاخو (به کردی کرمانجی: Zaxo) یکی از شهرهای کردستان عراق واقع در استان دهوک است.
شهر زاخو در نزدیکی مرز ترکیه قرار گرفته و از قدیم به عنوان ایستگاه بازرسی مرزی عمل میکردهاست. جمعیت آن حدود ۳۵٬۰۰۰نفر است و رودخانه خابور از میان آن میگذرد. دیدنیترین اثر تاریخی زاخو پلی سنگی به نام پل دلال است که از تختهسنگهای بزرگ ساخته شدهاست.
نام زاخو را برگرفته از زبان کردی و به معنی رود خون دانسته اند زیرا زمانی نبردی خونین میان ایران و روم در این جایگاه روی داده است.
خودزاده نیز دانستهاند.
در آرامی زاخوتا ظفر معنی می دهد که باز اشاره ای به جنگ ایران و روم دارد
زبان رایج در شهر زاخو، کردی کرمانجی به لهجهای نزدیک به لهجه منطقه جزیره بوتان در کردستان ترکیه و منطقه دهوک است. کردها به این شهر لقب «عروس بادینان» دادهاند. بادینان یا بهدینان نام ناحیه و گروهی از کردهای کرمانج است.
امروزه این شهر یکی از بازارگاهها بزرگ شمال عراق است. بسیاری برای کار از نقاط گوناگون عراق و حتی سوریه به زاخو مهاجرت کردهاند. بتازگی حکومت منطقهای کردستان آغاز به حفر چاه نفت در ناحیه زاخو کردهاست.
زاخو شماری خواننده نامی دارد:
عبدالقادر زاخویی
اردوان زاخویی
ایاض زاخویی
قهار زاخویی
صالح یوسفی

جاده پاوه به نوسود(روستای کمدره)

شهر نوسود مركز قدیمی اورامان لهون نزدیكترین شهر اورامان به كشور عراق در منطقه و منظره ای جالب و تماشایی و در میان دو اقلیم گرمسیری و سردسیری در شمالغربی پاوه وااقع است در ده كیلومتری نوسود آرامگاه یكی از امامان اهل حق بنام سلطان اسحاق وجود دارد كه زیارتگاه عموم مسلمانان منطقه است و برادران اهل حق هم به آن ارادت خاص و بسیار دارند . شهر نوسود بر روی مدار 35و46 درجه با ارتفاع 1310 متر از سطح دریا قرار گرفته است .زبان مردم این شهر به زبان هورامی(اورامی)می باشد.
این شهر كوچك مرزی سابقه تاریخی طولانی دارد و مقر حكومتی جعفر سلطان(یكی از خوانین اورامان)در 80 سال گذشته بوده است. نوسود در طول تاریخ چندین بار ویران شده اما هر بار مجدداً بازسازی گردیده است. در جنگ 8 ساله ایران و عراق به ویرانه ای كامل تبدیل شده بود و اكنون بازسازی شده واز نظر تجارت مرزی اهمیت زیادی پیدا كرده است اما به دلایل گوناگون از این فاكتور به نحو مطلوب و آنچنان شایسته وبایسته استفاده نشده است.
شهر نوسود دارای شهرداری وبخشداری است که شامل سه دهستان ودو شهر نوسود ونودشه وچندین روستا می باشد. بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت بخش نوسود شهرستان پاوه در سال ۱۳۸۵ برابر با ۸۲۴۷ نفر بوده است .اغلب جمعیت نوسود، جمعیت جوانی بوده كه مشغول به تحصیل می باشند.
در این شهر حوضی وجود دارد به نام (حه وزه لاره) محل تفریح واستراحتگاه خوانین بوده كه اكنون آثاری از آن باقی مانده است.
پیرامون شهر نوسود را كوههای نسبتاً بلند ازجمله شمشی، سونی، بازی بی گناه،دالانی و شاهو احاطه کرده است .
نوسود دارای سه قسمت است: 1- (مله سروا )که محلی بسار زیباست که در سالهای اخیر ساختمانهای زیبا وشیک درآنجا ساخته شده اند 2- (قلوه ز ) در میان باغهای زیبا محصور است 3- (ده گا ) که مرکز شهر در آنجا واقع گردیده است.
محلهایی از جمله دره گمالی, دره هرات, حه زه لاره و...از جاهای دیدنی این شهر زیباست.
*آب و هوا*
ازنظر آب و هوایی منطقۀ نوسود در ناحیۀ معتدل كوهستانی كشور قرار گرفته و به طور كلی دارای آب و هوای معتدل، اما با توجه به قرارگرفتن نقاط مرتفع دركنار اراضی پست می توان گفت كه ازنظر محلی دارای دو نوع آب و هوا می باشد.
یكی آب وهوای معتدل در نقاط مرتفع كه غالباًدر نواحی شمالی منطقه حاكم است، و دیگری آب و هوای نسبتاً گرم كه بیشتردر نواحی جنوبی دیده می شود.بخش شمالی و مرتفع دارای زمستانهای سرد و خنك ودلپذیر می باشد.بخش جنوبی بر خلاف قسمت شمالی،دارای زمستانی معتدل كه بندرت درآن برف باریده و یخبندان در آن بسیار اندك است و نیز دارای تابستانهای گرم و خنك می باشد و می توان گفت كه همین اختلاف دما در منطقه،مِهر طبیعت است كه بشر را به تحسین خود واداشته است.
|
|
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||